new5

بحث مقایسوی حقوق زن در اسـلام و غـرب

49.000تومان

توضیحات

جمهوری اسلامی افغانستان

وزارت تحصیلات عالی

دانشگاه بلخ

دانشکده شرعیات

دیپارتمنت تعلیمات اسلامی

فصل اول

نگاهی به تاريخ حقوق زن در ادوار گذشته
زنان در طول قرون و اعصار متمادى، رنج‏ها و ستم‏هاى فراوانى ديده‏اند و كشيده‏اند كه حقيقتا سنگين و دردآور بوده است. اين ستم‏ها در اغلب موارد از سوى قانونگذارانى بر آنها تحميل شده است كه با تكيه بر عقل و دانش بشرى و بدون اتّصال به مكتب وحى الهى، به وضع قانون پرداختند و در نتيجه، چنان ظلم‏هايى را در حقّ زنان مرتكب شدند كه هنوز هم كه هنوز است با شنيدن آن، عرق شرم بر پيشانى انسان نقش مى‏بندد.

علّت اشتباهاتشان هم اين بود كه آنان خود را بى‏نياز از مكتب وحى مى‏دانستند و با تكيه بر دانش ناقص بشرى مى‏خواستند سعادت انسان اين پيچيده‏ترين مخلوق جهان خلقت را تأمين كنند. البته بودند سود جويانى كه از اين فرصت‏ها براى نيل به اهداف ناپاكشان سود مى‏جستند ودر اين ميان حتي دست به تحريف دستورها و پيام‏هاى الهى زدند. تورات و انجيل شاهد خوبى بر اين ادّعاست به عنوان مثال، به نظريه تورات تحريف شده، در سفر جامعه، در مورد زن دقت كنيد كه مى‏گويد: «زن تلخ‏تر از مرگ است.» نيز مى‏گويد: «مردى كه نزد خدا صالح و شايسته باشد كسى است كه زن نداشته باشد,… ميانِ هزار مرد، يك مرد شايسته پيدا مى‏شود, ولى ميان تمام زنان عالم، يك زن هم يافت نمى‏شود.» نيز مسيحيّت امروز مى‏گويد: آدمى براى وصول به اعلا درجه كمال، بايد تجرّد اختيار كند و همسر نگيرد.[1] اين‏ها نمونه‏هايى‏اند از دست اندازى وتحريف حقيقت در مورد زنان, امّا نمونه‏اى هم بخوانيد از ستم‏هايى كه بر زن وارد شده است.

«منتسكيو» در كتاب “روح القوانين” مى‏نويسد: «دادگاه‏هاى جاپان براى جزا دادن زنان جنايتكار و خاطى، آنها را برهنه در ميدان‏هاى عمومى به معرض تماشاى مردم گذاشته، وادارشان مى‏كرد كه مانند چهارپايان راه بروند.آرى، اين حقيقت تلخى است كه تاريخ به چشم خود ديده است و اتّفاق افتاده است و نيز سرآغازى بود از سوى ما براى بررسى جايگاه و موقعيّت اجتماعى زن در تمدن‏هاى پيش از اسلام.

  • جایگاه زن در آتن:

در آتن، پدرِ خانواده اختياردار مطلق بود و اگر صاحب فرزندى ضعيف يا ناقص مى‏شد يا اين كه او را از صلب خويش نمى‏دانست مى‏توانست بكشد و در آن بين، دختران را بيش از پسران مى‏كشتند, چون هنگام ازدواج، جهيزيه لازم داشت و بعد از ازدواج، از خدمتكارىِ خانه‏اى كه در آن پرورش يافته بودند به خدمتكارى خانه‏اى مى‏رفتند كه در پرورش و تربيت آنان هيچ نقشى نداشته است. اين گونه اطفال را در ظرفى سفالين مى‏گذاشتند و در نزديكى معبد يا هر مكان ديگرى رها مى‏كردند تا اگر كسى تمايل داشت، به آسانى آن را بيابد و از مرگ نجاتش دهد پدر مى‏توانست نوزادش را بكشد, دسترنج پسران خردسال و دختران شوى ناكرده‏اش را بفروشد, دخترانش را به شوهر دهد و در پاره‏اى از موارد، براى زن مطلّقه خويش، شوهر ديگرى انتخاب كند.

در آتن، دختران در خانه تحصيل مى‏كردند و بيش‏ترين چيزى كه فرا مى‏گرفتند خانه دارى و علوم مربوط به آن بود. خواندن، نوشتن، محاسبه، ريسندگى، بافندگى، قلّاب دوزى، رقص، آواز و موسيقى را هم در خانه، نزد مادر يا دايه خود مى‏آموختند, امّا تحصيلات عالى كسب نمى‏كردند چون براى زنان محترم، از تحصيلات ابتدايى بالاتر ممكن نبود و فقط عدّه معدودى از زنان به تحصيلات كامل نايل مى‏آمدند و اينان هم بيش‏تر، همان فاحشه‏هاى برجسته و سرشناس آن زمان بودند.

اين همان محيطى بود كه دانشمندان و متفكّرانى چون سقراط، افلاطون، ارسطو و امثال ايشان در آن مى‏زيستند. در اين محيط، مقدّمات ازدواج را پدران و مادران يا دلاّلان حرفه‏اى مهيّا مى‏كردند و نتيجتا، آن‏چه از سوى دلاّلان مورد توّجه قرار مى‏گرفت جهاز و دارايى دو طرف بود، نه محبّتشان. پدر وظيفه داشت هنگام ازدواج دخترش، مبلغى پول، مقدارى لباس و جواهرات و گاهى هم چند تن غلام همراه او كند كه همه آنها همواره متعلق به زن بود و اگر شوهر او را طلاق مى‏داد بايد همه جهازش راهم پس مى‏داد و اين امر، خود باعث شده بود كه مردان در طلاق دادن زن، بيش‏تر تأمّل و انديشه كنند.[2]

دخترى كه جهاز نداشت، احتمال ازدواجش بسيار كم بود و به همين دليل هرگاه كه پدر قادر به تهيّه جهاز نبود، خويشان و بستگان دختر، به كمك هم جهيزيه او را تهيّه مى‏كردند. بدين ترتيب زن گرفتن كه تا چندى پيش، در يونان صورت خريد و فروش را داشت و آن همه معمول بود، در اين دوره به صورت معكوس درآمده بود و زنان شوهران خود را مى‏خريدند, چنان‏كه «مديا» زن قهرمان تراژدى “مديا” در نمايشنامه‏اى كه «اوريپيدوس» نوشته است، نيز از اين اوضاع واحوال شكايت مى‏كند. از اين رو، براى يونانيان انگيزه ازدواج نه عشق بود نه لذّت زناشويى, چون هميشه از رنج‏هاى آن سخن مى‏گفتند, بلكه مالك شدن جهاز و سرمايه و فرزنددار شدن، علّت اصلى وانگيزه درونى آنان براى ازدواج بود. آنان ازدواج مى‏كردند تا از اين طريق صاحب جهاز و سرمايه‏اى شوند و نيز صاحب فرزندانى گردند تا روحشان را از گزند و آسيبى كه به ارواح فراموش شده مى‏رسد، حفظ كنند. با همه اين مزايا، مردان يونانى تا مى‏توانستند از ازدواج مى‏گريختند. نص قانون، مجرد ماندن را منع مى‏كرد, امّا قانون هميشه مراعات نمى‏شد و روز به روز به تعداد مجردها اضافه مى‏شد تا اين كه سرانجام، اين موضوع به يكى از مسائل و مشكلات اساسى آتن تبديل شد. البتّه چنين مشكلى بايد دامن يونان را مى‏گرفت چون آزادى‏هاى جنسى غير قابل باورى را در اختيار مردم قرار داده بود و چنين افسار گسيختگى اخلاقى نتيجه‏­ای هم جز كم رنگ و كم اهميت شدن پايه ازدواج و بنيان خانواده نداشت. از يكى از قانون­گذاران يونان به نام «سولون» خواستند كه قانونى براى سخت‏گيرى بر افراد مجرّد وضع كند امّا وى امتناع كرد و گفت: «زن بارى سنگين است.”

عصمت، بيش از ازدواج، براى زنانِ محترمه واجب بود, ولى مردها رها و آزاد بودند و قيود اخلاقى تأثير چندانى در باز داشتنِ آنها از ارضاى شهوات نداشت. آن روزها، هر از چند گاهى جشن‏هاى بزرگى هم برگزار مى‏شد كه جنبه مذهبى داشت, ولى در حقيقت، به سان دريچه اطمينانى بود كه آميزش‏هاى طبيعى انسانى را تعديل مى‏كرد. آنان آزادى جنسى را در اين جشن‏ها تجويز مى‏كردند, فقط به بهانه اين كه مردم بتوانند باقى روزهاى سال را با يك همسر سر كنند. در آتن آن روزگاران، اگر جوانان با زنان روسپى مى‏آميختند، ننگى به آنان تعلّق نمى‏گرفت. حتّى اگر مردى همسر دار، فاحشه‏اى را تحت حمايت خويش مى‏گرفت به عقاب اخلاقى گرفتار نمى‏شد، جز آن كه در خانه، زنش به تلخى او را سرزنش مى‏كرد و در شهر هم شهرتش اندكى آلوده مى‏شد. “دموستنس” در يك جمله شگفت‏آور، اين‏چنين از اوضاع واحوال آن روز خبر مى‏دهد: «از فواحش تمتّع مى‏بريم، با كنيزكان و زنان غير مشروع خود در اوقات روز سلامت جسم خويش را تأمين مى‏كنيم، و زنانمان فرزندان مشروع براى ما مى‏آورند و وفادارانه خانه‏هايمان را حفظ و حراست مى‏كنند.
براى مردان يونانى، طلاق دادنِ زن امرى ساده و آسان بود و مى‏توانستند بدون ارائه دليل و ذكر علّت، زن خويش را از خانه بيرون كنند. علّت، هر چيزى مى‏توانست باشد و نيازى به ذكر آن نبود، امّا عقيم بودن زن، علّتِ تمام و كمالى بود كه مى‏توانست باعث بيرون كردن زن از خانه شود، چون هدف آنان از زناشويى فقط آوردن فرزند بود. اين امتيازى بود كه قانون براى مرد در نظر گرفته بود و تصميمى كه در باره نازايى زن لحاظ شده بود, ولى اگر مردى عقيم بود قانون و عرف چنين تجويز مى‏كرد كه يكى از خويشان وى به كمكش بشتابد و او را در فرزنددار شدن يارى كند, فرزندى هم كه حاصل مى‏شد  متعلّق به آن يارى دهنده بود و پس از مرگ وى، نگهبان روح او.[3]

زن در يونان، حقيقتا محروم و مظلوم بود، چون حقِّ عقد قرارداد نداشت, نمى‏توانست بيش از مبلغ ناچيزى وام بستاند و اقامه دعوى در محكمه قضايى نيز برايش نا ممكن بود. اعمالى كه تحت تأثيراو صورت مى‏گرفت اعتبار قانونى نداشت و گذشته از اين‏ها، پس از مرگ شوهرش، هيچ سهمى در ارث به جاى مانده از او نداشت. حتّى نقص جسمى و طبيعى‏اش هم يكى از عللى شده بود كه او را قانونا مطيع و فرمانبردار مرد مى‏ساخت, زيرا همچنان كه جهل مردم بِدوى در باره سهمى كه مردان در توليد نسل دارند، موجب ارتقاى مقام زن شده بود، عقيده جارى در يونان عصر طلايى نيز مبنى بر اين كه نيروى توالد تنها از آنِ مرد است و زن جز حمل طفل و پرستارى او وظيفه‏اى ندارد، شأن مرد را بالا برده بود. يكى ديگر از عواملى كه زن را زير دست ساخته بود سنّ بالاى شوهرش بود, چون مرد هنگام ازدواج معمولاً دو برابر زن سنّ داشت. به همين دليل هم بود كه تا حدودى مى‏توانست افكار وى را با ايده‏هاى خويش همراه كند.

مردان آتنى از آزادى‏هايى كه در امور جنسى داشتند به خوبى آگاه بودند و هيچ گاه زنان و دختران خود را آزاد نمى‏گذاشتند و با گوشه نشين ساختن آنان، آزادى خود را تأمين مى‏كردند. زنان در خانه مورد احترام بودند و در هر امرى كه با سلطه پدرانه شوهران مخالف نبود، فرمانشان روا بود. يا خودشان خانه را اداره مى‏كردند يا آن كه در اداره آن نظارت داشتند, خوراك مى‏پختند, پشم مى‏ريسيدند, و براى اهل خانه لباس و رختخواب تهيّه مى‏كردند. تعليمات آنان هم فقط منحصر در امور خانه‏دارى بود, چون آتنيان با “اوريپيدوس» هم رأى بودند كه هوشمندى زن، وى را از اجراى وظايفش باز مى‏دارد.

[1] منتسكيو، روح القوانين، ترجمه على اكبر مهتدى (تهران، انتشارات اقبال، 1339)، ص670

[2]  منتسکیو، همان اثر ، ص 671.

[3]  منتسکیو ، همان اثر ، ص 672.

.

.

.

.

.

.

.

 

فهرست مآخذ

1-قرآن عظیم الشأن .

2- بخاری، ابو عبدالله محمد اسمعیل، بخاری شریف، (عربستان سعودی : ریاض ، دار الاسلام، ب ت ).

3- زحيلي ، و هبه ،  فقه خانواده درجهان معاصر ،ترجمه : عبد العزيز سليمي ، (تهران: انتشارات احسان ،1382هـ ش).

4- زيدان ، عبدالکريم ، حقوق و تکاليف زن در اسلام, ترجمه: سهيلا رستمي، (تهران: نشر احسان, 1387هـ ش).

5- زینو ، جمیل ، اسلام و بزرگداشت زن  ، مترجم: محمد گل گمشاد زهی، (دانلود شده سایت عقیده ، 1388هـ ش).

6- شلتوت ،محمود, آئين زندگي اسلام, ترجمه : عبدالعزيز سليمي ، (تهران: انتشارات احسان, 1382هـ ش).

7- شهلا, “ادوار تاريخي حقوق زن”, ماهنامه حقوق بشر, شماره يازدهم (دلو 1382هـ ش).

8- فقي رسول ، جمال محمد,زن در انديشه اسلامي,مترجم :محمود،  ابراهيمي، (تهران: نشر احسان,1383هـ ش).

9- قرضاوي ،يوسف, دورنماي جامعه اسلامي, ترجمه, عبدالعزير سليمي ،(تهران: نشر احسان, 1385هـ ش).

10- قزوینی ، أبی عبدالله محمد ابن یزید ، سنن ابن ماجه ، ج 1، ( ب ت ).

11- کاظم زاده ، علي, تفاوت هاي حقوقي زن و مرد, (تهران:نشر ميزان,1383هـ ش).

12- کمالي, محمد هاشم, مقالات برگريده ، (کابل: پروجه عدلي و قضايي افغانستان,1387هـ ش ).

13- گوستا ولوبون فرانسوی ، تمدن اسلام و عرب ، مترجم آقای سید هاشم حسینی،(تهران : کتابفروشی اسلامیه ،1358هـ ش).

14- لاهوری ، اقبال ، کلیات اشعار فارسی ، چاپ اول ، (تهران: پیام ، 1384هـ ش).

15- مطهری ، مرتضی, حجاب (تهران: انتشارات صدرا, 1368هـ ش).

16- مطهري ، مرتضي, نظام حقوق زن در اسلام, (تهران: انتشارات صدرا, 1369هـ ش).

17- منتسكيو، روح القوانين،مترجم:  على اكبر، مهتدى، (تهران، انتشارات اقبال، 1339هـ ش ).

18- مهريزي ، مهدي, شخصيت و حقوق زن در اسلام, (تهران: شرکت انتشارات علمي و فرهنگي , 1382هـ ش).

19- ويل دورانت، تاريخ تمدّن اسلام و عرب، مترجم:  ا.ح.آريانپور، (تهران، انتشارات اقبال، 1349هـ ش ), ج 4.

http://www.hawzah.net/Hawzah/Magazines/MagArt.aspx?Language-20

دیدگاهها

هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.

اولین نفری باشید که دیدگاهی را ارسال می کنید برای “بحث مقایسوی حقوق زن در اسـلام و غـرب”

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

+ 73 = 75