new5

سبک رهبری

39.000تومان

توضیحات

52 صفحه

فایل word

تعريف رهبري

1. رهبري عبارت است از هنر يا علم نفوذ در اشخاص به طوري كه با ميل و خواسته خود در جهت حصول به هدفهاي تعيين شده گام بردارند.(عباس زادگان،1376،ص28)

2. «جرج تري » رهبري عبارت است از عمل تاثير گذاري بر افراد به طوريكه از روي ميل و علاقه براي هدفهاي گروهي تلاش كنند. (هرسي و بلانچارد ، 1375، ص71)
3. رهبري يعني قدرت جذب افراد و تاثير و نفوذ در آنها آنچنان كه افراد بطور داوطلبانه شخصيت و رهبري فردي را در يك شرايط معيني بپذيرند. (مير كمالي،1378،ص74)
4. براي درك معني رهبري بايستي سه متغير اصلي را در نظر گرفت:
الف: رهبر (شخصي كه رفتار ديگران را به نفع سازمان و انجام هدف تغيير مي‌دهد)
ب: پيروان يا زير دستان ( اشخاصي كه جلب همكاري آنان براي به ثمر رسانيدن هدف سازمان لازم است)
ج: محيط (محيطي با مشخصات خاص كه در آن گروهي براي رسيدن به هدف مشترك به فعاليت نياز دارند) (عباس‌زادگان، 1376، ص291)

تعريف سبك رهبري ليكرت

«ليكرت » در مطالعاتش دريافت كه سبكهاي متداول رهبري سازمانها را مي‌توان بر روي پيوستاري از سيستم يك تا چهار نشان داد اين سيستمها را مي‌توان به شرح زير توصيف نمود.
سيستم يك رهبري آمرانه- استثماري : اين نوع رهبري به زيردستان هيچ اعتماد و اطميناني ندارد زيرا كه آنها را به ندرت در فراگرد تصميم گيري شركت مي‌دهد. همه تصميمات و هدفگذاري‌هاي سازمان در راس انجام مي‌گيرد و از طريق زنجيره فرمان به پايين منتقل مي‌شود . زير دستان مجبور هستند با ترس، تهديد، تنبيه،پاداشهاي اتفاقي و رضايت در سطح فيزيولوژيكي و ايمني كار كنند. كنش و واكنش متقابل اندكي كه ميان رئيس و مرئوس اتفاق مي‌افتد معمولا با ترس و بدگماني همراه است . فراگرد كنترل شديد در سطح رهبري عالي متمركز است و معمولا در اين شرايط يك سازمان غير رسمي‌تشكيل مي‌شود كه با اهداف سازمان مخالفت مي‌ورزد.
سيستم دو رهبري خيرخواه – آمرانه: اين نوع رهبري بر خلاف نوع اول پدرانه است يعني اعتماد و اطمينان توام با مدارائي نظير اعتماد و اطمينان ارباب به خدمتكار، نسبت به زير دستان دارد. در حالي كه تمام تصميمات و تعيين هدفهاي سازمان در راس انجام مي‌گيرد. بعضي از تصميمات در چهار چوب تجويز شده‌اي در سطوح پايين تر اتخاذ مي‌شود پاداشها و برخي تنبيهات عملي بالقوه براي انگيزش كاركنان بكار برده مي‌شود. هر نوع كنش و واكنش متقابلي بين رئيس و مرئوس با مدارا و ارفاق از طرف روسا و با ترس و احتياط از طرف مرئوسين صورت مي‌گيرد. درحاليكه فرا گرد كنترل همچنان در دست رهبر متمركز است برخي نيز به سطوح متوسط و پايين تر تفويض مي‌شود. معمولا يك سازمان غير رسمي‌شكل مي‌گيرد ولي هميشه در مقابل هدفهاي سازمان مقاومت نمي‌كند.
سيستم سه – رهبري مشاورتي: اين مديريت اطمينان و اعتماد قابل توجه ولي نه كامل به زير دستان دارد. درحاليكه خط و مشي‌هاي كلي و تصميمات مهم در سطح عالي اتخاذ مي‌گردد به زير دستان نيز اجازه داده مي‌شود كه در سطوح پايين‌تر در موارد خاص و تخصصي به تصميم‌گيري بپردازند ارتباطات در جهت بالا و پايين سلسله مراتب جريان مي‌يابد. پاداشها و تنبيهات اتفاقي و تا اندازه‌اي مشاركت در كار براي انگيزش نيروي انساني مورد استفاده قرار مي‌گيرد. كنش و واكنشهاي متقابل متعادلي بين رئيس و مرئوسين جريان دارد كه غالباً با اطمينان و اعتماد همراه است. جوانب مهم فراگرد كنترل به پايين واگذار مي‌شود و اين دو كار در هر دو سطح بالا و پائين با اساس مسئوليت توام است. سازمان‌هاي غيررسمي‌ممكن است شكل بگيرد ولي يا هدفهاي سازمان را تاييد مي‌كند يا تا اندازه‌اي در مقابل آن مقاومت مي‌ورزد.
سيستم چهار- رهبري مشاركت گروهي : در اين نوع رهبري رهبر به زير دستان اعتماد كامل دارد با اينكه تصميم گيري به طور وسيع در سراسر سازمان توزيع مي‌گرددولي از يك وحدت و يگانگي برخوردار است. ارتباطات نه فقط در جهت بالا و پايين بلكه بين گروه‌ها جريان دارد. انگيزش كاركنان بر اثر مشاركت مستقيم آنان در تعيين پاداشهاي اقتصادي، هدفها، بهبود روشها و ارزشيابي پيشرفت در جهت هدفها بوجود مي‌آيد. تحت اين نوع رهبري كنش و واكنش متقابل رئيس و مرئوس گسترده، دوستانه و توام با اطمينان و اعتماد فراوان است. از لحاظ فراگرد كنترل مسئوليت جمعي و گسترده ‌اي وجود دارد كه واحدهاي پايين تر كاملا در آن مشاركت دارند. سازمانهاي رسمي‌و غيررسمي‌غالبا يكي هستند. لذا همه نيروهاي اجتماعي از كوششهايي كه براي تحقق هدفهاي سازماني بعمل مي‌آيد جانبداري مي‌كنند (هرسي و بلانچارد، 1375، ص76)

بخش اول : رهبري

مقدمه :

هر چند به تعداد افرادي كه درصدد ارائه تعريفي از رهبري برآمده‌اند، به همان تعداد تعريف براي رهبري وجود دارد ولي از نظر مديريت، رهبري فرآيند هدايت و اعمال نفوذ بر فعاليتهاي گروه يا اعضاي سازمان مي‌باشد، چنين تعريفي چهاركاربرد مهم دارد.
نخست، رهبري، در مورد كسان يا افراد ديگري مثل زيردستان يا پيروان مطرح مي‌شود.
چون اين افراد يا پيروان بايد دستورات رهبري را بپذيرند، درصدد تعيين مقام و منزلت ولي يا رهبر بر مي‌آيند و در نتيجه فرآيند رهبري را امكان پذير مي‌سازند. همة ويژگي ها و خصوصيت هاي رهبري، بدون وجود پيرو و زيردست، به هيچ تبديل خواهد شد.
دوم، رهبري مستلزم توزيع نابرابر قدرت بين رهبر و اعضاي گروه مي‌شود. اگرچه اعضاي گروه بدون قدرت نيستند و مي‌توانند فعاليت‌هاي گروه را از راههاي متعدد و گوناگون شكل دهند، ولي ترديدي نيست كه معمولاً قدرت رهبر بسيار بيشتر است.
سومين جنبه رهبري توانايي وي در به كارگيري شكل هاي مختلف قدرت براي اعمال نفوذ بر رفتار پيروان از راههاي گوناگون است. در واقع اين رهبران هستند كه مي‌توانند بر كاركنان و اعضاي سازمان اعمال نفوذ نمايند به گونه‌اي كه آنها براي خير و صلاح شركت فداكاري يا ايثار نمايند.
چهارمين جنبة رهبري آميزه اي است از سه جنبة نخست و آگاهي از اينكه رهبري با «ارزش ها» سروكار دارد. رهبري معنوي با ارزشها سروكار دارد و ايجاب مي‌كند كه دربارة راهها وگزينه هايي كه در پيش رو قرار دارد به پيروان آگاهي لازم داده شود تا آنها بتوانند هنگام واكنش نشان دادن در برابر پيشنهاد يك رهبر جهت رهبري، انتخابي آگاهانه بنمايند. ( استونر ، فري من وگيلبرت ، 1935، ص 804)

تعريف رهبري

ـ كيمبل وايلز ، رهبري عبارت از هر نوع كنشي است كه براي تعيين هدفها و مقاصد جمعي و وصول به آنها صورت مي‌گيرد. ( طوسي، 1377، ص 26 )
ـ فن بهتر بسيج كردن و بهتر سامان دادن و بهتر سازمان دادن و بهتر كنترل كردن نيروهاي انساني و بكاربردن آنها. (مطهري، 1364، ص 235)
ـ جرج تري ، رهبري عبارت است از عمل تأثيرگذاري بر افراد بطوريكه از روي ميل و علاقه براي هدفهاي گروهي تلاش كنند (پال هرسي و كنت بلانچارد ، 1972، ص 71).
ـ رابرت تاننبوم ، ايرونيگ و چلر و فرد مازاريك ، رهبري را بعنوان تأثيرگذاري بين افراد تعريف مي‌كنند كه در وضعيتي اعمال مي‌شود و بوسيلة فراگرد ارتباط بسوي تحقق هدف يا هدفهاي خاصي معطوف مي‌گردد. (پال هرسي و كنت بلانچارد، 1972، ص 71)
ـ هارولد كونتز و سيرل اودانل مي‌نويسند كه رهبري تأثيرگذاري بر افراد است تا تحقق هدف مشتركي را دنبال كنند. ( پال هرسي و كنت بلانچارد، 1972، ص 71 )
ـ هنر يا علم نفوذ در اشخاص به طوري كه با ميل و خواستة خود در جهت حصول به هدفهاي تعيين شده گام بردارند. ( ميرسپاسي، 1369، ص 39 )

.

.

.

.

.

.

.

.

فهرست منابع فارسي

  1. الواني، سيد مهدي: مديريت عمومي‌، چاپ شانزدهم، نشر ني، 1380.
  2. استونر، جيمزآرتور فينچ. آر، ادوارد فري من، دانيل آر، گيلبرت: مديريت(سازماندهي، رهبري، كنترل) ترجمه علي پارساييان و محمد اعرابي، جلد دوم، چاپ اول، تهران، دفتر پژوهشهاي فرهنگي، 1379.
  3. اسماعيلي، حسن: بررسي رابطه رضايت شغلي و عملكرد آموزشي معلمان مقطع ابتدايي آموزش و پرورش منطقه 18 تهران، دانشگاه تربيت معلم، 1373.
  4. بحرالعلوم، حسين: ارتباط بين فرهنگ سازماني و سبك مديريت با رضايت شغلي كارشناسان تربيت بدني شاغل در تهران، دانشكده تربيت بدني دانشگاه تربيت معلم، 1378.
  5. برنجي، محمدرضا: مديريت آموزشي و آموزشگاهي، چاپ اول، گلچين،1371 .
  6. بست، جان: روش‌هاي تحقيق در علوم تربيتي و رفتاري، ترجمه شريفي، حسن پاشا و طالقاني، انتشارات رشد، تهران. 1370.
  7. پاركينسون، نورث‌كوت، رستم جي و ساپر: انديشه‌هاي بزرگ در مديريت، مهدي ايران نژاد پاريز(مترجم)، تهران، انتشارات بانك مركزي جمهوري اسلامي‌ايران، 1369.
  8. پرداختچي، محمد حسن:«مديريت آموزشي به عنوان قلمرو حرفه‌اي» مجله مديريت در آموزش و پرورش، شماره 3، بهار 1374
  9. پرهيزكار، كمال: روابط انساني در مديريت، تهران، انتشارات اشراقي، 1368.
  10. جاسبي، عبداله: اصول و مباني مديريت، 1367.
  11. جعفر پور منفرد، سعيد: بررسي رابطه بين سبك‌هاي رهبري ليكرت با ميزان رضايت شغلي دبيران مدارس پسرانه شاهد شهر تهران، دانشكده علوم اجتماعي وروان‌شناسي دانشگاه آزاد اسلامي، 1383.
  12. داشخانه، فاطمه: رابطه بين ميزان مقبوليت مديران نزد معلمان با رضايت شغلي معلمان در مقطع متوسطه شهر تهران، دانشكده روانشناسي و علوم تربيتي دانشگاه علامه طباطبايي، 1373.
  13. دسلر، گري: مباني مديريت، ترجمه داود مدني، جلد دوم، تهران، چاپ آرين، 1368.
  14. دلاور، علي: روش تحقيق در روانشناسي و علوم تربيتي، 1380.
  15. ديويس، كيت و نيواستروم، جان: رفتار انساني در كار(رفتار سازماني) ترجمه محمد علي طوسي، تهران، مركز آموزش مديريت دولتي، 1377.
  16. رابينز، استيفين پي: رفتار سازماني، مترجمان علي پارساييان و سيد محمد اعرابي، جلد دوم، چاپ ششم، تهران، دفتر پژوهشهاي فرهنگي، 1384.
  17. رضائيان، علي: مديريت رفتار سازماني، چاپ دوم، تهران، انتشارات سمت، 1380.
  18. ساعتچي، محمود: روانشناسي در كار، سازمان و مديريت، چاپ اول، مركز آموزش مديريت دولتي، تهران، 1369.
  19. سرمد، غلامعلي: روابط انساني در سازمان‌هاي آموزشي، چاپ اول، انتشارات سمت، تهران، 1378.
  20. سليمي، قربانعلي: مقدمه‌اي بر روش‌هاي تحقيق در آموزش و پرورش، انتشارات بعثت، 1370.
  21. شفيع‌آبادي، عبداله: راهنمايي و مشاوره شغلي و حرفه‌اي، چاپ ششم، نشر رشد، تهران، 1372.
  22. عباس‌زادگان، سيد محمد: مباني اساسي در سازماندهي و رهبري، چاپ اول، انتشارات شركت سهامي انتشار، 1376.
  23. عباس‌‌زادگان، سيد محمد: مديريت بر سازمانهاي نا آرام، چاپ اول انشارات كوير، تهران، 1379.
  24. علاقه‌بند، علي: مباني نظري و اصول مديريت آموزشي، چاپ هشتم، تهران، نشر روان، 1376.
  25. علاقه‌بند، علي: مديريت عمومي، چاپ چهارم، تهران، نشر روان، 1378.
  26. علوي، سيد امين‌اله: روانشناسي مديريت و سازمان(رفتار سازماني)، تهران، انتشارات مركز آموزش مديريت دولتي، 1371.
  27. گريفين، مورهد: رفتار سازماني، ترجمه سيد مهدي الواني و غلامرضا معمار زاده، چاپ هشتم، تهران، انتشارات مروايد، 1383.
  28. محمد زاده، عباس و مهروژان، آرمن: رفتار سازماني(نگرش اقتضايي)، چاپ اول، انتشارات دانشگاه علامه طباطبايي، تهران، 1375.
  29. مراد ابراهيم‌پور، مهرداد: بررسي رابطه بين سبك مديريت با اضطراب و افسردگي دبيران دبيرستانهاي شهرستان سبزوار، پايان نامه كارشناسي ارشد، دانشكده علوم تربيتي و روانشناسي دانشگاه شهيد بهشتي، 1378.
  30. مطهري، مرتضي: امامت و رهبري، چاپ اول، قم، انتشارات صدرا، 1364.
  31. مقيمي، سيد محمد: سازمان و مديريت(رويكردي پژوهشي) انتشارات ترمه، تهران، 1377.
  32. مويد، پيرايه: بررسي نحوه برخورد مديران دانشگاه شهيد بهشتي با تعارض و ارتباط آن با رضايت شغلي كاركنان رسمي دانشگاه از ديدگاه كاركنان، پايان‌نامه كارشناسي ارشد. دانشكده علوم تربيتي و روانشناسي دانشگاه شهيد بهشتي، 1382.
  33. ميرسپاسي، ناصر: مديريت منابع انساني و روابط كار، چاپ هفتم، ناشر مولف، 1369 .
  34. ميركمالي، سيد محمد: رهبري و مديريت آموزشي، چاپ چهارم، نشر رامين، 1375.
  35. وايلز، كيميل: مديريت و رهبري آموزشي، ترجمه محمد علي طوسي، چاپ هفتم، تهران، مركز آموزش مديريت دولتي، 1377.
  36. هرسي، پال و كنت بلانچارد: مديريت رفتار سازماني(كاربرد منابع انساني)، ترجمه دكتر علي علاقه بند، چاپ دوازدهم، تهران، موسسه انتشارات اميركبير، 1375.
  37. همتي، طاهره: بررسي رابطه جوسازماني با رضايت شغلي دبيران دبيرستانهاي دخترانه شهر تهران در سال تحصيلي 81-80 ، پايان نامه كارشناسي ارشد، دانشكده علوم تربيتي و روانشناسي دانشگاه شهيد بهشتي، 1381.
  38. هومن، حيدر علي: استنباط آماري در پژوهش رفتاري، تهران، 1373.
  39. هوي، وين. ميسكل، سيسل: تئوري،تحقيق و عمل در مديريت آموزشي، ترجمه عباس‌زاده، ميرمحمد، چاپ اول، اروميه. 1371.

فهرست منابع خارجي :

  • Mckee,Jane Gallimore, Leadership Styles of Community College Presidents and Faculty Jof Satisfaction, Jan Mar, 1991.
  • Heller,H.William, and others, the Relation ship bitween theacher Job satisfaction and principal Leadership style, 1993.
  • Stout,John,k. Supervisors,structucturing and Consideration Behaviors and Workers, Job Satisfaction, Stress, and Healt problems, 1984.
  • Ciriello,Marria.j,catholic School teachers viws of Job Satisfaction and Word Cirumstances and the Relationship to Commitment, Boston, 1990.
  • Arnold H.J,Feldman D.C organizational behavior, (singapor: Mcgraw-Hill.I.N.C.1986) P.86.

دیدگاهها

هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.

اولین نفری باشید که دیدگاهی را ارسال می کنید برای “سبک رهبری”

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

− 1 = 9