new5 free

ذکر در محضر قرآن کریم از دیدگاه صدرالمتالهین

199.000تومان

توضیحات

پايان نامه براي دريافت مدرك كارشناسي ارشد
رشته الهیات گرایش فلسفه و کلام اسلامی

فهرست 

چکیده …… 5
فصل اول: کلیات …. 6
1-1) مقدمه ……. 7
1-2) بیان مساله …. 8
1-3) ضرورت انجام پژوهش ……… 6
1-4) پرسش های پژوهش ……… 9
1-5) روش پژوهش ….. 9
1-6) تعاریف و مفاهیم ….. 9
1-7) پیشینه پژوهش …. 14
فصل دوم: واژه ذکر در قرآن کریم ……. 22
2-1) مقدمه ……… 23
2-2) کاربرد واژه ذکر در قرآن کریم …. 24
2-3) مصادیق واژه ذکر در قرآن کریم …… 31
2-4) حوزه های معنایی ذکر در کاربرد قرآنی ……. 39
2-3-1) حوزه معنایی ذکر بر محور همنشینی …….. 35
2-3-2) حوزه معنایی ذکر بر محور جانشینی …….. 39
2-5) موضوعات ذکر در قرآن کریم …….. 43
2-4-1) یاد خدا …….. 43
2-4-2) یاد قبر و عالم برزخ …….. 50
2-4-3) یاد معاد و قیامت …….. 51
2-4-4) یاد مسائل تاریخی …… 52
فصل سوم: مبانی فلسفی و تفسیری صدرالمتالهین ….54
3-1) مقدمه ….. 55
3-2) جایگاه قرآن از دیدگاه صدرالمتالهین …. 56
3-3) شیوه نگارشی در تفسیر صدرالمتالهین ……. 57
3-4) روش صدرالمتالهین در مطالعه قرآن ….. 59
3-5) صدرالمتالهین و روش های فهم قرآن …….. 62
3-6) روش تفسیری صدرالمتالهین ……… 65
3-7) کشف کلام الهی از دیدگاه صدرالمتالهین ……. 67
3-8) مراتب فهم کلام الهی از دیدگاه صدرالمتالهین …….. 68
3-9) تفسیر باطنی و تفسیر به رای ……… 68
3-10) دیدگاه صدرالمتالهین درباره جنبه های ادبی تفسیر…… 70
3-11) دیدگاه صدرالمتالهین دربارة مباحث فقهی و آیات الاحکام ….. 72
3-12) گرایش صدرالمتالهین به سبک تفسیری عرفاء و اهل اشراق …….. 74
3-13) جایگاه ذکر خدا نسبت به بنده در علم عنایی حق ….. 77
3-14) جایگاه ذکر در اتحاد عاقل و معقول …. 78
3-15) جایگاه ذکر در اسماء و مثل الهی ….. 79
3-16) جایگاه ذکر در حرکت جوهری …….. 80
3-17) جایگاه ذکر در حرکت کیف نفسانی …. 82
3-18) جایگاه ذکر در امکان اشرف و امکان اخص …… 82
فصل چهارم: واژه ذکر در تفاسیر صدرالمتالهین ……. 84
4-1) مقدمه …. 85
4-2) جایگاه صدرالمتالهین در تاثیر ذکر ……… 86
4-3) در تفسیر سوره مبارکه جمعه …….. 90
4-4) در تفسیر سوره مبارکه علی …….. 107
4-5) در تفسیر سوره مبارکه سجده ……… 111
4-6) در تفسیر سوره مبارکه ذاریات ……. 114
4-7) در تفسیر سوره مبارکه زخرف ……. 115
4-8) در تفسیر سوره مبارکه واقعه ….. 115
4-9) نتیجه گیری …… 117
منابع و مآخذ ……… 124

 

چکیده:

نظر به اهمیت و تاکید بر «ذکر» در قرآن، سنت و مکاتب اسلامی و با توجه به اینکه صدرالمتالهین شیرازی یکی از حکما و عرفای بزرگ جهان اسلام است که بر مبنای قرآن کریم و مکاشفه به این موضوع پرداخته است، در این پژوهش ذکر در قرآن کریم از دیدگاه صدرالمتالهین مورد بررسی قرار گرفته است. طبق نتایج این پژوهش صدرالمتالهین حالت ذکر در آیات قرآن کریم را مطابق قرآن، به حالت مثبت و منفی بیان کرده و بطور کلی در تفاسیر خود کاربرد ذکر را در دو مورد «ذکر به معنی یادآوری» و «ذکر به معنی تذکر» آورده است. به اعتقاد صدرا، تذکر نفس موجب تذکر رب خواهد بود و تذکر رب خود موجب تذکر نفس است، و ذکر رب برای نفس عین وجود نفس است، زیرا علم حق به اشیاء از نوع علم «حضوری» است، و مراد از ذکر خدا معرفت و علم است، نه مجرد حرف و صوت و ذکر زبان و آواز بر کشیدن. شیخ اشراق مداومت بر یاد آوردن چیزی و تکرار نام آن را موجب رسیدن به آن می داند. بنابراین، نتیجه اذکاری مانند نماز، روزه، حج و غیره اصلاح قلب است، و اصلاح قلب و نورانی کردن آن عامل انکشاف ذات و صفات و افعال حق تعالی در قلب است، و می فرماید: برترین مردم کسی است که زندگی خود را در آبادانی قلب به ذکر خداوند گذرانده است. صدرالمتالهین تاکید می کند که برای تاثیر ذکر باید حجاب ها و سدها رفع شود و آنها عبارتند از: مال و مقام و تقلید کورکورانه و معصیت. شیخ اشراق می فرماید ذاکر حقیقی راه خدا باید به جایی برسد که حتی به ذکر هم توجه نکند، زیرا همه توجهات به غیر از خدا تاریکی می آورد.

 

فصل اول:

کلیات

1-1) مقدمه:

همانظور که از عنوان این پژوهش قابل برداشت است، هدف این پژوهش بررسی و مطالعه واژه ذکر از دیدگاه صدرامتالهین، از منظر قرآن کریم می باشد. اهمیت واژه ذکر در نزد همه اهل نظر و علم و عرفان بسیار می باشد، به گونه ای که هیچ عارف و عالمی را نمی توان یافت که از ذکر نگفته باشد. در قرآن کریم نیز این واژه بسیار مورد توجه قرار گرفته است و در آیات مختلف و به انحاء گوناگون از این واژه استفاده شده است. این پژوهش در چهار فصل تنظیم شده است. در هر پژوهشی، مقدمتا؛ مطالعه کلیات مربوط به موضوع مورد بحث می تواند به شناخت بهتر و فهم صحیح مطالب مطرح پیرامون موضوع کمک کند. بنابراین، در این فصل به کلیات پژوهش شامل ضرورت انجام پژوهش، اهداف پژوهش، پرسش ها و برخی تعاریف اولیه ارائه می شود. در فصل دوم واژه ذکر از حیث لغوی و معناشناسی مورد بررسی قرار می گیرد. در فصل سوم کاربردها و معانی واژه در قرآن کریم بررسی می شود و در فصل چهارم به مطالعه واژه ذکر در آیات قرآن کریم در تفاسیر صدرالمتالهین می پردازیم.

1-2) بیان مسئله:

مطالعه منابع و کتب دینی نشان می دهد که ذکر در نزد علما و عرفا بعد از اسلام از اهمیت بسزایی برخوردار بوده است. به عبارتی همه فضلا و دانشمندان صاحب نام، در آثار خود از ذکر، برکات و حسنات آن گفته اند و برگی از دفتر معرفت خویش را به آن اختصاص داده اند. در حکمت متعالیه صدرالمتالهین نیز، ذکر به نحو تفسیری و فلسفی مورد تحلیل و بررسی قرار گرفته است. صدرالمتالهین در آثار خود توجه ویژه ای به ذکر و ابعاد آن داشته است. وی در تفسیر قرآن کریم نیز واژه ذکر را مورد توجه قرار داده و به تحلیل ابعاد و موضوعیت آن در آیات قرآن کریم پرداخته است. اما تا کنون این موضوع، یعنی واژه ذکر از دیدگاه صدرالمتالهین در قرآن کریم مورد توجه پژوهشگران قرار نگرفته است. براین اساس و حسب اهمیت این موضوع،در این پژوهش ذکرشناسی صدرالمتالهین مورد نظر است و دیدگاه های او را در این رابطه کشف و بررسی نماید و بنیادهای بینش او و تاثیر آن را در حکمت تفسیری او بازیابد.

 

1-3) ضرورت انجام پژوهش:

«ذکر» یکی از واژگان پرکاربرد و مهم مورد استفاده در قرآن کریم است. اهمیت آن به قدری است که این واژه به همراه مشتقاتش به تناسب مضامین و مفاهیم آیات 292 بار (208 بار در آیات مکی و 84 بار در آیات مدنی)‌ به کار رفته است (روحانی، 1372، 431). خود کلمه ذکر 63 با در ساختارهای صرفی قرآن مختلف به صورت معرف به ال، ترکیب اضافی و … آمده است (همان، 746). بنابراین این واژه جایگاه خاصی در بیان معارف الهی و انتقال پیام وحی دارد. لذا، شناخت ابعاد، کاربردها و مضامین آن در قرآن از اهمیت به سزایی برخوردار است و به درک بهتر کلام الهی کمک خواهد کرد.

1-4) پرسش های پژوهش:

– واژه ذکر در قرآن کریم در چه مفاهیمی بکار رفته است؟
– تفسیر صدرالمتالهین از واژه ذکر در سوره های قرآن کریم چیست؟
– روش تفسیری صدرالمتالهین در رابطه با ذکر در قرآن کریم چیست؟

1-5) روش پژوهش:

روش این پژوهش توصیفی می باشد. در این پژوهش به منظور گردآوری اطلاعات مورد نیاز از روش کتابخانه ای استفاده شده است. بدین ترتیب با مراجعه به منابع و مراجع علمی از قبیل کتب، مقالات، پایان نامه و سایت اینترنتی، مبانی نظری و پیشینه پژوهش مورد بررسی قرار گرفته است و براساس آن تجزیه و تحلیل ها انجام شده است.

1-6) تعاریف و مفاهیم:

معنای لغوی واژه ذکر:
در فرهنگ های لغت، واژه ذکر به کسر ((ذال)) و سکون ((کاف)) به معنای یادکردن و به یاد آوردن بیان شده است (مروتی و ساکی، 1392: 4). این واژه بر مصدر ثلاثی مجرد است و به دو معنا بکار می رود:
1) به ضم ذال (ذُکر) به معنی تذکر و تذکار،
2) به کسر ذال (ذِکر) به معنی یادآوری بکار می رود و از جهت مصداق به دو حالت مثبت (خوب) و منفی (بد) مورد مصرف واقع می شود.
همچنین به حاضر گشتن چیزی در ((دل)) و یاد در قول ((ذکر)) می گویند و لذا گفته اند ذکر بر دو نوع است:
1- ذکر قلبی، که در قلب و بوسیله آن انجام می شود؛
2- ذکر لسانی، که به وسیله زبان و در قالب الفاظ و کلمات صورت می گیرد.
در این معنایی که گذشت، ((ذکر)) ((بدون واسطه)) به معنای حضور در قلب و یا در قول است و هیچ گونه اشاره ای به اینکه کدام یک از آن دو قسم، معنای حقیقی ((ذکر)) می باشد نشده است (الماسی، 1383: 12).
معانی مختلف واژه ذکر:
خلیل ابن فراهیدی برای این واژه معانی چون به یادآوری چیزی، جای شدن چیزی بر زبان، شرافت و خوش نامی، کتابی که تفصیل دین در آن آمده، نماز، دعا و ثنا را می آورد (فراهیدی، 1414 ق: 625). ازهری نیز همه آنچه را که خلیل بن احمد بیان کرده نقل می کند (ازهری، 1422ق: 1286-1287)، و دیگر لغت شناسان نیز به معنایی برخلاف فراموشی چون علو، شرف و خوش آوازگی اشاره کرده اند (جوهری، 1407ق: 665؛ ابن فارس، 1404ق: 358). ابن درید از آن صرفا به ضدفراموشی یاد می کند (ابن درید، 1426ق: 682). مصطفوی در تحلیل مفهوم اصلی ذکر، آن را به یادآوری و تذکر در مقابل غفلت و نسیان معنا می کند، اعم از اینکه این تذکر، قلبی یا زبانی باشد. او حتی معنای مذکر بودن (جنس خلاف مونث) را بر گرفته از این معنا می داند (مصطفوی، 1360: 318). از آنچه که تاکنون بیان شد روشن می شود که واژه ذکر وجوه معانی مختلفی دارد. بعضی از این مفاهیم متنوع، مدلول اصلی و وضعی این لغت نیستند، بلکه مدلول اصلی آن یادآوری است و این واژه به تدریج در استخدام مفاهیم دیگر نیز قرار گرفته است. واژه شناسان و علمای ادب و لغت، معنای اصلی ذکر را یاد کردن و به یادآوردن دانسته اند. البته این واژه در کاربرد قرآنی گستره معنایی وسیع تری دارد (مروتی و ساکی، 1392: 4).
در صحاح آمده است: ذکر و ذکری خلاف نسیان است، همچنین است ذکره، و طبرسی در ذیل آیه 40 از سوره بقره می فرماید: ذکر، حفظ شیء و ضد آن نسیان است (حاجی ها، ). راغب اصفهانی نیز در کتاب مفردات، ضمن بررسی جامعی از واژه ذکر، چنین می گوید: گاه از لفظ کیفیتی برای نفس اراده می شود که به واسطۀ آن، انسان می تواند آن چه از دانش و معرفت اندوخته است، حفظ و نگهداری کند و تفاوت آن با واژه حفظ در آن است که حفظ اطلاق می شود به اعتبار ذخیره نمودن و اندوختن در حافظه و ذکر اطلاق می شود به اعتبار حاضر کردن از ذهن به فضای نفس آوردن و گاه لفظ ذکر به حضور چیزی در قلب و یا بر زبان اطلاق می شود. لذا گفته می شود در تقسیم ذکر، ذکر قلبی و ذکر زبانی.
مرحوم طبرسی (در صاحب تفسیر مجمع البیان) با تفکیک میان قلبی و زبانی؛ کلامی دارد که نشانگر حقیقی بودن ذکر قلبی، و مجازی بودن ذکر لسانی و لفظی دارد:
ذکر همان حاضر گشتن معنی در لفظ است و گاهی نیز ذکر به معنای قول (که جنبه قولی و لسانی دارد) بکار می رود. زیرا قول موجب می شود تا معنی (مفاد الفاظ و کلمات) یاد گردد. در ذکر زبانی کسی واقعا خدا را با زبانش یاد می کند که کلماتی را که خدا در آنها مطرح است با توجه به معانی آنها و با قصد و اراده به کار ببرد؛ چنانچه هر گوینده هدفدار و متوجه وقتی با کسی صحبت می کند، الفاظی را با توجه به معانی آنها کاملا حساب شده انتخاب می کند و به کار می برد؛ بنابراین چون در ((ذکر لفظی و لسانی خدا))، قصد معنا و به نحوی توجه به خدا نیز مطرح است، لذا در این ذکر نیز ذاکر حقیقتا خدا را یاد می کند (حداقل در حد فهمی که از محتوای کلمات برایش حاصل می شود) و به مرتبه ای از مراتب ذکر خدا دست می یابد؛ چنانچه گاهی ممکن است همین ذکر مقدمه ((ذکر قلبی)) هم بشود و بدین وسیله به مرتبه بالاتر از مراتب نائل گردد. برخلاف آن صورتی است که هنگام تلفظ و ادای کلمات هیچ گونه توجهی به مفهوم و معانی آنها ندارد، که این را نمی توان ذکر واقعی نامید؛ چراکه حرکات زبان و به کارگیری کلمات برای او هیچ گونه تاثیری در انتقال معنا به ذهن و نیز یاد خدا و توجه به او ندارد (الماسی، 1383: 18).
در حکمت ذکریه نیز به موضوع ذکر توجه شده است. در این حکمت، «رزق» به همۀ اذکار ظهوری مکمل هویت ذکر نفسیه اطلاق می شود. در همین معنا رزق نسبت به «ذکر نفسیه» بی نهایت، علی الدوام و مستمر بوده و هرگز تمام و قطع شدنی نیست، در همین معنا رزق به منزلۀ اذکار ظهوری نازلۀ حضرت رب در ذاکر شکل می گیرد و کامل می شود و با مرگ تماماً و کمالاً به او اهدای مجدد می شود. در عالم شهود رزق به تدریج و علی الدوام می رسد و در حضور یکجا داده می شود. در همین راستا هویت هماهنگ با ارادۀ خداوند از رزق حلال و هویت ناهماهنگ با ارادۀ حضرت حق از رزق حرام منتشی و مذکور می شود.

معنای واژه ذکر از دیدگاه صدرالمتالهین

در فرهنگ اصطلاحات فلسفی صدرالمتالهین در مورد واژه ذکر آمده است: ذکر نیروئی است که چیزها را از فراموشی حفظ می کند، و بعد از فراموشی مجدداً به قوه دّراکه باز می گردد و در ذهن حاضر شود آن را ذکر گویند و اگر ادراک مسیوق به زوال نباشد اصطلاحاً ذکر نگویند و بالجمله صورت زایله بعد از عودت و حضور به نام ذکر خوانده می شود و اگر مسیوق به زوال نباشد ذکر ننامند پس ادراک مسیوق به زوال را ذکر نامند و در این که آیا خزانه معقولات منفصل الوجود است از انسان یا نه، میان حکما اختلاف است، بعضی گویند منفصل الوجود است و بعضی گویند متصل الوجود (سجادی، 1386: 240).
صدرالمتالهین در رساله سه اصل دربارۀ ذکر می فرماید:
مراد از ذکر خدا معرفت و علم است، نه مجرد حرف و صوت و ذکر زبان و آواز بر کشیدن چنان چه عادت متصوفه این زمان است و نفوس معطله از یاد خالق انس و جان، که ایشان فی الحقیقۀ از ناسیان حق اند نه از ذاکران و از آن جماعت که پروردگار عالم ترک صحبت ایشان را واجب گردانید، بر خاصان خود آن جا که فرموده «فاعرض عَمّن تولی عن ذکرنا و لم یَرِد الّا الحیوۃ الدنیا» ذلک مبلغهم من العلم )) زیرا که این گروه از یاد خدا غافلانند، کجا از اهل دل اند (نصر، 1390).
ذکر تقدیس و شکر از دیدگاه صدرالمتالهین رحمۀ الله علیه ذکر پروردگار است. ایشان در این باره می فرماید: بدان که شکر از مقامات دین است و هر یک از مقامات دین و اخلاق نیکوی سالکان و پویندگان راه خدا، مانند ایمان و عدالت و رضا و توکل و امید و بیم و غیر این ها، در سه رکن خلاصه شده: علم، حال، عمل.
پس شکر مجتمع از علم و حال و عمل است که به هر یک آن ها نام شکر اطلاق می شود ولی علم، همچنان که گذشت، اصل است، و همین طور در تمام مقامات دینی.
پس علم سبب حال و حال علت عمل است، اما علم عبارت از معرفت نعمت است که بداند آن از بخشندۀ نعمت است، و اما حال عبارت از خوشحالی و سروری است که از بخشش و پاداش او حاصل می آید و عمل عبارتست از قیام به آن چه که مورد نظر نعمت دهنده و محبوب اوست، و این عمل به قلب و اعضا و زبان تعلق می گیرد و «ما» ناگزیر از بیان تمام این هائیم تا آن که احاطه به حقیقت شکر حاصل آید. پس می گوییم رکن اول علم است.
همچنین به اعتقاد صدرالمتالهین معرفت به خداوند بالاتر از ذکر تقدیس و توحید است. رکن اول علم است، و آن علم به سه چیز است: علم به عین نعمت و از آن روی که درباره نعمت است، و علم به ذات نعمت دهنده و صفات ارادی او که نعمت و بخشش از او صادر می شود، و این دربارۀ هر نعمت دهنده ای که بر غیر خود می بخشد عمومیت دارد و او را به مقدار بخشش و نعمتش شکری است، ولی دربارۀ خداوند و در آن چه که در آن سخن می گوئیم معرفت به حد کمال نمی رسد مگر آن که دانسته شود، تمامی نعمت ها از جانب اوست و او نعمت دهندۀ حقیقی است و تمامی وسایط مسخر اویند، و این معرفت برتر از تقدیس (به پاکی ستودن) و توحید است زیرا تقدیس و توحید داخل آنست.

 

1-7) پیشینه پژوهش:

مراجعه به منابع علمی از قبیل پایان نامه ها و مقالات تحقیقاتی نشان می دهد تا کنون پژوهشی با این عنوان یعنی “بررسی واژه ذکر در محضر قرآن کریم از دیدگاه صدرالمتالهین” انجام نشده است. ولیکن برخی پژوهش ها توسط محقیقن انجام شده است که از لحاظ مبانی نظری به پژوهش حاضر نزدیکند. در ادامه به مرور برخی از آنها می پردازیم.
دستجردی و کاظمی (1389) جایگاه ذکر در قرآن و بازتاب آن در عرفان اسلامی را مورد تجزیه و تحلیل قرار دادند. نتایج این پژوهش بدین شرح می باشد: «ذکر» یکی از پرکاربرد ترین واژه های قرآنی است که در قرآن مجید به معانی یادآوری، تذکر، قرآن و به طور اخص به معنای «یاد خدا» به کار رفته است. از آنجایی که ذکر و یاد خداوند، نقش مهمی در تکامل معنوی و روحی بشر به عهده دارد، خداوند در قرآن بسیار به آن اهمیت می دهد و آیات متعددی در این باره نازل فرموده است. خداوند در قرآن، بارها پیامبر خویش، مومنان و به طور کلی فطرت های پاک انسان ها را مورد خطاب قرار داده، آنان را به ذکر و یاد خویش سفارش می کند. همچنین در قرآن کریم آیاتی را مشاهده می کنیم که خداوند در آنها، مومنان اهل ذکر را توصیف کرده، آثار ذکر را بر آنان بیان می نماید تا از این طریق، همه دلهای پاک را مجذوب ذکر و یاد الهی نماید. اعراض از ذکر و یاد حضرت حق، عواقبی را برای انسان در پی خواهد داشت. قرین شدن با شیطان، تنگی معیشت و کور محشور شدن در روز قیامت، از جمله عواقب روی گرداندن از ذکر الهی است که خداوند در قرآن، انسان ها را متوجه آن می گرداند و به انذار آنها می پردازد. بسیاری از عرفا و مشایخ صوفیه نیز با استناد به این آیات، اهمیت و ارزش ذکر و یاد حق و آثار به برکات آن را برای سالکان طریق حق، تبیین می نمایند. آنان همواره در سخنان و آثار خویش با بهره گرفتن از آيات قرآن، مریدانشنان را به دوام ذکر و یاد حق فرا می خوانند.
محمودی (1390) در پژوهشی با عنوان ذکر وجودی و شهودی در عرفان اسلامی را مورد بررسی قرار داده است. وی در این پژوهش چنین نتیجه گیری می کند که: اهمیت ذکر در شریعت و طریقت بدان درجه است که در قرآن آیات متعددی درباره ذکر و انواع آن آمده است و در عرفان اسلامی، یکی از ارکان مهم سیر و سلوک است که سالک با دستور شیخ و راهنمای خود، به ادای آن مشغول می شود و پس از مدتی، زبان و قلب او با ذکر انس می گیرد و به مرحله ذکر خفی می رسد. در این حالت، ذاکر به مراحل مشاهده و مکاشفه می رسد. برای رسیدن به این مراحل، باید ذکر بر تمام وجود سالک چیره شود و وجود او در نور ذکر ذوب گردد. ذکر وجودی و شهودی، گونه ای از ذکر خفی است که بر قلب و روح سالک وارد می شود و سالک به وسیله آن به مقام مشاهده و مکاشفه می رسد و در این مرحله، می تواند آنچه نادیدنی است، ببیند و در عالم ملکوت سیر کند تا پرده های اسرار غیب برای او کنار رود و در این حالت است خداوند نشانه های خود را به او نشان می دهد و آنچه را از ازل بوده است، چه بسا برای او به نمایش می گذارند و به وسیله همین ذکر وجود و شهودی است که به قرب الهی می رسد. یکی از گونه های ذکر وجودی و شهودی، نماز است. سالک این عبادت را باید براساس دستور شریعت به جا بیاورد و به مرحله ای برسد که همیشه در حال نماز باشند. منظور از نماز در همه حالات، همان ذکر خفی است که قلب و سّر سالک با آن انس گرفته است.
سلیمانی دره باغی (1391) جایگاه دعا و ذکر را در جهان شناسی سینوی مورد مطالعه قرار داده است. وی در این پژوهش چنین نتیجه گیری کرده است که:
در نظام هستی سینوی، نفوس انسانی تحت تدبیر عقول قرار دارند و در این تاثیر، نفوس فلکی نقش واسطه فیض را بر عهده دارند. بنابراین آنچه برای نفوس حاصل می شود، هر چند اراده و عمل خود انسان زمینه و استعداد دریافت آن را فراهم می سازد ولی از طریق نفوس بر آن ها افاضه می شود.
براساس هستی شناسی سینوی نفوس سماوی، عقول مجرد و در راس آن همه آن ها علت العلل، خداوند متعال؛ از طریق تعقل امور به صورت علم کلی یا جزئی موجب پیدایش پدیده ها در جهان طبیعت می شوند. به همین جهت آنچه در عالم ماده اعم از حوادث معهود و متعارف و حوادث عجیب و غیرمتعارف واقع می شود، قبلا به صورت کلی در عقل مجرد و سپس به شکل جزئی در نفوس سماوی تعقل گردیده است.
ابن سینا سعادت و کمال انسان را در تکامل قوه عاقله می داند و کمال عقل نظری با اتصال به عقل فعال و استغراق در شهود عالم جبروت میسر می شود. دعا و ذکر طریقی برای چنین اتصال و استغراقی است. در واقع سعادت و کمال انسان رسیدن به قرب الهی و تشابه به عقول مجرد است و این تشابه با دعا و عبادت در دنیا حاصل می شود.

.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.

منابع و مآخذ:

1- آشتیانی، سیدجلال (1360)، شرح آراء فلسفی صدرا، تهران، انتشارات نهضت زنان مسلمان.
2- ابن فارس، احمـد، (1404ق). معجم مقاييس اللغه، تحقيـق عبدالـسلام محمـد هـارون، بـيجـا، مكتـب الاعـلام الاسلامي.
3- ابن دريد، محمد بن حسن، (1426). ترتيب جمهری اللغه، ترتيب و تصحيح عادل عبـدالرحمن بـدوي، مـشهد، بنياد پژوهشهاي اسلامي آستان قدس رضوي.
4- ابراهیمی دینانی، غلامحسین (1393). شعاع اندیشه و شهود در فلسفه سهروردی، تهران: انتشارات حکمت.
5- ازهری، محمد بن احمد، (1422). معجم تهذیب اللغه، تحقیق ریاض زکی قاسم، بیروت، دارالمعرفه.
6- الماسی، علی (1384)، ذکر از دیدگاه قرآن و سنت، قم، انتشارات شکوری.
7- امین، محسن (1403ق). اعیان الشیعه، بیروت، دارالتعارف للمطبوعات، ج 9 ص 329.
8- ایوزوتسو، توشی هیکو (1361). ساختمان مفاهیم اخلاقی- دینی در قرآن، ترجمه فریدون بدره ای، تهران، قلم.
9- بابایی، احمد علی، (1382). برگزیده تفسیر نمونه، چاپ سیزدهم، تهران، دارالکتاب الاسلامیه.
10- ثقفي تهراني، محمد، (1398ق). تفسير روان جاويد، تهران، انتشارات برهان، چاپ: سوم.
11- ثعلبی نیشابوری، (1422ق). ابواسحاق احند بن ابراهیم، الکشف و البیان عن تفسیر القرآن، بیروت، دار احیاء التراث العربی.
12- جوادی آملی، عبدالله (1380)، حکمت متعالیه صدرالمتالهین، مجموعه مقالات همایش جهانی حکیم صدرالمتالهین، بنیاد حکمت اسلامی صدرا، تهران.
13- جوهری، اسماعیل بن حماد (1407ق). الصحاح، تحقیق احمد عبدالغفور عطار، بیروت، دارالعلم.
14- حاجی ها، دکتر عباس (1389). کتاب روح و نفس، رگان: انتشارات مختوم، قلی فراغی، چاپ اول.
15- حاجی ها، دکتر عباس (1389). کتاب طبع و شقاوت، جلددوم.گرگان: انتشارات مختوم قلی فراغی، چاپ اول.
16- حسني، ابوالمكارم محمود بن محمد (1381). دقائق الت أويـل و حقـائق التنزيـل، تحقيـق جويـا جهـانبخش، تهران، ميراث مكتوب.
17- حسینی شاه عبدالعظیمی، حسین بن احمد (1363). تفسیر اثناعشری، تهران، اتشارات میقات.
18- حسینی شیرازی، سید محمد (1423ق). تبیین القرآن، بیروت، دارالعلوم.
19- خواجوی، محمّد. (1366). لوامع العارفین فی احوال صدرالمتألهین، تهران: انتشارات مولی.
20- خامنه ای، محمد (1379)، صدرالمتالهین، بنیاد حکمت اسلامی صدرا، جلد یک.
21- دهقان، بمانعلی، (1388)، سبک و شیوه تفسیری صدرالمتالهین در تفسیر قرآن، منبع: فصلنامه پژوهش های فلسفی-کلامی، شماره 5 و 6.
22- دهقانپور، علیرضا (1386)، روش‌های تفسيری از ديدگاه صدرالمتالهین، پژوهش‌های قرآنی، سال سیزدهم، شماره 51-52، ص 306.
23- رازی، فخرالدین محمد بن عمر (1420ق). مفاتیح الغیب، چاپ سوم، بیروت، دار احیاء التراث العربی.
24- راغب اصفهانی، حسین بن محمد (1412ق). المفردات فی غریب القرآن، تحقیق صفوان عدنان داودی، دمش، بیروت، دارالعم، دار الشامیه.
25- روحانی، محمود (1372). المعجم الاحصایی لالفاظ القرآن الکریم، مشهد، بنیاد پژوهش های اسلامی آستان قدس رضوی.
26- سجودي، فرزان (1381). معنا و نامعنا، كتاب ماه ادبيات و فلسفه، تهران، خانة كتاب.
27- سجادی، سیدجعفر (1386). فرهنگ اصطلاحات صدرالمتالهین، ت‍ه‍ران‌: وزارت‌ فرهنگ‌ و ارش‍اد اس‍لام‍ی‌، س‍ازم‍ان‌ چ‍اپ‌ و ان‍ت‍ش‍ارات‌‏‫، چاپ دوم.
28- سورآبادی، ابوبکر عتیق بن محمد (1380). تفسیر سورآبادی، تحقیق علی اکبر سعیدی سیرجانی، تهران، فرهنگ نشر نو.
29- صدرالمتالهین، محمد بن ابراهیم شیرازی (1419). مفاتيح الغيب، الطبعة الاولي، مؤسسة التاريخ العربي.
30- ــــــــــ ، (1981). اسفار، الطبعة الثالثة، دار احياء التراث العربي، بيروت.
31- ــــــــــ ، (1378). سه رساله فلسفي، (متشابهات القرآن، المسائل القدسية، اجوبة المسائل)، تصحيح و تعليق سيد جلال‌الدين‌آشتياني، چاپ سوم، قم: دفتر تبليغات حوزه علميه.
32- ــــــــــ ، العرشيه، تصحيح‌ و ترجمه‌ غلامحسين‌آهني، تهران: انتشارات مولي.
33- ــــــــــ ، (1392). اسرار الآیات، ترجمه و تحقیق محمد خواجوی، انتشارات مولی، چاپ چهارم.
34- ــــــــــ ، (1376). مثنوي صدرالمتالهین، چاپ اول، كتابخانه آيت الله مرعشي نجفي، قم.
35- ــــــــــ ، (1388). کسر الاصنام الجاهلیه، ترجمه محسن بیدار، تهران: انتشارات الزهرا، چاپ سوم.
36- ــــــــــ ، (1360). الشواهد الربوبیة فی المناهج السلوکیۀ. مشهد: المرکز الجامعی للنشر.
37- ــــــــــ ، (1363). المشاعر. تهران: کتاب¬خانة طهوری. چاپ دوم.
38- ــــــــــ ، (1362). مبدا و معاد، ترجمه احمدبن محمد حسینی اردکانی، تصحیح عبدالله نورانی تهران، ستاد انقلاب فرهنگی مرکز نشر دانشگاهی، ص 499.
39- ــــــــــ ، التفسیر، ج 4، صص 169 و 170.
40- ــــــــــ ، (بی تا)، الحکمه المتعالیه فی الاسفار العقلیه الاربعه، قم، جلد یک.
41- ــــــــــ ، (1363). مفاتیح الغیب، با تعلیقات مولی علی نوری، تصحیح محمّد خواجوی، تهران: مؤسسة مطالعات فرهنگی.
42- ــــــــــ ، (1390). رساله سه اصل، تهران: بنیاد حکمت اسلامی صدرا‏‫.
43- ــــــــــ ، (1393). تفسیر سوره جمعه، ترجمه و تصحیح محمد خواجوی، تهران: انتشارت مولی، چاپ چهارم.
44- ــــــــــ ، (1366). تفسير القرآن الکريم، تصحيح محمد خواجوی، مجموعه هفت جلد،ی، قم: انتشارات بیدار، جلد 7، ص 184.
45- ــــــــــ ، (1391)، تفسیر سوره های طارق، اعلی و زلزال یا جلوه های خلقت، تهران، انتشارات مولی، چاپ سوم.
46- ــــــــــ ، (1362)، تفسیر سوره مبارکه سجده، ترجمه رضا رجب زاده، تهران: کانون انتشارات محراب.
47- صفوي، كورش (1379). درآمدي بر معنيشناسي، تهران، حوزة هنري سازمان تبليغات اسلامی.
48- طباطبايي، سيدمحمدحسين (1374). الميزان في تفسير القرآن، قم، دفتر انتشارات اسـلامي وابـسته بـه جامعـة مدرسين حوزة علمية قم.
49- طبرسي، فضل بن حسن (1360). مجمع البيان في تفسير القرآن.
50- طوسي، محمد بن حـسن (بی تا). التبيان في تفسير القرآن، تحقيـق احمـد قـصير عـاملي، بيـروت، دار احيـاء التراث العربي.
51- غزالی، ابوحامد (1407ق). جواهرالقرآن، ج دوم، بیروت، دار آزال.
52- فراهيدي، خليل بن احمد، (1414ق). العين، تحقيق مهدي مخزومي و ابراهيم سامرايي، تـصحيح اسـعد طيـب، قم، اسوه.
53- فراء، ابوزكريا يحيي بن زياد (بی تا). معاني القـرآن، تحقيـق احمـد يوسـف نجـاتي و محمـد علـي نجـار و عبدالفتاح اسماعيل شلبي، مصر، الدار المصريه للتأليف و الترجمه.
54- قرشي، سيدعلي اكبر (1377). تفسير احسن الحديث، چاپ سوم، تهران، بنياد بعثت.
55- قرشی، (1371). قاموس القرآن، چاپ ششم، تهران، دار الکتاب الاسلامیه.
56- کوربن، هانری (1391)، صدرالمتالهین، سازمان انتشارات بدرقه جاویدان، ترجمه ذبیح الله منصوری.
57- مکارم شیرازی، ناصر و جمعی از همکاران (1387)، تفسیر نمونه، تهران: دارالکتاب الاسلامیه، جلد 16.
58- مکارم شیرازی، ناصر (1421ق) الامثل فی تفسیر کتاب الله المنزل، قم، مدرسه امام علی بن ابی طالب علیه السلام.
59- ـــــــــــ، (1374) تفسیر نمونه، دار الکتاب الاسلامیه.
60- مروتی، سهراب و ساکی، سارا (1392)، معناشناسی واژه ذکر در قرآن کریم، آموزه های قرآنی، دانشگاه علوم اسلامی رضوی، شماره 17. ژ
61- مصطفوی، حسن، (1360). التحقیق فی کلمات القرآن الکریم، تهران، بنگاه ترجمه و نشر کتاب.
62- مغنیه، محمد جواد (1424ق). التفسیر الکاشف، تهران، دارالکتب الاسلامیه.
63- نصر، حسين (1382). صدرالمتألهين شيرازي و حكمت متعالية، حسين سوزنچي، چاپ اول، تهران: دفتر پژوهش و نشر سهروردي.
64- نجفی خمینی، محمدجواد (1398ق). تفسیر آسان، تهران، اسلامیه.
65- نصیری، علی (1386). مکتب تفسیری صدرالمتالهین، بنیاد حکمت اسلامی صدرا.
66- نراقی، ملا مهدی، (1388). جامع السعادات، ترجمه کریم فیضی، قم: انتشارات قائم محمد، جلد دوم، چاپ دوم.

نقد و بررسی ها

هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است .

اولین کسی باشید که دیدگاهی می نویسد “ذکر در محضر قرآن کریم از دیدگاه صدرالمتالهین”

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

− 3 = 6

شناسه محصول: buy202 دسته: