new5

اثر آموزش توانمندسازی روانشناختی بر خلاقیت هیجانی و خلاقیت شناختی دانش آموزان دختر پایه سوم دوره اول دبیرستان شهر ایوان

59,000تومان

توضیحات

دانلود و مشاهده قسمتی از متن کامل پایان نامه :

 

دانشگاه علامه طباطبایی

دانشکده روانشناسی و علوم تربیتی

پایان نامه جهت اخذ مدرک کارشناسی ارشد روانشناسی تربیتی(MA)

عنوان:

اثر آموزش توانمندسازی روانشناختی بر خلاقیت هیجانی و خلاقیت شناختی دانش آموزان دختر پایه سوم دوره اول دبیرستان شهر ایوان

استاد راهنما:

دکتر حسن اسد زاده

استاد مشاور:

دکتر اسماعیل سعدی پور(بیابانگرد)

استاد داور:

دکتر صغری ابراهیمی قوام

دانشجو:

……………………..

 

شهریور1393

 

 

 

 

 

 

 

چکیده

هدف پژوهش حاضر تعیین اثربخشی آموزش توانمندسازی روانشناختی بر خلاقیت شناختی و خلاقیت هیجانی دانش آموزان می­باشد. جامعه آماری این پژوهش را کلیه­ی دانش آموزان دختر سال سوم دوره اول دبیرستان که در سال تحصیلی 93-92در شهر ایوان مشغول به تحصیل بودند، تشکیل می داد. پس از اجرای پیش آزمون، تعداد 30 نفر از دانش آموزانی که در هر دو پرسشنامه نمره ی پایین کسب کردند، به عنوان گروه نمونه انتخاب شدند و به صورت تصادفی در دو گروه آزمایشی (15نفر) و کنترل (15نفر) قرار گرفتند. ابزارهای استفاده شده در این پژوهش آزمون خلاقیت شناختی عابدی و پرسشنامه خلاقیت هیجانی آوریل بود. جلسات آموزشی توانمندسازی روانشناختی به مدت 8 جلسه 60 دقیقه ای روی گروه آزمایش اجرا گردید، ولی بر گروه کنترل مداخله ای اعمال نشد. بعد از اتمام جلسات آموزشی، بلافاصله پس آزمون از هر دو گروه به عمل آمد. جهت تجزیه و تحلیل داده از تحلیل کوواریانس استفاده شد. نتایج تحلیل داده ها در دو مرحله اجرای آزمون در دو گروه آزمایش و کنترل اثربخشی آموزش توانمندسازی روانشناختی بر خلاقیت شناختی و خلاقیت هیجانی را با 99/0اطمینان تأیید کرد.

واژگان کلیدی:توانمندسازی روانشناختی، خلاقیت شناختی، خلاقیت هیجانی.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

فهرست مطالب

عنوان                                                                                               صفحه

 

فصل اول: کلیات پژوهش

1-1-مقدمه. 2

2-1-بیان مسئله. 5

3-1-اهمیت و ضرورت پژوهش…. 8

4-1-اهداف پژوهش…. 10

1-4-1-هدف کلی.. 10

2-4-1-اهداف جزئی.. 11

5-1-فرضیه های پژوهش…. 11

1-5-1-فرضیه اصلی.. 11

2-5-1-فرضیه های فرعی.. 11

6-1-تعریف نظری و عملیاتی مفاهیم.. 11

فصل دوم: مبانی نظری و پیشینه ی پژوهش

1-2-خلاقیت15

1-1-2-تعاریف خلاقیت… 15

2-1-2-عوامل مؤثر بر خلاقیت… 16

3-1-2-نظریه های روانشناختی خلاقیت… 16

نظریه تداعی گرایی و رفتارگرایی.. 16

نظریه شناخت گرایی.. 17

نظریه گشتالت… 18

رویکرد روانکاوی.. 18

رویکرد انسان گرایان. 19

رویکرد رشدی.. 19

رویکرد نوروپسیکولوژی.. 20

رویکرد مرحله ای و مؤلفه ای.. 20

رویکرد فرهنگ نگر. 21

رویکرد بوم شناسی.. 22

رویکرد تکاملی.. 22

رویکرد سیستم ها 23

رویکرد روان سنجی.. 24

2-2-خلاقیت شناختی.. 25

1-2-2-ابعاد خلاقیت شناختی.. 25

2-2-2-مراحل خلاقیت شناختی.. 26

3-2-خلاقیت هیجانی.. 28

1-3-2-مؤلفه های خلاقیت هیجانی.. 29

2-3-2-ویژگی‌هایی از افراد خلاق هیجانی.. 31

4-2-توانمندسازی روانشناختی.. 32

1-4-2-ابعاد توانمندسازی روانشناختی.. 32

2-4-2- ویژگی های افراد توانمند. 36

3-4-2-مدل شناختی توماس و ولتهوس درباره ی توانمند سازی روانشناختی.. 37

5-2- نتیجه گیری.. 40

6-2-پژوهش های انجام شده. 42

1-6-2-پژوهش های انجام شده داخلی.. 42

2-6-2-پژوهش های انجام شده خارجی.. 44

فصل سوم: روش پژوهش

1-3- طرح پژوهش…. 47

2-3- جامعه آماری.. 47

3-3- روش نمونه گیری و تعداد نمونه. 47

4-3- ابزارهای پژوهش…. 47

1-4-3- پرسشنامه خلاقیت شناختی.. 47

2-4-3-  پرسشنامه خلاقیت هیجانی.. 49

5-3- ملاک ورود و خروج از پژوهش…. 50

6-3- روش پژوهش و شیوه ی اجرای آن. 50

1-6-3- ساختار جلسات… 51

فصل چهارم: تجزیه و تحلیل داده ها

1-4-یافته های توصیفی: 53

2-4-یافته های استنباطی پژوهش…. 57

فصل پنجم: بحث و نتیجه گیری

1-5-بحث و نتیجه گیری.. 64

2-5-محدودیت های پژوهش…. 69

3-5-پیشنهاد های پژوهش…. 69

1-3-5-پیشنهاد های پژوهشی.. 69

2-3-5-پیشنهاد های کاربردی.. 69

منابع فارسی.. 71

منابع لاتین……………………………………………………………………………………………………………………………..74

ضمائم و پیوست ها

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

فهرست جداول

عنوان                                                                                               صفحه

_________________________________________________________________________

جدول1-4: تعداد شر کت کنندگان در دو گروه کنترل وآزمایش… 53

جدول 2-4: توزیع فروانی  گروه نمونه  بر اساس تحصیلات مادر. 53

جدول 3-4: توزیع فروانی گروه نمونه بر اساس تحصیلات پدر. 54

جدول4-4 : میانگین وانحراف استاندارد خلاقیت شناختی و هیجانی در دو گروه کنترل وآزمایش… 55

جدول5-4: آزمون کالمگروف اسمیرنف برای بررسی مفروضه ی نرمال بودن متغیر های خلاقیت شناختی و هیجانی در دو گروه کنترل و آزمایش 57

جدول6-4.: آزمون F لوین برای بررسی مفروضه یکسانی واریانس ها در دو گروه کنترل وآزمایش… 58

جدول7-4:  آزمون واریانس (اثرپیلایی) بر ای بررسی شیب رگرسیون در در دو گروه. 58

جدول8-4: آزمون ام باکس برای بررسی مفروضه ی برابری ماتریسه ای کوواریانس در دو گروه. 58

جدول 9-4:  نتایج تحلیل کوواریانس چند متغیری (آزمون اثر پیلایی)  بین دو گروه بر روی نمرات  تعدیل شدۀ خلاقیت هیجانی و شناختی.. 59

جدول10-4: نتایج تحلیل کوواریانس تک متغیری در متن تحلیل کوواریانس چندمتغیری بر روی نمرات تعدیل شدۀ متغیر های خلاقیت شناختی و هیجانی بین دو گروه. 59

جدول11-4: آزمون F لوین برای بررسی مفروضه یکسانی واریانس ها در دو گروه کنترل وآزمایش… 60

جدول12-4:  آزمون واریانس بر ای بررسی شیب رگرسیون در متغیر خلاقیت شناختی در دو گروه. 60

جدول 13-4: نتایج تحلیل کوواریانس تک متغیری بر روی نمرات تعدیل شدۀ متغیر خلاقیت شناختی بین دو گروه  61

جدول14-4:  آزمون F لوین برای بررسی مفروضه یکسانی واریانس ها در دو گروه کنترل وآزمایش… 61

جدول15-4: آزمون واریانس بر ای بررسی شیب رگرسیون در متغیر خلاقیت هیجانی در دو گروه. 62

جدول16-4:  نتایج تحلیل کوواریانس تک متغیری بر روی نمرات تعدیل شدۀ متغیر خلاقیت هیجانی بین دو گروه  62

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

فهرست نمودارها

عنوان                                                                                               صفحه

_________________________________________________________________________

نمودار1-4: نمودار توزیع فراوانی شرکت کنندگان بر اساس متغیر تحصیلات مادر……………………………..54

نمودار2-4: نمودار فراونی شرکت کنندگان براساس متغیر تحصیلات پدر………………………………….55

نمودار3-4: مقایسه ی میانگین های دو متغیر خلاقیت هیجانی و خلاقیت شناختی در دوگروه……………….56

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

1-1-مقدمه

زندگی پیچیده امروزی هرلحظه در حال نوشدن، وخلاقیت[1] و نوآوری ضرورت استمرار زندگی فعال است. انسان برای خلق نشاط و پویایی در زندگی نیازمند نوآوری و ابتكار است، تا انگیزه تنوع طلبی خود را ارضاكند. جامعه انسانی برای زنده ماندن و گریز از مرگ و ایستایی به تحول و نوآوری نیاز دارد. امروز شعار«نابودی در انتظار شماست مگر اینكه خلاق و نوآور باشید» پیش روی مدیران همه سازمان ها قرار دارد اما مسؤولیت سازمان های آموزشی به خصوص آموزش و پرورش كه وظیفه تعلیم و تربیت فرزندان و آینده سازان جامعه را برعهده دارد، صبغه ای دیگر به خود می گیرد. یکی از مسائل که از دیرباز ذهن اندیشمندان، روان شناسان و دانشمندان علوم انسانی را به خود مشغول کرده است چگونگی رشد و پرورش خلاقیت و ابتکار عمل در دانش آموزان و نوجوانان است. اصولا یکی از شاخصه های رشد و ارتقای علمی در هر کشوری شکوفایی و تجلی خلا قیت و ابتکار عمل به عنوان زیرساخت آن جامعه می باشد. از این رو، سازمان های آموزشی وظیفه فراهم آوردن زمینه رشد و پرورش خلاقیت و نوآوری و استفاده صحیح و جهت دار از استعدادها و توانایی های افراد را برعهده دارند كه این خود زمینه ساز توسعه فرهنگی، اقتصادی و اجتماعی در جامعه است(کرمی باغطیفونی،1391).

در مرز بین شناخت و هیجان خلاقیت قرار دارد. در سمت شناختی این مرز، خلاقیت در بالاترین سطح از پردازش تفکر، جزء فرآیندهای «عالی» تفکر طبقه بندی شده است. در سمت هیجانی، خلاقیت موقعیتی برای شدیدترین تجارب عاطفی زندگی، از ناامیدی محض تا اوج سرمستی را فراهم می کند(دالگیش و پاور[2]،1999). اغلب رویکردهای جدید به خلاقیت آن را شامل«توانایی تشکیل تداعی های جدید بین پدیده ها» می دانند به نحوی که منجر به تولید ایده هایی جدید در قالب طرحواره جدید شود(یلدریمی[3]،2010).

خلاقیت شناختی[4] را پژوهشگران و نظریه پردازان از دیدگاه های متفاوتی بررسی و تعریف کرده اند. ابعاد متفاوت سیالی، انعطاف پذیری، بسط ، اصالت و پیچیدگی تفکراز شاخص ها و ملاک های خلاقیت شناختی است که در مدلهای مختلف به آنها توجه شده است (گیلفورد[5]،1950؛آمابیل[6]،1996؛ رنزولی[7]، 1999؛ استرنبرگ[8]،2001).

پژوهش روی خلاقیت اغلب به عنوان یک مسئله هوشمندانه به نظر می رسد، که روی حوزه ی شناختی تمرکز دارد. آوریل و همکارانش ایده ی ابراز خلاقیت را به حوزه ی هیجانات گسترش دادند و اظهار داشتند که مردم در تواناییشان برای تجربه و بیان هیجانات به صورت خلاقانه متفاوتند. آوریل اصطلاح «خلاقیت هیجانی[9]»را پایه گذاری کرد(فوکس و کومار و پورتر[10]، 2007).

از زمان طرح مفهوم خلاقیت هیجانی سه مسئله عمده پیرامون آن مطرح بوده است:  نخست اینکه همبسته های این نوع خلاقیت کدامند؟ دوم اینکه، اینگونه خلاقیت تا چه حد با خلاقیت هیجانی ارتباط دارد؟ و مسئله سوم که در راستای دو پرسش اول است، بحث از پیشایندهای این دو نوع خلاقیت است. به عبارت دیگر، سؤال آن است که “آیا نیمرخ پیشایندهای این دو نوع خلاقیت الگویی مشابه دارد؟”

آوریل[11](2000،1992) با استفاده از ملاک هایی، مشابه مواردی که در تعریف خلاقیت شناختی به کار رفته است،رفتار را زمانی از نظر هیجانی خلاق تعریف می کند که ویژگی های نوآوری[12]،اثربخشی[13]و اصالت [14]را دارا باشد(فوکس،کومارو پورتر،2007).

افزون بر سه ملاک ذکر شده، آوریل و توماس نالز[15](1992) معتقد هستند افراد مستعد بروز هیجانات خلاقانه بیش از سایرین برای شناخت هیجانات زمان می گذارند و تلاش می کنند وتوجه و دقت بیشتری به هیجانات خود و دیگران دارند. این ویژگی که عنوان “آمادگی[16]” بر آن نهاده اند با کسب اطلاعات و دانش در مدل خلاقیت شناختی معادل است.

توجه به تعریف و ملاک های خلاقیت شناختی و خلاقیت هیجانی نشان می دهد که این دو سازه با آنکه وجوه مشترکی با یکدیگر دارند مستقل از هم می باشند و هرکدام در دو حیطه ی رفتاری مختلف (شناخت و عواطف) به صورت متفاوتی بروز می کنند. با توجه به جدید بودن این حیطه سؤالات بیشماری در رابطه با این دو متغیر و همبسته های آن مطرح است واینکه پیش آیندهای این دو نوع خلاقیت کدام می باشند.

توسعه خلاقیت در دانش آموزان مستلزم شناخت ابعاد و عوامل تأثیر گذار بر آن است.گرچه مطالعات نشان     می­دهد عوامل متعددی بر خلاقیت دانش آموزان تأثیر می گذارد، اما یکی از مؤلفه های کلیدی افزایش و توسعه ی خلاقیت، انگیزه ی درونی فرد می باشد.کافمن و استرنبرگ[17](2010)  انگیزش درونی را از عناصر ضروری خلاقیت می دانند. این انگیزه برای خلاق بودن آنقدر نادیده گرفته  شده که می توان آن را حلقه ی مفقود خلاقیت نامید (کولینز و آمابیل[18]، 2009). توانمند سازی روانشناختی[19] رویکردی نوین در انگیزش درونی به معنی آزاد کردن نیرو ها و قدرت درونی افراد است (عبداللهی،1384).

توانمندسازي افراد به‌معنی تشویق افراد برای مشارکت بیشتر در تصمیم‌گیری‌هایی است که بر فعالیت آنها مؤثر است؛ یعنی فضایی برای افراد فراهم شود تا بتوانند ایده‌های خوبی را بیافرینند و آنها را به‌عمل تبدیل کنند (اسمیت[20]،2000).

به منظور درک اهداف و الزامات توانمندسازی درک خواستگاه و سیر تکاملی این مفهوم در تاریخچه ی فکری و سیاسی غرب ضرورت دارد. در واقع شکل مدرن توانمندسازی معمولاً از جنبش های اجتماعی حقوق زنان و حقوق مدنی 1960 سرچشمه می گیرد. موضوع توانمندسازی در روانشناسی در اواخر دهه ی 1970 شروع شد. دو معنی مشارکت سیاسی و افزایش انتخاب ها در روانشناسی معرفی شدند. معانی غالب اصطلاح توانمندسازی در روانشناسی عبارتند از: افزایش خود ارزشمندی، تقویت قدرت اقلیت ها، کنترل بر سرنوشت. بعضی از این معانی بر تسهیم قدرت واقعی و تعدادی بر پرورش بیشتر رفاه انسان تأکید می کنند. با توجه به گستردگی مفهوم توانمندسازی پژوهشگران معاصر از سه دیدگاه متفاوت برای مطالعه آن استفاده کرده اند.1-دیدگاه ساختاری اجتماعی2-دیدگاه روانشناختی3-دیدگاه انتقادی (اسپریتزر و دانسون[21]، 2005).

دیدگاه روانشناختی به مجموعه ای از شرایط روانشناختی اشاره می کند که برای فرد ضروری هستند تا احساس کند،  سرنوشتش در دست خودش است.  در واقع دیدگاه روانشناختی بر ادراک توانمند تمرکز می کند. یعنی بر واکنش فرد به ساختارها، خط مشی ها و راهبردهایی که او را در بر گرفته اند (اسپریتزر،2007). توماس و  ولتهوس[22](1990) در مقاله ای تأثیر گذار پیشنهاد کردند که انگیزه ی زیربنای توانمندسازی موفقیت آمیز مستلزم چهار پاداش درونی(معنی دار بودن، انتخاب، شایستگی و مؤثر بودن) است.

با توجه به اینکه توانمندسازی بستر نوآوری، شایستگی[23]، خودمختاری[24]، انگیزه، مؤثر بودن، معنادار بودن و اعتماد به نفس است. و از سوی دیگر خلاقیت در بالاترین سطح از پردازش تفکر، جزء فرآیندهای عالی تفکر طبقه بندی شده است(دالگیش و پاور،1999). در این پژوهش برآنیم تا با استفاده از آموزش توانمندسازی روانشناختی به دانش آموزان، خلاقیت شناختی و خلاقیت هیجانی را که هر دو مؤلفه های قابل اکتساب، تغییر پذیرو محصول تعاملات اجتماعی هستند در آنها افزایش دهیم.

2-1-بیان مسئله

جای هیچ شک و تردیدی نیست که همه ی تحولات اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی و علمی از آموزش و پرورش آغاز می شود و آموزش وپرورش هر کشوری مرکز تربیت نیروی انسانی است. لذا تربیت نیروی انسانی سالم و خلاق و توانمند اساسی ترین بحث در توسعه همه جانبه است.

متاسفانه در نظام آموزشی ایران پرورش خلاقیت جایگاهی خاص ندارد و به رشد آن توجه نمی‌شود. بیشتر معلمان کلیشه‌ای و قالبی فکر و عمل کردن را به دانش‌آموزان یاد داده و تقویت می‌کنند. شاکله کتب درسی تقریبا در طول چهل سال گذشته یکنواخت بوده است و این مبانی را از ترجمه کتب کشورهای اروپایی برداشت کرده‌اند. محدودیت‌های موجود در فعالیت‌های علمی در مراکز آموزشگاهی اعم از مدارس یا دانشگاه‌ها به شکلی که کشف و تقویت استعدادهای درخشان بسیار محدود و آهسته حرکت می‌کند، اتفاق می‌افتد. در دنیای در حال تغییر امروز انتقال معلومات هدف نیست بلکه پرورش قدرت تفکر خلاق و ابتکار هدف است. امروز لازم است کودکان و نوجوانان به گونه‌ای تربیت شوند که خلاق باشند و برای مسائل قدیم و جدید راه‌حل‌های نو بیابند(کرمی باغطیفونی،91).

مراکز تعلیم و تربیت که بر آموزش نتیجه گرا تمرکز دارند تلاش زیادی را صرف حمایت از فراگیری دانش، مهارت و نگرش و شایستگی های لازم توسط دانش آموزان می کنند. اگرچه آموزش مناسب تا حد زیادی در رابطه با بسط دانش، مهارت و نگرش های مرتبط  درک می شود، محققان در زمینه های آموزشی بطور فزاینده ای بر نقشی که تفکرات، عقاید و پردازش شناختی دانش آموزان در فرآیندهای یادگیری دارند، تمرکز می کنند (پاجارس[25]،2006).

از جمله سازه های مرتبط با فرآیند یادگیری و تعلیم و تربیت، سازه خلاقیت است. از آنجا که یکی ازاهداف مهم آموزش و پرورش، پرورش استعدادهای خلاق است و نیز بر اساس تحقیقیات مختلف خلاقیت بر پیشرفت تحصیلی اثرگذار است، توجه به این توانایی دانش آموز و تأثیرآن بر فرآیند یادگیری و متغیرهای میانجی آن ضروری به نطر می رسد. سانتراک، خلاقیت را توانایی اندیشیدن در مورد امور به شیوه های بدیع و غیر معمول و دستیابی به راه حل های بی بدیل برای مسائل می داند (رهنما و عبدالملکی،1388).

از دیدگاه برخی از محققان از جمله جیمیسون (1993)؛ بارون و هرینتون (1981)، خلاقیت سازه ایست که با مؤلفه های هیجانی و شناختی در هم آمیخته است (به نقل از سروی واستا  و همکاران،2010).

استرنبرگ (1998) نیز بیان می کند که خلاقیت مفهومی تک وجهی نیست و معتقد است که توانایی های چند بعدی شناختی و هیجانی عامل پدید آیی خلاقیت اند.

تغییر در هیجانات زمانی به عنوان خلاقیت مد نظر قرار می گیرد که سه ملاک زیر بروز کند:1) هیجانات باید یا نسبت به رفتارهای قبلی فرد از برخی جهات جدید باشند و یا آنکه فراتر از رفتارهای اجتماعی معمول باشند.2)هیجانات باید در حل مسائل فرد مؤثر باشند. البته این تأثیر فقط در سطح کوتاه مدت مطرح نیست و باید به صورت بلند مدت اثرات آن حفظ شود و نه فقط برای فرد،گاهی برای گروه نیز مفید واقع شود.3) هیجانات باید صادقانه باشند. یعنی بازتابی از باورها و ارزش های خود فرد باشد و کپی رفتارهای دیگران نباشد (آوریل،1999؛ یوسنیک و همکاران،2007).

خلاقیت در حیطه ی هیجانات از سال 1980 با فعالیت آوریل شروع شد و خلاقیت هیجانی را به صورت توانایی تجربه و بیان ترکیبی از هیجان ها به صورتی و تأثیرگذار تعریف می کند(هاشمی،1388).

گیلفورد خلاقیت شناختی را معادل تفکر واگرا و متشکل از 4 عنصرسیالی، انعطاف پذیری، بسط و ابتکار می داند و آنها را به صورت زیر تعریف می کند: سیالی توانایی(تولید ایده ها و جواب های گوناگون)، انعطاف پذیری)توانایی جواب های متنوع)، بسط (توجه به جزئیات وابسته به ایده)، ابتکار(توانایی تولید محصولی نو و بدیع) (ساداتی و همکاران،1387).

پیرامون رابطه خلاقیت هیجانی و خلاقیت شناختی تحقیقات محدودی انجام شده است. فوکس[26] و همکاران (2007) دریافتند بین ظرفیت خلاق (تخیلات، حافظه، رؤیاها، بازی ها و تجارب حسی) در دوران کودکی، سبک های خلاقانه و خلاقیت هیجانی همبستگی مثبت ومعناداری وجود دارد. همچنین نتایج این مطالعه حاکی از آن بود که بین خلاقیت شناختی و خلاقیت هیجانی همبستگی مثبت و معناداری وجود دارد. این یافته مشابه با نتایج هالت[27](2004) و آوریل(1999) است. در این ارتباط آوریل و توماس ناولز(1991) نیز بین سیاهه ی خلاقیت شناختی و سیاهه خلاقیت هیجانی همبستگی 54/0 و بین آزمون پیامدهای خلاقانه و آزمون پیامدهای شناختی همبستگی 66/0 به دست آوردند. در مجموع نتایج این گروه از پژوهش ها حاکی از ارتباط مستقیم و معنادار خلاقیت شناختی و خلاقیت هیجانی بود.

هر چند در زمینه رابطه بین خلاقیت هیجانی و شناختی(هالت،2004؛ جوکار و همکاران،1389)؛ ویژگی های شخصیتی(جوکار و همکاران،1389)تفاوت های فردی(لانگ[28] و همکاران،2003)پژوهش های متعددی صورت گرفته است و به نتایج جالبی دست یافته اند، اما در زمینه ی رابطه ی خلاقیت و سایرسازه های شناختی، پژوهش های اندکی صورت گرفته است.

یکی از این سازه های شناختی که می تواند بر خلاقیت تأثیرگذار باشد توانمندسازی روانشناختی است. در واقع توانمندسازی روانشناختی یک منبع اصلی برای خلاقیت است. افراد توانمند تمایل بیشتری به نشان دادن رفتارهای خلاقانه دارند(گاموسلوگلو، ایلسو[29]،2009). اصطلاح توانمندسازی در اواسط دهه ی 1970 در آموزش و پرورش مورد بحث قرار گرفت که بر معانی مانند :کنترل بر سرنوشت، افزایش دانش، مشارکت در تصمیم گیری، قادر ساختن دیگران، فراهم کردن منابع، مسئولیت پذیری، شأن و احترام دلالت می کرد. این معانی توانمندسازی به طور ویژه بر رفاه انسان تمرکز می کنند. بیشترین کمک این ادبیات بر توانمندسازی معلمان و دانش آموزان بوده است.مثلاً دانش آموزان (مخصوصاً دانش آموزان متوسط و آنهایی که ناتوانایی های یادگیری دارند)نقش فعال تری در فرآیند آموزش و پرورش داشته باشند .اصطلاح توانمندسازی متکی بر اصولی است که افراد می توانند بر زندگیشان کنترل بیشتری داشته باشند، اتکایشان را به متخصصان کاهش دهند و به نفع سلامت خودشان عمل کنند(دیکرسون[30]،1998). اشمید(2007)کارآمدی نظریه توانمندسازی را به عنوان ساختاری برای برنامه ها و خدمات مشاوره در مدرسه می داند.

کانگر و کاننگو[31](1998) ویژگی های توانمندسازی روانشناختی  را در چهار مؤلفه خلاصه کرده اند که شامل: احساس شایستگی، احساس معناداری، احساس مؤثر بودن و احساس خودمختاری می باشد(به نقل از ونگ و لی،2009). وتن و کمرون[32](2005)  ضمن تأیید چهار بعد یاد شده ، بعد احساس اعتماد را به آن افزودند.

در پژوهش سینگ و سارکار[33](2012) رابطه ی توانمندساز ی روانشناختی ورفتارهای خلاقانه در معلمان بررسی شد.نتایج این مطالعه نشان داد که توانمندسازی روانشناختی تأثیر مثبت و معناداری بر رفتارهای خلاقانه دارد. به علاوه هنگاهی که افراد احساس کنند کارشان معنادار است تمایل بیشتری برای پرداختن به آن دارند.

با توجه به آن چه مطرح شد و از آنجا که هم سازه توانمندسازی و هم سازه خلاقیت چه در بعد شناختی و چه در بعد هیجانی، از جمله متغیر های روانشناختی اثر گذار بر فرآیند یادگیری در دانش آموز می باشند و تاکنون تحقیقی در زمینه ی رابطه ی بین مؤلفه های توانمندسازی روانشناختی و مؤلفه های خلاقیت شناختی و هیجانی در دانش آموزان صورت نگرفته است،  پژوهش حاضر تلاشی هر چند ناچیز در جهت ارتقای دانش موجود در این زمینه است. مطالعه حاضر با هدف بررسی اثر توانمندسازی روانشناختی بر دو حیطه ی شناختی و هیجانی خلاقیت وبه دنبال پاسخ به این سؤال است که آیا آموزش توانمندسازی روانشناختی بر خلاقیت شناختی و خلاقیت هیجانی تأثیرگذار است یا خیر؟

3-1-اهمیت و ضرورت پژوهش

پیشرفت امروزه ی جهان مدیون تلاش های همه ی انسان ها در طول تاریخ است. انسان با توجه به پیچیدگی ها و دشواری های زندگی جهت رسیدن به رشد و پیشرفت در زمینه های گوناگون و فائق آمدن بر مشکلات و مسائل می بایست ازتوانایی های لازم و کافی برخوردار باشد. به عقیده میرز (1994به نقل از بدری گرگری، 1385) در عصری که کتاب های درسی به سرعت کهنه می شوند و نوآوری دائماً تجربه می شود، اهداف نهایی و کلی تعلیم و تربیت ناگریز باید تغییر یابد. جایگاه منفعل فراگیران و تکیه بر پر کردن ذهن از اطلاعات دیگر جوابگوی نیازهای تربیتی نسل حاضر و آینده نخواهد بود. و برای تربیت صحیح فراگیران نیاز است تا آنها آزادانه، خلاقانه و نقادانه و به طور علمی بیندیشند.

خلاقیت به عنوان سازه ای که ارتباط تنگاتنگی با تعلیم و تربیت دارد اخیراً بسیار مورد توجه واقع شده است. در حالی که رویکردهای آموزشی رسمی عموماً سعی درگسترش تفکر همگرا دارند، یکی از اهداف رویکردهای آموزشی اخیر رشد خلاقیت فردی می باشد(سانف،2009). با توجه به آنچه گفته شد به نظر می رسد خلاقیت مفهومی فراگیر بوده که جنبه های وسیع و مختلفی از زندگی و تحول روانی فرد را تحت تأثیر قرار می دهد. با شناخت همبسته های مرتبط با آن و ایجاد نیم رخ قابل پیش بینی تر می توان در تدوین برنامه های آموزشی و تعلیم و تربیت جهت افزایش تفکر واگرا در دو حیطه ی هیجانی و شناختی اقدام کرد.

دنیای امروزبه افراد خلاق و زیرک نیاز دارد، با پیچیده تر شدن جهانی که در آن زندگی می کنیم نیاز به شناسایی و پرورش ذهن های خلاق روز به روز بیشتر می شود. بنابراین در شرایط کنونی خلاقیت موضوع مهمی در بحث روانشناسی مدرسه است(جعفری و همکاران،2013). انسان در زندگی خود با سؤالات مختلف، تنگناها و موقعیت های تازه و نامشخص روبرو می شود که لزوم یافتن راه حل ها و کاربرد مؤثر آنها را ایجاب می کند. خلاقیت یک جنبه ی مؤثر از حل مسئله است. خلاقیت شناختی به افراد کمک می کند در مواجهه با مشکلات قدرت تمییز داشته باشند، تحلیل کنند و اعمال خود را بر اساس دانش پایه ریزی کنند(اسمیت،ورد وفینک [34] ،2013).

خلاقیت ناشی از هیجانات آمادگی فرد را برای درگیر شدن در فعالیت های مختلف بهبود و ارتقا می بخشد، در این مواقع افراد در برابر موانع و مشکلات انعطاف پذیر می شوند(ونگ و احمد[35]،2003). اگرچه مطالعات نشان می دهد عوامل متعددی بر خلاقیت تأثیر می گذارند. یکی از مؤلفه های کلیدی افزایش و توسعه خلاقیت و نوآوری انگیزه های درونی فرد و مهارت های مرتبط با خلاقیت ونوآوری می باشد که در واقع همان توانمندسازی روانشناختی می باشد(حضوری وخداداد حسینی،1384).

ادبیات آموزش و پرورش تمایل دارد بیشتر بر فرد تمرکز کند تا گروه بندی های بزرگ اجتماعی. بیشترین کمک این ادبیات بر توانمندسازی معلمان و دانش آموزان بوده است. مثلاً، دانش آموزان نقش فعال تری در فرآیند آموزش و پرورش داشته باشند. مخصوصاً شیوه ی عملکرد اثربخش را یاد بگیرند تا آنها را قادر سازد احساس خود_ارزشمندی کنند و از طریق شناخت قدرت خود به عنوان یادگیرنده و معنادهنده به تجربیاتشان در سرنوشت خود اثرگذار باشند(بارتونک و اسپریتزر،2006).

اهمیت پرداختن به موضوع توانمندسازی در محیط های آموزشی این است که تاکنون پژوهش مبسوطی در مورد توانمندسازی روانشناختی در آموزش و پرورش انجام نشده است. به نظر شفیع آبادی (1388،1386) توانمندسازی عبارتست از رشد خویشتن پنداری حرفه ای، آگاهی از نیازها و تصمیم گیری آگاهانه. هدف این است که دانش آموزان و معلمان تجارب شخصی خودشان را به عنوان تجارب مهم ارزش گذاری کنند. ادبیات آموزش و پرورش درباره توانمندسازی بر افزایش بنیان های دانش افراد مختلف تأکید می کند به قسمی که بتوانند کنترل بیشتری بر زندگیشان داشته باشند(بارتونک و اسپریتزر،2006).

توانمند شدن یعنی متمایل شدن به تجربه خود کنترلی، به خود اهمیت دادن و احساس داشتن آزادی؛  توانمندسازی موجب کاهش بیماری، کاهش غیبت، کاهش نقل و انتقال و کاهش فشار عصبی می شود (آولیو[36]،2007).

از این رو بر اساس گستردگی و اهمیت خلاقیت، این تحقیق می تواند با افزایش خلاقیت هیجانی و خلاقیت شناختی به وسیله ی آموزش توانمندسازی روانشناختی به دانش آموزان، مانع انجماد خلاقیت در نوجوانان و جوانان ما شده و معلمان و اساتید علاقمند با فراهم کردن شرایط مناسب شاگردان خود را به تفکر خلاق هدایت کرده و آنها را برای زندگی در دنیای پویا و برای آینده‌ای جدید آماده کنند.

و نیز با شناسایی تأثیرتوانمندسازی روانشناختی بر خلاقیت هیجانی و خلاقیت شناختی می توان در شیوه های یادگیری اقدامات و اصلاحات لازم را صورت داد. این تحقیق می تواند راهگشای انجام تحقیقات بیشتر در زمینه ی یادگیری دانش آموزان و دانشجویان باشد و نیز برای مشاوران، روانشناسان، معلمان و تمام افرادی که با تعلیم و تربیت در ارتباط هستند می تواند مؤثر واقع شود.

4-1-اهداف پژوهش

یکی از اهدافی که اخیراً در آموزش و پرورش مورد توجه قرار گرفته است افزایش سطح خلاقیت هیجانی و خلاقیت شناختی دانش آموزان است. دستیابی به این مهم راه را برای رسیدن به سایر اهداف آموزشی باز می کند. در این میان آموزش راهبردهای توانمندسازی روانشناختی به عنوان متغیری قابل اکتساب می تواند گام بزرگی در دستیابی به این هدف باشد. از این رو اهداف پژوهش حاضر عبارتند از:

1-4-1-هدف کلی

تعیین میزان اثر آموزش توانمندسازی روانشناختی بر خلاقیت هیجانی و خلاقیت شناختی دانش آموزان دختر مقطع سوم دوره اول دبیرستان.

2-4-1-اهداف جزئی

  • تعیین میزان اثر آموزش توانمندسازی روانشناختی بر خلاقیت هیجانی دانش آموزان.
  • تعیین میزان اثر آموزش توانمندسازی روانشناختی بر خلاقیت شناختی دانش آموزان.

 

 

5-1-فرضیه های پژوهش

1-5-1-فرضیه اصلی

  • آموزش توانمندسازی روانشناختی برافزایش خلاقیت هیجانی و خلاقیت شناختی مؤثر است.

2-5-1-فرضیه های فرعی

  • آموزش توانمندسازی روانشناختی برافزایش خلاقیت هیجانی دانش آموزان مؤثر است.
  • آموزش توانمندسازی روانشناختی بر افزایش خلاقیت شناختی دانش آموزان مؤثر است.

 

6-1-تعریف نظری و عملیاتی مفاهیم

الف)تعریف نظری توانمندسازی روانشناختی: به عقیده توماس و ولتهوس (1990) توانمندسازی روانشناختی، فرآیند افزایش انگیزه درونی انجام وظایف واگذار شده است و در مجموعه ای از ویژگی های شناختی زیر متجلی می شود: معنی داری، حق انتخاب، شایستگی و مؤثر بودن.

ب)تعریف عملیاتی توانمندسازی روانشناختی: برنامه آموزشی کوتاه مدتی است که بر اساس مفاهیم بنیادی مدل شناختی توماس و لتهوس تدوین شده است. این مدل آموزش در قالب 8 جلسه 60 دقیقه ای اجرا شد.

ج)تعریف نظری خلاقیت هیجانی: آوریل(2000،1999) رفتار را زمانی از نظر هیجانی خلاق تعریف     می کند که ویژگی های نو گرایی، اثربخشی و اصالت را دارا باشد (فوکس،کومار و پورتر،2007).

د)تعریف عملیاتی خلاقیت هیجانی: عبارتست از نمره ای که هر یک از آزمودنی ها در سیاهه خلاقیت هیجانی آوریل (ECI)کسب می کند.

ه)تعریف نظری خلاقیت شناختی: توانایی و ظرفیت فرد برای تولید ایده ها، آثار و محصولات نو و ابتکاری است (رانکو و آلبرت[37]،2006؛ استرنبرگ،2003).

ک)تعریف عملیاتی خلاقیت شناختی: عبارتست از نمره ای که هر یک از آزمودنی ها در آزمون خلاقیت عابدی کسب می کند.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

1-2-خلاقیت

1-1-2-تعاریف خلاقیت

قرآن کریم هدف از خلقت انسان و جایگاه او را، رسیدن به مقام جانشینی حضرت حق و دست یافتن به آن مرحله از رشد و تکامل می داند که همچون او آفریننده و خلاق باشد.  از این رو خلاقیت عالی ترین، پیچیده

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

منابع

منابع فارسی

*ابطحی، حسین و عباسی، سعید.(1386). توانمندسازی کارکنان.کرج: انتشارات مؤسسه پژوهش های آموزش مدیریت.

*البرزی، محبوبه.(1389). رابطه سبک های ارتباطی معلمان با خلاقیت شناختی دانش آموزان بر اساس باورهای شناختی و انگیزشی آنان. مجله روانشناسی معاصر.دوره 5،شماره2، صص46-33.

* ایران نژاد، مهدی و ساسان کهر، پرویز.(1379). سازمان مدیریت از تئوری تا عمل. تهران: مؤسسه بانکداری ایران.

* برات دستجردی، نگین.(1380).بررسی تأثیر الگوی تدریس بدیعه پردازی بر پیشرفت تحصیلی و خلاقیت دانش آموزان در درس   تعلیمات اجتماعی مدارس ابتدایی دخترانه و پسرانه آموزش و پرورش اصفهان . پایان نامه کارشناسی ارشد.دانشکده روانشناسی و علوم تربیتی. دانشگاه تربیت معلم تهران.

* بدری گرگری، رحیم و فتحی آذر، اسکندر.(1385). مقایسه تأثیر یادگیری مبتنی بر حل مسئله گروهی و آموزش سنتی بر تفکر انتقادی دانشجو معلمان .

* جوکار، بهرام و البرزی، محبوبه.(1389). رابطه ویژگی های شخصیت با خلاقیت هیجانی و خلاقیت شناختی. فصلنامه مطالعات روان شناختی،دوره 6 ، شماره 1،صص109-89.

* حسینی، افضل السادات.(1380). خلاقیت در مدیریت. مجله رهیافت. شماره26.

* حضوری، محمد جواد و خداداد حسینی، سید حمید.(1384). طراحی و تبیین مدلی برای نهادینه کردن نوآوری در بخش دولتی ایران. ماهنامه علمی پژوهشی دانشور. شماره11.

* خورشیدی و همکاران.(1384). شیوه های پرورش دانشجویان دانشگاه ارتش جمهوری اسلامی ایران.تهران: اداره آموزش ناجا.

* رهنما،اکبر وعبدالملکی، جمال.(1388). بررسی رابطه ی هوش هیجانی و خلاقیت با پیشرفت تحصیلی در دانشجویان دانشگاه شاهد.اندیشه های نوین تربیتی،دوره 5،شماره 2.

* ساداتی، سمیه؛ احمد، به پژوه؛ افروز، غلامعلی؛ ملتفت، قوام.(1387). رابطه کمال گرایی با خلاقیت در دانش آموزان دبیرستانی مدارس استعداد درخشان. فصلنامه خانواده و پژوهش،دوره 4، شماره 20.

* سلیمانی، افشین.(1380). ساخت و هنجاریابی آزمون چندجنبه ای خلاقیت. پایان نامه کارشناسی ارشد. دانشکده روانشناسی و علوم تربیتی. دانشگاه علامع طباطبایی.

* سلیمی،جمال؛ یوسفی، ناصر؛کریمی،محمد.(1391). مطالعه رابطه بین تحقق نیازهای اساسی روانی و خلاقیت در دانش آموزان دختر و پسر دوره متوسطه تحصیلی.

* شفیع آبادی، عبدالله.(1385). راهنمایی و مشاوره شغلی و حرفه ای، نظریه های انتخاب شغل. تهران: رشد.

* شفیع آبادی، عبدالله.(1388). نظریه پردازی انتخاب شغل بر اساس مکتب روانشناسی فردی. هشتمین سمینار انجمن مشاوره ایران،مشاوره شغلی و سازمانی. تهران: بعثت.

* صالحی،مسلم؛ قلتاش،عباس؛مرتضایی،حدیثه.(1392).رابطه خلاقیت و مشارکت با توانمندسازی اعضای هیئت علمی دانشگاه آزاد اسلامی(مطالعه موردی واحد مرودشت). فصلنامه علمی پژوهشی رهیافتی نو در مدیریت آموزشی.سال چهارم،شماره 3،صص116-99.

* صالحی صدقیانی، جمشید و دهقان، نبی اله.(1389). بررسی ارتباط ابعاد توانمندسازی روان شناختی با خلاقیت کارکنان .فصل نامه مطالعات کمی در مدیریت. صص48-31.

* صبری، مصطفی؛ البرزی، محبوبه و بهرامی، محمود.(1392). رابطه ی الگوهای ارتباطی خانواده، هوش هیجانی و خلاقیت هیجانی در دانش آموزان دبیرستان.اندیشه های نوین تربیتی. دانشکده روانشناسی و علوم تربیتی. دانشگاه الزهرا.دوره9، شماره 2.

* عبداللهی، بیژن.(1384). توانمندسازی روانشناختی منابع انسانی: دیدگاه ها و ابعاد. مجموعه مقالات سومین کنفرامس بین المللی مدیریت.تهران.

* عبداللهی، بیژن و نوه ابراهیم، عبدالرحیم.(1385). توانمندسازی کارکنان، کلید طلایی مدیریت منابع انسانی .تهران: نشر دوران.

*عزیزی، مریم.(1390). مقایسه خلاقیت هیجانی دانش آموزان با اختلال یادگیری و عادی مقطع ابتدایی. پایان نامه کارشناسی ارشد آموزش کودکان استثنایی.دانشکده روانشناسی و علوم تربیتی.دانشگاه علامه طباطبایی.

* قاسم زاده، فاطمه.(1374). خلاقیت و شیوه های پرورش آن در سال های پیش از دبستان.خلاصه مقالات همایش علمی-کاربردی بهبود کیفیت آموزش عمومی اداره کل آموزش و پرورش تهران.

* کاظمی،حمید وشفقی،منصوره.(1390). بررسی رابطه خودکارآمدی با خلاقیت شناختی و خلاقیت هیجانی در دانش آموزان.اولین همایش ملی یافته های علوم شناختی در تعلیم و تربیت.دانشگاه فردوسی مشهد.

* کرمی باغطیفونی، زهرا.(1391).تدریس مدل علی جهت تبیین سازه خلاقیت بر اساس متغیرهای مکنون هوش، سرعت پردازش اطلاعات و باز بودن نسبت به تجربه ها در دانشجویان شهر تهران. دانشکده روانشناسی و علوم تربیتی. دانشگاه علامه طباطبایی.

* محمدی اطهری،زهره.(1389).شناسایی میزان تأثیر توانمندسازی کارکنان بر رضایت شغلی آنها.دانشگاه آزاد اسلامی واحد تهران شمال.دانشکده مدیریت و علوم اجتماعی.

* مرادی، مهسا.(1391).مقایسه تأثیر روش آموزش مبتنی بر الگوی پنج مرحله ای بایبی و سنتی بر خلاقیت و یادگیری دانش آموزان سال سوم راهنمایی در درس علوم. دانشکده روانشناسی و علوم تربیتی. دانشگاه علامه طباطبایی.

* مرزیه، افسانه؛ اژه ای، جواد،حجازی،الهه، قاضی طباطبایی.(1392).رابطه ی ابعاد سبک تدریس ادراک شده، انگیزش خودمختار و خلاقیت:ارائه مدل خلاقیت بر اساس نظریه خودتعیین گری.مجله روانشناسی معاصر0سال هفدهم.شماره 4، صص 364-350.

* نصر اصفهانی، علی.(1383). خود توانمندسازی پیش نیاز توانمندسازی دیگران. مجله مدیریت و توسعه شماره 22،صص 42-33.

* نلر،جورج ، اف.(1380).هنر و علم خلاقیت. ترجمه علی اصغر مسدد.شیراز: مرکز نشر دانشگاه شیراز.

* وتن، دیوید، ای و کمرون، اس.(1998). تواناسازی و تفویض اختیار. ترجمه بدرالدین اورعی یزدی.(1381).تهران: انتشارات مؤسسه تحقیقات آموزش و مدیریت.

* هاشمی، آرش.(1391). مقایسه تأثیر روش های تدریس اکتشافی، بحث گروهی و سخنرانی بر خلاقیت دانش آموزان دختر و پسر دوره ی راهنمایی شهرستان ملایر در سال تحصیلی91-90.دانشکده روانشناسی و علوم تربیتی. دانشگاه هلامه طباطبایی.

* هاشمی،سهیلا.(1388).بررسی رابطه ی هوش هیجانی، خلاقیت هیجانی و خلاقیت در دانش آموزان هنر،ادبیات و علوم پایه.اندیشه های نوین تربیتی. دو.ره 5، شماره2.

* هویدا، رضا؛ سیادت، علی؛ آقا بابایی، راضیه و رحیمی، حمید.(1390). بررسی رابطه ی بین راهبردهای رفتار محور خودرهبری و خلاقیت اعضای هیئت علمی دانشگاه علم و صنعت ایران.پژوهش نامه مبانی تعلیم و تربیت.دوره1، شماره 1،صص142-127.

 

 

References

* Akbari,R& Jowkar,B.(2014). Investigating effect of sport on cognitive and emotional creativity Reef Resorce assessment and Management Technical paper(PRAMT). Vol(40)4,221-227.

* Amabile,T, M.(1993). A model of creativity and innovation in organization. Research in organizational behavior.10,p: 123-167.

* Amabile,T,M.(1996). Creativity in contex,westview press,Boulder,co.

* Averill,J,R.(2002).Emotional creativity.”Toward spiritualizing the passions”.In C, R, Snyder& S, J, lopez (Eds). Handbook of positive- psychology. New York, Oxford university press. p:172-185.

* Averill,J,R.(2005).Emotion as mediators and as products of creative activity.in J, kaufman&J, Bear. Creativity across domains: faces of the muse,Mahwah,Nh: Erlbaum .p: 225-243.

*Averill,J,R.(1999).Individual difference in emotional creativity: structure and correlates.Journal of personality.67,p: 331-371.

*Averill,J,R&Thomas-Knowles,C.(1991).Emotional creativity.In T, Strongman (Ed), International  review of studies on emotion. London:Wiley.1,p:269-299.

* Bandura,A.(1977).Self efficacy: toward a unifying theory of behavioral psychological review.84,p: 191-215.

* Barron,F,X& Harrington,D.(1981).Creativity intelligence and personality. Annual review of psychology.vol32,p: 439-476.

* Bartunk,J,M& Spreitzer,G,M.(2006). The interdisciplinary career of popular construct used in management: empowerment the late 20th century. Journal of management Inquiry.vol 15(3),p: 255-273.

*Beghetto, R, A. (2010). Creativity in classroom. In J. C. Kaufman& R. J. Sternberg (Eds). The Cambridge handbook of creativity. New York: Cambridge university press. P:447-467.

* Broun,R.(2007). Opportunity recognition as creative thinking vorgelegt von, ausbornheim.

*Build,j.(2006).the latent leave: An investigation of empowerment mechanism, job satisfaction and organizational commitment among technical college employee. Unpublished dissertation, Cappella university.

Conti, R., Collins, M., Picariello, M. L. (2001). The impact of competition on intrinsic motivation and creativity: considering gender, gender segregation role –orientation. Journal of personality and Individual Differences,vol(30),P:1273-1289.

 

* Craft,A& Jeffrey,B.(2008). Creativity and performativity in teaching and learning: Teensions,dillemas,constraints,accommodations and synthesis.British Educational Research Journal,34(5),p:577-584.

*Canger,J,A& Kanungo,R,N.(1998).The empowerment process: Integration theory and practice. Academy of managementreview,vol13,no3,p:471-482.

* Carlson,C;Clemmer,F;Jenning,CH,D& Page,L.(2007).Organization development 101: Lesson from star wars. The Journal of Individual Psychology.63(4),p:424-439.

*Colins,M,A&Amabile,T,M.(2009).Motivation and creativity. In R.J,Sterenberg (eds) , Handbook  of creativity.New York: Cambridge university press.p: 297-313.

* Dalgleist& power.(1999).Handbook of cognition and emotion.journal wiley sons ltd.

* Deci,E,l & Ryan,R,M.(2012).Motivation, Personality and development within embedded social contexts: An overview of self-determination theory in R,M,Ryan(Ed),Oxford handbook of human motivation.Oxford Uk: oxford university press. p:85-107.

* Deci,E,L& Ryan,R,M.(2012).self -determination theory . In P.A.M van Lange,A.K.Kruglanski & E.T.Higgins(Eds).Handbook of theories of social psychology:vol,1.thousand oaks,CA:Sage.p:416-437.

*Deci,E,L & Ryan,R,M.(2000).The ”What” and ”Why” of goal pursuits: Human needs and the self-determination of behavior.Psychology inquiry,11,p:227-286.

* Do,Young choi. kun,Chang lee. Seong,Wook chae.(2012).The effect of individual psychological characteristics on creativity revelation:Emphasis with psychological empowerment and intrinsic motivation.Brain Informatics.Lecture notes in computer science volume 7670,p:130-139.

* Dickerson,F,B.(1998).Strategies that foster empowerment,cognitive and behavioral practice. 5(2),255-275.

* Folley,B,S& Park,S.(2005).Verbal creativity and schizotypal personality in relation to prefrontal hemispherie laterality: A behavioral and near-infrared optical imaging study: schizophrenia research.vol(2,3)80,271-282.

* Fuchs,G.J;Kumar,V,K;Porter,J.(2007).Emotional creativity alexithymia and styles of creativity.Creativity research Journal,vo 1,19,nos.2-3,p:233-245.

*Ghadiri,N,F. Abdi,B.(2010).Factor structure of Emotional creativity inventory(Ecl-Averill,1999) among Iranian undergraduate student in Tehran university.

* Ghaffari,k; Sarmadi,M;Safari,N& Shahsavari,m.(2013). The impact of emotional intelligence and creativity among the university students.Journal of basic and applied scientific research.vol3(1),792-794.

*Ghobani,M;Kazemi,H;Motahari,S.(2012).Investigation relation between metacognitive states and emotional and cognitive creativity in students.1st conference of findings of cognitive sciences in breading.Mashhad university.

*Ghorbani,Maryam; Kazemi,H;Shafaghi,Mansoreh;Massah,Hajar.(2012).An Assessment of relation between self efficacy and cognitive/emotive creativity.Global Journal of guidance& Counselling.Vol02.p:8-13.

* Guilford,J,P.(1950). Creativity,American psychology.Vol(5),p: 444-454.

*Hennessy,B,A.(2010).The creativity- Motivation connection. In J.C.Kaufman & R.J.Sternberg(Eds),The Cambridge handbook of creativity.New york: Cambridge university press.p:342-366.

*Hennessy,B,A.(2003).The social psychology of creativity. Scandinavian Journal of Educational Psychology,47,p:253-271.

*Holt,N,J.(2004).Controllable addnessgo? Creativity altered states of consciousness and ego-strengh.University of Northampton,Uk.

*Ivcevic,Z.Brecket,M,A.Mayer,J,D.(2007).Emotional intelligence and Emotinal creativity.Journal of personality.75:2.Blackwell publishing.

*Kaufman,J,C.(2009).creativity 101.Springer publishing company.

*Kaufman,J,C.Pluker,J,A.Baer,J.(2008).Essentials of creativity assessment. Hoboken, NJ : Viley.

*Kaufman,J,C.Sterenberg,R,J.(2010).The Cambridge handbook of creativity.New york:Cambridge university press.

*Kazbelt,A;Begehetto,R,A;Runco,m,A.(2010).Theories of creativity.In J,C,Kaufman& Sternberg(Eds),The Cambridge handbook of creativity New York: Cambridge university press.p:20-47.

*Littleton,k.Miell,D.(2004).Collaborative creativity: Contemporary perspective:free Association books.p:1-8.

* Li,Yun Sun. Zhen,Zhang.Jin,Qi.Zhen,Xiong Chen.(2012).Empowerment and creativity: A cross-level investigation.The Leadership Quarterly.Volume 23,Issue1.P:55-63.

*Lizarraga,M,L;Baquedano,M,T;Closas,A.H.(2014).An explanatory model regarding the relationships between psychological traits and creativity.Anales de psicologia.Vol 30.1,p:355-363.

* Lopez, SH, J.(2009). The encyclopedia of positive psychology. Vol(1). Wiley- Black wellpublishing Ltd.

*Ma, H,H.(2009). The effect size variables associatd with creativity: A meta –Analysis. Creativity research Journal. 21(1), p:31-420

* Martindale,C.(2007). Creativity, primordial cognition and personality. Personality and individual differences.vol(43),p: 1777-1785.

*Roskos, Ewoldsen, B. (1993). Discovering emergent properties of image. In imagery creativity and  discovery: A cognitive perspective B, Roskos ewoldsen; M, J, Intons-Peterson and R, E, Anderson (ED). Amsterdam: Elsevier science publication.

* Runco,M,A.(2004).Creativity. Annual review of psychology.55, p:675-687.

*Runco, M, A. (2010). Creativity: theories and themes: Research, development and practice . California state fullerton. Academic press in important of Elseviv.

* Runco and Albert.(2006).Theory of creativity. McGrahill press.

* Samarghani motlagh,Vali& Hassani,Mohammad.(2013).Organizational formality and its relationship with empowerment,Innovation and creativity of the employes of education organization:A case study.Life science Journal.10(7s).p:43-49.

* Schmidt, John, J.(2007). What relly matters is school counselor empowerment: A response to Hipolito- Delgado and lee. Professional school counseling.10(4).p:344-351.

*Snyder,C,R.Lopez,sh,J.(2002).Handbook of Positive psychology.Oxford University press.

* Sport on cognitive and emotional creativity. Reef Resources Assessment and Management Technical paper(PRAMT),vol 40,p:1607-7393.

* Spreitzer, G. (2008).Taking stock: A review of more than twenty years of research on empowerment at the work. In I,Barling & C,L,Cooper(Eds). The stage handbook of organizational behavior.vol(1),p:54-72.

*Spreitzer,G,M& Donson,D.(2005).Musing on the past and future of employee empowerment. In the handbook of organizational development. Edited by Tom Cummings. Thousand okas.

* spreitzer,G,M.(1995). Psychological empowerment in the workplace: Dimension, measurement& validiation academic of management Journal.38(5).p:1442-1465.

*Srivasta,s;Childers,M,E;Beak,J,H;Strong,C,M;Hill,S,J;Warsett,K,S;Wang,P,W;Akiskal,H,S;Akiskal,K,K;Ketter,T,A.(2010).Toward interaction of affective and cognitive contributors to creativity in bipolar disorder: A controlled study: Journal of affective  Disorder.125,p:27-34.

* Sterenberg,R,J.Kaufman,S,B,(2011).The Cambridge handbook of intelligence. Cambridge university press.

* Sterenberg,R,J.(2004).International handbook of intelligevce. Cambridge university press.

* Sterenberg,R,J.(2006).The nature of creativity. Creativity research journal.18 (1).p:87-98.

*Sterenberg,R,J.(2003).The psychology of human though. Cambridge university press.

* Sweeny,T.(1991).Adlerian counseling: A practitioner approach(4ed). Philadelphia: Accelerated development.

* Tae-jun, ch.(2008).An integrative model of empowerment and individual performance under conditions of organizational individualism and collectivism in public sector organizations. Unpublished doctoral dissertation.state university of newyork.

* Thomas,K.(2000).Instrinsic motivation at work: Building energy and commitment.Berret-Koehler publishers,INC.

* Thomas,K. (2009b). For the intrinsic reward that drive employee engagement. Ivey business Journal. Feature Article.

* Thomas,K. (2009a) ).Instrinsic motivation at work: what really drives employee engagement.Stan fracisco-Berrett- koheler publishers,INC.

* Thomas,k.( 2009b.( Technical brief for the work engagement profile: content,reliability and validity.ccp-Inc.

*Thomas,K,W&Velthouse,B,A.(1990).Cognitive elements of empowerment.An interpretive model of intrinsic task motivation. Academy of management review,15(4),p:666-681.

*Tymon.(1998).An empiricial investigation of a cognitive model of empowerment. Unpublished doctoral dissertation. Philadelphia. PA:Temple university.

* Velthouse,Betty,A.(1990).Creativity and empowerment: a complementary relationship. Review of Business. Volume:v12Source Issue:n2.

*Wang,C,L;Ahmad,P,K.(2003).Emotion: The missing pan of systems methodologies. kybemetes,London: 32(9,10),p:1282-1269.

*Weisberg,R,W.(2006).creativity understanding innovation in problem solving science, innovation and the arts. John wiley& sons,Inc.

* Yildrimi,A.(2010). Creativity in early childhood education program. Procedia socil and behavior science.vol(9),p:1565-1575.

* Zittoun,T.(2007).the role of symbolic resources in human lives in jean valsinger and Alberto Rosa(eds) combridge Handbook of socio-cultural psychology.Cambridge university press. P:243-36.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

پرسشنامه خلاقیت شناختی عابدی

پاسخگوی گرامی، پرسشنامه ای را که در پیش روی دارید حاوی 60 سؤال است و هر سؤال مشتمل بر سه گزینه یا پاسخ می باشد. لطفاً هر یک از سؤالات را با دقت مطالعه نموده و پس از آن یکی از پاسخ های ارائه شده در زیر هر سؤال را با علامت(×) انتخاب نمایید.قبلاً از همکاری شما سپاسگذارم.                                                                            سن:                                         پایه تحصیلی:

 

 

 

 

پرسشنامه خلاقیت هیجانی آوریل

دوست عزیز سلام . این پرسشنامه جهت سنجش خلاقیت هیجانی ساخته شده است. از آنجاییکه هیچ پاسخ صحیح یا غلطی وجود ندارد، اولین پاسخی که به ذهنتان می رسد را علامت بزنید.از همکاری شما تشکر می کنم.

سن:               پایه:                     تحصیلات مادر:                    تحصیلات پدر:

 

 

 

 

 

Abstract

The purpose of the present research was to examine the efficacy of psychological empowerment training on students’ cognitive creativity and emotional creativity in Ivan town. The population included all female students of high schools (vol2) at Ivan in 1392-1393. Sample included30 students that with the performing of Averill emotional creativity questionnaire and Abedi cognitive creativity test obtained lowest score, and replacing in the experimental and control groups, randomly. Then the experimental group was trained psychological empowerment during 8session.The control group did not receive any interventions. After end of sessions, post-test was performed .The data were analyzed by analysis of covariance. The results indicated 2 stage within 2 groups of experimental and control confirmwd the efficacy of psychological empowerment training on cognitive and emotional creativity by 99% confidence.

Key words: Psychological empowerment, Cognitive creativity, Emotional creativity.

 

 

[1] -creativity

[2] -Dalgleish&Power

[3] -Yildrimi

[4] -cognitive creativity

[5] -Guilford

[6] -Amabile

[7] -Renzuli

[8] -Sterenberg

[9] -emotional creativity

[10] -Fochus&Kumar&Porter

[11] -Averill

[12] -novelty

[13] effetiveness

[14] authentiveness

[15] -Thomas-Knowles

[16] -preparedness

[17] – Sterenberg&Kaufman

[18] Colins&Amabile

[19] -psychological empowerment

[20] -Smith

[21] -Spreitzer&Doneson

[22]-Thomas&Velthouse

[23]-competence

[24] -autonomy

[25] -Pajares

[26] -Fuchs

[27] -Holt

[28] -Long

[29] – Gumusluoglu&Ilsev

[30] -Dickerson

[31] -Chunger&Kanungo

[32] -Whetten&Cameron

[33] -Singh&Sarkar

[34] -Smith&Word&Finke

[35] -Wang&Ahmad

[36] -Avolio

[37] -Runco&Albert

دیدگاهها

هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.

اولین نفری باشید که دیدگاهی را ارسال می کنید برای “اثر آموزش توانمندسازی روانشناختی بر خلاقیت هیجانی و خلاقیت شناختی دانش آموزان دختر پایه سوم دوره اول دبیرستان شهر ایوان”

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

38 − = 34