new5

21 صفحه

فایل Word

 

بيان مسأله اساسي تحقيق به طور كلي:

هدف نهایی تیم هدایت گر زایمان، انجام یک زایمان ایمن و تولد نوزاد سالم با حفظ سلامت مادر است، علم مامایی با پیشرفتی که طی سالهای اخیر داشته است، توانسته تا حد زیادی به این هدف نائل شود و میزان مرگ و میر و بیماری مادر و نوزاد را با مراقبتهای قبل و حین زایمان کاهش چشمگیری دهد و طبعا یک زایمان طبیعی که با نظارت دقیق و مستمر مامای صاحب علم و مهارت و پزشکان متخصص زنان و زایمان انجام می‏شود، بایستی در اولویت قرار گیرد و منطقی است که سزارین به عنوان راهکاری برای حفظ جان مادر و نوزاد در زایمانهای سخت مورد استفاده قرار گیرد(Cunningham et al., 2001a).
عمل سزارین به خروج جنین و جفت وغشاها از طریق برش جداره شکم و رحم اتلاق می‏شود (Lavie et al., 1996) و اندیکاسیونهای آن شامل سزارین های قبلی، سخت زایی، زجر جنینی، نمایش بریچ و دفع مکونیوم است(Kh et al., 2001). تفاوت بسیار زیادی در سطح ملی و بین المللی در میزان سزارین وجود دارد (Cnattingius et al., 1998)
طبق آمار سازمان بهداشت جهانی حداکثر تا میزان 15% می‏تواند قابل قبول باشد(Cunningham et al., 2001b). طبق گزارش سال 2010 سازمان جهانی بهداشت که در آن آمار سزارین مربوط به 137 کشور جهان گزارش شده است، 69 کشور جهان میزان سزارین بالای 15 درصد داشتند و تنها 14 کشور دارای میزان سزارین استاندارد بودند. بر اساس همین گزارش در سال 2008 در جهان 2/6 میلیون سزارین غیرضروری انجام یافته که تقریباً هزینه‏ای 32/3 میلیارد دلاری بر نظام‏های سلامت تحمیل کرده است، در حالی که هزینه سزارین ضروری تقریباً 432 میلیون دلار بوده است (Gibbons et al., 2010). در کشور ایران نیز در دو دهه اخیر به ویژه پیش از طرح تحول سلامت میزان سزارین افزایش چشمگیری داشته است، به طوری که از 35 درصد در سال 2000 به 9/47 درصد در سال 2010 افزایش یافته است (Bahadori et al., 2013, Azami-Aghdash et al., 2014). طبق مطالعات، در سال‏های اخیر در بعضی از بیمارستان‏های خصوصی کشور میانگین میزان سزارین نزدیک به 90 درصد بوده است (Azami-Aghdash et al., 2014).
به طورکلی در سراسر جهان افزایشی در میزان سزارین رخ داده است (Fabri and Murta, 2002). در بسیاری از موارد اندیکاسیونهای پزشکی موجب تعیین نوع زایمان نیست بلکه نا آگاهی، عقاید، رفتارها و نگرش های غلط تعیین کننده نوع انجام زایمان شده است (Alimohamadian et al., 2003). تقریبا 1مورد در هر 5 زایمان در ایالات متحده آمریکا به روش سزارین انجام می‏شود (Poma, 1998). در حال حاضر آمار غير رسمي از برخي از بيمارستانهاي خصوصي حاكي از ميزان سزارين بالای 90 درصد است(Kim et al., 2012). علاوه بر اینکه سزارین به عنوان یک جراحی شایع در اغلب موارد زایمانی انجام می‏شود و بسیاری از امکانات، تجهیزات و تختهای بیمارستانی و افراد مجرب در ارتباط با این عمل درگیر می‏شوند، میزان مرگ و میر و عوارض زایمانی در مادرانی که تحت این عمل قرار میگیرند، به طور چشمگیری بیش از مادرانی است که زایمان طبیعی دارند البته بسیاری از مرگ ها به علت عوارضی است که منجر به سزارین می‏گردد، اما قسمتی نیز معلول خطرات بسیار زایمان از طریق جراحی می‏باشد(Negahban et al., 2006). میزان مرگ ومیر مادر در اثر سزارین 2-3 برابر و میزان ناتوانی 5-10 برابر زایمان طبیعی است. علل اصلی مرگ میر در عمل سزارین شامل عفونتهای رحمی، خونریزی، عفونت دستگاه ادراری و ترومبوآمبولی می‏باشد(Cunningham et al., 2001b).
خطر مرگ نوزادان متولد شده به روش سزارين 4 برابر نوزاداني است كه به روش زايمان طبيعي متولد شده اند. از جمله مشكالت ديگر بروز مشکلات تنفسي در نوزادان است كه ميزان آن در زايمان طبيعي كمتر از سزارين مي باشد. درد زايمان سهم مهمي در آماده نمودن نوزاد براي تنفس در محيط خارج از رحم دارد. تاكي پنه‏گذراي نوزادي و سندرم زجر تنفسي نوزادان سزاريني به طور معني داري بيش از نوزادان ماحصل زايمان طبيعي مي باشد(Darvishi et al., 2013).
سواد بهداشتی (Health literacy) توانایی فهم، درك و بکارگیري اطلاعاتی است که از مراقبین و محیط هاي بهداشتی دریافت می شود و مهارت هاي شناختی و اجتماعی جهت حفظ و ارتقاء سلامتی است (Kohan et al., 2007) سواد بهداشتی یک فاکتور مهم و قابل اصلاح جهت بهبود دستیابی به اطلاعات بهداشتی و مراقبت هاي پیشگیري کننده، نحوه ي ارتباط با ارائه دهندگان خدمات بهداشتی، جهت یابی نسبت به سیستم مراقبت سلامتی و کاهش اختلافات کلی در سلامت افراد است. مطالعات جدید همبستگی بین سواد بهداشتی پایین و درك کمتر از اطلاعات مراقبت هاي پیشگیري کننده و دستیابی کمتر از سرویس هاي ارائه خدمات پیشگیري کننده را اثبات می کند (Sanders et al., 2009).
مطالعات متعدد نشان می دهد افراد با سواد بهداشتی پایین تر جهت گرفتن مراقبتهاي پیشگیري اساسی شامل واکسن، پایش وزن و غربالگري سرطان هاي پستان، سرویکس و پروستات به واحدهاي ارائه خدمات بهداشتی به طور معنی دار کمتر مراجعه می کنند. بر همین اساس سواد بهداشتی در زمینه هاي مختلف سلامت عنوان جزئی از اولویت هاي پژوهشی از سوي وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی قرار گرفته است (Sanders et al., 2009). سواد بهداشتی مادري، آگاهی هاي ویژه و مهارت هاي اجتماعی خاص جهت تشخیص نشانه هاي خطر، شیوه زندگی سالم و تغذیه مناسب دوران بارداري است و می تواند بر سرانجام حاملگی از طریق بهبود کیفیت مراقبت هاي دوران بارداري مؤثر باشد (Kohan et al., 2007) مهمترین ضامن حفظ تندرستی مادر در به دنیا آوردن نوزاد سالم، آگاهی از مراقبت هاي دوران بارداري و عمل نمودن به آنها است و بایستی همه موانع در مراقبت هاي دوران بارداري را حذف نمود زیرا آگاهی از مراقبتها و عمل نمودن به آنها باصرفه ترین راه مداخله براي کاهش مرگ و میر مادران و عوارض قبل و بعد از تولد می باشد. سواد سلامت در درك مخاطرات دوران بارداري براي مادران حائز اهمیت می باشد. آگاهی و ادراك مادران از این مخاطرات، بر تمایل بیماران براي عمل به توصیه هاي بهداشتی و درمانی حائز اهمیت می باشد (Headley and Harrigan, 2009).
سواد سلامت اشاره به ظرفيت افراد براي كسب، پردازش و درك اطلاعات و خدمات بهداشتي پايه مورد نياز به منظور تصميم‏گيري هاي مناسب بهداشتي دارد(Zarcadoolas et al., 2005). هدف اصلی پیشبرد سواد سلامت، تسهیل استراتژیهای ارتباطی موثر بهداشتی و فناوری اطلاعات سلامت به منظور بهبود پیامدهای سلامتی، کیفیت مراقبتهای بهداشتی و دستیابی به عدالت در سلامت است. در طول سه دههای كه از پيدايش مفهوم سواد سلامت مي گذرد، پژوهش هاي زيادي براي پاسخ گويي به اين سوال كه چگونه سواد سلامت روي سلامت افراد تاثير مي گذارد، انجام شده است(Smith et al., 2009). پژوهشهایی نيز به بررسي سطح سواد سلامت در جامعه ايران، سالمندان و زنان باردار پرداخته اند. نتيجه اين پژوهش ها نشان داده است كه سطح سواد سلامت در ايران در سطح ناكافي قراردارد(Banihashemi and Amirkhani, 2007b).
همچنین سواد سلامت محدود، اثر منفی بر دانش بهداشتی، رفتارهای پیشگیرانه، توانایی دنبال کردن برنامه‏های مراقبت بهداشتی و توانایی مراقبت از کودکان در زنان دارد(Eldredge et al., 2016). حال این سوال مطرح می‏شود که آیا سواد سلامت کافی، در انتخاب زایمان در زنان باردار تاثیر دارد؟ دانستن ارتباط بین سواد سلامت و انتخاب نوع زایمان امکان طراحی مداخله مناسب و اثربخش را فراهم میکند. در این راستا مطالعه حاضر به منظور بررسی ارتباط بین سواد سلامت و نوع زایمان مادران تحت پوشش مراکز بهداشتی درمانی شهر سنندج میپردازد.

اهمیت و ضرورت انجام تحقيق:
در قرن بيست ويكم براي آنكه هر فرد، كاركردي مطلوب داشته باشد، بايد حائز طيفي وسيع از تواناييها و شایستگی ها و در اصل، بسیاری از “سوادها” باشد؛ این “سوادها” از توانایی خواندن یک روزنامه تا درک اطلاعاتی که یک کارمند بهداشتی ارائه کرده، دارای تنوع، پویایی و قابلیت انعطاف هستند (Kanj and Mitic, 2009).
سواد سلامت عبارت است از ظرفیت کسب، پردازش و درک اطلاعات اساسی و خدمات مورد نیاز برای تصمیم‏گیری‏های مناسب در زمینه سلامت (La Vonne and Zun, 2008). سواد سلامت ناکافی با “گزارش فردی وضعیت سلامت در حد ضعیف‏تر، استفاده نامناسب از داروها و عدم پیرویز از دستورات پزشک، کنترل ضعیف قند خون و افزایش شیوع گزارش فردی از مشکلات که از کنترل ضعیف ناشی می‏شوند، دانش بهداشتی کمتر، مشارکت کمتر در تصمیم‏گیری در خصوص درمان، بیان کمتر نگرانی‏های سلامت و ارتباط بدتر با پزشکان” همراه است؛ همچنین این ادعا وجود دارد که افراد دارای مهارت های ضعیف سواد سلامت درباره سلامت کمتر آگاه‏اند، کمتر خدمات پیشگیرانه را دریافت می‏کنند، کنترل بیماری‏های مزمن در آنها بدتر است، عملکرد بهداشت جسمی و روانی ضعیف‏تری دارند و میزان استفاده از واحدهای اورژانس و خدمات بیمارستانی در میان آنها بیشتر دیده می‏شود (Peerson and Saunders, 2009).
در ایران بر اساس مطالعات مختلف در پنج استان کشور، تنها 1/28 درصد شرکت‏کنندگان، سواد سلامت کافی و 3/15 درصد، سواد سلامت مرزی و 6/56 درصد سواد سلامت ناکافی داشتند. تحصیلات پایین، سن بالا و وضعیت اقتصادی ضعیف با سواد سلامت ناکافی مرتبط بودند. در این مطالعات، سطح سواد سلامت زنان در مدل اصلاح شده رگرسیونی بالاتر از مردان گزارش شده است (Banihashemi and Amirkhani, 2007a).
سواد سلامت عنصر مهم در توانایی یک زن برای درگیر شدن با فعالیت‏های ارتقای سلامت و پیشگیری برای خود و کودکانشان محسوب می‏شود. بدون درک کافی از اطلاعات مراقبت‏های بهداشتی، برای یک زن مشکل یا غیرممکن خواهد بود که تصمیم‏گیری‏هایی آگاهانه منجر به پیامدهای مطلوب سلامت برای خود و خانواده‎شان داشته باشند (Shieh and Halstead, 2009). سواد سلامت مادران به دو دلیل نگرانی مهمی است؛ اول اینکه حاملگی ممکن است اولین مواجهه یک زن با سیستم بهداشتی-درمانی باشد؛ در حالی که زنان با سواد پایین به طور قابل توجهی مشکلات بیشتری را در خصوص یادگیری اطلاعات جدید و دنبال کردن راهنمایی‏های لازم بالینی، تجربه می‏کنند؛ دومین دلیل آن است که وضعیت سلامت یک زن و درک وی از اطلاعات سلامت، قبل از بارداری، حین بارداری و در طول سالهای رشد و تکامل، به طور مستقیم بر کودک و سلامت آن تأثیر می‏گذارد. از آنجا که آموزش زنان برای ارتقاء سلامت کودکان و خانواده‏های آنها اهمیت حیاتی دارد، این گروه جمعیتی به عنوان جمعیت اولیه برای تأکید بر افزایش سواد سلامت شناسایی شده‏اند (Ferguson, 2008).
به رغم اهمیت نتایج احتمالی سواد سلامت محدود، ارائه‏دهندگان خدمات بهداشتی-درمانی اغلب از توانایی‏های خواندن بیماران آگاهی ندارند (Chew et al., 2004)؛ از اینرو سواد سلامت محدود نه به عنوان مشکل بیمار بلکه در مقام چالشی برای تأمین کنندگان مراقبت های بهداشتی-درمانی و سیستم‏های سلامت مطرح است (Paasche-Orlow and Wolf, 2010). اگر ارائه دهندگان خدمات در تلاش اند بر آثار نامطلوب سواد سلامت پایین غلبه کنند، توانایی تشخیص بیماران دارای مشکل احتمالی در سواد اهمیت دارد (Chew et al., 2004)؛ بنابراین اولی گام در غلب موقعیت‏ها اندازه‏گیری سواد سلامت است. بدون اندازه‏گیری، دانستن اینکه چه وقت و چگونه سواد سلامت ممکن است مرتبط باشد، امکان‏پذیر نیست و به سادگی ممکن است مداخلاتی طراحی شوند که در توجه به عوامل مرتبط به شکست بینجامند (La Vonne and Zun, 2008).
بالا بودن ميزان سزارين و روند رو به رشد آن در كشور در سال هاي اخير از يك سو و تغيير سياست هاي جمعيتي از سوي ديگر ايجاب مي كرد كه تدابير ويژه اي براي كنترل ميزان بالاي سزارين اتخاذ گردد، زيرا در صورتي كه ميزان سزارين همين روند رو به رشد را داشته باشد، علاوه بر اين كه هزينه هاي زيادي را به سيستم بهداشتي – درماني كشور تحميل می‏کند، مشكلات زيادي را در عرصه سلامت و بهداشت مادر و نوزاد به وجود مي آورد. به همين دليل وزارت بهداشت ترويج زايمان طبيعي را در طرح تحول نظام سلامت که از نيمه ارديبهشت ماه سال 1393 در سراسر كشور آغاز نموده، مطرح كرده است (Moradi-Lakeh and Vosoogh-Moghaddam, 2015, Piroozi et al., 2016).
يكي از اهداف نهايي طرح تحول نظام سلامت، افزايش زايمان طبيعي در قالب برنامه “ترویج زایمان طبیعی” بود. براساس اين برنامه كليه بيمارستان‏های وابسته به وزارت بهداشت ملزم به كاهش 10 درصدي ميزان سزاين طي يك سال بعد از اجراي طرح نسبت به ميزان پايه خود در ابتداي طرح شدند. به منظور تشويق مادران به انجام زايمان طبيعي و كاهش هزينه پرداخت از جيب، زايمان طبيعي در بيمارستان هاي دانشگاهي رايگان شد. فراهم سازي امكانات زايمان بدون درد، خوشايندسازي فرايند زايمان طبيعي براي مادران، بهينه سازي فضاي فيزيكي بخش هاي زايمان از ديگر اقدامات انجام يافته به منظور افزايش ميزان زايمان طبيعي و كاهش ميزان سزارين بود که در کنار دسترسی مالی و فیزیکی به این خدمات، نیازمند ارتقاء سواد سلامت مادران در زمینه مزایای زایمان طبیعی بود. با اجرايي شدن اين برنامه در بيمارستان هاي دانشگاهي، ساير بيمارستان هاي غيردانشگاهي نيز ملزم به كاهش ميزان سزارين، همگام با اجراي طرح تحول نظام سلامت در كشور شدند و همچنین کلیه دانشگاهها ملزم به ارائه آموزش‏های لازم به مادران باردار در زمینه مزایای زایمان طبیعی شدند (Hamilton et al., 2012).
لذا با توجه به تغییرات رخ داده در زمینه سیاست‏های جمعیتی و اقدامات انجام یافته و همگام با گسترش طرح تحول نظام سلامت بايد به پايش و ارزيابي متغیرها و مولفه‏های متأثر از این اقدامات باید پرداخت تا در صورت لزوم اصلاح و بازنگري شوند. به همين منظور اين مطالعه به دنبال پاسخ به چند سؤال اصلي است: سطح سواد سلامت زنان بارداری مراجعه کننده به مراکز بهداشتی و درمانی به چه میزان است، شیوع انواع زایمان در این زنان به چه میزان می باشد و در نهایت آیا ارتباطی بین این دو متغیر با توجه به تغییرات رخ داده در سیاست‏های جمعیتی و نظام سلامت وجود دارد؟

مرور ادبیات و سوابق مربوطه :
پیشینه مطالعات انجام شده پیرامون موضوع این تحقیق به دو بخش تقسیم می شود:
1. مطالعات داخلی
• مطالعه قنبری و همکاران با عنوان بررسي سواد سلامت زنان باردار زير پوشش مراکز بهداشتي درماني دانشگاه علوم پزشکي شهيد بهشتي انجام شد. در مطالعه اي مقطعی از نوع توصيفي – تحليلي، 240 نفر از زنان باردار مراجعه کننده به مراکز بهداشتي درماني با استفاده از پرسشنامه سواد سلامت عملکردي بالغان بررسي شدند. ميانگين سني شرکت کنندگان 27.7 سال و ميانگين سال هاي تحصيل 10.6 سال بود. 30 درصد افراد مورد مطالعه، سواد سلامت ناکافي، 24.6 درصد سواد سلامت مرزي و 45.4 درصد سواد سلامت کافي داشتند. نتایج مطالعه حاضر نشان داد که سواد سلامت محدود مشکلي شايع در زنان باردار تحت پوشش مراکز بهداشتي درماني است. از آنجا که سواد سلامت محدود مي تواند مانع از درک صحيح پيام ها و توصيه هاي بهداشتي شود، ضروري است که کارکنان بهداشتي از روش هاي موثر انتقال اطلاعات براي اين افراد استفاده کنند (Ghanbari et al., 2012).
• مطالعه میر اسماعیلی و همکاران با عنوان سطح سواد بهداشتی زنان باردار مراجعه کننده به مراکز بهداشتی درمانی انجام شد. مطالعه ي حاضر، پژوهشی توصیفی– تحلیلی است که به روش مقطعی در سال 1392 انجام گرفت. جامعه مورد پژوهش کلیه زنان باردار مراجعه کننده به مراکز بهداشتی درمانی شهر کرمان و تعداد نمونه 280 نفر بود که به روش نمونه گیري خوشه اي انتخاب شدند. ابزارگردآوري اطلاعات پرسشنامه پژوهشگرساخته بود که بعد از تایید روایی و پایایی براي گردآوري داد ها مورد استفاده قرار گرفت. تحلیل داده ها از طریق آمار توصیفی وآزمون مربع کاي با استفاده از نرم افزار SPSS انجام شد. یافته هاي پژوهش نشان می دهد که 24 درصد از زنان مورد مطالعه داراي سواد بهداشتی خوب، 45 درصد داراي سواد بهداشتی متوسط و 31 درصد از ایشان داراي سواد بهداشتی مادري ضعیف بودند. و ارتباط بین سطح سواد بهداشتی با سن، سطح تحصیلات، سابقۀ سقط و تعداد فرزندان معنی دار بود. نتایج این مطالعه نشان داد که سواد بهداشتی در زمینه مراقبت هاي دوران بارداري در اکثر زنان تحت مطالعه در حد متوسط بود. ولی حدود 30 درصد از افراد مورد مطالعه سواد بهداشتی ضعیفی در زمینه مراقبت هاي دوران بارداري داشتند. با توجه به اهمیت سواد بهداشتی در سلامت مادران لازم است مسئولین بهداشتی کشور، برنامه هاي آموزشی بیشتري جهت ارتقاي سطح سواد بهداشتی و توانمندسازي این قشر تدوین کنند (Amiresmaili et al., 2013).
• مطالعه وفایی و همکاران با عنوان بررسی عوامل مؤثر بر تمایل به انتخاب روش زایمان در زنان باردار مراجعه کننده به بیمارستانهای دولتی شیراز انجام شد.این مطالعه از نوع توصیفی همبستگی بود و نمونه گیری به صورت خوشهای انجام گرفت. تعداد کل نمونه 417 زن بادار مراجعه کننده به بیمارستانهای دولتی شیراز بود. داده ها با استفاده از پرسشنامه و مصاحبه حضوری جمع آوری گردید. روائی پرسشنامه به وسیله روائ محتوا و پایائی آن با روش محاسبه آلفای کرونباخ تعیین گردید. تحلیل آماری با استفاده از نرم افزار آماری SPSS V.16 و برای تعیین ارتباط از آزمون کای دو، آزمون دقیق فیشر استفاده شده است. یافته های مطالعه نشان داد که رابطه معناداری بین تمایل به انجام سزارین و شهرنشینی، نگرانی از وضعیت سلامت نوزاد، نگرانی از تغییرات دستگاه تناسلی، نظر همسر و تمایل به سزارین وجود دارد. نتایج نشان داد با توجه به يافته هاي تحقيق و ارتباط معنادار ميان نگرش به سزارین و انتخاب آن، ضروري است تا جهت مقابله با افزايش بي رويه سزارين و رسيدن به حد مطلوب و قابل قبولي از اين نوع زايمان (سزارين)آگاهی و نگرش زنان مد نظر قرار گرفته و از مزایای زایمان طبیعی و خطراتی که سزارین ممکن است برای مادر و نوزاد داشته باشد آگاه شوند و با اقدامات الزم، شاهد تغییرات مطلوب در آگاهی و نگرش در اين خصوص باشيم (Vafaee et al., 2013).
• مطالعه قدیمی و همکاران با عنوان بررسي عوامل موثر بر انتخاب نوع زايمان و نگرش زنان باردار مراجعه کننده به بيمارستان هاي ملکي سازمان تامين اجتماعي انجام شد. اين تحقيق، يک پژوهش توصيفي – تحليلي و مقطعي است. در اين مطالعه، 2521 مادر باردار که در تابستان 1392، به 67 بيمارستان ملکي سازمان در سراسر کشور مراجعه کرده، با استفاده از روش نمونه گيري تصادفي ساده مورد بررسي قرارگرفته اند. جهت جمع آوري اطلاعات، پرسش نامه اي شامل خصوصيات دموگرافيک، سوالات دلايل انتخاب سزارين و نگرش سنجي نسبت به زايمان طبيعي و سزارين که با نظرخواهي از ماماها و متخصصان زنان و زايمان تهيه و پس از تاييد پايايي آن با روش بازآزمايي، از طريق مصاحبه با مادران بادار تکميل گرديده-است. جهت تجزيه و تحليل داده ها، از نرم افزار SPSS 22 و آزمون هاي کاي دو و T استفاده شده است. يافته ها نشان داد ميانگين سني مادران، 0.21±27.64 و 57.7 درصد از آنها نيز تحصيلات بالاتر از ديپلم داشته اند. ميزان سزارين در زنان مورد مطالعه، 50.7 درصد بوده است. تمايل 57 درصد زنان به سزارين، بيشتر از حد متوسط بوده است. مهم ترين دلايل آنان براي انتخاب سزارين، بي دردي مراحل عمل، وارد نشدن آسيب به جنين، پيشگيري از پارگي و تغيير شکل دستگاه تناسلي، عدم نياز به معاينات مکرر و پيشنهاد پزشک يا ماما بوده است. ارتباط آماري معناداري بين نوع زايمان فعلي مادران با سن مادران، سن همسران، سن ازدواج، سطح تحصيلات، شغل، درآمد، زايمان قبلي، تعداد بارداري، سابقه مرده زايي، نازايي و سقط جنين و سابقه سزارين فاميلي مشاهده شده است. همچنين، بين نوع نگرش مادران نسبت به سزارين با سطح آگاهي آنها ارتباط آماري معناداري مشاهده گرديد، اما بين نگرش به زايمان طبيعي با سطح آگاهي مادران ارتباطي ديده نشده است (p=0.31). نتایج نشان داد با توجه به نتايج اين تحقيق و ارتباط معنادار ميان نوع نگرش به سزارين و انتخاب آن، ضروري است تا جهت مقابله با افزايش بي رويه سزارين و رسيدن به حد مطلوب و قابل قبولي از اين نوع زايمان (سزارين)، اقدامات لازم جهت افزايش آگاهي زنان نسبت به مزاياي زايمان طبيعي و معايب سزارين انجام شود (Ghadimi et al., 2014).
• مطالعه عبدالهی و همکاران با عنوان ارتباط بین سواد سلامت و خودکارآمدی فعالیت جسمی در زنان پس از زایمان انجام شد. در اين مطالعه توصیفی- تحليلي از نوع مقطعی، 120 مادر با کودک زیر سه ماه در سن20 تا 35 سال به صورت تصادفی از مراکز بهداشتی درمانی شهر مشهد انتخاب شدند. بیش از 70 درصد از شرکت کنندگان از سواد سلامت مرزي و ناكافي برخوردار بودند. ارتباط معنی داری بین سطح سواد سلامت و خودکارآمدی فعالیت جسمی با سن، سطح تحصيلات و وضعیت شیردهی وجود داشت. زنان با سواد سلامت کافی به طور معنی داری خودکارآمدی فعالیت جسمی بالاتری داشتند. نتایج نشان داد به منظور ارتقای سواد سلامت و به تبع آن خودکارآمدی فعالیت جسمی جهت بهبود مدیریت وزن پس از زایمان و پیامدهای بهداشتی آن باید استراتژی ها ی موثر توسعه یابد (Peyman and Abdollahi, 2016).
• مطالعه‏ای توسط پیمان و همکاران (1395) باهدف تعيين ارتباط بين سواد سلامت وخودكارآمدي فعاليت جسمي به خصوص در ميان زنان پس از زايمان كه در معرض خطر زندگي كم تحرك هستند، انجام گرفته است. در اين مطالعه توصيفي- تحليلي از نوع مقطعي، 120 مادر با كودك زير سه ماه در سن 20 تا 35 سال به صورت تصادفي از مراكز بهداشتي درماني شهر مشهد انتخاب شدند. ابزار گردآوري اطلاعات، پرسشنامه هاي استاندارد گردآوري بوده است. تجزيه و تحليل داده ها به وسيله نرم افزار SPSS و آزمون هاي تي مستقل، تحليل واريانس يكطرفه و همبستگي پيرسون انجام شد. نتایج مطالعه نشان داد کهبيش از 70 درصد از شركت كنندگان از سواد سلامت مرزي و ناكافي برخوردار بودند. ارتباط معني داري بين سطح سواد سلامت و خودكارآمدي فعاليت جسمي با سن (001/0>p)، سطح تحصيلات (001/0>p) و وضعيت شيردهي (001/0>p) وجود داشت. زنان با سواد سلامت كافي به طور معني داري خودكارآمدي فعاليت جسمي بالاتري داشتند(001/0>p). به منظور ارتقاي سواد سلامت و به تبع آن خودكارآمدي فعاليت جسمي جهت بهبود مديريت وزن پس از زايمان و پيامدهاي بهداشتي آن بايد استراتژي ها ي موثر توسعه يابد (Peyman and Abdollahi, 2016).