new5

بررسی رابطه میان هوش معنوی و خودکنترلی دانشجویان پیام نور واحد بهشهر

49.000تومان

توضیحات

دانلود و مشاهده قسمتی از متن کامل پایان نامه :

 

دانشگاه پیام نور

مرکز آموزشی تهران جنوب

پایان نامه

برای دریافت مدرک کارشناسی ارشد

رشته: علوم تربیتی

گروه :برنامه ریزی درسی

عنوان پایان نامه:

بررسی رابطه میان هوش معنوی و خودکنترلی

دانشجویان پیام نور واحد بهشهر

 

استاد راهنما : دکتراسد الله عباسی

استاد مشاور:دکتر طیبه صفایی

دانشجو: …………………..

06/1393

چکیده :

خودکنترلی، مراقبتی درونی است که بر اساس آن،بی آنکه نظارت یا کنترل خارجی در بین باشد،وظایف محول شده انجام و رفتارهاي ناهنجار و غیر قانونی ترك می شود.

هنگامی که کسی بی توجه به کنترل خارجی،تلاش خود را مصروف انجام دادن کاري که بر عهده او واگذار شده است،کند و مرتکب خلافی از قبیل کم کاري و سهل انگاري نشود،از کنترل درونی بهره مند است.

از طرف دیگر، هوش معنوی بیانگر مجموعه ای از توانایی ها، ظرفیت ها و منابع معنوی می باشد که بکار بستن آنها در زندگی روزانه می تواند موجب افزایش انطباق پذیری فرد شود.

هدف از پژوهش تحلیل و بررسی رابطه  میان هوش معنوی و خودکنترلی در بین دانشجویان پیام نور واحد بهشهر می باشد. به این منظور تعداد 357 نفر از دانشجویان دانشگاه پیام نور بهشهر به عنوان نمونه ، به روش تصادفی انتخاب و داده هاي مورد نیاز با استفاده از پرسشنامه جمع آوري شده است.

با استفاده از تحلیل آزمون پیرسون ورگرسیون تلاش شده است تا صحت فرضیه هاي پژوهش مورد آزمون قرار گیرد.

یافته هاي پژوهش بیانگر آن است که برخی از ابعاد هوش معنوی، داراي رابطه معناداري با خود کنترلی دانشجویان و برخی نیز  فاقد رابطه می باشند.

نتایج پژوهش نشان می دهد که بین خود کنترلی و هوش معنوی ارتباط معنادارو متوسطی وجود دارد .

بین تفکر وجودی نقادانه، آگاهی متعالی و گسترش خودآگاهی با خود کنترلی دانشجویان، رابطه ي معناداري وجود دارد.

همچنین موئلفه معنا سازی شخصی با خود کنترلی، فاقد رابطه می باشد.

 

واژگان كليدي:

خود کنترلی ،هوش معنوی، هوش، معنویت، معیارهای هوش،

 

 

فهرست  مطالب

عنوان                                                                                                         صفحه

 

فصل اول : کلیات تحقیق

1-1-مقدمه……….2

1-2-بیان مساله….3

1-3-اهمیت و ضرورت تحقیق………..6

1-4- اهداف تحقیق ………..7

1-5-فرضیه های تحقیق …..8

1-6-تعريف واژه هاي کليدي تحقيق……….8

1-7-تعاریف عملیاتی……..13

1-8-قلمرو تحقیق ….14

 

فصل دوم : ادبیات و پیشینه تحقیق

2-1-مقدمه …….16

2-2-هوش معنوی…..18

2-2-1-تاریخچه هوش معنوی………21

2-2-2-تعریف هوش…….22

2-2-3-تعاریف هوش معنوی از دیدگاه های مختلف……23

2-3- معنویت….30

2-3-1-معنویت و مذهب………32

2-3-2-همپوشی بین معنویت ومذهب…..34

2-3-3-انواع معنویت……..35

2-3-4-اسلام و معنویت………..38

2-3-5ویژگی اصلی انسانهای معنوی……..41

2-3-6-ابعاد ارادی انسانهای معنوی………42

2-3-7-مدل هوش معنوی کینگ……47

2-4-خودکنترلی……..48

2-4-1-مراحل خودکنترلی برای رسيدن به منبع کنترل درونی……….52

2-4-2-پنج مهارت افزایش خود کنترلی………..54

2-4-3-خود کنترلی و مراقبه….57

2-4-4-واگیر دار بودن توانایی خود کنترلی……57

2-4-5-نقش و ضرورت خود كنترلي…….59

2-4-6-خود کنترلی در سازمان………59

2-4-7-ماهیت و هدف خود کنترلی………60

2-4-8-مرز بین کنترل و خود کنترلی…….62

2-4-9-عواقب نداشتن کنترل بر خود…….63

2-4-10-ریشه کنترل بر خود….64

2-4-11-مدل خود کنترلی تانجی…..66

2-5ادبیات و پیشینه  تحقیق…….67

فصل سوم : روش شناسی تحقیق

3-1-مقدمه …….77

3-2-روش تحقیق ….78

3-3-جامعه آماری…..78

3-4-تعيين حجم نمونه و روش نمونه گيري….79

3-5-روش جمع‌آوري اطلاعات…….80

3-6-ابزار جمع آوری اطلاعات……..81

3-6-1-پرسشنامه بررسی رابطه هوش معنوی و خود کنترلی دانشجویان دانشگاه پیام نور بهشهر………81

3-6-1-1-پرسشنامه هوش معنوی دانشجویان دانشگاه پیام نور بهشهر….81

3-6-1-2-پرسشنامه خود کنترلی دانشجویان دانشگاه پیام نور بهشهر……82

3-6-3-مولفه های جمعیت شناختی………83

3-6-4-ابعاد پرسشنامه هوش معنوی دانشجویان دانشگاه پیام نور بهشهر……..84

3-6-5-ابعاد پرسشنامه خود کنترلی دانشجویان دانشگاه پیام نور بهشهر……….84

3-6-6-روايي پرسشنامه………..85

3-6-6-1-اعتبار و روایی  پرسشنامه هوش معنوی……….85

3-6-6-2-اعتبار و روایی  پرسشنامه خودکنترلی……85

3-6-7-پايايي آزمون………85

3-6-7-1-ضریب آلفای کرونباخ……86

3-6-8-روش­های تجزیه و تحلیلی………..88

 

فصل چهارم : تجزیه و تحلیل داده ها

4-1-مقدمه …….91

4-2-بررسي شاخص های جمعيت شناسي…….91

4-3-شاخص جنسیت:……92

4-4-شاخص  تاهل………..93

4-5-شاخص سن……94

4-6-آمار استنباطی  ……….95

4-7-یافته های مربوط به فرضیه اصلی تحقیق……….95

4-8-آزمون رگرسیون برای تحلیل فرضیه اصلی تحقیق ……….96

4-9-یافته های مربوط به فرضیه اول فرعی تحقیق………..98

4-10-آزمون رگرسیون برای تحلیل فرضیه اول فرعی ….99

4-11-یافته های مربوط به فرضیه دوم  فرعی تحقیق…..101

4-12- یافته های مربوط به فرضیه سوم فرعی  تحقیق………..103

4-13-آزمون رگرسیون  برای تحلیل فرضیه سوم فرعی تحقیق……104

4-14-یافته های مربوط به فرضیه چهارم فرعی تحقیق……….106

4-15-آزمون رگرسیون برای تحلیل فرضیه جهارم فرعی…….107

 

فصل پنجم

5-1-مقدمه …..111

5-2-نتایج آمار توصیفی……….111

5-3-تایج فرضیه اصلی تحقیق……..112

5-4-نتایج فرضیه اول فرعی تحقیق……..114

5-5-نتایج فرضیه دوم فرعی تحقیق……..116

5-6-نتایج فرضیه سوم فرعی تحقیق…….117

5-7-نتایج فرضیه چهارم فرعی تحقیق….118

5-8-مقایسه نتایج این پژوهش با سایر تحقیقات….120

5-9-محدودیت های تحقیق………..121

5-10-پیشنهادها درراستای نتایج تحقیق………121

5-10-1-پیشنهادهای پژوهشی…….122

5-11-1-منابع فارسی…..123

5-11-2-منابع لاتین…….126

 

 

 

 

 

فهرست  جداول

 

جدول شماره(3-1) کدگذاری و امتیاز دهی سوالات براساس مقیاس5 گزینه­ای لیکرت پرسشنامه هوش معنوی……82

جدول شماره(3-2)کدگذاری طیف لیکرت سوالات مثبت برای پرسشنامه هوش معنوی (بعد خود کنترلی اولیه)……83

جدول شماره(3-3)کدگذاری لیکرت برای سوالات منفی و معکوس هوش معنوی (بعد خود کنترلی منع کننده)……….83

جدول شماره(3-4)سرفصل سوالات پرسشنامه هوش معنوی………..84

جدول شماره(3-5)سرفصل سوالات پرسشنامه خود کنترلی…..85

جدول شماره(3-6)مقیاس سنجش کرونباخ و تحلیل پایایی آن……..87

جدول شماره (3-7)مقدار آلفای کرونباخ و تحلیل پایایی پرسشنامه ها…..88

جدول شماره(4-1) فراوانی جنسیت  افراد…….92

جدول شماره(4-2)فراوانی تاهل  افراد……93

جدول شماره(4-3)فراوانی سن  افراد…….94

جدول شماره(4-4)رابطه میان  هوش معنوي و خودکنترلی……95

جدول شماره(4-4-1)تفسير نتايج ضريب همبستگي در SPSS……..96

جدول( 4-5)ضریب همبستگی پیرسون برای دو متغیر هوش معنوی و خود کنترلی……..96

جدول شماره(4-6)تحليل رگرسيون خطي دو متغير متغیر هوش معنوی و خود کنترلی دانشجویان……….97

جدول شماره(4-7)رابطه تفکر وجودی نقادانه و خودکنترلی….99

جدول شماره(4-8)ضریب همبستگی پیرسون برای دو متغیر تفکر وجودی نقادانه و خود کنترلی دانشجویان…….. 99

جدول شماره(4-9)تحليل رگرسيون خطي دو متغير تفکر وجودی نقادانه و خود کنترلی دانشجویان…….100

جدول شماره(4-10)رابطه معنا سازی شخصی برخودکنترلی بین  دانشجویان…….102

جدول شماره(4-11)رابطه آگاهی متعالی و خودکنترلی دانشجویان……..104

جدول شماره(4-12)ضریب همبستگی پیرسون برای دو متغیرآگاهی متعالی و خود کنترلی………..104

جدول شماره(4-13)تحليل رگرسيون خطي دو متغير آگاهی متعالی و خود کنترلی…….105

جدول شماره(4-14)رابطه گسترش خودآگاهی و خودکنترلی بین  دانشجویان پیام نور واحد بهشهر……107

جدول شماره(4-15)ضریب همبستگی پیرسون برای دو متغیرگسترش خودآگاهی و خود کنترلی……107

جدول شماره (4-16)تحليل رگرسيون خطي دو متغير گسترش خودآگاهی و خود کنترلی….107

 

 

فهرست نمودارها

شکل (2-1)مدل مفهومی تحقیق……..75

نمودار(4-1) نمودارهیستوگرام جنسیت دانشجویان……….92

نمودار(4-2)نمودارهیستوگرام تاهل دانشجویان………93

نمودار(4-3) نمودارهیستوگرام سن دانشجویان………94

نمودار(4-4)رگرسیون خطی ساده فرضیه اصلی تحقیق…..98

نمودار(4-5)نمودار رگرسیون خطی ساده فرضیه اول فرعی………..101

نمودار(4-6)نمودار رگرسیون خطی ساده فرضیه دوم فرعی………..103

نمودار(4-7)نمودار رگرسیون خطی ساده فرضیه سوم فرعی……….106

نمودار(4-8)رگرسیون خطی ساده فرضیه چهارم فرعی………..109

 

پیوست :

سرفصل سوالات پرسشنامه خود کنترلی ………129

سرفصل سوالات پرسشنامه هوش معنوی……..131

 

 

 

فصل اول

کلیات تحقیق
1-1-مقدمه

دانشجویان مهم ترین سرمایه هاي انسانی و آینده سازان جامعه اند. آگاهی و اطلاع از میزان هوش معنوي و خودکنترلی آنان و دانستن نوع ارتباط آن با نحوه تعریف و برداشت آنان از جنبه هاي اجتماعی هویتی خویش، براي هر نوع برنامه ریزي اجتماعی و فرهنگی آنان لازم و ضروري است.

فضاي ساختاري دانشگاه می تواند منتقل کننده ایده ها، ارزش ها و هنجارها با ضمانت هاي اجرایی مؤثر به دانشگاهیان باشد. از این رو، دانشگاه و نظام آموزش عالی به عنوان یکی از کانون هاي اصلی ایجاد، تولید و ظرفیت سازي هوش معنوي در جهت خودکنترلی در سطح جامعه، مسئول است.

اما رابطۀ هوش معنوي افراد بر خودکنترلی، مقوله اي است که مورد بررسی قرار نگرفته است(تابان و همکاران،1391).

فرد باهوش معنوی بالا دارای انعطاف، خودآگاهی و ظرفیت برای روبرو شدن با دشواریها، سختی ها می باشد و ظرفیتی برای الهام، شهود، نگرش کل نگر به جهان هستی، جستجوی پاسخ برای پرسش های مبنای زندگی، نقد سنت ها و آداب و رسوم پیدا می کند.

از زمانهای قدیم، معنویت جزء لازمی از زندگی انسانها بوده و هرکس استعداد توسعه ی هوش معنوی را داشته است. زیرا هرکس توانایی حس، تفکر، شهود و احساس را دارد.(واگان ، 1979).

درواقع هوش معنوی یکی از جنبه های کاربردی برای مفهوم معنویت است و استفاده از توانایی ها و منابع معنوی است بطوریکه افراد بتوانند تصمیمات معناداری اتخاذ کنند(سالاری فر و همکاران، 1384).

تفاوت هاي مهم فردي و قابل سنجش ويژگي هاي رفتاري را خودكنترلي مي نامند. خودكنترلي بيانگر ميزان مطابقت ويژگي هاي رفتاري خود با شرايط و موقعيت موجود است(كريتنر وكينيكي[1] ۱۳۸۴،ص ۱۷۴ ).

همچنين انعكاس تفاوت هاي فردي در تمايلات است كه شكل مشخصي در مديريت احساسات و عواطف به خود مي گيرد(اشنایدر[2]،1974).

در این فصل به تعریف مساله تحقیق پرداخته و در ادامه  اهمیت و ضرورت این پژوهش را بیان می شود. سپس فرضیهات، جامعه و نمونه آماری تحقیق را بیان کرده و در آخر نیز مدل مفهومی مورد نظر را پیاده می شود.

1-2- بيان مسئله تحقيق

عدم شناخت معناي زندگي يكي از مهمترين عواملي است كه باعث بيهودگی در زندگي شخصي و اجتماعي افراد شده است. دليل اصلي اهميت هدفمندي آن است كه افراد داراي معناداري در زندگي قادر به حل مسائل پيچيده، ارزشي و چالشي در زندگي فردي، گروهي و سازماني هستند.

براي شناخت معناي زندگي و حل مسائل ارزشي نمي توان فقط از هوش منطقي و عاطفي استفاده كرد بلكه بايد از هوشي وراي هو شهاي متعارف استفاده نمود كه اين موضوع در قالب مفهوم هوش معنوي  بيان مي شود.

يكي از صاحب نظران در مورد تعريف هوش معنوي مي گويد: هوش معنوي، ظرفيت انسان است براي جستجو و پرسيدن سئوالات غايي درباره معناي زندگي و  به طور همزمان تجربه پيوند يكپارچه بين هر يك از ما و جهاني كه در آن زندگي ميكنيم.

از طريق اين هوش، با توجه به جايگاه، معنا و ارزش مشكلات به حل آنها ميپردازيم. با توجه به جايگاه و اهميت هوش معنوي و عدم توجه جدي به اين مقوله، پرداختن ومفهوم سازي آن ضروري به نظر مي آيد.

چنین به نظر می رسد که یکی از ویژگی هاي افراد باهوش معنوي بالا، برخورداري از روحیۀ خودکنترلی است.

اسلام براي نظارت و خودکنترلی اهمیت زیادي قائل است. در قرآن کریم در آیات زیادي، موضوع نظارت وخودکنترلی مطرح شده است. علاوه بر آن، آیاتی هست که در آنها خداوند، خود- حسابرسی را مطرح می فرماید(تابان و همکاران،1391).

خودکنترلی یعنی فرد کنترل رفتارها، احساسات و غرایز خود را با وجود برانگیختن براي عمل داشته باشد.

یک کودك یا نوجوان با خودکنترلی زمانی را صرف فکرکردن به ، انتخاب ها و نتایج احتمالی می کند و سپس بهترین انتخاب را می کند(فرایز و هوفمن[3]،2009).

مایر و سالووي[4] ، خودکنترلی را تحت عنوان کاربرد صحیح هیجان ها معرفی می نمایند و اعتقاد دارند که قدرت تنظیم احساسات موجب افزایش ظرفیت شخصی براي تسکین دادن خود، درك کردن اضطراب ها، افسردگی ها یا بی حوصلگی هاي متداول می شود.

افرادي که به لحاظ خودکنترلی ضعیف اند، دائماً با احساس ناامیدي، افسردگی، بی علاقگی به فعالیت دست به گریبان اند، در حالی که افراد با مهارت زیاد در این زمینه با سرعت بیشتر می توانند ناملایمات را پشت سر گذاشته و میزان مشخصی از احساسات را با تفکر همراه نموده و مسیر درست اندیشه را بپیمایند(صفری،1387).

در دهه های اخیر مفهوم معنویت و کاربردهای آن در دنیا، به ویژه در دنیای غرب اهمیت زیادی یافته است، به طوری که مفاهیمی همچون خدا، مذهب، معنویت و غیره که موضوعاتی خصوصی قلمداد می شدند وارد تحقیقات علمی و مباحث آکادمیك در حوزۀ علوم انسانی شدهاند.

البته ورود مفهوم و واژۀ هوش معنوی را به ادبیات علمی روانشناسی و مدیریت باید به زوهر و مارشال[5](2000) و ایمونز[6](2000) نسبت داد.

با توجه به مطالب فوق در این تحقیق پژوهشگر در پی آن است که این موضوع را (با توجه به اینکه دانشجویان مهم ترین سرمایه هاي انسانی و آینده سازان جامعه اند) بررسی نماید که چه رابطه ای بین هوش معنوی و خودکنترلی دانشجویان وجود دارد.

 

1-3-اهميت وضرورت تحقيق

هوش معنوي، زیربناي باورهاي فرد و نقشی است که این باورها و ارزش ها در کُنش هایی که فرد انجام می دهد و به زندگی خود شکل می دهد، ایفا می کند. به دیگر سخن؛ هوش معنوي به دلیل پیوندش با معنا، ارزش و پرورش تخیل، می تواند به انسان توان تغییر و تحول بدهد.

یکی از ویژگی اساسی هوش معنوي، خودآگاهی عمیق است که شامل آگاهی تدریجی از لایه ها و ابعاد خویشتن است. در آیین اسلام به این موضوع توجه ویژه اي شده است که فرد خود را بشناسد و موقعیت خویشتن را در جهان آفرینش تشخیص دهد.

این همه تأکید در قرآن در مورد”خود” انسان براي این است که انسان خویشتن را آنچنان که هست بشناسد و مقام و موقعیت خود را در عالم وجود درك کند و هدف از این شناختن و درك کردن این است که خود را به مقام والایی که شایستۀ آن است برساند(مطهری،1386).

با توجه به مطالب پیش گفته، چنین به نظر می رسد که یکی از ویژگی هاي افراد با هوش معنوي بالا، برخورداري از روحیۀ خودکنترلی است.

یکی از فنون اساسی بهبود در زندگی فردي و اجتماعی، استفاده از فن خودکنترلی است؛ یعنی انسان هر لحظه با کنترل فکر و عملکردش، بهترین راه ها را در زندگی انتخاب می کند. فردي داراي خود کنترلی است که بتواند انگیزه ها و هیجانات آنی خود را مدیریت کند.

خودکنترلی، ایجاد حالتی است درون فرد که او را به انجام وظایفش متمایل می سازد، بدون آنکه عامل خارجی او را در کنترل داشته باشد(الوانی،1382).

هدفی که در خودکنترلی، دنبال می شود، ارائۀ یک شخصیت سالم است که به بلوغ فکري رسیده است، در برابر انواع مشکلات از خود مقاومت نشان می دهد و علاوه بر محیط کار، در زندگی شخصی خویش نیز خودکنترل می شود و این امر از طریق بسترهاي مناسب، نهادینه خواهد شد(خیری،1382).

با این وصف پژوهشگر درانجام این پایان نامه به دنبال این مسأله است که با توجه به اینکه عوامل بسيار زيادي بر خود کنترلی افراد  تأثير گذارند. بررسی کند که چه رابطه ای بین هوش معنوی و خودکنترلی دانشجویان وجود دارد.

1-4-اهداف تحقيق

هدف اصلی:

بررسی رابطه بین هوش معنوی و خودکنترلی دانشجویان پیام نور.

اهداف فرعی:

بررسی رابطه  تفکر وجودی نقادانه با خودکنترلی دانشجویان پیام نور.

بررسی رابطه  بین معناسازی و خودکنترلی دانشجویان پیام نور.

بررسی رابطه  بین آگاهی متعالی و خودکنترلی دانشجویان پیام نور.

بررسی رابطه گسترش خودآگاهی و خودکنترلی دانشجویان پیام نور.

 

1-5-فرضيه ها

فرضیه اصلی:

بین هوش معنوي و خودکنترلی دانشجویان پیام نور واحد بهشهر رابطۀ معنادار وجود دارد.

فرضیه های فرعی:

1.بین تفکر وجودی نقادانه و خودکنترلی دانشجویان پیام نور رابطۀ معنادار وجود دارد.

2.بین معنا سازی شخصی و خودکنترلی دانشجویان پیام نور رابطۀ معنادار وجود دارد.

3.بین آگاهی متعالی و خودکنترلی دانشجویان پیام نور رابطۀ معنادار وجود دارد.

4.بین گسترش خودآگاهی و خودکنترلی دانشجویان پیام نور رابطۀ معنادار وجود دارد.

1-6- تعريف واژه هاي کليدي تحقيق

هوش:

هوش به معنای توان بیولوژیکی برای تحلیل نوع خاصی از اطلاعات به روشی معین است (گاردنر[7] ، ۲۰۰۰، ص ۳۲). طبق اظهار مایر[8](۲۰۰۰) هوش به توانایی استدلال انتزاعی و محاسبات ذهنی گفته می‌شود که طبق قواعد خاصی انجام می‌گیرد.

از نظر نوبل هوش عبارت است از قابلیت تفکر، برنامه‌ریزی، خلق، تطبیق، حل‌مسأله، عکس‌العمل، تصمیم‌گیری، و یادگیری (نوبل[9] ، ۲۰۰۰).

استرنبرگ[10](1988) هوش را به عنوان توانائی های ذهنی تعریف می کند که برای انتخاب انطباق و شکل ذهنی محتوای محیطی ضروری است. استرنبرگ مدلی سه بخشی را تعریف می کند شامل:

1-هوش آکادمیک: توسط تستهای کلاسیک ضریب هوشی  اندازه گیری می شود.

2-هوش عملی: از طریق گردآوری دانش ضمنی برای حل مسئله روزانه رشد می یابد.

3-هوش خلاق: که نشان دهنده توانایی های ترکیبی است به گونه ای که افراد مشکلات را به شیوه ای نو و بدیع ببینند و تفکر که به شیوه متداول را کنار بگذارند(آمرام[11] ،2009).

هوش رفتار حل مسئه ای انطباقی است که در راستای تسهیل اهداف کاربردی و رشد سازگارانه جهت گیری شده است.

گاردنر هوش را درمجموعه توانایی هایی می داند که برای حل مسئله و ایجاد محصولات جدید به کار می رود درمجموع هوش عموما موجب سازگاری خود با محیط می شود و روش های مقابله با مشکلات را دراختیار او قرار می دهد.

همچنین توانایی شناخت مسئله، ارائه راه حل پیشنهادی برای مسائل پیشنهادی و کشف روشهای کارآمد حل مسائل از ویژگی های افراد با هوش است(غباری بناب،1386).

 

 

هوش معنوی:

هوش معنوی شامل هدایت و معرفت درونی، حفظ تعادل فکری، آرامش درونی و بیرونی و عملکردهای همراه با بصیرت و ملایمت و مهربانی می باشد و توانایی به دست آوردن قدرتی که ما را برای رسیدن به رویاهایمان یاری می دهد(کشمیری و عرب احمدی،1386).

زوهر و مارشال[12] (۲۰۰۰) هوش معنوی را هوشی تعریف می‌کنند که انسان‌ها از طریق آن مسائل مربوط به معنا و ارزش‌ها را حل می‌کنند، زندگی و فعالیت‌های خود را در زمینه‌ای وسیع‌تر، غنی‌تر، و معنادار قرار می‌دهند، و به کمک آن تشخیص می‌دهند که کدام اقدامات یا کدام مسیرها معنادارتر از دیگری می‌باشد.

هوش معنوی بیانگر مجموعه ای از توانایی ها، ظرفیت ها و منابع معنوی می باشد که کار بست آنها در زندگی روزانه می تواند موجب افزایش انطباق پذیری فرد شود.

در تعریف های موجود از هوش معنوی، به ویژه در بر نقش آن در حل مسائل وجودی و یافتن معنا و هدف در اعمال و رویدادهای زندگی روزمره تأکید شده است(باناستل[13]، 2004).

معنویت

معنویت یک ثروت فوق العاده و یک ساخت متفاوت است که نمی توان آنرا با یک تعریف ساده توضیح داد. این مشکلات درهر دو نوع تحقیق کیفی و کمی تجربه شده است که نمی توان درمقابل تعریف ساده اندازه گیری ساده و معرفی ساده از زندگی افراد دیگران را تعریف کرد. معنویت به عنوان یکی از ابعاد انسانیت شامل آگاهی و خود شناسی می شود(اسپایت[14]،2004).

این واژه درقرن هیجده و نوزده رو به افول گذاشت و تنها درقرن بیستم دوباره درمعنای اصلی دینی یا عبادی خود اشکار گشت.

این واژه که عمدتا نویسندگان فرانسوی آنرا دوباره رواج دادند، به تدریج درمجموعه ای گسترده از صورت های ویژه به کاررفت(سالاری فر و همکاران، 1384).

به علت عدم شناخت کافی از معنای معنویت گستردگی معنای معنویت با ارزش است. الکینز[15] و همکارانش سال 2004 چندین بعد مهم از معنویت را تعریف کرده اند که این ابعاد عبارتند از:

-درک معنا و مفهوم زندگی

-داشتن احساس تقدس از زندگی

-بهبود تعامل در ارزش های مادی

-داشتن چشم اندازی برای بهبود جهان

بیلوتا معتقد است معنویت نیاز فراتر رفتن از خود درزندگی روزمره و یکپارچه شدن با کسی غیر از خودمان است. به گفته جانسون این آگاهی منجر به تجربه ای می شود که فراتر از خودمان است(غباری بناب،1386).

مک دونالد و فریدمن[16] (2002) تعارف متعدد از معنویت را مرور کرده و چندین بعد متداول دراین خصوص را ارائه کرده اند. براساس این مطالعات این ابعاد عبارتنداز:

1-تمرکز به هدف غایی

2-آگاهی و بهبود سطوح چندگانه هوشیاری

3-تجربه کردن ارزش و قداست زندگی

4-متعالی شدن به سوی یک کل(فراتر رفتن از خود)(آمرام،2009)

خودکنترلی

خودکنترلی، مراقبتی درونی است که بر اساس آن، وظایف محول شده انجام و رفتارهاي ناهنجار و غیر قانونی ترك می شود بی آنکه نظارت یا کنترل خارجی در بین باشد.

هنگامی که کسی بی توجه به کنترل خارجی، تلاش خود را مصروف انجام دادن کاري که بر عهده او واگذار شده است، کند و مرتکب خلافی از قبیل کم کاري و سهل انگاري نشود، از کنترل درونی بهره مند است.

به عبارت دیگر؛ هر گاه عامل کنترل کننده از خارج به داخل انسان منتقل شود، به طوري که شخص با اختیار و آگاهی به ارزیابی و اصلاح عملکرد خود در قالب استانداردهاي مشخص و در جهت اهداف مطلوب بپردازد، خودکنترلی تحقق یافته است.

در اینصورت، نظارت خارجی در تحقق چنین رفتاري که متضمن انجام وظیفه و ترك خلاف است، نقشی نداشته وتنها مراقبت درونی است که موجب رفتار مزبور می شود(جان بزرگی وهمکاران،1387،ص 52).

1-7- تعاریف عملیاتی

هوش معنوی: منظور از هوش معنوی در این تحقیق ،ابعاد هوش معنوی، شامل تفکرانتقادی، معناسازی شخصی، آگاهی متعالی و گسترش خودآگاهی برگرفته از مدل کینگ[17](2008) در بین دانشجویان دانشگاه پیام نور بهشهر می باشد. تفکر وجودی نقادانه به وسیله سوالات20 – 17 – 13 – 9 – 5 – 3 – 1  پرسشنامه، معناسازی شخصی به وسیله سوالات  22 – 21 – 19 – 15 – 11 – 7 پرسشنامه، آگاهی متعالی به وسیله سوالات  18 – 14 – 10 – 6 – 2 پرسشنامه و گسترش خودآگاهی به وسیله سوالات 24 – 23 – 16 – 12 – 8 – 4 پرسشنامه سنجیده می شود.

خودکنترلی: خودکنترلی در این تحقیق شامل دو نوع خودکنترلی اولیه(مثبت) و خودکنترلی منع کننده(منفی) برگرفته از مدل تانجی می باشد که خودکنترلی اولیه توسط سوالات 36-30-27-26-24-22-18-15-13-7-5-1 پرسشنامه و خودکنترلی منع کننده توسط سوالات  14-12-11-10-9-8-6-4-3-2-35-34-33-32-31-29-28-25-23-21-20-19-17-16 پرسشنامه تانجی

(فرم کوتاه ) سنجیده می شود.

 

1-8- قلمرو تحقيق

قلمرو مکانی: قلمرو مکانی تحقیق دانشگاه پیام نور واحد بهشهر می باشد.

قلمرو موضوعی: قلمرو موضوعی این تحقیق بررسی رابطه  میان هوش معنوی و خودکنترلی دانشجویان پیام نور واحد بهشهر می باشد، وبرای آنکه بتوانیم این ارتباط را بسنجیم باید یک متغیر را پیش بین و بقیه ی عوامل را متغیر ملاک محسوب کنیم.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

5-11- منابع :

منابع فارسی :

  • آقاپیروز،علی( 1379 )؛خودکنترلی درمدیریت با نگرش به منابع اسلامی، پایان نامه کارشناسی ارشد، پژوهشکده حوزه و دانشگاه. صفحات 35-25
  • برجعلی،زهرا ( 1389 )؛بررسی رابطۀ بین مؤلفه هاي اصلی هوش معنوي و جهت گیري مذهبی با هویت شخصی دانشجویان دانشگاههاي دولتی شهرتهران، پایان نامه کارشناسی ارشد، دانشکده روانشناسی وعلوم تربیتی دانشگاه الزهرا. صفحات 33-27
  • بهرامی خوندابی، فاطمه ( 1383 )؛ بررسی رابطۀ بین خودکنترلی وکیفیت زندگی در بین دانشجویان دختر و پسر دانشگاه اصفهان، دومین سمینار سراسري بهداشت روانی دانشجویان. صفحات 14-11
  • حسين چاري،مسعود، ملك، وحيدرضا، ذبيحي دان، سحر و كشتكاران،كتايون ( 1389 ). پيش بيني شادي براساس مؤلفه هاي هوش معنوي، خلاصه مقالات اولين همايش كشوري عوامل موثر بر سلامت اجتماعي، تهران، دانشگاه علوم پزشكي ايران. صفحات 11-4.
  • رجائی،علیرضا ( 1388 ). “هوش معنوی: دیدگاهها وچالشها”،پژوهشنامه تربیتی، صفحات 92-90.
  • سالاري،فرامرزي،همايي، رضاوحسيني محمدسلطان ( 1388 ). بررسي رابطه هوش معنوي و هوش هيجاني دانشجويان ، دوفصلنامه مطالعات اسلام و روانشناسي، سال سوم، شماره 5 صفحات 23-7
  • ساغرواني،سيما،غيور،سيدمرتضي ( 1388 ). معنويت، خودشكوفايي وهوش معنوي درمحيط كار، فصلنامه هنر، شماره 6، صفحات 31-21.
  • سهرابي، فرامرز ( 1387 ). مباني هوش معنوي، فصلنامه سلامت روان، سال اول، شماره 1 ، صفحات 18-1
  • سیمیاریان،کوثر(1388).تأثیرآموزش خودکنترلی برسهل انگاري وخود تنظیمی تحصیلی نوجوانان دختر شهر تهران، پایان نامه کارشناسی ارشد، دانشکده روانشناسی وعلوم تربیتی دانشگاه علامه طباطبایی.صفحات 45-38
  • عزتی،ژولیا(1390).رابطۀ هوش معنوي با افسردگی وتأثیرمقابلۀ درمانگري بر هوش معنوي وافسردگی وراهبردهاي مقابل هاي،پایان نامه کارشناسی ارشد، دانشکده علوم انسانی، دانشگاه پیام نورمرکزتهران.صفحات 24-18
  • غباری بناب، باقر، سلیمی، محمد،سلیمانی، لیلا ونوری، ثنا ( 1386 ). “هوش معنوی”، فصلنامه علمی- پژوهشی اندیشه نوین دینی، سال .125- سوم،شماره 10 ،صفحه 147.
  • مطهري،مرتضی ( 1386 )؛انسان در قرآن،تهران،صدرا،چ بیست وششم. صفحات 116-107
  • مطهري،مرتضی ( 1387 )؛کلام،عرفان،حکمت عملی،جلد 2،تهران،صدرا. صفحات80-78
  • معلمی،صدیقه(1388)،بررسی رابطۀ ساده و چندگانۀ سلامت روان، هوش معنوي و افکارناکارامد دردانشجویان دانشگاه سیستان و بلوچستان، پایان نامه کارشناسی ارشد، دانشکده علوم تربیتی و روانشناسی دانشگاه سیستان وبلوچستان. صفحات 43-35
  • نهج البلاغه.ترجمه محمد مهدي فولادوند( 1378)؛قم،مؤسسه تحقیقات ونشرمعارف اهل البیت (ع).صفحات 62-55
  • نوجوانان دختر شهر تهران، پایان نامه کارشناسی ارشد، دانشکده روان شناسی و علوم تربیتی دانشگاه علامه طباطبایی

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

منابع لاتین :

  • Barrick, Murry R.; Laura Parks & Michael K. Mount (2005). “Self- Monitoring as Amoderator of the Relationships between Personality Traits and Performance”, Personality Psychology, Vol.58, P.745-765.
  • Blakely, Gerald L. (2003). “Are Chameleons Good Citizens? A Logitudinal Study of the Relationship between Slef-Monitoring and Organizational Citizenship”, Journal of Business and Psychology, Vol.18, No.2.
  • Bolger,R.Somech,A.(2004).Influnce of teacher empowerment on teachers organizationalcommitment, professional commitment and OCB in schools, Journal of teaching andteach education, 20, P.277-289.
  • Castro & Armario and Ruiz (2004). the influence of employee OCB customer loyalty,Journal of Service Industry Management, 15(1), P.27-53.
  • Cavanogh,G.F.(1999).spirituality for managers : context and critique, Journal oforganization change Management, 12( 3), P.186-199.
  • Cook, S. & Macaulay, S. (2005). Change management excellence, London and Sterling,Denis, L. M, Marsha, JB, Linda, M, L. (2006). Spiritual development of nursingstudent, Journal of nursing education, 45(9), P. 363-370.
  • Dipaola,M.Tarter,C, Hoy,W.K.(2005).Measuring OCB in schools. Journal of schoolDipaola,M.F. Hoy,W,K.(2005).organizational citizenship of faculty and achievement ofhigh school students. The High School Journal, 88, P.35-44.
  • Emmons, R.A. (1999). “Sprituality and Intelligence: Problems and Prospects”, The Internatinal Journal for Sychology of Religoin, P.640-675.
  • Gar dner, H. (1999). “Intelligence reframes: multiple intelligence for 21st century”.NewYork: Basic Books. P.151-172
  • Kjeldal, Sue-Ellen (2003). “Self-Monitoring and Consumer Behavior”, The Qualitative Report, Vol.8, Number 3, P.353-376.
  • King, D.B. (2007). “The Spritual Inteligence Project: Trent University”, Canada: www. Dbking/spiritual intelligence. P.64-67
  • king, D, B. (2008). Rethinking clams of spiritual intelligence: A definition, model, and measure. Master of science dissertation, Trent university, Canada, Ontario.
  • Kumru, Asiye & Ross A. Thompson (2003). “Ego Identity Status and Monitoring Behavior in Adolescents”, Journal of Adolescent Research in Personality, 38, P.75-83.
  • Noble, K.D. (2000). “Spiritual Intelligence: A New Frame ofMind”, Advanced Development Journal. P.74-77
  • Tangney CC, Evans DA, Bienias JL, Clare Morris M. . (2004). “ Healthy eating index of black and white older adults”. Nutrition Research. P.108-117.
  • Zohar, D. & G. Drake (2000). “ON The Whole”, People Management, P.550.
  • Zohar, D. & I. Marshall (2000). SQ: Spiritual Intelligence, the Ultimate Intelligence, London, Bloomsbrg. P.341-345

 

 

 

 

 

پیوست ها

 

 

 

 

“به نام خدا”

پرسشنامه ای را که در اختیار دارید،مربوط به پایان نامه کارشناسی ارشد تحت عنوان ” بررسی رابطه بین هوش معنوی و خودکنترلی” می باشد. قطعاً پاسخ های صادقانه شما ،این تحقیق را به اهداف مورد نظر رهنمون خواهد ساخت. اطلاعات جمع آوری شده محرمانه تلقی خواهد شد و فقط بهره برداری تحقیقی از آن به عمل خواهد آمد.

 
 

جنسیت:

1)     مرد 

2)     زن  

 

سن :

1) 15 تا 25 سال

2) 25 تا 35 سال

3) 35 تا 45 سال

4) 45 تا 55 سال

5) بالای 55 سال

 
 

وضعیت تاهل:

1) مجرد   

2) متاهل   

 
شرح سوال به هیچ وجه در مورد من صدق نمی کند تا حدودي در مورد من صدق میکند برخی اوقات در مورد من صدق میکند بیشتر اوقات در مورد من صدق میکند همیشه در مورد من صدق میکند
1 من در برابر وسوسه انجام کارها به خوبی مقاومت می کنم.
2 براي من ترك عادت هاي بد و نامناسب دشوار است.
3  
4  
5  
6  
7  
8  
9  
10  
11  
12    
 
13      

 

14  
15  
16  
17  
18  
19  
20  
21  
22  
23  
24  
25  
26  
27  
28  
29  
30  
31  
32  
33  
34  
35  
36 من همیشه در انجام کارهایم به موقع عمل می کنم.

 

 

 

رديف سئوالات (هوش معنوي) کاملاً موافقم موافقم نه موافقم نه مخالفم مخالفم کاملاً مخالفم
1 من غالباً درباره ماهیت واقعیت ها سئوال می پرسم.          
2 من معتقدم که ابعاد درونی ام، عمیق تر از جسم فیزیکی‌ام می‌باشد.          
3 من زمانی را صرف پی بردن به هدف یا دلیل وجودم می‌کنم.          
4 من قادر به وارد شدن به سطوح بالاتر خودآگاهی هستم.          
5 من قادرم که عمیقاً درباره آنچه رخ می‌دهد تفکر کنم.          
6 برای من دشوار است که هر چیزی غیر از امور مادی و فیزیکی را حس کنم.          
7 توانائی من جهت یافتن معنی و هدف و زندگی، به من کمک می‌کند تا خودم را با شرایط پراسترس منطبق کنم.          
8            
9            
10            
11            
12            
13            
14            
15            
16            
17            
18            
19            
20            
21            
22            
23            
24            

Abstract:

فصل پنجم

نتیجه گیری و منابع

Self-control, exists it is an internal based on without supervision or control in the foreign functions had been assigned and coarse behavior and illegal leave.  When a man would have been foreign to control their attempts to busy that he could not be has been assigned to, and committed no infraction such as negligence and not internal control benefit of. On the other hand represents spiritual intelligence collection of abilities, capacity and spiritual resources that apply to use in daily life can be increased by its adaptability to individual.  The aim of the research analysis and study of the relationship between intelligence and spiritual Self-control  message in the light unit students Behshahr. For this purpose 357 number of students University of Behshahr message light as an example, the abstract method and the data needed by the use of the questionnaire have been collected.  With the use of the pearson’s correlation  test  and regression test solidarity effort has been to the true theory of the research test.  The research indicates that some of the spiritual intelligence dimensions, no meaningful relationship with controlling students and some had no connection is.  research results show that the controlling and spiritual intelligence connection significantو there is moderate.  The existence of thinking critically, supreme consciousness and expanding consciousness flows with his students-there was a meaningful.  Also componentه meaning personal confidence with his controlling lacked connection is.

Keywords: critical thinking, expand consciousness ,spiritual intelligence , sense of self-making, transcendental awareness,

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

PNU univercity
center in southern Tehran

Thesis Submitted for the Award of

M.A.thesis Edu cational

Department of curriculum development

The relationship between spiritual intelligence and

self control on students PNU Behshahr

……………………

Supervisor: Dr Asadollah Abbasi

Advisor: Dr Tayyebe safaei

 

9/2014

[1]  Krietner&Kinicki

[2]  Snyder

  [3]  Friese&Hofmann

   [4]  Salovay

[5]  Zohar & Marshal

[6]  Immunes

[7]  Gaurdner

[8]  Mayer

[9]  Noubel

[10]  Stenberg

[11]  Ameram

[12]  Zohar & Marshal

[13]  Banastele

[14]  Spayte

[15]  Alkeinze

[16]  Makduonald & Fredman

[17]  King

 

 

دیدگاهها

هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.

اولین نفری باشید که دیدگاهی را ارسال می کنید برای “بررسی رابطه میان هوش معنوی و خودکنترلی دانشجویان پیام نور واحد بهشهر”

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

+ 70 = 76