بررسي ميزان رضايت مندي خانواده هاي شاهد از مجتمع نشيني

25,000تومان

توضیحات

247 صفحه

فایل Word

 

 

فصل اول

مقدمه

انسان پيچيده ترين و نيازمندترين موجود جهان آفرينش است و نيازها سرچشمه سياسي براي تحرك و فعاليت انسان هستند بطوري كه انسان بي نياز همانند يك شئي بي جان و بي تحرك است .
انسان به لحاظ انسانيت خود داراي نيازها و انگيزه هاي متنوعي است كه ناگزير از ارضاء آن بوده و از اين جهت است كه نامي سعي و تلاش او در طول زندگي معطوف به ارضاء اين نيازها و ارتقاء سطح كمي و كيفي زندگي مادي و معنوي خود مي شود .
مسئله مهم در زمينه نيازهاي انساني مكانيسم اين نيازها و چگونگي ارضاء آنها و حصول رضامندي در انسان است . آنچه مسلم است موجود انساني براي رشد و تكامل و ادامه حيات خود ناگزير است در مرحله اول نيازهاي فيزيولوژيكي خود را ارضاء كرده و بعد از‌ آن تامين نيازهاي معنوي را دنبال نمايد.
ارضاء‌ نيازهاي عيني و ذهني افراد در قالب نيازهاي مادي و معنوي داراي سه منشاء طبيعي ، فردي و اجتماعي است . ارضاء‌ اين نيازها در انسان يك احساس خوشايند و آرام بخش به همراه دارد كه به آن رضامندي گفته مي شود . عكس اين وضعيت زماني ايجاد مي شود كه نيازها و انگيزه هاي انساني ارضاء نشده و با مشكلاتي روبرو شوند ، در اين حالت يك احساس ناخوشايند و ناراحت كننده اي براي انسان پيش مي آيد كه روان شناسان و جامعه شناسان به آن ناكامي ، محروميت و نارضامندي مي گويند.
ثبات و پويايي هر جامعه اي نيز تا حد زيادي به اين امر وابسته است .
كه تا چه حد نيازهاي اساسي افراد ارضاء شده و يا موانع عمده اي در راه ارضاء آنها وجود نداشته باشد و بي توجهي به نيازها و تمايلات انسانها و عدم ارضاء آنها و در نتيجه عدم رضايت مردم از زندگي و قلمروهاي مختلف آنها در يك جامعه پيامدهاي غير منتظره و ناگواري به همراه دارد . بنابراين توجه به خواسته ها و اميال طبيعي مردم يك جامعه و تلاش براي تامين آنها از طرف دولتها و مسئولين سطوح متوسط و پايين جامعه از ضرورتهاي اجتناب ناپذير است .
دولتها نيز براي تامين رفاه عمومي و فراهم نمودن لوازم و امكانات يك جامعه سالم نيازمند به شناخت انسانها و نيازهاي متنوع آنها هستند بدون شك مسئوالان با حصول اين شناخت و توزيع امكانات و خدمات بر اساس آن به سهولت رضامندي مردم را جلب خواهد كرد.
دنيايي كه ما در آن زندگي مي كنيم دنياي متغير است تحولات است بخشي از اين تغييرات كه مربوط به جامعه انساني مي شود تغييراتي است كه در زندگي خصوصي افراد صورت مي گيرد . از اين رو مادر جامعه مشاهده مي كنيم كه بسياري از مردم ، شغل ، رشته تحصيلي ، دوستان ، منزل ، وسيله نقليه ، دكراسيون منزل و ديگر لوازم و فاكتورهاي زندگي خود را تغيير مي دهند.
يكي از تغييرات بزرگ در زندگي انسانها كوچك شدن فضاي زندگي است در اين جا اين سوال مطرح است كه علت اصلي اين تغيير و تحولات چيست ؟ اصولاً انسانها به لحاظ خواسته ها و انگيزه هاي متنوعي كه دارند كمتر مي توانند وضعيت ثابتي را تحمل كنند از اين رو در طول زندگي خود دست به تغيير و تحول وضعيت هاي موجود زده و موقعيتهاي جديدي بوجود مي آورند رمز تغيير و تحولاتي كه افراد در وضعيتهاي موجود زندگي خود ايجاد مي كنند غير از تنوع طلبي آنها در اين عبارت خلاصه مي شود :
« يك فرد وقتي در صدد ايحاد تحولي در زندگي شخصي و خصوصي خود بر مي آيد كه با اوضاع و احوال موجود را زيان آور ديده و مي خواهد جلوي ضرر بيشتر را بگيرد و يا اوضاع و احوال ديگري را سودبخش تر تصور كرده و تصميم دارد نفع بيشتري متوجه خود كند.
يك جامع نيز زماني عزم خود را براي تحولي عظيم جزم مي كند كه يا مي خواهد از اوضاع و احوالي نامطلوب رهايي يابد و به اوضاعي مطلوب برسد و يا مي خواهد اوضاع و احول كما بيش مطلوب را ترك گويد تا به اوضاع و احوالي مطلوب تر نائل شود .
به ديگر سخن ، اساساً هر عمل هدفداري اعم از فردي و اجتماعي ، يا براي رفع ضرر است يا براي جلب منعفت . ضرر منفعت نيز مي تواند هم مادي و هم معنوي باشد .
بنابراين در چند دهه گذشته شايد مهمترين مسئله اي كه از جهات اجتماعي بر روابط اعضاي خانواده تحميل شده است همانا كم شدن فضاي داخلي خانواده است كه با افزايش قيمت زمين و توسعه شهري كاملاً در ارتباط بوده است خريد و بازسازي ساختمانهاي قديمي و تبديل آن به آپارتمانهاي سه تا چهار طبقه ( طبقات بيشتر) الگوي غالب در ساختمان سازي شهرهاي برگ بويژه تهران گرديده است . مجتمع هاي مسكوني بدون هيچگونه نظمي بصورت نامحدود توسط بخشهاي خصوصي و دولتي در حال گسترشند.
و آپارتمان سازي در ايران بصورت يك كليشه در آمده است كه تعداد زيادي از آنها عليرغم برخورداري از مساحتهاي قابل توجه از لحاظ احتياج روزمره نامناسب و در تضاد با فرهنگ اجتماعي مردم اين مرز و بوم مي باشد.
بهرحال گر چه تا ديروز و دهه هاي گذشته گرايش بر آپارتمان نشيني يك مد غربي بود، اما با توجه به افزايش جمعيت و مهاجرت بي رويه به شهرها از روستا ها و شهرهاي كوچكتر به شهرهاي بزرگتر ، كمبود زمين شهري و گراني آن ،‌ بالا بودن هزينه هاي خدمات رساني در سطح وسيع ، صرفه جويي در مصالح ساختماني و ارزاني ساكن آپارتماني و همچنين پديده خانواده هسته اي ، آپارتمان سازي و آپارتمان نشيني يك اجبار و ضرورت شده است لذا از آنجا كه انسان موجود با دو بعد مادي و معنوي و زيربناي شخصيت او را روح و روان الهيش شكل مي دهد و مسكن به عنوان يك نياز مادي و معنوي براي مطرح است و مي باشد بي رويه ساكن عمودي آپارتمان تنها به نياز مادي مسكن توجه شده و از توجه به نيازهاي رواني و اجتماعي مسكن غفلت مي گردد . در حال حاضر مي توان گفت نهضت آپارتمان سازي و آپارتمان نشيني در تهران و ديگر شهرهاي بزرگ ميهن ، فراگير شده است . از جمله مجتمع هاي آپارتماني موجود در سطح كشور بويژه شهر تهران ، مجتمع وابسته به بنياد شهيد انقلاب اسلامي مي باشد كه طي سالهاي بعد از پيروزي انقلاب اسلامي احداث و در اختيار بخشي از خانواده هاي معظم شاهد قرار گرفته است.
اين تحقيق در طول مشكل گيري خود با مشكلات زيادي مواجه بوده است وسعت موضوع و چند جانبه بودن آن به گونه اي بود كه لازم مي نمود هم متغيرهاي مستقل و هم متغيرهاي وابسته بطور جداگانه ساخته و پرداخته شوند.
عدم وجود هر گونه تحقيق پيشين در مورد رضامندي از مجتمع نشيني تهيه چارچوب تئوريك و انتخاب متغيرها را دشوار مي نمود پايين بودن سطح سواد اكثر نمونه ها توجيه نبودن و عدم همكاري مناسب مسئولان بنياد شهيد و از بديهي ترين مشكلات موجود در مجتمع كه موجب نارضايتي شديد ساكنين شده عدم روشن شدن وضعيت مالكيت آپارتمانهايي است كه در آن سكونت دارند بنابراين لازم است بنياد شهيد در اقدام عملي نيست به رفع موانع مالكيت اقدام و طبق ضوابط مربوطه نسبت به واگذاري واحدها به ساكنين عمل نمايد.

فصل دوم

1 – 2 – بيان مسئله :

وقوع جنگ در يك جامعه اثرات زيانباري بر اجتماع خصوصاً سلامت جسم و روان افراد جامعه در برداشت مسلماً يكي از آسيب پذير ترين اركان اجتماعي ،‌ كانون خانواده ها است كه به علت مشاركت مستقيم افراد خانوده ، رزمندگان در جنگ تبعات متفاوتي را در آن خانواده دارد . و با توجه به اهميت و جايگاه شهيد و شهادت در فرهنگ خاص اسلامي لزوم توجه به ابعاد مخرب و زيانبار جنگ بر خانواده شهدا در نزد ما صد چندان مي گردد . رسيدگي به امور شهيدان و خانواده هاي معظم آنان بر اساس فرمان حضرت امام خميني ( ره ) در مورخه 25/12/1352 بر اساس قانون به عهده بنياد شهيد انقلاب اسلامي گزادره شده است و بند 2 فرمان صريحاً « تصويب و اجراي سريع اولويت اقتصادي » يعني مسكن ، زمين ، و وسايل زندگي را از مأموريتهاي اساسي بنياد شهيد ذكر كرده است .
لذا يكي از اساسي ترين و شايد مهمترين وظايف بنياد شهيد ايجاد محيطي امن و متناسب با شأن اجتماعي اين قشر بزرگوار مي باشد و در اين راستا بنياد اقدام به ايجاد شهرك هاي مسكوني بصورت آپارتماني و غيره در نقاط مختلفي نموده است .
ايجاد چنين مجتمع مسكوني رسيدگي بر جنبه هاي مادي و معنوي خانواده هاي شاهد آسانتر نموده ، خدمت رساني را تسريع مي نمايد ، نكته قابل توجه و بحث ، توجه بر نياز هاي و اولويتهاي خانواده هاي معظم شاهد در محيطي است كه قرار است در آن زندگي نمايند . متأسفانه در امر طراحي و ايجاد چنين مجتمع هاي مسكوني به نيازها و علايق اين افراد توجه كافي نشده و خانواده هاي شاهد كه استفاده كنندگان اساسي اين مجتمع ها مي باشند در اين امر هيچ دخالتي نخواهند داشت و اين امر سبب ايجاد مشكلات و نارضايتي هايي در خانواده هاي شاهد گرديده است .
رضايتمندي از مجتمع نشيني موقعي به عنوان يك موضوع و مسئله اجتماعي مورد بررسي قرار مي گيرد كه اهداف و انگيزه هاي ساكنين مجتمع توجه شود . وقتي گروهي از ساكنين با انواع مشكلات ، كمبودها و محرومتهاي مختلف روبرو مي شوند به ارزيابي امكانات و تسهيلات مسكن هاي عمودي پرداخته و در صورت بهتر تشخيص دادن آنها نسبت به مسكن سابق و يا مشكلات و تبعات مستاجري آن مجتمع ها را انتخاب مي كند در مورد مجتمع ها و علل تاسيس آن تاكنون تحقيقات مختلفي صورت گرفته ولي در مورد رضامندي از مجتمع نشيني از ديدگاه ساكنين آن تاكنون تحقيق عمده اي صورت نگرفته است . منظور از چنين تحقيقاتي ، بررسيهائي است كه در طي آن پژوهشگران به ميان ساكنين مجتمع در منطقه اي رفته باشند و ارزيابي و تصوير آنها را از وضع زندگي در مجتمع جويا شده باشند.
برداشتهاي سطحي و تصورات شتابزده نسبت به مجتمع نشيني ها حاكي از مثبت بودن مجتمع نشيني و رفع محرومتيها است چرا كه اصولاً مجتمع نشيني به منظور فرار از مستاجري و محروميت و رسيدن به يك زندگي مناسب و دلخواه صورت مي گيرند ، در حالي كه واقعيتهاي موجود چنين تصوري را در همه جا صادق نمي داند بطوري كه رقم اين سطور در برخوردهاي زيادي كه با ساكنين مجتمع ها در مناطق مختلف و از جمله منطقه اي كه بعداً موضوع اين تحقيق شد داشته است شاهد بعضي از برداشتهاي منفي و نارضامندي هاي ابراز نشده در مورد عواقب زندگي در مجتمع ها بوده است . در چنين مواردي ساكنين گر چه از مسكن و نوع سكونت و زندگي خود رضايت چنداني نداشته و مرتباً كمبودها و مشكلات طاقت فرساي مبدا را يادآوري مي كردند ولي از زندگي جديد و سكونت در محل جديد هم رضايت چنداني از خود نشان نمي دادند.
حال اين سوالها مطرح مي شوند كه ايده آنها و تصورات ساكنيم از يك مسكن و زندگي رضايت بخش چيست ؟ ساكنين در مجتمع چه نيازهائي احساس مي كنند و اين نيازها تا چه حدقابل ارضاء هستند ؟ ساكنين نسبت به امكانات مختلفي كه در مجتمع برايشان فراهم شده است چه احساسي دارند و ميزان رضايتمندي آنها از هر كدام يك از اين عوامل چه مقدار است ؟ ميزان اين رضامندي نيز چه ارتباطي با ويژگيهاي مختلف فردي و اجتماعي ساكنين دارد و سئوالات ديگري كه در اين زمينه مطرح اند .
در اين تحقيق براي پاسخگويان بر چنين سولاتي موضوع رضامندي از مجتمع نشيني كه رضامندي افراد را از چندين فاكتور مختلف مربوط به مجتمع نشني نشان مي دهد مبنا قرار گرفته و بر روي ساكنين مجتمع مسكوني فجر مورد بررسي قرار مي گيرد.

دیدگاهها

هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.

اولین نفری باشید که دیدگاهی را ارسال می کنید برای “بررسي ميزان رضايت مندي خانواده هاي شاهد از مجتمع نشيني”

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

+ 43 = 51