new5

106

فایل Word

فهرست مطالب

 

عنوان صفحه

چکيده 1

 

فصل اول: کليات تحقيق

1-1-مقدمه 3
1-2-بيان مسئله 4
1-3- ضرورت و اهميت انجام تحقيق 6
1-4-پرسش‌هاي تحقيق 6
1-4-1-پرسش اصلي 6
1-5-فرضيه‌هاي تحقيق 6
1-5-1-فرضيه اصلي پژوهش: 6
1-5-2-فرضيات فرعي پژوهش 6
1-6-اهداف تحقيق 7
1-6-1-هدف اصلي 7
1-6-2-اهداف فرعي: 7
1-7-پيشينه تحقيق 7
1-8-روش تحقيق 8
1-9-جامعه آماري و حجم نمونه آماري 8

 

فصل دوم: مباني نظري تحقيق

بخش اول 10
2-1- ويژگي‌هاي شعر سعدي 10
2-1-1-ويژگي‌هاي شعر سعدي 11
2-1-2-نکات دستوري 14
2-1-3-ايجاز 15
2-1-4-موسيقي کلام 16
2-1-5-طنز و ظرافت 17
2-1-6- تمهيدات شعري(فراهنجارهاي شعري) 17
2-1-7-هنجارگريزي 23

 

فصل سوم: روش شناسي تحقيق

3-1-هنجارگريزي هاي متداول در اشعار و غزليات سعدي 25
3-1-1-تشبيه (SIMILE) 27
3-1-2-تشبيه بليغ (اضافه تشبيهي) 27
3-1-3-تشبيه عقلي به حسي 29
3-1-4-حسّي به حسّي 29
3-1-5-تشبيه بليغ عقلي به عقلي 30
3-1-6-تشبيه مجمل و مؤکّد 31
3-1-7-تشبيه تفضيل 32
3-1-8-تشبيه مرکب 33
3-1-9-تشبيه مضمر 33
3-1-10- تشبيه مطلق (صريح) 34
3-1-11-استعاره ( METAPHORE) 34
3-1-11-1-استعاره مصرّحه 35
3-1-11-2-تشخيص 36
3-1-11-3-استعاره مکنيه 36
3-1-11-4-تشخيصي که با صفت شناخته مي شود 37
3-1-11-5-تشخيصي که با خطاب ساخته ميشود 37
3-2- تجلي ويژگي‌هاي شعر سعدي در شعر شاعران 38
3-2-1-سهراب سپهري 39
3-2-2-ويژگي‌هاي شعري سهراب 41
3-2-3- کاربرد تشبيهات تازه و بررسي آن 41
3-2-4- تشخيص‌هاي نو 42
3-2-5- واژگان کاربردي در شعر سهراب سپهري 42
3-2-6- قرآن در‌انديشه و کلام سهراب سپهري 43
3-3-هنجارگريزي 44
3-3-1-هنجارگريزي واژگاني 45
3-3-2-هنجارگريزي نحوي 45
3-3-3-جابه جايي مضاف و مضاف اليه 46
3-3-4-جابه جايي صفت و موصوف 46
3-3-5-کاربرد فعل لازم با مفعول مستقيم 46
3-3-6- هنجارگريزي آوايي 47
3-3-7-هنجارگريزي زماني 47
3-3-8-هنجار گريزي سبکي 47
3-3-9-هنجارگريزي گويشي 48
3-3-10-هنجارگريزي نوشتاري 48
3-3-11-هنجارگريزي معنايي 48
3-4- فروغ فرخزاد 49
3-5-ويژگي‌هاي شعري فروغ فرخزاد 51
3-6- زبان شعري فروغ 52
3-7- هنجارگريزي ها در شعر فروغ 52
3-7-1-فراهنجاري معنايي 52
3-7-2-پارادکس (باطل نما) 53
3-7-3-تشبيه و استعاره 57
3-7-4-تشخيص يا انسان نمايي 62
3-7-5-هنجار گريزي سبکي 66

 

فصل چهارم: تجزيه و تحليل

4-1-تحليل فراهنجاري‌هاي سعدي و تاثير آن بر سهراب سپهري و فروغ فرخزاد 74
4-1-1-فراهنجاري دستوري 75
4-1-2-به کار گيري تعابير زباني و دستوري غير متعارف 76
4-1-3-استفاده از ترکيبات زنجيره‌اي و پيوسته 77
4-1-4-تغيير و تعويض نقش و جايگاه اسم و صفت و قيد 78
4-1-5- استفادهي نامتعارف و کارکردهاي متفاوت مصدر 79
4-1-6- استفادهي نامتعارف از منادا و دعا 80
4-1-7- کاربرد « و» عطف در ابتداي هر سطر 81
4-1-8-بکار بردن پسوند جمع ساز “ان” 81
4-1-9-کهن گرايي واژگاني 82
4-1-10-جا به جايي ارکان جمله 83
4-1-11-حذف عناصر جمله 84
4-2-فراهنجاري واژگاني 84
4-2-1-کلمات مرکب 85
4-2-2- ترکيبات اضافي 85
4-2-3-اسم + صفت 85

 

فصل پنجم: بحث و نتيجه گيري

5-1-بحث و نتيجه گيري 88
5-2-پيشنهادات 90
5-3- معايب پژوهشي 90
منابع 91

 

 

چکيده

در ادبيات کهن و معاصر پارسي شاعران بزرگ جلوه‌هاي گوناگون از هنجارگريزي را به کار گرفته‌اند و به جرات مي‌توان ادعا کرد بسامد کاربرد اين گونه هنجار گريزي‌ها در شعر سعدي بيشتر است. سعدي در برخي ظرافت‌هاي ادبي بي مانند بود حتي گاهي از رويه عادت خارج شده و به فراهنجاري خواسته يا ناخواسته متوسل مي‌شود. ظرافت‌ها و بدايع هنري سعدي تا آنجا پيش رفته که سبب گرديده برخي شاعران سبک نيمايي، آزاد و… از اين ظرافت‌هاي پيروي کرده و به هر نحوي شده آن را در شعر خود بگنجانند. به صراحت مي‌توان تاکيد کرد که سعدي در هنجار گريزي‌ها و ساختار شکني‌هاي معنايي به حس شعري خود بي نظير بوده و عمده شاعران امروزي هنجارگريزي در اشعار سعدي را بيش از هر شاعر ديگري حس کرده و اغلب به هر نحوي آن را در شعر خود گنجانده‌اند لذا هدف از انجام پژوهش حاضر بررسي ميزان اثر گذاري سعدي بر تني چند از شاعران سبک نيمايي است. به همين منظور سهراب سپهري و فروخ فرخزاد به لحاظ تبعيت از هنجارگريزي‌هاي سعدي براي اين پژوهش انتخاب شدند. اين پژوهش به شيوه ي کتابخانه‌اي و تجزيه و تحليل عقلاني انجام گرفت. جامعه آماري پژوهش حاضر براساس مقالات و کتب مطالعه شده انتخاب شد. شيوه گردآوري اطلاعات در اين کار، نخست منابع موردنياز و مربوط به ادبيات پژوهش گردآوري و پس از مطالعه و فيش برداري به تحليل و بررسي داده‌ها پرداخته شد. با توجه به حس ناب و مردانه‌اي که سهراب در بيان شعري خود دارد و با توجه به اينکه فروغ بيشتر ظرافت‌هاي زباني زنانه را در آثار خود گنجانده و هچينين با توجه به نکته بيني ها و ظرافت انديشه ي سهراب در وصف خود و محيط خود مي‌توان به اين نکته اشاره کرد تاثير پذيري سهراب از شعر سعدي ملموس‌تر و پر رنگ‌تر از فروغ بوده اما ناگفته نماند که در اين الهام پذيري اين علاقه‌اي شديد سهراب به سعدي بوده که در رگ شعري او دميده شده و سبب گشته سهراب در اين حيطه خوش بدرخشد.

فصل اول
کليات تحقيق

1-1-مقدمه
در شعر و ادب فارسي، چند تن از شاعران برجسته و صاحب سبک وجود داشته‌اند که در زمينه ويژه در شعر شاعران به از خود تاثير گذاشته‌اند. براي مثال، فردوسي در شعر حماسي و شيفتگي نسبت به وطن اش ايران سرآمد ست؛ خيام در سرودن رباعيات فلسفي، مولانا در بيان‌انديشه‌هاي عرفاني در قالب داستان و غزل عرفاني و حافظ در سرودن غزل‌هاي عاشقانه و عارفانه پر رمز و راز و خيال انگيز، سخن را به نهايت اوج و کمال رسانده‌اند، اما سعدي و غزل او بي نظير است. به جرأت مي‌توان گفت که هيچ شاعر و نويسنده‌اي در تاريخ زبان و ادبيات فارسي به‌اندازه سعدي بر نحوه تعبير و تحرير شعر و غزل فارسي تسلط نداشته اند تا آنجا که امروز هم بقاياي اين نفوذ و تأثير در گفتار و نوشته مردم باقي است.
اين ويژگي به دو سبب است: يکي جامعيت‌انديشه‌ها و مفاهيم و مضامين و نيز استواري و شيريني و سادگي و رواني و موزوني سخن سعدي؛ ديگر، رواج شگفت انگيز آثار وي از زمان حيات او تا عصر حاضر (يوسفي، 1373: 245).
سخن سعدي در هر دو نوع، نظم و نثر، کم نظير است. گلستان در نثر مسجّع و بوستان به در جايگاه يک مثنوي حکمي- اخلاقي و قصايد اجتماعي او هر کدام دريچه‌اي نو به روي زبان فارسي گشوده‌اند، اما غزل او، از جهات گوناگون در شعر فارسي با نوآوري همراه است. شهرت او بيشتر در غزل است که حتي مايه رشک معاصران نيز همچون همام تبريزي، کسرايي، شفيعي کدکني و ديگران گرديده است و امير خسرو و خواجه حسن و خواجوي کرماني نيز او را در اين شيوه استاد مسلّم برشمرده‌اند (زرين کوب، 1383: 118-119).
براي غزل سعدي جز عشق، ويژگي‌هايي همچون سادگي، رواني، سهل و ممتنع بودن، صداقت، صراحت و . . . بر شمرده‌اند. همانگونه که پيش‌تر ذکر شد، بسيار از غزل سعدي تأثير پذيرفته و درصدد پيروي از وي برآمده‌اند؛ چه شاعران هم عصر او همچون همام تبريزي، امير حسن دهلوي، خواجو، و بسياري شاعران ديگرکه در قرن‌هاي بعد از او مي‌زيسته‌اند همچون سهراب سپهري، سياوش کسرايي و. . .، به جرأت مي‌توان گفت تاثير قلم سعدي در شاعران امروزي محسوس‌تر از شاعران گذشته به چشم مي‌خورد.
اولين راهنما و چراغ هدايت خوانندگان براي يافتن رد پا و تأثير شاعران متقدم در شعر شاعران متأخر، وزن غزل يا قصايد و قافيه و رديف آن هاست؛ زيرا در نگاه اوّل، مطلع قصايد و غزل توجه خواننده را به خود جلب مي‌کند. بديهي است که وقتي شاعري غزل يا قصيده‌ي شاعر قبل از خويشتن را مي‌پسند، مي‌کوشد تا غزلي بر همان وزن و با رعايت همان قافيه و رديف، بسرايد. برخي شاعران بعد از سعدي در به کارگيري وزن‌ها و بحرهاي عروضي غزل هايش، بسيار به سعدي و غزل او توجه داشته‌اند(مشرف، 135:1385).
در ادبيات کهن و معاصر پارسي شاعران بزرگ و صاحب سبک جلوه‌هاي گوناگون از هنجار گريزي را به کار گرفته‌اند و مي‌توان ادعا کرد، بيشتر شاعراني که توانسته‌اند مبدع جرياني نو در شعر فارسي باشند، بسامد کاربرد اين گونه هنجار گريزي‌ها در شعر سعدي بيشتر است. اشعار عرفاني فارسي سرشار از اين آشنايي زاديي هاست، عارفان از جهات مختلف هنجارگريزي زباني داشته‌اند، اين هنجار گريزي‌ها گاه در صورتهايي چون طنز و هزل و وارونه سازي معنايي ظاهر مي‌شود. اين هنجار گريزي در صورتهاي مختلف خود ابزاري در دست عارفان بوده است. به منظور نفي سلسله مراتب ارزش اجتماعي و آزاد سازي ذهن مردمان از فشار هنجارهاي فکري حاکم بر جامعه. به همين دليل هنجار گريزي زباني صوفيه در پيوند با عادت شکني‌هاي اجتماعي ايشان است (همان).
در ادبيات معاصر، به ويژه شعر نو نيمايي نيز تکاپوي براي عبور از هنجارهاي زبان رخ داده است، در روزگار ما، بويژه بعد از نيما، تلاش براي يافتن فضاهاي تازه فراوان است که بسياري از آنها به دليل نگاه سطحي و فقدان شناخت ،به خلق آثاري منجر شده که پايدار و تأثير گذار نبوده‌اند، البته استفاده از هنجار گريزي‌ها در شعر برخي ديگر مانند شاملو، اخوان، و شفيعي و . . . بسيار موثر واقع شده است؛ که روند آشنايي زاديي در شعر معاصر را به خوبي ادامه داده است.

 

1-2-بيان مسئله

تنها مخاطب شعر گوش نيست، بلکه با احساسات و افکار نيز سرو کار دارد. هر شعر هر دوره‌اي بدون شک تحت تاثير اشعار شاعراني ست که در شعر و ادبيات دوره‌هاي قبل از آن سرآمد بوده‌اند، و اين اثر گذاري مرزهاي احساس شاعران بعدي را در مي‌نوردد. از اين رهگذر عوامل ويژگي‌هاي شعري، نوع زبان، تخيل، فرم، موسيقي، محيط و عصر زندگي و ديگر عوامل اثرگذار شعري را نيز تحت شعاع قرار مي‌دهد. در اين ميان گونه‌هاي مختلف ادبيات (تعليمي، غنايي، حماسي و. . . ) همگي به نحوي در شعر شاعران هر دوره جلوه نمايي مي‌کند و مي‌کوشد تا خود را لابلاي اشعار به خواننده نشان دهد.
قدمت شعر به درازاي عمر زبان در تاريخ حيات بشري است؛ انسان‌هاي اوليه نيز از آن بهره برده‌اند و انسان‌هاي متمدن‌تر آن را ترويج داده‌اند. در همه دوره‌ها در ميان ملت‌ها شعر نوشته شده و به وسيله هر نوع و طبقه‌اي از انسان‌ها خواننده يا شنيده شده است و همواره شاعران نسل جديد تحت تاثير شاعران قبل از خود بوده‌اند( فروست 1939، 214).
در عصر حاضر با ورود فن آوري و علوم نوين و همچنين تغيير و تحولات اجتماعي، سياسي، اقتصادي، زندگي، نگرش‌ها و باورهاي مردم ادبيات و شعر را نيز با تغييري محسوس مواجه نمود. ابتدا شاعران محتواي شعر را با وارد کردن مضامين نو در قالب‌اي شناخته شده تغيير دادند، عده‌اي ديگر به جهت آشنايي با زبان‌هاي خارجي (انگليسي، فرانسه، روسي و. . . ) قافيه‌ها را پس و پيش کردند. اما مکاتب ادبي جديد در کنار اين دگرگوني‌ها تحولي نو در شعر فارسي، که تا پيش از اين وابسته به عنصر وزن و قافيه و عروض بود، ايجاد کرد. در اين ميان شعرا و ادبايي همچون شمس کسمايي، جعفر خامنه اي، تقي رفعت و لاهوتي تحولي نو در ادبيات به ويژه ادبيات شعري آفريدند و با به راه‌انداختن مباحث و مناظره‌هايي در قالب مقالاتي در روزنامه “آزاديستان” و “تجدد” باب جديدي را در آفرينش شعر و پيمودن جاده‌هاي نو آغاز کردند(آرين پور، 1375؛438).
اما کسي که اين طرح نو را کمال بخشيد نيما بود. با طمانينه و وقاري توام با حس جستجو براي يافتن و تعالي بخشيدن شعر پنجره‌اي به قرن بيستم کشور که ادبيات تعليمي و غنايي را در قالب شعري و به زبان نمادين بيان کرد. در اين ميان حضور تصاوير بارز و گسترده‌اي از ادبيات و تاريخ گذشته همچون زرتشت، ماني، رودکي، حافظ، سعدي، حلاج، نيشابور، خراسان، ابراهيم، رستم و… در شعر نو به اثرگذاري شاعران قبل از نيما روي سبک شعري نيمايي اشاره دارد. گفتني است برخي شاعران و اثرگذاري شان بر شاعران پس از خود بسيار معني دار است. در اين ميان، مي‌توان به سعدي شاعر پر آوازه قرن هفتم اشاره نمود. سعدي شيرازي- خداوند الفاظ و سخنان عاشقانه- توانست غزل فارسي را به مقامي برساند که تاکنون کسي نتوانسته اين همه لطافت و ذوق و شور و احساس را به کار گيرد خود سعدي متاثر از انوري توانست تاثير عميقي بر شاعران پس از خود به ويژه شاعران نيمايي در سبکي جديد داشته باشد( فروزان فر 1380، 39).
اصل سادگي که سعدي در غزليات خود رعايت کرده در شعر شاعران امروزي به صراحت به چشم مي‌خورد و اين اثر گذاري تا آنجا پيش رفته است که شاعران نيمايي امروزي لباس تجملات، زبان آرايي و گزافه گويي را از تن شعر نو دريده و رعايت الفاظ ساده و بيان مضامين و مفاهيم را در قالبي ساده، همچون سعدي، را اصل زيبايي و گيرايي شعر اصل خود مي‌دانند. از اين رهگذر برخي شاعران صاحب نام سبک نيمايي که در آثار شعري شان روح اثرگذاري شعر سعدي موج مي‌زند مورد بررسي قرار مي‌گيرد.
سوال اينجاست شاعران سبک نيمايي تا چه حد وام دار تاثير شاعران قبل از خود هستند؟ براي پاسخ به اين سوال پژوهش حاضر تاثير انديشه ها و شيوه بيان شاعرانه سعدي در شعر سهراب سپهري و فروغ فرخ زاد را مورد بررسي قرار مي‌دهد.

 

1-3- ضرورت و اهميت انجام تحقيق

از آنجايي که غناي زبان و ادب فارسي نيازمند بررسي‌هاي موشکافانه در هر موضوع و بحثي است، از اين رو انجام پژوهش‌هايي که به بررسي روابط و آثار شاعران بر يکديگر و ميراث ادبي جاودانه‌اي که بر جاي مي‌رسانند ضرورت و اهميت پژوهش را به اثبات مي‌رساند. لذا محقق درصدد بررس کليه جوانب مربوط به ادبيات تحقيق است که اين خود اهميت تحقيق را دو چندان مي‌سازد.
در باب ادبيات پژوهش و اثر گذاري شاعران گذشته بر شاعران نيمايي مقالات و پژوهش‌هايي انجام شده است اما پژوهشي که مستقيماً به بررسي اثر گذاري سعدي بر شاعران سبک نيمايي بپردازد انجام نشده است؛ که اين خود از جنبه‌هاي نوآورانه پژوهش است.

 

1-4-پرسش‌هاي تحقيق

1-4-1-پرسش اصليانديشه ها و شيوه بيان شاعرانه سعدي در شعر شاعران معاصر تا چه اندازه اثر گذار بوده است؟
1-4-2- پرسش هاي فرعي– انديشه ها و شيوه بيان شاعرانه سعدي در شعر سهراب سپهري تا چه اندازه اثر گذار بوده است؟
– انديشه ها و شيوه بيان شاعرانه سعدي در شعر فروغ فرخ زاد تا چه اندازه اثر گذار بوده است؟
– انديشه ها و شيوه بيان شاعرانه سعدي در شعر کداميک از شاعران معاصر مورد مطالعه (سهراب سپهري و فروغ فرخ زاد) اثر گذار تر و عميق تر بوده است؟

 

1-5-فرضيه‌هاي تحقيق

چنين مفروض است که همه يا برخي شاعران نيمايي تحت تأثير شاعران قبل از خود بوده‌اند از اين رو فرضيه‌هاي پژوهش به قرار زير است.

 

 

1-5-1-فرضيه اصلي پژوهش:
 انديشه ها و شيوه بيان شاعرانه سعدي در شعر سهراب سپهري و فروغ فرخ زاد اثر معني داري بر جاي گذاشته است.

 

1-5-2-فرضيات فرعي پژوهش
– انديشه ها و شيوه بيان شاعرانه سعدي در شعر سهراب سپهري اثر معني داري بر جاي گذاشته است.
– انديشه ها و شيوه بيان شاعرانه سعدي در شعر فروغ فرخزاد اثر معني داري بر جاي گذاشته است.
– انديشه ها و شيوه بيان شاعرانه سعدي در شعر سهراب سپهري و فروغ فرخ زاد به يک اندازه اثر گذار بوده است.

 

1-6-اهداف تحقيق
به نظر مي‌رسد مطالبي که در بيان مسئله آمد، اهدافِ پژوهش را تا‌اندازه‌اي تبيين کرده باشد؛ ولي با اين وصف اهمّ اهدافِ آن را مي‌توان چنين بيان کرد:

 

1-6-1-هدف اصلي
بررسي ميزان تاثير انديشه ها و شيوه بيان شاعرانه سعدي در شعر سهراب سپهري و فروغ فرخ زاد

 

1-6-2-اهداف فرعي:
– بررسي ميزان تاثير انديشه ها و شيوه بيان شاعرانه سعدي در شعر سهراب سپهري؛
– بررسي ميزان تاثير انديشه ها و شيوه بيان شاعرانه سعدي در شعر فروغ فرخ زاد؛
– بررسي ميزان سطح تاثير انديشه ها و شيوه بيان شاعرانه سعدي در شعر سهراب سپهري و فروغ فرخ زاد؛

 

1-7-پيشينه تحقيق
درباره آثار فارسي سعدي کتب، مقالات و پژوهش‌هاي زيادي به انجام رسيده است که مي‌تواند محقق را در راستاي رسيدن به اهداق پژوهشي و ارائه کاري مطلوب بسيار ياري نمايد.
در سال 1368 طاهباز در مقاله خود تحت عنوان ” درباره شعر و شاعري از مجموعه آثار نيما يوشيج” روي تاثير شعري شاعران گذشته بر سبک شعري نيما تاکيد نمود و در اين باره افزود: “همواره شاعران با الهام از شاعران قبل از خود در قالب ايده و فکر نوين خود اقدام به ساخت قالب و سبکي تازه مي‌پردازند”.
در سال 1379 عابدي در کتاب خود تحت عنوان ” با ترانه باران زندگي و شعر گلچين معناي” روي اينکه هر نسلي از شاعران از تست قبلي خود تاثير مي‌پذيرند و اين اثر گذاري روند تکاملي به خود مي‌گيرند تاکيد نمود. او به اين نکته اشاره نمود از آنجايي که شعر فارسي سراسر مملو از گونه تعليمي، غنايي و حماسي است شاعران هر دوره در سبک و سياق خود مي‌کوشند متاثر از شاعران قبلي طراحي نو در‌اندازند.
در سال 1387، رزقاني در کتاب خود تحت عنوان” چشم‌انداز شعر معاصر” روي وابستگي شعر معاصر به شعر کلاسيک به ويژه شاعران سده هفتم و هشتم هجري تاکيد کرد. او معتقد است که شاعران معاصر سبم و سياق زندگي و رفتاري نسبتاً نزديکي با شاعران سده هفتم و هشتم هجري داشته‌اند و اين به علت تکرار پذيري تاريخ است.
احمدي بابک نيز در کتاب “هايدگر و تاريخ هستي” روي تکرار پذيري و شباهت زياد دو دوره تاکيد مي‌کند و مي‌گويد تاريخ زندگي انسان مملو از تکرار است و تفکر نزديک دو شاعر به هم با سبک متفاوت برگرفته از اين ويژگي تاريخ است.

 

1-8-روش تحقيق
اين پژوهش به شيوه‌ي کتابخانه‌اي و تجزيه و تحليل عقلاني در آثار برخي شاعران نيمايي و اثرگذاري سعدي بر شعر اين شاعران صورت خواهد گرفت. در مطالعات کتابخانه‌اي و فيش برداري از کتاب‌ها و مقاله‌هايي که در زمينه ادبيات پژوهش نوشته شده به عنوان منبع مورد استفاده قرار گرفته است

 

1-9-جامعه آماري و حجم نمونه آماري
جامعه آماري پژوهش حاضر بر اساس مقالات و کتب مطالعه شده انتخاب گرديده است. شيوه گرد آوري اطلاعات در اين کار، نخست منابع مورد نياز و مربوط به ادبيات پژوهش گردآوري و پس از مطالعه و فيش برداري به تحليل و بررسي داده‌ها پرداخته شد. در ادامه به دنبال طبقه بندي موضوعي، مطالب به نگارش در آمد. بعد از گردآوري آثار مربوط به ادبيات پژوهش، محقق با بررسي آثار مرتبط توانست جريان ذهني خود را جهت دهي نموده و روي تفاوت و سطح اثر گذاري شاعر بزرگ و پرآوازه ماقدم ادب فارسي بر دو شاعر ماسبق سهراب سپهري و فروغ فرخزاد که در بيان شعري خود نمونه هستند مي پردازد و براي بررسي اينکه اين دو شاعر تا چه اندازه تحت تاثير سعدي بوده و اينکه آيا سطح اثر گذاري سعدي در اين دو شاعر به يک اندازه بوده است يا نه مطالعاتي بر روي اثار شعري (صداي پاي آب، تولدي ديگر) اين دو شاعر انجام مي دهد و در نهايت محقق بر حسب مطالعات به نتيجه مورد نظر خود دست مي يابد.

 

فصل دوم
مباني نظري تحقيق

 

بخش اول
2-1- ويژگي‌هاي شعر سعدي
بي‌گمان سعدي، استاد شيرين سخن يکي ‌از‌ نامدارترين شاعران و سخنوران جهان‌ است؛ که بسياري از ‌‌انديشمندان را‌ به‌ ستايش‌ واداشته‌ است. شاعري‌ که‌‌انديشه‌هاي‌ نوراني‌ و‌ افسون‌گري‌هاي‌ هنري‌ او‌ در‌ سخن‌ چنان‌ رستاخيزي‌ برپا‌ کرده‌ که‌ او‌ را‌ در‌ زمان‌ها‌ و‌ مکان‌ها‌ به‌ شايستگي گسترده‌ است. پس‌ از‌ انتشار‌ آثار‌ سعدي‌ در‌ سده‌ هفتم،‌ تاکنون‌ هيچ‌ زماني‌ را‌ در‌ تاريخ‌ ادبيات‌ ايران‌ نمي‌توان سراغ‌ گرفت‌ که ‌سعدي‌ حضور‌ قاطع‌ نداشته‌ باشد‌ و‌ آن‌ دوره‌ از‌ آثار‌ سعدي‌ بي‌بهره‌ مانده‌ باشد. گستردگي‌ و‌ تنوع‌ آثار‌سعدي‌ و‌ چيره‌دستي مسلم ‌او‌ در‌ عرصه‌هاي گوناگون شعر و ادب نام‌ او‌ را‌ به‌ عنوان‌ سخنوري‌ توانا‌ و‌‌انديشه‌ورز‌ در‌ سراسر‌ دنيا‌ گسترانيده،‌ سليقه‌هاي‌ مختلف‌ را‌ به‌ سوي‌ خود‌ درکشيده‌ و‌ بسياري‌ را‌ به‌ پيروي‌ واداشته‌ است (حميديان، 1383: 138).
در‌ ميان‌ شاعران‌ و‌ نويسندگان‌ نامي‌ ايران،‌ او‌ تنها‌ کسي‌ است‌ که‌ در‌ هر‌ دو‌ عرصه‌ شعر‌ و‌ نثر،‌ با‌ توانمندي‌ شگفت‌آور‌ خويش،‌ آثاري‌ بي‌همانند‌ آفريده‌ است،‌ به‌گونه‌اي‌ که‌ شعر‌ او‌ به‌ شيوايي‌ نثر‌ و‌ نثر‌ او‌ به‌ زيبايي‌ شعر‌ در‌ بالاترين‌ جايگاه‌ هنري‌ قرار‌ گرفته‌ است (حميديان، 1383: 139).
مهمترين ويژگي سخن سعدي چه در نثر و چه در نظم فصاحت و شيوايي و شيريني کلام اوست و او توانست ازطرفي زبان ساده و فصيح استادان قبل را زنده کند و هم چنين خود را از قيد تصنعات عجيب که درنيمه دوم قرن ۶ و حتي در قرن ۷ گريبانگير شعر فارسي شده بود رهايي بخشد. از خصوصيات شگفت انگيز سعدي در سخن ،آن دليري و شهامتي است که در حقيقت گويي استفاده کرده است. در دوران مغول و جباران دست نشانده که جز امارت و رياست و هوسراني چيزي در نظر نداشتند شيخ بزرگ حقايق را به صورت نظم و نثر بدون هيچگونه ترس و بي پرده آشکار بيان کرد و چنان فرياد کرد که در هيچ عصر و زمان کسي به اين صراحت سخن نگفته و عجيب‌تر اينکه در همان هنگام تنها به صاحبان قدرت و حکومت نپرداخته بلکه از قاضي فاسد و صوفي دنيا دار و عبادت و رياضتي که از روي صدق و صفا نبوده و نظر به خلق و مردم نداشته خودداري نکرده و به قول خود او در اين روزگار دوبار عمر کرده و تجربه آموخته و اينک تجربه را به کار مي‌برد و تمام اينها در سخنان شيرين و زيباي خود بيان مي‌کند (همان).

 

2-1-1-ويژگي‌هاي شعر سعدي
نظر شخصيت‌ها در بوستان و گلستان سعدي
در حکايت بوستان شخصيت‌هاي ملي از گونه مذهبي عرفاني است که اوج هنجارگريزي‌ها در آنها ديده مي‌شود.
از مجموع 183حکايت بوستان زنان فقط در 5 حکايت نقش اصلي را بر عهده دارند.
(اسکندري و ظهير امامي، 18:1387)ايده ها در باب سعديسعدي در حکايت پارسا و هنجارگريزي و آشنايي زدايي را به اوج مي‌رساند و به اوج لذت هنري دست مي‌يابد.
در اين حکايت هنرمندانه ترين هنجارگريزي که هنجارگريزي معنايي است را به کار مي‌گيرد.
بهپوري مي‌گويد: در برخي حکايت‌هاي بوستان شخصيت پردازي چنداني وجود ندارد و گره گشايي هايشان موجب شگفتي خواننده نمي شود.
(بهپور، 4:1375)
شميسا مي‌گويد:
” شرح هنر نمايي‌هاي استاد در اين ابيات محتاج رساله‌اي است به راستي که اين ظرافت‌ها و ريزه کاري ما به چه اموري وابسته اند؟»”
پاسخ آساني در دست نيست فقط مي‌توان گفت اين هنر نمايي‌ها به امور فرهنگي مربوط اند.
(شميسا، 224:1385)
درباره جنبه‌ها و ابعاد هنري مثنوي نيز فراوان سخن گفته اند.
در اين باره شميسا مي‌گويد: “بيشتر حکايت‌هاي سعدي در بوستان ظاهري ساده و بياني هنرمندانه دارند”.
(شميسا، 222:1385)
مرحوم دشتي در باب سعدي مي‌نويسد.
” در قلمرو سعدي، بوستان‌ها جزو هنري ترين آثار ادبي يا دست کم در شمار محدودي آثار برجسته ادبي قلمداد مي‌کنند. درباره اهميت اين مثنوي همين بس که اکثر سعدي پژوهشان آن را با گلستان مقايسه کرده‌اند و برخي آن را در مقام برتري نشانده اند”.دادبه درباره سعدي مي‌گويد:
” در ميان مثنوي‌هاي تعليمي- تمثيلي زبان فارسي، بوستان يا سعدي نامه جايگاهي ويژه دارد. درباره جايگاه و اهميت اين مثنوي فراوان گفته‌اند برخي آن را هنري ترين و شاعرانه ترين مثنوي حکمي- اخلاق در ادب پارسي مي‌داند”.
(دادبه، 8:1384)و برخي معتقدند که اين مثنوي به ظاهر چنان ساده مي‌نمايد که حتي بسياري از ادبا در شرح و بررسي خود به ژرف ساحت هنري آن توجه نکرده اند.
(شميسا213:1376)
در باب سعدي جهار مي‌گويد:“بلاغت ورسايي سخن شيخ اجل با عوامل متعددي پيوند دارد، او از هر فرصتي براي به اوج رساندن کلام خوددستمزد بيشتر مخاطب بهره مي‌جويد”.اگر چه هدف اصلي سعدي حکايت پردازي نبوده است بلکه از حکايت بيشتر به عنوان ابزاري براي تبين دقيق‌تر اهداف تعليمي و تربيتي خويش و همراه کردن مخاطب با خود بهره مي‌گيرد، اما باريک بيني‌ها و ظرافت کاري‌هاي آگاهانه او در گزينش افراد يا اشخاص و عناصر حکايت‌ها نيز در بلاجويي او بي تاثير نيست.

به قول سروش” اگر حافظ با ميناگري و گرم تراشي‌ها و مضمون پردازي هايش خود نمونه اعجاب آور است. سعدي علاوه بر اينکه در اين صنعت با حافظ مشابه است به نظر مي‌رسد از مکانيسم تولد، تعجب در ذهن آگاهي داشته است و آشکارا و فراوان اين صنعت را به کار گرفته است “.
(سروش ص65)ملک الشعراي بهار:
ملک الشعراي بهار يکي از ويژگي‌هاي سبک گلستان را رعايت آهنگ کلمات مي‌داند و در اين باره مي‌نويسد.
گاهي کلمات و عبارات داراي آهنگ (عروضي) هستند و مانند لغت‌هاي موزون مي‌نمايد. آهنگ ترکيبات طوري است که غالباً و احياناً پس و پيش کردن بعضي کلمات و افعال، مصراع‌هاي تمام از کار بيرون مي‌آيد.
(بهار، ج3، ص 129)بهار مي‌گويد: “نثر سعدي غالباً خصلت زبان شاعرانه يا شعر منثور پيدا مي‌کند و اين در ديباچه نظرگيرتر است و هم در باب پنجم در عشق وجداني که حال و مقا م نيز اقتصادي آن دارد”.
(همان)سادگي‌ِ‌ بيان‌ از‌ ويژگي‌هاي‌ شعر‌ غنايي‌ است،‌ حتي‌ سخنوران‌ ديرآشنايي‌ چون‌ خاقاني،‌ در‌ غزل،‌ زبان‌ و‌ بياني‌ ساده‌ دارند. اما‌ سادگي‌ شعر‌ سعدي‌ گونه‌اي‌ ديگر‌ است. آن‌گونه‌ که‌ صفت‌ِ‌ سهل‌ِ‌ ممتنع،‌ ‌نامدارتر‌ از‌ همه‌ به‌ سخن‌ِ‌ سعدي‌ اختصاص‌ يافته‌ است. يکي‌ از‌ دلايل‌ اين‌ سادگي،‌ همان‌ درنگ‌ بايسته‌ در‌ فرهنگ‌ مردم‌ و‌ همزيستي‌ اجتماعي‌ سعدي‌ است. سعدي،‌ پايه‌هاي‌ اصلي‌ سخن‌ خود‌ را‌ از‌ فرهنگ مردم‌ گرفته‌ است. از‌ همين‌ رو،‌ غزل‌ او،‌ در‌سنجش‌ با‌ غزل‌هاي‌ عارفانه،‌ در‌ عنصر‌تمثيل،‌ تنک ‌مايه‌تر‌ است. آوازه ‌سعدي‌ در‌ همان‌ زمانه‌ پرآشوب‌ و‌ خونبار‌ مغول،‌ به‌ شايستگي‌ گسترش‌ يافت‌ و‌ بخش‌هايي‌ از‌ آثار‌ او‌ به‌ دست‌ بسياري‌ از‌ اهل‌ ادب‌ و‌ معرفت‌ افتاد.
آنچه که بيش از هر ويژگي ديگر آثار سعدي شهرت يافته است، «سهل و ممتنع» بودن است. اين صفت به اين معني است که اشعار و متون آثار سعدي در نظر اول «سهل» و ساده به نظر مي‌رسند و کلمات سخت و نارسا ندارد. در طول قرن‌هاي مختلف، همه‌ي خوانندگان به راحتي با اين آثار ارتباط برقرار کرده‌اند. اما آثار سعدي از جنبه‌ي ديگري، “ممتنع” هستند و کلمه‌ي ممتنع در اينجا يعني دشوار و غيرقابل دسترس. وقتي گفته مي‌شود شعر سعدي “سهل و ممتنع” است يعني در نگاه اول، هر کسي آثار او را به راحتي مي‌فهمد ولي وقتي مي‌خواهد چون او سخن بگويد مي‌فهمد که اين کار سخت و دشوار و هدفي دست نيافتني است. بعضي ديگر از ويژگي‌هاي آثار سعدي عبارتند از:

2-1-2-نکات دستوري
نکات دستوري در آثار سعدي به صحيح‌ترين شکل ممکن رعايت شده است. عنصر وزن و موسيقي، منجر به از بين رفتن يا پيش و پس شدن ساختار دستوري در جملات نمي‌شود و سعدي به ظريف‌ترين و طبيعي‌ترين حالت ممکن در لحن و زبان، با وجود تنگناي وزن، از عهده اين کار برمي آيد.