حراج!

اخلاق در بوستان

99,000تومان 19,000تومان

توضیحات

دانلود و مشاهده قسمتی از متن کامل پایان نامه :

دانشگاه آزاد اسلامي واحد بردسیر

دانشكده ادبيات فارسي – رشته زبان و ادبيات فارسي

جهت اخذ کارشناسی ارشد

موضوع:

اخلاق در بوستان

چکیده

پژوهش  حاضر پیرامون ارزشهای اخلاقی در بوستان سعدی می باشد.هدف ازاین پژوهش بررسی آموزه های اخلاقی دربوستان سعدی می باشد.روش این تحقیق قیاسی ،استقرایی است درابتدای پایان نامه روش ما به صورت قیاسی است که مطالب رابه طورکلی بیان کردیم ماننداخلاق وویژگی های آن وسپس به شیوه ی استقرایی است وبه توضیح مطالب جزء به جزءپرداخته شده است که آموزه های اخلاقی دربوستان سعدی می باشد. کوشش ما آن بوده است که تا حد امکان تنها به معرفی اخلاقیات‌ بپردازیم.توجه این اخلاقیات به عقل،آن را از خطر تعصب دور نگهداشته و همواره اخلاق کامل موافق شریعت و طریقت بوده است.

در تدوین این پژوهش از آثار اندیشمندانی چون  عبدالحسین زرین کوب ، ذبیح اله صفا و کلیات سعدی استفاده نمودم .  درپایان نتیجه ای که می توان ازاین تحقیق دریافت این است که سعدی به حق معلم اخلاق بوده و در علوم دینی و حکمت عملی و عرفان و سیاست و شناخت اجتماع متبحر و استادبوده است.

کلیدواژه:اخلاق،حکمت،مدینه فاضله ،جهان بینی ،سعدی ،بوستان

فهرست مطالب

عنوان                                                                                                                      صفحه

سرآغاز سخن  ……………………………… 2

فصل اول : کلیات

اخلاق…………………………………….. 8

علم اخلاق چیست؟…………………………… 12

 مسائل اخلاقى در قرآن …………………….. 15

بازگشت‏به اصول اخلاقى در قرآن ………………. 18

فصل دوم  : جهان بيني سعدی

جهان بینی سعدی…………………………… 22

تاثیر پذیری سعدی از قرآن در بوستان ………… 25

تربیت ، محور اندیشه سعدی…………………… 26

زمینه های انسانی ، اخلاقی و اجتماعی در گلستان و بوستان 38

نگاهی به اندیشه های اجتماعی و سجایای اخلاقی سعدی 40

تفسیر زندگی یا رمز و رازهایی از حکمت عملی سعدی. 42

فصل سوم : اخلاق در بوستان

اخلاق در عرصه ی روابط انسانی……………….. 45

 

اخلاق در بوستان…………………………… 47

آرمان شهر سعدي در بوستان …………………. 49

اخلاق از نظر حکمای ایرانی………………….. 56

اخلاق در ادبیات ایران……………………… 59

عفت گرایی و نفس کشی………………………. 63

فصل چهارم : یافته ها

مضامین اشعار سعدی………………………… 69

گرامیداشت عقل، علم و عمل………………….. 70

تقوا و پرهیزکاری…………………………. 71

تواضع…………………………………… 72

جوانمردی…………………………………. 76

صبر……………………………………… 78

صدقه (دهش) در راه خدا…………………….. 82

قناعت…………………………………… 85

انسان دوستی و همدردی با دیگران……………… 89

به جانیاوردن شکر خدا …………………….. 93

عدل ،تدبیر و رأی ………………………… 97

رضا و خشنودی ……………………………. 99

نیکوکاری ……………………………….. 99

فصل پنجم : نتیجه گیری

نتیجه گیری………………………………. 103

منابع و مآخذ…………………………….. 106

مقالات…………………………………… 110

 

 

فصل اول

کلیّات

 

 

 

 

 

اخلاق

«اخلاق»جمع «خُلق»وبه معنای نیرو وسرشت باطنی انسان است که تنها با دیدۀ بصیرّت وغیر ظاهری قابل درک است.در مقابل،«خَلق»به شکل وصورت محسوس وقابل درک ، چشم ظاهر گفته می شود؛همچنین «خُلق»را صفت نفسانی راسخ نیز می گویند که انسان،افعال متناسب با آن صفت را بی درنگ،انجام
می دهد،مثلاً فردی که دارای «خلق شجاعت»است.در رویا رویی با دشمن،تردید به خود راه نمی دهد.(راغب اصفهانی،1340:159).

اخلاق در اصطلاح عالمان این فن برگرفته شده از همان معنای لغوی است.از دیدگاه آنان خُلق در اصطلاح ملّکه ای نفسانی است که به اقتضایی آن،فعلی به سهولت و بدون نیاز به فکر کردن از انسان صادر می شود.ملکه آن دسته از کیفیّات نفسانی است که به کندی از بین می رود ودر برابر دسته دیگری از آن به نام حال؛به سرعت زوال می پزیردو(ابن مسکویه،1 اخلاق در اصطلاح عالمان این فن برگرفته شده از همان معنای لغوی است.از دیدگاه آنان خُلق در اصطلاح ملّکه ای نفسانی است که به اقتضایی آن،فعلی به سهولت و بدون نیاز به فکر کردن از انسان صادر می شود.ملکه آن دسته از کیفیّات نفسانی است که به کندی از بین می رود ودر برابر دسته دیگری از آن به نام حال؛به سرعت زوال می پزیرد.(ابن مسکویه،1961:27)

این حالت استوار درونی،ممکن است در فردی به طور طبیعی،ذاتی وفطری وجود داشته باشد؛مثلاً کسی که به سرعت عصبانی می شود ویا به اندک بهانه ای شاد می شود.منش ها دیگرخُلق،وراثت،تمرین وتکراراست؛ماننداینکه نخست با تردید ودودلی اعمال شجاعانه انجام می دهد تابه تدریج و بر اثرتمرین،در نفس او صفت راسخ شجاعت به وجود می آید؛به طوری که از این پس بدون تردید،شجاعت می ورزد.(ابن مسکویه،1961:51).

همین معنا را نصیرالدین طوسی در اخلاق ناصری،فیض کاشانی در حقایق، ملا صدرا در اسفاراربعه نقل کرده اند.هم چنان که مطهری در تعریف آن چنین آورده که:«فرایندی که منجر به ایجادعادت وطبیعت ثانوی ویا ملکاتی که با اختیار وتلاش پیگیر در روح بشربه وجود می آید اشاره دارد.»(مطهری،1346:17).

لذا در ارتباط معنای لغوی واصطلاحی اخلاق می توان گفت که اخلاق اعم از ملکات اخلاقی و همه کارهای ارزشی انسان که متصف به خوب وبد می شود و می توانند برای نفس انسانی کمالی را فراهم آورند یاموجب پیدایش رذیلت ونقص در نفس شوند را در بر می گیرد.بر این اساس موضوع اخلاق موضع وسیعی است که شامل ملکات وحالات نفسانی وافعالی می شود که رنگ ارزشی داشته باشد.

حضرت در عهد نامه مالک اشتر از آن کارگزار با اخلاص خودمی خواهد که مانند پرنده باشد تا همه انسان ها زیر بال های محبت بارش ، آرامش یابند و مانند درنده نباش که با قوه قهریه و خشونت ، گوشت بدن مردم را بخورد :  و لا تکونَنَّ علیهم سبعا ضاریاَ تَعتَنِهُم اِللهُم فَانّهُم صَنفانٍ امّا اَخً لَکَ فی الدین و رامّا نَظیرٌ فی الخَلقَ (شهيدي، 1376: 9) .

بنابراین اخلاق یکی از بزرگترین قوای محرکه ی جهان است و در کمال تظاهرات خود ، طبیعت انسانی را در عالی ترین شکل آن مجسّم می سازد.

بی شک بحثهای اخلاقی از زمانی که انسان گام بر روی زمین گذارد آغاز شد، زیرا ما معتقدیم که حضرت آدم علیه السلام پیامبر خدا بود، نه تنها فرزندانش را با دستورهای اخلاقی آشنا ساخت بلکه خداوند از همان زمانی که او را آفرید و ساکن بهشت ساخت مسائل اخلاقی را با اوامر و نواحی اش به او آموخت.

سایر پیامبران الهی یکی پس از دیگری به تهذیب نفوس و تکمیل اخلاق که خمیر مایه سعادت انسانها است پرداختند، تا نوبت به حضرت مسیح علیه السلام رسید که بخش عظیمی از دستوراتش را مباحث اخلاقی تشکیل می دهد، و همه پیروان و علاقه مندان او، وی را به عنوان معلم بزرگ اخلاق می شناسند.

اما بزرگترین معلم اخلاق پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله بود که با شعار «انما بعثت لا تم-م مکارم الاخلاق» مبعوث شد و خداوند درباره خود او فرموده است: «و انک لعلی خلق عظیم؛ اخلاق تو بسیار عظیم و شایسته است! »

در میان فلاسفه نیز بزرگانی بودند که به عنوان معلم اخلاق از قدیم الایام شمرده می شدند، مانند: افلاطون، ارسطو، سقراط و جمعی دیگر از فلاسفه یونان.

به هر حال بعد از پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله امامان معصوم علیهم السلام به گواهی روایات اخلاقی گسترده ای که از آنان نقل شده، بزرگترین معلمان اخلاق بودند؛ و در مکتب آنها مردان برجسته ای که هر کدام از آنها را می توان یکی از معلمان عصر خود شمرد، پرورش یافتند.

زندگانی پیشوایان معصوم علیهم السلام و یاران با فضیلت آنان، گواه روشنی بر موقعیت اخلاقی و فضائل آنها می باشد.

اما این که «علم اخلاق» از چه زمانی در اسلام پیدا شد و مشاهیر این علم چه کسانی بودند داستان مفصلی دارد که در کتاب گرانبهای «تاسیس الشیعه لعلوم الاسلام» نوشته آیت الله صدر، به گوشه ای از آن اشاره شده است.

نامبرده این موضوع را به سه بخش تقسیم می کند:

الف – می گوید اولین کسی که علم اخلاق را تاسیس کرد امیر مؤمنان علی علیه السلام بود که در نامه معروفش (به فرزندش امام مجتبی علیه السلام ) بعد از بازگشت از صفین، اساس و ریشه مسائل اخلاقی را تبیین فرمود؛ و ملکات فضیلت و صفات رذیلت به عالیترین وجهی در آن مورد تحلیل قرار گرفته است!

این نامه را (علاوه بر مرحوم سید رضی در نهج البلاغه) گروهی دیگر از علمای شیعه نقل کرده اند.

بعضی از دانشمندان اهل سنت مانند ابو احمد حسن بن عبدالله عسکری نیز در کتاب الزواجر و المواعظ تمام آن را آورده و می افزاید:

«لو کان من الحکمة ما یجب ان یکتب بالذهب لکانت هذه؛ اگر از کلمات پندآموز، چیزی باشد که با آب طلا باید نوشته شود، همین نامه است! »

ب – نخستین کسی که کتابی به عنوان «علم اخلاق» نوشت اسماعیل بن مهران ابی نصر سکونی بود که در قرن دوم می زیست، کتابی به نام صفة المؤمن و الفاجر تالیف کرد (که نخستین کتاب شناخته شده اخلاقی در اسلام است) .

ج – نامبرده سپس گروهی از بزرگان این علم را اسم می برد ( هر چند صاحب کتاب و تالیفی نبوده اند، از آن جمله:

«سلمان فارسی» است که از علی علیه السلام درباره اش نقل شده که فرمود: «سلمان فارسی مثل لقمان الحکیم – علم علم الاول و الاخر، بحر لاینزف، و هو منا اهل البیت؛ سلمان فارسی همانند لقمان حکیم است – دانش اولین و آخرین را داشت و او دریای بی پایانی بود و او از ما اهل بیت است. »

2 – «ابوذر غفاری» است ( که عمری را در ترویج اخلاق اسلامی گذراند و خود نمونه اتم آن بود. درگیری های او با خلیفه سوم «عثمان» و همچنین «معاویه» در مسائل اخلاقی معروف است؛ و سرانجام جان خویش را نیز بر سر این کار نهاد.

3 – «عمار یاسر» است که سخن امیرمؤمنان علی علیه السلام درباره او و یارانش مقام اخلاقی آنها را روشن می سازد، فرمود: «این اخوانی الذین رکبوا الطریق ومضوا علی الحق، این عمار… ثم ضرب یده علی لحیته الشریفة الکریمة فاطال البکاء، ثم قال: اوه علی اخوانی الذین تلوا القران فاحکموه، وتدبروا الفرض فاقاموه، احیوا السنة واماتوا البدعة؛ کجا هستند برادران من! همانها که سواره به راه می افتادند و در راه حق گام بر می داشتند، کجاست عمار یاسر! … سپس دست به محاسن شریف خود زد و مدت طولانی گریست، پس از آن فرمود: آه بر برادرانم همانها که قران را تلاوت می کردند و به کار می بستند، در فرائض دقت می کردند و آن را به پا می داشتند، سنتها را زنده کرده، و بدعتها را میراندند! »

4- «نوف بکالی» که بعد از سنه 90 هجری چشم از جهان پوشید، و دارای مقام والایی در زهد و عبادت و علم اخلاق است.

5- «محمد بن ابی بکر» که راه و روش خود را از امیرمؤمنان علی علیه السلام می گرفت و در زهد و عبادت گام در جای گامهای او می نهاد، و در روایات به عنوان یکی از شیعیان خاص علی علیه السلام شمرده شده و در اخلاق، نمونه بود.

6- «جارود بن منذر» که از یاران امام چهارم و پنجم و ششم بود و از بزرگان علما است و در علم و عمل و جامعیت مقام والائی دارد.

7- «حذیفة بن منصور» که از یاران امام باقر و امام صادق و امام کاظم: بود و درباره او گفته شده: «او علم را از این بزرگواران اخذ کرده و نبوغ خود را در مکارم اخلاق و تهذیب نفس نشان داد. »

8- «عثمان بن سعید عمری» که از وکلای چهارگانه معروف ولی عصر حضرت مهدی ارواحنافداه می باشد، و از نواده های عمار یاسر بود، بعضی درباره او گفته اند: «لیس له ثان فی المعارف والاخلاق والفقه والاحکام؛ او در معارف و اخلاق و فقه و احکام، دومی نداشت! » و بسیاری دیگر از بزرگانی که ذکر نام همه آنها به درازا می کشد.

علم اخلاق چیست ؟

علم اخلاق علمی است که از صفات و رفتار اختیاری انسان بحث می کند و او را با فضایل و رذایل اخلاقی آشنا می سازد تا بتواند صفات فاضله را کسب کرده ،از رذایل بپرهیزد و بدین وسیله سعادت خود را تکمیل نماید و کارهایی از او سر زند که موجب ستایش اجتماع گردد.

این علم در بحث های خود به این نتیجه می رسد که ریشه ی تمامی قسمت های اخلاقی را سه نیروی عمومی تشکیل می دهد : شهوت، غضب وتفکر و کلیه کردار و رفتار انسانی از ترکیب واتحاد این نیروی سه گانه حاصل می گردد واین ترکیب می تواند مبدا کردارهای خاصی شود تا در سایه آن به سعادتی که این ترکیب به خاطر آن قرار داده شده است ،نایل گردد.

بدین سبب اهل حکمت توصیه می کنند که باید سعی شود که هیچ یک از این سه نیرو از مسیر اعتدال خارج نشود. زیرا اگر افراط و تفریطی در یکی از آن ها روی دهد، تعادل میان اجزاءِ ترکیبی به هم می خورد و هدف که سعادت نوع بشر است ، از بین می رود. در علم اخلاق حد اعتدال هر یک از نیروهای سه گانه و افراط وتفریط آن ها را روشن ساخته اند،به این ترتیب:

1-حد اعتدال قوه شهویه،«عفّت»و حدّ افراط و تفریط آن «حرص»و«تنبلی»است.

2-حد اعتدال قوه غضبیه ،«شجاعت»وحدّ افراط وتفریط آن «تهور»و«ترس»است.

3-حد اعتدال قوه تفکّر،«حکمت» وحدّافراط و تفریط آن «جُربُزه»و«کودن بودن»است.

4-از مجموع این ملکات معتدله در نفس، ملکه چهارمی به وجود می آید که «عدالت» نامیده
می شودکه حقیقتش این است که هر یک از نیروها را در حد شایسته خود نگه دارد و دو طرف افرط وتفریط آن هارا که مذموم است از نفس تزکیه کند.

مجموع این چهار اصل:عفت ،شجاعت، حکمت وعدالت اصول اخلاق فاضله را تشکیل می دهد و از هر یک فروعی منشعب می شود که با دقت وتحلیل بازگشت به آن می کند و نسبت هر یک از این فروع به اصل خود نسبت نوع است به جنس. این فروع بسیارند. استاد علامه طباطبایی از مجموع این اصول و فروعات و اخلاق فاضله طرح زیبایی به شکل درختی چهار شاخه تنظیم کرده اند.

علم اخلاق حدود هر یک از فروع مزبور وطرف افراط و تفریط آن را تشریح می کند.سپس فضیلت  بودن آن را توضیح داده، طرز تحصیل آن را راه علم وعمل روشن می سازد .

یعنی برای وصول به آن از طریق علمی جهات علمی آن را ذکر کرده ، اعتقاد به نیکی آن را درشخص ایجاد می کند وبرای رسیدن به آن از طریق، طرز تکرار رفتارهایی را که موجب رسوخ آن ملکه در نفس
می شود ، به انسان می آموزد.

چون علم اخلاق از انواع صفت نیک وبد(صفاتی که ارتباط به کردار اختیاری انسان دارد) واز چگونگی و کیفیت اکتساب و یا دور کردن این صفات بحث می کند ،پس موضوعش صفات فاضله و رذیله است، از آن جهت که برای انسان قابل اکتساب و اجتناب اند. ضمنا در طول تاریخ اسلام کتابهای فراوانی در علم اخلاق نوشته شده است که از آن میان، کتب زیر را می توان نام برد:

1- در قرن سوم کتاب «المانعات من دخول الجنة» را نوشته جعفر بن احمد قمی که یکی از علمای بزرگ عصر خود بود می توان نام برد.

2- در قرن چهارم کتاب «الآداب» و کتاب «مکارم الاخلاق» را داریم که نوشته «علی بن احمد کوفی» است.

3- کتاب «طهارة النفس» یا تهذیب الاخلاق و تطهیر الاعراق نوشته ابن مسکویه متوفای قرن پنجم از کتب معروف این فن است؛ او کتاب دیگری در علم اخلاق به نام «آداب العرب و الفرس» نیز دارد که شهرتش در حد کتاب بالا نیست.

4- کتاب «تنبیه الخاطر و نزهة الناظر» که به عنوان مجموعه ورام مشهور است یکی دیگر از کتب معروف اخلاقی است که نوشته «ورام بن ابی فوارس» یکی از علمای قرن ششم است.

5- در قرن هفتم به آثار معروف خواجه نصیر طوسی، کتاب اخلاق ناصری و اوصاف الاشراف و آداب المتعلمین برخورد می کنیم که هر کدام نمونه بارزی از کتب تصنیف شده در این علم در آن قرن است.

6- در قرون دیگر نیز کتابهایی مانند ارشاد دیلمی، مصابیح القلوب سبزواری، مکارم الاخلاق حسن بن امین الدین، والآداب الدینیه امین الدین طبرسی، و محجة البیضاء فیض کاشانی که اثر بسیار بزرگی در این علم است، و جامع السعادات و معراج السعاده و کتاب اخلاق شبر و کتابهای فراوان دیگر( امیر معزی ، 1377: 627) .

مسائل اخلاقى در قرآن

منابع و مآخذ

  • قرآن كريم.
  • ابن مسکویه، چاپ دوم. (1961)؛ تهذیب الاخلاق ، ج5 ، بیروت.
  • اسلامی ندوشن ، محمد علی ، چاپ اول.( 1381 )؛ چهار سخنگوی وجدان ایرانی ؛ انتشارات قطره: تهران.
  • اعتصامی ، پروین، چاپ چهارم. (1363)؛ دیوان پروین اعتصامی ؛انتشارات سپهر: تهران.
  • امیر معزی ، محمدعلی، چاپ اول. ( 1377) ؛ اخلاق و پیشینهء تاریخی‌ آن در میراث مکتوب ؛ مرکز نشر دانشگاهی و انجمن ایران‌شناسی فرانسه‌ در ایران : تهران .
  • انوری ، حسن ،چاپ چهارم. (1371)؛گزیده گلستان سعدی ؛ انتشارات علمی و فرهنگ :تهران
  • مجلسي، ممد باقر ، چاپ اول.(1355)؛ بحارالانوار، دارالكتب الاسلاميه : تهران.
  • سعدي، مصلح الدين بن عبدالله ، چاپ دوم .(1383)؛ سعدي نامه ، انتشارات فردوسي :تهران.
  • پاینده ، ابوالقاسم،چاپ نهم.(1385)؛ مجموعه مقالات قصار حضرت رسول (ص) ،انتشارات بدرقه جاویدان: تهران .
  • جامی ، نور الدين عبدالرحمان. (1378)؛ دیوان جامی؛ مقدمه و تصحیح اعلاخان افصح زاد ،ج2،انتشارات مرکزمطالعات ایرانی: تهران.
  • جلالی نائینی ، محمد ،چاپ اول (1317)؛ سعدی نامه ؛مقدمه محمد محیط طباطبائی ؛ انتشارات اقبال: تهران .
  • حافظ ، شمس الدین محمد ، چاپ چهارم (1375)؛دیوان حافظ ؛ تصحیح محمد قزوینی ، انتشارات گل واژه : تهران.
  • حجّتی ، محمدباقر، چاپ اول. (1358)؛ اسلام و تعلیم و تربیت؛ فرهنگ اسلامی: تهران.
  • خزائلی ، محمد، چاپ دوم.  (1353) ؛ شرح بوستان؛ جاويدان: تهران.
  • دشتی . علی ، چاپ ششم. ( بی تا ) ؛ در قلمرو سعدی ؛ کتابخانه ابن سینا : تهران .
  • دهخدا ، علی اکبر، چاپ اول .(1388). امثال و حکم ؛ امیرکبیر:تهران .
  • راغب اصفهانی، ابوالقاسم، چاپ اول. (1412)؛ المفردات ؛انتشارات دارالقلم: بیروت.
  • رحمدل ، غلامرضا،چاپ اول.(1386)؛ اخلاق اجتماعی در مثنوی معنوی ؛ پژوهشنامه علوم انسانی . دانشگاه گیلان .
  • رستگار فسایی ، منصور.چاپ دوم. (1380)؛ انواع نثر فارسی ؛ سمت: تهران .
  • زرین کوب ، عبدالحسین . چاپ اول. (1386)؛ حدیث خوش سعدی ؛ سخن : تهران .
  • سجادی ، سید جعفر .چاپ اول . (1362)؛ فرهنک و معارف اسلامی؛ شرکت مولفان و مترجمان ایران: تهران .
  • سعدی ، مشرف الدین مصلح بن عبدا… . چاپ اول. (1384 )؛ سعدی نامه ؛ تصحیح غلامحسین یوسفی: تهران .
  • ــــــــــــــــــــــــــــــــــ چاپ اول.(1375)؛ كليات سعدي؛ تصیح محمد علي فروغي، به كوشش بهاء الدين خرمشاهي، ناهيد : تهران.
  • سمیعی گیلانی ، احمد.چاپ دوازدهم. (1389)؛ قالب های نویسندگی و آیین نگارش؛ کتاب های درسی ایران: تهران.
  • سنایی ، حکیم ابوالمجد مجدودین آدم.چاپ دوم. (1362)؛ دیوان حکیم سنایی غزنوی ؛ به اهتمام مدرس رضوی ، سنایی : تهران.
  • شهریار ، محمدحسین.چاپ اول. (1375)؛ دیوان ؛ زرین : تهران.
  • صفا ، ذبیح الله ، چاپ دوم. (1379)؛ تاریخ ادبی درایران ؛ انتشارات سپهر: تهران .
  • طباطبائی ، سید محمود .چاپ اول. (1372)؛گزیده بوستان سعدی ؛ دانشگاه علامه طباطبائی :تهران.
  • طباطبایی اردکانی، محمود ، چاپ اول.(1372)؛ گزیده بوستان ؛ تهران.
  • عبادیان ، محمود .چاپ پنجم.(1378) ؛سعدی شناسی؛ دفتر دوم ، به کوشش کورش کمالی سروستانی : تهران.
  • عطار ، شيخ فريد الدين، چاپ دوم. (1319)؛ دیوان قصاید و غزلیات ؛ با تصحیح و مقدمه ی سعید نفیسی ، اقبال: تهران.
  • غزالی ، محمدبن محمد.چاپ سوم. (1354)؛کیمیای سعادت ؛ به کوشش حسین خدیوجم ، انتشارات علمي و فرهنگي : تهران.
  • فخرالدین اسعد گرگانی. چاپ اول. (1381)؛ ویس و رامین ؛ تصحیح محمد روشن ، صدای معاصر: تهران.
  • مهرپويا ، جمشيد . چاپ چهارم. (1376)؛ حکمت فردوسی، آتلیه ی هنر: تهران.
  • قابوس بن وشمگیر. چاپ دوم .(1342)؛ قابوسنامه ، با مقدمه ی سعید نفیسی ، فروغی: تهران.
  • قبادیانی ، ناصرخسرو. چاپ اول. (1378)؛ دیوان اشعار ناصرخسرو ، تصحیح مجتبی مینوی و مهدی محقق ، دانشگاه تهران : تهران.
  • قشیری ، ابوالقاسم. چاپ سوم. (1361)؛ ترجمه رساله قشیریه ؛ تصحیح بدیع الزمان فروزانفر ، علمی و فرهنگی : تهران.
  • کاشانی ، عزالدین محمود.چاپ سوم. (1325)؛ مصباح الهدایه و مفتاح الکفایه ؛ با تصحیح و مقدمه و تعلیقات جلال الدین همایی : تهران.
  • کاویانپور ، احمد. (1375)؛ زندگانی ادبی و اجتماعی استاد شهریار؛ اقبال: تهران.
  • مشیری ، مهشید، چاپ دوم. ( 1378)؛ غزل ها و جهان بینی سعدی ؛ دفتر دوم ، به کوشش کورش کمالی سروستانی :تهران.
  • معین ، محمد. چاپ اول. (1364)؛ فرهنگ فارسی ؛ امیرکبیر : تهران.
  • مولوی ، جلال الدین محمد. چاپ سوم. (1350)؛ مثنوی معنوی ؛ تصحیح رینولد آلن نیکلسون ، امیرکبیر : تهران.
  • موید شیرازی ، جعفر . چاپ اول.(1376)؛ سجای سعدی ؛ مرکز نشر شیراز: شیراز .
  • ناصح ، محمد علی، چاپ دوم. (1371) ؛بوستان سعدی ؛ (با شرح اشعار و حواشی ) . به کوشش خطیب رهبر. صفی علیشاه : تهران.
  • شهیدی ، سید جعفر . چاپ چهارم. (1373)؛ نهج البلاغه؛ انتشارات علمی فرهنگی: تهران.
  • هخامنشی ، کیخسرو . چاپ دوم . (1355)؛ حکمت سعدی ؛ امیر کبیر: تهران.
  • یوسفی ، غلامحسین. چاپ هفتم. (1380)؛ در آرزوي خوبي و زيبايي؛ سخن : تهران.
  • شكور زاده ، ابراهيم . چاپ اول . (1365)؛ مواعظ و حكم سعدي در بوستان و گلستان ؛ انتشارات قدس رضوي : تهران.

 

 

مقالات

  1. نجليل ، جليل ، (1390) ؛ آموزه هاي اخلاقي در متون روايي و غير روايي ؛ نشريه علمي و پژوهشي ، پژوهش نامه ادبيات تعليمي ، شماره 11 .
  2. وفايي ، عباسعلي و ديگران ، (1390) ؛ اشتراك آموزه هاي اخلاقي بوستان ، ديوان امام علي (ع) ، پژوهش نامه ادبيات تعليمي ، شماره 10.
  3. رحمدل ، غلامرضا ، (1380) ؛ حكمت و اخلاق در غزليات سعدي ، مجله دانشكده ادبيات و علوم انساني ، دانشگاه تهران.

 

دیدگاهها

هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.

اولین نفری باشید که دیدگاهی را ارسال می کنید برای “اخلاق در بوستان”

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

33 + = 34