new5 free

آسیب شناسی سازمان سیاسی فضای ایران

199.000تومان

توضیحات

109 صفحه
فایل word

چکیده

تقسیمات سیاسی فضای یک کشور به عنوان عاملی اساسی برای مدیریت فضای سرزمینی محسوب می­گردد. آنچه در این تحقیق مد نظر قرار دارد توجه به آسیب شناسی تقسیمات کشوری در منطقه جنوب شرق ایران استان سیستان و بلوچستان می­باشد. آسیب شناسی خود به معنای بررسی عوامل شناخت کاستی­ها، آفت­ها و مصیبت­ها و … می­باشد باتوجه به این موضوع که منطقه جنوب شرق کشور از موقعیت جغرافیایی و ژئوپلیتیکی خاصی برخوردار است لزوم بررسی سازمان سیاسی فضا در این منطقه احساس گردید. این پژوهش با استفاده از روش توصیفی-تحلیلی در صدد پاسخگویی به این سوال است که بازتاب­های توسعه­ای و امنیتی تغییرات تقسیمات کشوری در استان سیستان و بلوچستان چیست؟ یافته­های تحقیق بیانگر این موضوع است عامل جمعیت و تعداد و تراکم آن، بیشترین نقش را در تقسیمات سیاسی فضای استان داشته است. از سویی دیگر استان سیستان و بلوچستان، از لحاظ منابع طبیعی اندکی ضعیف بوده و سرمایه گذاری­های کلان هم در آن چندان انجام نشده است و به سرمایه و تلاش بیشتی نسبت به استان­های پیشرفته نیاز دارد تا توسعه یابد؛ با این وجود، به دلیل سطوح کم تقسیمات سیاسی – اداری نسبت به مساحت ان و جمعیت کم، سهم کمی از بودجه کشور را دریافت می­نماید. در نهایت می­توان بیان نمود مرزبندی های تقسیمات به گونه ای بوده که منابع محیطی را به صورت متوازن میان واحدها تقسیم نکرده است. همه این عوامل به عدم توسعه سرزمینی در استان دامن زده است.

کلمات کلیدی: آسیب شناسی، سازمان سیاسی فضا، استان سیستان و بلوچستان

فهرست مطالب

فصل اول: طرح تحقیق.. 8

1-1- بیان مساله: 9

2-1-اهداف تحقیق: 12

3-1-سوالات و فرضیات تحقيق: 12

4-1-روش تحقیق.. 13

5-1-محیط شناسی.. 13

6-1-پیشینه تحقیق.. 16

7-1-نوآوری تحقیق: 19

فصل دوم: ادبیات و مبانی نظری تحقیق.. 20

مقدمه. 21

1-1-2- مفهوم تقسیمات کشوری.. 21

2-1-2- مفهوم فضا 22

3-1-2- مفهوم ناحیه سیاسی 23

4-1-2- مفهوم سازمان سیاسی فضا 24

5-1-2- مفهوم ناحیه بندی و سازماندهی سیاسی فضا 24

6-1-2- عوامل تأثیرگذار بر ناحیه بندی سیاسی فضا 25

2-1-7- امنیت.. 32

8-1-2- حفره دولت.. 33

2-2- مبانی نظری.. 36

1-2-2- نظریه هیلهورست.. 36

2-2-2- نظریه های ناحیه بندی.. 38

3-2- مطالعات تطبیقی.. 40

1-3-2- فیلیپین.. 41

2-3-2- کره جنوبی.. 42

3-3-2- ژاپن.. 42

4-3-2- اتریش… 43

5-3-2- هلند. 43

6-3-2- فنلاند. 44

7-3-2- چین.. 45

8-3-2- انگلستان. 46

9-3-2- کشورهای اروپای شرقی.. 47

10-3-2- مجارستان. 48

11-3-2- لهستان. 49

12-3-2- چک… 51

13-3-2- مدل مفهومی تحقیق.. 53

فصل سوم: محیط شناسی و روش شناسی تحقیق.. 58

1-3- محیط شناسی.. 59

1-1-3- موقعیت جغرافیایی سیستان و بلوچستان. 60

2-3- روش شناسی تحقیق.. 63

1-2-3- مراحل انجام تحقیق.. 65

2-2-3- متغیرهای تحقیق.. 65

فصل چهارم: یافته ها 67

مقدمه. 67

1-4- سازمان سیاسی فضا در استان سیستان و بلوچستان. 68

2-4- وضعیت شاخص های توسعه در استان سیستان و بلوچستان. 72

1-2-4- شاخص های اقتصادی.. 73

4-2-4- شاخص های اجتماعی.. 85

3-4- وضعیت شاخص های امنیت در استان سیستان و بلوچستان. 90

فصل پنجم: نتایج و پیشنهادات.. 93

مقدمه. 93

1-5- خلاصه فصول پیشین.. 94

2-5- نتیجه گیری.. 95

3-5- پیشنهادات.. 98

منابع. 102

الف) منابع فارسی.. 102

ب) منابع انگلیسی.. 105

فصل اول: طرح تحقیق

 

  

1-1- بیان مساله:

تقسيم بندی های سياسی فضایی در هر کشوری تعيين کننده نوع و نظام برنامه ریزی کلان فضایی در نظام حکومتی و سياسی کشورهاست. سازماندهی سياسی فضایی کشورها تاثيرات متقابلی بر امنيت و روند توسعه و شکوفایی مناطق و نواحی پراکنده در سرتاسر کشورها دارد. اگر این نظام پراکنش قدرت، متناسب با نيازها و قابليت های سرزمينی و مردمی یک کشور تنظيم نشود هرگز به اهداف مدیریت کلان و توسعه پایدار و استفاده از ظرفيت های متنوع سرزمين یک کشور نمی توان رسيد. مدیریت سياسی فضا به توسعه فضا، چه  در سطح خرد و چه در سطح کلان هویت می بخشد تا بر پایه روندهای ایجادشده، به بهره برداری عقلانی از امکانات و توان بالقوه منابع طبيعی و انسانی در مسير توسعه متعادل و متوازن کشور و مناطق هدایت گردد(حافظ نیا و دیگران، 1385: 6). مهم ترین هدف از سازماندهی سياسی فضا در هر کشور در درجه اول ارائه بهينه خدمات به حداکثر شهروندان و در مرحله بعد اداره و کنترل افرادی است که در چارچوب  مرزهای سرزمینی زندگی می کنند(پورموسوی و دیگران، 1387: 77).

نظام تقسیمات کشوری از مشارکت و اجتماع کنش های مختلف عناصر متشکله در یک کشور شکل می گیرد. این عناصر بین خود پیوندهایی را برقرار می سازند که گاه بر اساس هم زیستی و همکاری است و گاه رقابت آمیز و ستیزه جویانه است. اساس این پیوندها در تناوب آنها است به گونه ای که عناصر مبتنی بر این روابط؛ تغییر ماهیت یافته و می توانند جایگزین یکدیگر شوند. نظام تقسیمات کشوری هم نظام تقسیمات اداری است و هم نظام سیاسی –انتخاباتی. شناسایی مناسبات تقسیمات کشوری /اداری/انتخاباتی از بستر قوانین و مبتنی بر تصمیمات گرفته شده صورت می گیرد.

 تقسیمات کشوری به عنوان چارچوب و بستر سازماندهی سیاسی فضا به ساختار و سلسله مراتب تقسیم بندی پهنه سرزمین یک کشور به واحدهای کوچک تر اطلاق می شود که نوعی سازماندهی برای تسهيل اعمال حاکمیت دولت هاست(میرحیدر و ذکی، 1381: 4)

کشور ایران هم از این قاعده مستثنی نیست و حکومت ها در ایران از دیرباز برای سازماندهی سرزمین تحت سلطه خود آن را به واحدهای کوچک تری تقسیم می کرده اند. به صورت رسمی و در حال حاظر نظام تقسيمات کشوری ریشه در متمم قانون اساسی مشروطه ) 1286 ه.ش(  دارد که کشور را به ایالات، ولایت، بلوک و ده به لحاظ سلسله مراتبی تقسيم نمود. در دوره قاجاریه اقتصاد فئودالی و ضعف حکومت مرکزی دولت را به همان تقسيماتی که بود تسليم می کرد و در نتيجه ضعف سيستم ارتباطی حکومت ایالات پای خود را به داخل حریم طبيعی خود واپس کشيدند و واحدهای طبيعی در جلد واحدهای سياسی رفتند و برعکس(ودیعی، اداره و تقسيمات کشوری ایران: 12) پس از این قانون، در آبلاان ماه 1316 ه.ش قانون تقسيمات کشوری اصلاح و نظام سلسله مراتبی تقسيمات کشوری جدیدی متشکل از استان-شهرستان-بخش-دهستان ارائه شد.  تا کنون نيز همين نظام در حال اجراست منتهی در طول تاریخ و به ویژه در سال 1362 تغييراتی در شاخص های تشکيل سطوح تقسيمات کشوری به وجود آمد و بحث تعداد جمعيت و وسعت و تراکم به عنوان ملاک های اصلی تقسيم کشور، به واحدهای مختلف سياسی و تشکيل سطوح مختلف تقسيماتی مطرح شدند. ارتقاء سطوح تقسيمات سياسی رابطه تنگاتنگی با جمعيت برقرار نمود و آستانه جمعيتی، ملاک عمده ارتقاء شد)احمدی پور و رهنما، 1382: 37). البته در این قانون برای نواحی با شرایط خاص، تبصره هایی در نظر گرفته شده است که  مناطقی با خصوصیات کویری و بیابانی، مرزی، دور افتاده و محروم و همچنین کم تراکم، به عنوان مناطق خاص و دارای اولویت مورد توجه بوده و برای این گونه از نواحی کشور، اولویت هایی مطرح شده که امکان تشکیل و ارتقای واحدهای اداری-سیاسی را با حداقل های ممکن را به شرح زیر فراهم ساخته است:

در آئين‌نامه اجرائي قانون تعاريف و ضوابط تقسيمات كشوري جمهوري اسلامي ايران مصوب 22/7/1362 هدف از برقراري نظام مطوب تقسيمات كشوري، فراهم آوردن موجبات هماهنگي در فعاليت‌هاي مختلف سازمان‌ها و مؤسسات دولتي و محلي و نهادهاي انقلاب اسلامي در جهت اجراي سياست عمومي دولت جمهوري اسلامي ايران، بیان شده است. از مجموع 36 ماده قانون تقسیمات کشوری، مواد 7، 14 و 29، برای مناطق و نقاط كم تراکم، دورافتاده مرزي، جزايري، جنگلي، كويري، نامساعد اقلیمی و محروم، شرایط خاصی به شرح زیر در نظر گرفته شده است:

ماده 7 وزارت كشور موظف است براي ايجاد بخش جديد در جهت اجراء تبصره 1 و 2 ماده 6 قانون در نقاط استثنايي كه در آن جمعيت محدوده در تراكم زياد كمتر از سي‌هزار نفر و در تراكم متوسط كمتر از 20هزارنفر و در تراكم كم و نقاط دورافتاده مرزي، جزايري، جنگلي، كويري، كمتر از 12 هزار نفر باشد لايحه پيشنهادي را جهت تصويب مجلس شوراي اسلامي به هيأت وزيران تسليم نمايد.

ماده 14 وزارت كشور موظف است براي ايجاد شهرستان جديد در اجراي تبصره 2 ماده 7 قانون در نقاطي استثنايي كه در آن جمعيت محدوده در تراكم زياد، كمتر از 120 هزارنفر و در تراكم متوسط كمتر از 80هزارنفر و در تراكم كم و نقاط مرزي، جزايري، كويري كمتر از پنجاه‌هزارنفر باشد لايحه پيشنهادي آن را جهت تصويب مجلس شوراي اسلامي به هيأت وزيران تسليم نمايد.

ماده 29 نقاط دور افتاده و محروم موضوع ماده 18 قانون كه به طور كلي متأثر از اوضاع نامساعد اقليمي ـ طبيعي ـ اقتصادي و محروميت از تسهيلات زندگي است و موجب حالت كم تراكم جمعيتي هر منطقه مي‌گردد بنابراين وزارت كشور مكلف است اجراي اين قانون را به ترتيب از مناطق كم تراكم آغاز نمايد.

و همچنین در قانون اصلاح موادي از قانون تعاريف و ضوابط تقسيمات كشوري مصوب 1362  مصوب 4/12/1389 در مجلس شورای اسلامی این موارد اصلاح یا اضافه شده است:

ماده 1 ـ تبصره (5) ماده (4) قانون تعاريف و ضوابط تقسيمات كشوري مصوب 15/4/1362 و اصلاحات بعدي آن به شرح ذيل اصلاح مي‌شود: تبصره 5ـ روستاهاي مركز بخش با هر جمعيتي و روستاهاي واجد شرايط چنانچه داراي سه هزار و پانصد نفر جمعيت باشند شهر شناخته مي‌شوند. ماده 2ـ ماده (6) قانون مذكور به شرح ذيل اصلاح مي‌شود: 1ـ تبصره (1) ماده (6) به شرح زير اصلاح مي‌گردد: تبصره 1ـ حداقل جمعيت محدوده هر بخش، با در نظر گرفتن وضع پراكندگي و اقليمي كشور به دو درجه تراكمي به شرح زير تقسيم شده است: الف ـ مناطق با تراكم زياد سي‌هزار نفر. ب ـ مناطق با تراكم متوسط بيست هزار نفر. 2ـ تبصره (2) ماده (6) به شرح زير اصلاح مي‌گردد: تبصره 2ـ در نقاط كم تراكم، دورافتاده، مرزي، جزايري، جنگلي، كويري و نقاط محروم و توسعه نيافته و همچنين جمعيت عشايري كه بيش از شش ماه در منطقه حضور دارند با توجه به كليه شرايط اقليمي، سياسي، اقتصادي و اجتماعي تا حداقل ده‌هزار نفر جمعيت با تصويب هيأت وزيران و درموارد استثنائي با تصويب مجلس، جمعيت بخش مي‌تواند كمتر از ميزان فوق باشد. 3ـ متن زير به عنوان بند الحاقي به ماده (6) اضافه مي‌گردد: بند الحاقي ـ كليه روستاهايي كه در حريم شهرها قرار دارند با تشخيص و درخواست فرماندار آن شهرستان به شهر مربوطه الحاق مي‌گردد. ماده 3ـ تبصره (2)ماده (7) درموارد زير اصلاح مي‌گردد: 1ـ بعد از كلمه « كويري» عبارت و « نقاط كمتر توسعه‌يافته (طبق فهرست سالانه دولت)» اضافه مي‌شود. 2ـ عبارت « تا حداقل پنجاه هزار نفر» حذف مي‌شود. ماده 4ـ دولت مي‌تواند درصورت تصويب هر مورد نسبت به تأمين بار مالي آن در بودجه سنواتي اقدام نمايد.

استان سیستان و بلوچستان با ویژگی های طبیعی و انسانی خود، دارای شرایط خاصی برای سازماندهی و آمایش سرزمین است. این استان از یک طرف از دورترین نواحی نسبت به مرکز کشور و از طرف دیگر دارای بیشترین خطوط مرزی خشکی و دریایی است. موانع اقلیمی و زیرساختی فراوان سبب شده تا این استان از کم تراکم ترین پهنه های کشورمان باشد. نبود امکانات، دشواری های اقلیمی، ناامنی، از بین رفتن فرصت های شغلی، همه و همه دست به دست هم داده تا استان سیستان و بلوچستان ازجمله مناطق عقب افتاده و نمونه یک ناحیه بی کیفیت برای زندگی به شمار آید. همان طور که بیان شد، سازماندهی سیاسی فضا و نظام تقسیمات کشوری بستر ساز خدمات دولت و در نهایت توسعه یک سرزمین است. در این تحقیق ما به دنبال این هستیم که تغییرات تقسیمات کشوری صورت گرقته را با توجه به ظرفیت های خاص قانونی برزسی نموده و مشخص کنیم که چگ.نه این ظرفیت ها در تغییرات تثسیمات کشوری استان مورد استفاده قرار گرفته و بازتاب آن چگونه با ابعاد توسعه و امنیت پیوند خورده است؟

2-1-اهداف تحقیق:

  • بررسی وضعیت نظام تقسیمات کشوری و روند تغییرات آن در استان سیستان و بلوچستان
  • بررسی میزان بهره گیری از ظرفیت های خاص قانون تقسیمات کشوری در ایجاد و تغییر واحدهای سیاسی-اداری
  • بررسی میزان توسعه در ابعاد گوناگون استان
  • بررسی وضعیت امنیت در استان
  • بررسی تاثیر تغییرات تقسیمات کشوری بر میزان توسعه و امنیت استان
  • ارائه پیشنهادهای ویژه برای ساختار تقسیمات کشوری استان و همچنین ارائه پیشنهادهایی برای تغییر و ایجاد بندهای جدید در قانون تقسیمات کشوری

3-1-سوالات و فرضیات تحقيق:

بنابراین در این تحقیق به دو سوال و فرضیه زیر می رسیم:

  • سوال اول: بازتاب های توسعه ای و امنیتی تغییرات تقسیمات کشوری در استان سیستان و بلوچستان چیست؟
  • فرضیه اول: به نظر می رسد سازمان سیاسی فضا در تقویت توسعه نیافتگی و شکل گیری نا امنی در استان سیستان و بلوچستان تأثیرگذار بوده است.

  • سوال دوم: ظرفیت های خاص موجود در قانون تقسیمات کشوری چه تأثیری بر استان سیستان و بلوچستان در راستای توسعه و امنیت آن داشته است؟
  • فرضیه دوم: به نظر می رسد سازمان سیاسی فضا در استان سیستان و بلوچستان استفاده مناسب از ظرفیت های توسعه ای موجود در قانون تقسیمات کشوری در ارتباط با مناطق مرزی توسعه نیافته و کویری را نداشته است.

4-1-روش تحقیق

این تحقیق به صورت توصیفی-تحلیلی بوده که از طریق مشاهده، مطالعه، پرسشنامه و مصاحبه، اطلاعات گردآوری شده و همچنین به صورت تحلیل توصیفی و همینطور روش های آماری در ,spss اطلاعات پایش و تحلیل خواهند شد. در پایان نتایج تحقیق با استفاده از نرم افزار ,GIS در نقشه تصویر خواهند شد.

5-1-محیط شناسی

استان سیستان و بلوچستان در جنوب شرقی ایران واقع است. این استان با 181785 کیلومتر مربع وسعت، ۱۱.5 درصد از وسعت این کشور را دربر می‌گیرد و جمعیت استان شامل 2534327 نفر می باشد. سیستان شامل زابل و شهرهای اطرافش است و بلوچستان دربرگیرنده بقیه شهرها از زاهدان تا چابهار است(درگاه ملی آمار، سرشماری عمومی نفوس و مسکن 1390).

نقشه1-1- موقعیت استان سیستان و بلوچستان(درگاه استانداری سیستان و بلوچستان)

مردم استان سیستان و بلوچستان از قومیتهای بلوچ و سیستانی می‌باشد که بلوچ‌ها به زبان بلوچی با لهجه‌های متفاوت و اغلب با مذهب تسنن و سیستانی‌ها به گویش پارسی سیستانی صحبت می‌کنند و عموماً پیرو مذهب تشیع اند(ویکیپدیا: 1393: استان سیستان و بلوچستان). بر اساس سرشماری عمومی سال 1390 تراکم نسبی استان 13.5 نفر در هر کیلومتر مربع بوده است که از این لحاظ یکی از  کم تراکم ترین استان های کشور محسوب می شود. میزان این شاخص در سال 1385 برابر 13 نفر در هرکیلومتر مربع بوده است.

استان سیستان و بلوچستان از لحاظ طبقه‌بندی اقلیمی درناحیه اقلیمی بیابانی و خشک می‌باشد. در یک تقسیم بندی کلی می‌توان گفت مناطق ایرانشهر، زابل و باهوکلات، آب و هوای بیابانی و ناحیه زاهدان در مرز بین اقلیم بیابانی و نیمه بیابانی قرار گرفته است. مناطق سراوان، خاش، چابهار، آب و هوای نیمه بیابانی و ناحیه کوهستانی بم پشت در جنوب سراوان و امتداد آن به طرف مشرق تا کوههای بشاگرد، آب و هوای نیمه بیابانی معتدل دارند. اقلیم مشرق ارتفاعات و فلاتهای مرتفع و کم وسعت میان آن، نیمه بیابانی با زمستانهای سرد است.

استان سیستان و بلوچستان  به عنوان پهناورترین استان در ناحیه جنوب شرقی کشور واقع شده است. کل مرزهای استان در حدود 1530 کیلومتر یعنی معادل یک ششم از کل مرزهای جمهوری اسلامی ایران می باشد.  طول مرزهای استان با کشورافغانستان نیز برابر با 288.5 کیلومتر یعنی معادل یک سوم از کل مرز ایران با افغانستان و طول مرزهای مشترک استان با کشور پاکستان 921.5 کیلومتر بوده که کل مرز مشترک ایران و پاکستان را تشکیل می دهد. طول مرزهای آبی استان با ساحل دریای عمان  نیز370 کیلومتر است.

استان سیستان و بلوچستان از دو منطقه متمایز تشکیل گردیده است. منطقه بلوچستان با 172305 کیلومتر مربع وسعت و از شهرستان های زاهدان، خاش، سراوان، ایرانشهر، نیکشهر، چابهار، سرباز، کنارک، دلگان، زابلی، سیب وسوران،  قصر قند، فنوج، تشکیل می گردد. منطقه سیستان نیز شامل شهرستان های زابل، زهک، نیمروز، هامون و هیرمند می باشد و 15917 کیلومترمربع مساحت دارد.

همجواری استان با کشورهای افغانستان و پاکستان با وجود بازارهای مصرف بی رقیب از یک سو و  شرایط خاص حاکم بر آن کشورها از سوی دیگر، این استان را از اهمیت بسیاری برخوردار ساخته است.

تهدیدات امنیتی و همچنین وجود بسترهای قاچاق کالا، سوخت و مواد مخدر ناشی از همجواری با مناطق مستعد در این زمینه در کشورهای مقابل موجب تشدید حفاظت از مرزها و ایجاد دیوار مرزی جهت مقابله با چالش های فراوان در این خصوص گردیده است(درگاه استانداری سیستان و بلوچستان).

این استان پهناور از 19شهرستان، 48بخش، 112دهستان و ۳7 شهر و 9285 آبادی تشکیل گردیده‌ است. بزرگترین و پرجمعیت‌ترین شهر استان زاهدان با بیش از ۵۶۷ هزار نفر جمعیت می‌باشد و کم جمعیت‌ترین شهر این استان شهر کوچک سرباز است که فقط ۱۰۴۷ نفر جمعیت دارد(درگاه استانداری سیستان و بلوچستان).

نقشه 1-2- شهرستان های استان سیستان و بلوچستان(درگاه استانداری سیستان و بلوچستان)

6-1-پیشینه تحقیق

  • کتاب ((آمایش سرزمین و برنامه ریزی محیطی در جنوب شرق ایران)) نوشته دکتر عیسی ابراهیم زاده:

در این کتاب با تعریف و تشریح ویژگی ها و بیان اطلاعات و آمار مفصل در حوزه های طبیعی، انسانی و زیست محیطی، شرایط کلی استان سیستان و بلوچستان توصیف و تحلیل شده و سپس روش ها و برنامه هایی برای آمایش و ساماندهی محیط زیست و محیط انسانی و طبیعی بیان شده است.

  • پایان‌نامه دوره کارشناسی ارشد ((تحلیل عوامل موثر بر ناپایداری مرزهای تقسیمات کشوری ایران پس از انقلاب اسلامی (سطح شهرستان) )) نوشته یحیی میرشکاران:

نتایج تحقیق نشان می‌دهد که در واقع نوع و قالب تقسیمات کشوری، حدود اختیارات واحدهای سیاسی و ارتباط متقابل این واحدها با یکدیگر و مرکز علاوه بر شکل حکومت، تحت تاثیر رژیم سیاسی، ساختار و نوع قدرت دولت، الیگارشی و به گونه‌ای تحت تاثیر جغرافیای قدرت و حمایت بوده است. این تاثیر و تاثرات ناشی از وجود نارسایی‌ها و کاستی‌های موجود در ساختار سیاسی قدرت و قانون تقسیمات کشوری ایران می‌باشد.

  • پایان‌نامه دوره کارشناسی ارشد ((تاثیر الگوی تقسیمات کشوری بر بی‌ثباتی سیاسی در ایران)) نوشته علیرضا منصوریان:

این تحقیق عوامل اصلی ناکامی تقسیمات کشوری در رسیدن به اهداف اساسی حکومت را شامل دو عامل زیر می‌داند: 1. شکل‌گیری دولت و تقسیمات داخلی مدرن و اجرا نشدن اصول قانون اساسی مشروطه که تحت لوای حکومت متمرکز با کودتای 1299 رضاخان آغاز شد. 2. توسعه ناهمگون اقتصادی در میان مناطق و استان‌های کشور و شکل‌گیری مرکز-پیرامون در سطوح سیاسی و ارتباط بین دسترسی به خدمات و امکانات بیشتر با ارتقای سطوح تقسیمات کشوری منجر به شکل‌گیری تقاضای فزاینده جهت ارتقای سطح شده است.

  • رساله دکتری ((تحلیل ژئوپلیتیکی نواحی بحرانی سیستان و بلوچستان)) نوشته دکتر یدالله کریمی پور:

این تحقیق که در پنج فصل شامل: ژئوپلیتیک، مفهوم و ویژگی های تحلیل، علل بحرانی بودن نواحی سیستان وبلوچستان از دیدگاه های مختلف، ملاحظه ای تحلیلی به فضای جغرافیایی بلوچستان وسیستان، منشاء جغرافیایی بحران های سیستان وبلوچستان و استراتژی خروج از بحران، تدوین گردیده به بررسی همه جانبه در ابعاد گوناگون طبیعی و انسانی استان سیستان وبلوچستان پرداخته و در پایان راهکارهایی برای حل مشکلات امنیتی و توسعه ای طرح کرده است.

  • مقاله علمی-پژوهشی ((تحلیل عناصر تهدید سیاسی-امنیتی در نظام تقسیمات کشوری ایران)) نوشته هادی اعظمی و علی‌اکبر دبیری:

در این پژوهش، هفت عامل شامل افزایش تمرکز سیاسی-اقتصادی، بی توجهی به جغرافیای فرهنگی کشور، شکل‌گیری رقابت‌های محلی و ناحیه‌ای، شکل‌گیری حفره‌های دولت، رخنه عوامل غیررسمی در نظام تقسیمات کشوری، بی‌توجهی به مشارکت مردم و تک‌عامله بودن قانون تقسیمات کشوری به عنوان مهمترین عناصر تهدید سیاسی-امنیتی نظام تقسیمات کشوری تجزیه و تحلیل شده است. در پایان مهم‌ترین چالش نظام تقسیمات کشوری را نداشتن اختیار تصمیم‌گیری واحدهای تقسیمات کشوری و در نتیجه، کارکرد منفی آن‌ها در افزایش تمرکز حکومت دانسته است.

  • مقاله علمی پژوهشی ((توسعه و امنیت در آمایش مناطق مرزی ایران)) نوشته علیرضا عندلیب و شریف مطوف:

نتيجه گيري مطالعات اين مقاله نشان ميدهد؛ توسعه و امنيت در مناطق مرزي لازم و ملزوم يكديگر است. همچنين، شدت عدم تعادل منطقه اي ميان مناطق مرزي و مناطق داخلي در ايران بر توسعه ملي تأثيرگذار است . به عبارت ديگر، اگر چه توسعه نيافتگي در مناطق مرزي كه منجر به ناامني مي شود، اثرات خود را بر توسعه نيافتگي و ناامني در كل كشور ميگذارد. اما موانع ذهني و عيني زيادي تاكنون باعث شده است اين گونه تأثيرات منفي ادامه داشته باشد. آمايش مناطق مرزي سعي دارد اين موانع را بردارد، و با ارايه يك نوع برنامه ريزي فضايي- راهبردي، توسعة يكپارچه و پايدار ملي را تحقق بخشد.

  • مقاله علمی پژوهشی ((تحلیل فضایی نابرابری های منطقه ای میان مناطق مرزی و مرکزی ایران)) نوشته دکتر عیسی ابراهیم زاده، دکتر میرنجف موسوی و شمس الله کاظمی زاد:

نتایج تحقیق نشان دهنده آن است که نه تنها میان توسعه مناطق مرزی و مرکزی تفاوت و نابرابری وجود دارد، بلکه میان درون مناطق چه در مناطق مرزی و چه در مناطق مرکزی نیز تفاوت های فاحش و چشمگیری وجود دارد. در واقع توسعه یافتگی مناطق مرکزی و توسعه نیافتگی مناطق مرزی بیانگر الگوی توسعه منطقه ای مرکز-پیرامون در ساختار فضایی کشور است.

  • مقاله علمی پژوهشی ((تقسیمات کشوری و توسعه پایدار؛ مطالعه موردی: ایران)) نوشته دکتر جواد اطاعت و سیده زهرا موسوی:

در این تحقیق با مقایسه ویژگی های نظام تقسیماتی کنونی با شاخص های توسعه پایدار این نتیجه را بدست داد که این نظام تقسیماتی نه تنها در دستیابی به توسعه پایدار موفق نبوده که خود مانعی بر سر راه توسعه محسوب می گردد.

  • مقاله علمی پژوهشی ((رابطه متقابل امنیت ناحیه ای و توسعه یافتگی فضاهای سیاسی با تاکید بر سیستان و بلوچستان)) نوشته جواد اطاعت و سیده زهرا موسوی:

اين تحقيق با در نظر گرفتن ارتباط مستقيم ميان امنيت ملي و توسعه ملي، به بررسي سطح توسعه يافتگي استان هاي كشور به منظور مقايسه استان ها ي مرزي و مركزي با تأكيد بر استان سيستان و بلوچستان پرداخته است. اين تحقيق به روش توصيفي -تحليلي و با استفاده از مدل تاكسونومي عددي، نشان مي دهد كه شكاف عميقي ميان سطح توسعه يافتگي استان سيستان و بلوچستان نسبت به ديگر نواحي وجود دارد.

  • مقاله علمی پژوهشی ((نقش ارتقای سطوح مدیریت سیاسی فضا در توسعه روستایی با تاکید بر ایجاد استان های جدید؛ مطالعه موردی: استان قزوین)) نوشته دکتر مهدی پورطاهری، ولی اله نظری، دکتر عبدالرضا افتخاری و دکتر زهرا احمدی پور:

این تحقیق با نمونه گیری و جمع آوری آمار و اطلاعات و استفاده از روش های آماری به این نتیجه دست یافته که اگرچه شکل گیری و ایجاد استانهای جدید به صورت تفویض قدرت و واگذاری اختیارات در قالب دولت های محلی صورت نپذیرفته و تنها شاهد تمرکززدایی اداری و مالی در سطح استانی بوده ایم، با این وجود به نظر می رسد حرکت حاظر گامی اساسی در کاهش حضور دولت ذدر سطوح محلی بوده و توانسته اثرات مثبت معناداری در سطح مناطق روستایی به وجود آورد.

7-1-نوآوری تحقیق:

هدف از این تحقیق، ارزیابی تقسیمات کشوری استان سیستان و بلوچستان بر اساس ظرفیت های خاص قانون تقسیمات کشوری است که به بررسی تاثیر تقسیمات کشوری بر توسعه و امنیت استان می پردازد. بررسی میزان توسعه و امنیت استان سیستان وبلوچستان از زاویه ساختار تقسیمات کشوری و همچنین تاثیر آن بر توسعه و امنیت استان کاری جدید به نظر می رسد که در پژوهش های گذشته کمتر ملاحظه می شود.

فصل دوم: ادبیات و مبانی نظری تحقیق

  

مقدمه

فصل دوم در دو بخش مجزا به بیان ادبیات و مبانی نظری تحقیق می پردازد. به این ترتیب که ابتدا در بخش ادبیات تحقیق، به بیان تعاریف و مفاهیم کلیدی پژوهش حاضر پرداخته و سپس، در بخش مبانی نظری به بررسی نظریه های مرتبط با موضوع پژوهش پرداخته و در نهایت با توجه به متغیرها و اهداف پژوهش، محقق یکی از آن نظریه ها را به عنوان پشتوانه نظری پژوهش بر می گزیند. همچنین در این فصل، تجارب مشابه کشورهای دیگر نیز به اختصار بیان می گردد.

1-2– ادبیات تحقیق

1-1-2- مفهوم تقسیمات کشوری

تقسیمات کشوری، سلسله مراتبی اداری-سیاسی در تقسیم هر کشور به واحدهای کوچکتر به منظور سهولت اداره و تأمین امنیت و بهبود اوضاع اجتماعی و اقتصادی است. این تقسیم بندی گاه بر مبنای تاریخ و فرهنگ، اوضاع جغرافیایی و جمعیت و گاه بر حسب ملاحظات سیاسی صورت می گیرد (اعظمی و دبیری، 1390: 148). گسترش هرچه بیشتر جوامع و توسعه جغرافیایی و جمعیتی حوزه های انسانی یکی از الزاماتی است که حکومت ها را به تجدید نظر و برقراری تقسیمات کشوری جدید بر اساس مواردی چون قومیت ها و اعمال سیاست های اقتصادی و سیاسی خاص اجتناب ناپذیر می شود (احمدی پور و دیگران، 1388: 30). تقسیمات کشوری، یکی از ابزارهای حکومتی در اداره و کنترل فضای جغرافیایی کشور است و تنها در مورد کوچکترین کشورها است که امکان دارد از پایتخت یک کشور، بدون اتخاذ یک یا چند طبقه واسط اداری، به طور کامل و مستقیم بر سرزمین کشور حکومت کرد (مویر، 1379: 251). کارکرد تقسیمات کشوری را بدین صورت می­توان بیان نمود: تامین خدمات و امکانات برای مناطق نیازمند و تسهیل حاکمیت دولت تا پایین­ترین رده سیاسی (احمدی پور و دیگران، 1380: 557). هدف کلی تقسیمات کشوری، تهیه چهارچوب و بستری مناسب برای تداوم بقای ملی، امنیت ملی و تسهیل توسعه متوازن منطقه ای است. تصمیم گیری مرتبط با فضای جغرافیایی یک کشور می تواند از بعد امنیت داخلی یک کشور بسیار تأثیرگذار باشد. تصمیمات نادرست همگرائی ملی را کاهش می دهد و حتی در سیاست خارجی کشور نیز تأثیر می گذارد. اهمیت تقسیمات کشوری و ارتباط مستقیم آن با بقای ملی، تمنیت ملی، تسهیل اعمال اراده حکومت و … لزوم شناخت عوامل مؤثر در نحوه تقسیمات کشوری را دوچندان می کند. مهم ترین عوامل مؤثر در تقسیم بندی فضا در ایران در دوره معاصر عبارتند از: شکل حکومت و نوع رژیم سیاسی، مسائل سیاسی – امنیتی و استراتژیک، اقلیت های اکولوژیک، جغرافیای قدرت و حمایت و همچنین شاخص های علمی و قانونی بیشترین میزان اثرگذاری را در الگوی تقسیمات کشوری داشته است (اعظمی و دبیری، 1390: 148-149).

2-1-2- مفهوم فضا[1]

فضا گستره­ای از سطح زمین است که به واسطه بهم پیوستگی فزاینده بنیادهای زیستی آب، خاک، پدیده­های زمین ساخت  و پویش­های جوامع انسانی سامان یافته است. بنابراین م­توان بیان نمود که مفهوم فضای جغرافیایی آکنده از عناصر، روابط و داد و ستدهایی است که در تحلیل­های فضایی کارکردی نقش بنیادی دارند (Messy, 1999: 78). فضای جغرافیایی از مفهوم فضا جدانشدنی است بنابراین زمانی می­توان چیستی فضای جغرافیایی را به درستی درک نمود که بتوان مفهوم فضا را تبیین نمود. فضا واژه ای است که در زمینه­های متعدد و رشته های گوناگون از قبیل فلسفه، جامعه شناسی، معماری، شهر سازی و جغرافیا به طور وسیع مورد استفاده قرار می­گیرد (حافظ نیا و دیگران، 1389: 76). از دیدگاه مطلق، فضا سامانه هندسی است که دارای ابعاد z, y, x می­باشد (Kitchin, 2009: 268). از دیدگاه ربطی، فضا در ارتباط با رابطه­های پرشده و آرایش موقعیتی جهانی از عوامل مادی است (Elden, 2009: 264). از دیدگاه  شناختی، فضا، انتزاعی و بازنمایانه، و فرآورده ذهن می­باشد و از دیدگاه روابطی، فضا روابط اجتماعی است، و فرآورده و ساخته شده پیوندهای مرتبط می­باشد. از دیدگاه کثرت گرایانه و نسبی گرا که تعریف نسبی از فضا نیز برگرفته از آن می­باشد به سعادت مطلق و قابل تعمیم برای تمامی افراد در تمام زمان­ها اعتقاد ندارد. در این دیدگاه، فضا یک ظرف بی طرف و منفعل نیست بلکه دائماً تولید و از طریق مناسبات و روابط بین فرم­ها و فرایندها دچار بازساخت می­شود. بنابراین رفتار فضایی مبتنی بر قوانین طبیعی نیست بلکه محصول روابط حاکم بر فضا می­باشد (Foucalt, 1980: 67). باید بیان نمود که در جغرافیا مطالعه رابطه متقابل انسان و محیط طبیعی در قالب مفهوم فضا تعیین می­یابد (کامران، واثق، 1389 :12). فضا در جغرافیا عبارت است از بخشی از سطح زمین که مورد سکونت انسان قرار داشته و جایگاهی است که ساختار زندگی اجتماعی در آن تحقق می یابد (حافظ نیا، 1389: 112). اصولاً فضای جغرافیایی از پدیده­ها، عناصر، جریان­ها و روندهایی تشکیل شده است که از سنتز و برهم کنش اجزای فضا بر یکدیگر در یک قلمروی معین بدست می­آیند (Wills, 2000: 56). در حقیقت زمانی که مجموعه­ای از مکان ها در قالب نقاط متعامل به صورت خط یا سطح انتظام یا سامان بیابند فضای جغرافیایی شکل می­یابد. بر این پایه کنش متقابل فضایی شامل جریانی از کالاها، خدمات، اطلاعات در میان مکانها است که گستردگی و شدت آن تابعی از میزان عرضه و تقاضای مکان­ها می­باشد. هنگامی  که عناصر فضایی در قالب کالبد و فرم و همچنین شبکه ارتباطات و جریانها یا همان محتوایی که در درون شبکه جابجا می­شود در یک رابطه نظاممند سلسله مراتبی افقی و عمودی قرار می­گیرند؛ فضای جغرافیایی زاده می­شود (حافظ نیا، 1393: 213).

3-1-2- مفهوم ناحیه سیاسی [2]

ناحیه قلمرو بالنسبه گسترده­ای است که به تبع ویژگی­های جغرافیایی و جامعه شناسی، از چنان وحدتی برخوردار است که آن را از نواحی مجاور و یا مجموعه­ای که ناحیه را در میان گرفته است، متمایز می­سازد (حسین زاده دلیر ،1388 : 16). به عبارتی دیگر ناحیه وسعت زمینی از یک کشور است که وحدت آن ناشی از داده­های فیزیکی (آب و هوایی، رویش گیاهی و ناهمواری) یا انسانی را (شکل جمعیت پذیری، اقتصادی، ساختار سیاسی و یا اداری و یا …) است (آسایش، 1388: 22). از طرف دیگر می­توان بیان نمود که ناحیه، فضا یا قسمتی از سطح کره زمین یا خاک یک کشور محسوب می­شود که عواملی طبیعی، اقتصادی و اجتماعی آن را از محیط اطراف خود متمایز کرده است (شیعه، 1369: 89). در ارتباط با تعریف ناحیه سیاسی باید بیان نمود که ناحیه سیاسی به بخشی از سطح زمین گفته می­شود که در قلمرو اراده سیاسی و فرمانروایی یک قدرت سیاسی قرار گیرد. این قدرت سیاسی ممکن است فرد، نهاد، نظام ساسی یا حکومت، سازمان (منطقه ای و جهانی)، شورا یا جمعی متشکل باشد که یک فضای جغرافیایی را در اختیار می گیرد و به طور همه جانبه یا موردی، اراده خود را بر قلمرو آن اعمال می­کند. بنابراین، با توجه به تنوع و تعدد قدرت­های سیاسی و نهادهای فرمانروا، فضای جغرافیایی سطح زمین به نواحی متعدد سیاسی همجوار، متداخل یا سلسله مراتبی تقسیم می شود (احمدی پور و دیگران، 1393: 63). یک ناحیه در جغرافیا، هنگامی قابل تشخیص و از یک شخصیت یکپارچه و متمایز از دیگر نواحی جغرافیایی برخوردار است که عوامل پیوند دهنده اجزای آن به خوبی آشکار و قابل شناسایی باشند. این عوامل پیوند دهنده ممکن است عوامل جغرافیایی یا فیزیکی باشد، مانند واقع شدن در محیط جغرافیایی ویژه ای که ساکنانش را به دلیل مشغله خاصی یکپارچه سازد، یا اینکه ممکن است عوامل فرهنگی و معنوی باشد که محیط جغرافیایی – سیاسی ویژه ای را پدید آورد. در مورد نخست، معمولاً این گونه نواحی به گونه استان، شهرستان، بخش و برزن تقسیم می شود و جغرافیای سیاسی کشور را شکل می دهد. در مورد دوم، معمولاً این گونه ناحیه ها به گونه حوزه های انتخاباتی جدا از هم در می آید و جغرافیای انتخابات کشور را واقعیت می بخشد (مجتهدزاده، 1381: 50).

4-1-2- مفهوم سازمان سیاسی فضا [3]

سازمان سیاسی فضا فرآیندی است که طی آن بخشی از سطح زمین که توسط مرز تعیین حدود شده است، برای ایفای نقش های سیاسی سازماندهی می شود (میرحیدر، جزوه درسی). مفاهیم و الگوهای فضایی در چارچوب مقیاس، فاصله (فیزیکی و اجتماعی)، جهت، توده (جمعیت)، آهنگ پخش، مجاورت، ادراک انسان از فضا، تأثیر انسان بر فضا که به دگرگونی چشم انداز می انجامد در سازمان یابی سیاسی فضا نقش می آفرینند. سازمان سیاسی فضا زمینه کنش متقابل واحدهای موجود را فراهم می کند؛ از این رو بازتاب نظم اجتماعی و سیاسی درون جامعه است (میرحیدر، 1380: 11). به طور کلی سازماندهی و ناحیه بندی فضا به کردارها و فعالیت هایی گفته می شود که هدف از آن ها مدیریت موثر فضای جغرافیایی یک ناحیه سیاسی است. فضای مذکور از نظر عوامل ساختاری و کارکردی به وحدت و تجانس می رسد، به گونه ایی که از هویت یگانه و تجزیه ناپذیر برخوردار می شود (حافظ نیا و کاویانی راد، 1393: 216).

5-1-2- مفهوم ناحیه بندی و سازماندهی سیاسی فضا[4]

مرزبندی، سطح بندی و جهت دهی به نظام هندسی فضا در چارچوب قطب­ها، جهت­ها، شبکه­ها و خوشه­های فضایی را ناحیه بندی می­نامند (ASSUNCAI, 2006: 799). در واقع می­توان بیان نمود که ناحیه بندی با تعامل بین عناصر، روابط یا پیوند عوامل طبیعی و انسانی مانند عوامل اقتصادیف اجتماعی، سیاسی، نهادی و … سبب می­شود تا از سایر نواحی متمایز گردد (آذرباد، 1392: 94). عوامل متفاوتی در ناحیه بندی موثر هستند که از میان آنها می­توان به مواردی مانند کمک مالی، تمرکززدایی، مشارکت، طرح ریزی برنامه و مکمل بودن در سیاست­های منطقه­ای در ارتباط با مناطق اروپایی نام برد (Voronova, 2013: 13).

سازماندهی سیاسی فضا در هر کشوری با در نظر گرفتن سابقه تاریخی و فرهنگی، شرایط جغرافیایی، اقتصادی و سیاسی و متغیرهای دیگر جهت اعمال حاکمیت و نیز عرضه خدمات عمومی انجام می­گیرد (ودیعی، 1349 :10). در واقع هدف نهایی از تقسیم هر کشور به واحدهای کوچکتر برای سهولت اداره و تأمین امنیت در جهت بهبود اوضاع اجتماعی و اقتصادی می­باشد (اعظمی و دبیری،1390 :148). سازماندهی سیاسی فضا بخشی از سطح زمین که توسط مرز محدود شده را براي ایفاي نقش هاي سیاسی آماده می­نماید (احمدي پور،  1388). هر حکومتی برای ادارۀ قلمرو سرزمینی خود ناچار است کشور را به واحدهای اداری کوچکتر تقسیم نماید تا بتواند بهتر و موثرتر به ایفای نقش خود در مدیریت سرزمینی و حکومتی بپردازد (امیر احمدیان، 1383 :11). سازماندهی سیاسی فضا، در جهت کنترل و اداره موثر سرزمین و یکی از عوامل مهم و تاثیر گذار در قلمرو سازی و قلمروداری کشورها محسوب می­گردد (Palma, 2002: 2). کارکردهای سیاسی و غیرسیاسی واحدهای تقسیماتی فضای دولت ملی این امکان را فراهم می­نماید که در چهارچوب کلیت دولت ملی، ساختار و سازمان مناسبی ایجاد گردد تا واحدهای مزبور قادر باشند اقدامات خود را با هماهنگی بیشتر و در جهت رسیدن به اهداف ملی و محلی و در نتیجه بهبود شرایط سیاسی دولت ایجاد نمایند (حافظ نیا، 1381: 370). جغرافیدانان در مطالعه سازمان سیاسی فضایی بر سه عامل تاکید بیشتری دارند:

  • گره­ها؛
  • پیوندها؛
  • حوزه نفوذ.

در واقع می­توان بیان نمود که برنامه ریزی چند سطحی، تجدید سازمان فضایی از طریق بازساخت گره­ها، پیوندها و حوزه نفوذ خواهد بود. بدین ترتیب در این نوع برنامه­ریزی­ها فرایندهای مرکزیت متمرکز، رها می­شوند و به جای آن عدم مرکزیت متمرکز در فعالیت­های انسانی می­نشیند. سازمان بازساخت شده و به صورت سازمان فضایی برنامه ریزی چند سطحی نمود می­یابد (لطفی، 1394: 170).

6-1-2- عوامل تأثیرگذار بر ناحیه بندی سیاسی فضا

تحلیل نظام سیاسی و شکل آن، نظام اداری، فضای جغرافیایی، پیوندهای عاطفی و سیاسی میان مردم و مکان، شبکه مناسبات اجتماعی و جمعیت و پراکنش جغرافیایی آن از شاخص های تأثیر گذار در فرایند تقسیمات کشوری به شمار می آیند (احمدی پور و دیگران، 1393: 67). در ادامه به بررسی عوامل تاثیر گذار بر ناحیه بندی سیاسی فضا خواهیم پرداخت:

1-6-1-2- مجاورت جغرافیایی[5]

این معیار اساس همه معیارهای بازیابی نواحی است که مستلزم آن است هر منطقه از لحاظ جغرافیایی به هم پیوسته باشند. هاگراستراند با مطالعه ملاک های جغرافیایی در حوزه های کوچک کشور سوئد و سراسر اروپا، به واقعیت ناشی از اثر مجاورتی در گسترش پدیده ها و نوآوری ها پی می برد. اثر مجاورتی به صورت واسطه عمل می کند و تماس های اجتماعی بین افراد را  سهولت می بخشد (شکویی، 1382: 307). به طور کلی اجتماع انسان ها به اموری گرایش دارد که هر گاه آن را در خطر ببیند از آن دفاع می کند. برای آن ها اوضاع متفاوت اجتماعی، ارزش همسان ندارد و خواه ناخواه بر آن هستند فضای همدلی با خود ایجاد کند (مجتهد شبستری، 1379: 62). تأثیر مجاورت و همسایگی از مفاهیمی است که با جغرافیا در ارتباط است. ادبیات تأثیر مجاورت و همسایگی بر این دیدگاه استوار است که انسان ها ذاتأ اجتماعی آفریده شده اند و تمایل دارند با دیگران (که در محدوده زندگی خود هستند) تعامل داشته باشند. به دیگر سخن، وجود عناصر و اشتراکات محیطی، اقتصادی- اجتماعی در شکل گیری فضاهای همگون و به تبع در خلق هویت های مکانی و کنش همسان ساکنان فضا و گروه های اجتماعی نقش انکار ناپذیری دارد (کاویانی راد، 1392: 72). افرادی که در این ناحیه زندگی می کنند در عین حال که فردیت خود را حفظ می کنند، به عنوان عضو یک گروه خود را ما می خوانند؛ این بدان معناست که فرد خود را متغلق به یک گروه می داند (عضدانلو، 1386: 515). چنین فضایی افراد را به همراهی یا باز اندیشی در باورهایشان با پدیده غالب ساختار فضایی- فرهنگی ترغیب می کند. بر این اساس، ادراک پدیده، فراینری محیطی و زمینه وند است؛ به این معنی که افراد متأثر از محیط و دیدگاه اشخاص و فضاهایی هستند که در تعامل با آن قرار دارند و بر آن اساس منافع و امنیت خود را تعریف می کنند و به نوعی همراهی و همگونی با محیط یا همان ساختار فضایی- فرهنگی ترغیب می شوند (کاویانی راد، 1392: 75). کاکس معتقد است که اگر همه وضعیت ها را برابر بپنداریم، افراد از دیدگاه همسایگان شان بیشتر اثر پذیرند تا کسانی که دورتر از آن ها زندگی می کنند که وی آن ها پیامد یا تأثیر مجاورت می نامند(همان). بین دو مقوله مجاورت فیزیکی- جغرافیایی، نگرش انتخاباتی و اعتماد رابطه علی وجود دارد؛ به این مفهوم که همبستگی بالایی میان متغییر مستقل فاصله جغرافیایی و اعتماد رأی دهندگان به داوطلب وجود دارد (مرکز پژوهش های مجلس شورای اسلامی، 1384: 28). بنابراین می­توان بیان نمود که عامل مجاورت جغرافیایی و همسایگی باعث ایجاد همدلی در میان ساکنان یک ناحیه می­شود. باتوجه به اینکه این عامل سبب ایجاد تفاوت یک ناحیه و مردمان آن با ناحیه و مردمان مجاور می­گردد و با توجه به ویژگی­هایی که برای آن ذکر شد می­تواند به عنوان یک فاکتور در ناحیه بندی محسوب گردد.

2-6-1-2- جمعیت[6]

از عامل جمعیت می­توان در تقسیم بندی حوزه­های انتخاباتی بهره گرفت. میانگین جمعیت هر حوزه انتخاباتی در تعیین تعداد نمایندگان هر محدوده انتخاباتی لحاظ می شود. برابری جمعیت حوزه های انتخاباتی اساس تعداد نمایندگان حوزه های انتخاباتی است (حافظ نیا، کاویانی راد، 1383: 250). دلیل این که چرا ناحیه بندی مجدد باید پس از هر سرشماری انجام شود ساخت جمعیت برابر  برای منطقه است. این معمولأ توسط انحراف کل جمعیت اندازه گیری می شود که مجموع تفاوت بین جمعیت واقعی و جمعیت ایده ال هر منطقه به دست می آید. میزان تساوی جمعیتی در کشورهای مختلف به نوع تصمیم قضایی و پارلمانی مربوط می شود. عامل جمعیت برابر در ناحیه بندی و تقسیم بندی حائز اهمیت بسیاری است. زیرا این عامل با توسعه و امنیت می­تواند در ارتباط نزدیکی باشد. درصورتیکه مناطق ابتوجه به سطح امکانات و شرایط محیطی و انسانی تفکیک نشوند ممکن است کاهش یا افزایش سطح توسعه یافتگی را در مناطق به دنبال داشته باشد و سبب گردد تا عدم تعادل جمعیتی و توسعه یافتگی در کشور رخ دهد. به عنوان مثال اگر جمعیت منطقه­ای را بدون توجه به میزان امکانات توسعه­ای آن بیش از حد در ناحیه بندی خود در نظر بگیریم این امکان وجود دارد تا مردم ناحیه با عدم توسعه یافتگی و عدم عدالت جغرافیایی روبرو شوند و ممکن است مانند استان سیستان بلوچستان این جمعیت زیاد با منابع نامحدود طبیعی فشار بسیاری را بر منابع وارد ساخته و سبب از بین رفتن طبیعت و افزایش فقر در منطقه شوند. در نتیجه این عمل افزایش ناامنی و بروز مهاجرت­های گسترده به سایر مناطق خواهد بود. اگر سیل عظیمی از این مهاجران وارد مناطق توسعه یافته با جمعیت متناسب با محیط و شرایط طبیعی خود شوند باعث افزایش بار تکفل بر منطقه جدید و در نتیجه برهم خوردن تعادل محیطی گشته و در درازمدت این منطقه را نیز با بحران روبور خواهند ساخت. بنابراین توجه به این عامل در ناحیه بندی در دراز مدت می­تواند بر روند رشد و توسعه منطقه و مردم و در نهایت بر کل کشور نیز تاثیر گذار باشد.

[1] Space

[2] Political area

[3] Organization of political space

[4] Zoning and organization of political space

[5] Geographical neighbourhood

[6] population

نقد و بررسی ها

هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است .

اولین کسی باشید که دیدگاهی می نویسد “آسیب شناسی سازمان سیاسی فضای ایران”

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

86 − = 82