new5 free

بررسی جایگاه فرهنگی (ارزشی) ـ هنجاری اتحادیه اروپا در نظام جهانی

59.000تومان

توضیحات

دانلود و مشاهده قسمتی از متن کامل پایان نامه :

 

 

 

 

 

 

 

 

 


الف) طرح و بیان مسأله:

تفکرات و اندیشه­های فلاسفه، اندیشمندان و سیاستمدارانی همچون ريچارد كودن هوف كالوجي[1]، آريستد بريان[2]، آلتريو اسپينلي[3]، ژان مونه[4]، چرچیل[5] و غیره در ایجاد همگرایی در اروپا مؤثر بوده است. حامیان و طرفداران همگرایی اروپا معتقدند که؛ اروپا یک هویت منحصر به فرد و قابل تعریف می­باشد. حركت­ها و جنبش­هاي فوق اگر چه پر رنگ بودند، اما اهداف كساني را كه به دنبال همگرايي، فارغ از رقابت­هاي ملي بودند را برآورده نمي­ساخت. با توجه به این اصل که «همگرايي بايد مبنايي توافقي داشته باشد»، پس از پايان جنگ جهاني دوم اروپائیان به اين نتيجه رسيدند كه براي دستيابي به يك وحدت نسبي، بايد با توجه به مشتركات موجود و ضرورت­هاي زمانه حركت كنند. در طول جنگ سرد ما شاهد شکل­گیری فرم اولیۀ اتحادیه اروپا و همگرایی میان کشورهای اروپای غربی هستیم و با توجه به شکل نظام بین­الملل در این دوره، نزدیکی میان این کشورها اجتناب­ناپذیر بوده است. پس از تحولات ناشی از پایان جنگ سرد در نظام بین­الملل و به تبع آن تحولات درون ساختاری در اتحادیه اروپا بر اساس پیمان ماستریخت، شاهد همگرایی بیشتر میان اعضا و اتخاذ تصمیماتی جهت گسترش این اتحادیه هستیم. با گسترش و تعمیق روند همگرایی در اتحادیه اروپا، نیاز به اصلاحات در ساختارها و نهادها بیش از پیش احساس گردید. یکی از مؤخرترین این پیمان­ها میان اعضای اتحادیه اروپا پیمان لیسبون می­باشد. اما این گسترش نهادی و جغرافیایی، این سؤالات جدی را مطرح می­کند که، آیا اتحادیه اروپا ظرفیت گسترش سریع در حوزه نهادی و جغرافیایی را خواهد داشت؟ آیا تصمیم­گیری و اعمال سیاست­های تحمیلی در جهت همگرایی بیشتر اعضا، در جهت نقش جهانی اتحادیه نیز خواهد بود؟ ضعف­های اتحادیه اروپا در زمینه سیاست خارجی و سیاست­های امنیتی مشترک، تا چه میزان در نقش جهانی این اتحادیه مهم خواهند بود؟ و غیره.

در کنار موارد ذکر شده باید اذعان داشت که اختلاف­نظرهای جدی میان اعضای اتحادیه اروپا به ویژه پس از گسترش اعضای آن صورت گرفته است. در قلمرو درونی اعضای اتحادیه با اختلافات و چالش­های جدی در برخی زمینه­ها از جمله، گسترش اتحادیه اروپا، سیاست دفاعی امنیتی اروپایی جدای از ناتو، قانون اساسی اروپا، مفهوم شهروند اروپایی (که شهروندان و دولت­های


اروپایی همچنان بین دو هویت ملی و فراملی در چارچوب اتحادیه اروپا، دچار نوعی سرگشتگی و آشفتگی هویتی می‌باشند)، عدم تعریف و انگاره­ای یکسان از هویت اروپایی، پیروی از سیاست­های غیرهمسان توسط اعضاء در بسیاری از بحران­ها از جمله بحران­ اقتصادی و غیره مواجه هستند. در قلمرو خارجی نیز، اختلافات در زمینه­های مختلفی چون سیاست خارجی واحد، تروریسم و ابزار مبارزه با آن، جنگ 2003 عراق، برنامۀ هسته­ای ایران و غیره زمینه را برای اختلاف­نظرهای دیگر فراهم نموده است. این در حالی است که فقدان قدرت نسبی نظامی و تکیه بر برتری در اقتصاد که بسیاری آن را قدرت نرم می­پندارند؛ نقش راهبردی اتحادیه اروپا را در آینده نظام جهانی با سؤالات و تردیدهایی مواجه ساخته است.

با این وجود نگارنده در این نوع نگاه به اتحادیه اروپا نوعی خلأ احساس می­کند. عدم توجه به ویژگی­هایی قدرت نرم اتحادیه اروپا با عنایت به ویژگی­های فرهنگی ـ هنجاری در عصر ارتباطات و جهانی­شدن می­تواند جایگاه بهتری از اتحادیه اروپا در جامعه جهانی ترسیم کند. بنابراین پاسخگویی به خلأ نگاه فرهنگی و هنجاری به اتحادیه اروپا در جامعه جهانی شاکلۀ اصلی پژوهش حاضر به حساب می­آید. بر این اساس نگارنده چارچوب تئوریک سازه­انگاری را به عنوان فوندانسیون پژوهش برگزیده است که امید دارد از این نظریه در جهت تحکیم داده­های مطالعه موردی و همچنین بالعکس از داده­های پژوهش در جهت تحکیم مفروضات نظریه بهره گیرد. علت اصلی انتخاب چنین چارچوب تئوریکی این است که، سازه­انگاری به عنوان یکی از رویکردهای نظریه عام انتقادی، مفروضه­های هستی­شناسی خردگرایی در مورد روابط بین­الملل و سیاست خارجی را به چالش می­طلبد و اصول و گزاره­های متفاوت دیگری را ارائه می­دهد. از انديشمندان برجسته سازه­انگاري در روابط بين­الملل مي‌توان به امانوئل آدلر[6]، نيکلاس اونف[7]، جان جرارد روگی[8]، الکساندر ونت[9]، استفن وارينگ[10]، ميچل بارنت[11]، کاتزنستاين[12]، ويور[13]، جفری چکل[14] و آنتوني کلارک آرند[15] اشاره کرد. در نظریه سازه­انگاري، هويت­ها، هنجارها و فرهنگ نقش مهمي ‌در سياست­هاي جهاني ايفا مي‌کنند. در واقع طرفداران این رویکرد، هنجارها و قواعد اساس  بازی­های بین­المللی تلقی می­گردند و مانع از جهت­دهی ویژه دولت­ها می­شوند؛ بلکه منطقی عقلایی برای مقبولیت عملکرد خود فراهم می­آورند. بر اساس دیدگاه برخی نظریه­پردازان اتحادیه اروپا جایگاه ویژه­ای در نظام بین­الملل از طریق ترویج ارزش­ها و هنجارهای خاص بر عهده دارد که امروزه تحت عنوان قدرت هنجاری مطرح است. ارزش­های هنجاری مربوط به دموکراسی، هویت جمعی، دیپلماسی فعال، افزایش نقش در هنجارهای بین­المللی، احترام به حقوق بشر و ارتقای آن، احترام به حکومت قانون و غیره از جمله ویژگی­های اتحادیه اروپا هستند که می­توانند نقش مؤثری در ارتقای جایگاه اتحادیه اروپا در نظام بین­الملل ایفا نمایند. امروزه با پر رنگ­تر شدن نقش چنین عواملی در کنار سایر عوامل سنتی مانند قدرت نظامی و اقتصادی زمینه برای افزایش نقش اتحادیه اروپا در نظام بین­الملل فراهم گردیده است. پژوهش حاضر سعی دارد از دو دیدگاه سازه­انگاري هويتي (مکتب مورد توجه در ايالات متحده)؛ که به بررسي نقش هنجارها و در موارد معدودتري به نقش هويت­ها در شکل­گيري نتايج سياست بين­الملل مي‌پردازد و سازه­انگاري تفسيري (بيشتر مورد عنایت اندیشمندان اروپایی این رویکرد)؛ که در آن به بررسي نقش زبان در ساخت واقعيت اجتماعي پرداخته می­شود و همچنین به تشريح مضمون هويت دولت­ها در يک مورد خاص توجه می­شود و یا به عبارتی توجه زیادی به اولویت گفتمان در یک جامعه نشان  می­دهند؛ به بررسی نقش ارزش­ها و هنجارها در ارتقای جایگاه اتحادیه اروپا در نظام جهانی بپردازد.

مسائلی از این دست شاکلۀ کلی پایان­نامه حاضر را تشکیل می­دهد که نگارنده امیدوار است در طول تحقیق پاسخ­های مناسبی برای آنها بیابد.  بنابراین محدوده مکانی این پژوهش شامل اتحادیه اروپا می­گردد و محدوده زمانی تحقیق پس از پیمان ماستریخت (1992-1991) را شامل می­شود. لازم به ذکر است که در محدوده زمانی نگارنده سعی خواهد نمود مسائل مهم متأخرتر را با اولویت بیشتری دنبال نماید.

 

ب) اهداف تحقيق:

با توجه به طرح مسأله و بیان شکل کلی پژوهش، اهداف ذیل در راستای بررسی تأثیر   ویژگی­های ارزشی و هنجاری اتحادیه اروپا بر نقش و جایگاه این اتحادیه در نظام جهانی دنبال می­شود:

  • معرفی پیشینه اتحادیه اروپا و زمینه­های شکل­گیری آن.
  • معرفی نظریۀ سازه­انگاری.
  • بررسی مفاهیم قدرت مدنی (غیرمادی)، قدرت نرم و قدرت هنجاری.
  • واکاوی نقش و تأثیر قدرت هنجاری و هویت یکسان اروپایی بر جایگاه این اتحادیه در جامعه جهانی.
  • بررسی جایگاه اتحادیه اروپا در جامعه جهانی با تأکید بر سال­های پس از 11 سپتامبر.
  • تجزیه و تحلیل سیاست­های چندپاره اعضای اتحادیه اروپا و تأثیرگذاری آن بر نقش ارزشی ـ هنجاری جهانی این اتحادیه در جامعه جهانی.

 

پ) اهميت و ارزش تحقيق:

اتحادیه اروپا به عنوان یکی از مهمترین بازیگران نظام بین­الملل مطرح است. این در حالی است که شکل­گیری اتحادیه اروپا مفهوم «دولت ـ ملت» را دچار تحول گردانید و مفهوم جدیدی را وارد علم روابط بین­الملل گردانیده است. پژوهش­های انجام شده در خصوص نقش و جایگاه اتحادیه اروپا در نظام جهانی بیشتر بر بُعد اقتصادی این اتحادیه تأکید داشته­اند در حالی که پژوهش حاضر ضمن نیم نگاهی به جایگاه اقتصادی اتحادیه بر نقش و جایگاه فرهنگی ـ هنجاری آن تکیه دارد؛ به همین علت بخشی از اهمیت و نوآوری تحقیق به این موضوع باز می­گردد. عدم پژوهشی جدی در این زمینه و خلاء پژوهشی در این راستا بر این اهمیت افزوده است که نگارنده امیدوار است به بخشی از سؤالات مهم در این زمینه پاسخ بگوید. شناخت این اتحادیه با بسیاری از این مسائل مرتبط است که بر ارزش پژوهشی تحقیق حاضر می­افزاید؛ که نگارنده امیدوار است با جمع­آوری داده­ها در این زمینه، بخشی از زوایای پنهان و خارج از ظاهر را نمایان سازد.

 

ت) سؤال اصلي تحقيق:

ویژگی­های ارزشی و هنجاری اتحادیه اروپا چه تأثیری بر نقش این اتحادیه در نظام جهانی دارد؟

 

ث) مفروضات:

پژوهش حاضر با توجه به سؤال اصلی دارای اصول مفروضی به شرح ذیل می­باشد:

  • اتحادیه اروپا متشکل از 27 عضو می­باشد که اعضای آن درصددند تا ذیل یک واحد سیاسی به نقش­پذیری در نظام جهانی بپردازند.
  • همگرایی و هویت یکسان بر انسجام اعضای اتحادیه اروپا در مسائل بین­المللی می­افزاید.
  • اختلافات اساسی میان اعضای اتحادیه اروپا به ویژه اعضای قدرتمند این اتحادیه، جایگاه این اتحادیه را در نظام جهانی تضعیف خواهد نمود.
  • اتحادیه اروپا با قابلیت­های اقتصادی بالا در پی همگرایی و انسجام بیشتر در زمینه­های سیاسی می­باشد.
  • اختلافات درونی میان اعضای قدرتمند اتحادیه اروپا زمینه را برای اختلافات میان سایر اعضاء فراهم می­آورد که بر هویت یکسان اتحادیه مؤثر است و جایگاه قدرتمند اتحادیه اروپا در نظام جهانی را با تردید مواجه می­سازد.

 

ج) فرضيه اصلي:

ارزش­های هنجاری مربوط به دموکراسی، هویت جمعی، دیپلماسی فعال، افزایش نقش در هنجارهای بین­المللی، احترام به حقوق بشر و ارتقای آن، احترام به حکومت قانون و غیره از جمله ویژگی­های اتحادیه اروپا هستند که نقش مؤثری در ارتقای جایگاه این اتحادیه در جامعه بین­الملل ایفا می­نمایند.

 

چ) متغيرهای پژوهش:

  1. متغیر مستقل:

ویژگی­های ارزشی و هنجاری اتحادیه اروپا

  1. متغیر وابسته:

جایگاه هنجاری اتحادیه اروپا در نظام جهانی

  1. متغیر کنترل:

منافع ملی اعضای اتحادیه اروپا

 

 

 

ح) تعريف مفاهيم:

1) اتحادیه اروپا: ايده اروپاي واحد موضوع ديريني در تفكر سياسي اروپا بوده است. اتحادیه اروپا یک اتحادیه اقتصادی و سیاسی متشکل از 27 کشور اروپایی است. منشأ اتحادیه اروپا به جامعه اقتصادی اروپا (بازار مشترک)، جامعه ذغال سنگ و فولاد (پیمان پاریس 18 آوریل 1951) و توافقنامه رم که در مارس 1957 بین شش كشور آلمان، بلژيك، فرانسه، ايتاليا، لوكزامبورگ و هلند شکل گرفت، باز می‌گردد. پس از شکل گیری ابتدایی این اتحادیه، با اضافه شدن اعضای جدید، اتحادیه اروپا طی 5 دهه بزرگ‌تر شده است. اعضای این اتحادیه در دسامبر 1991، برای بررسی پیمان ماستریخت، در جهت ایجاد چارچوبی قانونی برای اتحادیه با یکدیگر ملاقات کردند. به عبارتی روند سیر تکاملی اتحادیه اروپا مبتنی بر سیری تاریخی است که در آن پیمان‏ها و معاهدات نقش ویژه‏ای را ایفا می‏نمایند، پیمان‏هایی که هر کدام قدم بزرگی در جهت آرمان اروپای متحدتر محسوب می‏شود و سقوط دیوار برلین و اتحاد آلمان شرقی و غربی، نقطه شروع برای رسیدن به «اتحادیه اروپا» بود. پیمان ماستریخت، پیمان شنگن، معاهده آمستردام، اجلاس نیس و پیمان لیسبون از جمله اقدامات مهم اروپائیان در زمینه‏های مختلف برای رسیدن به اروپایی واحد است. در کل طی چند سال گذشته جریان‏های همسو و ناهمسویی با فرآیند همگرایی اروپایی در عرصه سیاست­های داخلی کشورهای عضو صورت پذیرفته است. ورود ده کشور جدید در سال 2004 و دو کشور دیگر در سال 2007 به اتحادیه اروپا، موجب شده است تا سیاست خارجی مشترک اتحادیه با چالش جدی مواجه شود، بدین معنا که اعضای جدید به آمریکا و ناتو نگرش متفاوت از سایر اعضای اتحادیه اروپا دارند.

2) جامعه بین­الملل: جامعه بین­الملل متشکل از واحدهای سیاسی و بازیگران دولتی و غیردولتی است که در کنش و واکنش مستقیم و غیرمستقیم با یکدیگر قرار دارند که تغییر و تحول در جایگاه بازیگران بر سایر بازیگران تأثیر می­گذارد. در جامعه بین­الملل، ارزش­ها و هنجارها (قدرت نرم) به اندازۀ جنبه­های مادی قدرت (قدرت سخت) دارای اهمیت است.

3) قدرت هنجاری: هنجاری (Normative) صفتی است که از اسم هنجار (Norm) مشتق شده است؛ که هر دو بر سطح متوسط یا معمولی حصول و یا عملکرد برای یک فرد یا یک گروه دلالت دارد؛ یا بیشتر معمولاً در بحث و گفتگو فلسفی، یک استاندارد، قاعده[16]، اصل[17] که برای قضاوت یا هدایت انسان­ برای چیزی که انجام می­دهند، استفاده می­شود. نظریه هنجاری روابط بین­الملل   می­پندارد از آن به عنوان موضوع ضوابط قضاوت اخلاقی در سیاست جهانی و به دنبال قواعد مشترک برای گستردن شمول اخلاقی[18] و بازسازی اجتماعی در عمل بین­المللی است(Manners, 2006 a: 117). بنابراین هنجار اذعان به یک سری قواعد و اصول فراگیر دارد که سنگ محک قضاوت در برابر سایرین خواهد بود. بنابراین یک از ایرادات، ذهنی و نسبی بودن هنجارها است که مانع از ارائه یک تعریف جامع و مانع می­شود.

در مباحث مربوط به قدرت هنجاری رویکرد یان مانرس به عنوان ارجاع­دهی محققین تبدیل شده است. در تعریف وی دو تفسیر متفاوت از قدرت هنجاری وجود دارد. در تفسیر نخست که حالت تجویزی دارد قدرت هنجاری در تلاش است برای نشان دادن و انجام اینکه چه چیزی خوب است و باید در سیاست بین­الملل انجام شود. تفسیر دوم بر این تأکید دارد که قدرت هنجاری توانایی برای تعریف آنچه به صورت نورمال در سیاست جهانی می­گذرد.

آنچه که به عنوان هنجار در این پژوهش مورد استفاده قرار می­گیرد منظور ارزش­ها و نورم­هایی است که بیشتر معانی ذهنی مربوط به آن در ذهن متبادر می­گردد (قدرت غیرمادی) که در واقع در برابر قدرت مادی  قرار دارد؛ برای مثال هنجار دفاع از حقوق بشر معانی مرتبط به آن را در ذهن برجسته می­کند که به عنوان یک ارزش مهم به حساب می­آید.

4) قدرت هنجاری اتحادیه اروپا: در حالی که قدرت اقتصادی اروپا غیر قابل انکار است و در خصوص قدرت نظامی این اتحادیه تاکنون به نتایج قابل قبول دست نیافته است تکیه بر قدرت هنجاری این اتحادیه بخشی از تأملات نظریه­پردازان این حوزه است. منظور از قدرت هنجاری به معنی استفاده از پتانسیل­های غیرمادی اتحادیه اروپا به عنوان بازیگر جهانی (نه قدرت نظامی) برای پیشبرد اهداف خود در عرصه بین­المللی است. اصول هنجاری مورد نظر اتحادیه اروپا در روابط خارجی خود با سایر بازیگران اصولی مانند حقوق بشر، انتخابات آزاد، دفاع از حقوق اقلیت­ها، دموکراسی و ساختارهای دموکراتیک و امثالهم را در بر می­گیرد که گسترش این هنجارها و نفوذ ایدئولوژیک را در بیرون از مرزهای خود دنبال می­کند. لازم به ذکر است این بدین معنی نیست که اتحادیه از قدرت اقتصادی خود برای رسیدن به اهداف سیاست خارجی استفاده ننماید.

5) جایگاه هنجاری اتحادیه اروپا: اتحادیه اروپا برای اعمال نفوذ و قدرت خود در عرصه بین­المللی در کنار قدرت اقتصادی خود تأکید بر هنجارها و ارزش­های می­نماید که از طریق آن به جایگاه مناسبی در میان سایر قدرت­های بزرگ دست یابد. در واقع اتحادیه اروپا تأکید خود را بر عواملی گذاشته است که تا حدودی منحصر به فرد برای این قدرت محسوب می­شود. جایگاه هنجاری اتحادیه اروپا از طریق “دیپلماسی نرم[19]” که به ترویج و صادرات ارزش­های خود به سراسر جهان صورت می­پذیرد حاصل شده است. به طور کلی اتحادیه اروپا اصولی را در چارچوب مقرراتی و ساختاری خود مورد تأکید قرار می­دهد؛ از جمله صلح، حقوق بشر و دموکراسی. در واقع اتحادیه به جای تمرکز بر قابلیت­های مادی خود عمده تمرکز خود را بر اصول ارزشی ـ هنجاری گذاشته است.

 

خ) ادبيات موجود پژوهش:

بررسی تحولات اتحادیه اروپا همواره مورد توجه اندیشمندان و پژوهشگران در حوزه روابط بین­الملل می­باشد. پایان نظام دوقطبی و در سال­های اخیر افول یک­جانبه­گرایی و توجه به چندجانبه­گرایی، لزوم توجه به اتحادیه اروپا را به عنوان بازیگری مهم در نظام بین­الملل بیش از پیش نمایان کرده است. پژوهش­های مختلفی به صورت مقاله  و کتاب به زبان انگلیسی به موضوع قدرت ارزشی و هنجاری اتحادیه اروپا پرداخته­اند اما پژوهشی که اختصاصاً به جایگاه ارزشی، فرهنگی و هنجاری اتحادیه اروپا در نظام جهانی بپردازد، وجود نداشته و یا حداقل به چشم نگارنده نیامده است. بنابراین نگارنده در این بخش به معرفی آثاری می­پردازد که بخشی از سؤالات مرتبط با عنوان را در خود جای داده باشند. البته در طول پایانامه با بخش دیگری از آثار که نقش مهمی در تکمیل پژوهش حاضر داشته­اند نیز آشنا خواهیم گردید.

در حوزه مقالات «جایگاه اتحادیه اروپا در نظام بین­الملل در حال تکوین: موانع و چالش­ها» عنوان مقاله­ای است از هوشنگ کریمی که در فصلنامه سیاست خارجی به چاپ رسیده است. در این مقاله نگارنده با معرفی اتحادیه اروپا به عنوان مهمترین و منسجم­ترین مجموعه سیاسی- اقتصادی جهان معاصر؛ پدیده اتحادیه اروپایی را «وحدت در عین کثرت» تعبیر نموده است، چرا که این مجموعه وحدت طلب و همگرا، در عین حال دارای گرایشات واگرایانه و گریز از مرکز بوده و کلکسیونی متعدد، متنوع و متکثر در ابعاد مختلف سیاسی، اجتماعی و فرهنگی را به نمایش می­گذارد. اتحادیه اروپایی به عنوان مهمترین الگوی همگرایی منطقه­ای در جهان معاصر، در طول حیات نیم قرن اخیر خود تحت تأثیر جریانات و روندهای مختلف قرار داشته که اجمالاً می­توان آنها را در سه سطح داخلی (سطح ملی و درون کشورهای عضو)، منطقه­ای (در سطح اروپا) و سطح بین­المللی (سیستم جهانی) تقسیم­بندی نمود. اتحادیه اروپای کنونی در واقع محصول و برایند این سه نیرو و جریان می­باشد. بنابراین از نظر هوشنگ کریمی برای درک و فهم موقعیت کنونی اتحادیه و درک و استنباط چشم­انداز آینده روند همگرایی در اتحادیه اروپا و جایگاه آینده آن در نظام بین­الملل در حال تکامل و تکوین؛ لازم می­داند که به مهمترین موانع و چالش­های درونی و منطقه­ای فرا روی این اتحادیه و مهمترین روندها و بازیگران مؤثر بر این اتحادیه (در سطح بین­الملل) پرداخته شود. به هر حال در این مقاله سعی شده است تا به مهمترین چالش­ها و مسائل این اتحادیه در بُعد داخلی و همچنین نقش و تأثیر آمریکا بر روند همگرایی و نسبت آن با اتحادیه اروپایی پرداخته شود تا تصویر دقیق­تر و شفاف­تری از موقعیت اتحادیه و چشم­انداز فرا روی آن در نظام بین­الملل حاصل آید.

مقالات انگلیسی نگاشته شده در ارتباط با نقش و جایگاه ارزشی ـ هنجاری اتحادیه اروپا نیز بسیار می­باشد که ذیلاً به معرفی برخی از آنان می­پردازیم. در میان نظریه­پردازانی که به قدرت هنجاری اتحادیه اروپا پرداخته­اند نظریات مانرس[20] (2002 & 2006 & 2008)، سورسن[21] (2006 a) و یانگ[22] (2005) از اهمیت برخوردار است.

«اتحادیه اروپا به عنوان یک قدرت هنجاری: چگونه می­تواند این باشد؟[23]» مقاله­ای است از هلن سورسن (2006 a) در مجله سیاست عمومی اتحادیه اروپا[24] به چاپ رسیده است. نگارنده در این مقاله به بررسی قدرت هنجاری یا قدرت مدنی (غیرنظامی) اتحادیه اروپا در نظام جهانی می­پردازد. نگارنده با ورود به مباحث سیاست خارجی اتحادیه اروپا، با در نظر گرفتن قدرت هنجاری به تجزیه و تحلیل نقشی بین­المللی اتحادیه اروپا می­پردازد. از نظر مشاهدات تجربی سورسن، در مورد سیاست اتحادیه اروپا در ترویج دموکراسی، مقدمه­ای از جملات حقوق بشری در    موافقت­نامه­های تجاری، تأکید بر تشویق همکاری­های منطقه­ای و تمرکز بر تقویت نهادهای    بین­المللی به خوبی نشان­دهنده تمایز سیاست خارجی اتحادیه اروپا با سایر قدرت­های بزرگ است.

«قدرت هنجاری اتحادیه اروپا در یک جهان چندقطبی[25]» مقاله­ای است از دانیل فیوت[26] که در کنفرانس دوسالانه انجمن مطالعات اتحادیه اروپا[27] در سال 2011 در شهر بوستون ایالات متحده ارائه گردیده است. فیوت در این مقاله به بررسی تغییرات احتمالی که قدرت هنجاری اتحادیه اروپا در نظم آینده چندقطبی جهان می­آورد، می­پردازد. وی معتقد است اگر نظم جهان به سمت چند قطبی شدن با بازی دولت­هایی چون ایالات متحده، چین، هند و برزیل و بازی بازیگرانی چون اتحادیه اروپا، چه عواقبی می­تواند برای نظریه قدرت هنجاری اتحادیه اروپا داشته باشد.

دیمیتریس بوریس[28] مقاله­ای با عنوان «محدودیت­های قدرت هنجاری اتحادیه اروپا: بررسی رکن سوم مشارکت یورو ـ مدیترانه[29]» در سال 2011 در فصلنامه دیدگاه سیاسی[30] به چاپ رسانده است. هدف از این مقاله بررسی مفهوم قدرت هنجاری اتحادیه اروپا (NPE) که توسط مانرس در سال 2002 ارائه شده می­باشد. نگارنده برای ارزیابی محدودیت­های قدرت هنجاری اروپا بر رکن سوم (اجتماعی و فرهنگی) مشارکت یورو ـ مدیترانه تأکید می­کند. این رکن سوم از دو جنبه مورد بررسی قرار می­گیرد. نگارنده معتقد است مفهوم قدرت هنجاری اتحادیه اروپا به اندازه کافی به فهم ماهیت اتحادیه اروپا کمک می­کند.

«دیپلماسی ملایم (دوستانه) ما شنیده خواهد شد[31]» عنوان مقاله­ای از کاترین اشتون مسئول جدید سیاست خارجی و امنیت اتحادیه اروپا است که در سال 2009 و پس از انتخاب به این سمت در تایمز انگلیس به چاپ رسیده است. هدف اصلی از نگارش این مقاله توسط خانم اشتون در واقع تشریح برنامه­های کاری و اهداف اتحادیه اروپا بوده است. اشتون در این مقاله اظهار داشته است که «اتحادیه اروپا به خاطر دفاع از ارزش‌هایی نظیر دموکراسی و حقوق بشر و تأکید بر حکومت قانون در سطح بین‌المللی از اعتبار فراوانی برخوردار است. در زمینه مسائل مهم جهانی مثل محیط زیست، مبارزه با فقر، بحران و جنگ‌های منطقه‌ای و تروریسم ما مواضع روشنی داریم و تعهدات خود را اثبات کرده‌ایم.» کاترین اشتون همچنین در مورد مضامین و محورهای سیاست خارجی اتحادیه اروپا می‌نویسد که «این اتحادیه باید در مناطق مهم بحران و جنگ نقش جدی ایفا کرده ولی در عین حال باید سیاست موثر و هوشمندانه‌ای نیز برای تأمین امنیت اروپا داشته باشد. او می‌افزاید که از روش‌های تازه­ای برای مهار و مدیریت بحران­ها استفاده خواهد کرد و توانایی‌های نظامی و غیرنظامی (مدنی) اتحادیه اروپا را به شکل بهتری در خدمت این اهداف بکار خواهد برد.» این سخنان یک مقام عالی­رتبه اتحادیه و همچنین تحولات صورت گرفته در      نقش­پذیری اتحادیه در مسائل و بحران­های امنیتی بین­المللی نشان از این واقعیت دارد که اتحادیه از طریق صلح­بانی و از بین بردن عوامل ضد امنیت خارجی در بیرون از مرزهای خود به دنبال ایجاد امنیت در درون می­باشد. این مقاله از این جهت که اولاً توسط یک مسئول با نفوذ در اتحادیه اروپا نوشته شده است و از طرفی به تشریح برنامه­های اتحادیه اروپا در مقابله با بحران­های     بین­المللی پیشرو می­پردازد بسیار مفید است.

یکی دیگر از مقالات مرتبط با قدرت هنجاری[32] اتحادیه اروپا مقاله­ای است با عنوان «اتحادیه اروپا و اجلاس جهانی توسعه پایدار: قدرت هنجاری اروپا در عمل[33]» از سیمون لایتفوت[34] و جان بورچل[35] می­باشد که در سال 2005 در مجله مطالعات بازار مشترک[36] به چاپ رسیده است. نگارندگان در این مقاله به دنبال بررسی مفهوم قدرت هنجاری اتحادیه اروپا در نقشی که این اتحادیه در اجلاس جهانی توسعه پایدار (که در سال 2002 برگزار گردید) هستند. نگارندگان در بررسی این موضوع دو دغدغه اصلی دارند؛ نخست بررسی تعهد اتحادیه اروپا به توسعه پایدار است و دوم، بالا بردن پرسش­های مهم نظری برای گسترش مرزهای مفهوم قدرت هنجاری اروپا مورد نظر ایان مانرس[37].

ایان مانرس از جمله نظریه­پردازانی فعالی است که در خصوص قدرت هنجاری اروپا     نظریه­پردازی کرده است. او در مقاله­ای با عنوان «قدرت هنجاری اروپا: تناقض در شرایط[38]» که سال 2002 در فصلنامه مطالعات بازار مشترک[39] به چاپ رسیده است به بررسی قدرت هنجاری اروپا می­پردازد. این مقاله در واقع پاسخی است به مقاله هدلی بول (1982) با عنوان «قدرت مدنی اروپا: تناقض در شرایط[40]» می­باشد. در واقع مانرس در این مقاله بر خلاف بول که تأکید را بر قدرت نظامی قرار می­دهد و قدرت مدنی (غیرنظامی) را ذیل قدرت نظامی دارای اهمیت می­داند و نهایتاً نتیجه می­گیرد که اروپا یک بازیگر در امور بین­المللی نیست، بر قدرت هنجاری اتحادیه اروپا تأکید دارد و بدین منظور مباحث خود را ذیل لغو مجازات اعدام سازمان می­دهد.

مانرس (2006 a) همچنین در مقاله­ای با عنوان «اتحادیه اروپا: قدرت هنجاری و سیاست خارجی اخلاقی[41]» که در کتاب بازاندیشی در سیاست خارجی اخلاقی: مشکلات، امکانات و پارادوکس[42] با ویراستاری دیوید چاندلر[43] و وولکر هینس[44] مباحث مربوط به قدرت هنجاری اتحادیه اروپا را پی می­گیرد. وی در این مقاله به نوعی به دنبال فرار از آنچه که به عنوان قدرت اخلاقی یا قدرت نرم در برابر قدرت هنجاری مطرح است می­باشد. مانرس با تشریح مفهوم قدرت هنجاری، در پی واکاوی این مفهوم در برابر سیاست خارجی اخلاقی می­باشد.

«اخلاق هنجاری اتحادیه اروپا»[45] مقاله دیگری از ایان مانرس است که در سال 2008 در فصلنامه امور بین­المللی[46] به چاپ رسیده است. مانرس در این مقاله مدعی است که اتحادیه اروپا همیشه یک قدرت هنجاری در سیاست جهانی خواهد بود. این ادعایی است که نویسنده در طول مقاله دنبال می­کند. هدف کلی مانرس تجزیه و تحلیل قدرت هنجاری اتحادیه اروپا در سیاست جهانی است.

«رقابت قدرت هنجاری؟ اتحادیه اروپا، روسیه و مسئله کوزوو[47]» مقاله­ای است از جان استینکول[48] که در سال 2010 (مقالات دیپلماسی اتحادیه اروپا) نگارش شده است. یکی از نقاط قوت این مقاله بررسی قدرت هنجاری بر اساس چارچوب تئوریک سازه­انگاری است. وی در این مقاله ضمن تجزیه و تحلیل مفهوم قدرت هنجاری، اینکه قدرت هنجاری منجر به رقابت بین بازیگران بین­المللی می­شود را فرض گرفته است. همچنین هنجارهای اتحادیه اروپا که امکان دارد منجر به درگیری شود نیز در این مقاله بررسی شده است. نگارنده با رویکردی سازه­انگارانه به مطالعه تعامل میان اتحادیه اروپا و روسیه در مسئله کوزوو می­پردازد و استدلال می­کند که اتحادیه اروپا و روسیه در مسائلی مانند تفسیر حاکمیت، قوانین بین­المللی و چندجانبه­گرایی در تضاد هستند که همین منجر به رقابت قدرت هنجاری بیشتر در کوزوو شده است.

«اتحادیه اروپایی و سیاست خارجی هنجاری»، عنوان مقاله­ای است از خلیل شیرغلامی که در فصلنامه سیاست خارجی در سال 1386 به چاپ رسیده است. این مقاله در خصوص مفهوم سیاست خارجی هنجاری تأملاتی دارد. در این مقاله نگارنده سعی دارد با توجه به تعریفی که از بازیگر هنجاری و شاخصه­های آن به عنوان بازیگری که اهداف، ابزارها و نتایج سیاست­های آن هنجاری است، ارائه می­دهد، بگوید که اتحادیه اروپایی یک بازیگر هنجاری کامل نیست و در بسیاری از موضوعات و سیاست­های خود، نه تنها سیاست هنجاری را اتخاذ نکرده، بلکه در قالب سیاست­های کاملاً غیرهنجاری رفتار نموده است.

در حوزه آثار که به طور کتاب نگاشته شده­اند (بیشتر مجموعه مقالاتی هستند که ویراسته  شده­اند) اتّحادیه اروپا؛ هویت، امنیت و سیاست است که به اهتمام دکتر سید عبدالعلی قوام و دکتر داوود کیانی در سال 1389 توسط پژوهشکده مطالعات راهبردی به چاپ رسیده است. این کتاب که یکی از آثار مهم داخلی در حوزه اتحادیه اروپاست، از آنجا دارای اهمیت است که مجموعه مقالاتی از اساتید مهم رشته روابط بین­الملل است. بدون شک، اتحادیه اروپا توانسته است تا عناصری از هر دو دسته نهادهای بین‌الدولی و فراملی را در خود با هدف ایجاد وحدت در اروپا، ماندگاری سازگاری صلح حاصل پس از جنگ جهانی دوم در این قاره و تولید رفاه برای شهروندان اروپایی جای دهد. حیات سیاسی اتحادیه اروپا به دو دوره متمایز دوران جنگ سرد و پس از آن و یا قبل و پس از معاهده، ماستریخت قابل تقسیم‌بندی است. کتاب حاضر اثری مهم در زمینه معرفی، تحلیل و ارزیابی اتحادیه اروپا و فرآیند همگرایی در آن به زبان فارسی است و تلاش کرده تا در سپهرهای مهمی چون هویت، امنیت، جامعه‌شناسی، حقوق و سیاست خارجی به واکاوی این اتحادیه بپردازد.

کتابی فارسی دیگری که رابطۀ اتحادیه اروپا و تحولات سیاست بین­الملل را تبیین می­نمایند؛ کتابی است با عنوان اتحادیه اروپا و سیاست بین­الملل زیر نظر دکتر محمود واعظی و گردآوری دکتر داوود کیانی، محصول گروه پژوهشی سیاست خارجی پژوهشکده تحقیقات استراتژیک که جهت­گیری مشخصی را برای پژوهش پیشرو می­گشاید. از منظر نگارندگان این کتاب، در حقیقت، روند همگرایی اقتصادی و سیاسی موجود میان دول اروپایی عضو این اتحادیه، در مباینت با اصول و قواعد حاکم بر سیاست بین‌الملل که از بافت رئالیستی برخوردار هستند، به سر می‌برد. در بخش همگرایی اقتصادی، اتحادیه اروپا توانسته است در مقام یک قدرت جهانی ظاهر شده و به واسطه این جایگاه، نقش مؤثر و تعیین‌کننده‌ای در نظام تصمیم‌گیری بین‌المللی در قلمرو اقتصاد داشته باشد. اکنون اتحادیه اروپا بزرگ‌ترین معامله‌گر تجاری جهانی است. بر اساس آمار ارائه شده این کتاب، در سال 2005، فروش خارجی محصولات این اتحادیه به 2/790 تریلیون دلار و کسری تجاری آن به 134 میلیارد دلار رسید. این در حالی است که در همان سال، کل تجارت خارجی آمریکا 2/637 تریلیون دلار و کسری تجاری آن 840 میلیارد دلار بوده است. در حقیقت، 20 درصد از واردات و صادرات جهانی به اتحادیه اروپا تعلق داشته و بیش از 70 درصد از کل مبادلات تجاری اتحادیه با اعضای آن صورت می‌پذیرد. علاوه بر این، اتحادیه اروپا در بیشتر مرزهای بین‌المللی نظیر صندوق بین‌المللی پول، بانک جهانی و سازمان تجارت جهانی، نه تنها دارای حق وتو بوده بلکه در سیاست‌گذاری آنها نیز نقش تعیین‌کننده‌ای بر عهده دارد. از زمان ورود یورو به عرصه تجارت جهانی، این پول واحد اروپایی توانسته است به دومین ارز ذخیره رایج بین‌المللی تبدیل گردد و حتی تا اندازه‌ای از مزیت دلار در معاملات جهانی بکاهد.

همچنین در این کتاب بدین موضوع پرداخته می­شود که به موازات توانمندتر شدن تدریجی نفوذ و قدرت اقتصادی اتحادیه اروپا در نظام بین‌الملل، این اتحادیه خصوصاً پس از معاهده ماستریخت در سال 1992، گام بلندی را برای تبدیل شدن به یک بازیگر سیاسی مؤثر در سیاست بین‌الملل برداشته است. اتحادیه اروپا در دوره جنگ سرد همواره نیم نگاهی به بازیگری در عرصه سیاست بین‌الملل داشته است، امّا شرایط دوقطبی جهان و قدرت بالای آمریکا مانع از بازیگری فعال آن اتحادیه در قلمرو سیاست بین‌الملل گردید. رویدادهای مهمی چون فروپاشی نظام دوقطبی، خروج کشورهای اروپای شرقی و مرکزی از حاکمیت سیاسی شوروی، وحدت دو آلمان و نیز بحران‌های منطقه‌ای همچون تحولات بالکان و جنگ دوم خلیج‌فارس، شرایط حاکم بر نظام بین‌الملل را دگرگون ساخت و بستری فراهم نمود تا زمینه فعالیت سیاسی اتحادیه اروپا در عرصه بین‌الملل بیش از پیش فراهم شود. به همین جهت اتحادیه اروپا در دهه 1990، گام‌های جدی‌ای را به سوی وحدت سیاسی برداشت. از آن زمان تاکنون اتحادیه اروپا در قالب چارچوب‌هایی نظیر سیاست خارجی و امنیتی مشترک (CFSP) و سیاست دفاعی و امنیتی اروپایی (ESDP)، تلاش نموده است تا علاوه بر هویت ژئواکونومیک و ژئوکالچرال خود، به یک هویت ژئوپولیتیکی نیز دست یابد. در مقالات این کتاب در خصوص رابطه اتحادیه اروپا با سایر قدرت­ها نیز مطالب مفیدی ذکر شده است؛ فصل سوم، چهارم و پنجم به ترتیب به روابط دوجانبه این اتحادیه با روسیه ، ایالات متحده امریکا و چین اختصاص یافته است که بر اساس آن، اتحادیه اروپا در چارچوب سیاست «مشارکتی» خود سعی دارد تا با کشورها و مناطقی که در محیط فوری و پیرامونی آن اتحادیه قرار ندارند، روابط دوجانبه‌ای را بر مبنای توسعه روابط اقتصادی و سیاسی برقرار نماید.

در ارتباط با مفهوم‌پردازی پیرامون جایگاه اتحادیه اروپا به عنوان یک بازیگر بین‌المللی و تعریف سرشت قدرت اروپا، اتفاق‌نظر چندانی بین نظریه‌پردازان روابط بین‌الملل به چشم نمی‌خورد. برخی از نظریه‌پردازان بر این باورند که مفاهیم قدرت مدنی و قدرت نرم‌افزارانه اروپایی نشان از ضعف بنیادی ژئوپولیتیک اتحادیه در صحنه بین‌الملل است. با وجود این، عده‌ای دیگر از تحلیل‌گران سیاست اروپایی معتقدند که خصیصه مدنی (غیرنظامی) قدرت اروپا عامل اصلی نفوذ و گسترش ارزش‌ها و هنجارهای اروپایی در صحنه سیاست جهانی می‌باشد. با این همه، بدیهی است که ماهیت قدرت اروپا تحت تأثیر همگرایی فراملی با ماهیت سنتی قدرت در نظام بین‌الملل، که دولت ملی محور است، تفاوت‌ها و تمایزاتی دارد. بر این اساس، اروپا هنوز بین دو قدرت سخت و نرم و نیز رهیافت‌های یکجانبه‌گرا و چندجانبه‌گرا در نوسان به سر می‌برد.

در این کتاب همچنین به یکی از مهمترین بحران­های دهه اول هزاره سوم یعنی بحران عراق در سال 2003 و تأثیر آن بر اتحادیه اروپا را نیز بررسی نموده است. در این کتاب آمده است ایجاد دو دستگی میان دول اروپایی که منجر به مطرح شدن ایده اروپای جدید در مقابل اروپای قدیم گردید، یک نمونه آشکار در این رابطه می‌باشد. به طور کلی پژوهش حاضر قصد دارد تا ضمن بررسی ماهیت وحدت سیاسی و نظام تصمیم‌گیری اتحادیه اروپا، به تحلیل و ارزیابی جایگاه و وزن بین‌المللی این اتحادیه از رهگذر مطالعه روابط این اتحادیه با قدرت‌های برتر و بزرگ نظام بین‌الملل نظیر آمریکا، روسیه و چین بپردازد. در حقیقت، این پژوهش در پی آن است که دریابد اتحادیه اروپا در عرصة سیاست خارجی با چه تنگناهای حقوقی، سیاسی، اجتماعی و سازمانی روبروست؟ و اینکه رفتار ثبات خارجی اتحادیة اروپا در نظام بین‌الملل تابع یک الگوی مشخص، منسجم و یا واحدی است؟

سیاست خارجی و امنیتی مشترک اتحادیه اروپا عنوان کتاب دیگری از پژوهشکده تحقیقات استراتژیک در ارتباط با اتحادیه اروپا است. در این کتاب آمده است، تدوین یک سیاست خارجی و امنیتی مشترک توسط اتحادیه اروپا به دلیل ماهیت مناقشه‌برانگیز آن با دشواری‌های فراوان روبرو بوده است. حساسیت این مسأله بیشتر از آنجا ناشی می‌شود که این حوزه در ارتباط مستقیم‌تری با واگذاری حاکمیت قرار می‌گیرد. کسانی که در اروپا دیدگاه مساعدی نسبت به ایجاد یک فدراسیون اروپایی ندارند، شدیداً با ایده سیاست خارجی و امنیتی مشترک به مخالفت می‌پردازند. در واقع، رهبران اتحادیه اروپا در گام برداشتن در این مسیر از دو سو تحت فشار قرار دارند. از یکسو، برای دولت‌های عضو اتحادیه کاملاً روشن است که دستیابی به قدرت و نفوذ بیشتر در جهان تنها زمانی میسر خواهد بود که آنها نه به ‌طور مستقیم و جداگانه بلکه به صورت گروهی عمل کنند. از سوی دیگر، این نگرانی در میان دولت‌ها وجود دارد که اتخاذ سیاست مشترک در حوزه امور خارجی و امنیتی با آزادی عمل آنها برای اقدام در جهت منافع ملی تعارض پیدا می‌کند. در جریان همگرایی منطقه‌ای در اروپا به تدریج نیاز به تدوین سیاست‌های مشترک در حوزه اقتصاد خارجی احساس شد و منطق تسری، روند همگرایی را به سمت دیگر حوزه‌ها (جز اقتصاد) سوق داد. اما آنچه سبب شد تا همگرایی سیاسی اروپایی جان تازه‌ای بگیرد، بروز برخی مسائل مهم و بحران‌هایی بود که پس از پایان جنگ سرد در مناطقی به وجود آمد که به نوعی با منابع و امنیت اروپا مرتبط می‌شد و می‌توانست قاره اروپا را دستخوش بی‌ثباتی و ناامنی نماید. در ارتباط با بحران‌هایی مانند بالکان و جنگ آزادسازی کویت، ضعف سیاسی اروپا بیش از پیش آشکار شد. اتحادیه اروپا گرچه یک غول اقتصادی به شمار می‌رفت، اما فاقد سازوکارهای سیاسی لازم و نیز نیروی نظامی برای ایفای نقش در بحران‌ها بود. از سوی دیگر اجماع‌سازی در داخل اتحادیه برای پرداختن به مسائل خطیر سیاست خارجی و تصمیم‌گیری واحد در این زمینه بسیار دشوار بود. در هر حال این پژوهش که با هدف آشنا ساختن خوانندگان با زمینه‌های شکل‌گیری، سیر تکاملی، سازوکارها و تحولات مربوط به سیاست‌های خارجی و امنیتی اتحادیه اروپا تدوین شده است، تلاش دارد تا چالش‌ها، موانع و نیز فرصت‌هایی را بررسی کند که پیش روی سیاست خارجی و امنیتی مشترک اتحایه اروپا قرار دارد. اروپایی که مایل است به عنوان یک قطب در صحنه معادلات بین‌المللی نقش ایفا کند، اما از یکسو ملاحظات خاص ملی و از سوی دیگر برتری‌طلبی ایالات متحده آمریکا به ویژه در دوران بوش و تأکید بر نقش ناتو موانعی عمده بر سر راه دستیابی به این هدف به وجود می‌آورند.

اتحادیه اروپا از آغاز تا امروز کتابی است از احمد نقیب­زاده و اتحادیه اروپایی کتابی از دکتر سعید خالوزاده هست که این دو کتاب، تحولات، پیشینه، ساختار و مسائل پایه­ای اتحادیه اروپا را بررسی می­نمایند.

علاوه بر کتاب و مقالات، نشست­ها و سیمنارهای مختلفی به بررسی نقش و جایگاه اتحادیه اروپا در نظام بین­الملل پرداخته است. یکی از مهمترین این نشست­ها با عنوان “گسترش اتحادیه اروپا: پیامدهای آن برای سیاست بین‌الملل، قاره اروپا و ایران” در مرکز تحقیقات استراتژیک برگزار گردید که گروه مطالعات اروپا و آمریکا آن را ترتیب داده بودند و نتایج حاصل از آن به صورت مقاله­ای مجزا درآمد. این نشست گسترش اتحادیه اروپا را در چهار محور زیر مورد بررسی قرار داد:

– اثرات گسترش اتحادیه اروپا بر عرصه سیاست بین‌الملل و خصوصاً بر رقابت اروپا و آمریکا در عصر مابعد جنگ سرد؛

– گسترش اتحادیه اروپا از منظر چشم‌اندازهای درون اتحادیه‌ای؛

– نقش و منافع آمریکا در گسترش اتحادیه به دنبال گسترش ناتو؛

– پیامدهای گسترش اتحادیه اروپا بر روند مناسبات ایران و اتحادیه اروپا.

 

د) روش پژوهش و گردآوری داده­ها:

روش پژوهش در این پایان­نامه به صورت راهبرد قیاسی (فرضیه مشتق از نظریه قدرت هنجاری) خواهد بود و همچنین از طریق منابع کتابخانه­ای و استفاده از اسناد و متون تاریخی، منابع اینترنتی و مصاحبه­های نیمه­ساختمند به گردآوری داده­ها خواهیم پرداخت.

 

ذ) موانع، مشكلات و محدوديت هاي تحقيق:

گستردگی اتحادیه اروپا متشکل از 27 عضو، اولین مانع و محدودیت اصلی پژوهش حاضر به حساب می­آید به طوری که حجم وسیعی از داده­ها را به دست می­دهد. برقراری ارتباط معنایی مناسب میان دیدگاه­های مختلف این اعضاء امری مشکل است. پژوهش حاضر ضمن توجه به این مهم باید ویژگی­ها و ارزش­های هنجاری این اتحادیه و اعضای آن را در گستره زمانی مشخص بررسی نماید که بر محذوریات تحقیق می­افزاید. علاوه بر این با توجه به روز بودن عنوان تحقیق و همچنین گستردگی بحث در خصوص ویژگی­های فرهنگی و هنجاری این اتحادیه و بررسی تأثیر آن بر نقش و جایگاه جهانی این اتحادیه بر پیچیدگی و لزوم برقراری انسجام معنایی میان آنها افزوده است.

 

ر) سازماندهي تحقيق:

پژوهش حاضر علاوه بر کلیات مربوط به پژوهش، نتیجه­گیری پایانی و فهرست منابع و مراجع کتابنامه، مشتمل بر پنج فصل خواهد بود. در فصل نخست چارچوب نظری پژوهش مبتنی بر نظریه سازه­انگاری مورد بررسی قرار خواهد گرفت. در فصل دوم به معرفی اتحادیه اروپا، مشتمل بر پیشینه شکل­گیری، تحولات درون ساختاری، پیمان­های مختلف و روند گسترش این اتحادیه خواهیم پرداخت؛ فصل سوم به بررسی جایگاه کلی اتحادیه اروپا در نظام جهانی و نقش­پذیری آن در این نظام اختصاص خواهد داشت؛ در فصل چهارم به واکاوی جایگاه ارزشی ـ هنجاری اتحادیه اروپا در جامعه جهانی می­پردازیم؛ بررسی روند تحولات داخلی اتحادیه اروپا و چالش­های جایگاه ارزشی ـ هنجاری این اتحادیه در جامعه جهانی عنوان فصل پنجم ما را تشکیل می­دهد و نهایتاً در بخش نتیجه­گیری ضمن جمع­بندی و نتیجه­گیری از فصول گذشته به آزمون فرضیه اصلی­مان نیز خواهیم پرداخت.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

تحادیه اروپا این مزیت را می­دهد که هزینه کسب منافع را به کمترین میزان تقلیل دهد.

در آخر لازم به ذکر است که تأیید فرضیه بدین معنی نیست که اتحادیه اروپا در راه تبدیل شدن به یک قدرت هنجاری در نظام جهانی با چالش مواجه نیست. بلکه چالش­های مربوط به ترویج ارزش­ها و هنجارهای اتحادیه اروپا بخش جدایی­ناپذیر عوامل مؤثر بر جایگاه هنجاری اتحادیه اروپا در نظام جهانی است. اولویت منافع مادی بر منافع هنجاری، عدم تعریف جهانی و مورد پذیرش از ارزش­ها و هنجارها، سیاست­های دوگانه و متناقض در کاربست ارزش­ها و هنجارها، عدم رعایت حقوق اقلیت­ها و نژادها و نقض حقوق بشر در میان اعضای اتحادیه اروپا، عقب­گرد دموکراسی در برخی از کشورهای عضو این اتحادیه و اختلافات کشورهای مهم اتحادیه از مهمترین چالش­هایی است که جایگاه هنجاری اتحادیه اروپا را در نظام جهانی با تهدید مواجه  می­سازد.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

منابع و کتابنامه:

آقايي، سيد داوود و الهام رسولي، (1388)، «سازه­انگاري و سياست خارجي جمهوري اسلامي ايران در قبال اسرائيل»، فصلنامه سياست، دوره 39، شماره 1، صص 16-1.

ابراهيمي­فرد، طاهره، (1384)، «منافع اتحاديه اروپا در خاورميانه»، فصلنامه تخصصي علوم سياسي، سال دوم، پيش شماره سوم، صص 116-97.

احمدی لفورکی، بهزاد، (1387)، ترکیه: حال و آینده، تهران: موسسه مطالعات و تحقیقات بین­المللی ابرار معاصر تهران.

استویانف، استویان، (1387)، «سیاست خارجی و امنیتی مشترک اتحادیه اروپا: فرصت یا تهدید؟»، ترجمه شانی هرمزی، در: محمود واعظی (تدوین) و پیروز ایزدی (گردآورنده)؛ سیاست خارجی و امنیتی مشترک اتحادیه اروپا، تهران: مرکز تحقیقات استراتژیک مجمع تشخیص مصلحت نظام، صص 136-119.

افتخاری، اصغر، (1389)، «طرح امنیتی اروپا برای نظام بین­الملل»، در سید عبدالعلی قوام و داوود کیانی، اتّحادیه اروپا؛ هویت، امنیت و سیاست، تهران: پژوهشکدۀ مطالعات راهبردی، صص 300-283.

اني شو، آرماند، (1368)، نظام پولي اروپايي، ترجمۀ ايرج علي آبادي، تهران: سازمان انتشارات و آموزش انقلاب اسلامي.

ایزدی، پیروز، (1387الف)، سیاست خارجی و امنیتی مشترک اتحادیه اروپا (پژوهشنامه شماره18)، تهران: مرکز تحقیقات استراتژیک مجمع تشخیص مصلحت نظام.

ــــــــ ، (1387ب)، «فرانسه و هویت دفاعی اروپا»، گزارش راهبردی، تهران: مرکز تحقیقات استراتژیک.

ــــــــ ، (1387پ)، «معاهده لیسبون: گامی دیگر در وحدت اروپا»، فصلنامۀ راهبرد، شماره چهل و هفتم، 442-429.

ایزدی، پیروز و شانی هرمزی، (1389)، «گسترش اتحادیه اروپا؛ ابعاد و پیامدها»، در سید عبدالعلی قوام و داوود کیانی، پیشین، صص 236-209.

برژینسکی، زبیگنیو، (1383)، انتخاب: رهبری جهانی یا سلطه بر جهان، ترجمه لطف­الله میثمی، تهران: نشر صمدیه.

بیلیس، جان و استیو اسمیت، (1383)، جهانی شدن سیاست: روابط بین الملل در عصر نوین (موضوعات بین­المللی، جهانی شدن در آینده)، ترجمه ابوالقاسم راه چمنی…. [و دیگران]، تهران: مؤسسه فرهنگی مطالعات و تحقیقات بین­المللی ابرار معاصر تهران.

پوراحمدی، حسین، (1389)، «هم­گرایی و واگرایی در روابط اتحادیه اروپا ـ آمریکا: موضوعات و زمینه­ها»، فصلنامه بین­المللی روابط خارجی، سال دوم، شماره پنجم، صص 81-41.

تقی­زاده انصاری، مصطفی، (1387)، حقوق اتحادیه اروپا، تهران: انتشارات جنگل.

توسلی رکن­آبادی، مجید، (1384)، «سیاست­ خارجی اتحادیه اروپا در قبال صلح خاورمیانه»، فصلنامه تخصصي علوم سياسي (دانشكده حقوق و علوم سياسي دانشگاه آزاد اسلامي واحد كرج)، سال دوم، پيش شماره سوم، صص 151-134.

جعفری ولدانی، اصغر، (1388)، چالش­ها و منازعات در خاورمیانه، تهران: پژوهشکده مطالعات راهبردی.

چرنوف، فرد، (1388)، نظریه و زبرنظریه در روابط بین‏الملل: مفاهیم و تفسیرهای متعارض، ترجمه علیرضا طیّب، تهران : نشر نی.

خالوزاده، سعید، (1389)، «سیاست خارجی مشترک اتحادیه اروپایی»، در سید عبدالعلی قوام و داوود کیانی، پیشین، صص 282-237.

ــــــــ ، (1385)، اتحادیه اروپایی، چاپ دوم، تهران: سازمان مطالعه و تدوین کتب علوم انسانی دانشگاهها (سمت).

ــــــــ ، (1383)، «اتحادیه اروپا و روند صلح اعراب و اسراییل»، فصلنامه مطالعات خاورمیانه، سال یازدهم، شماره 3 و 4، صص 182-151.

خالوزاده، سعید و داوود کیانی، (1387)، «اتحادیه اروپا و نظام بین­الملل»، در محمود واعظی و داوود کیانی، اتحادیه اروپا و سیاست بین­الملل، تهران: مرکز تحقیقات استراتژیک مجمع تشخیص مصلحت نظام، صص 128-79.

دای، کیودیان، (1387)، «درک روابط اتحادیه اروپا و چین»، ترجمه ایوب کریمی، در محمود واعظی و داوود کیانی، پیشین، صص 280-237.

دويچ، کارل و ديگران، (1375)، نظريه­هاي روابط بين­الملل، ترجمه وحيد بزرگي، تهران: انتشارات جهاد دانشگاهي.

دهقانی فیروزآبادی، سید جلال، (1389)، «نظریه­های هم­گرایی اروپا»، در سید عبدالعلی قوام و داوود کیانی، پیشین، صص 59-23.

ــــــــ ، (1388الف)، سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران، تهران: سازمان مطالعه و تدوین کتب علوم انسانی دانشگاه‏ها (سمت).

ــــــــ ، (1388ب)، نظریه‏های مختلف در روابط بین‏الملل، جزوه درس تئوری‏های روابط بین‏الملل (کارشناسی ارشد)، تهران: دانشگاه علامه طباطبائی.

ــــــــ ، (1383)، «اتحادیه اروپا و بحران عراق»، فصلنامه سیاست خارجی، سال هیجدهم، شماره 4، صص 1004-965.

ذاكريان، مهدي، (1380)، «فرآيند اتحاديه اروپا»، فصلنامه پژوهشی دانشگاه امام صادق(ع)، شماره 10، صص 90-87.

رضایی، علی اکبر، (1385)، «ایران، اروپا و آمریکا: پارادایم رفتار و رابطه»، فصلنامه سیاست خارجی، سال بیستم، شماره 2 و 3، صص 360-338.

سریع­القلم، محمود، (1381)، «مبانی نظری سیاست خارجی دولت بوش»، فصلنامه مطالعات منطقه­ای، شماره 13، صص 22-1.

سیدامامی، کاووس، (1389)، «کشورهای چندملیتی اتحادیه اروپا و سیاست چندفرهنگ­گرایی»، در سید عبدالعلی قوام و داوود کیانی، پیشین، صص 142-123.

سیف­زاده، سید حسین، (1369)، نظریه­های مختلف در روابط بین­الملل، تهران: نشر سفیر.

ــــــــ ، (1387)، نظریه­پردازی در روابط بین‏الملل مبانی و قالبهای فکری، چاپ پنجم، تهران: سازمان مطالعه و تدوین کتب علوم انسانی دانشگاه‏ها (سمت).

ــــــــ ، (1384)، نظریه­ها و تئوریهای مختلف در روابط بین­الملل فردی جهانی شده: مناسبت و کارآمدی، تهران: مرکز چاپ و انتشارات وزارت امور خارجه.

شرودر، گرهارد، (1383)، «چرا ترکیه باید اروپایی شود»، ترجمۀ اکبر حسینی­کیا، روزنامه شرق، سال دوم، شماره 326 (6 آبان).

شریعتی­نیا، محسن، (1386)، «روابط چین و قدرت‌های بزرگ»، قدرت‌های آسیایی (مرکز تحقیقات استراتژیک)، شماره 6، قابل دسترسی در:

http://www.csr.ir/departments.aspx?lng=fa&abtid=07&depid=44& semid=854

شیرغلامی، خلیل، (1386)، «اتحادیه اروپایی و سیاست خارجی هنجاری»، فصلنامه سیاست خارجی، سال بیست و یکم، شماره 4، صص 910-885.

صراف یزدی، غلامرضا و محسن صبری، (1391)، سازمان­های بین­المللی و نظریه­های روابط بین­الملل، تهران: انتشارات قومس.

عبداله­خاني، علي، (1383)، نظريه­هاي امنيت: مقدمه­اي بر طرح­ريزي دکترين امنيت ملي (1)، تهران: انتشارات مؤسسه مطالعات و تحقيقات بين المللي ابرار معاصر تهران.

عزیزیان، افشین، (1372)، وحدت اروپا در تئوری و عمل، تهران: انتشارات چاپخش.

عسگرخانی، ابومحمد، خرم بقایی و علیرضا ثمودی، (1389)، «بررسي روابط روسيه و اتحاديه اروپا و چشم­انداز آن»، مطالعات اوراسياي مركزي (مركز مطالعات عالي بين­المللي)، سال سوم، شماره 7، صص 150-125.

غفوری، محمد، (1386)، سازمانهای بین­المللی، تهران: سازمان مطالعه و تدوین کتب علوم انسانی دانشگاهها (سمت).

فراهاني، عبدالحسين، (1379)، حقوق بين­المللي سازمان­هاي بين­المللي، تهران: انتشارات دادگستر.

فلاحی، علی، (1389)، «هم­گرایی اقتصادی در اتحادیه اروپا»، در سید عبدالعلی قوام و داوود کیانی، پیشین، صص 81-61.

قربانی شیخ­نشین، ارسلان، (1383)، «صلح خاورمیانه: مقایسه رهیافت­های اروپا و آمریکا»، فصلنامه مطالعات خاورمیانه، سال یازدهم، شماره 1، 98-75.

قهرمانپور، رحمان، (1382)، «ترکیه و اتحادیه اروپا: معضل دوجانبه»، فصلنامه مطالعات خاورمیانه، سال دهم، شماره 3، صص 100-71.

ــــــــ ، (1381)، «آينده روابط تركيه و غرب: به سوي يك طرح استراتژيك» (معرفي و نقد كتاب)، فصلنامه مطالعات خاورميانه، شماره 4، صص 240-226.

قوام، سید عبدالعلی، (1389)، «چالش­های هویتی در اتحادیه اروپا»، در سید عبدالعلی قوام و داوود کیانی، پیشین، صص 99-83.

ــــــــ ، (1385)، اصول سیاست خارجی و سیاست بین‏الملل، چاپ دوازدهم، تهران: سازمان مطالعه و تدوین مکتب علوم انسانی دانشگاه‏ها (سمت).

ــــــــ ، (1384)، روابط بین‏الملل نظریه‏ها و رویکردها، تهران: سازمان مطالعه و تدوین مکتب علوم انسانی دانشگاه‏ها (سمت).

قوام، سید عبدالعلی و داوود کیانی، (1389)، اتّحادیه اروپا؛ هویت، امنیت و سیاست، تهران: پژوهشکدۀ مطالعات راهبردی.

کاتبرت، مایک، (1380)، حقوق اتحادیه اروپا، ترجمۀ بهروز اخلاقی و دیگران، تهران: مؤسسه مطالعات و پژوهش­های حقوقی شهر دانش.

– کدخدایی، عباسعلی، (1386)، «ماهیت اتحادیه اروپایی و چالش قانون اساسی»، فصلنامه حقوق، دوره 37، شمارۀ 3، صص 266-241.

– کراز، یوآکیم، (1383)، «چندجانبه­گرایی: در نگاه اروپاییان»، ترجمه محمد جمشیدی، فصلنامه سیاست خارجی، سال هیجدهم، شماره 2، صص 377-349.

– کریستیانسن، توماس، (1383)، «وحدت اروپایی و منطقه­ای»، در جان بیلیس و استیو اسمیت، جهانی­شدن سیاست: روابط بین الملل در عصر نوین (موضوعات بین­المللی، جهانی شدن در آینده)، ترجمه ابوالقاسم راه چمنی…. [و دیگران]، تهران: موسسه فرهنگی مطالعات و تحقیقات بین­المللی ابرار معاصر تهران، ج2، صص 1159-1105.

– کریمی، هوشنگ، (1387)، «جایگاه اتحادیه اروپا در نظام بین­الملل در حال تکوین: موانع و چالش­ها»، فصلنامه سیاست خارجی، سال بیست و دوم، شماره 3، صص 728-683.

– کگلی، چارلز دبلیو و اوجین آر ویتکف، (1384)، سیاست خارجی آمریکا (الگو و روند)، ترجمه اصغر دستمالچی، چاپ دوم، تهران: مرکز چاپ و انتشارات وزارت امور خارجه.

– کیانی، داوود، (1391)، «چشم‌انداز بحران مالی اروپا و بازتاب‌های آن بر سیاست خارجی اروپایی»، سایت آفتاب نیوز، (تاریخ انتشار: 22 فروردین 1391)، (تاریخ مراجعه: 14 اردیبهشت 1391)، قابل دسترسی در:

– http://www.aftabnews.ir/vdcf0ydymw6dtva.igiw.html

– ــــــــ ، (1389)، «اتحادیه اروپا: هویت، امنیت و مشروعیت»، در سید عبدالعلی قوام و داوود کیانی، پیشین، صص 122-101.

– ــــــــ ، (1388)، «فرآتلانتیک­گرایی نوین و تأثیر آن بر روابط اتحادیه اروپا و روسیه»، فصلنامه راهبرد، سال هجدهم، شماره 51، صص 179-169.

– ــــــــ ، (1387الف)، «رویکرد آلمان به سیاست خارجی و امنیتی مشترک اروپا»، در محمود واعظی و پیروز ایزدی، سیاست خارجی و امنیتی مشترک اتحادیه اروپا (پژوهش هجدهم)، تهران: مرکز تحقیقات استراتژیک، صص 182-161.

– ــــــــ ، (1387ب)، «هويت نقشي اتحاديه اروپا در نظام بين­الملل»، در: محمود واعظی (تدوین) و داوود کیانی (گردآوری و تدوین)، پیشین، صص 296-281.

– ــــــــ ، (1386)، «سياست انرژي روسيه در قبال اتحاديه اروپا»، فصلنامه سياست خارجي، سال 21، شماره 1، صص 206-181.

– كدخدايي، عباس، (1380)، ساختار و حقوق اتحاديه اروپا، تهران: نشر ميزان.

– لينکليتر، اندرو، (1385)، جامعه و همکاري در روابط بين­الملل، ترجمه بهرام مستقيمي، تهران: انتشارات وزارت امور خارجه.

– ماسکله، ژان كلود، (1358)، وحدت سياسي اروپا، ترجمه محمد صور اسرافيل، تهران: انتشارات دانشگاه تهران.

– مسائلي، محمود، (1382)، اتحاديه اروپا: از بنیان­های نظری تا وضعیت حاضر، تهران: دفتر مطالعات سياسي و بين­المللي وزارت امور خارجه.

– مستکین، عبدالمهدی، (1386)، «سطح انتزاع و پیوند آن با انضمام در سیاست خارجی جورج دبلیو بوش»، فصلنامه تخصصی علوم سیاسی، سال چهارم، شماره ششم، صص 170-149.

– مشیرزاده، حمیرا، (1386)، تحول در نظریه‏های روابط بین‏الملل، چاپ سوم، تهران: انتشارات سمت.

– ــــــــ ، (1385)، «تحلیل سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران از منظر سازه­انگاری»، مجری طرح نسرین مصفا؛ با همکاری حسین نوروزی، نگاهی به سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران، تهران: مرکز چاپ و انتشارات وزارت امورخارجه، صص 25-13.

– ــــــــ ، (1383)، «احياي مکتب انگليسي در روابط بين­الملل»، فصلنامه سياست خارجي، سال هيجدهم، شماره 71، صص 610-579.

– مشیرزاده حمیرا و حیدرعلی مسعودی، (1388)، «هویت و حوزه­های مفهومی روابط بین­الملل»، فصلنامه سیاست، دوره 39، شماره 4، صص 271-251.

– معاونت پژوهشهای سیاست خارجی / گروه مطالعات اقتصاد سیاسی بین‌الملل، (نشست تخصصی مرکز تحقیقات استراتژیک)، (1388)، بحران اقتصادی و تأثیر آن بر نظام بین‌الملل، تهران: مرکز تحقیقات استراتژیک مجمع تشخیص مصلحت نظام.

– معاونت پژوهش‌های سیاست خارجی، (نشست تخصصی 5 دی مرکز تحقیقات استراتژیک)، (1386)، اتحادیه اروپا پس از معاهده جدید، تهران: مجمع مرکز تحقیقات استراتژیک تشخیص مصلحت نظام.

– مک­لین، رابرت مک دونالد، (1380)، حقوق اتحادیه اروپا، ترجمه مجید شکوهی، تهران: انتشارات بین­المللی الهدی.

– موسوی­زاده، علیرضا، (1389)، «گروه­های ذی­نفوذ و تصمیم­گیری در اتحادیه اروپا»، در سید عبدالعلی قوام و داوود کیانی، پیشین، صص 207-195.

– مولائی، عبادالله، (1389)، «روایت پست­مدرن هویت بین­المللی اتحادیه اروپا»، فصلنامه راهبرد، سال نوزدهم، شماره 56، صص 136-109.

– نصری، قدیر، (1385)، «فهم کانستراکتیویستی امر سیاسی»، فصلنامه مطالعات راهبردی، سال نهم، شماره 4، صص 736-713.

نقیب­زاده، احمد، (1389)، «قانون اساسی اروپا و محدوده­های هم­گرایی»، در سید عبدالعلی قوام و داوود کیانی، پیشین، صص 193-177.

ــــــــ ، (1388)، «اتحادیۀ اروپا پس از توافقنامۀ لیسبون»، فصلنامه تحقیقات سیاسی و   بین­المللی، شمارۀ سوم، صص 10-1.

ــــــــ ، (1382الف)، اتحاديه اروپا از آغاز تا به امروز، تهران: نشر قومس.

ــــــــ ، (1382ب)، «مسائل اجتماعی اتحادیه اروپا»، فصلنامه سیاست خارجی، سال هفدهم، شماره 2، 356-341.

نیوجنت، نیل، (1384)، سیاست و حکومت در اتحادیه اروپا، ترجمه محسن میردامادی، تهران: مرکز چاپ و انتشارات وزارت امور خارجه.

واعظی، محمود، (1387الف)، «اتحادیه اروپا: از قانون اساسی واحد تا معاهده لیسبون»، در: محمود واعظی (تدوین) و داوود کیانی (گردآوری و تدوین)، پیشین، صص 77-25.

ــــــــ ، (1387ب)، «تحولات در اتحادیه اروپا و رویکرد سیاست خارجی فرانسه»، تهران: مرکز تحقیقات استراتژیک (معاونت پژوهشهای سیاست خارجی)، قابل دسترسی در:

http://www.csr.ir/departments.aspx?lng=fa&abtid=07&depid=44& semid=934

ــــــــ ، (1387پ)، «روابط اتحادیه اروپا و قدرت­های بزرگ»، در محمود واعظی و پیروز ایزدی، سیاست خارجی و امنیتی مشترک اتحادیه اروپا (پژوهشنامه شماره18)، تهران: مرکز تحقیقات استراتژیک مجمع تشخیص مصلحت نظام، صص 65-21.

ــــــــ ، (1385)، «اروپا و مسئله امنیت در خاورمیانه»، فصلنامه راهبرد، شماره 41، صص 184-169.

واعظی، محمود، (تدوین) و داوود کیانی (گردآوری و تدوین)، (1387)، اتحادیه اروپا و سیاست بین­الملل (پژوهشنامه شماره 16)، تهران: مرکز تحقیقات استراتژیک مجمع تشخیص مصلحت نظام.

واگنر، هلموت و رابرت آلیس، (1388)، «منحصر بودن: راز اتحادیۀ اروپا»، ترجمۀ مسعود بنیانیان، فصلنامه تحقیقات سیاسی و بین­المللی، شماره نخست، صص 18-1.

والدنر، بنیتا فررو، (1386)، «نگاهی به سیاست­های کلی اتحادیه اروپا در زمینه حقوق بشر»، ترجمه زهره خطیبی، پژوهشنامه حقوق بشر، شماره اول، صص 55-41.

وحیدی، موسی­الرضا، (1387)، «عصر صلح سرد در روابط اتحادیه اروپا و روسیه: تشدید گسست گفتمانی و هویتی»، در: محمود واعظی (تدوین) و داوود کیانی (گردآوری و تدوین)، پیشین، صص 184-129.

ونت، الکساندر، (1386)، نظریه اجتماعی سیاست بین‏الملل، ترجمه حمیرا مشیرزاده، چاپ دوم، تهران: مرکز چاپ و انتشارات وزارت امور خارجه.

ــــــــ ، (1385)، «اقتدارگرايي چيزي است که دولت‏ها خودشان می‏فهمند: ساختهای اجتماعی سیاست قدرت»، در: اندرو لينکليتر (ویراستار)، پیشین، صص 88-27.

ه‍ادي‍ان‌، ناصر، (1382)، «س‍ازه‌ان‍گ‍اري‌: از رواب‍ط ب‍ي‍ن‌ال‍م‍ل‍ل‌ ت‍ا س‍ي‍اس‍ت‌ خ‍ارج‍ي»،  فصلنامه سياست خارجي، س‍ال‌ هفدهم، شماره 4، صص 949-915.

هاس، ارنست، (1385)، «مطالعه همگرايي منطقه­اي: تأملاتي در باب شادکامي­ها و تلخ­کامي­هاي پيش­ نظريه­سازي»، در اندرو لينکليتر (ويراستار)، پیشین، صص 203-133.

– Ashton, Catherine, (2009), “Quiet diplomacy will get our voice heard”, Times (December, 17), pp. 1-2, Available at: http://www.timesonline.co.uk

 

– Baker, S., Kousis, M., Richardson, D. and Young, S. (1997) “Introduction: The Theory and Practice of Sustainable Development in EU Perspective”, In Baker S., Kousis, M., Richardson D. and Young, S. (Eds), The Politics of Sustainable Development: Theory, Policy and Practice within the EU, London: Routledge, pp. 1-42.

 

– Balducci, Giuseppe, (2008), “Inside Normative Power Europe: Actors and Processes in the European Promotion of Human Rights in China”, EU Diplomacy Paper 8 (Department of EU International Relations and Diplomacy Studies), pp. 1-32.

 

– Balgradean, Ana, (2011), “Enacting the Norm: The European Union’s Contribution to the Non-Proliferation of Small Arms and Light Weapons”, IEUG Euryopa Studies, Issue. 69, pp. 1-60.

 

– Bogdandy, Armin von, (2008), “The European Union as Situation, Executive, and Promoter of the International Law of Cultural Diversity – Elements of a Beautiful Friendship”, The European Journal of International Law, Vol. 19, No. 2, pp. 241–275

 

– Barroso, Jose Manuel, (2009), “Europe’s Rising Global Role”, Available at:  http://www.themoscowtimes.com

 

– Bouris, Dimitris, (2011), “The Limits of Normative Power Europe: Evaluating the Third Pillar of the Euro-Mediterranean Partnership”, Political Perspectives, Vol. 5, No. 2, pp. 80-106.

 

– Brzezinski, Zbigniew K., (1997), The Grand Chessboard: American Primacy and Its Geostrategic Imperatives, New York: Basic Books.

 

– Bull, Hedly, (1982), “Civilian Power Europe: A Contradiction in Terms?”, Journal of Common Market Studies, Vol. 21, No. 2, pp. 149–164.

 

– Checkel, Jeffrey T., (January 1998), “The Constructivist Turn in International Relations Theory”, World Politics, Vol. 50, No. 2, pp. 324-348.

 

– Collin, Finn, (1997), Social Reality, London: Routledge.

 

– Coloumbis, Theodore A. & James H. Wolf, (1986), Introduction to International Relations power & Justice, New Delhi: prentice hall of India.

 

– Cumings, Bruce, (1991), “The Seventy Years’ Crisis and the Logic of a Trilateral `New World Order”, World Policy Journal, No. 8 (spring), pp. 195-222.

 

– Cooper, Robert, (2000), The Post-Modern State and the World Order, London: Demos.

 

– Dahlman, Carl, (2004), “Turkey’s Accession to the European Union: The Geopolitics of Enlargement”, Eurasian Geography and Economics, Vol. 45, No. 8, pp. 553-574.

 

– Dattrop, (1996), Politics and the European community, London: Group limited.

 

– Dick, Leonardo, (1998), European community, London: the Economist publication.

 

– Diez, Thomas, (2005) “Constructing the Self and Changing Others: Reconsidering ‘Normative Power Europe”, Millennium – Journal of International Studies, Vol. 33, No. 3, pp. 613-636.

 

– Dimitrova, Antoaneta and Mark Rhinard, (2005), “The power of norms in the transposition of EU directives”, European Integration online Papers (EIoP), Vol. 9, No. 16, pp.1-24.

 

– Doughertyi, James E. & Robert Pfaltzgraff, (1981), contending theories of Internatinal Relations, NewYork: T. b. Lippincott.

 

– Dunn, Arthur; (2010), “New Format of the EU-Russia Dialogue”, Available at: http://eurodialogue.org

 

– Falk, Richard A. & H. Mendlovitz, (1973), Regional Politics and world order, Sanfrancisco: w. H. Freeman and company.

 

– Falkner, Robert, (2006), “The European Union as a ‘Green Normative Power’? EU Leadership in International Biotechnology Regulation”, Center for European Studies (Harvard University), Working Paper, Series #140, pp. 1-19.

 

– Fontaine, Pascal, (2006), Europe in 12 lessons, Luxembourg or Belgium: European Communities.

 

– Fukuyama, Francis, (1992), The End of History and the Last Man
Penguin Books: History/Politics.

 

– Gomart, Thomas, (2008), “EU-Russia Relations: Toward a Way Out of Depression”, in Andrew C. Kuchins and Thomas Gomart, Europe, Russia, and the US: Finding A New Balance, Washington DC: Ifri/Csis, Transatlantic Project, pp. 1-17.

 

– Gordon, Philip H., (1997/98), “Europe’s Uncommon Foreign Policy”, International Security, Vol. 22, No. 3, pp. 74-100.

 

– Hallstein, Walter, (1992), Europe in the making, London: George Allen.

 

– Hey, Christian, (2005), “EU Environmental Policies: A short history of the policy strategies”, in: Stefan Scheuer, Making it accessible to environmentalists and decision makers, Utrecht (Netherlands): Grifthoek (EU Environmental Policy Handbook), pp. 17-30.

 

– Holslag, Jonathan, (2010), “The normative disconnect between Europe and the emerging powers”, Brussels Institute of Contemporary China Studies Asia Paper, Vol. 5, No. 4, pp. 1-21.

 

– Hopf, Ted, (1998), “The Promise of Constructivism in International Relations Theory”, International Security, Vol. 23, No. 1, pp. 171-200.

 

– Howorth, Jolyon, (2010), “The EU as a Global Actor: Grand Strategy for a Global Grand Bargain?”, Journal of Common Market Studies, Vol. 48, No. 3, pp. 455–474.

 

– Kaya, Taylan Özgür, (2009), “Identifying the EU’s Foreign and Security Policy Roles”, Uluslararası Hukuk ve Politika, Vol. 5, No. 17, pp.107-131.

 

– Kaelberer, Matthias, “The Euro and European Identity: symbols, power and the politics of European monetary union”, Review of International Studies, Vol. 30, No. 2, pp. 161-178.

 

– Kim, Nam-Kook and Viviana Passoni, (2010), “From Modern Power to a Postmodern Example: The Evolution of the European Union”, International Area Review, Vol. 13, No. 3, pp. 203-228.

 

– King, Toby, (1999), “Human Rights in European Foreign Policy: Success or Failure for Post-Modern Diplomacy?”, European Journal of International Law, Vol. 10, No. 2, pp. 313-37.

 

– Koutoulakou, Maria, (2012), French Presidential Elections 2012”, International Relations Quarterly, Vol. 3, No. 1, pp. 1-2.

 

– Kratochwil, F., (1989), Rules, Norms and Decisions: on the Conditions of Practical and Legal Reasoning in International Relations and Domestic Affairs, Cambridge: Cambridge University Press.

 

– Lieber, Robert J., (1972), Theory & World Politics, Massachusetts: Winthrop publication.

 

– Lightfoot, Simon and Jon Burchell, (2005), “The European Union and the World Summit on Sustainable Development: Normative Power Europe in Action?”, Journal of Common Market Studies, Vol. 43, No. 1, pp. 75–95.

 

– Lucarelli, S., & I. Manners, (Eds.), (2006), Values and Principles in European Union Foreign Policy, Abingdon: Routledge.

 

– MacDonald, Matthew A., (2007), “Three Perspectives on the European Union as a Normative Power”, Dalhousie EUCE Student Essay, No. 1, pp. 1-16.

 

– Manners, Ian, (2008), “The normative ethics of the European Union”, International Affairs, Vol. 84, No. 1, pp. 65-80.

 

– — (2006a), “European Union, normative power and ethical foreign policy”, In: David Chandler and Volker Heins (Eds.), Rethinking Ethical Foreign Policy: Pitfalls, possibilities and Paradoxes, New York: Routledge, pp. 116-136.

 

– — (2006b), “Normative Power Europe Reconsidered: Beyond the Crossroads”, Journal of European Public Policy, Vol. 13, No. 2, pp. 182-199.

 

– — (2002), “Normative Power Europe: A Contradiction in Terms?”, Journal of Common Market Studies, Vol. 40, No. 2, pp. 235-258.

 

– Marshall, Andrew, (1992), The Treaty of Maastricht, London: The independent on Sunday.

 

– Mayer, H., & Vogt, H. (Eds.), (2006), A Responsible Europe?: Ethical Foundations of EU External Affairs, Basingstoke: Palgrave Macmillan.

 

– McAllister, Richard, (1997), Form EC to EU: An Historical and Political Survey, London: Routledge press.

 

Mossialos, Elias, Govin Permanand, Rita Baeten and Tamara K. Hervey, (2010), Health Systems Governance in Europe The Role of European Union Law and Policy, Cambridge: Cambridge University Press.

 

– Muftuler, Meltem, “Turkish Economic liberalization and European”, Middle Eastern studies, Vol. 31, No, 1, pp, 87-88.

 

– Mörth, Ulrika, (2004), “The EU as a normative power in the WTO (?)”, Available at:

www.score.su.se%2Fpolopoly_fs%2F1.26562.1320939796!%2F200410.pdf

 

– Onuf, Nicholas G., (1994), “The Constitution of International Society”, European Journal of International Law, Vol. 5, No. 1, pp. 1-19.

 

– —  (1989), World of Our Making: Rules and Rule in Social Theory and International Relations, Columbia, South Carolina: University of South Carolina Press.

 

– Parmentier, Florent, (2009), “Normative Power, EU Preferences and Russia. Lessons from the Russian-Georgian War”, European Political Economy Review, No. 9, pp. 49-61.

 

PetitHomme, Mathieu, (2008), “Is there a European Identity? National Attitudes and Social Identification toward the European Union”, Journal of Identity and Migration Studies, Vol. 2, No. 1, pp. 15-36.

 

– Price, Richard and Christian Reus-Smit, (1998), “Dengerous Liasons? Critical International Theory and Constructivism”, European Journal of International Relations, Vol. 4, No. 3, pp. 259-294.

 

– Reuters, (2010); “Europe’s $1 Trillion Plan”, in: http://www.portfolio.com

 

– Romaniuk, Scott Nicholas, (2010), “Civilian or Military Power Europe? The Evolving Nature of European Union Power”, New Balkan Politics, Issue. 12, pp. 1-24.

 

– Rosato, Sebastian, (2011), “Europe’s Troubles: Power Politics and the State of the European Project”, International Security, Vol. 35, No. 4, pp. 45–86.

 

– Ruggie, John Gerard, (1998), Constructing the World Polity: Essays on international Institiutionalization, London: Routledeg.

 

– Shapiro, Jeremy & Nick Witney, (2009), Towards a post-American Europe: A Power Audit of EU-US, London: European Council on Foreign Relations (ECFR).

 

– Sjursen, Helene, (2006 a), “The EU as a “Normative” Power: How Can This Be?”, Journal of European Public Policy, Vol. 13, No. 2, pp. 235-251.

 

– — (2006 b), “What kind of power: European foreign policy in perspective”, Guest editor, Special issue of Journal of European Public Policy, Vol. 13, No. 2, pp. 169-181.

 

– Steinkohl, Jan, (2010), “Normative Power Rivalry? The European Union, Russia and the Question of Kosovo”, EU Diplomacy Paper 6 (Department of EU International Relations and Diplomacy Studies), pp. 1-30.

 

– Stokes, Bruce, (2008), “America and the World into a New Era”, Yale Global, No. Sep, Available at: http://yaleglobal.yale.edu/content/america-and-world-new-era-%E2%80%93-part-iii

 

– Swan, D., (1972), The Economics of common market, penguin Books.

 

– Thomson, Robert and Madeleine Hosli, (2006), “Who has Power in the EU? The Commission, Council and Parliament in Legislative Decision-Making”, Journal of Common Market Studies, Vol. 44, No. 2, pp. 391-417.

 

– Thorhallsson, Baldur and Anders Wivel, (2006), “Small States in the European Union: What Do We Know and What Would We Like to Know?”, Cambridge Review of International Affairs, Vol. 19, No. 4, pp. 651-668.

 

– Toje, Asle, (2011), “The European Union as a Small Power”, JCMS: Journal of Common Market Studies, Vol. 49, No. 1, pp. 43–60.

 

– Uzun, Berna, (December 24, 2009), “Turkish-Israeli Relations in the Shadow of AKP Populism”, Moshe Dayan Center, Avileble at: http://www.dayan.org/Turkish-Israeli_%20relations.pdf

 

– Wallerstein, Immanuel, (2004), Alternatives: The United States Confronts the World, Boulder, Company: Paradigm Publishers.

 

– Wendt, Alexander, (1994), “Collective Identity Formation and the International State”, American Political Science Review, Vol. 88, No. 2, pp. 384-396.

 

– —  (1992), “Anarchy is What States Make of It – the Social Construction of Power Politics”, International Organization, Vol. 46, No. 2, pp. 391-425.

 

Whitman, R. G. (Eds.), (2011), Normative Power Europe: Empirical and Theoretical Perspectives, Basingstoke: Palgrave Macmillan.

 

– Wiener, Antje, (2003), “Constructivism: The Limits of Bridging Gaps”, Available at: http://www.ciaonet.org /olj/jird/jird_sep03_wia01.pdf

 

William, Nicoll and Terevor, C. Salmon, (1999), understanding the new uropean Community, London: Harvester Wheat sheaf press.

 

– Wood, Steve, (2009), “The European Union: A Normative or Normal Power?”, European Foreign Affairs Review, Vol. 14, No. 1, pp. 113–128.

 

– Wright, Nick, (2011), “The European Union: What Kind of International Actor?”, Political Perspectives, Vol. 5, No. 2, pp. 8-32.

 

– Youngs, Richard, (2004), “Normative Dynamics and Strategic Interests in the EU’s External Identity”, Journal of Common Market Studies, Vol. 42, No. 2, pp. 415-435.

 

– Zielonka, Jan, (2012),The Ideology of Empire: the EU’s Normative Power Discourse”, Dahrendorf Symposia Series 2012-05, Available at: www.dahrendorf-symposium.eu%2Ffileadmin%2FContent_Images%2 FPapers%2FDahrendorf_Symposia_Series%2FDahrendorf_Symposia_Series_2012_05.pdf

 

WebSite

 

 

 

 

[1]– Richard Codan Huff Kalogi

[2]– Arissted Bryan

[3]– Alterio Spinelli

[4]– Jean Monnet

[5]– Winston Churchill

[6]– Emanuel Adler

[7] – Nicolos Onuf

[8]John Gerard Ruggie

[9]– Alexander Wendt

[10]– Stephen Waring

[11]Michael Barnett

[12]Peter J. Katzenstein

[13]Ole Wæver

[14] – Jeffery T. Checkel

[15]Anthony Clark Arend

[16] – Rule

[17] – principle

[18] – moral inclusion

[19] – soft diplomacy

[20] – Manners

[21]–  Sjursen

[22] – Youngs

[23] – The EU as a ‘normative’ power: how can this be

[24] – Journal of European Public Policy

[25]– The European Union’s Normative Power in a Multipolar World

[26]Daniel Fiott

[27]– European Union Studies Association (EUSA) Biennial Conference

[28] – Dimitris Bouris

[29] – The Limits of Normative Power Europe: Evaluating the Third Pillar of the Euro-Mediterranean Partnership

[30] – Political Perspectives

[31] – Quiet diplomacy will get our voice heard

[32]– Normative Power

[33]– The European Union and the World Summit on Sustainable Development: Normative Power Europe in Action?

[34]– Simon Lightfoot

[35]Jon Burchell

[36]Journal of Common Market Studies

[37] – Ian Manners؛ ایان مانرس از جمله نظریه­پردازان پر کاری است که در خصوص قدرت هنجاری اروپا قلم زده است.

[38]– Normative Power Europa: A contradiction in terms?

[39]JCMS: Journal of Common Market Studies

[40] – Civilian Power Europe: A Contradiction in Terms?

[41]–  European Union, normative power and ethical foreign policy

[42]– Rethinking Ethical Foreign Policy: Pitfalls, possibilities and Paradoxes

[43]– David Chandler

[44]– Volker Heins

[45] – The normative ethics of the European Union

[46] – International Affairs

[47] – Normative Power Rivalry? The European Union, Russia and the Question of Kosovo

[48] – Jan Steinkohl

نقد و بررسی ها

هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است .

اولین کسی باشید که دیدگاهی می نویسد “بررسی جایگاه فرهنگی (ارزشی) ـ هنجاری اتحادیه اروپا در نظام جهانی”

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

13 − 4 =

شناسه محصول: c2342 دسته: