حراج!

بررسی رابطه سبک های ابراز هیجان و سبک اسناد کنترل در خشونت¬های خانگی علیه زنان: نقش کلیشه های جنسیتی

29,000تومان 19,000تومان

توضیحات

دانلود و مشاهده قسمتی از متن کامل پایان نامه :

دانشکده روان شناسی و علوم تربیتی

پایان نامه

جهت دریافت درجه کارشناسی ارشد رشته روان­شناسی عمومی

عنوان

بررسی رابطه سبک های ابراز هیجان و سبک اسناد کنترل در خشونت­های خانگی علیه زنان: نقش کلیشه های جنسیتی

استاد راهنما

دکتر محمدنقی فراهانی

استاد مشاور

دکتر مهناز شاهقلیان

دانشجو

…………………………

تابستان 1393

چکیده:

هدف پژوهش حاضر بررسی رابطه بین سبک های ابراز هیجان و سبک اسناد کنترل در خشونت های خانگی علیه زنان با نقش کلیشه های جنسیتی بود. جامعه آماری شامل کلیه زنان مراجعه کننده به پزشکی قانونی استان البرز در  شهر کرج در بهار1393 که علت مراجعه شان ضرب و شتم از سوی شوهر بود، که از این تعداد به 100 نفر پرسشنامه داده شد ترتیب پرسشنامه ها بدین شکل بود: پرسشنامه ابرازگری هیجان کینگ و آمونز (1990)،  پرسشنامه کلیشه های جنسیتی ساندرا بم (1989)، پرسشنامه مهار هیجانی راجر و نشوور (1987)، پرسشنامه سبک اسناد پترسون، آبرامسون و سلیگمن، پرسشنامه دوسوگرایی کینگ و آمونز (1990)، و مقیاس تاکتیک تعارضی استروس (1981). طرح پژوهش از نوع همبستگی بود و تحلیل داده ها از طریق رگرسیون سلسله مراتبی بود. نتایج نشان داد پذيرش خشونت خانگي با بازداري هيجاني، سبک اسناد منفي و کليشه‌هاي زنانه رابطه مستقيم معنادار و با ابراز هيجان منفي، کليشه‌هاي مردانه و خنثي رابطه معکوس معنادار دارد.  به نظر می رسد هرچه فرد از سبک اسناد مثبت و خوش بینانه تری برخوردار باشد از جرئت ورزی، فعالیت، مردم آمیزی، هیجانات مثبت و دلپذیری بیشتری برخوردار است و برعکس هرقدر سبک اسناد فرد به علت پیروی از کلیشه های زنانه و حفظ نقش های زنانه بدبینانه و منفی باشد شخص  از اضطراب، ناامیدی بیشتری رنج می برد. بنابراین زنان با سبک اسناد منفی از جرات ورزی پایینی برخوردارند و با این ویژگی خود را از حمایت اجتماعی محروم می سازند چرا که خود را بیش از حد در مورد وقایع منفی سرزنش میکنند و به شدت دچار خود اسناد دهی منفی هستند و همین امر موجب گرفتار شدن آنها در چرخه خشونت خانگی و عدم دریافت حمایت ها توسط اجتماع و خانواده می شود.

واژگان کلیدی: خشونت خانگی، سبک های ابراز هیجان، سبک اسناد، کلیشه های جنسیتی.

فهرست مطالب

 

فصل اول

مقدمه …. 9

بیان مسئله ……….10

اهداف پژوهش ….20

فرضیه های پژوهش و سوالات …….20

ضرورت انجام تحقیق ……..21

روش انجام تحقیق ……….. 26

جامعه آماری …. 26

حجم نمونه و روش نمونه گیری ……….. 26

روش و ابزار جمع آوری اطلاعات ……… 27

روش تجزیه و تحلیل اطلاعات ….. 33

فصل دوم

مقدمه ……..36

خشونت خانگی علیه زنان………38

دیدگاه های نظری خشونت ………. 47

نظریه پذیرش فرهنگی ……… 48

نظریه اسناد (برای فرد پرخاشگر) ….. 52

سبک اسناد کنترل………..54

فرض های اساسی نظریه اسناد ………. 59

نظریه اسناد به عنوان یک رویکرد شناختی در زنان ……..60

کلیشه های جنسیتی و شیوه های اسناد دهی در خشونت خانگی……..65

نظریه طرحواره های جنسیتی بم در رابطه با خشونت …….. 77

قالب های فکری جنسیتی ………. 91

نظریه های و دیدگاه های مختلف در رابطه با جنسیت …… 93

سبک های ابراز هیجان ……. 106

کلیشه های جنسیتی در ابراز هیجان …… 108

رابطه سبک ابراز هیجان و سبک اسناد کنترل در خشونت خانگی علیه زنان….112

فصل سوم

نوع مطالعه ……….. 120

ابزارهای تحقیق……121

روش و محل اجرای تحقیق …… 130

روش تجزیه و تحلیل داده ها ………. 131

فصل چهارم

یافته های توصیفی …… 133

یافته های استنباطی ………. 136

فصل پنجم

فرضیه اول: بررسی رابطه کلیشه های جنسیتی خشونت خانگی علیه زنان……..146

فرضیه دوم : بررسی رابطه کلیشه های جنسیتی و سبک اسناد کنترل….149

فرضیه سوم: بررسی رابطه کلیشه های جنسیتی و سبک ابراز هیجان ………..150

فرضیه چهارم : بررسی رابطه سبک اسناد کنترل و خشونت خانگی علیه زنان…….151

فرضیه پنجم بررسی رابطه سبک ابراز هیجان و خشونت علیه زنان………152

سوال پژوهش……..153

محدودیت ها …… 156

پیشنهادات……….. 156

منابع فارسی…. 160

منابع انگلیسی…….167

پیوست ها…..170

چکیده لاتین…..188

فهرست جداول

جدول 1-4: توزيع سني نمونه مورد مطالعه …… 133

جدول 2-4: اطلاعات توصيفي مربوط به مدت ازدواج …. 133

جدول 3-4: توزيع گروه نمونه تحصيلات ……… 133

جدول 4-4: توزيع گروه نمونه بر اساس وضعيت اشتغال …….. 134

جدول 5-4: توزيع گروه نمونه بر اساس ميزان درآمد …. 134

جدول 6-4: اطلاعات توصيفي مربوط به متغيرهاي مورد مطالعه ………. 134

جدول 7-4: ماتريس همبستگي متغيرهاي پژوهش …….. 136

جدول 8-4: تحليل رگرسيون براي پيش‌بيني پذيرش خشونت توسط نمرات سبک اسناد منفي ……… 136

جدول 9-4: تحليل رگرسيون براي پيش‌بيني پذيرش خشونت توسط نمرات سبک‌هاي ابراز هيجان …….. 137

جدول 10-4: تحليل رگرسيون براي پيش‌بيني پذيرش خشونت توسط نمرات کليشه‌هاي جنسيتي ………. 137

جدول 11-4: تحليل رگرسيون براي پيش‌بيني پذيرش خشونت توسط نمرات کليشه‌هاي جنسيتي و ابراز هيجان و سبک اسناد…. 138

جدول 12-4: نتايج رگرسيون سلسله مراتبي براي پيش بيني پذيرش خشونت……. 139

جدول 13-4: تحليل رگرسيون براي پيش‌بيني پذيرش سبک اسناد منفي توسط نمرات کليشه‌هاي جنسيتي…. 140

جدول 14-4: تحليل رگرسيون براي پيش‌بيني ابراز هيجان مثبت توسط نمرات کليشه‌هاي جنسيتي ….140

جدول 15-4: تحليل رگرسيون براي پيش‌بيني ابراز صميميت توسط نمرات کليشه‌هاي جنسيتي…… 141

جدول 16-4: تحليل رگرسيون براي پيش‌بيني ابراز هيجان منفي توسط نمرات کليشه‌هاي جنسيتي……. 141

جدول 17-4: تحليل رگرسيون براي پيش‌بيني بازداري هيجاني توسط نمرات کليشه‌هاي جنسيتي …… 142

جدول 18-4: تحليل رگرسيون گام به گام براي پيش‌بيني کنترل پرخاشگري توسط کليشه‌هاي جنسيتي…… 142

جدول 19-4: تحليل رگرسيون براي پيش‌بيني دوسوگرايي هيجان مثبت توسط نمرات کليشه‌هاي جنسيتي …….. 143

جدول 20-4: تحليل رگرسيون براي پيش‌بيني دوسوگرايي کل توسط نمرات کليشه‌هاي جنسيتي ……..143

 

فصل اول

کلیات پژوهش

 

 

 

 

 

 

 

 

 

مقدمه:

خانواده کوچکترین واحد اجتماعی و اما مهمترین واحد اثربخش حمایتی و تربیتی است نیاز افراد به قرار و آرامش ایجاب می نماید که در خانواده رابطه ای مبتنی بر عاطفه و عقل، آنگونه که احساس امنیت، اطمینان و سلامت، حمایت و رضایت را برای طرفین به ارمغان آورد شکل گیرد (برود و گرین 1983). نقش سازنده زن در ایجاد پیوند های اخلاقی و عاطفی اعضای خانواده غیرقابل انکار است اما این هدف جز باایجاد محیطی آرام،مطمئن و به دور از خشونت برای همه افراد خانواده میسر نمی شود (مرواریدی 1386). امروزه شواهد بسیاری حاکی از اختلال در روابط خانواده و خشونت ناشی از آن است (اعظم زاده و دهقان فرد1385، موحدی و احدی1385).

هنگامی که از نهاد خانواده صحبت به میان می آید بلا فاصله در ذهن صمیمیت، عشق و علاقه تداعی می شود وجود ثبات، استحکام و برقراری نظم در این نهاد منوط به داشتن روابط گرم اعضای خانواده با یکدیگر است ولی آنچه از بین برنده این فضاست تضاد و کشمکش و درگیری است که تصویر آرام خانه و امنیت آن را در هم می شکند(خسروی زادگان،1386). خشونت خانگی ابزاری برای تثبیت قدرت و سلطه جویی است که نه تنها آرامش و امنیت خانواده بلکه اعتبار و کرامت انسانی را نیز خدشه دار می کند (اعظم زاده، دهقان فرد؛ 1385).

چنانچه رفتار خشونت آمیز علیه زنان در چارچوب خانواده و میان زن و شوهر روی دهد از آن به خشونت خانگی تعبیر می شود (پور رضا و موسوی،1382؛ سازمان جهانی بهداشت،1380).

خشونت خشونت خانوادگی به خصوص خشونت علیه زنان پدیده جدیدی نیست اما توجه به آن به عنوان مسا له ای اجتماعی به دوران جدید برمی گردد. خشونت علیه زنان مساله ای جهانی ست و در اغلب جوامع قابل مشاهده است در ایران متاسفانه آمار دقیقی از پدیده همسرآزاری وجود ندارد اما فقدان آمار نمیتواند دلیل موجهی بر نادیده گرفتن آن باشد صرفه نظر از چگونگی برداشت و پذیرش و یا رد خشونت خانگی از طرف افراد، مشاهدات تجربی  و شواهد ظاهری حاکی از وجود گسترده انواع آن در خانواده های ایرانی ست (سام گیس،1377؛ فروغان،1380؛ مجوزی،1381). اگرچه ممکن است هم زن وهم مرد مرتکب اعمال خشونت آمیز در خانواده شوند ولی تحقیقات نشان می دهند که زنان به میزان بیش تری مورد بدرفتاری قرار می گیرند(فروست 1999 به نقل از صابریان آتش نفس و بهنام1382).

بیان مسئله:

خشونت خانگی شایع ترین شکل خشونت، همراه با بیشترین احتمال تکرار، کمترین گزارش به پلیس و بیشترین عوارض اجتماعی، روانی و اقتصادی است که غالبا توسط نزدیک ترین فرد خانواده (مانند شوهر) به وقوع می پیوندد (بختیاری و امید بخش،1382؛ جانسون و جانسون2000 به نقل از بلالی میبدی و حسنی1387).

از آنجا که خانواده متشکل از زن و شوهر است و روابط اعضای آن در چارچوب نظام همسر گزینی(روابط زناشویی) و نظام روابط متقابل است به طوری که افراد بتوانند نیازهای یکدیگر را برآورده کنند بنابراین خانواده واحدی است که نقش های اجتماعی متعددی را بر عهده دارد و ارتباط متقابل اعضای آن بر مبنای  بنیادها و نیازهای فرهنگی جامعه شکل میگیرد (کجباف، نشاط دوست، خالویی1384).

مفهوم کلانی که تبیین عینی از دریافت و نگرش زنان نسبت به خودشان و مسایل مربوط به آنها به دست می دهد، جامعه پذیری جنسیتی است یعنی فرآیندی که در ضمن آن زنان با الگوهای رفتاری، هنجارها و جهت گیری های فرهنگی آشنا می شوند و به تدریج نگرش ها و رفتار اجتماعی مناسب را فرا می گیرند و برای زندگی آینده آماده می شوند (وردی نیا و همکاران،1386).

شایان ذکر است که اعمال خشونت علیه زنان و پذیرش آن از سوی زنان نشات گرفته از الگوهای جامعه پذیری نقش های جنسیتی است که از گذشته تا به امروز استحکام بخش تبعیض جنسیتی در جوامع بوده است، نظریات گوناگون و شواهد تجربی (نظریه منابع در دسترس گود، 1989 و نظریه جامعه پذیری جنسیت، 2003) در این حوزه نشان می دهد که عوامل خطرساز به لحاظ یادگیری و جامعه پذیری جنسیتی در شکل گیری انواع و میزان خشونت علیه زنان نقش ایفا می کند (شفر، 1992).

راپوپورت اولین وظیفه بعد از ازدواج را جایگزینی نقش زناشویی با نقش قبلی می داند و این مشکل آفرین است که در روابط زناشویی طبق انتظارات فرهنگی مرد باید نقش رهبری را بر عهده داشته باشد (کجباف، نشاط دوست، خالویی،1384).

عقاید جنسیتی با ساخت های بیشماری پیوند دارد و ممکن است برای زندگی حال و آینده نوجوان پیامد جدی داشته باشد مثلا می توانند بر اعتماد به نفس، افسردگی، تصور از خود، اختلال خوردن، انجام اعمال ناملایم و، رفتارهای شدید انحرافی، رفتارهای جنسی و کلیشه های شغلی مبنی بر جنسیت تاثیر داشته باشد (کینیویی2008 به نقل از  خانی مجد، پور ابراهیم و فتح آبادی،1391). اگرچه تفاوتهایی بین زن و مرد مشاهده می شود اما آنها بیش از آنکه متفاوت باشند از لحاظ رفتاری و شخصیتی به هم شبیه هستند برای مثال بعضی زن ها به اندازه مردها پرخاشگر هستند و درجه پرخاشگری بعضی مردها مانند زنان کم است (ویتمن-مک دونالد،2006 به نقل از همان منبع).

مهمترین عاملی که زنان را از پیشرفت باز می دارد دیدگاه ها و ایستارهایی است که در بطن جامعه شکل گرفته اند ایستارهایی که بدون تغییر در آنها هرگونه تلاشی از سوی نهضت ها و جنبش های زنان بدون نتیجه خواهد ماند این ایستارها به صورت کلیشه هایی در جامعه رسوخ کرده و مانع بزرگی در تغییر وضعیت زنان می باشد (ادهمی و روغنیان،1389).

بدرفتاری روانی زیر بنای همه انواع بد رفتاری هاست بنابراین انواع خشونت جسمی، عاطفی و جنسی را می توان به منزله اشکال حاد اعمال سلطه و کنترل تلقی کرد (کمپ،1998 به نقل از نادری، حیدری، حسین زاده مالکی).

مفهوم کلانی که تبیینی عینی از دریافت و نگرش زنان نسبت به خودشان و مسایل مربوط به آنها به دست می دهد جامعه پذیری جنسیتی ست فرآیندی که در ضمن آن  زنان با الگوهای رفتاری، هنجارها و جهت گیری های فرهنگی  آشنا می شوند به تدریج نگرش ها و رفتار اجتماعی  مناسب را فرا می گیرند و برای زندگی آینده آماده می شوند (وردی نیا و همکاران 1389).

ویژگی های متفاوتی که هر جامعه بر اساس جنسیت از افراد آن انتظار دارد که دارای آن باشد محصولی از فرایند اجتماعی شدن جنسی ست که بر اساس آن مردان برای مردانگی و زنان برای زنانگی مطابق با تعریف های موجود در هر جامعه اجتماعی می شوند (اسکانزونی، 1988).

نگرش های به لحاظ اجتماعی پذیرفته شده  ازسوی جامعه زنان را به پذیرش، تحمل و  برخورد انفعالی نسبت به خشونت وا می دارد؛ آموزه های درونی شده ای که پرخاشگری مردان و فرمان برداری و سکوت زنان را مشروعیت می بخشد (وردی نیا و همکاران،1389).

جنس ناشی از طبیعت زیستی است اما انتساب ضعف و ناتوانی به آن یا برخورد خشونت آمیز نهادینه با این پدیده ناشی از فرهنگ است فرهنگ متضمن انتساب صفات نمادین به امور و اشیاء است و ابزارها و وسایل مورد نیاز زندگی را در متن مناسک و آداب و رسوم و باورها و نهادها و معارف  و زبان و نظایر آن حفظ می کند کودک این فرهنگ را از جهان اطراف می آموزد زیرا زبان و الگوهای رفتاری را به اتکای ضمانت های اجرایی شان درونی می سازد از طریق فرهنگ است که جامعه پایدار می ماند (وایت،1959 به نقل از محمدی اصل).

فیزیولوژی نیست که می تواند ارزش ها را بنیان نهد اصول زیست شناسی غا لبا همان ارزش هایی را در بر میگیردکه فرد به آنها می بخشد  اگر احترام یا ترسی که زن برمی انگیزد مانع از استفاده از خشونت در قبال او شود آن وقت برتری عضلانی نر منبع قدرت نخواهد بود اگر عرف آن گونه که در میان برخی قبایل سرخپوست دیده می شودبر آن جاری باشد که دختران برای خود شوهر انتخاب کنند حالت تهاجمی جنس نر دیگر هیچگونه  امتیازی برای او شناخته نمی شد (دوبوار، 1986).

افکار و ارزش ها و  کنش ها و عواطف همچون سیستم عصبی مان از فرهنگ نشات می  گیرد خشونت نقشی است که به ظرفیت آدمی در متن نظام اجتماعی واگذار می شود وضعیت نقش در جامعه همچون کلمه در متن است که بر حسب قالبی فرهنگی بر کنش موثر می افتد و انگیزش و هدف و تاثیر آن را معین می کند  مراحل انجام کنش همچون  ایفای نقش بر صحنه رفته رفته معنای تکمیلی می گیرد و کنشگران می توانند آن را در حین اجرا  یا بیان توصیف کنند (محمدی اصل، 1388).

وقتی کودکان با انگ های جنسیتی، اشیا و فعالیت ها را طبقه بندی می کنند از این برچسب ها به عنوان راهنمایی برای تمایلات و انتظاراتشان  از دیگران استفاده می کنند  مارتین و همکاران (1995) این فرآیند را این گونه توضیح می دهند که یک دختر این طور نتیجه گیری می کند که عروسک چیزی است که معمولا دختران آن را می پسندند من یک دختر هستم بنابراین احتمالا من بازی با عروسک را دوست خواهم داشت  در چنین مواقعی این گونه استدلال به راحتی آموخته شده و به طور خودکار بدان استناد می شود  این تعقل جنسیت محور که از سوی کودکان خردسال استفاده می شود بدین معنی ست که آنچه یک جنس می پسندد جنس دیگر نمی پسندد یا آنچه که فردی از یک جنس می پسندد سایر افراد آن جنس نیز آن را می پسندند کودکان با زمینه های مشابه ای که در معرض  پیام های فرهنگی یکسان قرار می گیرند تمایل به پذیرش محتوای آنچه را که از  ارتباطات جنسی دارند و از آن اطلاعات برای سازماندهی دنیای اجتماعی خود استفاده می کنند دارند (مارتین و همکاران، 1995).

به نظر می رسد کلیشه های جنسیتی بین کودکان 8-5 ساله بیشتر تثبیت شده باشد دوره ای که مک کوبی (1998) از آن به عنوان جنسیت گرایانه ترین دوره زندگی یاد می کند.

در تحقیق لوبن (1976) در میان شش مطلب کتابهای غیر درسی، حتی یک مادر شاغل پیدا نشد این بررسی  تمایز آشکار و انعطاف ناپذیری را در میان کارهای خانه (زنانه) و خارج از خانه (مردانه) نشان داد این مطالب دنیایی واقعی پر از زن و دختر را تصویر می کرد که مشغول کارهای خانگی بودند و به گفته ریم(1987) چنین مطالبی باورهایی در دختر و پسر ایجاد می شود که تقسیمات خشک را درست می پندارند و این کلیشه ها تحکیم و تایید می شوند.(لوبن، 1976 به نقل ازکرمانی فاروب1378).

در بین تمایزات موجود در جوامع انسانی، تمایزات جنسیتی، عینی ترین و گسترده ترین نوع تمایزات است این تمایزات اگرچه در بنیان های خود، تمایزی بیولوژیک است آن چه آن را امروز در کانون توجه بسیاری از مکاتب و نظریه هایی اجتماعی و فلسفی قرار داده است، معنای اجتماعی آن است. در کشور ما نیز در سال های جنگ به سبب وجود دشمن خارجی  مرد و زن همه دست بکار شده بودند و زنان اگر نگوییم حضوری فعال تر از مردان داشتند ولی  چیزی کمتر از آنها هم نبودند  و این علی رقم وجود فرهنگ مرد سالار بود جنگ باعث شده بود که زنان از لاک سنتی خویش بیرون بیایند و در سرنوشت خویش مشارکت جدی داشته باشند ولی با این حال در ادبیات داستانی کودکان آن سال ها مانند بچه های ایستگاه، زنان در سایه حوادث زندگی می کنند  و اگر گاهی صحبت از زنی به میان می آید یا در حال ناله و نفرین و غصه خوردن است مانند مادر قهرمان قصه احمد و یا زهرا، خواهر احمد که هیچ حضور فعالی در داستان ندارد در حالی که احمد تمام داستان را پر کرده (کرمانی فاروب، 1378).

از آنجا که سلامتی زناشویی  و روانی زنان و مردان نکته ای حائز اهمیت است چرا که بر روند خانواده تاثیر می گذارد و محققان راجع به ازدواج از این نکته مهم  که ازدواج جنسیتی بوده است غافل شده اند (برنارد، 1972).

 

منابع فارسی

امینی، محمد؛ امینی، یوسف؛حسینیان، سیمین؛1392 بررسی مقایسه ای عوامل موثر بر ساختار قدرت در بین خانواده های زنان شاغل و غیر شاغل مطالعات اجتماعی-روانشناختی زنان سال 11 شماره 2 تابستان 1392صص112-83.

اعزازی، شهلا1380 تحلیل ساختاری جنسیت نگرشی بر تحلیل جنسیتی در ایران تهران انتشارات دانشگاه شهید بهشتی

ادهمی،عبدالرضا؛ روغنیان، زهره 1388 بررسی تاثیر عقاید قالبی بر نابرابری جنسیتی در خانواده( مطالعه موردی زنان شاغل در آموزش پرورش شهر همدان) پژوهش نامه علوم اجتماعی سال سوم شماره4

امانی،فرزانه؛ خداپناهی، محمدکریم؛ حیدری،محمود1385 رابطه سبک اسناد با عوامل پنجگانه شخصیت نئودر تعامل با جنس مجله روانشناسی40 سال دهم شماره 4

احدی، حسن1372 بررسی اسنادهای علی در دانشجو-معلمان دختر و پسر مراکز تربیت معلم مجله روانشناسی و علوم تربیتی دانشگاه تهران دوره چهارم شماره7

احمدی خراسانی، نوشین(1384) زنان زیر سایه پدر خوانده ها چاپ ششم، تهران:توسعه.

آیزنک، مایکل، دبلیو، کین، مارک، تی.(1386). روانشناسی شناختی حافظه ترجمه حسین زارع.تهران: انتشارات آییژ

اتکینسون، ریتا ال. اتکینسون، ریچارد سی. بم داریل ج. و هوکسما سوزان نولن.(2000). زمینه روانشناسی هیلگارد. ترجمه محمد نقی براهنی و دیگران.1385. تهران. رشد.

بهزاد منش، مریم و جوادیان، سید رضا(1383). بررسی واکنش زنان در برابر خشونت شوهر. همایش ملی جایگاه و نقش زنان در جامعه ایران. دانشگاه آزاد اسلامی  واحد علوم و تحقیقات اهواز.

بدار، ل و دزیل، ژ و لامارش، ل1381 روانشناسی اجتماعی ترجمه حمزه گنجی تهران انتشارات ساوالان

بستان، حسین1385 بازنگری نظریه های نقش جنسیتی پژوهش زنان دوره 4 شماره1و2 بهار و تابستان1385صص31-5

بلالی میبدی،فاطمه؛ حسنی، مهدی؛1388 فراوانی خشونت علیه زنان توسط همسرانشان در شهر کرمان مجله روانپزشکی و روانشناسی بالینی سال پانزدهم شماره 3 پاییز1388صص307-300

باراش، سوزان شپیرو(1382) زن دوم، ترجمه منیژه شیخ جوادی تهران: پیکان.

سالاری فرد، محمد رضا1388 تبیین علل و زمینه های خشونت خانگی فصلنامه علمی-تخصص مطالعات اسلام و روانشناسی سال سوم شماره 4صص41-7

حسین زاده، علی حسین؛ممبنی، ایمان 1390 عوامل اجتماعی موثر بر باورپذیری کلیشه های جنسیتی در دو سپهر عمومی و خصوصی. فصلنامه جامعه شناسی مطالعات جوانان/سال دوم / شماره سوم / پاییز90 /صفحات84-67

پناغی، لیلا؛ دهقانی محسن عباسی مریم محمدی سمیه ملکی قیصر(1390) بررسی پایایی و روایی و ساختار عاملی مقیاس تجدید نظر شده تاکتیک های حل تعارض، فصلنامه خانواده پژوهی سال هفتم شماره 25 .

دیبایی، شیدا؛جان بزرگی، مسعود؛عارف نظر، مسعود1389 بررسی رابطه دو سوگرایی و کنترل هیجانی مادران با اضطراب فرزندان مبتلا به سرطان و نقش تعدیل کنندگی جنس. فصلنامه علمی-پژوهشی پژوهش در سلامت روان شناختی دوره سوم شماره اول

تاجیک زاده، فخری؛صادقی، راضیه1392 بررسی کنترل هیجانی پیش بین در پرخاشگری دانشجویان دختر. فصلنامه علمی-پژوهشی زن و جامعه شماره 4 زمستان 1392.

عسگری،  پرویز؛ حافظی، فریبا؛ جمشیدی ثریا(1387) رابطه سبک اسناد و ویژگی شخصیتی با رضایت از زندگی زناشویی در پرستاران زن شهر ایلام  پایان نامه کارشناسی ارشد دانشگاه آزاد اسلامی واحد اهواز.

علمی، محمود؛ الیاسی، سارا؛1388 عوامل موثر بر پذیرش کلیشه های جنسیتی(مطالعه موردی زنان شاغل همسردار در شهرستان سراب) جامعه شناسی سال اول شماره دوم صص75-53

علی اکبری دهکردی مهناز؛محتشمی، طیبه؛حسن زاده، پرستو؛(1391)بررسی خصوصیات روان سنجی مقیاس نقش جنسیتی بم فرم گوتاه با تاکید بر تحلیل عاملی در جمعیت ایرانی. شناخت اجتماعی سال اول.

عسگری، پرویز؛احتشام زاده، پروین؛ پیرزمان، سهیلا1389 رابطه پذیرش اجتماعی و نقش جنسیتی(آندروژنی) با بهزیستی روانشناختی در دانشجویان دختر فصلنامه علمی پژوهشی زن و فرهنگ سال دوم شماره پنجم پاییز 1389صص110-99

جان نژاد، محسن 1380 زبان و جنسیت پژوهشی زبان شناختی اجتماعی تفاوتهای زبانی میان گویشوران مرد و زن ایرانی در تعامل مکالمه ای رساله دکتری دانشگاه تهران

خانجانی، زینب؛فخرایی،نفیسه؛ بدری، رحیم؛1390 بررسی هیجان خواهی در افراد معتاد و عادی با توجه به جنسیت، تحقیقات علوم رفتاری دوره 9 شماره 4 .

خمسه، اکرم1386 بررسی نقش عوامل فرهنگی-اجتماعی بر طرحواره های نقش جنسیتی در دو گروه قومی از دانشجویان در ایران، مطالعات روانشناختی دوره سوم شماره 2 صص146-129.

خمسه، اکرم1385 بررسی ارتباط میان رفتار جنسی و طرحواره های نقش جنسیتی در دو گروه از دانشجویان متاهل: مقایسه رفتار جنسی زنان و مردان در خانواده فصلنامه خانواده پژوهشی سال دوم شماره 8

خمسه، اکرم1386 بررسی رابطه میزان افسردگی و طرحواره های نقش جنسیتی در دانشجویان متاهل: مقایسه زنان و مردان دانشجو. فصلنامه خانواده و پژوهش سال اول شماره 1 پاییز 1386

خجسته مهر،رضا؛ کوچکی، رحیم؛رجبی، غلام رضا 1391 نقش واسطه ای اسنادهای ارتباطی و راهبردهای حل تعارض غیر سازندهدر ارتباط بین سبک های دلبستگی و کیفیت زندگی زناشویی مجله روانشناسی معاصر صص14-3

رضاپور میرصالح،یاسر؛ریحانی کیوی، شهناز؛خباز، محمود؛ابوترابی کاشانی، پریسا؛1389 مقایسه رابطه بین مولفه های ابراز گری هیجان و خود پنداره در دانشجویان دختر و پسر فصلنامه روانشناسی کاربردی سال چهارم شماره1(13) صص40-51.

سرمد، زهره(1387) متغیرهای تعدیل کننده و واسطه ای: تمایزات مفهومی و راهبردی. پژوهش های روانشناختی،3 و 4، 81-63

شریفی،شادی1384 مقایسه میزان هموابستگی در زنان با نقش های جنسیتی گوناگون( زنانه، مردانه، دوجنسیتی، نامتمایز) پژوهش زنان دوره3 شماره1 بهار1384صص67-49

طباطبایی،محمود؛ معماریان، سپیده؛غیاثی، مهناز؛عطاری، عباس1392سبک های ابراز هیجان و باورهای فراشناختی بیماران مبتلا به اختلال افسردگی اساسی مجله تحقیقات علوم رفتاری

کمالی، افسانه 1383 زبان و نابرابری جنسیتی بر اساس کتاب فرادستی و فرودستی در زبان: نابرابری جنسی در ایران مریم پاک نهاد جبروتی 1381، زبان،سیاست و جامعه

کدیور،پروین1381 روانشناسی تربیتی چاپ دوم تهران انتشارات سمت.

کجباف، محمد باقر؛ نشاط دوست، حمید طاهر؛ خالویی، قاسم1384 ماهنامه علمی پژوهشی دانشگاه شاهد سال دوازدهم دوره جدید شماره 10

محمود علیلو، مجید؛ انصاریان، خلیل؛ اعتمادی نیا، مهین1387 مقایسه بیماران آسمی با افراد سالم از لحاظ تجربه هیجان های منفی، بازداری اجتماعیو تعامل آن با عامل جنسیت فصلنامه علمی-پژوهشی روانشناسی دانشگاه تبریز سال سوم شماره 10 تابستان 1387.

محمد زاده، علی؛ لامعی، سعیده؛ لامعی، وحیده1390 مقایسه سبک اسناد علی در گروهی از دانشجویان با صفات مرزی و گروه شاهد تحقیقات علوم رفتاری دوره 9 شماره4.

محمدی،فایزه؛ میرزایی،رحمت1391 بررسی عوامل اجتماعی موثر بر خشونت علیه زنان(مطالعه شهرستان روانسر) Journal of Iranian Social Studies, Vol. 5, No. 4, Winter 2011

منیر پور، نادر؛خوسفی، هلن؛قاضی طباطبایی،سید محمود؛یزدان دوست،رخساره؛عاطف وحید، محمدکاظم؛دلاور، علی1386 مدل های اسنادی افسردگی در نوجوانان با استفادهاز مدل معادلات ساختاری، تازه های علوم شناختی سال 9 شماره 3 1386صص62-52.

محمد خانی،پروانه؛آزادمهر،هدیه؛ 1387آسیب شناسی روانی و مشکلات شخصی ارتباطی زنان قربانی خشونت خانگی، فصلنامه علمی پژوهشی رفاه اجتماعی، سال 7 شماره27.

سپهوند، تورج. گیلانی، بیژن. زمانی، رضا. (1387). رابطه استرس ادراک شده و سلامت عمومی، با توجه به سبک های تبیین. مجله روانشناسی و علوم تربیتی. 38، 4.

حسین زاده مالکی(1388). رابطه بین دانش و نگرش جنسی، مولفه های عشق و رضایت زناشویی با همسرآزاری در کارکنان متاهل ادارات دولتی اهواز. پایان نامه کارشناسی ارشد روانشناسی. دانشگاه آزاد اسلامی اهواز

اعزازی، شهلا(1387) جامعه شناسی خانواده، با تاکید بر نقش، ساختار و کارکرد خانواده در دوران معاصر چاپ ششم انتشارات روشنگران و مطالعات زنان

عسگری،  پرویز؛ حافظی، فریبا؛ جمشیدی ثریا(1387) رابطه سبک اسناد و ویژگی شخصیتی با رضایت از زندگی زناشویی در پرستاران زن شهر ایلام  پایان نامه کارشناسی ارشد دانشگاه آزاد اسلامی واحد اهواز.

کار، مهر انگیز(1381)  پژوهشی درباره خشونت علیه زنان در ایران چاپ سوم انتشارات روشنگران و مطالعات زنان.

کرمانی فاروب، علیرضا1390 کلیشه های نابرابر جنسیتی در کتاب بچه های ایستگاه اثر حمید نوابی لواسانی پژوهشنامه ادبیات کودک و نوجوان شماره 23

کریمی، رامین.(1389)،مارتین سلیگمن نظریه درماندگی آموخته شده و روانشناسی مثبت نگر نشر دانژه

جهانبگلو، رامین(1384) ایران در جستجوی مدرنیته، تهران: مرکز

ربانی، رسول؛ جوادیان،  سید رضا 1386 بررسی رفتار زنان در برابر  خشونت شوهر. دانشور رفتار ماهنامه

پژوهشی دانشگاه شاهد سال چهارم شماره 25

صابریان، معصومه؛آتش نفس، الهه؛بهنام، بهناز1382 بررسی میزان شیوع خشونت خانگی در زنان مراجعه کننده به مراکز بهداشتی-درمانی شهرستان سمنان مجله علمی دانشگاه علوم پزشکی سمنان جلد6 شماره 2 1383

هام، گلی(1382) فرهنگ نظریه های فمنیستی، ترجمه : نوشین احمدی خراسانی و دیگران تهران :توسعه.

پناغی، لیلا؛ دهقانی محسن عباسی مریم محمدی سمیه ملکی قیصر(1390) بررسی پایایی و روایی ساختار

عاملی مقیاس تجدید نظر شده تاکتیک های حل تعارض، فصلنامه خانواده پژوهی سال هفتم شماره 25 .

علی اکبری دهکردی مهناز؛محتشمی، طیبه؛حسن زاده، پرستو؛(1391)بررسی خصوصیات روان سنجی مقیاس نقش جنسیتی بم فرم گوتاه با تاکید بر تحلیل عاملی در جمعیت ایرانی. شناخت اجتماعی سال اول.

محمد خانی،پروانه؛آزادمهر،هدیه؛ 1387آسیب شناسی روانی و مشکلات شخصی ارتباطی زنان قربانی خشونت خانگی، فصلنامه علمی پژوهشی رفاه اجتماعی، سال 7 شماره27

زیبایی نژاد ،1387بررسی پدیده خشونت علیه زنان.

زارع شاه آبادی، اکبر سلیمانی، زکیه1389 تبیین تصورات قالبی جنسیتی از نظر دانشجویان دانشگاه یزد فصلنامه علمی-پژوهشی رفاه اجتماعی سال یازدهم شماره 41

مجله تا قانون خانواده برابر، حساسیت جنسی،ویرایش نخست پاییز 1390.

محمد خانی، پروانه؛ آزادمهر، هدیه؛ متقی، شکوفه 1388 رابطه خشونت جنسی و نگرش های زناشویی و همراهی انواع خشونت در روابط زناشویی، مجله روانپزشکی و روانشناسی بالینی ایران، سال شانزدهم،شماره3 ص 195-202

نجاریان، بهمن و خدارحیمی، سیامک(1377). دوگانگی جنسی(آندروژنی) فصلنامه تازه های روان در مانی. سال سوم. شماره9 و 10،ص-3044.

نوری،ابوالقاسم؛ مکارمی،آذر؛ ابراهیمی،مینو؛1379 مقایسه سبک اسنادی نوجوانان پرورشگاهی و غیر پرورشگاهی شهرستان شیراز مجله  دانش و پژوهش دانشگاه آزاد اسلامی واحد خوراسگان(اصفهان) شماره4صص16-1

نریمانی، محمد؛ طالبی جویباری، مسعود؛ ابوالقاسمی، عباس1392 مقایسه سبک اسناد و تاب آوری در دانش آموزان آسیب دیده و عادی. فصلنامه افراد استثنایی، سال سوم، شماره 10

نادری، فرح؛حیدری، علیرضا؛ حسین زاده مالکی، زینب رابطه بین دانش و نگرش جنسی، مولفه های عشق و رضایت زناشویی با همسرآزاری در کارکنان متاهل ادارات دولتی شهر اهواز، زن و فرهنگ

واصفی، صبا؛ذوالفقاری، حسن(1388) خشونت خانگی علیه زنان در آثار محمود دولت آبادی. پژوهش زنان،دوره 7، شماره1،ص86-67

یوسفی، بهرام؛ شیخ، محمود(1381) بررسی و مقایسه اثر سه برنامه هدف چینی بازآموزی اسنادی و ترکیبی بر میزان عزت نفس احساس خودسودمندی سبک اسنادی و انگیزه توفیق گرایی دانش آموزان پسر مقاطع راهنمایی شهر کرمانشاه، حرکت شماره 13 ص 43-31.

کرملو، س، مظاهری، ع، و متقی پور، ی.(1388). اثربخشی برنامه آموزش روانشناختی خانواده بر ابراز هیجان در خانواده های بیماران مبتلا به اختلالات شدید روانپزشکی. فصلنامه خانواده پژوهی، 5(1)،ص 16-5

دوبوار، سیمون،1949، جنس دوم ترجمه قاسم صنعوی جلد اول نشر توس 1380

محمدی اصل،1388 جنسیت و خشونت نشر گل آذین1388.

میرزایی،بهشته 1388 رابطه سبک های ابراز هیجان و سلامت عمومی محله اندیشه و رفتار دوره چهارم شماره15.

رضاپور میرصالح، یاسر؛ ریحانی کیوی، شهناز؛خباز محمود ابوترابی کاشانی، پریسا1389 مقایسه رابطه بینمولفه های ابرازگری هیجانی و خودپنداره در دنشجویان دختر و پسر فصلنامه روانشناسی کاربردی سال چهارم شماره1(13)بهار 1389،صص51-40

حسین زاده تقوایی،مرجان؛لطفی کاشانی فرح، نوابی نژاد شکوه،نورانی پور رحمت اله(1388)اثربخشی درمان متمرکز بر هیجان در تغییرسک دلبستگی همسران اندیشه و رفتار شماره 14 زمستان1388.

حسنی رنجبر، احمد؛ نجفی عرب، ملاحت 1391 زبان و جنسیت در رمان شوهر آهو خانم

خانی مجد، پور ابراهیم، فتح آبادی1391 بررسی رابطه باورهای جنسیتی و عملکرد خانواده در دانشجویان کرد و فارس فصلنامه خانواده پژوهی سال هشتم شماره 32

زارع، مهدی شفیع آبادی عبداله1386 مقایسه اثربخشی مشاوره گروهی عقلانی-عاطفی، رفتاری و روش مشاوره روان نمایشگری در افزایش سلامت عمومی و ابرازگری هیجانی مراجعان زن مجله علمی و پژوهشی  مطالعات زنان سال اول شماره دوم.

زارع، زهرا1385زنانگی و مردانگی ساختاری کلیشه ای نشریه مددکاری اجتماعی دوره 5 شماره 3

وردی نیا، علی؛ریاحی،محمد اسماعیل؛ اسفندیاری فاطمه1389 تبیین نگرش دانشجویان دختر نسبت به خشونت علیه زنان : آزمون تجربی دیدگاه های یادگیری اجتماعی،مسائل اجتماعی ایران  سال اول شماره 1 تابستان 1389.

یزد خواستی، بهجت؛ شیری، حامد1387 ارزش های پدرسالاری و خشونت علیه زنان. مطالعات زنان سال 6 شماره 3

Goleman, D. (1995). Emotional Intelligence. New York: Bantam books

Ghafar Samar, Reza & Alibakhshi, Goodarz (٢٠٠٧). The Gender

Linked Differences in the Use of Linguistic Strategies in Face-to-face communication

King, L. A., & Emmons, R. A. (1990). Conflict over emotional expression: Psychological and physical correlates. Journal of Personality and Social Psychology, 58, 864-877.

Lazarus, R. S. (1986). Commentary on LeDoux. Integrative Psychiatry, 4, 245-247.

Usefi F. (2007). Relationship between cognition emotion regulation and anxiety in giftedness students. J Res Except Child, 6:871-92. (Persian)

Jessic, Bernard. (1972). The future of marriage. NewYork, bantam books.

Christina Dalla1, Carol Edgecomb1, Abigail S Whetstone1 and Tracey J Shors. Females do not Express Learned Helplessness like Males do. Neuropsychopharmacology (2007), 1–11.

Hochschild, A. (1989). The second shift working parents and revelution at home. New York. Viking penguin.

Jackman, M. (1994). The velvet glove; Paternalism and Conflict.

Lynn, M.  Eisenbud, L. Hilary, R. (1995). Childrens gender based reasoning about toys. Child Development. 66, 1453-1471.

Nemati, Azadeh & Bayer, Jennifer marie (٢٠٠٧). Gender Differences in the Use of Linguistic Forms in the Speech of Men and Women: AComparative Study of Persian and English.

Waite, L, J. Gallaghher, M. (2000) The case for marriage. New York, doubleday.

Baron, R. and Byrne, D. (1984). Social psychology: Understanding human interaction, 7th. ed. Newton

Dutton, M. A., Burghardt, K. J., Perrin, S. G., Chrestman, K. R., & Halle, P. M. (2005). Battered women’s cognitive schemata. Journal of Traumatic Stress, 7, 235-255.

Doss, B. D., Jones, J. T., & Christensen, A. (2002). Integrative behavioral couple therapy. In: F. W. kaslow & J. Lebow (Eds.), comprehensive handbook of Psychotherapy, 7, 1-10.

Doherthy, W. (1983). Impact of divorce on locus of control orientation in  adult women: A longitudinal study. Journal of personality and social psychology, No 44, pp. 834-840

Wallach, H. S., & Sela, T. (2008). The importance of male batters’ attributions in understanding and preventing domestic violence. Journal of Family Violence, 23, 655-660.

Malinchoc, M. Colligan. R. C. & Offord, K. P. (1996). Assessing Explanatory Style in Teenagers: Adolescenct Norms for the Mmpi Optimism-Pessimism Scale. Journal of Clinical Psychology 52(3),285-295.

 

Kendler KS, Thornton LM, Prescott CA (2001b). Gender differences

in the rates of exposure to stressful life events and sensitivity to their depressogenic effects. Am J Psychiatry 158: 587–593.-

Greenberger, E. & Mclaughlin, C . S. (1998). Attachment, Coping, and Explanatory Style in Adolescence. Journal of Youth and Adolescence, 27 (2), 121-139.

Jaffe,D. H. , Eisenbach, Z. Neumark, Y . D& Manor, O,(2006). Effects of  Husbands and Wives Education on  each others Mortality. Social Science and medicine, 62(8. PP)-

Gibbons,Y.L.,Hamby,B.A.,&Dennis,W.D.(1997).Researching  gender  role ideologies internationally  and corss-culturally.Psychology of Women Quatterly,21.151-170

Sugarman, D. B. & Hotaling, G. T. (1989), “Dating Violence: Prevalence, Context and Risk Markers”, In M. A. Pirog – Good & J. E. Stets. (Eds.),Violence in Dating Relationship: Emerging Social Issues, New York,

McGibbon A, Cooper L, Kelly L. Kelly  L . What spport?  Hammersmith and fulham council community police committee domestic  violence project. London: polytechnic of north London,1989.

Stanko E, Crisp D,  Hale C, et al. Counting  the costs:  estimating the  impact of domestic   violence in the  London Borough of Hackney. London: The children s society and hackney safer cities, 1997.

whitley, Bernard E ; et al (1981). Sex . Role, self- concept and Attributional style. Meed western psychological Association.

Wells, T. L. (2005). Emotion and culture in a collaborative learning environment for engineers. Doctoral Dissertation of Philosophy, University of Texas, Austin.

Mauss, I. B., & Butler E. A., Roberts N. A., & Chu, A. (2010). Emotion control values and responding to an anger provocation in Asian-American and European-American Individuals. Cognition and Emotion, 24(6), 1026-1063.

White, L. A (1959). The Evolution of Culture New York:McGraw Hill WHO(word health organization). (2000). Fact sheet 241:fermale Genital Mutilation available at http : // www. Who. Int / mediacentre factsheets Fs 241./en Accessed june  10,2006

پیوست ها

پرسشنامه ابرازگري هيجاني

هر يك از عبارتهاي زير را بخوانيد و با انتخاب يكي از گزينه‎ها مشخص كنيد كه با هر يك از آنها تا چه حدي موافق يا مخالفيد.

كاملاً مخالف تا حدودي مخالف نه مخالف نه موافق تا حدودي موافق كاملاً موافق
1- تماشا كردن تلويزيون يا خواندن يك كتاب، مي‎تواند مرا با صداي بلند بخنداند.
2 – وقتي كه تنها هستم، مي‎توانم با به يادآوري برخي خاطرات گذشته خودم را بخندانم.
3 – اغلب آنقدر شديد مي‎خندم كه از چشمهايم اشك در مي‎آيد يا پهلوهايم درد مي‎گيرد.
4 – من زياد مي‎خندم.
5 – من با در آغوش گرفتن يا لمس كردن يك شخص نشان مي‎دهم كه او را دوست دارم.
6 – اغلب دوستانم را در طي گفتگو لمس مي‎كنم.
7 – من آرام و آهسته مي‎خندم.
8 – هر وقت كسي براي من كار خوبي انجام مي‎دهد، خجالت مي‎كشم و در ابراز قدرداني مشكل دارم.
9 – اگر دوستي با دادن يك هديه مرا غافلگير كند، نمي‎دانم چگونه واكنش نشان دهم.
10 – من اغلب به ديگران مي‎گويم كه آنها را دوست دارم.
11 – وقتي افرادي را واقعاً دوست دارم، آنها اين را مي‎فهمند.
12 – وقتي كاري را اشتباه انجام داده‎ام، معذرت‎خواهي مي‎كنم.
13 – وقتي خشمگينم، معمولاً اطرافيانم متوجه مي‎شوند.
14 – ديگران از حالات چهره‎ام، مي‎توانند احساسم را بفهمند.
15 – هميشه وقتي كه كارها آنطور كه دوست دارم پيش نمي‎روند، نااميدي‎ام را ابراز مي‎كنم.
16 – اگر فردي مرا در يك محل عمومي خشمگين كند، داد و بيداد راه مي‎اندازم.

پرسشنامه كنترل هيجاني

لطفاً‌ احساستان را راجع به هر كدام از عبارات زير مشخص كنيد. اگر شما احساس مي‎كنيد كه يك عبارت كاملاً نه درست است و نه غلط، گزينه‎اي را انتخاب كنيد كه تمايل بيشتري به آن داريد و اگر تا كنون شما در موقعيت توصيف شده قرار نگرفته‎ايد، لطفاً بگوييد اگر در چنين موقعيتي قرار بگيريد چه احساسي خواهيد داشت؟

درست   غلط
1 – وقتي كسي مرا ناراحت مي‎كند، سعي مي‎كنم كه احساساتم را مخفي كنم.
2 – اگر كسي مرا هل بدهد، من نيز او را هل مي‎دهم.
3 – چيزهايي كه مرا ناراحت يا عصباني كند، تا مدتها پس از آن به خاطر مي‎آورم.
4 – بندرت احساس زودرنجي مي‎كنم.
5 – اغلب در عبور از خيابان ريسك مي‎كنم.
6 – تشخيص اينكه من در برخي امور هيجان زده هستم يا نه براي ديگران دشوار است.
7 – اغلب چيزهايي را مي‎گويم يا كارهايي را انجام مي‎دهم، كه بعداً پشيمان مي‎شوم.
8 – آرام كردن افرادي كه ناراحتند براي من مشكل است.
9 – معمولاً‌ كينه‎اي به دل نمي‎گيرم وقتي چيزي گذشت، گذشته است و ديگر در مورد آن فكر نمي‎كنم.
10 – هيچ كس از پس من بر نمي‎آيد، حق همه را كف دستشان مي‎گذارم (جواب همه را مي‎دهم).
11 – وقتي چيزي مرا ناراحت كند، به جاي آنكه آن را سركوب كنم، ترجيح مي‎دهم در مورد آن با كسي صحبت كنم.
12 – در چندين جر و بحث يا زد و خورد شركت داشته‎ام.
13 – حتي از فكر كردن راجع به اموري كه مرا در گذشته ناراحت كرده است، عصباني مي‎شوم.
14 – به آساني آشفته نمي‎شوم.
15 – اگر در يك مغازه يا رستوران، به من سرويس بدي ارائه دهند، معمولاً‌ جنجال به پا نمي‎كنم.
16 – اگر در حضور ديگران خبر بدي را دريافت نمايم، معمولاً‌ سعي مي‎كنم كه احساسم را مخفي كنم.
17 – غالباً فكرم را راجع به چيزها تغيير مي‎دهم.
18 – اگر ماشيني در حال عبور به من آب بپاشد، سر راننده داد مي‎كشم.
19 – اگر كسي به من ضربه بزند، من نيز متقابلاً ضربه مي‎زنم.
20 – بندرت احساسم را در مورد چيزها نشان مي‎دهم.
21 – اغلب چيزهايي را مي‎گويم، بدون اينكه فكر كنم ممكن است ديگران را ناراحت كنم.
22 – اغلب حس مي‎كنم در مورد چيزهايي كه مرا عصباني كرده‎اند، خيلي زياد فكر مي‎كنم.
23 – اگر خوشحالي غافلگيركننده‎اي داشته باشم، بلافاصله خوشحالي‎ام را نشان مي‎دهم.
24 – اغلب تمايل دارم كه به ديگران نيش و كنايه بزنم.
25 – اگر ناراحت يا عصباني شوم، معمولاً احساسم را بيان مي‎كنم.
درست غلط
26 – اگر كسي چيز اهانت‎آميزي به من بگويد، من هم به او چنين چيزي مي‎گويم.
27 – اگر كسي بخواهد در يك صف، خارج از نوبت، جلوتر از من قرار بگيرد، معمولاً آن را ناديده مي‎گيرم.
28 – معمولاً مي‎توانم به سرعت از سر برخي امور بگذرم و پس از يك مجادله دوباره دوستانه عمل كنم.
29 – علايق من به سرعت تغيير مي‎كنند.
30 – من از ابراز احساساتم خجالت‎زده نمي‎شوم.
31 – اگر حادثه‎اي را ببينم يا بشنوم، وقوع حوادث مشابهي را براي خود يا نزديكانم تصور مي‎كنم.
32 – در مورد راههاي انتقام گرفتن از كساني كه مرا عصباني كرده‎اند، تا مدتها بعد از وقوع آن رويداد، فكر مي‎كنم.
33 – ترجيح مي‎دهم كه يك موضوع را تصديق كنم تا اينكه راجع به آن بحث كنم.
34 – هرگز افرادي را كه مرا ناراحت يا عصباني كرده‎اند، فراموش نمي‎كنم،حتي در مورد چيزهاي كوچك.
35 – به ندرت كاري مي‎كنم كه موجب رنجش يا شرمندگي ديگران شود.
36 – به سرعت از كوره در مي‎روم.
37 – فكر مي‎كنم ديگران احساساتشان را خيلي راحت نشان مي‎دهند.
38 – براي من سخت است كه افكار مربوط به چيزهايي كه مرا در گذشته ناراحت كرده‎اند، را از ذهنم خارج كنم.
39 – اكثراً‌ هر كاري كه انجام مي‎دهم، دقيقاً سنجيده است.
40 – فكر مي‎كنم هرگز نتوانم در مقابل اهانت ديگران بدون واكنش باشم.
41 – اغلب راجع به شرايطي خيالبافي مي‎كنم كه در آن بتوانم از ديگران انتقام بگيرم.
42 – تصور مي‎كنم كه سفرهاي طولاني خسته كننده است، فقط مي‎خواهم كه هر چه سريعتر به مقصد برسم.
43 – ابراز احساساتم منجر به احساس اضطراب و آسيب‎پذيري زياد در من مي‎شود.
44- اگر دوستی چیزی از من امانت بگیرد و سپس آن را کثیف یا آسیب دیده باز گرداند، من معمولاً سکوت می کنم.
45– نمي‎توانم براي چيزي منتظر بمانم.
46– اگر چيزي ببينم كه مرا مضطرب كند يا بترساند، تصوير آن تا مدتها پس از آن در ذهنم باقي مي‎ماند.
47– من از گير كردن پشت سر يك راننده كند، متنفرم.
48– اگر كسي به من توهين كند، سعي مي‎كنم كه تا حد ممكن ساكت بمانم.
49– به نظر مي‎رسد فكر كردن راجع به چيزهاي ناراحت كننده، آنها را زنده مي‎كند، بنابراين سعي مي‎كنم كه آنها را از ذهنم خارج كنم.
50– معمولاً سعي مي‎كنم ظاهرم آرام باشد اگر چه ممكن است درونم، ناآرام باشد.
51– اگر من در كاري شكست بخورم به سرعت بر آن غلبه مي‎كنم.
52– نمي‎توانم از ابراز احساساتم جلوگيري كنم، حتي وقتي كه شايسته نباشد كه احساسم را بروز دهم.
53– اگر قرار باشد با كسي روبرو شوم سعي نمي‎كنم از قبل در مورد آن خيلي زياد فكر كنم.
54– به جاي اينكه فقط منتظر بمانم كه چگونه امور به نتيجه مي‎رسند، من به برنامه‎ريزي قبلي علاقمند هستم.
55– گاهي طوري برخورد مي‎كنم كه همراهانم را شرمنده مي‎كنم.
56– گاهي درست نمي‎توانم احساساتم را كنترل كنم.

 

پرسشنامه دوسوگرايي در ابرازگري هيجاني

 

هر يك از عبارتهاي زير را بخوانيد و به هر عبارت با توجه به معناي كلي آن پاسخ دهيد، بنابراين اگر يك عبارت از دو مطلب تشكيل شده است، وقتي گزينه‎هاي «غالباً» يا «هميشه» را انتخاب كنيد كه هر دو مطلب در مورد شما صادق است.

هرگز بندرت گاهي غالباً هميشه
1 – اغلب حس مي‎كنم كه قادر نيستم به ديگران بگويم كه آنها واقعاً‌ چقدر براي من ارزش دارند.
2 – مي‎خواهم وقتي كسي را دوست دارم به او بگويم، اما پيدا كردن كلمات مناسب برايم دشوار است.
3 – اغلب دوست دارم احساسم را به ديگران نشان دهم، ولي انگار چيزي مانعم مي‎شود.
هرگز بندرت گاهي غالباً هميشه
14- سعي مي‎كنم كه همواره لبخندي به لب داشته باشم براي اينكه خودم را شادتر از آنچه كه واقعاً هستم به ديگران نشان بدهم.
8 7 6 5 4 3 2 1
1.او دست مرا پیچاند یا موهایم را کشید
2.همسرم مرا زیر مشت و لگد گرفت
3.او مرا محکم به دیوار کوبید
4.او مرا هل داد یا انداخت
5.عمدا و از روی قصد مرا سوزاند یا روی من آب جوش پاشید
6.همسرم با من گلاویز شد
7.به طرف من شیی پرتاب کرد که می توانست به من صدمه بزند
8.همسرم مرا با لگد زد
9.همسرم به من مشت زد یا کتک زد
10.او گلوی مرا تا سرحد خفگی فشار داد
11.او به من اطمینان داد که مشکل قابل حل است
12.او حتی در صورت وجود دعوا باز هم مراقب من بود
13.او در مورد دلایل اختلاف نظرش به من توضیح داد
14.او به من پیشنهاد آشتی داد
15.با پیشنهادی که برای حل اختلاف نظرمان دادم موافقت کرد
16.او به احساسات من احترام می گذارد
17.او کارهایی انجام می دهد که من با آن مخالف هستم
18.او بر سر من داد و فریاد می زند
19.او وسایل مرا خراب می کند
20.او مرا چاق یا زشت صدا کرد
21.او به من فحش یا ناسزا گفت
22.همسرم مرا از اتاق یا خانه بیرون کرد
23.او مرا تهدید به کتک یا پرتاب شیء به طرفم کرد
24.او مرا متهم به خیانت در زندگی زناشویی کرد
25.او برغلیه من چاقو یا اسلحه استفاده کرد
26.همسرم به صورت من سیلی زد

برای هر یک گزینه ها بر حسب فراوانی مورد نظر شماره های 1 تا 6 را انتخاب کنید و شماره 7 را در صورتی که رفتار مورد نظر قبلا رخ می داده و در حال حاضر نه و شماره 8 را برای نشان دادن اینکه این رفتار هرگز بین شما و شریک زندگی یا نامزدتان رخ نداده انتخاب کنید با تشکر

 

 

 

 

 

درست تقریبا درست نمی دانم تقریبا غلط         غلط           موارد
 پای بند به عقاید و باورهای خود
باعاطفه
باوجدان و وظیفه شناس
مستقل
دلسوز
دمدمی مزاج
باجرات
توجه به نیازهای دیگران
قابل اعتماد
شخصیت باثبات و قوی
فهمیده
حسود
شخصیت نافذ
غمخوار
راستگو
دارای قابلیت رهبری
مشتاق به تسکین احساسات جریحه دار شده دیگران
رازدار
تمایل به ریسک
گرم وصمیمی
سازگار
سلطه گر
خوش قلب و باملاحظه
مغرور و خودپسند
گرایش به موضع گیری قاطع
علاقه مند به فرزند
مردم دار
پرخاشگر
ملایم
قراردادی و پایبند به سنت

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

ASQ

 

سن :                                          ميزان تحصيلات :                                     شغل :

ميزان تحصيلات مادر :                  ميزان تحصيلات پدر :                               جنسيت :

لطفا خودتان را در موقعيتهايي كه در ذيل مي آيند مجسم كنيد . با فرض اينكه اين موقعيتها براي شما اتفاق افتاده باشد ، علت آنرا چه مي دانيد ؟ هر حادثه ممكن است علل زيادي داشته باشد ، از شما مي خواهيم فقط يك علت عمده را انتخاب كنيد و سپس به چند سئوال پاسخ دهيد .

به طور خلاصه از شما مي خواهيم :

الف ) هر موقعيت را خوب بخوانيد و تصور كنيد براي شما اتفاق افتاده .

ب ) با فرض اينكه اين حادثه براي شما اتفاق افتاده باشد علت عمده آنرا چه مي دانيد .

ج ) به سئوالات مربوط به علت با كشيدن دايره روي يكي از اعداد پاسخ دهيد.

د ) به موقعيت بعدي برويد.

موقعيتها

  • شما دوستي را ملاقات مي كنيد از ظاهر شما تعريف و تمجيد مي كند .

الف) يك علت عمده را بنويسيد ؟

ب) آيا علت تمجيد دوست شما چيزي مربوط به شماست يا مربوط به افراد يا شرايط ديگر؟

ج) آيا درآينده هنگامي كه با دوستان هستيد اين علت دوباره وجود خواهد داشت؟

د) آيا علت فقط چيزي است كه بر ارتباط با دوستان تاثير مي گذارد يا بر ساير جنبه هاي زندگيتان نيزمؤثراست

  • شما براي مدتي در جستجوي شغلي بوده ايد ولي توفيقي نيافته ايد .

الف) يك علت عمده را بنويسيد

ب) آيا علت عمده موفقيت شما چيزي مربوط به شماست يا افراد و شرايط ديگر؟

ج)آايا در آينده هنگامي كه شغلي را جستجو مي كنيد اين علت دوباره وجود خواهد داشت ؟

د) آيا علت چيزي است ، كه فقط بر جستجوي شغل تاثير مي گذارد يا بر ساير جنبه هاي زندگي تان نيز مؤثر واقع مي شود ؟

  • شما ثرتمند مي شويد.

الف) يك علت عمده را بنويسيد

ب ) آيا علت ثروتمند شدن شما چيزي مربوط به شماست يا افراد و شرايط ديگر ؟

ج) آيا اين علت دوباره در وضع مالي شما در آينده وجود خواهد داشت ؟

د) آيا علت چيزي است كه فقط در بدست آوردن پول تاثير مي گذارد يا بر ساير جنبه هاي زندگيتان نيز مؤثر واقع مي شود ؟

4-دوستي كه نياز به كمك دارد به شما مراجعه مي كند و شما تلاش نمي كنيد به او كمك كنيد .

الف) يك علت عمده را بنويسيد

ب) آيا علت كمك نكردن شما به دوستتان چيزي مربوط به شماست يا مربوط به افراد يا شرايط ديگر ؟

ج) آيا در آينده هنگامي كه دوستتان با مشكلي نزد شما بيايد اين علت دوباره وجود خواهد داشت ؟

د) آِيا علت فقط هنگامي تاثير مي گذارد كه دوستي با مشكلي نزد شما بيايد ، يا بر ساير جنبه هاي زندگيتان نيز مؤثر واقع ميشود؟

  • شما براي يك گروه سخنراني مهمي ايراد مي كنيد و شنوندگان واكنش منفي نشان مي دهند .

الف)يك علت عمده را بنويسيد ؟

ب) آيا علت واكنش منفي شنوندگان چيزي مربوط به شماست يا مربوط به افراد و شرايط ديگر ؟

ج) آيا در آينده هنگامي كه قصد سخنراني داريد ، اين علت دوباره وجود خواهد داشت ؟

د)آيا علت چيزي است كه فقط براي ارائه سخنراني تاثير مي گذارد يا بر ساير جنبه هاي زندگي نیز موثر واقع می شود؟

6-شما پروژه اي را به اجرا در مي آوريد و با تحسين زياد ي روبرو مي شويد.

الف) يك علت عمده را بنويسيد ؟

ب ) آيا علت مورد تحسين واقع شدن شما چيزي مربوط به شماست يا مربوط به افراد يا شرايط ديگر ؟

ج) آيا در آينده هنگامي كه پروژه اي را به اجرا در مي آوريد دوباره اين علت وجود خواهد داشت؟

د) آيا علت فقط چيزي است كه بر انجام دادن پروژه ها تاثير ميگذارد ، يا بر ساير جنبه هاي زندگيتان نيز

موثر واقع ميشود ؟

  • شما يكي از دوستانتان را ملاقات مي كنيد كه نسبت به شما رفتار خصمانه اي دارد .

الف ) يك علت عمده را بنويسيد ؟

ب) آيا علت رفتار خصمانه دوست شما ، چيزي مربوط به شماست يا مربوط به افراد و شرايط ديگر ؟

ج) آيا در آينده هنگام ارتباط با دوستان دوباره اين علت وجود خواهد داشت ؟

د) آيا علت چيزي است كه فقط بر ارتباط با دوستان اثر ميگذارد يا بر ساير جنبه هاي زندگيتان نيز مؤثر واقع مي شود ؟

 

  • شما قادر نيستيد تمام كاري را كه ديگران از شما انتظار دارند ، به انجام رسانيد.

الف) يك علت عمده را بنويسيد ؟

ب) آيا علت به انجام نرسيدن كار شما ، چيزي مربوط به شماست يا مربوط به افراد يا شرايط ديگر ؟

ج) آيا در آينده هنگام انجام كاري كه ديگران از شما انتظار دارند دوباره اين علت وجود خواهدداشت؟

د) آيا  علت ،  چيزي است كه فقط بر انجام دادن كاري كه ديگران از شما انتظار دارند تاثير ميگذارد يا بر تمام جنبه هاي زندگيتان نيز مؤثر واقع مي شود ؟

  • شما خواستار موقعيتي هستيد كه به آن علاه زيادي داريد (مثلا پذيرش در دانشگاه يا شغل مهم ) و آنرا بدست مي آوريد.

الف ) يك علت عمده را بنويسيد ؟

ب) آيا علت بدست آوردن اين موقعيت ، چيزي مربوط به شماست يا مربوط به افراد و شرايط ديگر ؟

ج) آيا در آينده هنگامي كه شما موقعيتي را خواستار مي شويد دوباره اين علت وجود خواهد داشت ؟

د) آيا علت چيزي است كه فقط بر خواستار شدن يك موقعيت تاثير ميگذارد يا بر ساير جنبه هاي زندگيتان نيز مؤثر واقع مي شود ؟

  • شما براي قرار ملاقات بيرون مي رويد و به شما بد مي گذرد .

الف) يك علت عمده را بنويسيد ؟

ب) آيا علت بد گذشتن آن روز چيزي مربوط به شماست يا مربوط به  افراد و شرايط ديگر ؟

ج) آيا در آينده هنگامي كه قرار ملاقات مي گذاريد دوباره اين علت وجود خواهد داشت ؟

د) آيا علت چيزي است كه فقط بر قرار ملاقات گذاشتن ، تاثير ميگذارد يا بر ساير جنبه هاي زندگيتان نيز مؤثر واقع مي شود ؟

  • شما به مقام بالايي مي رسيد .

الف) يك علت عمده را بنويسيد ؟

ب) آيا علت رسيدن به مقام بالا چيزي مربوط به شماست يا افراد و شرايط ديگر ؟

ج) آيا اين علت در آينده كاري شما دوباره وجود خواهد داشت ؟

د) آيا علت ، چيزي است كه فقط بر ارتقاي مقام تاثير ميگذارد يا بر ساير جنبه هاي زندگيتان نيز مؤثر است ؟

  • همسر يا دوست شما رفتار محبت آميزي به شما نشان مي دهد .

الف) يك علت عمده را بنويسد ؟

ب) آيا رفتار محبت آميز دوست يا همسر شما چيزي مربوط به شماست يا افراد يا شرايط ديگر ؟

ج) آيا در روابط آينده با دوست يا همسرتان دوباره اين علت وجود خواهد داشت؟

د) آِيا علت ، چيزي است كه فقط بر نحوه برخورد با همسر يا دوستتان با شما تاثير ميگذارد يا بر ساير جنبه هاي زندگيتان نيز مؤثر است ؟

Abstract

Aim of this study was exploring realation between style of emotional expression and style of attribution control in domestic violences against wemen with the role of gender stereotypes. The population consisted of all of the wemen referred to forensics of Alborz state in karaj city in spiring of 2014 that their compalent was beaten  by husband. 100 person of this population were selected. They answered these questionnaires: King and Emmons emotion expression Questionnaire (1990), Bems gender stereotypes (1989), emotion controle Questionnaire (Rajer and Nesho, 1987), Peterson, Abramson and Seligman style of attribution questionnaires,  King and Emons ambivalence over emotional expressiveness (1990) and conflict tactics scale Straus (1981). The design of the study was correlation and data analysis was done through hierarchical regression. The results showed that acceptance of domestic violence has significant direct relationship with emotion control, negative attribution style and feminine stereotype and significant inverse relationship with negative emotion express, masculine stereotype and neutral stereotype.  It seems that whatever person to be more positive and optimistic attribution style will have more Interrupt courage, activity, socially, positive emotions, and pleasing. And inversely, whatever because of following the feminine stereotypes and the protection of women’s roles, person attribution style is pessimistic and negative, so She will suffered from despair and anxiety. Therefore wemen with negative style of attribution will have low on assertiveness. And will deprived from social support . Because they blame themselves for negative events and are severely negative self attributed. And this would involve the cycle of domestic violence and lack of support by the community and family.

Key words: domestic violences, style of emotional expression, style of attribution control, gender stereotypes.

 

دیدگاهها

هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.

اولین نفری باشید که دیدگاهی را ارسال می کنید برای “بررسی رابطه سبک های ابراز هیجان و سبک اسناد کنترل در خشونت¬های خانگی علیه زنان: نقش کلیشه های جنسیتی”

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

2 + 7 =