new5 free

تروریزم بین الملل

199.000تومان

توضیحات

وزارت تـــــحصیــــــلات عـــالــی

دانشگاه طلوع آفتاب

دانشکده حقوق وعلوم سیاسی

دیپارتمنت قضا وڅارنوالی

پایان نامه تحصیلی دوره لیسانس

 

 

 

 

 

تروریزم بین الملل

 

 

 

فهرست مطالب

مقدمه 1

فصل اول. 4

عموميات.. 4

واژه تروريزم : 4

تعريف تروريزم ازنظر کنگره امريکا : 5

تعريف تروريزم 6

تعريف تروريزم ازنظر کنوانسيونهاي بين المللي منطقة مقابله باتروريزم : 6

 تعريف تروريزم از نظر وزارت خارجه ودفاع امريکا: 6

 تعريف تروريزم از نظر وزراي دادگستري اتحاديه اروپا : 8

مفهوم تروريزم : 9

قطعه نامه هاي صادره نمايندگان 167 کشور جهان در باره تعريف تروريزم : 10

مشخصات تروريزم : 11

انواع تروريزم : 12

 تروريزم ناقض حقوق عمومي. 12

 تروريزم سياسي. 12

تروريزم انقلابي : 13

 تروريزم افراطي. 14

 تروريزم چريکي : 14

 تروريزم دولتي : 15

 تروريزم قومي : 15

 تروريزم بين المللي : 16

 تروريزم النفورماتيک : 16

 سوپر تروريزم 17

 تروريزم شيمياي : 17

 تروريزم راديو لوژيکي. 18

 ابر تروريزم : 18

سازمان ملل متحد وتروريزم : 18

فصل دوم 20

کنوانسيونهاي بين المللي منطقه اي مقابله باتروريزم 20

 کنوانسيون سازمان کنفرانس اسلامي درمورد مبارزه با تروريزم : 20

 کنوانسيون مقابله عربي با تروريزم : 21

 کنوانسيون اروپاي مقابله باتروريزم : 21

 کنوانسيون منع ومجازات اعمال تروريستي : 21

 کنوانسيون منع ومقابله با تروريزم : 21

 کنوانسيون هاي منطقه اي درمورد  مقابله با تروريزم : 22

 معاهده همکاري بين کشورهاي مستقل مشترک المنافع : 22

کنوانسيون هاي که سازمان ملل متحد درتصويب آن توافق کرده است: 23

 کنوانسيون توکيو 1963 درخصوصي ايمني هواپيمانوردي : 23

 کنوانسيون لاهه 1970 در مورد هواپيما ربائي وتوقيف غيرقانوني هوا پيما : 24

 کنوانسيون مانتريال 1971 : 24

کنوانسيون هاي بين المللي مقابله با تأمين مالي تروريزم : 24

اصطلاح جرم تروريستي : 26

تروريزم واقدامات انارشيستي : 26

تروريزم وسوء قصد عليه جان افراد : 27

استرداد مجرمين : 28

ماده دوم کنوانسيون سازمان کنفرانس اسلامي : 29

حق شرط در کنوانسيون هاي بين المللي : 30

همکاري قضائي دررابطه با تروريزم : 31

فصل سوم 33

سابقه تروريزم ، القاعده وطالبان در افغانستان. 33

اسامه بن لادن کيست ؟ : 33

شکل گيري وپيدايش طالبان : 35

ملا محمد عمر رهبر طالبان وميزبان تروريزم والقاعده 36

سابقه تروريزم در افغانستان : 39

اتاق فرمان جنگ در کابل : 41

فتواي علمای افغانستان  عليه رهبر تروريزم : 43

واکنشها وموضع گيريها در باره فتواي علماي افغانستان : 43

لست پناه گاه هاي تروريستي پنج سال قبل در افغانستان : 44

فصل چهارم 47

بن لادن معماي که ناکشوده مانده 47

 فهرست مورد ادعاي گروه هاي تروريستي : 49

 سازمان خيريه مورد ادعاي گروه هاي تروريستي : 49

نتيجه گيري از تروريزم بين المللي : 51

تروريزم وسلب امنيت از مسلمانان : 52

 استفاده پشت پرده اسرائيل ازتروريزم : 55

انتقام رژيم پاکستان از پشتونها به نام تروريزم : 56

 دلايل ضديت تروريزم با امريکا : 57

اشغال کويت: 57

 انفجار بم در کنيا و تانزانيا 58

حوادث 11 سپتمبر : 59

طالبان و تروريزم ليلا هلميز نماينده امير المو منين  در امريکا ؟ 61

نتيجه گيري: 65

منابع مأخذ: 68

مقدمه

تروريزم پديده اي تازه نيست بلکه قرنها است که  با ماست ، پديده است که در طول تاريخ ، توسط يكتعداد افرادماجرا جوع وبي بند بار براي ترساندن مردم شريف وعاجز و افرادضعيف از آن بهره جسته اند . تاريخ آکنده از اقدامات ترورستي است که جان بيگناهان بيشماري را گرفته يا زندگي آنها را به خطر انداخته است افراد بيشتررا از حقوق وآزاديهاي اساسي شان محروم ساخته ، مناسبات دوستانه ميان دولتها را در معرض خطر قرار داده تماميت ارضي وامنيت دولتها را به مخاطره افگنده است ، امروز تروريزم هر روز شيوه بيشتري مي يابد ودرحال تبديل شدن به نفوذ مسلط در زندگي ما است ، بر شيوه اي هدايت سياست خارجي دولتها وچگونگي کسب وکار شرکتهاي تجارتي تاثير ميگذارد وسبب تغير نقش وحتي ساختاري نيروهاي امنيتي دولت ها ميشود ، ما را واميدارد تا وقت وپول زياد ي را صرف محافظت از چهره هاي دولتي ، تاسيسات حياتي ، شهر وندان وحتي موجوديت وهويت ملي خويش کنيم ، بر شيوه سفر ومقصد که مسافران براي سفرخود بر ميگزنند تاثير ميگذارد حتي نحوه گذاران زندگي روزمره مارا تحت تاثير قرار ميدهد روزنامه ها، راديوتلويزونها مارا لحظه به لحظه از رکباري جزئيات تند والتهاب آور اخبار وحوادث چشم گيري ترورسيتي از چار گوشه جهان خبر ميدهد

 وماتروريزم را ازراه صفحه اي تلويزون به شکل مستقيم تر در زندگي لمس ميکنم تروريزم اغلب متضمن حمله به قربانياني بوده که در ايجاد شرايط که ظاهراً محرک يا توجيه کننده خشونت تروريستي بوده است هيچ گونه نقش يا مسوليتي نداشته اند .

تروريزم همواره براي قربانيان ماجرا ي بيغبار بوده است ، چه قربانياني که جان خود را ميبازد يا جراحت بر پيکرخويش به يادگارميبرند وچه قربانياني عمومي تري که امنيت خاطر  خود را تا مدت ها از دست ميدهند .

آنچه تروريزم دوران مارا از دورانهاي گذشته متمايز ميسازد اين است که امروز طعاون تروريزم همه ملتها ومناطق را آلوده کرده وازحوزه ها ي ستيز داخلي بر سياست جهان سرازير شده است ، در عصر ما تروريزم ازتهديدي ملي به تهديد بين المللي و جهاني مبدل شده است در عصر جهاني شدن وفن آوري هاي پشرفته ، ديگر اقدامات تروريستي در مرزهاي ملي يا منطقوي نمي ماند تروريستها با جلب مساعدت هم پيمانان فرامرزي ويا تاکيد بر ارتباطات وشبکه هاي ملي ، تقريباً ميتوانند هر جا را اداره کنند اقدامات ترورستي خويش را سازمان دهي کنند وبه اجرا در آورند .

در حال که تروريست ها موفق شده اند خود را با روند جهاني شدن سازگار کنند تلاشها ومساعي ضد ترورستي هم چنان به صورت بخشي از فعاليت هاي ملي باقي مانده  وهم چنين آنها را قادر ساخته است تا از رفت هاي موجود در نظام همکاري بين المللي که براي تعقيب ومجازات شان بر پاشده است بهره جويند وبگريزند .

امابه راستي تروريزم چيست ؟ تنها چند واژه انگشت شماري ديگر مانند (انترنيت) چنين در گفت وگوي روزانه ماريشه دوانيده وبه جزء لاينفک زبان خاص سده بست ويکم تبديل شده اما شناخت ماازآن بر خلاف انترنيت هم چنان با افسانه ها وابهامات بسياري آميخته است . درست مانند خود تروريزم ابهامات هم که اين پديده را احاطه کرده است چند کاملا تازه نيست . بحث در باره تروريزم اغلب سيماي عاطفي يا فلسيفي به خود ميگرد وبه نتيجه گيري هاي ختم ميشود که هر چند بسيار تحسين بر انگيز اند ولي سرشد کار بردي وتوجيه عملي چنداني ندارد .

تروريزم پديده خشونت بار است وتصادفي نيست که هيجانات خشونت آميزي چون خشم وپر خاشگري را بر مي آنگيزد وهمين ها داوري مارا در باره تروريزم مخدوش ميسازد . از سوي ديگر ترورسم ازدير باز به ويژه درنقاط که با آن اندازه از محل وقوع حوادث ترورستي دور بوده اند که هر گونه احساس خطري متضمن باشد به شگفتي فراواني بر انگيخته است . اين شگفتي و ان خشم همواره نظرات وتصورات بسيار متبائين را در باره تروريزم پديد آورده است . قدرت تفکر و داوري ما در باره تروريزم در چيز جايگاه از فرصت طلبي مقامات رسمي ، تبلغات رسانه ها وهيجانات عمومي گرفتار ومحدود شده است ولي سرنوشت تروريزم تاحد زيادي بستگي به واکنش دارد که مردم ونيز مقامهاي مسول در برابر ان نشان ميدهند .

واکنش درست در برابر هر پديده نيز در گروه شناخت صحيح انست مونوگراف حاضر به نام تروريزم بين المللي «غير دولتي » در پنچ فصل تهيه وترتيب شده که فصل اول ان شامل عموميات فصل دوم کنواسيون هاي بين المللي منطقه اي مقابله با تروريزم ، فصل سوم سابقه تروريزم وطالبان در افغانستان ، فصل چهارم دلايل ضد تروريزم با امريکا و فصل پنجم فهرست مورد ادعاي گروه هاي ترورستي ميباشد .

در آخر وظيفه خود ميدانم تا ازاستاد محترم عطاالله عثماني  استاد فاکولته حقوق وعلوم سياسي موسسه تحصيلات عالي طلوع آفتاب که در تهيه وتدوين اين مجموعه ياري مدد رسانيده اند اظهارقدرداني ، سپاس وشکران نموده وازخداوند توانا موفقيت هاي هر چه مزيد شانرا در کليه عرصه هاي زندگي به ويژه در حوزه تعليم وتدريس تمنا مي نمايم .

بااحترام

سید حسن “هادی”

فصل اول

عموميات

1- واژه تروريزم :

 اين واژه از ريشه لاتيني به معناي تر س وترساندن است واژه «ترور» براي نخستين بار درسال 1796 درفرهنگ لغات «فرهنگستان علوم فرانسه » به کار برده شد وتروريزم را چنين معنا کرد : « نظام يا رژيم وحشت » واژه نامه فرانسه روبر دو تعريف براي تروريزم ارئه ميکند .

  • اعمال مستمر خشونت در راهي يک هدف سياسي واعمال خشونت آميزمربوط به آن .

2– رفتار وکردار حاکي ازتحمل ومدارا وايجادي ارعاب .

واژه نامه فرانسوي « لاروس » تروريزم را دردو وجه ترسيم ميکند : وجه اول مجموعه اعمال خشونت آميزي يک سازمان براي ايجاد ناامني يا براي براه اندازي يک دولت مستقر.

وجه دوم شيوه ورژيم خشونت آميزي يک دولت .

فرهنگ اصطلاحات سياسي « دالوز » تروريزم را اقدام سياسي خشونت آميزي افراد يا اقليت هاي سازمان يافته عليه اشخاص ،دارايي ها ونهاد هاي ميداند که براي نيل به اهداف بينظير ، کسب استقلال ازيک دولت ، سرنگوني رژيم حاکم ومبارزه عليه برخي جنبه هاي سياسي يک دولت صورت ميگرد .

فرهنگ اصطلاحات نظامي  «ستاد مشتر ک ارتش ووزارت دفاع امريکا » تروريزم را اين گونه تعريف ميگند : کار برد منظم خشونت غير قانوني با تهديد به کاربردن آن ، به منظور ايجاد ترس ، يا سر کوب يا ارعاب حکومت ها ويا جوامع ، در تعقيب اهداف که عموماً سياسي ، مذهبي ويا ايدئولوژيکي هستند .

تعريف تروريزم ازنظر کنگره امريکا :

 تعريف کنگره امريکا از تروريزم در قانوني موسوم به قانون «نظارت بر اطلاعات خارجي » .

1- در حوزه صلاحيت قضاي امريکا واقع شود وقوانين جنائي آنرا نقض کند .

2- در خارج  ازمرزهاي ملي امريکا واقع گردد .

3- يکي از اهداف زير ا دارا باشد :

الف – اعمال تهديد وزور نسبت به مردم غير نظامي .

ب- اعمال تهديد وزور نسبت به سياست هاي دولتي .

ج- تلاش براي تاثير گذاري بررفتار دولتي به وسيله ادم رباي .

تعريف دولت کانادا نيز بر اساس لايحه 169 مصوبه اي 18 دسامبر 2001 تعريف موسعي از تروريزم ارائه ميدهد . بر اساس تعريف جديد اقدام ترورستي عبارت است از:

فعاليت که در داخل ويا خارج ازکانادا صورت پذيرد وبراساس هر يک از کنوانسيونها وپروتوکول هاي ضد ترورستي ملل متحد تعارض محسوب گردد .

– با اهداف سياسي ، مذهبي وايدئولوژي صورت گرفته وازطريق کشتن عادلانه ، صدمه وبه خطر انداختن جدي حيات يک فرد را ايجاد کند ويا دولت را وادارد به يک اقدام رعب آورنمايد .

– خسارت قابل توجيه به اموال عمومي وارد شود .

تعريف تروريزم

1- تعريف تروريزم ازنظر کنوانسيونهاي بين المللي منطقة مقابله باتروريزم :

درميان کنوانسيونهاي بين المللي منطقة کنوانسيون 1987 کشور هاي اسياي جنوبي ، کنوانسيون 1998 اتحاديه عرب ، کنوانسيون 1999 سازمان کنفرانس اسلامي ، تلاش نمودن حوزه اي از جرايم ترورستي تعريف نمايد . هر سه کنوانسيون به معاهدات بين المللي ديگري که مربوط به مبارزه با تروريزم هستند ، اشاره نموده ودولت هاي عضورا به عمل به مضمون انها دعوت کرده اند .

بند 2 ماده 1 کنوانسيون سازمان کنفرانس اسلامي چنين مقرر نموده است : اصطلاح تروريزم به هر گونه عمل خشونت آميز يا تهديد کننده اطلاق ميشود که عل الرغم مقاصد يا انگزش به منظوري اجرائي برنامه اي مجرمانه اي فردي يا گروهي به منظور ايجادرعب بين مردم يا تهديد به سبب آن يا به خطرانداختن محيط زيست يا هر گونه تاسيسات يا اموال عمومي يا خصوصي يا اشغال يا تصرف آنها يا به خطرانداختن منابع ملي يا تاسيسات بين المللي يا تهديد کردن ثبات ، تماميت ارضي ،وحدت سياسي يا حاکميت کشورهاي مستقل انجام ميگرد .[1]

2- تعريف تروريزم از نظر وزارت خارجه ودفاع امريکا:

– وزارت دفاع امريکا در سال 1983 استفاده باتهديد  غير قانوني به استفاده از زوريا خشونت ازسوي يک سازمان انقلابي عليه افراد يا اموال با نيت وارد کردن يا مرغوب ساختن دولتها يا جوامع سياسي براي مقاصد سياسي يا ايد ئولوژيکي.

– وزارت خارجه امريکا درسال 1948 خشونت با قصد قبلي وبا انگيزه سياسي است که عليه اهداف غير جنگي ازجانب گروه هاي بين المللي يا کارمندان مخفي دولتي ارتکاب ميابد .

آخرين تلاش چند جانبه براي تعريف تروريزم دريک قرار داد بين المللي درماده 5 قرارداد منع بم گذاري تروريستي 1988 ظاهر شده است اين ماده مشعر است «هريک از کشورهاي عضو در صورت ضرورت چنين اقدامات را ازقبيل وضع قانون داخلي درحالت مقتضي ، اتخاذ خواهم نمود به منظور اينکه اطمينا ن حاصيل شود اعمال مجرمانه مندرج درقلمرو اين قرار داد به خصوصي در مورد اينکه جرائم به صورت عمدي حساب شده درجهت ايجاد قضاي ازوحشت در جامعه يا در گروه از اشخاص يا افراد خصوصي باشد . »

شيوه هاي مورد استفاده تروريستها عبارتند از بم گذاري ، حمله به دولتها ، تاسيسات نظامي يا صنعتي « مخصوصاً ميدانهاي هواي» ترور وآدم رباي وديگر انواع گروگان گيري صدمه رساندن شديد به اشخاص .

سه موقعيت ويژه بر رشد فعاليت هاي تروريستي ياري رسانيده است :

1- دسترسي به مخاطباني دور دست ، به همين ترتيب تبلغات براي آن عمل ، ان فرد وهدف تروريست ، ازراه پوششي تلويزوني  ، راديوي وروزنامه ها .

2- تائيد ضمني يا علني ، واغلب حمايت برخي دولتها ازبرخي گروه هاي ترورستي

3- دسترسي به انواع نويني تسليحات  ،که به توانمنديها ي تهاجمي وتدافعي تروريستها مي افزايد .[2]

3- تعريف تروريزم از نظر وزراي دادگستري اتحاديه اروپا :

الف – تروريزم عمل است که سبب ايجاد تنش ، وحشت وترس شده ، دولت يا سازمان بين المللي را به وجود مي آورد .

ب- هر عمل جنائي يا قصد تروريزم ونيز تشکيل سازمانهاي تروريستي با يد شديداً با مجازات روبرو شود .

ج- دستور دهنده گان وحاميان اين اعمال جنائي مانند قتل، گروگان گيري ، هوا پيما ربائي وحمل سلاح وياقصد ترور ، ونيز اعضاي سازمان تروريستي ، مجازات خواهند شد .

ملاحظات در زمينه مفاهيم مختلف : در تعريف هاي قبلي که جديد ترين ان انگليسي ها بر ميگردد ، عامل وانگيزه تروريزم ، سياسي بر شمرده شده واينکه ارزشهاي خشونت آميز يا هر انگيزه اي محکوم شده ولي عامل انگيزه مورد توجه قرار گرفته است .

درموضع گيري جديد اتحاديه اروپاي وسازمان امنيت وهمکاري اروپا عامل وانگيزه ، به طور کلي حذف شده است و ظاهراً پاسخ غير مستقيم به موضع گيري سازمان کنفرانس اسلامي در مورد عامل انگيزه مبارزات مردم فلسطيني براي نيل به آزادي واستقلال ميباشد . بر اساسي ماده 1« کنوانسيون سازمان کنفرانس اسلامي براي مقابله باتروريزم » تروريزم به هر اقدامي خشونت آميز يا تهديد به آن گفته ميشود که صرف از مقاصد مرتکبين آن به منظور ارعاب مردم يا تهديد آنان صورت گيرد وبه موجب به خطر انداختن جان يا امنيت آنان يا به سبب رساندن به محيط زيست يا به يکي از تاسيسات يا اموال خصوصي يا عمومي گردد . [3]

مفهوم تروريزم

 «ترور» در زبان لاتين ، به معناي ترس و وحشت است ، 208 سال قبل ، دادگاه انقلابي فرانسه در مدتي دو سال صد تا سيصد هزار نفر را دستگير و35-40 هزار نفر را به اعدام محکوم کردند . فاصله تا پايان 1793 تا پايان 1794 که ترس و وحشت سرتاسري انقلابي فرانسه در خود فرو برده بود دوران ترور نام گرفت .

ترس ووحشت در دل دشمنان انقلاب . در سال 1798 لغت نامه اکادمي فرانسه چنين نوشت که : مراد از «تروريزم » رژيم است که از سپتمبر ي 1793 تا جنوري 1794 به منظور قلع وقمع دشمنان انقلاب فرانسه حاکم بود . دشمنان انقلاب ، بعد ها عليه انقلابيون به ترور دست پا زدند و اصطلاح « ترور سفيد » را به فرهنگ نامه افزودند.

تروريزم بعدها معناي ديگري يافت ودر آغازقرن اخر به اعمال مجرمانه اطلاق شد که عليه يک دولت ارتکاب مي يابد تا در اذهان عموم يا افراد شخصي ترس ووحشت ايجاد نمايد . مجموع عمومي سازمان ملل در بندهاي 1 و 2 قطعه نامه شماره 210/51 در سال 1999 چنين ميگويد :

الف – همه اعمال ، رويشها و رويداد تروريزم ، جرم ، غير موجه وقوي اند محکوم است . در هر جا واز سوي هر کس ارتکاب يابد .

ب- اعمال مجرمانه که به قصد ايجاد ترس ووحشت در بين عامه مردم گروه از اشخاص يا اشخاص معين به اهداف سياسي ارتکاب مي يابد ، در هر حال غير قابل توجيه است .

قطع نظر از اينکه مرتکبين چه انگيزه هاي سياسي ، فلسفي ، ايدئولوژيک ، نژاد قومي ، مذهبي وغير اينها داشته باشند با وجود وفاق عمومي بر محکوميت تروريزم به معناي مشهور آن که اقدام به عمليات کوروناجوان مردانه است . [4]

قطعه نامه هاي صادره نمايندگان 167 کشور جهان در باره تعريف تروريزم :

 «تروريزم » يکي از مشکلات درمبارزه باتروريزم ، نداشتن تعريف براي اين اقدام است . در حال که مخالفت با تروريزم جنبه اي عام دارد ، يعني تمام مردم همه تشکيلات وکشورها وتمام مراجع بين المللي آنرا محکوم ميکند ، بسياري اعمال خشونت بار مورد تاييد است ، تلاش زيادي براي ارائه تعريف ولي همواره مورد پذيرش قرار نگرفته است پال پيلار که از صاحب نظران موضوع به شمار ميرود ، درمقام تعريف ميگويد : «خشونت ازپيش تعريف شده با جهت گيري سياسي برضد اهداف غير نظامي ازسوي گروه هاي خورده ملي وعوامل مخفي که معمولا براي تاثيرگذاري بر مخاطبان به کار گرفته ميشود » .

عناصر اين تعريف عبارت است از:

الف – طراحي قبلي يعني شخصي يا گروه هي که در مقام ترور هستند طرح ونقشه قبلي دارند . حوادث ارادي يا غير ارادي هر چند وحشت زاي ترور نيست .

ب- جهت گيري سياسي يعني مرتکبين ترور انگيزه سياسي دارد و خواهان به هم زدن وضع موجود اند .

ج- عدم آماده گي براي دفاع ، قربانيان ترور به علت عدم آگاهي از موضوع قادر به دفاع ازخود نيستند .

د- عضويت مخفي درگروه ، يعني فعاليت شان از عمليات نظامي دولتها جدا است . [5]

مشخصات تروريزم :

 تروريزم معمولا داراي مشخصه هاي اصلي ذيل است :

الف – همراه باخشونت فزيکي براي ايجاد ترس ووحشت است .

ب- نا منتظيره صورت ميگرد .

ج- داراي هدف وانگيزه سياسي است .

د- درفضائي خارج ازجنگ رسمي بين دوگروه متخاصم اتفاق مي افتد .

بنابر اين اين اعمال عادي از خشونت يا خشونت جسمي ، ازحوزه تعريف تروريزم برون ميرود وبه اين ترتيب برخوردهاي که معمولا از انها به عنوان « تر ور شخصيت»يا دميشود در اين حوزه قرار نميگرد . بلاخيره شبخونه هاي جنگي که هم نامنتظره وهم خشونت بار است ، به دليل اينکه بين دو گروه متخاصم ودر يک جنگ رسمي اتفاق مي افتد از معقوله ديگر ي ، جز ترور ، بايد شمرده شود .

تروريزم معمولا در فضا وشرايط رخ ميدهد که در ان قدرت به صورت ناعادلانه توضيح شده باشد . در اين فضا از يک طرف قدرت سياسي ، نظامي ، اقتصادي ، اجتماعي بيشتر برخوردار است و طرف ديگر براي جبران ضعف خود به حربة تروريزم متوسل ميشود اين پديده در کشورهاي استبدادي کاملا محسوس است .

سازمان ازادي بخش فلسطين از نظر برخي يک سازمان تروريستي است که فاقد مشروعيت بوده وبراي نيل براي آرمانهاي خود دست به يک سلسله رويشهاي خشونت آميز و« غير قابل قبول » متوسل ميشود . [6]

انواع تروريزم :

 انواع متعدد از تروريزم رايج است که مشهور ترين انها را به صورت ذيل ميتوان دسته بندي کرد .

ا – تروريزم ناقض حقوق عمومي

تروريستي است که براي نيل به يک هدف منحصرا ً جنائي صورت ميگرد مانند ، اقدامات مافيا در ايتاليا وتروريزم مواد مخدر« نارکو تروريزم » امريکاي لاتين . اين نوع تروريزم به لحاظ فقدان بادي عقيده تي به دنبال آزادي عمل خود در برابر قدرت سياسي حاکم است .

  • تروريزم حاشيه اي :

 اين نوع تروريزم که ياد آوري تيوريهاي چريکي چه گوارا است ، به منظور کسب حمايت توده اي ازطريق اعمال تروريستي نظير بم گذاري انجام ميشود . گروه هاي نظيري بادر ماينوف ، فراکسيون ارتش سرخ بريگادهاي سرخ واقدام مستقم از ان جمله اند .

3- تروريزم سياسي :  تروريزم سياسي عبارت از کاربردي منظم قتل نابودي وتهديد به قتل براي ترساندن افراد وگروه ها ، جوامع يا دولت ها براي تصميم در برابر خواست سياسي تروريست ها . به نظر « وليگسون » تروريزم سياسي بر سه نوع است :

الف – تروريزم انقلابي .

ب- تروريزم شبه انقلابي .

ج- تروريزم سرکويگر .

4- تروريزم اجتماعي : معناي نويني تروريزم ، مولد انقلاب فرانسه است يعني زمان که روبسپير ، سن – ژوست وساير ي ژاکوبنها از کار برد حساب شده خشونت اجتماعي« براي حرمت بخشيدن » به حق وعقل وخلاص شدن از شر برخي دشمنان جنائي خود حمايت کردند تروريزم که در ابتداء معناي اجتماعي داشت در اثر استفاده بيش از حد از گيوتين وبين المللي شدن انقلاب فرانسه دست خوشي تغير اساسي شد . در سال 1795 زمنيکه اد موندبرک به « هزاران بيرحمي موسوم به تروريست » اشاره کرد . واژه تروريست به روشني معناي تحقير آميز به خود گرفته بود ازآنزمان به بعد  ،اين واژه جزء از يک بازي اجتماعي سياسي براي محکوم کردن برخي اشکال خشونت اجتماعي ومشروعيت بخشيدن به اشکال ديگران بودن است .

مارکس در ابتدا ازنظر تاريخ نشان ميدهد که سوسيالست هاي انقلابي ومردم مستعمرات هرگز مورد حمايت وقواعد وقوانين جنگ قرار نگرفته اند ( بروژوازي وارتش ان در جنوري 1848 رسم وسنن را احيا نمود که مدت ها از حوزه جنگ رخت بر بسته بود . کشتن زندانيان بي دفاع از ان به بعد ، سرکوب گران شورش هاي مردمي در اروپا وهندوستان به گونه اي کموبيش سخت وجدي از اين سنت پيروي کرده اند واين به راستي « پشرفت تمدن » را نشان ميدهد ).

لينن وقت به قدرت رسيد وگرفتار جنگ قحطي شد ازتروريزم دفاع کرد . در اکتبر 1918 لينن « نامه به کارگران امريکا » را براي او نوشت « چگونه ميتوان بورژوازي را انساني ومشروع دانست واعمال انها مارا به ترور متهم ميکنند . بورژوازي انگليسي اقدامات خود در سال 1949 وبورژوازي فرانسه اقدامات خود در سال 1793 را فراموش کرده است . »

5- تروريزم انقلابي : عبارت است از کاربرد منظم تاکتيک هاي خشونت آميزي ترورستي با هدف ايجاد يک انقلاب سياسي اين تروريزم داراي چهار وجه مشخصه به شرح ذيل است :

الف – پديده است گروهي ونه فردي ف هر چند گروه ها بسيار کوچک باشند .

ب- کاربرد ترور يا ايدئولوژي ويا برنامه اي انقلابي توجيه ناپذير است .

ج – رهبران تروريزم سياسي قادر به بسيج توده ها براي پشتباني برنامه هاي خود هستند

د – داراي ساختارنهادينه شده جايگيزين براي بدست گرفتن قدرت در فرداي پيروزي انقلاب هستند .

از آنجاي که تروريزم انقلابي در پي ايجاد « تغير کامل » در ساختار سياسي يک کشور است . شبه تروريزم به هدفهاي محدود تري نظيري ، واريد کردن دولت به تغير برخي از سياست هاي آن ، دادن اخطار برخي از چهره هاي دولتي يا انتقام گرفتن از اقدامات دولت بسنده ميکند . تروريزم سر کويگر عبارت است از کاربرد منظم اقدامات ترورستي خشونت آميز براي سرکوب ، خاموش کردن ، فرو نشاندن ويا محدود کردن فعاليت گروه ها يا افراد ويا جلوگيري از اشکال گوناگون رفت هاي است که به نظر قدرت سر کويگر نه خوش آيند است که اين نوع ترورست شديدا متکي به عمليات سروس هيا ويژه « دستگاه امنيتي » است که افراد آن براي عمليات شکنجه قتل وفريب آموزش يافته اند .

6- تروريزم افراطي : اين تروريزم به منظور استقرار يک نظام ديکتاتوري انجام ميگرد نظيري استراتژي « تروريزم سياه » در ايتاليا در دهه 1980 ميلادي .

7- تروريزم چريکي : در فرايند انقلابي ويا جنگ آزادي بخشي مشاهده ميشود وهدف آن کسب حمايت توده اي است . در فرايند هاي غير انقلابي هدفش يا ري رساندن به جنبش هاي مقاومت نظير انفجار در اردوگاه هاي آلمان نازي در طول جنگ دوم جهاني بود .

  • تروريزم مذهبي : با تروريزم سياسي نزديک منتهي با خشونت به مراتب فراوان تري ، گروه ترورستي جاپاني شين دي کيو طرفداران هزاره ميلادي از آن جمله اند .

9- تروريزم با انگيزه واحد :« شخصي » از لحاظ هدف نزديک به تروريزم مذهبي است مانند گياهخواري ، محيط زيستي ، سقط جنين و مشابه آن در داخل ايالات متحده بسيار فعال است ، مثل مليشه هاي ميشگان ، کوکلاکس کلان .

10- تروريزم دولتي : اين عبارت که رشه در قاموس مارکسسم دارد بيان گر سياست هاي دولتهاي توتاليتر « راست افراطي » است که با تکيه بر پولس خفيه واقدامات سرکوبگرانه به پيش برد اهداف خود نظيري اسکاداران مرگ دررژيم هاي امريکاي لاتين که وکشتارمخالفين ميپرداختن .

11- تروريزم قومي : آرزوي افتخار ، عدالت ، شهرت وسر زمين در طول تاريخ نظام متشکل از دولت هاي ملي همواره انگيزه اي براي خشونت وراز بوده است ودر گزار از حقوق خانه داني « شهرياران » به حقوق عمومي ملت ها  ، مشروعيت خشونت تغير يافته است وناداري هاي گوناگون گاهي متعارض وحتي فراسرزميني فيودالان قرون وسطي و « حسادت ها » اتحاد يه هاي غالبا ً ناپايه دار خانه دانهاي سلطنتي زمينه را براي نوع خشونت سياسي پيش بيني ناپذير ، غير پاسخ گو يا به اصطلاح امروزي « غير عقلاني » مهيا ميساخت . شايد از نظر تاريخي مشکوک وازنظراخلاقي اغوا کننده باشد که بگويم يکي از نشانه هاي پشرفت اين است که با افزايش نقش حقوق در نظام بين المللي معاصر ، نتيجه نهائي بيشتر به وسيله جنگ ملتها تعين خواهد شد تا به وسيله منازعات فردي . ولي ظهور همزمان اصول خود مختاري ملي وعدم مداخله همراه با حقوق جنگ باعث ظهوري نوع دموکراسي رسمي در نظام بين المللي شده است . شگفت انکه اصول مذکور به ظهورتروريزم قومي هم کمک کرده است تلاشهاي خشونت آميز يک گروه ملي ، محلي يا قومي براي تشکيل يک دولت مستقل .ملت ها يا گروه هاي بسياري مانند فلسطيني ها وجود دارند که به نام يک ملت عمل ميکند وخواستاري برخورداري ازمشروعيت وحمايت هستند که دولت ها از ان بهره مند هستند ، برخي دولتهاي ملي هم به دليل سلطه قدرت هاي بزرگ بر روابط خارجي شان خود مختاري خود را از دست داده يا به خود مختاري کامل دست نيافته اند « مانند کشورهاي امريکاي مرکزي واروپاي شرقي در زمانهاي مختلف » وتاريخ استعمارزداي که هنوز به پايان خود نرسيده ودران اشکال اجتماعي وقومي تروريزم با تلاش خشونت آميز براي تشکيل دولت در هم مي آميزد به خوبي ثبت وضيط شده است

12- تروريزم بين المللي : به همکاري جنبشها تروريزم دهه شصت ميلادي همکاري بين روس ها وکوباي ها در دوران جنگ سرد از طريق ارائه هاي کمک هاي مادي ومعنوي به گروه هاي راست وچپ افراطي اطلاق ميشود همکاري تنگاتنگ با درماينوف ، ارتش سرخ اقدام مستقيم ، تبادل سروس هاي پشتباني و « چند مليتي کردن تروريزم » نيز در زمره اي تروريزم بين المللي به حساب مي آيد .

13- تروريزم النفورماتيک : به ايجاد اختلال در شبکه هاي النورماتيک يک کشور به منظور تحت فشار قرار دادن يا بي ثباتي کردن يک دولت گفته ميشود . اين عمليات احتمالا به نتيجه آني منجر نمي شود . تروريزم النفورماتيک مبتني بر يک استراتژي دراز مدت وکنترول عوامل متعدد است . دراين راستا سه نوع تهاجم النفورماتيک وجود دارد :

الف – اقدام دروني

ب- کاربرد خشونت به منظور انهدام بيروني پايانه هاي النفورماتيک .

ج- حمله به درون شبکه ها ازطريق نفوذ عوامل خارجي وازکار افتادن همزمان آنها با وارد کردن وسروس ،ايجاد ترافيک سنگيني درشبکه هاي ارتباطي وشيوه هاي مشابه . ترورست ها براي نيل به اهداف خود امکاندارد به سه حربة زير متوسل شود :

الف – حمله فزيکي به منظور صدمه زدن به تجهيزات النفورماتيک ازطريق بم گذاري ايجاد آتش سوزي وغيره .

ب- حمله نحوي « سين تاکتيک » از طريق وارد کردن ويروس ، نظير ويروس است .

ج- حمله معناي شيک «سيمانتيک » از طريق ايجاد اختلال در برنامه نوسي .

14- سوپر تروريزم : اين نوع تروريزم با استفاده گسترده ازمواد شيميائي ،  بيولوژيکي ، راديو لوژيکي وهستي صورت ميگرد .

منظور از اين نوع تروريزم وارد آوردن ضربه مرگ بار براي بالا بردن هرچه بيشتر آمار تلفات انساني است .ايجاد ترس شديد گفتگو از يک موضوع بسيار بالا کسب آوانتاژ روحي ايجاد خسارات اقتصادي واجتماعي « براي مثال تهديدي چريک هاي تاميل عليه دولت سريلانکا در کاربرد ي بمباري غير بومي در يک استراتژي جنگي بيولوژيکي عليه محصول چاي سيلان به منظور فلج کردن اقتصاد کشور .

15– تروريزم بيولوژيکي : شيوه هاي متفاوت دارد:  الف – تهيه يک عامل بيولوژيکي از بانکهاي مکروبي .

ب- سرقت از آزمايشگاه .

ج- کشت عامل ازطريق منابع طبيعي .

د- خريد مواد مکروبي از يک رژيم ياغي .

16- تروريزم شيمياي : اين نوع تروريزم با استفاده از عوامل شيمياي ذيل صورت ميگرد :

الف – عامل خون

ب- گازهاي خفه کننده

ج – عاملي تاولزا وگاز خردل .

د- گازهاي عامل اعصاب

ذ- عاملي اعصابي vx سري v

17- تروريزم راديو لوژيکي : اين نوع تروريزم مردم را در برابر ستم هاي کشنده امواج راديو اکتويته قرار بدهد که از سزيوم 137 ايرايد سيوم 192 وکوبالت 60 ساطع ميشود .

18- ابر تروريزم : دراين نوع تروريزم که روي دادي 2001 /9 /11 نمونه بارز ان به شمارميرود ترورست ها با به کار گيري کاميسکاز گونة هوا پيما هاي مسافر بري ويا انگيزه سياسي به کشتار انساني به منظور ايجاد ي « هراس عظيم » مبادرت مي ورزند

سازمان ملل متحد وتروريزم :

 سازمان ملل متحد تلاشهايخود را درمورد تعريف تروريزم از سال 1972 آغاز کرد و سر انجام در سال 1979 گزارش خودرا بدون هيچ گونه تعريف از تروريزم به مجمع عمومي ارائه داد . اين سازمان پس از بررسي هاي طولاني در سال 1989 وطي قطعه نامه اي خود را در خصوصي حق سلب ، تعين سرنوشت واستقلال براي همه مردمان که تحت سلطه رژيم هاي استعماري ونژاد پرست وساير اشکال سلطه بيگانه واشغال خارجي به سر ميبرند مورد تاکيد قرار داد .

قطعه نامه اي 1368 /12/سپتمبر /2001  وپس از روي داد ترورستي 9/11 نيويارک سازمان تلاشهاي زيادي براي محکوم کردن اقدامات ترورستي کشتن ديپلماتهاي ايراني در افغانستان واقدامات طالبان به عمل آورد .

قطعه نامه اي 1368 در فرداي روي دادي 9/11 شوراي امنيت قطعه نامه اي 1368 ر ا به اتفاق آرا به تصويب رساندن که در آن « بر شناساي حق ذاتي دفاع مشروع فردي يا جمعي مطابق منشور ملل متحد تاکيد شده بود » .

  1. داکتر محمد جواد شريعت باقري ، حقوق کيفري بين المللي ( تهران : انتشارات جنگل ، 1384 ) ، صص 178-179 .
  2. عارف رحيم ، لکچرنوت حقوق جزائي بين الملل ، پوهنتون بلح ، پونحي حقوق وعلوم سياسي ، 1385 ، صص45-46 .
  3. داکتر سيد جلالدين مدني ، مباني وکليات علوم سياسي ، جلد ششم (تهران : انتشارات پايدار ، 1383) ، صص 115- 117 .
  4. باقري ، همان اثر  ، صص 177-178 .
  5. مدني ، جلد چهار ،  همان اثر  ، صص 114- 115 .
  6. علي بابائي ، همان اثر ، صص 191-192 .

نقد و بررسی ها

هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است .

اولین کسی باشید که دیدگاهی می نویسد “تروریزم بین الملل”

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

76 + = 84

شناسه محصول: buy209 دسته: ,