new5 free

بررسی رابطه تنیدگی مادر با اختلالات عاطفی و رفتاری کودکان

199.000تومان

توضیحات

فهرست مطالب

چکیده 1
مقدمه 2
بیان مسئله: 3
اهمیت و ضرورت پژوهش 4
اهداف پژوهش: 5
هدف اصلی: 5
هدف فرعی: 6
فرضیه پژوهش: 6
فرضیه اصلی: 6
فرضیه فرعی: 6
تعاریف متغییر ها: 6
تعاریف نظری و عملیاتی متغییر ها: 6
فصل دوم 8
ادبیات و پیشینه پژوهش 8
الف) مباحث نظری 9
تنیدگی (استرس) 9
عوامل زیست شناختی و جسمانی: 9
عوامل محیطی و اجتماعی: 9
عوامل ژنتیکی و ارثی: 10
علائم و نشانه های استرس در بزرگسالان: 10
مراحل استرس 10
منابع شایع استرس: 11
رویکرد های مختلف در مورد استرس 11
.نظریه روان تحلیل گری فروید: 11
نظریه ضعف جسمانی: 12
نظریه پردازش اطلاعات: 12
استرس به عنوان پاسخ درونی: 12
استرس به عنوان عامل محیطی: 12
استرس به عنوان کنشی متقابل: 13
اختلالات عاطفی(هیجانی)- رفتاری 13
اختلالات خلقی ( هیجانی): 15
انواع اختلالات خلقی: 15
اختلال افسردگی عمده (major depressive disorder) : 16
اختلال افسردگی دایم (dysthymic disorder): 17
اختلال عاطفی فصلی(SAD): 17
اختلال دیسفوریای پیش از قاعدگی (PMDD): 17
اختلال دو قطبی: 18
نظریه های موجود درمورد اختلالات خلقی : 20
نظریه های پسیکولوژیک: 20
نظریه های سایکو دینامیک 21
نظریه های رفتارگرا 21
نظریه های شناخت گرا 21
نظریه نومیدی 22
نظریه نشخوارفکری 22
(ب)عوامل اجتماعی 22
اختلالات خلقی درکودکان 22
تعریف اختلالات رفتاری کودکان با توجه به مفهوم بهنجاری: 23
انواع اختلالات عاطفی رفتاری 24
نتیجه گیری 27
فصل سوم 28
روش تحقیق 28
طرح کلی پژوهش 29
جامعه آماری 29
نمونه آماری 29
ابزار پژوهش 29
روش اجرای پژوهش 32
روش تجزیه و تحلیل داده ها 36
فصل چهارم 37
تجزیه و تحلیل یافته ها 37
مقدمه 38
یافته‌های پژوهش 38
الف) يافتههاي توصيفي 38
ب) يافتههاي مربوط به فرضيههاي پژوهش 39
فصل پنجم 42
بحث و نتیجه گیری 42
خلاصه پژوهش 43
نتایج 43
محدودیت ها : 44
پیشنهادات پژوهشی و کاربردی 44
منابع فارسی 45
منابع الکترونیک 45
مقالات 45

چکیده

هدف پژوهش حاضر بررسی ارتباط بین تنیدگی مادران با اختلالات عاطفی و رفتاری در کودکان است برای این منظور نمونه ای به حجم 120 نفر از مادران شهرستان نورآباد ممسنی با روش نمونه گیری خوشه ای انتخاب و با شاخص تنیدگی والدین و پرسشنامه سیاهه رفتاری کودکان نسخه والدین و پرسشنامه و مقیاس محیط خانواده 90 سوالی مورد آزمون قرار گرفتند. نتایج، نشان داد که بین میزان سطوح تنیدگی والدین و اختلالات عاطفی و رفتاری کودکان ارتباط معنا داری وجود دارد. روش پژوهش توصیفی تحلیلی، تکنیک گردآوری داده ها، مطالعات کتابخانه ای و میدانی، تحلیل داده ها از طریق نرم افزار SPSS بوده است. و همچنین برای رابطه سنجی بین متغیر ها از آزمون همبستگی پیرسون و رگرسیون چند گانه استفاده شده است. تحلیل رگرسیون چند گانه نیز نشان داد که اثر تنیدگی والدین بر اختلالات عاطفی و رفتاری کودکان معنا دار است.
واژگان کلیدی: تندیگی والدینی، اختلالات رفتاری و عاطفی کودکان، مادران و کودکان خردسال

مقدمه

هر فردی در چشم انداز زندگیش خواهان فرزندی نیکو خصال و سازنده برای جامعه خویشتن است.اما یافتن شیوه و شرایط تربیت چنین انسانی مستلزم دقت و مسئولیتی شایان توجه از سوی یکایک مربیان_از والدین گرفته تا آموزگاران،همسالان و مراجع قدرت و اعتبار_در هر جامعه ای است.کودک سالمی که پا به عرصه هستی می گذارد برخوردار از عالی ترین و کامل ترین امکانات رشدی است که تنها کافی است خانواده و محیطی مناسب در اختیارش باشد تا نشو و نمو کند و با بالندگی به انسانی ارزشمند در این جهان هستی تبدیل شود.اما زندگی خانوادگی و محیط آموزشی،اجتماعی،سیاسی،اقتصادی و فرهنگی بسیاری از مردم جهان چنین است که دست یابی به این مقصود دشوار و گاه غیر ممکن می شود.مشکلات عاطفی و رفتاری کودکان نیز که نتیجه اجتناب ناپذیر فقر و بیماری،جهل و بدرفتاری،گم گشتگی و نابسامانی های خانوادگی،کاستی های آموزشی،فرهنگی اجتماعی است شدیدا مانع رشد و والایش و وصول آنان به کمالاتی است که در خلقتشان رقم خورده است. واقعیت این است که بسیاری از خانواده ها آشنا به زمینه های رشدی و پرورشی کودک نیستند و یا درگیر مناقشات درون شخصی و بین شخصی هستند که کودک را در معرض مخاطرات روانی- اجتماعی قرار می دهد،همچنین رشد فرد به عنوان یک فرایند تدریجی و مداوم در ابعاد مختلف تحت تاثیر دو عامل وراثت ومحیط بوده است و در عوامل محیطی به نقش خانواده و رابطه والد-کودک تاکید شده است. در مداخلات اخیر علاوه بر اهمیت ساخت خانواده و نقش های آن،به تعاملات و داد و ستدهای رفتاری- عاطفی بین والدین- فرزند ،مانند شکل گیری واکنشهای مادران نسبت به نوزادان تحت تاثیر نگرش آنان نسبت به بارداری و مراقبت از نوزاد و نیز نوع مراقبت های بیمارستانی توجه داشته اند.تماس های نخستین کودک با مادر و تداوم صحیح آن طی سالهای اولیه ی زندگی امری بسیار مهم در فرایند رشد روانی سالم کودک به شمار میرود(دکتر سید بدرالدین نجمی- بهار 1395) پژوهش حاضر در راستای بررسی تنیدگی مادرو رابطه آن با اختلالات عاطفی – رفتاری کودکان ارائه شده و به دنبال یافتن رابطه بین متغییر های این پژوهش می باشد.

بیان مسئله :

امروزه به دلیل گسترش عوامل تنش زا و کاهش توان مقابله ی انسان دربرابر آنها _به دلیل تغییر سبک زندگی_ استرس به پدیده ای پیچیده و بزرگ تبدیل شده است. از جمله عوامل استرس زایی که امروزه بیشتر زندگی انسانها را تحت تاثیر قرار داده می توان تغییر روابط خانوادگی، تغییر نقش اعضای خانواده، گسستگی روابط خانوادگی، معلولیت،بیماریهای مزمن و تغییر ارزش های اجتماعی و فرهنگی را نام برد.( خدایاری فرد- پرند،1390)
از آنجا که ما شاهد دورانی هستیم که در آن مطالعات و فعالیتهای گسترده ای درباره کودکان و نوجوانان انجام می شود و نگرانی هایی که تا کنون عملا درباره نارسایی های کودکان وجود دارد موجب شده تا به اختلالات عاطفی و رفتاری کودکان و عوامل به وجود آورنده آن توجه بیشتری شود
هوش ور و همکاران(1388) معتقدند که خانواده یک نظام اجتماعی است و وجود اختلال در هر یک از اعضای خانواده کل نظام را مختل می کند و این نظام مختل شده به نوبه خود اختلالات مربوط به اعضا را تشدید کرده و مشکلات جدیدی ایجاد می کند.
تنش والدگری تحت تاثیر عوامل و شرایط متفاوتی قرار دارد از جمله عوامل و شرایط مرتبط با آن می توان ویژگی های کودک دارای اختلال،واکنش های والدین و ذهنیت والدین درمورد اختلالات روانی را نام برد.همچنین تحقیقات نشان داده وضعیت سلامت جسمانی و روانی والدین،وضعیت اقتصادی،تعداد فرزندان خانواده،اشتغال والدین،ثبات و کیفیت رابطه زناشویی و وجود حمایت های خانوادگی می تواند نقش مهمی در به وجود آمدن تنش و اختلال ایفا کند.اما در این میان مهم ترین عاملی که می تواند باعث ایجاد تنش در والدین شود مشکلات و اختلالات عاطفی و رفتاری کودکان میباشد.به طوری که پژوهش ها نشان میدهد شدت اختلالت عاطفی و رفتاری کودکان یک ویژگی مهم موقعیت تنش زا محسوب میشود.(یوسفی،سلطانی فر،تیموری،1388)
همانگونه که والدین بر افراد خانواده تاثیر می گذارند فرزندان نیز با ویژگی های شخصیتی ،رشدی و رفتاری خود تاثیرات فراوانی بر والدین بر جای می گذارند.اختلالات رفتاری از جمله رایج ترین مسایل روانشناختی کودکان است که بر کارکردهای روانی و اجتماعی تمامی اعضای خانواده تاثیر گذار است.از جمله اختلالات عاطفی – رفتاری می توان به اختلال بیش فعالی – کم توجهی (که رایج ترین اختلال رفتاری است) ،اختلال طیف اوتیسم،اضطراب ها، فوبیا،افسردگی و … اشاره کرد.(دکتر سیف ،1373- روانشناسی بالینی دکتر آزاد،1388).
اما در این بین مادر به عنوان عضوی از خانواده که دارای بیشترین تعامل و نزدیکی با کودک را دارد می تواند بر سلامت روان کودک تاثیرگذار تر باشد.همچنین به دلیل همین نزدیکی و تماس بیشتر مادر با کودک، مادران در معرض تنش بیشتری قرار دارند.
پلهام در سال 1977 ، نشان داد که مادران کودکانی که مشکلات رفتاری دارند،احساس موفقیت کمتر،اثر بخشی پایین و احساس خشم،افسردگی،و اضطراب بیشتر نسبت به مادران کودکان سالم دارند.(جعفری، موسوی،فتحی آشتیانی،خوشابی،1389). از یافته های فوق چنین برمی آید که محیط و وراثت در ظهور اختلالات عاطفی و رفتاری کودکان نقش اصلی را بر عهده دارند و همانطور که گفته شد اختلالات عاطفی و رفتاری کودکان عامل مهم ایجاد تنش در والدین می باشد. بررسی ویژگی های شخصیتی،رفتاری و هیجانی و همینطور ویژگی های موروثی والدین می تواند در کاهش و جلوگیری از بروز اختلالات رفتاری- عاطفی کودکان کمک شایانی کند.
بر این اساس محقق سعی دارد روابط بین متغییر های پژوهش(تنیدگی مادر و اختلالات عاطفی- رفتاری) را در بین مادرانی که دارای فرزندانی با اختلالات عاطفی و رفتاری هستند بدست آورد.

اهمیت و ضرورت پژوهش

بسیاری از محققان،اختلالات رفتاری را اختلالات شایع و ناتوان کننده ای می دانند که برای خانواده،محیط و کودک،مشکلات بسیاری ایجاد می کند.از آنجایی که اختلالات رفتاری معمولا نخستین بار در سال های آغازین دوره ابتدایی مشاهده شده و بین 8 تا 15 سالگی به اوج خود میرسند.(مک گی، ویلیامز و فیهان،1992،انجمن روانپزشکی آمریکا، 1994،ایرز اشمیت و وومر،1990 از شکوهی یکتا و پرند،1384) توجه به این موضوع می تواند اهمیت خاصی داشته باشد،به خصوص که کودکان دارای اختلالات رفتاری معمولا فراخنای توجه کوتاه و عزت نفس پایین داشته و به آسانی ناکام می شوند.(سوزرو والر،2006).
پژوهش هایی که به بررسی تاثیر الگوهای تعامل خانوادگی در ایجاد اختلالات رفتاری و عاطفی کودکان پرداخته اند، از یک سو این اختلالات را نوعی واکنش کودک نسبت به نابسامانی های خانوادگی دانسته اند (جانستون و مش،2001،رحیم زاده 1387،ممقانی 1386) از سوی دیگربه محرک های محیطی نامناسب، مانند عدم پذیرش کودک،عدم محبت و حمایت کافی از طرف والدین،افراط در محبت،بی هدفی در خانواده،سردی کانون خانواده،عدم مراقبت و دلسوزی های مادر، دلبستگی ناایمن در خلال کودکی و استرس والدین مرتبط ساخته اند(پاندینا و همکاران،2007).
تاثیر نابسامانی های خانوادگی در ایجاد و شکل گیری اختلالات رفتاری و عاطفی کودکان پژوهشگران را به مطالعه ی تنیدگی (استرس) به عنوان یکی از مهم ترین عوامل تاثیر گذار در این زمینه ترغیب کرده است.تنیدگی والدینی ،اصطلاحی است که مشخص کننده ی ادراک تنیدگی در نظام والد- کودک است.این موضوع هم ویژگی های تنیدگی زای کودک و هم پاسخ های والدین به این ویژگی ها را در بر میگیرد(ابیدین،1983). تجربه تنیدگی والدین توسط پژوهشگران مختلف، مورد تایید قرار گرفته است (دادستان ،1377). ناملایمات و درگیری های خاص والدین، نظیر مدیریت هیجانهای کودک (ووک و وونگ ،1999) مشکلات روزمره، مانند تغذیه ،خواب یا گریه ی بیش از حد ،عفونت ها و بیماری های کودک ( دادستان ،1385) منجر به تنیدگی والدینی می شود.تنیدگی والدینی، نه تنها آثار منفی بر سلامت مادر بلکه تاثیرات مخربی بر کودک می گذارد(کسلر ، مگی و نلسون، 1996، مک گایر و همکاران ،2002).اوستبرگ و هاجیکول (1997) راجرز (1998) براس و بیکر(2000)، هالجین (2007) نیز اظهار کرده اند که استرس بالای والدین ، احتمال ابتلای کودکان به بیماری ها و اختلالات عاطفی- رفتاری را افزایش می دهد. به نظر می رسد میزان تعامل، مهار و عدم پاسخ دهی مادران کودکان بیش فعال از یک سو با رفتار کودکان و از سوی دیگر با سطوح تنیدگی آنها در رابطه با نقش مادری ارتباط دارد( دادستان،1383، مش و بارکلی،2003،از رحیم زاده 1387).
مطالعات انجام شده در قلمرو روابط متقابل والدین و کودکان ، نشان می دهد که رفتار این کودکان بر والدینشان اثر گذار است و برعکس که این تاثیر متقابل، اغلب جنبه ناهشیار دارد ( دادستان، 1383). عده ای نیز بر این باورند که اختلالات رفتاری کودکان ، باعث اختلاف های زناشویی میشود ( وود و همکاران،2005، جانسون و همکاران، 2008،) و بر عکس( گادو و نولان ،2002،پیاسنتینی و همکاران ، 2006).
در پژوهش حاضر ، با توجه به جایگاه خانواده در جامعه و اهمیت نقش تعاملی والد- کودک به مطالعه ی نقش تنیدگی در مادران دارای کودکان خردسال دارای اختلالات عاطفی و رفتاری پرداخته ایم.

اهداف پژوهش:

هدف اصلی:
بررسی رابطه بین تنیدگی مادر و اختلالات عاطفی- رفتاری کودکان

هدف فرعی:
بررسی رابطه خرده مقیاس های تنیدگی با اختلالات عاطفی – رفتاری کودکان

فرضیه پژوهش:

فرضیه اصلی:
بین تنیدگی مادر و اختلالات عاطفی- رفتاری کودکان رابطه معناداری وجود دارد.
فرضیه فرعی:
1)بین مشکلات درونی سازی شده کودک و تنیدگی مادر رابطه وجود دارد.
2)بین مشکلات برونی سازی شده کودک و تنیدگی مادر رابطه وجود دارد.

تعاریف متغییر ها:

متغییر مستقل: متغییری است که از طریق آن متغییر وابسته تبیین و پیش بینی میشود این متغییر توسط پژوهشگر اندازه گیری و دستکاری یا انتخاب می شود تا تاثیر رابطه ی آن با متغییر های دیگر اندازه گیری شود.اختلالات عاطفی و رفتاری.
متغییر وابسته:متغییری است که پژوهشگر به آن علاقه مند است و برعکس متغییر مستقل در اختیار محقق نیست و نمی تواند در آن تصرف یا دستکاری به عمل آورد.تنیدگی مادر.

تعاریف نظری و عملیاتی متغییر ها:

الف) تعاریف نظری:
تنیدگی: لازاروس و فلکمن (1984) یکی از تعاریف بسیار ارزشمند را در زمینه استرس ارائه دادند: استرس یک رابطه اختصاصی بین شخصی و محیطی است که به وسیله ی آن فشار ارزیابی شده یا از حد امکانات او فراتر رفته و سلامتی او را در معرض خطر قرار می دهد.
اختلالات عاطفی- رفتاری: ناتوانی در یادگیری که قابل تبیین توسط مشکلات هوشی و یا مشکلات حسی- حرکتی نباشد.
ب) تعاریف عملیاتی :
تنیدگی : منظور از تنیدگی نمره ای است که آزمودنی ها در پرسشنامه تنیدگی والدین و پرسشنامه مربوط به خانواده دریافت کرده. اختلالات عاطفی- رفتاری:نمره ای است که آزمودنی ها در پرسشنامه سیاهه رفتار کودکان آخنباخ دریافت کرده اند.

دیدگاهها

هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.

اولین نفری باشید که دیدگاهی را ارسال می کنید برای “بررسی رابطه تنیدگی مادر با اختلالات عاطفی و رفتاری کودکان”

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

17 + = 25