حراج!

بررسی جامعه شناختی عوامل مؤثر بر اصلاح بدن در بین زنان 20 تا 44 ساله شهر تهران در سال 91

39,000تومان 19,000تومان

توضیحات

دانلود و مشاهده قسمتی از متن کامل پایان نامه :

 

عنوان:

بررسی جامعه شناختی عوامل مؤثر بر اصلاح بدن در بین زنان 20 تا 44 ساله شهر تهران در سال 91

فهرست مطالب

عنوان                                                                                                   شماره صفحه

چکیده 1

فصل اول: کلیات تحقیق

1-1- مقدمه. 3

1-2- بیان مسئله. 4

1-3- اهمیت و ضرورت تحقیق.. 9

1-4- اهداف تحقیق.. 10

1-5- سوالات تحقیق.. 10

1-6- فرضیه های تحقیق.. 11

1-7- تعریف واژه ها 11

فصل دوم: مروری بر ادبیات و پیشینه تحقیق

2-1- پیشینه تحقیق.. 14

2-1-1 تحقیقات داخلی.. 14

2-1-2 تحقیقات خارجی.. 15

2-2- مباحث نظری.. 18

2-2-1 اروینگ گافمن.. 18

2-2-2 نوربرت الیاس… 21

2-2-3 پییر بوردیو. 22

2-2-4 آنتونیگیدنز. 24

2-2-5 برایانترنر. 28

2-2-6 میشل فوکو. 31

2-2-7 رویکردهای فمینیستی.. 33

2-3- چارچوب نظری.. 35

2-3-1 آنتونی گیدنز. 35

2-3-2 پییر بوردیو. 35

2-3-3 برایان ترنر. 36

2-4- مدل تجربی.. 38

فصل سوم: روش اجرای تحقیق

3-1- روش شناسی تحقیق.. 40

3-1-1 تعیین روش و تکنیک های مورد استفاده 40

3-2- جامعه آماری.. 40

3-3- روش نمونه گیری.. 41

3-4- تعیین حجم  نمونه. 41

3-5- اعتبار و روایی.. 41

3-6- روش تجزیه و تحلیلی داده ها 42

3-7- معرف ها واقلام آماری.. 42

فصل چهارم: تجزیه و تحلیل یافته های تحقیق

4-1- یافته های تحقیق.. 45

4-2- نتايج توصيفي تحقيق.. 45

4-2-1 سن.. 46

4-2-2 وضعیت اشتغال. 47

4-2-3 طبقه اجتماعی.. 48

4-2-4 بررسی شاخص های تحقیق.. 49

4-2-5 بررسی سنجش شاخص اصلاح بدن. 49

4-2-6 بررسی گویه های سازنده شاخص اصلاح بدن. 50

4-2-7 بررسی سنجش شاخص مصرف گرایی.. 54

4-2-8 بررسی گویه های سازنده شاخص مصرف گرایی.. 55

4-2-9 بررسی سنجش شاخص میزان مصرف رسانه. 57

4-2-10 بررسی گویه های سازنده شاخص میزان مصرف رسانه. 58

4-2-11 بررسی سنجش شاخص هویت شخصی.. 59

4-2-12 بررسی گویه های سازنده شاخص هویت شخصی.. 60

4-2-13 بررسی سنجش شاخص سرمایه فرهنگی.. 62

4-2-14 بررسی گویه های سازنده شاخص سرمایه فرهنگی.. 63

4-3- یافته های استنباطی.. 64

4-3-1 بررسی نرمال بودن توزیع متغیرها 64

4-3-2 فرضیه اول. 66

4-3-3 فرضیه دوم. 67

4-3-4 فرضیه سوم. 68

4-3-5 فرضیه چهارم. 69

4-3-6 فرضیه پنجم. 70

4-3-7 فرضیه ششم. 71

4-3-8 فرضیه هفت… 72

4-3-9 رگرسیون چندمتغیره 73

فصل پنجم: نتیجه گیری

5-1- مقدمه. 77

5-2- خلاصه ای از مهمترین مباحث نظری.. 77

5-3- نتیجه گیری.. 79

5-4- محدودیت های تحقیق.. 83

5-5- پیشنهادها و راهکارها 84

منابع و مآخذ. 85

فهرست منابع فارسی.. 85

فهرست منابع انگلیسی.. 88

چکیده انگلیسی.. 90

 

 

 

فهرست جداول

عنوان                                                                                                   شماره صفحه

جدول 2-1: متغیرها و نظریه پردازان. 37

جدول 3-1: ميزان آلفاي بدست آمده براي هر يك از شاخص‌هاي تحقيق.. 42

جدول 4-1: توزیع فراوانی پاسخگویان بر حسب سن.. 46

جدول 4-2: توزیع فراوانی پاسخگویان بر حسب وضعیت اشتغال. 47

جدول 4-3: توزیع فراوانی پاسخگویان بر حسب طبقه اجتماعی.. 48

جدول 4-4: فراوانی پاسخگويان  بر حسب شاخص اصلاح بدن. 49

جدول 4-5: جدول توزيع فراواني پاسخگويان بر حسب گویه‌های سازنده شاخص اصلاح بدن. 50

جدول 4-6: فراوانی پاسخگويان  بر حسب شاخص مصرف گرایی.. 54

جدول 4-7: توزيع فراواني پاسخگويان بر حسب گویه های سازنده شاخص مصرف گرایی.. 55

جدول 4-8: فراوانی پاسخگويان برحسب شاخص میزان مصرف رسانه. 57

جدول 4-9: توزيع فراواني پاسخگويان بر حسب گویه های سازنده شاخص میزان مصرف رسانه. 58

جدول 4-10: فراوانی پاسخگويان  بر حسب شاخص هویت شخصی.. 59

جدول 4-11: توزيع فراواني پاسخگويان بر حسب گویه های سازنده شاخص هویت شخصی.. 60

جدول 4-12: فراوانی پاسخگويان  بر حسب شاخص سرمایه فرهنگی.. 62

جدول 4-13: توزيع فراواني پاسخگويان بر حسب گویه های سازنده شاخص سرمایه فرهنگی.. 63

جدول 4-14: :بررسی نرمال بودن توزیع متغیرهای تحقیق به کمک آزمون کولموگرف اسمیرنف… 64

جدول 4-15: ماتریس همبستگی بین متغیرهای تحقیق.. 65

جدول 4-16: مشخص‏كننده‌هاي تحليل رگرسيوني رابطه بین مصرف گرایی و اصلاح بدن. 66

جدول 4-17: ضریب رگرسیونی رابطه بین مصرف گرایی و اصلاح بدن. 66

جدول 4-18: مشخص‏كننده‌هاي تحليل رگرسيوني رابطه بین مصرف رسانه و اصلاح بدن. 67

جدول 4-19: ضریب رگرسیونی رابطه بین مصرف رسانه و اصلاح بدن. 67

جدول 4-20: مشخص‏كننده‌هاي تحليل رگرسيوني رابطه بین هویت شخصی و اصلاح بدن. 68

جدول 4-21: ضریب رگرسیونی رابطه بین هویت شخصی و اصلاح بدن. 68

جدول 4-22: مشخص‏كننده‌هاي تحليل رگرسيوني رابطه بین سرمایه فرهنگی و اصلاح بدن. 69

جدول 4-23: ضریب رگرسیونی رابطه بین سرمایه فرهنگی و اصلاح بدن. 69

جدول 4-24: بررسي رابطه بين طبقه اجتماعی و اصلاح بدن. 70

جدول 4-25: بررسي رابطه بين وضعیت اشتغال و اصلاح بدن. 71

جدول 4-26: نتايج حاصل از تحلیل واريانس در ارتباط با اصلاح بدن در سنین مختلف… 72

جدول 4-27: نتايج حاصل از آزمون توکی در رابطه با اصلاح بدن. 72

جدول 4-28:  نتايج حاصل از تحلیل واريانس در ارتباط با نگرش به اصلاح بدن در سنین مختلف… 73

جدول 4-29: مشخص‏كننده‌هاي كلي تحليل رگرسيوني متغيرهاي مستقل بر اصلاح بدن. 74

جدول 4-30: تأثیر تفکیکی متغیرهای مستقل بر اصلاح بدن. 75

 

 

 

 

 

 

 

فهرست نمودارها

عنوان                                                                                                   شماره صفحه

نمودار 4-1: نمودار سن پاسخگویان. 46

نمودار 4-2: نمودار وضعیت اشتغال پاسخگویان. 47

نمودار 4-3:  نمودار طبقه اجتماعی.. 48

نمودار 4-4: نمودار شاخص اصلاح بدن. 49

نمودار 4-5: نمودار شاخص مصرف گرایی.. 54

نمودار 4-6: نمودار شاخص میزان مصرف رسانه. 57

نمودار 4-7: نمودار شاخص هویت شخصی.. 59

نمودار 4-8: نمودار شاخص سرمایه فرهنگی.. 62

نمودار 4-9: تأثير رگرسيوني رابطه بین مصرف گرایی و اصلاح بدن. 66

نمودار 4-10: تأثير رگرسيوني رابطه بین مصرف رسانه و اصلاح بدن. 67

نمودار 4-11: تأثير رگرسيوني رابطه بین هویت شخصی و اصلاح بدن. 68

 

 

 

 

 

 

 

چکیده

پژوهش حاضر، با هدف بررسی عوامل مؤثر بر اصلاح بدن[1]، رفتارهایی چون کنترل وزن، خدمات زیبایی، استفاده از داروها، کرم­ها و خدمات پزشکی و آرایشی را به روش کمی مورد بررسی قرار داده­ است. داده­های پژوهش با استفاده از روش پیمایش، با استفاده از پرسشنامه با حجم نمونه 384 نفر بر اساس جدول لین[2] (1976,) از زنان20 تا 44 ساله مناطق 22 گانه شهر تهران به روش نمونه­گیری خوشه­ای چند مرحله­ای انتخاب شدند. برای سنجش روایی و پایایی سؤالات پرسشنامه از ضریب آلفای کرونباخ و اعتبار صوری استفاده شده است. نتایج پژوهش نشان داد که بین اصلاح بدن، مصرف­گرایی، مصرف رسانه، هویت شخصی، طبقه اجتماعی و سن رابطه معناداری وجود دارد. و 47 درصد از تغییرات اصلاح بدن توسط مصرف­گرایی قابل تبیین است. همین طور حدود 7 درصد از تغییرات توسط مصرف رسانه و 12 درصد از تغییرات توسط هویت شخصی قابل تبیین می­باشد. همچنین با استفاده از تحلیل واریانس، اصلاح بدن در سنین مختلف نیز تفاوت معناداری وجود داشت. و آزمون توکی نشان دهنده­ی این بود که کمترین میانگین اقدامات جهت اصلاح بدن را افراد بالای 35 سال و بیشترین اقدامات را در سنین 25 تا35 سال انجام می­دهند. بین طبقه اجتماعی پاسخگویان و اصلاح بدن نیز رابطه­ی معناداری وجود داشت که با بالارفتن طبقه اجتماعی اقدامات جهت اصلاح بدن افزایش پیدا می­کند.

 

واژگان کلیدی: اصلاح بدن، مصرف­گرایی، مصرف رسانه، هویت شخصی، سرمایه فرهنگی، طبقه­اجتماعی، زنان

فصل اول:

کلیات تحقیق

1-1- مقدمه

توجه به بدن، ظاهر و تناسب به عنوان مقوله­ای تأثیرگذار منجر به مطالعات اجتماعی و فرهنگی بسیاری جهت نظریه پردازی و مطالعات تجربی در دو دهه اخیر شده است. رفتارهای افراطی، نارضایتی نسبت به بدن، علاقمندی در نزدیک بودن به شاخص­های استاندارد، ایده­آل­ها، هنجارهای غربی میل بر تسلط و کنترل بدن، در زنان و جوانان بیشتر دیده می­شود.

در قرن بیستم مخصوصاً در چند دهه اخیر برداشت­های نو به نو شونده از زیبایی سرعت گرفته است. در یک رویکرد کلی، زیبایی امری دنیوی (در برابر مقدس)، نسبی(در برابر مطلق)، جزئی (در برابر کلی) و از همه مهم­تر ظاهری (در برابر باطنی) قلمداد شده و به عنوان مجموعه­ای از مؤلفه­هایی چون: تناسب اندام، آرایش، پوشش و جذابیت تعریف می­شود (سینوت 1990، 40). این رویکرد برجنبه­هایی از زیبایی تأکید دارد که قابل کسب کردن، پروراندن و خلق کردن بوده و براین اساس تأکید از زیبایی طبیعی برداشته می­شود. در حقیقت این تغییر در تلقی از زیبایی همراه با دستاوردهای صنعتی و پزشکی باعث شده است که زیبایی دیگر یک مشخصه­ی طبیعی و زیستی نباشد. و ویژگی اکتسابی پیدا کند(وبستر و دریسکل 1983، 162).

در سال­های اخیر بدن انسان به عنوان یک موضوع مهم مورد مطالعه جامعه شناسان معاصر قرار گرفته است. اهمیت بدن نه تنها در تحقیقات تجربی بلکه در تئوری پردازی­های جامعه شناسی آشکار شده است (انگلس و هاوسن 2001، 200).

در سطوح ساختاری و ارزشی، فرایندهای چندی را می­توان در اهمیت و جایگاه ارتقاء یافته­ی بدن و بدنی شدن فرهنگ به خصوص با مخاطب قرار دادن جوانان برشمرد، که از آن جمله می­توان به رشد فن­آوری­های سلامت، تغذیه و ورزش، صنعت زیبایی و مد، افزایش علاقه به جوانی، اولویت یافتن مصرف، فردگرایی فزاینده، توجه به تمایز وسبک زندگی، رسانه­ای شدن فرهنگ (به ویژه تأکید بر بدن زیبا و جوان) و اهمیت یافتن فرهنگ عامه پسند اشاره کرد. فرایندهای فوق درتعامل با شرایط تاریخی، اقتصادی، ایدئولوژیک ومکانی خاص جلوه­های متفاوتی می­یابند و به مدد فرایند جهانی شدن و رسانه­ای شدن فرهنگ از اشتراکات زیادی نیز برخوردار گردیده­اند. بدین سان، فرهنگ بدن را باید منظری دانست که به کمک آن می­توان تحولات فرهنگی و روند آن­ها را مورد ارزیابی قرار داد. بدن عرصه­ای برای باز آفرینی فرهنگی و اجتماعی است و روشنگر روابط قدرت و نحوه­ی تأثیرگذاری آن بر تفاوت­ها و نابرابری­های اجتماعی است(ذکایی1387، 170).

1-2- بیان مسئله

جامعه شناسان بدن را به عنوان یک پروژه مفهوم بندی کرده­اند که به عنوان بخش مرکزی هویت “خود” کار می­کند (شیلینگ 2003 به نقل از گیملین 2006، 40). در جامعه شناسی پذیرفته شده است که بدن تصویر مرکزی است که ما از خودمان داریم(فدرستون 1991 و گافمن 1996، 101). شیوه­های مدیریت بدن را به عنوان یک پروژه در نظر می­گیرد که با احساس توسعه­ی “خود” در یک خط قرار دارد (شیلینگ 2003، 187).

رشد تکنولوژی­های تغذیه­، سلامت و ورزش در کنار اهمیت یافتن عاملیت، استقلال عمل، مصرف­گرایی شدید، اهمیت یافتن جوانی و افزایش علاقه به بدن­های جوان و زیبا که خود از فرهنگ عامه پسند رسانه­های نو تأثیر زیادی پذیرفته است، بدن و بدنی شدن را به موضوعی محوری در مطالعات اجتماعی و فرهنگی جامعه­ی معاصر تبدیل کرده است. فرهنگ بدن  تصویری از جامعه و تحولات کلان فرهنگی و نیز روند تغییرات آن را ارائه می­کند (ذکایی، 1387، 195).

برنامه­های تلویزیون، مجلات، تبلیغات و فیلم­ها ارائه دهنده­ی ایدئولوژی عمومی زیبایی است. ترکیب و دائمی­کردن این ایده که بدن فوق­العاده لاغر، مطلوب و ایده­آل است. داشتن چنین تصوری احساس نارضایتی را در زنان نسبت به بدن­شان ایجاد می­کند و آنان را گرفتار کم کردن وزن می­کند. به علاوه رسانه با سعی در به دست آوردن چیزی که ممکن است  ایده­آل و دست نیافتنی باشد، می­تواند تأثیر آسیب­زایی بر رضایت از بدن داشته باشد. تصویر ارائه شده از خود بیشتر مواقع توسط رسانه به وسیله­ی تجربیات اجتماعی ارائه می­شود و مردم بسیار به رسانه برای اجتماعی شدن اعتماد می­کنند، رسانه ارتباط جمعی به طور فزاینده­ای نگهداشت مسئولیت برای تغییرات این مسیر از درک بدن است. در جامعه امروزی زنان و دختران به طور مداوم در معرض بمباران پیام­های استاندارد اجتماعی برای شکل و سایز بدن هستند و این دائم در تمام دنیا در حال افزایش است. رسانه­ها برنامه­هایی از جذابیت، جوانی و لاغری هنر پیشه­ها را به نمایش می­گذارند. این صفات جسمانی اغلب به طور غیر واقع بینانه­ای با دستاوردهایی چون شهرت و موفقیت زنان همراه است. این تصاویر احتمالاً بر دیدگاه، اجرا و نقش در شکل دادن ادراک زنان و رضایت از بدنشان تأثیر می­گذارد (بوتا 2003، 389-400).

مطالعات بسیاری نشان می­دهد که زنان بسیار بیش­تر از مردان نارضایتی از بدن را تجربه می­کنند. و این به واسطه­ی فشارهای هنجاری و نگاه شیء گونه به بدن در جامعه­ی مصرفی و سرمایه­داری به زنان است. در واقع فشار بر زنان به طور کیفی و کمی متفاوت از فشار بر مردان است. زنان اغلب موضوع “نگاه خیره” هستند، تا برعکس و بیشتر احتمال دارد که زنان رژیم بگیرند، جراحی زیبایی انجام دهند و اختلالات تغذیه­ای داشته باشند(گروگن 1996، 19) چرا که باید در نظر داشت زن بودن، کار پر مخاطره­ای است(گیدنز 1388،151). امروزه بدن و نگرانی­ها درمورد آن یکی از مهمترین نگرانی­ها و دل مشغولی­ها در زندگی دختران و زنان است همه­ی زنان احساس می­کنند یک مشکلی (عیبی) در یکی از قسمت­های بدنشان وجود دارد(واتکینز 1384، 141).

مشاهدات نشان داده است که مقایسه­های اجتماعی نقش مهمی در شکل گیری، نگهداری و کاهش ارزش بدن داشته است(هدر 2004، 500). تحقیقات انجام شده نشان داده است برخی از زنان متأثر از استانداردهای فرهنگی زیبایی و مقایسه­ی جذابیت و زیبایی خود با دیگران هستند. در واقع برخی تحقیقات به بررسی         راه­هایی که در آن تفاوت­های فردی در ارتباط با تصاویر رسانه­ای و نارضایتی از بدن هستند، می­پردازند. به طور مثال (هندرسون 1997، 74) زنانی که اعتماد به نفس پایینی نسبت به تجربه­ی جذابیت خود دارند، پس از مشاهده­ی “ایده­آل” تصویر زنان در رسانه­ها رضایت کمتری از بدن خود پیدا می­کنند(هدر2004، 500).

در چند دهه­ی اخیر در ایران تناسب اندام به عنوان معیار زیبایی اندام مورد توجه دختران و زنان قرار گرفته است و اقدام برای رعایت رژیم لاغری جهت دستیابی به تناسب اندام به دغدغه­ی برخی دختران و زنان ایرانی تبدیل شده است در حالیکه در مورد نسل­های پیشین چنین تأکید شدیدی بر لاغری موجود نبوده است و حتی می­توان ادعا کرد که ادبیات عامیانه با کاربرد اصطلاحاتی چون ضرورت وجود یک”پرده گوشت” سلیقه­ی ایرانی را در مورد معیار زیبایی اندام برای زنان تا حدی در تضاد با لاغری افراطی آنچنان که در کشورهای غربی در حال حاضر تبلیغ می­شود، نشان می­دهد. باید دانست همچنان که در غرب نیز گروگن(2000) یادآور گردیده، تغییر سلیقه­ی عمومی مبنی بر ترجیح لاغری بر چاقی در واقع پدیده­ی نسبتاً جدیدی است که ظهور آن به آغاز قرن بیستم باز می­گردد (احمدنیا 1385، 29). اما این رژیم­های غذایی برای سلامت روانی و جسمانی زنان پیامدهای سوئی دارد. هنگامی که لاغری به عنوان شرایط مطلوب بدنی در رسانه­ها تبلیغ می­شود دختران و پسران جوان در طلب رسیدن به وزن ایده­آل خود را در معرض رژیم­های سخت غذایی قرار می­دهند و در واقع خود را در حساس­ترین شرایط رشد بدنی از شرایط تغذیه سالم و متعادل محروم می­سازند(احمدنیا 1385، 29).

تأکید بر زیبایی و اندام متناسب در دنیای مدرن از پدیده­های غیر قابل انکار است که اغلب نیازهای اقتصادی سرمایه­داری را پوشش می­دهد و تولید را در گرو مصرف می­داند. جذابیت جسمانی از جمله موضوعاتی است که در دوران مدرن استانداردهای جدیدی پیدا کرده و از عوامل شکل دهنده­ی روابط افراد محسوب می­شود به طوری که رفتارهای گوناگون بهداشتی نظیر بدن سازی، رژیم­های غذایی، تجهیزات ورزشی و آرایشی مختلفی برای مراقبت از بدن پدیدار شده است(فاضلی 1382، 150-142).

نگرانی­هایی که در انسان مدرن در خصوص رابطه­ی اجتماعی­اش با دیگران و قضاوت­ آن­ها درباره­ی خودش به وجود آورده از مهم­ترین عرصه­ی این نگرانی­هاست(اینالو، رضایی و فکری 1389، 78).

گیدنز(2003) معتقد است زنان به ویژه بر اساس ویژگی­­های جسمانی­شان مورد قضاوت قرار می­گیرند، و احساس شرمساری نسبت به بدن­شان رابطه­ی مستقیمی با انتظارات اجتماعی دارد. زنان در مقایسه با مردان بیشتر در معرض اختلالات تغذیه­ای قرار می­گیرند که وی آن را ناشی از چند دلیل عمده می­داند: اول این که هنجار­های اجتماعی ما در مورد زنان به نسبت بیشتری بر جذابیت جسمانی تأکید دارد. دوم این­ که، آن­چه به لحاظ اجتماعی تصویری مطلوب از بدن تعریف می­شود، درمورد زنان تصویری لاغر اندام و نه عضلانی است. سوم این ­که، هر چند امروزه زنان در عرصه­ی عمومی و زندگی اجتماعی نسبت به قبل، فعال­تر شده­اند، اما همچنان همان قدر براساس پیشرفت­ها و موفقیت­هایشان مورد ارزیابی قرار می­گیرند که بر پایه وضعیت ظاهری­شان.

در عصر حاضر زندگی روزمره به موضوع انتخاب شخصی تبدیل شده­است، بدین معنا که مردم می­توانند کاری را انجام دهند که می­خواهند و می­توانند چیزی بشوند که خودشان می­خواهند بشوند، رویه­ای که حاکی از فردی شدن است. امروزه مردم به طور فزاینده­ای بر مبنای علایق و منافع فردی دست به کنش می­زنند(گیبینز و ریمر1381، 110).

نکته­ی مهم برای ما این است که تأکید فزاینده بر مدیریت بدن (رژیم غذایی، اهمیت ورزش در حفظ شادابی و تناسب اندام، آرایش و جراحی صورت و بدن) و نیز مسئولیت اخلاقی در قبال حفاظت از بدن و نمایاندن بدن به مثابه یک تصویر، نشانگر شکل­های مدرن تمایز و تشخص اجتماعی است و دیگر اینکه نظارت و تنظیم و تعدیل دقیق بدن را می­توان داستان یا روایتی دانست که فرد از چگونگی زیستن خود در چارچوب­های متفاوت زندگی جمعی نقل می­کند.”اگر فرد در مقام راوی نگریسته شود آنگاه روایت وی تا حد زیادی به خود وی به مثابه عامل بستگی خواهد داشت و از همین جاست که مفهوم شیوه زندگی که تأکید بیشتری بر خلاقیت و آزادی کنشگر در ساختن هویت خود از طریق انتخاب­های مصرفی دارد. از مفهوم روش زندگی که بیانگر شیوه­های رفتاری و الگوهای کنشی رایج در یک خرده فرهنگ یا قوم است متمایز می­شود” (چاوشیان 1381، 60).

نتایج تحقیقات متعدد در ایران (از جمله تحقیق ارزش و نگرش­های ایرانیان، موج دوم، که از سوی وزارت ارشاد به انجام رسیده و تحقیق احمدنیا و مهریار 1383) اهمیت معیار زیبایی ظاهری را در انتخاب همسر  ایده­آل از سوی مردان ایرانی تأکید می­کند، جای تعجب ندارد که زنان به زیبایی­های ظاهری اهمیت بسیاری داده و در صدد تأثیر گذاری بر بدن خویش برآیند و از روند همگانی توجه افراطی به وضعیت ظاهری خود در جهان تبعیت نمایند. صحبت­های یکی از زنان در روزنامه همشهری نشانگر برخی از این واقعیت­هاست: علت اینکه بعضی خانم­ها به سمت جراحی پلاستیک و آرایش می­روند این است که همسرانشان این گونه دوست دارند. روزگار به گونه­ای پیش می­رود که برخی فکر می­کنند دیگر نمی­توان حتی بدون آرایش از منزل خارج شد وگرنه فردی عقب مانده و متحجر  به حساب می­آیند(روزنامه همشهری14 اسفند 1382، 4 ضمیمه بازارچه).

در تحقیق دیگری که در شهرهای تهران، شیراز و استهبان توسط  خواجه نوری و مقدس در ارتباط با فرایند جهانی شدن و تصور از بدن انجام شده است، یافته­های تحقیق نشان داده است که تفاوت تصور از بدن در این سه شهر از لحاظ محل سکونت (به ترتیب تهران ، شیراز و استهبان) معنی دار بوده است.

سوزان براون میلر (1984، مورد ارجاع توسط گروگن 2000، 357) نشان می­دهد که چگونه بدن زنان در طول تاریخ محدود و کنترل شده تا با معیارهایی زیبایی شناختی از طریق پوشیدن گن­های مخصوص و اخیراً از طریق رژیم­های لاغری هماهنگ شود و چگونه این مراقبت فوق العاده موجب ضعف و ناتوانی جسمانی ایشان می­شود.

تأکید بر رژیم­های غذایی، استفاده از داروها و وسایل بدن­سازی و مسئولیت در قبال سلامتی و نمایاندن بدن و دیگر نظارت­ها و تنظیم دقیق بدن به عنوان شکل­های مدرن تمایز و تشخص اجتماعی می­باشد اعتقاد به رابطه­ی مصرف و متغیر­های ساختاری در دیدگاه کلاسیک و در نظریه­ی پسامدرن رد می­شود. از نظر  پسامدرن­ها اولاً رفتار مصرفی کنش استراتژیک به مثابه نماد پایگاه و معطوف به حفظ انسجام گروهی نیست و به علاوه این کنش غیر استراتژیک بیش از هر زمان دیگری حول محور بدن سامان می­گیرد (بوکوک 1993، 144 به نقل از فاضلی 1382، 54). از پی طرح،  نظریه­ی مصرف مدار بودن هویت در جامعه­ی کنونی، ایده­ی  “پروژه بدن” مطرح می­شود که بر اساس آن بدن به مثابه وسیله­ای برای تحقق بخشیدن به هویت فرد قلمداد  می­گردد (شیلینگ 1993 به نقل از کیوان­آرا 1389، 61).

در این عصر زنان و جوانان هویت خود را در ارتباط با ظاهر خود تعریف می­کنند، آن چنان که ظاهر بدن و هویت با مصرف­گرایی قرن بیست و یک پیوند خورده­­است. به عبارت دیگر ظاهر به منبع هویت و              مصرف­گرایی به نمایشگاه منزلت و پرستیژ تبدیل شده­است (رفعت جاه 1386، 169).

دستکاری در نمای ظاهری بدن بر اساس ارزش­های جهانی شده اتفاق می­افتد. بدن به عنوان مکانی برای مصرف محصولات جهان سرمایه­داری متأثر از ابزارهایی چون ماهواره، اینترنت، تبلیغات تجاری و غیره           می­باشد و در اشاعه­ی این ارزش­های خاص به عنوان جهانی شدن ایران هم از این قاعده مستثنی نیست، مخصوصاً کلان شهر تهران به شدت تحت تأثیر این عوامل قرار دارد که در نتیجه­ی آن بسیاری از ارزش­های ارائه شده مربوط به زیبایی و دستکاری در بدن به خصوص میان زنان به ارزش­هایی بدیهی تبدیل شده است.

احمدنیا (1380) یادآور می­شود که هنگامیکه لاغری به عنوان شرایط مطلوب بدنی در رسانه­ها تبلیغ            می­شود، دختران و پسران جوان در طلب رسیدن به وزن ایده­آل، خود را در معرض رژیم­های سخت غذایی قرار می­دهند و در واقع خود را در حساس­ترین دوران رشد بدنی، از شرایط تغذیه سالم و متعادل محروم             می­سازند.و از آن جا که بسیاری از این اقدام­ها بدون مشورت با پزشک انجام می­گیرد این افراد با عوارض جانبی گوناگونی مواجه می­شوند.

رژیم­های بدنی افراد بی­اشتها اغلب افراط آمیز است. برای مثال ممکن است شخصی چند کیلومتر بدود، در یک کلاس تأدیبی و تمرین­های طولانی شرکت کند و بعد برود مدتی هم ورزش­های بدنی کار کند(گیدنز 1388،155).

در ریاضت کشی ارادی مرتبط با رژیم غذایی مورد بحث نوعی ” اضطرار و سرسختی” دیده می­شود که فقط از سر هوس یا صرفاً برای باریک اندامی نیست. موضوع در ذات خود نوعی نفی خویشتن است. چنان که جان سورز می­نویسد “از گرسنگی مردن در دریایی از وفور و نعمت نوعی نفی خویشتن است که با تناقضی ظاهری داعیه­ی اثبات بازتاب هویت شخصی و عرضه­ی پیکری مطلوب دارد (گیدنز 1388، 155). با وجود این، ریاضت کشی اجباری کاملاً متفاوت از نظارت بازتابی بر جسم خویش است، و بنابراین شگفت انگیز نیست که فرد مبتلا به بی­اشتهایی عصبی اغلب احساس می­کند که عملاً تحت سلطه­ی همان رژیمی قرار گرفته است که شخصاً به بدن خویش تحمیل کرده است. به گفته وینیکات و لینگ، بدن جزئی از یک “خود” کاذب می­شود که، در عین بی­اعتنایی به خواهش­های نفسانی فرد، دقیقاً تحت سلطه و فرماندهی آن­ها قرار می­گیرد. احساس ویرانگری ناشی از شرمساری ناخودآگاهانه بر رژیم­های بدنی متمرکز می­گردد. شدت خارق­العاده­ای که ریاضت کشی رژیم­گرایانه می­تواند تحمل کند در بردارنده انگ و عیار نوعی پیشکش سنگدلانه درونی است که فرد از سرچشمه­ی­ آن در طرح کلی هویت شخصی آگاهی درستی ندارد. “بیگانگی” بدنی- که “خود” نمی­تواند آن جا را خانه خویش احساس کند- بیانگر این نکته است که چرا رژیم­های غذایی در پاره­ای موارد ممکن است به “روزه داری تا سرحد مرگ” پیش برود. در چنین وضع و حالی، فرد فقط هنگامی خود را “ارزشمند” احساس می­کند که بتواند براساس رژیمی چنان کامل به زندگی ادامه دهد که کمترین انحراف از آن خطرناک باشد. بی اشتهایی عصبی در حقیقت تلاشی برای کسب امنیت خاطر در دنیای آکنده از گزینش­های متعدد، ولی ابهام آمیز است (گیدنز 1388،155-156).

بدن نیز در جریان فردی شدن اختصاصی­تر و تابع استانداردهای جدیدی شده است و افراد سعی در تنظیم یا انضباط بدن خود یا با بیان ترنر “بدن، خود به منزله پروژه” به عنوان یک بازآفرینی دارند.  این تحقیق سعی خواهد کرد عوامل اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی تأثیرگذار بر روی اصلاح بدن در شهر تهران ­به عنوان        مدرن­ترین منطقه کشور و عواملی که بر این گونه شیوه­های رفتاری، انتخاب مصرفی، تأکید فزاینده بر رژیم­های غذایی و مسئولیت در قبال تناسب اندام در این شهر را برعهده دارند بررسی کند.

بدن و چهره مطلوب­تر می­تواند فرصت­های بهتر و بیشتری در اختیار زنان و دختران قرار دهد و دستیابی به ایده­آل­های آنان در زمینه ازدواج، توجه همسر و احراز ، ترقی یا حتی حفظ و دوام شغل، و نظایر آن را فراهم سازد. از آن­جا که بدن به عنوان جلوه­گاه فردی نشان دهنده­ی تفکرات و نظام­های ارزشی و هنجاری به شمار می­رود، فقدان تحقیقات در ارتباط با مسائل فوق در حوزه جامعه شناسی بدن در ایران، بسیاری از سؤالات در این زمینه را در حد حدس و گمان باقی گذاشته است. مسأله محوری پژوهش حاضر این است که چه عواملی می­تواند در شکل دادن به الگوهای تغییر و اصلاح بدن مؤثر باشد.

1-3- اهمیت و ضرورت تحقیق

از جمله معیارهایی که نشانگر اهمیت و ضرورت یک پژوهش است می­توان به چند مورد اشاره کرد. یکی مربوط بودن به مسئله­ای عملی، مربوط بودن به جمعیتی بزرگ، یا جمعیتی پر نفوذ و سرنوشت ساز و پر کردن شکاف پژوهش (میلر 1380، 20).

جمعیت زنان نیمی از جمعیت جامعه را شکل می­دهند و به لحاظ کارکردشان بسیار پر­نفوذ و سرنوشت ساز هستند.

از آن­جا که­زنان نسبت به مردان به وضعیت زیبایی ظاهری خود و آنچه به چشم می­آید دقت بیشتری دارند و حساسیت و توجه افزون­تری نشان می­هند این توجه وافر آنان را وا می­دارد تا رفتارهایی گاه افراطی را به منظور تطبیق ویژگی­های بدن با الگو­های فرهنگی زیبایی چهره و اندام که در رسانه­های جمعی و عوامل تبلیغاتی صنعت زیبایی تبلیغ می­شود اتخاذ کنند که تبعات سوئی را به بار می­آورد در بیشتر مواقع نمایش اندام انسان­ها با هدف تبلیغ تجاری و برای فروش انواع کالاها صورت می­گیرد. در برخی موارد ارتباط آشکاری بین اندام فردی که کالایی را در تلویزیون تبلیغ می­کند و خود آن کالا وجود دارد. بارزترین نمونه آن تبلیغ لباس وکفش ورزشی است (کریلک 2002، 74).

مسئله مدیریت بدن برای زنان و دختران به قدری مهم است که آنان ممکن است نسبت به چاق شدن خود حالت وسواسی پیدا کنند، ادامه این وسواس احتمال بروز نوعی بیماری به نام بهداشت­ عصبی را تشدید می­کند که همراه با تحمیل محدودیت­های شدید در رژیم غذایی، کاهش شدید در رژیم غذایی و ترس از افزایش وزن است، همچنین می­توان به ابتلای مکرر پرخوری و مصرف فوق العاده زیاد غذایی که باز عمدتاً در کسانی اتفاق می­افتد که به وزن خود حساس هستند اشاره کرد(لطف آبادی 1378،171).

با توجه به ارتباط بین نارضایتی از بدن و بی­نظمی در خوردن و تفاوت­های جنسیتی در نارضایتی از بدن، شناسایی عوامل خطر برای ایجاد نارضایتی از بدن و منابعی که باعث بالا بردن رضایت از بدن می­شود بسیار مهم است(بارکر و گلامبوس 2003، 25).

به نظر می­رسد ویژگی­های ظاهری برای زنان بیشتر اهمیت دارد، چرا که تصور می­کنند چهره و بدن­های زیباتر می­تواند آن­ها را در دستیابی به اهداف و ایده­آل­های اقتصادی واجتماعی خود یاری رساند. در واقع زنان با نوعی دید ابزاری به بدن­های خود می­نگرند. بدن و چهره مطلوب­تر عملاً فرصت­های بیشتری در پیشبرد اهداف خود نظیر موفقیت در ازدواج، احراز یا ترقی در شغل یا حفظ و تداوم  توجه همسر و نظایر آن دست یابند(احمدنیا 1385).

دراین پژوهش تلاش بر این است که عوامل اهمیت یافتن اصلاح و مدیریت بدن، در میان زنان شهر تهران پرداخته شود. این رفتار نشان دهنده­ی تغییرات فرهنگی در زندگی شخصی و اجتماعی افراد در این شهر           می­باشد و با مطالعه آن می­توان  نشانه و پیام­های این تغییرات را کشف و تفسیر کرد. بنابراین سنجش میزان اصلاح بدن از دوجنبه نظری و کاربردی حائز اهمیت است. این تحقیق هم جنبه آگاهی بخشی دارد و موجب شناخت بیش­تر این بعد جامعه­شناسی خواهد شد و هم کاربردی است و می­توان با شناخت متغیرهای مؤثر بر اصلاح بدن از نتایج آن در سیاست گذاری و برنامه­ریزی­ها برای رسانه­ها­ی ارتباط جمعی و تبلیغاتی که برای این محصولات می­شود در جهت بهبود وضع موجود و رفع مشکلات حاضر و آینده استفاده کرد. مسئله­ی اصلی با توجه به بحث­های فوق این است که چه عوامل جامعه شناختی بر اقدامات زنان تهرانی نسبت به اصلاح بدن مؤثر است.

1-4- اهداف تحقیق

تحقیق حاضر درصدد دستیابی به یک هدف کلی و چند هدف جزیی است. هدف کلی عبارت است از:

بررسی عوامل جامعه شناختی مؤثر بر نگرش نسبت به اصلاح بدن در میان زنان 20 تا 44 ساله­ی شهر تهران.

در تحقیق حاضر درکنار هدف کلی اهداف جزیی زیر را مورد نظر است:

1- بررسی رابطه­ی بین مصرف گرایی و اصلاح بدن

2- بررسی رابطه­ی مصرف رسانه و اصلاح بدن

3- بررسی رابطه­ی هویت شخصی و اصلاح بدن

4- بررسی رابطه­ی سرمایه فرهنگی و اصلاح بدن

5- بررسی رابطه­ی طبقه اجتماعی و اصلاح بدن

6- بررسی رابطه­ی اشتغال و اصلاح بدن

7- بررسی رابطه­ی سن و اصلاح بدن

 

1-5- سوالات تحقیق

1- آیا بین مصرف گرایی و اصلاح بدن رابطه وجود دارد؟

2- آیا بین مصرف رسانه و اصلاح بدن رابطه وجود دارد؟

3- آیا بین هویت شخصی و اصلاح بدن رابطه وجود دارد؟

4- آیا بین سرمایه فرهنگی و اصلاح بدن رابطه وجود دارد؟

5- آیا بین طبقه اجتماعی و اصلاح بدن رابطه وجود دارد؟

6- آیا بین  اشتغال و اصلاح بدن رابطه وجود دارد؟

7- آیا میزان اصلاح بدن در رده­های سنی مختلف متفاوت است؟

1-6- فرضیه های تحقیق

1- به نظر می­رسد اصلاح بدن با مصرف گرایی ارتباط معنا داری داشته باشد.

2- به نظر می­رسد اصلاح بدن  با مصرف رسانه ارتباط معنا داری  داشته باشد.

3- به نظر می­رسد اصلاح بدن با هویت شخصی ارتباط معنا داری داشته باشد.

4- به نظر می­رسد اصلاح بدن با سرمایه فرهنگی ارتباط معنا داری وجود داشته باشد.

5- به نظر می­رسد اصلاح بدن با طبقه اجتماعی ارتباط معنا داری  داشته باشد.

6- به نظر می­رسد اصلاح بدن با اشتغال ارتباط معنا داری داشته باشد.

7- به نظر می­رسد اصلاح بدن در سنین مختلف تفاوت معنا داری داشته باشد.

1-7- تعریف واژه­ها

سرمایه فرهنگی: سرمایه فرهنگی از نظر بوردیو یعنی قدرت شناخت و قابلیت استفاده از کالاهای فرهنگی در هر فرد و آن در برگیرنده تمایلات پایدار فرد است که در خلال اجتماعی شدن در فرد انباشته می­شود (فکوهی 1381،300). بوردیو سرمایه فرهنگی را ابزاری جهت فهم تفاوت­های اجتماعی دانسته و به       صورت­های تجسدی، عینت یافته و نهادی شده در نظر می­گیرد.

سرمایه فرهنگی همانا مجموعه­ای از ثروت­های نمادین است که از یک سو به معلومات کسب شده­ای بر­ می­گردد که به شکل رغبت­های پایدار ارگانیسم، حالت درونی شده به خود می­گیرند (در فلان زمینه دانش داشتن، با فرهنگ بودن، به زبان و نحوه بیان تسلط داشتن، جهان اجتماعی و رمزهای آن را شناختن و خود را در این جهان آشنا دیدن) از سوی دیگر ، به صورت موفقیت­های مادی، سرمایه حالت عینت یافته، میراث فرهنگی به شکل اموال (تابلوها، کتاب­ها، واژه­نامه­ها، ابزارها ، ماشین­ها) جلوه می­کند و سرانجام سرمایه فرهنگی می­تواند به صورت نهادینه شده به صورت عناوین، مدارک تحصیلی، موفقیت در مسابقات ورودی و غیره که به استعداد فرد عینت می­بخشد باشد (شویده، کریستین و فونتن اولیویه  1385، 97).

در این جا خواندن کتاب، فعالیت­های هنری، گوش کردن به موسیقی، رفتن به تئاتر و موزه در پنچ سطح همیشه، اغلب، گاهی اوقات، به ندرت و هرگز در نظر گرفته شده است.

پایگاه اقتصادی- اجتماعی: در این جا جایگاه سلسله مراتبی افراد با توجه به قدرت اقتصادی و منزلت اجتماعی آن­ها مورد نظر می­باشد.

در این پژوهش پایگاه اقتصادی- اجتماعی پاسخگویان به کمک شاخص­هایی مانند درآمد ماهیانه پاسخگو و همسر، منزل مسکونی، شغل پاسخگو و همسر، سطح تحصیلی و اتومبیل به متغیری شش مقوله­ای که عبارتند از: مرفه، نیمه مرفه، متوسط بالا، متوسط پایین، محروم و خیلی محروم تبدیل شده است.

سن: سن عبارت از تعداد سال­های کاملی است، که از زمان تولد فرد گذشته است (سایت مرکز آمار ایران). تعداد سال­های عمر فرد پاسخگو مورد نظر می­باشد. سن در این جا به  صورت یک سوال باز مطرح شده است.

اشتغال: این متغیر برحسب فعالیت در دوسطح شاغل و غیر شاغل تعریف شده است.

مصرف گرایی: استفاده از کالاها به منظور رفع نیازها و امیال. این عمل نه تنها شامل خرید کالاهای مادی بلکه در برگیرنده خدمات نیز می­شود. در جوامع نوین مصرف­گرایی به یک فعالیت اصلی تبدیل شده که طی آن مقدار زیادی پول، انرژی، وقت، خلاقیت و نوآوری تکنولوژیکی مصرف می­شود (فاضلی 1382، 11).

در این تحقیق خرید پوشاک مطابق با مدهای روز، خرید انواع وسایل آرایشی و زینت آلات واستفاده از خدمات بهداشتی آرایشی در این زمینه، در پنج سطح خیلی زیاد، زیاد، تا حدی، کم، وخیلی کم سنجیده        می­شود.

مصرف رسانه: در این تحقیق منظور از مصرف رسانه وسائل ارتباط جمعی شامل تلویزیون، مطبوعات، رادیوهای خارجی و داخلی، ماهواره و اینترنت می­باشد که در پنج سطح همیشه، اغلب، گاهی اوقات، به ندرت و هرگز مورد سنجش واقع می­گیرد.

هویت شخصی: گیدنز معتقد است، هویت شخصی همان “خود” است که شخص آن را به عنوان بازتابی از زندگی نامه­اش می­پذیرد. دراین جا به معنی تداوم فرد در زمان و مکان است و هویت فردی بازتاب تغییری است که شخص از آن به عمل آورده است (گیدنز 1382،82). بنابراین احساس هویت شخصی به واسطه دیالکتیک میان فرد و جامعه صورت می­گیرد. هویت معمولاً در نگرش و احساسات افراد نمود نمی­یابد و بستر شکل گیری آن زندگی جمعی است(تاجیک 1384،22).

در این پژوهش هویت شخصی قدرت انتخاب و نگرش در برخی عملکردها از جمله اصلاح بدن می­باشد که در طیف لیکرت از کاملاً موافقم تا کاملاً مخالفم را شامل می­گردد.

اصلاح بدن: در این جا به معنی مدیریت بدن و به معنای نظارت و دستکاری مستمر ویژگی­های ظاهری و مرئی بدن و متغیر وابسته می­باشد.

این مفهوم به کمک معرف­های کنترل وزن (از طریق ورزش و دستگاه­های بدن سازی، رژیم­ غذایی و دارو) و دستکاری­های پزشکی (جراحی­ها) به یک شاخص تبدیل شده­است که در سه سطح نظارت پایین، نظارت متوسط و نظارت بالا سنجیده می­شود.

فصل دوم:

مروری بر ادبیات و پیشینه تحقیق

 

 

 

 

 

 

2-1- پیشینه تحقیق

2-1-1 تحقیقات داخلی

اخلاصی و فاتحی در تحقیقی با عنوان “مدیریت بدن و رابطه­ی آن با پذیرش اجتماعی بدن” نشان دادند که توجه زنان در همه وجوه گوناگون شدت یافته است. بر مبنای این پژوهش بین عوامل مصرف رسانه­ای، پذیرش اجتماعی بدن و پایگاه اقتصادی- اجتماعی با مدیریت بدن رابطه­ی معناداری وجود دارد و رابطه­ی متغیرهای دینداری و مدیریت بدن معکوس و معنی دار است (اخلاصی و فاتحی 1387، 79).

 

منابع و مآخذ

فهرست منابع فارسی

  1. آبوت، پاملا. و کلروالاس. 1388 جامعه شناسی زنان. ترجمه منیژه نجم عراقی، تهران: نشر نی.
  2. ابراهیمی، قربانعلی. و عباس بهنوئی. 1388. سرمایه فرهنگی ، مدیریت ظاهر و جوانان، زن در توسعه و سیاست. دوره 8 ، شماره 3.
  3. احمد نیا، شیرین. و امیر هوشنگ مهریار. 1383. نگرش و ایده آل­های نوجوانان تهرانی در زمینه همسر گزینی، فرزند آوری و تنظیم خانواده. مجموعه مقالات دومین همایش انجمن جمعیت شناسی ایران، بررسی مسایل جمعیتی ایران با تاکید بر جوانان دانشگاه شیراز.
  4. احمد نیا، شیرین. 1380. بلوغ، انگیزه سلامت و رفتارهای بهداشتی نوجوانان و جوانان. نمایه پژوهش. شماره 17.
  5. احمد نیا، شیرین. 1385. جامعه شناسی بدن و بدن زنانه. فصلنامه زنان. ش5.
  6. اخلاصی، ابراهیم. (1386). بررسی جامعه شناختی عوامل موثر بر مدیریت بدن در زنان. مطالعه موردی زنان شهر شیراز. پایان نامه کارشناسی ارشد جامعه شناسی. دانشگاه شیراز.
  7. اخلاصی، ابراهیم. و ابولقاسم فاتحی. 1387. مدیریت بدن و رابطه آن با پذیرش اجتماعی بدن، مطالعه موردی زنان شهر شیراز. مطالعات راهبردی زنان. شماره 41.
  8. آدام، فلیپ. و کلودین هرتسیک. 1376. جامعه شناسی بیماری و پزشکی. ترجمه لورانس. دنیا کتبی با همکاری مرتضی کتبی. قم: انتشارات باورداران.
  9. آزاد ارمکی، تقی. و حسن چاوشیان. 1381. بدن به مثابه رسانه هویت. مجله جامعه شناسی ایران. دوره 4. شماره 4.
  10. البرو، مارتین. (1380). مقدمات جامعه شناسی. ترجمه منوچهر صبوری، تهران: نشرنی.
  11. الیاس، نوربرت. 1377. تکنیک و تمدن. ترجمه مراد فرهاد پور. فصلنامه ارغنون. شماره . پاییز 77.
  12. بهزادیان نژاد، نسیبه. (1384). فرهنگ و زیبایی با تاکید بر جراحی پلاستیک. پایان نامه کارشناسی ارشد جامعه شناسی دانشکده علوم اجتماعی. دانشگاه تهران.
  13. بوردیو، پی­یر. (1390). تمایز، نقد اجتماعی قضاوت­های ذوقی. ترجمه حسن چاوشیان. تهران: نشر ثالث.
  14. بوردیو، پی­یر. 1381. کنش­های ورزشی و کنش­های اجتماعی. فصلنامه ارغنون. ترجمه محمد رضا فروزنده. شماره 20.
  15. بیکر، ترزال. (1386). روش تحقیق نظری در علوم اجتماعی. ترجمه هوشنگ نایبی. تهران: انتشارات دانشگاه پیام نور.
  16. تاجیک، محمدرضا. (1384). روایت غیریت وهویت در میان ایرانیان، فرهنگ گفتمان. تهران: انتشارات دانشگاه تهران.
  17. جلایی­پور، حمیدرضا. 1386. نظریه پردازان متأخر جامعه­شناسی. دانشکده علوم اجتماعی، جزوه درسی کارشناسی ارشد. دانشگاه تهران.
  18. جنکینز، ریچارد. (1381). هویت اجتماعی. ترجمه تورج یاراحمدی. تهران: نشرشیرازه.
  19. 19. حبیب­پور­گتابی، کرم. و رضا صفری شالی. 1388. راهنمای جامع کاربرد spss در تحقیقات پیمایشی. تهران: انتشارات متفکران.
  20. خواجه نوری، بیژن. علی روحانی و سمیه هاشمی. 1390. فصلنامه علمی پژوهشی جامعه شناسی زنان. سال دوم. شماره چهارم.
  21. دریفوس، هیوبرت. و پل رابینو. 1382. میشل فوکو ، فراسوی ساختارگرایی و هرمونتیک. ترجمه حسین بشریه. تهران: نشر نی.
  22. دواس،دی. ای. (1389). پیمایش در تحقیقات اجتماعی. ترجمه هوشنگ نایبی. تهران: نشر نی.

ذکایی، محمد سعید. (1387). مطالعات فرهنگ جوانان. تهران: نشر آگه.

  1. رضایی، احمد. مینا اینالو و محمد فکری. 1389. مدیریت بدن و ارتباط آن با عوامل اجتماعی در بین دختران دانشگاه مازنداران. مطالعات راهبردی زنان. شماره 47.
  2. رفعت جاه، مریم. 1386. هویت انسانی زن در چالش آرایش و مد. کتاب زنان. شماره38.
  3. ریتزر، جورج. (1384). نظریه­های جامعه­شناسی در دوران معاصر. مترجم ثلاثی. تهران: انتشارات علمی.
  4. سرمد، زهره. و ]دیگران.[ 1382. روش­های تحقیق در علوم رفتاری. تهران: انتشارات آگاه.
  5. سیف اللهی، سیف اله. (1386). مبانی جامعه شناسی: اصول، مبانی و مسایل اجتماعی. تهران: جامعه پژوهان سینا.
  6. شویده، کریستین. و فونتن، الیویه. 1385. واژگان بوردیو. تهران: نشر نی.
  7. صدفی، ذبیح اله. و سکینه بابایی. 1383. تکنیک­های خاص تحقیق. تهران: انتشارات درجاوند.
  8. فاضلی، محمد. (1382). مصرف و سبک زندگی. قم: انتشارات صبح صادق.
  9. فرجی، مهدی. و نفیسه حمیدی. 1384. نگرش زنان نسبت به انواع پوشش­های رایج. تهران: سازمان تبلیغات اسلامی.
  10. فرزانه، حمیده. (1385). زنان و فرهنگ بدن،عوامل موثر بر گرایش به جراحی زیبایی. پایان نامه کارشناسی ارشد مطالعات فرهنگی. دانشگاه تهران.
  11. فکوهی، ناصر. (1381). تاریخ اندیشه و نظریات انسان شناسی. تهران: نشر نی.
  12. فوکو، میشل. (1382). مراقبت و تنبیه، تولد زندان. ترجمه نیکو سرخوش و افشین جهاندیده. تهران: نشر نی.
  13. فوکو، میشل. (1383). اراده به دانستن. ترجمه نیکو سر خوش و افشین جهاندیده. تهران: نشر نی.
  14. فوکو، میشل. (1385). پیدایش کلینیک، دیرینه شناسی ادراک پزشکی. ترجمه یحیی امامی.تهران: نشر نقش و نگار.
  15. فی، برایان. (1381). فلسفه امروزین علوم اجتماعی با نگرش چند فرهنگی. ترجمه خشایار دیهمی. تهران: نشر طرح نو.
  16. قاسمی، وحید. 1384. ضریب آلفای کرونباخ و یژگی­های آن تاکید بر کاربرد آن در پژوهش­های اجتماعی. مجله پژوهشی دانشگاه اصفهان (علوم انسانی). شماره 2.
  17. کسل، فیلیپ. (1383). چکیده آثار آنتونی گیدنز. ترجمه حسن چاوشیان. تهران: انتشارات ققنوس.
  18. کوزمیکس، هلموت. 1384. فرایند متمدن شدن. ترجمه حسین هاشمی. مجله جامعه شناسی ایران. دوره 6، شماره 3.
  19. کیویستیو، پیتر. (1385). اندیشه­های بنیادی در جامعه­شناسی. ترجمه صبوری. تهران: نشر نی.
  20. گیبینز، جان آرو بو ریمر. (1381). سیاست پست مدرنیته. ترجمه منصور انصاری. تهران: نشر گام نو.
  21. گیدنز، آنتونی. (1388). تجدد و تشخص، جامعه و هویت شخصی در عصر جدید. ناصر موفقیان. تهران: نشر نی.
  22. لش، اسکات. (1383). جامعه شناسی پست مدرنیسم. ترجمه حسن چاوشیان. تهران: نشر مرکز.
  23. لطف آبادی، حسین. (1378). روان شناسی رشد 2 نوجوانی، جوانی، بزرگسالی. تهران: سازمان مطالعه و تدوین کتب علوم انسانی دانشگاه­ها سمت.
  24. لوپز، خوزه. و جان اسکات. 1385. ساخت نظریه اجتماعی. ترجمه حسین قاضیان. تهران: نشر نی.
  25. محسنی، منوچهر. (1376). جامعه­شناسی پزشکی. تهران: نشر طهوری.
  26. میلر، دلبرت.(1380). راهنمای سنجش و تحقیقات اجتماعی. ترجمه بیژن کاظم زاده. مشهد: معاونت فرهنگی آستان قدس رضوی.
  27. واتکینز، سوزان. و ]دیگران[.1384. فمینیسم، قدم اول. ترجمه زیبا جلالی نائینی. تهران: نشر شیرازه.
  28. هوروکس، کریس. (1379). فوکو. (قدم اول). ترجمه پیام یزدانجو. تهران: نشر و پژوهش شیرازه.

روزنامه همشهری 14 اسفند 1382، نامه از الهه صفری تحت عنوان هزینه­های اجباری صفحه 4 ضمیمه بازارچه).

 

فهرست منابع انگلیسی

  1. Ahmed, Sara & Jackie stacy. (2001). Thinking through the skin Routledge.
  2. Aronson, Nomia. 1984. comment of Brayan Turner’s. The Government the Body: Medical Regiment and the rationalization of Diet. The Brithish Jornal of sociology. Vol. 32, No1.
  3. Barker, T & Nancy. L .Galambos. 2003. Bady Dissatisafaction of Adolescent Girl and Boys: Risk and Resource Factors. Journal of Early Adolescence . Vol. 23. No. 2.
  4. Bayely, Stephen. (1991). Taste: The secret Meaning of Things. London. Faber & Faber.
  5. Black, Paula. & Ursul Sharma. 2001. men are real women are made up Beauty Therapy and the construction of Feminist. the Editorial Board of sociology cal Review, London Journal of sociology. Vol.78. No5.
  6. Bocock, Robert .(1993). Consumption. London. Rutledge.
  7. Botta, Rennee A. 2003. For Your Health?” The relationship between Magazine reading Adolescent Body Image and eating disturbances. Sex Roles: A Journal of Research. From Academic Search Elit database.
  8. Bourdieu, (1984). Distinction : A Critique of the judgement of tast. London. Routledge & Kegan paul.
  9. Bourdieu, Pierre. (1989). Forms of Capital. In J Richardson (ed) Handbook of theory and research for the sociology of education . New York. Green Wood press.
  10. Choi, Y.L. 2000 . Looking good and feeling good: Why do fewer women than men exercise.Women’s Health Leicester: The Brithish Psychological Society.
  11. Cockerham, William C. (2001).  The Blackwell Companion to Medical Sociology. Oxford. Blackwell publishers.
  12. Elias, 1978. The Civilizing Process. Vol. 1. The History of Manners. London. Basil Blackwell.
  13. Featherstone, (1991). Consumer Culture and Postmodernism. London. sage.
  14. Frost, Liz. (2001). Young people and the body. Hampshire. palgrave.
  15. Gimlin, Debra. 2006. The Absent Body project: Cosmetic surgery as a Response to body Dys – appearance. sociology . vol.40. No.4.
  16. Goffman, Erving. (1959). The presention of self in everyday life. Doubleday anchor books. Doubleday & Company . Inc. Garden city. new York.
  17. Goffman, Erving.(1969). Behaviour in Public Places.Notes on the Social Organization of Gathering. New York.
  18. Goffman, Erving. (1971). The presentation of self in Everyday Life. Harmondsworth. penguin.
  19. Groesz , Liza. M. & others. 2001. The effect of Experimental Presentation of Thin media Image on Body satisfaction. A Meta – Analytic Review. International Journal of Eating Disorder .from Academic search Elite database.
  20. Grogan, Sarah & N.Wain wright. 1996. Girls experience of body Dissatisfaction, Women’s studies International forum.vol.19. No.6.
  21. Grogean, (2000). Body Image. Ussher(Ed.) Women’s Health  Leicester. The British  Psychological Society.
  22. Hargreaves, Duane. & Tiggemann Marika. 2003. The effect of “thin Ideal”  television commercials on Body dissatisfaction and schema activation during early adolescence. Journal of Youth and Adolescence. from Academic search Elite database.
  23. Heather, Patrick. clayton Neighbors. 2004. Appearance – Related social comparison: The role of contingent self –Esteem and self- perception of attractiveness. Personality and social psychology Bulletin.
  24. Henderson-King, & Donna Henderson-King. 1997. Media effects on women’s body esteem :social and individual difference factors.  Journal of Applied social psychology.
  25. Howson, Alexander & David  2001. The body in Sociology : Tension inside and outside sociological thought . The Editorial Board of Sociological Rreview.
  26. Johansson, Thomas. (2000). social Psychology and Modernity. Bukingham, open university press.
  27. Krilk, 2002. The social construction of body in physica Education. London journal of  sociology.Vol 6. No 8.
  28. Levinson Brian  Powell.  & Lala carr  Steelman. 1986.  Social Location, significant other and Body Image Adolescents. Social psychology Quarterly. Vol. 49.No. 4.
  29. Lin, Non. (1976). Foundation of  Social Research. New York. Mc Graw Hill.
  30. Malson, Helen. 1999. women under eraser: Anorexic bodies in Postmodern context .  journal of community and Applied Social Psychology. Vol. 9.
  31. Miller N, Merry. & Andres J. Pumariga. 2001. Culture and eating Disorders: A Historical and Cross –Cultural Review. Psychiatry. Vol 64.
  32. Shilling, Cheis .1993. The body and social Theory. London. sage publication.
  33. Shilling , Chris. 2003. The Body and social theory. London. sage.
  34. Sours, John.(1981). starving to Death in a sea of objects. New York. Aronson.
  35. Strigel, Moore.(1995). A feminist perspective on the etiology of eating disorders”; in K.D. Brownell and C.G. Fairburn, (eds).Eating Disorders and obesity. A Camparative Handbook . New York. Guliford.
  36. Swami , Viren et al. 2010. The attractive female Body weight and female Body Dissatisfaction in 26 countries across 10 word Rigions: Result of the International Body project. , personality and social Psychology Bulletin, Vol . 37. No. 3.
  37. Synnot, Anthony.1990. Truth and Goodness ,Mirrors and Masks. Part:1,2. sociology of Beauty and face . British journal of sociology, Vol 40. No 4.
  38. Thompson, J. Kevin .& Leslie J 2004. The media’s influence image disorder and eating disorders :We’ve reviled them , now  can we rehabilitate them? Journal of social issues. from Academic search Elite database.
  39. Tsianakas, V& Rice, K. 2005. Gender Impact Assessment : Body Image. Australlia . women’s Health publication.
  40. Turner, S Bryan. (1996) . The body and sociology (Exploration in sociology theory). sage publication.
  41. Turner, S Bryan . (1996). The Body and Society. London. sage publication.
  42. Turner, Bryan. (1994). The Consuming Body. London .sage publication.
  43. Turner, S Bryan. (1991). Resent  Developments in the theory of  Body. London: Sage Publication, a.
  44. Webster, Murray &James Driskell. 1983. Beauty as status. American journal of sociology. Vol 89 .No1
  45. Wellington, A.Christine & John R Bryson. 2001. At face Value: Image Consultancy Emotional Labour and Profession Work. Sociology. Vol.35. No.4.
  46. Woodward, Keith. (1997). Identity and Difference. London :open up.

 

Sociological study of effecting factors on attitude toward  body modification among  Tehran’s women in 2012

The study tried to investigate effective factors on body modification I, e behavior such as Wight control, aesthetic services, using drug, cream and medical and toilet services.  Survey was used as the method and questionnaire utilized to collect data. Population is Tehranian women age range 20-44 in all 22 area of the city. Sample size was estimated n=384 based on Lin table (1976), and selected via multistage cluster sampling. Finding showed that body modification has significant relationship with consumerism, media consumption, self identity, social class and age. Consumerism, media consumption and self identity explained dependent variable orderly 47%, 7% and 12%. ANOVA results indicated that age range of 25-35 do most attempts for body modification. Finding also showed that social class has positive relationship with body modification.

Keywords: Body Modification; Consumerism; Median consumption; Self Identity; cultural  capital; Socioe-conomic status; Women.

 

ISLAMIC AZAD UNIVERSITY

Science And Research Branch of Kerman

Faculty of Humanities – Department of Sociology

 

Thesis for receiving «M.A» degree on Sociology

 

 

Subject:

Sociological study of effecting factors on attitude toward body modification among Tehran’s women in 2012

 

 

Thesis Advisor:

  1. Bustani Ph.D

 

 

Consulting Advisor:

  1. Grusi Ph.D

 

 

By:

………………………………

Winter 2013

[1] Body modification

[2] Lin

دیدگاهها

هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.

اولین نفری باشید که دیدگاهی را ارسال می کنید برای “بررسی جامعه شناختی عوامل مؤثر بر اصلاح بدن در بین زنان 20 تا 44 ساله شهر تهران در سال 91”

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

43 − = 35