بررسي كيفيت زندگي دختران ساكن در مركز قرنطينه بهزيستي و ارتباط آن با انتظارات آن‌ها از مركز و پس از ترخيص از مركز

59,000تومان

توضیحات

مشاهده و دانلود قسمتی از متن کامل :

دانشگاه علامه‌ طباطبايي

دانشكده علوم اجتماعي

پايان‌نامه  اخذ مدرك كارشناسي ارشد مددكاري اجتماعي

عنوان پژوهش

“بررسي كيفيت زندگي دختران ساكن در مركز قرنطينه بهزيستي و ارتباط آن با انتظارات آن‌ها از مركز و پس از ترخيص از مركز”

استاد راهنما : دكتر طلعت اللهياري

استاد مشاور : دكتر علي خاكساري

پژوهشگر : ……………………

پاييز 1387



 

آدم وقتی وظیفه اش را انجام داد باید برود، رفتن بخشی از همان وظیفه است. من از تو ممنونم. من با از دست دادن تو همه متعلقاتم را از دست دادم و بابت این فقدان از تو ممنونم. در فقدان یا می توان پوسید یا می توان به اوج زندگی دست یافت. من و بال های پوسیده ام در اوج زندگی هستیم. رفتن بخشی از وظیفه من بود.

«کریستن بوبن»

 

چکیده

این پژوهش با عنوان بررسی کیفیت زندگی دختران ساکن در مرکز قرنطینه و ارتباط آن با انتظارات آنها از مرکز و پس از ترخیص از مرکز با هدف نزدیک کردن کیفیت زندگی با انتظارات دختران ساکن در مرکز و شناسایی نیازها و نگرانی های آنها تهیه گردیده است. این پژوهش با تکیه بر نظریات جوران و دمینگ[1] در زمینه رضایت، کنش متقابل شوارتز[2]  مورد تحلیل و بررسی قرارگرفته است. روش مورد استفاده، روش تحقیق کیفی و کمی است و اطلاعات جمع آوری شده با استفاده از تکنیک تحلیل محتوا تبیین و تحلیل شده است.

نتایج حاصل از این پژوهش نشان می دهد که کنش متقابل بین سیستم های محیطی و عوامل غیرمادی پیرامون دختران نوجوان ساکن در مرکز قرنطینه، مهمترین عوامل موثر براحساس رضایت و خرسندی آنها می باشد. در یان میان رفتار و نحوه برخورد مربیان از اصلی ترین و پررنگ ترین مسائل مطرح شده در مصاحبه ها بود. از دیگر موارد مهم بررسی شده در این پژوهش می توان به ویژگی های سنی نوجوانان، مشارکت و حق انتخاب، اوقات فراغت و برنامه ریزی متناسب با آنها، آموزش های درسی و غیردرسی و نگرانی های پس از ترخیص اشاره کرد. همچنین :

  • برگزاری دوره های آموزشی ضمن خدمت توسط سازمان بهزیستی برای مربیان شیفت
  • استخدام نیروهای متخصص و ماهر و جذب نیروهای طرحی جوان، علاقمند و تحصیل کرده
  • برنامه ریزی جامع به منظور پر کردن اوقات فراغت این کودکان و نوجوانان در قالب پیشنهاد مطرح گردید.

 

 

فهرست مطالب

صفحه فهرست مطالب عنوان
     
  فصل اول : كليات پژوهش
2 1-1 مقدمه
3 2-1 بيان مسأله
4 3-1 ضرورت پژوهش
5 4-1 اهداف پژوهش
6 5-1 فوايد پژوهش
6 6-1 انگيزه پژوهشگر
7 7-1 کلید واژه‌ها
7 8-1 سازماندهي پژوهش
فصل دوم : ادبيات موضوع پژوهش
9 1-2 مقدمه
9 2-2 تاريخچة موضوع در جهان
10 3-2 تاريخچة موضوع کیفیت در ايران
11 4-2 پیمان‌نامه حقوق کودک
13 5-2 اهميت خانواده
14 6-2 كاركردهاي خانواده
16 7-2 اهميت تماس‌هاي فيزيكي  
17 8-2 مفهوم پديدة بي‌سرپرستي
18 9-2 علل و انگيزه‌هاي سپردن فرزندان به مراكز شبانه‌روزي
19 10-2 اثرات فقدان والدين
19 10-2 شيوه‌هاي مراقبت و پرورش در سازمان بهزيستي
22 12-2 وظايف دفتر امور شبه خانواده
22 13-2 عوامل افتراق نظام حاكم در خانواده و نظام موجود در مراكز شبانه‌روزي
25 14-2 تأثير شبانه روزي و فقدان‌هاي ناشي از آن
30 15-2 تاريخچه مركز قرنطينه
30 16-2 بهداشت رواني
33 1-16-2 بهداشت رواني در دوره نوجواني
38 17-2 آموزش کیفیت زندگی در سطح فردی
39 1-17-2 ثروت عنصر اصلي كيفيت زندگي نيست
41 2-17-2 واحد كيفيت زندگي در دانشگاه تورنتو
42 18-2 مبانی نظری تحقیق
42 1-18-2 کیفیت زندگی
45 2-18-2 رضایت
47 3-18-2 رضایت از زندگی
48 4-18-2نظريه كنش متقابل
50 5-18-2انتظار
51 6-18-2 نظريه تنهايي اجتماعي
52 7-18-2 نظريه‌هاي مربوط به سلامت روان
54 8-18-2 چند ديدگاه نظري در مورد نوجواني
56 9-18-2 نظریات مربوط به نقش
58 19-2 پيشينة تحقيق در ايران
60 20-2 پيشينة تحقيق در جهان
61 21-2 نقش مددکاری اجتماعی در مرکز قرنطینه
63 22-2 بیان چارچوب نظری پژوهش حاضر
64 23-2 خلاصه نکات مهم
64 24-2 سوالات پژوهش
65 25-2 الگوی نظری پژوهش
فصل سوم : روش‌شناسی پژوهش
67 1-3 مقدمه
67 2-3 روش پژوهش
67 3-3 جامعه آماری موردمطالعه
67 4-3 نمونه آماری مورد مطالعه
68 5-3 روش جمع‌آوری اطلاعات
68 6-3 روش تحلیل اطلاعات
69 7-3 روایی
69 8-3 تعریف مفاهیم
74 9-3 محدودیت‌های پژوهش
فصل چهارم : تجزیه و تحلیل داده‌ها
76 1-4 مقدمه
77 2-4 مشارکت و نظرخواهی
79 3-4 نحوه گذراندن اوقات فراغت
84 4-4 نحوه برخورد و ارتباط با مربی‌ها
91 5-4 توجه به شرایط سنی نوجوانان
92 6-4 اهمیت آموزش
95 7-4 ضرورت وجود مرکز قرنطینه
98 8-4 مداخله در بحران و تنهایی
99 9-4 نگرانی‌های پس از ترخیص
102 10-4 جداول
111 11-4 محدودیت های پژوهش
فصل پنجم : نتیجه‌گیری و پیشنهادات
113 1-5 تحلیل داده‌ها
118 2-5 نتیجه‌گیری
121 3-5 پیشنهادات
122 4-5 موضوعات پیشنهادی برای پژوهش‌های آتی
123 منابع مورد استفاده

پیوست                                                                                125

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

فصل اول

کلیات پژوهش

 

  • مقدمه

خانواده به عنوان نخستین واحد اجتماعی، در اجتماعی کردن فرزندان و برآوردن برخی نیازهای بنیادی آنها مسئولیت اصلی را برعهده دارد. فرد در محیط خانواده به رشد حقوقی، فرهنگی و اجتماعی و اقتصادی نائل می شود، در این محیط گرمای محبت را از والدین خود دریافت می کند و چگونگی ابراز آن را به دیگران می آموزد. گرچه خانواده کوچکترین واحد اجتماعی است لیکن از نظر اهمیت و ارزش، اساس اجتماع را تشکیل می دهد. به عبارت دیگر خانواده به گروهی از افراد تلقی می شود که از طریق خون، ازدواج یا فرزندخواندگی به یکدیگر منسوب بوده و برای مدت طولانی و نامشخص باهم زندگی می کنند. کودک از طریق تعامل با والدین در مسیر رشد وتحول گام برمی دارد. رشد و تحول نیاز به فراهم شدن محیط مساعد دارد، محیطی که کلید اصلی آن مراقبت والدین است. مراقبت به معنای دوست داشتن، شناختن، درک کردن، پذیرفتن، تحریک انگیزه های کودک، تأمین نیازهای تغذیه ای و پوشاک و حفاظت از کودک در برابر بیماری ها و در یک کلام انتظار مناسب از توانایی‌های کودک داشتن است.

گرچه کانون خانواده مهمترین نهاد برای پرورش کودکان محسوب می شود اما همواره کودکانی هستند که به دلایل و عناوین مختلف ناگزیر جدا از خانواده و در مراکزی تحت عنوان شبانه‌روزی (Institution) نگهداری می شوند. شبانه روزی و به عبارت دیگر پرورشگاه، موسساتی هستند که از طرف دولت ها یا بخش خصوصی (مراکز خیریه) به منظور نگهداری از اطفال و نوجوانان بی سرپرست تأسیس گردیده اند. همچنین طبق ماده 18 پیمان نامه جهانی حقوق کودک، مسئولیت اولیه حفظ حقوق کودک و تأمین مصالح او به عهده والدین است و اگر قادر به ایفای این نقش نباشند دولتها باید برای تأمین نیازها و و حقوق کودک مداخله نمایند. (اعزازی،1376)

در پیمان نامه حقوق کودک، وظایف دولت نیز در این خصوص مشخص شده است : طبق ماده 19 پیمان جهانی حقوق کودک، دولتهای عضو ملزم هستند همه اقدامات قانونی، اداری، اجتماعی و آموزشی لازم را به عمل آورند تا از کودک در برابر همه شکل های خشونت جسمی یا روانی، صدمه یا سوءاستفاده، بی توجهی یا سهل انگاری، بدرفتاری یا بهره کشی توسط والدین یا سرپرست قانونی یا هر شخص دیگری که عهده دار مراقبت از کودک است محافظت کنند.

این گونه اقدامات حمایتی باید برحسب مورد شامل روشهای موثر برای ایجاد برنامه های اجتماعی جهت فراهم نمودن پشتیبانی لازم از کودک و کسانی که عهده دار مراقبت از کودک هستند باشد. براساس ماده 20 پیمان نامه جهانی حقوق کودک، کشورهای عضو باید از کودکانی که خانواده خود را از دست داده اند با انتخاب خانواده دیگری برای سرپرستی یا فرستادن آن ها به مراکز نگهداری کودکان، حمایت کنند. در تمام این موارد برای حفظ قومیت، مذهب، فرهنگ و زبان چنین کودکانی باید تلاش کرد. (پیمان نامه حقوق کودک، مصوب مجمع سازمان ملل متحد، 1379)

با توجه به عضویت ایران در پیمان نامه جهانی حقوق کودک در سال 1370 و تصویب مفاد آن توسط مجلس شورای اسلامی در سال 1373 دولت موظف به حمایت از کودکانی می باشد که از جانب والدین خود مورد سوءرفتار قرار می گیرند. در حال حاضر در ایران طبق آخرین آمار موجود در سازمان بهزیستی بیش از 650 نفر از کودکان تحت مراقبت این سازمان به دلیل سوءرفتار از جانب والدین در این سیستم پذیرش شده اند که مستلزم توجه بیشتر مسئولین به این مهم می باشد. (بهروزی‌فر، 1384)

اما آنچه که باید پیش از سایر موارد مورد عنایت قرار بگیرد پیشگیری و برنامه ریزی مناسب می‌باشد که تلاش گسترده و همه جانبه ای را در راستای شناخت ریشه ای بی سرپرستی و در پی آن توجه عمیق به نیازها و انتظارات مصرف کنندگان اصلی خدمات که در واقع همان کودکان هستند را می طلبد.

 

 

2-1    بیان مسأله

خانواده نخستین کانون گرم و هسته اولیه همه سازمان های اجتماعی است. انسان در چنین کانونی به دنیا آمده و پرورش می یابد و در طی این دوران رفاه و سلامت وی به موقعیت کل خانواده و محیط افراد او بستگی دارد در این بین دو نقش پدری و مادری از سایر نقش ها مهمتر بوده به گونه ای که فقدان حضور موثر یکی از آنها، در چگونگی رفتار کودک تأثیر دارد و از آن مهمتر اینکه عمیق ترین و حساس ترین تأثیرات را در رفتار و عصر جوانی وی خواهد داشت. از آن جایی که خانواده آغاز حرکت فرد به سوی جامعه می باشد و خانواده تنها نهاد امن و پناهگاه عاطفی فرد تلقی می شود، جدا شدن از کانون خانواده، بنا به هر دلیلی که باشد ضربه ای است که فرزندان ساکن در شبانه‌روزی‌ها در تجارب روزمره و زندگی خود همواره لمس نموده اند.

پرورش فرزندان از وظایف خانواده است و اگر در این رابطه هر گونه خللی واردشود ممکن است مشکل بی سرپرستی حادث شود. کودک زمانی بی سرپرست نامیده می شود که قبل از آن بتواند به تنهایی نیازهای حیاتی و زیستی خود را تأمین نماید، والدین خود را از دست بدهد. کودک بی سرپرست ممکن است یک یا تمام افرادی را که حضور فیزیکی آنها نیازهای مادی و معنوی او را تحت تأثیر قرار می دهند از دست بدهد، مرگ پدر، ازدواج مجدد مادر و عدم پذیرش ناپدری، مرگ مادر، حضور نامادری و مشکلات ارتباطی میان این دو، اعتیاد پدر، اعتیاد مادر، بی تفاوتی بستگان و … را می‌توان نمونه هایی از دلایل بی سرپرست شدن قلمداد کرد. در واقع بی سرپرستی بیشتر از آن که یک مشکل فردی تلقی شود، مشکلی اجتماعی است. همزمان با افزایش معضلات و آسیب های اجتماعی و به ویژه افزایش آمار طلاق و اعتیاد، تعداد این کودکان در معرض آسیب که به مراکز شبانه روزی سپرده می شوند نیز رو به افزایش است (اعزازی، 1376).

چنانچه این کودکان در موسسات یا دیگر مراکز اسکان داده شوند، برآوردن نیازهای آنها از اهم ضروریات به نظر می رسد تا از حمایت لازم و کافی بهره مند شوند. آنچه اهمیت دارد این است که کودکان در محیطی شبیه خانه رشد کنند و نیازهای روانی و اجتماعی آنها برطرف شود. از آنجایی که نهادهای دولتی با مشکلات عمده ای چون کمبود ظرفیت پذیرش و امکانات حمایتی از کودکان مواجه می باشند بنابراین قادر به ارائه خدمات حمایتی موثر و مکفی به آنان نیستند. (مهدی پور، 1379) طبق ماده 29 قانون اساسی، سازمان بهزیستی به عنوان متولی اصلی حمایت از کودکان بی سرپرست، تعدادی از کودکان بی سرپرست را که به دلایل گوناگون از زندگی در خانواده به طور موقت یا همیشه محروم شده اند در شبانه روزی ها نگهداری می کنند. با این وجود سیاست بنیادین سازمان بهزیستی کشور همواره سالم سازی محیط خانواده برای کودک و بازگشت کودکان دارای سرپرست به کانون خانواده می باشد. (دستورالعمل دفتر امور شبه خانواده، سازمان بهزیستی، 1379)

از آنجایی که مرکز قرنطینه در اکثر موارد اولین مکانی است که کودک را می پذیرد و ضمن این که اهمیت محیط پیرامون فرد و همچنین ارائه امکانات موجود و تأثیر آن در رشد و شخصیت کودک در سطرهای بالا بیان شده است، برای ارائه یک زندگی سالم و مطلوب، بررسی عوامل موثر در کیفیت زندگی و ارتباط آن با انتظارات مخاطبین اصلی خدمات از اهمیت ویژه ای برخوردار است. این طور به نظر می رسد که کیفیت موجود در انتظارات دختران اثر داشته و از آن جایی که مرکز قرنطینه به نوعی فرد را برای ورود به مرحله جدیدی از زندگی آماده می کند و در حقیقت کودکی که تحت هر شرایط و علتی به مرکز آورده شده در دوره بحرانی زندگی خود به سر می برد، چگونگی ارائه خدمات در انتظارات آن ها از مرکز و حتی پس از ترخیص از مرکز اثرگذار است.

اکنون این سوال مطرح می شود که آیا بهبود کیفیت زندگی جامعه مورد بررسی با سطوح مختلف انتظارات آنان مرتبط است یا نه؟

 

 

3-1 ضرورت و اهمیت پژوهش

امروزه با خانواده هایی مواجه هستیم که در سرپرستی فرزندان خود با مشکلات عدیده تربیتی، روانی، اجتماعی و … رو به رو هستند با این حال حضور والدین و فرزندان در کنار هم معضل خاصی ایجاد نمی کند در حالی که بسیاری از کودکان با از دست دادن والدین یا یکی از آنها، همواره با محرومیت های طبیعی و فقدان کانونی گرم رو به رو هستند. در نتیجه پذیرش کودک در مراقبت شبانه روزی با هدف حمایت از وی ضرورت می یابد، تا در مقابل همه نداشته ها و کمبودهایش دست کم مرهم و تسکینی یافته و احساس آرامش کند، اما حضور کودک در مراقبت شبانه روزی نیز به دور از آسیب، به ویژه آسیب های عاطفی و روانی نمی باشد. لذا شناخت شرایط بحرانی بوجود آمده و پاسخ مناسب و به جا نسبت به آن ها با ایجاد محیطی امن و پویا در جهت رشد کودکان در مراکز شبانه‌روزی که در حقیقت جانشین خانواده های از هم پاشیده کودکان هستند، اهمیت بخصوصی دارد.

فرزندان بی سرپرست هم مانند دیگر فرزندان نیازها و انتظارات مشابه دارند که باید مورد توجه قرار گیرند. اگر نیازها و انتظارات این فرزندان برطرف نگردد، در آینده تأثیر نامطلوبی به روی شخصیت آن ها خواهد گذاشت و نارضایتی آنها را از زندگی به دنبال خواهد داشت. (جغتایی، 1379)

در اهمیت موضوع بی سرپرستی و توجه به فرزندان بی سرپرست همان بس که در قرآن کریم توجه خاصی بدان شده است. از دیدگاه اسلام ساختن دارالایتام و غذا دادن و لباس پوشانیدن به یتیم از عبادات بزرگ اسلامی بوده و نوازش یتیم، مهربانی و عطوفت نسبت به وی و تربیت او خود عبادت جداگانه ای است و در پیشگاه خداوند پاداش مخصوص دارد. روایات اسلامی به حضور اطفال یتیم و بی سرپرست در محیط خانواده تأکید دارند. از نظر علمی هم امروزه این امر به اثبات رسیده است و دولت نیز با الهام از تعالیم دین اسلام می کوشد تا از طریق راه های مختلفی چون فرزندخواندگی و یا واگذاری کودک تحت قیومیت موقت فرد از حضور طولانی مدت کودک در مراکز نگهداری شبانه روزی جلوگیری نماید.

با توجه به اهمیت موضوع ضرورت دارد تا تحقیقات متعددی در ابعاد مختلف زندگی این فرزندان انجام گیرد. این تحقیقات و نتایج آن ها باعث می شود تا گرچه به تدریج اما شرایط زیستی و روانی این فرزندان بهبود یابد، این کودکان سنین اصلی رشد عاطفی و روانی و اجتماعی خود را در محیط شبانه روزی سپری می کنند و در جوانی برای شروع زندگی مستقل از مجتمع مربوطه ترخیص می شوند. آن ها عضو جامعه محسوب شده و زمانی عهده دار پرورش کودکان خود خواهند بود. بنابراین هرگونه تلاشی در جهت اصلاح ساختار محیط زندگی آن ها به نوعی در بهبود وضعیت نسل‌های آینده فرزندان شبانه روزی نیز موثر است.

از آنجائی که زمان رسمی نگهداری کودکان در قرنطینه 21 روز است لیکن عملاً کودکان اقامت های چندین ماهه دارند. توجه به عوامل موثر بر کیفیت زندگی آن ها و بهبود وضعیت موجود در مراکز قرنطینه با توجه به محدودیت های خاصی که دارد ضرورت پیدا کرده است

در این پژوهش سعی می شود تا با بررسی عوامل موثر بر کیفیت زندگی دختران ساکن در مراکز قرنطینه و ارتباط آن ها با انتظارات مصرف کنندگان اصلی خدمات در جهت بهبود وضعیت آنها قدمی برداشته شود. بنابراین :

  • نتایج حاصل از این تحقیق دارای اهمیت خواهد بود.
  • انجام این پژوهش به طور مستقیم کمک بزرگی به مسئولان مربوطه می باشد.
  • این پژوهش می تواند در راستای پیش بینی و برنامه ریزی دقیق در حمایت از فرزندان شبانه روزی و ارتقای سطح خدمات ارائه شده و تقویت برنامه های مرتبط مفید واقع شود.

 

4-1- اهداف پژوهش

پژوهش دارای یک هدف اصلی و 5 هدف فرعی است.

هدف اصلی پژوهش :

هدف اصلی پژوهش شناخت عوامل موثر در کیفیت زندگی دختران ساکن در مراکز قرنطینه و ارتباط آن ها با انتظارات آنان در مرکز و پس از ترخیص از مرکز می باشد. در تمامی مراحل پژوهش هدف اساسی این است که رابطه بین دریافت کننده و ارائه دهنده خدمت از حالت خطی محدود مبتنی به اجبار خارج شده و وضعیتی نامحدود  و همراه با مشارکت و اختیار بیابد.

با توجه به این که پژوهشگر در این مرکز مشغول به کار می باشد و ضمن تجربه کاری به این نتیجه رسیده است که بهزیستی مادی و فیزیکی در این مرکز به طور متوسط رعایت می شود هدف خود را بررسی در زمینه بهزیستی روانی و شناختی این دختران قرار می دهد.

 

 

 

هدف های فرعی :

  • با ارائه نتایج حاصل از پژوهش به مسئولان ذیربط شاید گامی هر چند کوچک در جهت رفع مشکلات و موانع موجود به منظور بهبود کیفیت زندگی دختران ساکن در مرکز و همسان شدن کیفیت موجود با انتظارات آن ها برداشته شود.
  • شناخت حلقه ارتباطی بین کیفیت زندگی و انتظارات دختران ساکن در مرکز قرنطینه.
  • ایجاد زمینه ای مناسب جهت انجام پژوهش‌های بعدی.
  • نزدیک کردن کیفیت موجود به انتظارات دختران ساکن در مرکز

 

5- 1  فایده‌های پژوهش

پژوهش فایده نظری، علمی و عملی دارد.

فایده نظری :

با توجه به اهمیت نظری مسائل این پژوهش می تواند به عنوان یک نمونه تحقیق تجربی مورد استفاده افرادی که به هر نوعی موضوعی مشابه با این پژوهش دارند قرار بگیرد.

فایده علمی :

پدیده بی سرپرستی یکی از مسائل بسیار مهم جامعه امروز می باشد. از این رو شناخت جنبه‌هایی از این پدیده که به موضوع پژوهش مربوط است موجب افزایش دانش و آگاهی کاربردی در این مورد شده و زمینه را برای رفع موانع و مشکلاتی که در ارتباط با مساله بی سرپرستی وجود دارد، فراهم می‌کند. همچنین با انجام پژوهش در زمینه مسائل اجتماعی روز از جمله بی سرپرستی می توان اقدام به حساس سازی افراد برای بهبود روند حاصل از آن داشت.

فایده عملی :

با استفاده و استناد به نتایج حاصل از پژوهش می توان راهبردهای عملی مناسبی را جهت بهبود کیفیت زندگی اجتماعی کودکان و نوجوانان ارائه داد و محیط اجتماعی امن و سالم تری را برای زیست این کودکان با شناسایی انتظارات و اولویت های رضایت آن ها فراهم آورد و نیز از بروز مشکلات و آسیب های ناشی از کمبودهای عاطفی و اجتماعی تا حد امکان پیشگیری شود. همچنین می توان با برنامه ریزی مناسب در جهت ارائه خدمات هر چه بهتر به فرزندانی که در آینده به مراکز شبانه روزی وارد می شوند،گام برداشت.

 

 

6-1   انگیزه پژوهشگر

  • با توجه به علاقه شخصی و نیز به دلیل این که پژوهشگر در رابطه با امور تربیتی دختران در این مرکز مشغول به کار است، انگیزه ای قوی برای پژوهش روی این موضوع گردید.
  • از طرفی با مراجعه به مرکز پژوهش وزارت علوم، تحقیقات و فناوری، برای پژوهشگر روشن گردید که هیچ پژوهشی تا به حال در این نوع مرکز که اقامت به صورت قرنطینه می باشد انجام نپذیرفته است و همین امر انگیزه تلاشی نو در این باره می باشد.
  • تقدیم نتایج پژوهش به سازمان بهزیستی تهران به عنوان ادای دین هر چندکمرنگ و ناچیز پژوهشگر به حرفه مددکاری اجتماعی و به منظور برداشتن گامی هر چند کوچک در جهت بهبود کیفیت زندگی این کودکان که سرمایه های بالقوه جامعه به حساب می آیند.

 

 

7-1   کلید واژه‌ها

«کودک بی‌سرپرست، نوجوانی، سازمان بهزیستی، فرزندان شبانه‌روزی، فرزندان قرنطینه، مرکز قرنطینه، کیفیت زندگی و انتظارات» کلید واژه‌های این پژوهش می‌باشند.

 

 

8-1   سازماندهی پژوهش

این پژوهش شامل 5 فصل به شرح زیر می باشد :

فصل اول : کلیات پژوهش که شامل مقدمه، بیان مسأله، ضرورت پژوهش، اهداف پژوهش، فواید پژوهش، انگیزه پژوهشگر  و کلید واژه‌هاست.

فصل دوم : ادبیات پژوهش را دربرمی گیرد که شامل اهمیت خانواده، مفاهیم بی سرپرستی، مقایسه ساختار خانواده و شبانه روزی و … چارچوب نظری، پیشینه پژوهش، چارچوب نظری حاضر و سوال های پژوهش است.

فصل سوم : روش شناسایی پژوهش که شامل روش تحقیق، جامعه آماری موردمطالعه، نموه آماری موردمطالعه، روش جمع آوری اطلاعات، روش تحلیل اطلاعات، روائی، تعریف مفاهیم و موانع و محدودیت ها می باشد.

فصل چهارم : تجزیه و تحلیل یافته های پژوهش رادربرمی گیرد.

فصل پنجم : بحث و نتیجه گیری یافته های پژوهش را با توجه به چارچوب نظری و پیشنهادات شامل می شود.

و در آخر فهرست منابع و پیوست‌ها آورده شده است.

 

 

 

 

فصل دوم

ادبیات پژوهش

 

 

 

 

 

 

  • مقدمه

 

محیطی که فرد در آن متولد شده و زندگی می کند مهمترین نقش را در رفتارهای او در دوران کودکی و عصر جوانی دارد. از آن جایی که کودک مانند دفترچه نقاشی سپیدی می باشد که دست کم در شش سال اول زندگی، همه ی نقاشی ها و رنگ آمیزی ها را ما در آن می کشیم (منظور از ما به طور اخص خانواده است) بنابراین نوع آموزش و پرورش خانواده مهمترین تأثیر را در تشکیل شخصیت اولیه کودک خواهد داشت، البته نباید از یاد برد که کودک پس از این سنین خارج از دایره خانواده، روابطی را در مدرسه با همبازی ها، دوستان و معلمین نیز برقرار می کند و از آنها تأثیر می پذیرد و گاهی بر روی آنها تأثیر می گذارد. بنابراین به طور قاطع نمی توان محیطی را که کودک در آن رشد می کند کاملاً قابل کنترل دانست، البته کنترل بیش از حد کودک هم می تواند آینده ی او را به مخاطره بیندازد. بنابراین بهترین کار این است که کودک با توجه به مقتضیات اجتماعی و تربیتی جامعه‌ای که می خواهد درآن زندگی کند پرورش یابد. (فرجاد، 1371)

خانواده آموزشگاه نخست انسان است، انتقال دهنده ی تمدن ها و فرهنگ هاست. بی شک کودک ارزشها و فضائل اخلاقی و انسانی را از خانواده کسب می کند، در خانواده تکامل و تحول می‌یابد، الگوسازی می کند و در یک جمله می توان این گونه بیان کرد که سلامت و سعادت جامعه در گرو تأمین سلامت یا عدم سلامت خانواده است.

 

 

2-2 تاريخچة موضوع در جهان

واژة كيفيت  زندگي با وجود دارا بودن تعاريف گوناگون از تاريخچه نسبتاً كوتاهي برخوردار مي‌باشد. اين واژه براي اولين بار در كتاب «اقتصاد رفاه» كه توسط اقتصاددان انگليسي به نام «آرتور سيسيل پيگو[3]» (1959- 1877) در دهة 1920 نوشته شد به كار رفته است، ولي كاربرد گسترده آن مربوط به بعد از دهة 1950 ميلادي مي‌باشد.

در ابتدا كيفيت زندگي بيشتر به شاخص‌هاي مادي نسبت داده مي‌شد و معرف اصلي سنجش آن «توليد ناخالص ملي[4]» بود، ولي به مرور و با توجه به انتقاداتي كه به اين شاخص‌ها وارد شد در اواخر 1950 اين مفهوم توسط فردي به نام «جي. كي. گالبريث[5]» دوباره تعريف شد و علاوه بر توجه به ارزش‌هاي مادي، ارزش‌هاي غيرمادي موجود در حوزه‌هاي محيطي، سياسي و اجتماعي نيز در آن لحاظ گرديد. (State of theart, no. 1, 2003,9)

در حوزه‌هاي پزشكي،‌جنبه‌هاي اجتماعي كيفيت زندگي مرتبط با سلامت در سال 1948 ميلادي و بعد از آن كه «سازمان بهداشت جهاني[6]» سلامت را به عنوان «نه تنها نبود ناتواني و مريضي، بلكه همچنين رفاه اجتماعي، رواني و جسماني» تعريف كرد معرفي شده بود.در سال 1957 ميلادي در ايالت متحده آمريكا، پيمايش سلامت ملي با هدفي فراي مسائل صرفاً مربوط به ناخوشي و ناتواني انجام شد.

از دهة 1960 به بعد، سنجش كيفيت زندگي و ابعاد آن و نيز روابط بين آن‌ها به يك بعد كليدي تبديل شده و بحث جديدي را در رابطه با تحقيق بر روي معرف‌هاي اجتماعي آغاز كرد. در حقيقت، ارزيابي كيفيت زندگي از طريق مجموعه متنوعي از معرف‌هاي اجتماعي با جديت بسياري در دهه‌هاي 1960 و 1970 كه دوره كاميابي و موفقيت‌هاي اقتصادي دور آغاز گرديد. (Smith, 1973)

«يكي از پيشگامان تحقيق بر روي كيفيت زندگي در آمريكا به نام «ريموند بوئه[7]» معرف‌هاي اجتماعي را آمارها، مجموعه‌هاي آماري و تمام شواهدي مي‌داند كه ما را در ارزيابي جايگاهي كه ما و جامعه در آن قرار داريم و ارزيابي مسيري كه بر طبق ارزش‌ها و اهدافمان در آن حركت مي كنيم ياري مي‌رسانند.» (Baver, 1966 : 6)

افزايش تحقيق در رابطه با معرف‌هاي اجتماعي در سال 1970 در حقيقت پاسخي به افزايش تقاضاي جامعه براي كسب اطلاعات جهت حمايت از سياست‌هاي اجتماعي فعال و عملياتي كردن (كمي كردن) كيفيت زندگي در جوامع توسعه يافته مدرن، كمك به نمايان كردن تغييرات اجتماعي و سنجش رفاه بشري بود.در سال‌هاي اخير، تحقيق كيفيت زندگي يا تحقيق در رابطه با معرف‌هاي اجتماعي بيشتر بر روي «كيفيت زندگي جمعي[8]» يا «كيفيت زندگي شهري[9]» متمركز شده است. دو نوع اصلي از تحقيقات در اين حوزه را مي‌توان اينگونه برشمرد :

  • تحقيقات مرتبط با سنجش كيفيت زندگي گروه‌هاي خاص (بيماران رواني، سالخوردگان و فقرا و …)
  • تحقيقات مرتبط با سنجش كيفيت زندگي كل افراد جامعه به منظور ارزيابي نتايج سياست‌هاي معين اجرا شده در جامعه (Eyles& Wilson, 2-3)

 

 

3-2 تاریخچه کیفیت زندگی در ایران

در ايران براي نخستين بار موضوع كيفيت زندگي در دومين سمينار ملي رفاه اجتماعي كه از سوي دبيرخانه شوراي عالي رفاه اجتماعي در سال 1355 برگزار شد مطرح گرديده است. در اين سمينار پنج كميته در زمينه‌هاي مختلف فعاليت‌ داشتند كه كميته سياست‌هاي رفاهي و كيفيت زندگي يكي از آن‌ها بوده و مسئوليت‌ اداره آن برعهده آقاي احسان نراقي قرار داشته است. بررسي مطالعات انجام شده در سال‌هاي اخير در خصوص كيفيت زندگي نشان مي‌دهد كه به مرور مبحث كيفيت زندگي از كانون توجه رشته هاي علوم اجتماعي مانند جامعه‌شناسي خارج شده و رشته‌هاي پزشكي توجه ويژه‌اي به آن داشته‌اند. اكثر پژوهش‌هاي انجام شده در اين حوزه نيز در رابطه با كيفيت زندگي بيماراني صورت گرفته كه به انواع مختلف بيماري‌ها و به خصوص سرطان مبتلا بوده‌اند و از نگريستن به اين موضوع از ديدگاه علوم اجتماعي و بررسي عوامل اجتماعي مؤثر بر آن غفلت شده است.

 

 

4-2 پیمان‌نامه حقوق کودک

 

ماده 1 پیمان‌نامه حقوق کودک : کودک کیست؟

از نظر پیمان نامه حاضر منظور از کودک دارای کمتر از 18 سال سن است، مگر این که طبق قانون قابل اعمال در مورد کودک، سن قانونی کمتر تعیین شده باشد. (کنوانسیون حقوق کودک، مصوب، 1989)

ماده 3 : حفظ عالی‌ترین منافع کودک

 

  • در کلیه اقدامات مربوط به کودکان که توسط موسسات رفاه اجتماعی دولتی یا خصوصی، دادگاه‌ها، مقامات اجرایی یا نهادهای قانونگذاری به عمل می‌آید، منافع عالیه کودک از اهم ملاحظات است.
  • کشورهای عضو متعهد می‌شوند حمایت و مراقبتی را که برای رفاه کودک ضروری است با توجه به حقوق و تکالیف والدین، سرپرستان قانونی، یا دیگر اشخاصی که قانوناً مسئول کودک هستند، تضمین نمایند و در این راستا کلیه اقدامات قانونی و اجرایی لازم را به عمل خواهند آورد.
  • کشورهای عضو اطمینان حاصل خواهند نمود که موسسات، خدمات و دستگاه‌های مسئول مراقبت و حمایت از کودکان، بویژه در زمینه‌های ایمنی، بهداشت، از حیث تعداد و مناسب بودن کارکنان و نیز نظارت شایسته، با معیارهایی که توسط مقامات واجد صلاحیت مقرر گریده است منطبق باشند.

 

ماده 12 : احترام به عقاید کودک

ماده 12 پیمان‌نامه جهانی حقوق کودک می‌گوید : از زمانی که کودک بتواند نظر و عقیده خود را شکل دهد و آنها را به نحو قابل درکی بیان کند، باید به او فرصت داد که عقیده و نظر خو درا در همة تصمیم‌گیری‌هایی که به شخص او اثر می‌گذارند بیان کند و باید نظر و عقیدة کودک را مورد توجه قرار داد. توجه به عقیده و نظر کودک، الزاماً به معنی آن نیست که هر چه کودک می‌گوید باید انجام شود، بلکه به این معناست که در کنار سایر عوامل، نظر و عقیدة کودک هم مهم است. بدیهی است که میزان توجه به نظرات کودک با افزایش سن کودک و بالغ تر شدن او، باید افزایش یابد. زیرا هر چه کودک بزرگتر می‌شود، قدرت فهم و درک مسائل و همچنین تشخیص مصالح و منافع واقعی در او بیشتر می‌شود.

یکی از حقوق همة کودکان مشارکت است. مطابق تعریف هارت (Hart) مشارکت عبارت است از فرایند سهیم شدن در تصمیمات اثرگذار بر زندگی شخصی و جامعه‌ای که در آن زندگی می کنند.

مشارکت کودکان و نوجوانان نتایج زیر را می‌تواند داشته باشد :

  • ایجاد حس مسئولیت‌پذیری
  • ایجاد حق ابراز عقیده در مورد مسائل ملموس و قابل فهم
  • شناسایی و محترم شمردن حقوق دیگران در داشتن عقیده‌ای متفاوت از طریق تمرین در مشارکت در امور گوناگون
  • ارتقای مهارتهای اجتماعی و فردی از طریق مشارکت در طرح‌های واقعی
  • شکوفایی شخصیت از طریق رشد استقلال رای (هارت، 1380 :14)

بعضی از عوامل موثر در شکوفایی توانایی مشارکت کودکان، عبارتند از : بزرگسالان و محیط پیرامون آن‌ها

 

ماده 20 : کودک محروم از خانواده

 

  • کودکی که به طور موقت یا دائم از محیط خانوادگی خود محروم شده است یا کودکی که به خاطر منافع عالیه‌اش نتوان به او اجازه داد که در آن محیط باقی بماند سزاوار حمایت و مساعدت ویژه از سوی دولت خواهد بود.
  • کشورهای عضو طبق قوانین داخلی خود برای این گونه کودکان مراقبت جایگزین تضمین خواهند کرد.

 

ماده 28 : آموزش

آموزش حق همة کودکان است. این حق هر کودکی است که با توجه به شرایط او، امکانات آموزش مناسب برایش فراهم شود.

 

ماده 31 : حق بازی و تفریح

کشورهای عضو حق کودک را برای استراحت، داشتن اوقات فراغت، پرداختن به بازی و فعالیت‌های تفریحی متناسب با سن کودک  ومشارکت آزادانه در زندگی فرهنگی و هنری به رسمیت می‌شناسد.

بازی یک فعالیت اجتماعی است. بازی نکات مهم زیادی را به کودکان می‌آموزد، مانند سازگاری با دیگران، آشنایی با شرایط پیرامون خود، چگونگی واکنش‌های مردم در موقعیت‌های مختلف، یادگیری زبان و چگونگی به کارگیری تخیل و توانایی‌های ذهنی و …

منظور از تفریح فعالیتی است که شخص از آن لذت می‌برد. (حقوق کودک و مسئولیت والدین)

 

ماده 39 : احیاء جسمی و روحی بازگشت مجدد به جامعه

کشورهای عضو کلیه اقدامات مقتضی را به عمل خواهند آورد تا بهبود جسمانی و روانی و ادغام مجدد اجتماعی کودکی که قربانی هرگونه بی‌توجهی بهره‌کشی، آزار شکنجه یا سایر اشکال رفتار یا تنبیه بیرحمانه، غیرانسانی یا تحقیرآمیز و یا مخاصمات مسلحانه واقع شده است، تسریع گردد. بهبود و اقدام مجدد مذکور باید در محیطی صورت پذیرد که تندرستی، عزت نفس و منزلت کودک را تقویت می‌کند.

 

 

5-2  اهمیت خانواده

در واقع ریشه ی بسیاری از آسیب ها، کجروی ها و انحرافات اجتماعی که در جوامع شاهد آن هستیم، در درون این نظام کوچک اجتماعی نهفته است.

در مقابل خانواده ی سالم، خانواده آسیب زا وجود دارد. یعنی خانواده ای که اعضای آن تعاملی با هم ندارند و عناصر اصلی آن از حمایت احساسی متقابل نسبت به یکدیگر محرومند. فرزندان این خانواده ها هر چند ظاهراً با پدر و مادرشان زیر یک سقف زندگی میکنند اما در باطن خوشبخت نبوده و الگوی مناسبی برای جامعه پذیری ندارند. (آقابخشی، 1379)

عضو خانواده بودن یعنی در نوعی روابط عاطفی سهیم شدن، عضو خانواده بودن یعنی به یک گروه اجتماعی تعلق داشتن و عادت کردن به محیط، همچنین به معنای تاریخ مشترکی است که شخصیت کودک را شکل میدهد و البته خود خانواده نیز به شدت تحت تأثیر فرهنگی قرار می گیرد که در قالب آن است. خانواده از این نظر نیز اهمیت دارد که محل پیوند نسبت ها، باورها و انواع مختلف شناخت هاست (از شیوه ی غذا خوردن تا افکار سیاسی). خانواده کودک را اجتماعی می کند و بدین طریق تجارب نسل های گذشته را در اختیار او قرار می دهد و نیز برای او ایدئولوژی خاصی را فراهم می آورد. خانواده به فرد هویت اجتماعی می دهد (شامل اسم، شبکه خویشاوندی و …)، در واقع موقعیت اجتماعی کودک در بیست سال اول زندگی مرهون موقعیت اجتماعی والدین است. بافت اجتماعی و فرهنگی موثر به کودک با توجه به محل سکونت خانواده است و در نهایت شغل والدین، کودک را در طبقه ی اجتماعی معینی جای می دهد. به طوری که بسته به این که کودک در کجا (کدام شهر) و کدام خانواده به دنیا بیاید از آزادی یا محدودیت بیشتری برخوردار است.

خانواده به کودک یاد می دهد که چگونه با محیط اطرافش سازگار شود تا در نتیجه از بهداشت روانی بالاتری بهره مند گردد، همچنین کودک پنهان نگاه داشتن هیجان ها یا آشکار کردن آنها را برای دیگران (متناسب با سن) و شیوه ی ابراز وابستگی را از خانواده می آموزد. ارزشهایی مثل احترام به دیگران، تحمل،تحقیر، خوشبینی، بدبینی، درون گرایی، برون گرایی، انتظارات، اعتماد، وفاداری و … را با مشاهده اعضای خانواده درک می کند و با جرئت می توان عنوان کرد که هیچ نهادی به اندازة خانواده اثربخش نیست. (گنجی، 1380)

به اعتقاد جامعه شناسان خانواده تعیین کننده ی مناسبات و حمایت های عاطفی می باشد. به طوری که درمواردی ارتباط عاطفی مادر و فرزند را منشأ تمام روابط بین انسانها می دانند. از جهتی دیگر مالینوفسکی با اعلام قاعده اجتماعی می گوید : «هیچ کودکی نباید بدون وجود مردی که نقش اجتماعی پدر را بازی می کند، به دنیا آید …». (روزن بام، 1376)

بنابراین بدون وجود خانواده و یا دست کم شبه خانواده، رشد صحیح اجتماعی، عاطفی و فرهنگی کودکان مشکل خواهد بود، سیستم خانواده نظام روابط اجتماعی را در سطح درون و بیرون از خانواده ممکن می سازد و در صورتی که این نظام تخریب شود و جایگزین قابل قبولی حتی در حد نسبی برای آن در نظر گرفته نشود باعث آسیب پذیری کودکان شده و نابهنجاری هایی را در آنها پدید می آورد.

 

6-2  کارکردهای خانواده

اگبرن[10] در چند دهه پیش 7 کارکرد برای خانواده درنظر گرفت :

  • تولید کالای اقتصادی و خدماتی
  • تعیین پایگاه اجتماعی برای فرزندان
  • آموزش فرزندان
  • آموزش مذهب به کودکان و نوجوانان
  • تولید نسل
  • حمایت
  • عطوفت و محبت و روابط اجتماعی خانواده

برخی از این کارکردها قابلیت واگذاری به سازمانهای ارائه دهنده را دارند به جز کارکرد مهر و عطوفت در فضای حاکم به خانواده. البته بسیاری از جامعه شناسان (کونیک، باتامور، کینزلی دیوسیل، ارنست برجس[11]) کارکرد جامعه پذیری را در مقایسه با کارکرد آموزشی، دارای مفهومی عمیق تر یافتند، زیرا شامل کلیه یادگیری های غیررسمی نیز می شود. (آقابخشی، 1379)

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

منابع مورد استفاده

 

الف) کتاب

  • آقابخشی، حبیب، اعتیاد و آسیب‌شناسی خانواده، انتشارات دانش‌آفرین، 1379.
  • اعزازی، شهلا، جامعه‌شناسی خانواده، انتشارات روشنگران و مطالعات زنان، 1376.
  • بابایی، باقر، نگرشی بر پدیده بی‌سرپرستی و مشکلات فرزندان دور از خانواده، انتشارات سازمان بهزیستی کشور، 1369.
  • بالایان، مسروب، روانشناسی بلوغ، اصفهان، انتشارات فردوس، 1368.
  • به‌پژوه، احمد، اصول برقراری رابطه انسانی با کودک و نوجوان، تهران، نهضت پویا، 1386.
  • بیابانگرد، اسماعیل، روانشناسی اجتماعی، تهران، انتشارات رشید، 1376.
  • بیابانگرد، اسماعیل، روانشناسی نوجوان، تهران، نشر فرهنگ اسلامی، 1376.
  • پیمان‌نامه جهانی حقوق کودک مصوب سازمان ملل متحد، 1989.
  • توسلی، غلامعباس، جامعه‌شناسی کار و شغل، سازمان تدوین کتب علوم انسانی دانشگاه‌ها، انتشارات سمت، 1375.
  • جغتایی، محمدتقی، همتی، فریده، سیاست رفاه اجتماعی، نشر دانشگاه علوم بهزیستی، 1380.
  • دستورالعمل دفتر امور شبه خانواده، سازمان بهزیستی کشور، 1379.
  • دستورالعمل شبانه‌روزی‌های سازمان بهزیستی، سازمان بهزیستی کشور، 1378.
  • روزن‌بام، هایدی، خانواده به منزلة ساختاری در مقابل جامعه، مترجم : محمدصادق مهدوی، تهران، مرکز نشر دانشگاه، 1376.
  • ساپینگتون، اندروا، بهداشت روانی، مترجم : حمیدرضا حسین شاهی برواتی، تهران، نشر روان، 1383.
  • سیف، سوسن، تئوری‌های نوجوانی، تهران، انتشارات وحید، 1379.
  • شاملو، سعید، بهداشت روانی، انتشارات رشد، 1371.
  • شولمن، لارنس، مددکاری اجتماعی کار با فرد، مترجم منیرالسادات میربها، اکبر بخشی‌نیا، انتشارات دانشگاه علامه‌طباطبایی، 1380.
  • صنعتی‌نیا، عباسعلی، کاوشی پیرامون کودکان بی‌سرپرست و چگونگی نگهداری از آنان، انتشارات سازمان آموزش و پرورش سازمان بهزیستی، 1370.
  • عبدی، عباس، گودرزی، محسن، تحولات فرهنگی در ایران، نشر روش، 1378.
  • فرجاد، محمدحسین، آسیب‌شناسی اجتماعی و جامعه‌شناسی انحرافات، تهران، انتشارات بدر، 1371.
  • فرخ تکین، سوسن، کلیاتی دربارة تأمین اجتماعی در فرانسه، تهران، موسسه مطالعاتی و تحقیقات اجتماعی دانشگاه تهران، 1364.
  • فورسایت، دانلسون آر، پویایی گروه، ترجمه مهرداد فیروزبخت و منصور قنادان، رسا، 1380.
  • گنجی، حمزه، بهداشت روانی، نشر ارسباران، 1380.
  • مارشال، کاترین، روش تحقیق کیفی، ترجمه دکتر علی پارسائیان و دکتر اعرابی، دفتر پژوهش‌های فرهنگی،1377.
  • نیک‌پرور، ریحانه، آشنایی با برنامه‌های آموزش مهارت‌های زندگی، معاونت امور فرهنگی و پیشگیری سازمان بهزیستی کشور، 1383.
  • نیکزاد، محمود، اصول مشاوره گروهی (در اصلاح نگرش و تغییر رفتار)، تهران، کیهان، 1379.

ب) پایان‌نامه‌ها

  • اخوان، لیلا، بررسی عوامل فردی و اجتماعی موثر بر شکل‌گیری نوجوانان، پایان‌نامه کارشناسی ارشد، علامه‌طباطبایی، 1383.
  • ایپکچی، محمدحسن، مطالعه و ارزیابی دو شیوه سرپرستی شبه خانواده و شبانه‌روزی مستقل در تهران، پایان‌نامه کارشناسی ارشد جامعه‌شناسی، 1369.
  • بهروزی‌فر، مریم، بررسی علل پذیرش کودکان بی‌سرپرست در مراکز شبانه‌روزی تهران، پایان نامه کارشناسی ارشد مددکاری مددکاری اجتماعی، دانشگاه آزاد واحد رودهن، 1383.
  • فرخی، جواد، کیفیت زندگی و عوامل موثر بر آن، پایان‌نامه کارشناسی ارشد، دانشگاه علامه‌طباطبایی، 1386.
  • قاسم‌زاده، فاطمه، نظم تربیتی- آموزشی مراکز شبانه‌روزی، دانشگاه تهران، 1375.
  • محمدی، سلیمه، بررسی عوامل موثر بر رضایت دختران ساکن شبانه‌روزی‌های سازمان بهزیستی از کیفیت زندگی، پایان نامه کارشناسی ارشد، دانشگاه علامه‌طباطبایی، 1384.
  • مرتضوی، شهرناز، بررسی وضعیت روانی- رفتاری فرزندان شبانه‌روزی‌های سازمان بهزیستی استان تهران، پایان‌نامه کارشناسی دانشگاه علوم بهزیستی، 1377.
  • مهدی‌پور، نیره، تأثیر محرومیت محیطی بر رشد گفتار و زبان کودکان شیرخوارگاه، پایان‌نامه کارشناسی ارشد گفتاردرمانی، دانشگاه علوم بهزیستی و توانبخشی، 1377.

ج) منابع لاتین

– Dennis, W. 1973. Causes of Retardation Among institutional children : Iran, in Journal of Genetic Psychology.

– Drent, Pieter (at al), 1998, Handbook of work and organizational Psychology. Amsterdam : Psychology Press.

– Kapp, Stephen A. Ph.D. & Jennifer Propp, M.S.W. child and Adolescent social work Journal, June, 2002. Client satisfaction methods :Input form Parents with children in foster care.

– Pawel, Michael A.Jan- Feb, 1995. The ideological wal against institutional child care.

پیوست

سوال‌های مطرح شده در مصاحبه عمیق

  • چند سال سن دارید؟
  • دلیل پذیرش شما در مرکز قرنطینه چه بوده است؟
  • از چه تاریخی در این مرکز پذیرش شده‌اید و چه مدت است که در اینجا اقامت دارید؟
  • چه چیزهایی در این مرکز موجب احساس رضایت و خشنودی شما می‌شود؟
  • چه مواردی در این مرکز موجب نارضایتی و ناخرسندی شما می‌گردد؟
  • به نظر شما وجود مرکزی تحت عنوان قرنطینه چه ضرورتی دارد؟ و چه تعریفی از این مرکز دارید؟
  • به نظر شما در یک مرکز قرنطینه چه مواردی باید بیشتر مورد توجه قرار بگیرد تا رضایت شما را به دنبال داشته باشد؟
  • اوقات فراغت خود را چگونه می گذرانید و چه پیشنهاداتی برای گذراندن بهتر اوقات فراغت دارید؟
  • تفریحات شما در این مرکز چیست؟ و چه تعریفی از تفریح دارید؟
  • در چه مقطع تحصیلی هستید و در حال حاضر از چه فرصت‌های آموزشی برخوردارید؟
  • میزان ارتباط شما با اجتماع و آشنایانتان به چه صورت است؟
  • تا چه حدودی در فعالیت‌ها و موارد مربوط به خود مشارکت دارید؟ و چه مسئولیت‌هایی در این مرکز به عهدة شما می‌باشد؟
  • اگر مشکل و ناراحتی‌ای داشته باشید با چه کسانی در میان می‌گذارید؟
  • ارتباط میان مربیان و شما به چه صورت است؟
  • زندگی در یک محیط جمعی که گروه‌های سنی متفاوتی در آن وجود دارند برای شما به چه صورت است؟
  • در ارتباط با تصمیمی که برای شما گرفته می‌شود و آن چه قرار است پیش بیاید چه احساسی دارید؟
  • فکر می‌کنید بهزیستی چگونه مکانی است و چه دید و نگرشی راجع به مراکز شبانه‌روزی دارید؟
  • در حال حاضر چه آرزویی دارید و چه چیزی شما را امیدوار نگه می‌دارد؟
  • تنهایی به چه معناست و شما این جا چقدر احساس تنهایی می‌کنید؟
  • در آخر صحبت و پیشنهادی دارید، مطرح کنید؟

¢Allāme-ye Ţabāţabāe University

School of Social Sciences

 

A thesis for the partial fulfillment of the degree of

Masters of Arts in Social Work

 

 

A Study of the Quality of Life among Female Residents at the Quarantine Center of the Ministry of Health and its Relation vis-à-vis their Expectations from the Center and After Release from the Center

 

By

Samā Sādeqi

 

 

MA Committee:

 Professor Tal¢at Allahyāri (advisor)

Professor Ali Khāksāri (consultant)

 

 

 

Autumn 2008

 

 

(Abstract)

A Study of the Quality of Life among Female Residents at the Quarantine Center of the Ministry of Health and its Relation vis-à-vis their Expectations from the Center and After Release from the Center

By

Samā Sādeqi

The present study deals with the quality of life among female residents between the ages of 14 and 19 in the Quarantine Center of the Ministry of Health, their expectations from the Center, and their expectations regarding the time after their release from the Center. The objective of this study is to find ways to bring closer the residents’ quality of life with their expectations and to identify their needs and anxieties based on previous research by Juran and Deming regarding life satisfaction, and work by Schuartz on social interaction. The study combines both qualitative and quantitative research, studying collected data using content analyses  (coding) technique.

The study indicates that the interaction between the natural environment and non-material elements surrounding the young adult females in the Quarantine Center are the most important factor effecting their life satisfaction and contempt towards their being. Among these, the instructors’ behavior and their attitude towards the residents is one of the fundamental factors that came up during interviews. Among other important issues discussed in the study is the residents’ age range, their participation and right to choose from different options, free time and planning in accordance with the latter, subject-oriented and general education, the length of their stay in the Center, and their anxieties regarding what awaits them after their release. One can also mention the significance attached by the residents to the training programs for instructors working at the Center; hiring of experienced, well-educated, skilled, enthusiastic, and young instructors; and comprehensive planning to fill the residents’ time.

Teranslation :     Kamyab Abdi

To a girl who never had a chance to be born

Her mother’s name was Mehri (Mercy)

Alas, the World was so merciless

1- juran & deming

2- schuartz

[3] – A.C. Pigou

[4] – GNP

[5] – J. K. Galbraith

[6] – WHO

1- reymond Buhe

[8] Community Qol

[9] – Urban Qol

[10] – egburn

[11] – kounic, Batamor,kings, Ernest Berjis

دیدگاهها

هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.

اولین نفری باشید که دیدگاهی را ارسال می کنید برای “بررسي كيفيت زندگي دختران ساكن در مركز قرنطينه بهزيستي و ارتباط آن با انتظارات آن‌ها از مركز و پس از ترخيص از مركز”

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

+ 51 = 53

شناسه محصول: c2358 دسته: