بررسی تطبیقی حقوق کودک در کنوانسیون حقوق کودک و حقوق ایران

990,000تومان

توضیحات

100 صفحه
فایل word

دانشکده ادبیات و علوم انسانی
گروه آموزشی حقوق
پایان نامه براي دریافت درجه کارشناسی ارشد « M.A»
گرایش : حقوق خصوصی

فهرست
عنوان: بررسی تطبیقی حقوق کودک در کنوانسیون حقوق کودک و حقوق ایران
چکیده ض‌
مقدمه 10
1- بیان مسئله 11
2- مسائل تحقیق 12
3- اهداف تحقيق 13
4- پیشینه تحقیق……….14
5- روش تحقیق 14
6- فرضیه های تحقیق 14
7- اهمیت و ضرورت تحقیق 14
فصل اول: کلیات و مفاهیم 15
مبحث اول: مفهوم کودک 16
گفتار اول : مفهوم کودک در لغت 16
گفتا ردوم: مفهوم کودک در فقه اسلامی 16
گفتار سوم : مفهوم کودک در حقوق ایران 17
گفتار چهارم: مفهوم کودک در کنوانسیون حقوق کودک 19
مبحث دوم: مفهوم شناسی حقوق کودک 20
گفتار اول: مفهوم حقوق 20
گفتار دوم: مفهوم حق 20
بند اول: مفهوم حق در لغت 21
بند دوم: مفهوم حق در اصطلاح 21
بند سوم: رابطه حق و تکلیف 22
گفتار سوم: مفهوم حقوق کودک 23
مبحث سوم: پیشینه تاریخی حقوق کودک 24
گفتار اول: پیشینه تاریخی حقوق کودک در اسناد بین المللی 25
گفتار دوم: پیشینه تاریخی حقوق کودک در اسلام 29
گفتار سوم: پیشینه تاریخی حقوق کودک در ایران 31
مبحث چهارم: مبانی نظری حمایت از حقوق کودک 34
گفتار اول: حقوق کودک از دیدگاه فلسفی 35
گفتار دوم: حقوق کودک از دیدگاه روانشناسی 35
گفتار سوم: حقوق کودک از دیدگاه تربیتی 35
گفتار چهارم: حقوق کودک از دیدگاه اجتماعی و اقتصادی 36
فصل دوم: بررسی حقوق کودک در ایران و کنوانسیون حقوق کودک 37
مبحث اول: حق حیات و رشد کودک 38
گفتار اول: حق حیات و رشد کودک در حقوق ایران 38
گفتار دوم: حق حیات و رشد کودک در کنوانسیون حقوق کودک 40
مبحث دوم: اصل عدم تبعیض 41
گفتار اول: اصل عدم تبعیض کودک در حقوق ایران 42
گفتار دوم: اصل عدم تبعیض کودک در کنوانسیون حقوق کودک 42
مبحث سوم: حقوق غیرمالی و مالی کودک 44
گفتار اول: حقوق غیرمالی کودک 44
بند اول: حقوق غیرمالی کودک در حقوق ایران 44
1-حضانت 45
2- ولایت 49
3- قیمومت 51
بند دوم: حقوق غیرمالی کودک در کنوانسیون حقوق کودک 52
گفتار دوم: حقوق مالی کودک 54
بند اول: حقوق مالی کودک در حقوق ایران 54
1- نفقه و مخارج زندگی کودک 54
2- توارث 55
3- وصیت 56
بند دوم: حقوق مالی کودک در کنوانسیون حقوق کودک 57
مبحث چهارم: وضعیت قضایی کودکان در حقوق ایران و کنوانسیون حقوق کودک 58
گفتار اول: حقوق کودکان بزه دیده در فرآیند دادرسی در حقوق ایران و کنوانسیون حقوق کودک 58
بند اول: حقوق کودکان بزه دیده در مرحله کشف جرم در حقوق ایران و کنوانسیون حقوق 58
1- گزارش دهی جرایم علیه کودکان و نوجوانان 59
2- ساده نمودن طرح شکایت توسط کودکان و نوجوانان 60
بند دوم: حقوق کودکان بزه دیده در مرحله تعیقب در حقوق ایران و کنوانسیون حقوق کودک 60
بند سوم: حقوق کودکان بزه دیده در مرحله تحقیقات مقدماتی در حقوق ایران و کنوانسیون حقوق کودک 61
گفتار دوم: حقوق کودکان بزهکار در فرآیند دادرسی در حقوق ایران و کنوانسیون حقوق کودک 62
بند اول: کودک بزهکار در حقوق ایران و کنوانسیون حقوق کودک 62
بند دوم: حمایت از کودک بزهکار در حقوق ایران و کنوانسیون حقوق کودک 62
بند سوم: سن مسئولیت جزایی اطفال در حقوق ایران و کنوانسیون حقوق کودک 63
بند چهارم: حقوق کودک بزهکار در مرحله تحقیقات مقدماتی در حقوق ایران و کنوانسیون حقوق کودک 65
1- اعلام فوری موارد اتهام به کودک 66
2- تعیین تکلیف فوری در مورد بازداشت و یا عدم بازداشت کودک 66
3- اجتناب از ورو د صدمه به کودک 67
4- ممنوعیت اجبار کودک بزهکار از اقرار به تقصیر خود و ادای شهادت 67
گفتار سوم: دادگاه صالح برای رسیدگی به جرائم کودکان 68
بند اول: دادگاه صالح برای رسیدگی به جرائم کودکان در حقوق ایران 68
بند دوم: دادگاه صالح برای رسیدگی به جرائم کودکان در کنوانسیون حقوق کودک 69
گفتار چهارم: اصول حاکم بر دادرسی جرایم اطفال 69
بند اول: اصول حاکم بر دادرسی جرایم اطفال در حقوق ایران 69
بند دوم: اصول حاکم بر دادرسی جرایم اطفال در کنوانسیون حقوق کودک .‏ 70
گفتار پنجم: آیین دادرسی دادگاه اطفال بزهکار 71
بند اول: آیین دادرسی دادگاه اطفال بزهکار در حقوق ایران 71
1- غیرعلنی و محرمانه بودن محاکمه و پرونده کودک بزهکار 72
2- حضور وکیل یا قیم یا والدین کودک بزهکار در جلسه دادرسی 72
3- جدا کردن کودکان زندانی از افراد بزر گسال 73
4- ایجاد مراکز اصلاح وتربیت 74
بند دوم: آیین دادرسی دادگاه اطفال بزهکار در کنوانسیون حقوق کودک 74
مبحث پنجم: حقوق معنوی کودک 75
گفتار اول: حق نسب و هویّت 75
بند اول: حق نسب و هویّت کودک در حقوق ایران 75
بند دوم: حق نسب کودک در کنوانسیون حقوق کودک 77
گفتار دوم: حق تابعیت و ملّیت 78
بند اول: حق تابعیت و ملّیت کودک در حقوق ایران 78
بند دوم: حق تابعیت و ملّیت کودک در کنوانسیون حقوق کودک 79
گفتار سوم: حق آموزش و تربیت 80
بند اول: حق آموزش و تربیت در حقوق ایران 80
بند دوم: حق آموزش و تربیت در کنوانسیون حقوق کودک 82
گفتار چهارم: حق نام نیکو برای کودک 83
بند اول: حق انتخاب نام نیکو برای کودک در حقوق ایران 83
بند دوم: حق انتخاب نام نیکو برای کودک در کنوانسیون حقوق کودک 84
مبحث ششم: حقوق کودکان در وضعیت خاص 85
گفتار اول: کودکان کار 85
گفتار دوم : کودکان پناهنده و آواره 86
گفتار سوم: کودکان در جنگ و مخاصمات مسلحانه 88
نتیجه گیری و پیشنهادات 88
منابع و ماخذ 93

چکیده
کنوانسیون حقوق کودک در سال 1989 توسط سازمان ملل متحد تصویب شد و تاکنون 185 کشور جهان از جمله ایران به آن پیوسته‌اند. این کنوانسیون در جهت تامین منافع کودکان و حمایت از آنان به عنوان اعضاء جامعه بشری تدوین شده است. با توجه به الحاق ایران به این کنوانسیون اهمیت بررسی آن در مقدمه مطرح می‌شود. در این رساله سعی شده است ضمن بررسی دقیق معتبرترین و کامل ترین معاهده با موضوع حقوق کودک یعنی کنوانسیون حقوق کودک، به ارزیابی تأٌثیر این کنوانسیون در کشور ایران پرداخته شود تا ضمن شناخت نقاط ضعف و قوتی که در اجرای حقوق مربوط به کودکان وجود دارد، در نهایت به فکر ارائه ی راهی در جهت هماهنگی بیشتر قوانین و رویه‌های قضایی کشورمان در راستای حمایت از کودکان با کنوانسیون حقوق کودک باشیم. مطالب این رساله با استفاده از روش کتابخانه ای و با استفاده از منابع اینترنتی گردآوری شده است. روش تحقیق در این پژوهش تطبیقی است و هدف از آن مقایسه ی مفاد کنوانسیون 1989 با قوانین و رویه های موجود در ایران می‌باشد. هرچند حقوق ایران به پیروی از فقه در رابطه با حقوق مالی کودک از جمله وصایت، وراثت و حقوق معنوی وی از جمله تعیین نام نیکو، نسبت به کنوانسیون حقوق کودک کامل تر می باشد، لیکن، در مقایسه ی تطبیقی بین قوانین مربوط به حقوق کودکان در کنوانسیون حقوق کودک و ایران پی می بریم که شکاف های قابل توجهی در مسیر اجرای حقوق کودکان وجود دارد از جمله سکوت قانونگذار ایرانی در رابطه با کودکان کار، کودکان پناهنده و کودکان بازمانده از جنگ که این مسأله نیازمند تمرکز بیشتر سیاست های عمومی بر روی تمام کودکان و به کارگیری کنوانسیون به عنوان یک مبنا و چهارچوب می باشد.
کلید واژگان:
حقوق کودکان، کنوانسیون حقوق کودک، ایران، حمایت از کودکان

مقدمه
امروزه مباحث حوزه خانواده و زیر شاخه‌های آن از اهمیت قابل توجهی برخوردار است. اگر چه بحث در این حوزه از دیرباز وجود داشته است، با توجه به تحولات عصری و چالش‌های فراروی انسان قرن بیست و یكم این حوزه نیز مورد توجه و كنكاش بیشتری قرار گرفته است و اهمیت بیش از پیش آن، از تلاش‌های تئوری و عملی برای یافتن راه حل‌ها و پاسخ به مشكلات فرارو نمودار گشته است.
از جمله مباحث حوزه خانواده، حقوق و وظایف هریك از اعضای خانواده می‌باشد و به دلیل اینكه كودك ضعیف‌ترین و شاید مهم‌ترین عضو خانواده است، حقوق او از مهم‌ترین حقوق‌ انسانی است؛ زیرا اگر كودكان از مراقبت و حقوق ویژه‌ای برخوردار نباشند، نمی‏توانند در سایه این حقوق از صحت و سلامتی روحی و جسمی برخوردار شده، حضوری مفید و كارساز در اجتماع داشته باشند. لذا مباحث حقوق كودك از مسائل ریشه‌ای و مهم است كه در میان انبوه دیگر مسائل علوم انسانی اهمیت به سزایی برخوردار است.
تعریف و تبیین مسائل و مشکلات اجتماعی مبتلا به کودکان و حل مشکلات و احقاق حقوق آنان در درجه‌ نخست به مسئله‌ تعریف کودک، دوران کودکی ایده‌آل و ارزش‌های موجود در این حوزه و حقوق و جایگاه کودک در جامعه بستگی دارد. کودک یا صغیر در اصطلاح حقوقی به کسی گفته می‌شود که از نظر سن به نمو جسمی و روحی لازم برای زندگی اجتماعی نرسیده باشد.
در جهان معاصر، احترام به حقوق کودک، اندیشه‌ای اساسی در تربیت آنان و حمایت و مساعدت همه جانبه در رشد فکری و سلامت روحی و روانی آنان به شمار می‌رود. بررسی وضعیت نوجوانان یا جوانان بزهکار نشان داده که در اکثر موارد، حقوق آنان در ایام کودکی تضییع شده یا بنا بر شرایطی یکی از شکنجه‌های روحی و روانی را مشاهده کرده‌اند. در عصر حاضر، امور تربیت و اصلاح از سوی مراجع قضایی و سایر نهادهای حمایتی و با عنوان یک حق برای کودکان مورد نظر و اهمیت است.
امروزه مجامع قضایی قبل از اینکه تکلیف به رسیدگی در جرائم کودکان و نوجوانان کجرو اجتماعی و بزهکار داشته باشند، بیش از همه به شخصیت یک کودک و نقش تربیتی آنان توجه دارند. نگاه تحول‌گرایانه قوانین و مقررات در جوامع بین‌المللی و تفسیر موسع آن به نفع احقاق حقوق کودک این نوید را می‌دهد که هدف، همسو شدن افکار جهانی برای جلوگیری از آسیب‌ها و لطماتی است که کودکان را از رسیدن به حقوق واقعی و قانونی آنان باز می‌دارد.
کودکان در روند رشد و بلوغ و پس از آن برای ورود به جامعه دارای نیازهای اساسی هستند که چنانچه در دوران کودکی مورد توجه واقع نشود، چه بسا خسارت‌های جبران‌ناپذیری بر جامعه تحمیل خواهد کرد.
در این میان، حقوق کودک نه‌ تنها به عنوان یک تکلیف بر عهده والدین است، بلکه جامعه (قدرت عمومی) نیز باید با توسعه سیستم‌های حمایتی و نظارتی نسبت به احقاق حقوق کودکان به عنوان آسیب‌پذیرترین اقشار جامعه از آن دفاع نماید و برنامه‌ریزی هدفداری را به منظور رسیدن به هدف‌های برتر مورد توجه قرار دهد. برده‌‌داری، بهره‌کشی به اشکال مختلف، تجاوز، آسیب‌های روانی و جسمی و محرومیت از آموزش، بخشی از تضییع حقوق کودکان است. با ظهور مکاتب جهانی و پیشرفت روز افزون حقوق فردی و اجتماعی و نیز ارتقای آگاهی‌های عمومی و توسعه دولت‌ها و وظایف ذاتی حکومت به عنوان دفاع از منافع و مصالح عمومی، باید تلاش بیشتری صورت گیرد تا بستر مناسب جهت احقاق حقوق کودک یا جلوگیری از پایمال نمودن آن در جوامع فراهم شود.
1- بیان مسئله
حقوق کودک از مهمترین بحث‌ها در حوزه حقوق خانواده می‌باشد که از مسائل ریشه‌ای و مهم است و حقوق او از مهمترین حقوق انسانی است که با توجه به وضعیت خاص آن‌ها و عدم تکامل قوای جسمی و ارادی همیشه نیازمند حمایت و مراقبت‌اند و باید از حقوق ویژه‌ای برخوردار باشند که علاوه بر نیازهای لازم برای بقا و امنیت به رشد جسمی و ذهنی رسیده و از سلامت روحی و جسمی برخوردار شوند. تا حضور مفید و کارساز در اجتماع داشته باشند. توجه به حقوق کودک فقط بحث جوامع امروزی نیست، بلکه در دین مبین اسلام هم، نسبت به حقوق کودک توجه شده است. و نکات بسیاری در مورد حقوق معنوی، عاطفی و اخلاقی کودک مقرر شده (احترام و تکریم کودک، پرهیز از خشونت، بدرفتاری با کودکان، رعایت عدالت و پرهیز از تبعیض و…). اسلام بیش از مکتب‌های دیگر برای کودکان- این گروه آسیب پذیر جامعه حقوق قائل شده است. به خاطر اهمیت فوق العاده دوران کودکی در رشد و پرورش کودکان و لزوم حمایت از آنان و متفاوت بودن آنان از بزرگ سالان در همه زمینه‌ها، پرداختن به حقوق کودک در ایران ضروری و اجتناب ناپذیر است. حقوق ایران که برگرفته از داده‌های اسلامی است همه قوانین آن براساس موازین اسلامی تفسیر و مورد استناد قرار می‌گیرد. بنابراین جایگاه و جنبه‌های حمایتی از حقوق کودک در قانون اساسی ایران و قانون مدنی و جزایی و پاره‌ای از مقررات مطرح شده است.
حقوق کودک، بخشی از موضوعات حقوق بشر است که نیاز به حمایت جدی از سوی جامعه بین المللی دارد به همین جهت تلاش‌های جهانی در راستای حمایت از کودکان منجر به تصویب کنوانسیون حقوق کودک گردید. اگرچه با وجود مقاوله نامه‌های بین المللی و همچنین اسناد بین المللی و اعلامیه جهانی حقوق بشر حمایت‌های زیادی از کودکان به عمل آمده امابطور خاص کنوانسیون حقوق کودک (1979) به عنوان مهمترین سند بین المللی الزام آور در زمینه حمایت کودکان قلمداد شده، تدوین این کنوانسیون گامی بلند برای نیل به این اهداف مقدس که همه کودکان در تمام کشورها باید از حق و حقوق خود برخوردار باشند محسوب می شود و دولت هر کشوری موظف است که کودکان را حمایت کند تا به حق و حقوق خود برسند بسیاری از دولت ها به کنوانسیون حقوق کودک ملحق شدند که دولت جمهوری اسلامی ایران یکی از دولت‌های عضو کنوانسیون است وکه در سال 1372 طی ماده واحده‌ای به شرط عدم مغایرت مفاد آن سند به موازین شرعی و حقوقی داخلی به آن پیوست.
2- مسائل تحقیق
سؤال اول: چه مشابهت هایی در حقوق ایران و کنوانسیون حقوق کودک در رابطه با حقوق کودکان وجود دارد؟
سوال دوم: چه مفارقت هایی در حقوق ایران و کنوانسیون حقوق کودک در رابطه با حقوق کودکان وجود دارد؟
سوال سوم: در جهت کارا کردن حقوق ایران در رابطه با حقوق کودکان چه اقتباس هایی می توان از کنوانسیون حقوق کودک داشت؟
3- سوابق پژوهش
پژوهشهای مختلفی با مو ضوع حقوق کودک انجام شده است.
1. کتابی با عنوان حقوق تربیتی کودک در اسلام (محمد علی حاج ده آبادی 1391) که به بررسی موضوعاتی از جمله حقوق کودک در زمینه تربیت جسمی، تربیت اقتصادی و حرفه‌ای، تربیت جسمی، در حیطه تربیت اجتماعی، در حیطه تربیت دینی و مذهبی و اخلاقی و عاطفی از منظر متون اسلامی پرداخته است.
2. مقاله‌ای با عنوان و وضعیت کودکان ایران (سپیده یوسف زاده). به بررسی موضوعاتی درباره چالش‌ها و شیوه‌های موردی در تحلیل وضعیت و رویکرد اساسی کودکان در یونیسف و ایران پرداخته است.
3. پایان نامه‌ای با عنوان کودک آزاری در ایران و تطبیق آن با کنوانسیون بین المللی (منصور احمدی جزئی، 1390) به بررسی موضوع کودک آزاری در مجموع قوانین اساسی جزایی، مدنی ایران و همچنین به نظرات عمومی شرح مقدس اسلام و کنوانسیون بین المللی در مفهوم کودک آزاری پرداخته.
4- بورمان، (2016)، در مقاله ی خود با عنوان” توسعه کودک و قوانین بین المللی حقوق کودک ” به بررسی حقوق بین المللی حقوق کودک و مفهوم دوران کودکی که آن را پایه گذاری می کند، تعریف می کند. تمایز بین مفاهیم محلی، جهانی و جهانی شدن دوران کودکی به عنوان مهمترین بخش برای بررسی موفقیت و محدودیت های سیاست ها و برنامه های بین المللی محسوب می شود. در این مقاله، چگونگی پیش بینی های مربوط به جدایی فرد و جامعه و توسعه از فرهنگ، نقش کلیدی در این فرایند مورد بررسی قرار می گیرد.

تحقیقات انجام شده در زمینه حقوق کودک کافی نیست، چرا که ابعاد حقوق کودک و مصادیق آن به طور واضح شکافته نشده است و روحیه ظریف و حساس کودک در اظهار نظرها کاملاً مورد توجه نبوده است چرا که کودک دارای نیازهای مختلف روحی روانی و ظاهری و باطنی است که با اندک سستی و بی دقتی مسیر زندگی و روند تکامل او تغییر پیدا می‌کند.
نگارنده در نگارش پژوهش حاضر نسبت به تحقیقات قبلی سعی نموده تا تمامی حق و حقوق و مباحثی که مربوط به حقوق کودک است در حقوق ایران و همچین در کنوانسیون بین المللی با رویکرد تطبیقی بررسی و ارزیابی نماید.
4- اهداف تحقيق
1 ـ تبیین مشابهت های حقوق ایران و کنوانسیون حقوق کودک در رابطه با حقوق کودکان.
2- تبیین مفارقت های حقوق ایران و کنوانسیون حقوق کودک در رابطه با حقوق کودکان.
3- تبیین اقتباس های حقوق ایران در رابطه با حقوق کودکان از کنوانسیون حقوق کودک، در جهت کارا کردن حقوق ایران.

5- روش تحقیق
الف- نوع روش تحقيق: توصیفی – تحلیلی
ب- روش گرد آوري اطلاعات (ميداني، کتابخانه‌ای و غيره): بر پایه‌ی مطالعات کتابخانه‌ای می‌باشد.
پ- ابزار گرد آوري اطلاعات (پرسشنامه، کارت مصاحبه، کارت مشاهده، کارت آزمون، فيش، جدول و غيره): اطلاعات با ابزار فیش برداری و سایت‌های اینترنتی، با مراجعه به مقالات فارسی، پایان نامه و کتب جمع آوری شده است.
6- فرضیه های تحقیق
1- به نظر می رسد در حقوق ایران و کنوانسیون حقوق کودک مشابهت های زیادی از جمله تعیین رسیدگی خاص به جرایم کودکان وجود دارد.
2- به نظر می رسد در حقوق ایران و کنوانسیون حقوق کودک مفارقت های زیادی از جمله پرداختن کنوانسیون حقوق کودک به کودکان بی تابعبت، آوارگان کودک جنگی وجود دارد که در حقوق ایران مسکوت مانده است.
3- به نظر می رسد حقوق ایران اقتباس های زیادی از کنوانسیون حقوق کودک در جهت پر کردن خلا های قانونی خود از جمله تسری موارد عزل ولی قهری، به مواردی چون آزارهای جسمی، جنسی و روحی کودک توسط پدر و جدپدری که بسیار مهم تر از مسائل مالی است، می تواند داشته باشد.
7- اهمیت و ضرورت تحقیق
پرداختن به مسائل كودكان و نوجوانان در تمامي جوامع از جهات گوناگون حائز اهميت است، چرا كه كودكان مهم‌ترين نيروي انساني آينده ساز جامعه هستند و وضعيت آنان نمايانگر آينده كشور است. لذا حمايت از اين قشر آسيب‌پذير و تلاش در جهت رشد و تعالي ايشان به عنوان مهم‌ترين نيروي انساني موجبات پيشرفت و تعالي كشور را فراهم مي‌آورد و بالعكس اگر كودكان از مسير رشد مثبت و جامعه‌پذيري مطلوب منحرف شوند در آينده خلأ نيروي انساني كار آمد كشور را با مشكلات عديده مواجه خواهد كرد، به همین دلیل بررسی حقوق کودکان در ایران و تطبیق آن با کنوانسیون حقوق کودک، سبب پویایی حقوق مربوط به کودکان شده و انجام تحقیقی از این حیث ضروری می باشد.

فصل اول: کلیات و مفاهیم

مبحث اول– مفهوم کودک
دوره کودکی یکی از موضوعات مهم و جالب توجه در بررسی مسائل کودکان است، دلیل این امر هم آن است که در این دوره شخصیت روحی و فکری کودک در حال تکامل است و عوامل محیطی تاثیر زیادی بر تربیت وی دارند.لذا این دوره مورد توجه قرار گرفته است که اولین نکته در این خصوص تعریف کودک می باشد که نهادها و قوانین مختلف تعاریف گوناگونی اراّیه داده اند.مفهوم کودکی مستلزم تمایز میان کودکان و بزرگسالان است و دارای صفات خاص هستند که موجب تمایز آنان می شودف در ادامه به بررسی مفهوم کودک در چهار گفتار مفهوم کودک در لغت، مفهوم کودک در فقه اسلامی، مفهوم کودک در حقوق ایران و مفهوم کودک در کنوانسیون حقوق کودک پرداخته می شود.
گفتار اول : مفهوم کودک در لغت
در فرهنگ های لغت از کودک تعابیر مختلفی شده است که همگی در عین اختلاف به یک نقطه رجوع می نماید.واژه کودک از زبان پهلوی برگرفته شده در اصل کوتک و به معنی کوتاه و کوچک بوده است.
در زبان انگلیسی واژگان (infant)یا(Child) رایج ترین واژه هایی هستند که درباره کودک و فردی که هنوز به سن بلوغ نرسیده است به کار می رود.
در زبان عربی به کودک، صبی، صغیر و طفل هم گفته شده که معادل با کلمه کودک می باشند(جُرَ،خلیل،فرهنگ عربی_فارسی لاروس،ج 2،ترجمه سید حمید طبیبیان،سال 1370،ص 1308.و در زبان فارسی ، به معنای کوچک، صغیر و فرزندی که به حد بلوغ نرسیده اعم از این که پسر باشد یا دختراستعمال شده است.
گفتاردوم: مفهوم کودک در فقه اسلامی
علما و فقهای اسلامی ادوار مرتبط با کودکی را به سه دوره تقسیم کرده اند:ازولایت تا هفت سالگی، طفل در این دوره «صبی غیر ممیز» نامیده می شود که مرحلۀ قبل از سن تمیز است که به جهت نداشتن قوه ی تشخیص و درک نمی تواند اراده حقوقی داشته باشد، طفل در این دوره مسئولیت جزایی و کیفری نداردوهمچنین مانند مجنون هیچ اهلیتی ندارد.از هفت سالگی تا ظهور بلوغ ،این دوره گاهی با رسیدن سن و گاهی با علایم آن و گاهی با هر دو شروع و پایان می پذیرد. طفل در این دوره «صبی ممیز» خوانده می شود. صبی ممیز کسی است که بتواند اجمالاّ بین نفع و ضرر خود فرق گذارد و معاملات سودآور را از زیانبار تشخیص دهد چون دارای قوه ادراک و تمیز نسبی است و می تواند اراده حقوقی داشته باشد. از سن بلوغ به بعد که شخص دارای مسئولیت کامل می باشدو در صورت ارتکاب جرم و نبود موانع، مجازات می شود. از دیدگاه اسلام، انسان از دوران زندگی جنینی به عنوان موجودی زنده و مستقل، دارای حقوقی است و تعرّض به این حقوق موجب ایجاد مسئولیت حتی برای مادر می شود؛لذا شروع دوران کودکی، ار زمان بسته شدن نطفه و استقرار آن در رحم مادر است. در اصطلاح فقهی کودک کسی است که بالغ و رشید نشده است.صغیر از محجورین است و به محض رسیدن به بلوغ و رشد، حجر از او زایل می گردد و ابتدای دورۀ بلوغ،پایان دورۀ کودکی است و هرآنچه قبل از بلوغ رخ می نماید،همانا کودکی است. یعنی بلوغ مرز بین کودکی و نوجوانی را مشخص می کند.به تعبیری سن کودک از ولادت تا بلوغ است. آغاز آن هنگام ولادت و پایان آن رسیدن به حد بلوغ و رشید شدن است و این دو وصف برای خروج ممیز از حصر کافی است.
گفتار سوم : مفهوم کودک در حقوق ایران
در اصطلاح حقوقی، کودک یا صغیر به کسی اطلاق می شود که به سن بلوغ نرسیده وکبیر نشده است تبصره یک م 49 ق.م.ا. و سن بلوغ در پسر،پانزده سال تمام قمری ودر دختر نه سال تمام قمری است تبصره یک ماده 1210 ق.م )مطابق ماده 958 قانون مدنی: «هر انسان، متمتع از حقوق مدنی خواهد بود ولیکن هیچ کس نمی تواند حقوق خود را اجرا کند، مگر آنکه برای این امر اهلیت قانونی داشته باشد» کسی اهلیت قانونی برای اجرای حقوق مدنی دارد که ممنوع و محجور از تصرف در اموال و حقوق مالی خود نباشد و اشخاص صغار طبق ماده قانون مدنی (م 1207 ق.م )محجور و از تصرف در اموال و حقوق مالی خود ممنوع هستند.بنابراین می بینیم که از نظر حقوقی،کودک از کلیه حقوق مدنی برخوردار است واز این جهت فرقی با بزرگسال ندارد،اما قانوناَ نمی تواند حق خود را اعمال و اجراکند و زمانی بهره مند می شود که به سن رشد و بلوغ قانونی رسیده باشد وتا زمانی که به این سن نرسیده کلیه حقوق او با وساطت ولیّ یا قیم او قابل اجرا و اعمال است.
قانونگذار ایران، آغاز دوران کودکی را از لحظۀ تولد او دانسته است، چون حیات واقعی کودک با تولد شروع می شودو تا رسیدن سن بلوغ ادامه دارد. کودک یا صغیر در اصطلاح حقوقی به کسی گفته می شود که از نظر سن به نمو جسمی و روحی لازم برای زندگی اجتماعی نرسیده باشد؛ بنابراین، اصل بر این است که کودک با رسیدن به سن معینی از نظر طبیعی و قوای هوشی تحول کلی پیدا کرده و از نظر روحی و جسمی آمادگی شرکت در زندگی اجتماعی و خانوادگی را پیدا می کند.
مادۀ956 قانون مدنی مقرر می دارد: «اهلیت برای دارا بودن حقوق،بازنده متولد شدن انسان شروع و با مرگ او تمام می شود» ولی با توجه به دستورات و قواعدی که در جهت حفاظت و مراقبت از جنین در شرع اسلام و قوانین ایران وجود دارد آغاز کودکی لحظه دیگری غیر از تولد است.قانونگداز ایران در ماده 957 قانون مدنی،جنین را که از آن به حمل تعبیر نموده است، از حقوق مدنی برخوردار نموده است و همچنین در مسئلۀ ارث(ماده 875 ق.م) و وصیت (م 851 ق.م) نیز به این مساله صحّه می گذارد که ارث می برد. همچنین، می توان برای او وصیت کرد؛ مشروط بر این که زنده متولد شود. بنابراین، هرچند به طور کلی قانونگذار ایران آغاز شایستگی فرد را از لحظه تولد دانسته ولی این قابلیت را به زمان قبل از تولد تسرّی داده. پایان دوران کودکی. در نقاط مختلف جهان یکسان نیست؛ عوامل متعددی چون وراثت و عوامل ژنتیکی، چگونگی زیست و تغذیه و فاکتورهای محیطی تاثیر مستقیم در زندگی کودک داشته و می تواند منجر به بلوغ زودرس یا دیر هنگام کودک شود. چون کودکان در سن یکسانی به مرحله بلوغ نمی رسند، لذا حقوق دانان در تعیین سن معینی، به عنوان سن بلوغ کودکان با مشکل مواجه شده اند، لذا برای رفع این مشکل در اغلب کشورهای جهان، سن معینی را برای کودکان به عنوان زمان بلوغ مفروض می دارند.
تعیین پایان دوران کودکی، در قوانین ایران،به تناسب جنبه های مختلف عرصه های اجتماعی و سیاسی ( سن ازدواج، تملک مالی، استخدام رسمی دولتی،مسائل کارگری، حق راّی دادن، و … ) به یک صورت نیست، و برای هر امری در زمان خاص پایان می یابند. قانونگذار در قانون مدنی و قانون مجازات اسلامی برای ورود به سن مسئولیت کیفری و خارج شدن از حجر و ممنوعیت از تصرف، نظر مشور فقیهان را که همان سن بلوغ شرعی است، معیار قرار داده است و دوران کودکی به موجب قانون مدنی ایران در دختر بارسیدن به سن نه سال تمام قمری و در پسر پانزده سال تمام قمری پایان می یابد. در قانون مدنی و کیفری ایران بلوغ شرعی را که پایان دوران کودکی دانسته و از علائم بلوغ تنها به ملاک سن اکتفا کرده است و میان دختران و پسران تفاوت قائل شده است. در واقع قانونگذار با توجه به قوه درک و تمیز کودک و اهمیت اقدام و عملی که باید انجام دهد سن معینی را مشخص نموده که در واقع پایان کودکی در آن مسایل خاص می باشد.
گفتار چهارم: مفهوم کودک در کنوانسیون حقوق کودک
یکی از مهمترین اسناد بین المللی در حوزه حقوق بشر درباره کودکان،کنوانسیون حقوق کودک است که در 2 سپتامبر 1989 توسط مجمع عمومی سازمان ملل متحد تصویب شد که در آن، از کودک تعریفی ارایه کرده است. طبق ماده یک کنوانسیون کودک به افرادی اطلاق می شود که سن آن کمتر از 18 سال باشد،مگر اینکه سن بلوغ از نظر حقوق جاری در کشورهای مربوطه زودتر تعیین شده باشد.(کنوانسیون حقوق کودک،مادۀ یک) بنابراین تنها کسانی مشمول کنوانسیون حقوق کودک می باشند که ب سن هیجده سالگی نرسیده اند؛در واقع،کنوانسیون سن کمتر از هیجده سال را نیز به نوعی به رسمیت شناخته است. بدون تفکیک جنسیتی برای پسر و دختر به طورمساوی، در این صورت می توانند از مزایا و حمایت های کنوانسیون استفاده کنند. در واقع پایان دوران کودکی و زوال حجر را هیجده سال دانسته اند و بیشترین زمان ممکن را برای حمایت از کودک مدنظر قرار داشته که شامل همه کودکان سراسر جهان شود. ولی ابتدای کودکی در ماده یک کنوانسیون تعریف نشده است و این مطلب کاملاٌ به سکوت برگزار شده است.
شاید دلیل این امر، اختلاف قوانین کشورهادر شروع کودکی است ومسأله شروع دوران کودکی را به قوانین داخلی کشورها سپرده اند و هر کشوری می تواند قوانین خاص خود را اعمال نماید. سن بلوغ ارایه شده در ماده یک کنوانسیون حقوق کودک یک سن مطلق نیست بلکه بر حسب قانون ملی کودک متغیر است؛به همین جهت مقررات کنوانسیون در مورد کودکانی که تحت حاکمیت قوانین ملی خود زودتر به سن رشد قانونی می رسند نیر استثناَ قابل اعمال و اجراست.علت وضع مقررات قسمت اخیر ماده یک کنوانسیون این است که کشورها با توجه به وضعیت جسمی و روانی و رشد عقل کودکان تحت حاکمیت خود و در پاره ای از موارد با توجه به واقعیات اجتماعی و آداب و سنن مذهبی، سن معینی را به عنوان رشد و بلوغ اعلام می کنند.بنابراین سن رشد در کشورها با یکدیگر متفاوت می باشد. و همچنین سن 18 سالگی ارائه شده در کنوانسیون هم سن بلوغ است و هم سن رشد و از یکدیگر تفکیک نشده، گویا سن بلوغ و سن رشد را یکی می داند؛یعنی با رسیدن کودک به 18 سالگی، اهلیت اجرای مستقیم تمام حقوق خود را داشته و می تواند به طور مستقل عمل کند و به طور کلی از تحت ولایت خارج می گردد.
مبحث دوم: مفهوم شناسی حقوق کودک
گفتار اول: مفهوم حقوق
واژه حقوق در زبان فارسی،بر حسب زمینۀ کاربرد آن، در معانی گوناگون به کار رفته است؛ در مباحث حقوقی، دست کم دو معنای اصلی برای این واژه بیان شده است، در معنای نخست، حقوق، مجموعۀ قواعد و مقرراتی است که در زمان معیّن، بر جامعه ای معیّن حکومت می کند. و افراد آن جامعه باید آن قواعد را مراعات نمایند.چه اینکه هدف ازاین مجموعه قواعد و مقررات،حفظ نظم اجتماعی و جلوگیری از هرج و مرج است و ایجاد چنین نظمی مستلزم حکومت قانون است. امروزه این مجموعه قواعد و مقررات را با قطع نظر از منابع آن و کسانی که آن را وضع کرده اند، «حقوق»( law) می نامند.که همیشه به صورت جمع به کار می رود.
حقوق در معنای دوم خود عبارت از امتیازها و توانایی های ویژه ای است که هر جامعه برای اشخاص خویش به رسمیت شناخته و دیگران را مکلف به رعایت آنها کرده است؛ هر یک از این امتیازها و توانایی-ها، «حق»(thgir) است که مجموعه آنها را «حقوق» می نامند. حقوق به این معنا، مجموعه ای از امتیازات فردی یا گروهی شناخته شده در جامعه است که ناشی از قوانین و مقررات حاکم بر آن می باشد و قراردادی و وضعی است که به آن حقوق فردی نیز گفته می شود. اموری از قبیل: حق حیات، حق مالکیت،حق ولایت وحق حضانت و…از این گونه است. آنچه در مبحث حقوق کودک بررسی می شود، معنای اخیر است.
گفتار دوم: مفهوم حق
به نظر می رسد حق، نوعی اختصاص و امتیازی خاصی است که ذی حق از آن بهره مند می شود. حق ماهیتی اعتباری دارد که در برخی موارد،مبنای اعتبار آن، شارع یا قانونگذار است و در تعریف حق می توان گفت، حق نفعی است برای یک فرد و از طرف دیگر، تکلیفی است بر عهدۀ دیگران. با این تعبیر، حق همیشه در برابر تکلیف قرار می گیرد. حق هر موجودی باید متناسب با ماهیت آن باشد؛ چیزی حق محسوب می شود که با حقیقت و ذات دارندۀ حق متناسب باشد.

بند اول: مفهوم حق در لغت
کلمه حق در لغت، در مفاهیم مختلفی به کار رفته،که به بعضی از آنها اشاره می گردد.«حق از ریشۀ[ح ق ق] که عربی و مصدر است و به معنای راست کردن سخن، درست کردن وعده، یقین نمودن می باشد. » و اگر حق که عربی است در معنای وصفی یا اسمی در نظر بگیریم به معنای ثابت که انکار آن روا نباشد، است. و در صورتی که حق را اسم خاص در نظر بگیریم از نام های باری تعالی یا از صفات اوست. در عبارات بعضی از محققین آمده است، معنای اصلی حق، موافقت و مطابقت است؛ بر کسی که چیزی را به مقتضای حکمت ایجاد می نماید و نیز فعلی که بر طبق حکمت و مصلحت از فاعل صادر می شود، حق اطلاق می گردد. به همین اعتبار خداوند حق است، زیرا خالقیت او و افعالش به مقتضای حکمت است و نیز بر اعتقاد مطابق با واقع و حقیقت و کردار و گفتاری که به حسب آن چه لازم است، صادر و بیان شده، حق اطلاق می شود.گاهی الفاظ را با ضد آن می توان شناخت. در لغت «حق»را ضد«باطل» گفته اند زیرا باطل عبارت است از چیزی که مطابق واقع نباشد.
واژه حق در قرآن و روایات به طور گسترده استفاده شده است، این کلمه حدود 247 بار به کار رفته است، با توجه به کاربرد حق در آیات قرآن به این نتیجه می رسیم که حق یعنی راست، ثابت، مطابق به واقع و درست بودن،هم چنان که باطل یعنی ضلالت و گمراهی، پس خداوند در قرآن مثال های زیادی درباره حق و باطل دارد و در همه آنها اگر سخن درست و مطابق با واقع باشد حق خواهد بود و اگر مطابق واقع نباشد، باطل است و جمع آن که بیشتر استعمال دارد حقوق است.
بند دوم: مفهوم حق در اصطلاح
حق در اصطلاح فقهی به نوع اختیار و توان و سلطه تفسیر گردیده است که قانون آن را به فرد یا افرادی می دهد، تا در پرتو آن در موارد خاص به کار گیرند و از مزایای آن بهره مند شوند. طبیعت حق این است که صاحب حق بتواند آن را نقل و انتقال دهد یا ساقط کند و یا به ارث بگذارد. و برای حق تعاریف متعددی ذکر کرده اند. برخی از فقها گفته اند: حق عبارت است از توانایی خاصی که برای کسی یا کسانی در قبال شخص یا چیزی اعم از عین و منفعت و…اعتبار شده است و به مقتضای این توانایی، آن افراد می توانند در آن چیز یا شخص تصرف نمایند؛ مانند حق حضانت،حق خیار فسخ و… به نظر برخی، حق را نوعی سلطنت بر چیزی( مثل: حق تحجیر و حق غرما در ترکۀ میت و…)یا کسی(مانند حق قصاص،حضانت و…)می داند و تأکید می کند که این معنای حق، مرتبۀ ضعیفی از ملکیت که قانون آن را به فرد یا افرادی می دهد، تا در پرتو آن در موارد خاص به کار گیرند و از مزایای آن بهره مند شوند.
حق در اصطلاح حقوقی عبارت است از سلطه و اقتداری است که برای کسی در انجام دادن یا انجام ندادن امری،قرار داده شده است.
حق به چیزی گویند که تسلط و اختیاری برای انسان ایجاد کند و انسان بتواند از آن اختیار و تسلط به نفع خود استفاده کند و یا از آن صرف نظر کرده و یا واگذار کند و در نتیجه حق غالبا برای دیگری وظیفه ایجاد می کند.
از لحاظ حقوقی برای هر حقی دو مرحله می توان تصور کرد:یکی مرحله اعتبار حق برای افراد و اهلیت انسانها برای این که صاحب حق شوند که اصطلاحا به آن «اهلیت تمتع»گفته می شود. در این مرحله هر انسانی در چهارچوب ویژگیها ی یک نظام حقوقی می تواند صاحب حق شود و هیچ کس حتی خود انسان نمی تواند چنین اهلیتی را از خود سلب نماید.
مرحله دیگر مرحله اجرای حق و استیفای آن است که به آن «اهلیت استیفا» گفته می شود. این چنین نیست که هر کس که دارای حق تمتع است دارای حق استیفا نیز باشد، بلکه اعمال و اجرای حق مستقیما و بلاواسطه منوط به استعداد طبیعی جسمی و روحی است.
بند سوم: رابطه حق و تکلیف
حق گاهی به معنای امری است که دیگران مکلف به رعایت آن هستند. بنابر این نظریه، در هر جایی که حقی مطرح باشد، در مقابل آن، تکلیفی نیز وجود دارد؛ زیرا جعل حقوق بدون اینکه تکلیفی ایجاد شود، جعلی بیهوده و بی محتوا خواهد شد .مثلا وقتی کودک نسبت به پدر حق نفقه دارد، در مقابل، بر پدر تکلیف است که این حق را ادا کند. شناختن هر حقی تکلیفی پیدا می شود به همین جهت باید گفت هر حقی، دو روی دارد، روی دیگر آن، تکلیف است که متعلق به کسی که حق بر اوست که ممکن است فرد حقیقی یا گروهی از افراد و یا یک شخص حقوقی باشد.
ممکن است حق و تکلیف، توأمان باشد و هر جا حقی باشد دیگران موظفند که به آن تجاوز نکنند و بر عکس نیز هرجا تکلیف ثابت شود، در برابر آن حقی برای فرد یا جامعه منظور شده است و تکلیف بر دو قسم است؛ مثبت و منفی.
تکلیف مثبت آن عملی است که باید آن را به جای آورد،مانند:دادن نفقه اقارب،تسلیم مبیع در بیع. تکایف منفی آن عملی است که مکلف باید آن را ترکت نماید،مانند:تعدی و تفریط نکردن متصرف نسبت به مالی که نزد او امانت است.
گاه ممکن است حق وتکلیف ملازم یکدیگر باشند وبا هم جعل می شوند،یعنی در مقابل هر حقی تکلیفی وجود دارد،تنها خداوند است که نسبت به انسان ها حقوقی دارد،بدون آنکه هیچ تکلیفی برای او وجود داشته باشد.
گفتار سوم: مفهوم حقوق کودک
منظور از حقوق کودک بحث از حقوقی است که کودک به مناسب خرد سال بودنش از آن بر خوردار باید باشد ویا از آن محروم است؛بنابراین آن قسمت از قوانین که سن افراد تأثیری در آن ها نداشته ودر مورد همه اعم از خردسال و بزرگسال یکسان اجرای می شود،در محدوده حقوق کودک نمی گنجد.
حقوق کودک امروزه در نظام های حقوقی گوناگون و مقررات بین الملی مورد توجه ویژه قرار گرفته است.
کودکان به علت عدم تکامل رشد بدنی و فکری نیاز به مراقبت‌های خاص دارند. به ویژه آنکه کودکان به خاطر نداشتن رشد کامل فیزیکی و ذهنی محتاج مراقبت و حمایت‌های حقوقی هستند. از دیگر سو به دلیل پیچیدگی‌های جوامع در کشورها به خصوص در کشورهای توسعه نیافته با توجه به فضای فرهنگی جدید و به دلیل اینکه این جوامع در حال گذار از سنتی به مدرنیته هستند، نگاه سنتی هنوز ارجحیت دارد و فرزندان به دلیل نگاه‌های جدید، روش‌های تربیتی گذشته را نمی‌پذیرند. به همین دلیل است که صاحب نظران معتقدند علاوه بر رفع خلاء ها و نواقص موجود در زمینه حقوق کودک باید از بُعد فرهنگی نیز آسیب شناسی صورت گیرد.
وقتی از حقوق کودک بحث می شود،می توان آن را از دو جنبۀ مثبت و منفی بررسی کرد:امتیازات و حقوقی که کودکان به واسطۀ کودک بودن دارند،جنبۀ مثبت این بحث است و حقوقی که به همین دلیل،یعنی کودک بودن،از آن محروم اند،جنبۀ منفی این بحث است.
در ساختارهای جوامع سنتیِ و در نگاه دولت ها و مردم و خانواده های این جوامع، پایۀ این سلسله مراتب حقوقی،کودکان هستند؛ در نتیجه،حمایت از آنان به عنوان یکی از ارکان خانواده، بسیار مهم است و باید ار طریق خانواده، در سطوح مختلف انجام شود.به عبارت دیگر، موضوع حمایت از حقوق کودکان فقط به خانواده یا جامعۀ مدنی یا دولت،هر یک به تنهایی، مربوط نیست؛ بلکه در همۀ موارد مذکور باید با محوریت خانواده انجام شود.
امروزه، حقوق کودکان به عنوان مسئله ای بین اللملی و جهانی مطرح است و شامل مسائل مهمی از این دست می شود، زمینه سازی برای تحقق امتیازات و حقوق کودکان، چه قبل از تولد و چه بعد از آن؛ حقوق مدنی و اجتماعی و سیاسی کودکان به دلیل کودک بودنشان؛ همچنین حمایت از کودکان در برابر انواع خطراتی که آنان را تهدید یا در موقعیت نا مساعدی دارند.
به هر حال،کودکان علاوه بر اینکه انسان اند،به لحاظ کودک بودن دارای حقوقی قانونی و اخلاقی هستند.بر مبنا برخورداری از حق،گاهی کودک نوعی پشتیبانی قانونی نیز دارد و گاهی صرفأ از نظر اخلاقی، حقوقی دارد که دارای ضمانت اجرای حقوقی نیست.
البته کودک برخی حقوق را به دلیل انسان بودن،چه در دوران کودکی و چه بعد از آن دارد. اعم از حقوق فردی، اجتماعی و اقتصادی، که با حقوق بزرگسالان یکسان می باشد. مثلا در برخورداری از حق حیات که مهمترین و اساسی ترین حق هر انسانی است و نیز حق سلامت جسمانی،کودک و بزرگسالان تفاوتی ندارند.و همچنین کودکان به دلیل کودک بودنشان از برخی مزایا و حقوق اجتماعی محروم هستند، مثل رأی دادن.
در نتیجه، کودکان به عنوان یکی از ارکان هر اجتماع، حقوقی دارند و باید آن حقوق را محترم شمرد.
مبحث سوم: پیشینه تاریخی حقوق کودک
کودک عضوی از جامعه بشری است و دوران کودکی از حساس ترین و مهم ترین دوران های زندگی بشر به شمار می رود؛منظور از«حقوق کودک» این است که کودکان از جهتی به دلیل خردسال بودن و از جهتی به دلیل انسان بودنش، حقوقی دارند. بنابراین، حقوق کودک در دنیای امروز در سطح گسترده ای مطرح است.
برای فهم و شناسایی دقیق تر هر موضوعی، بررسی پیشینه وسیر تحول آن در جوامع بشری، همیشه ضروری به نظر می رسد. حقوق کودک نیز از این بررسی مستثنا نیست. به همین دلیل، مطالعه تاریخی حقوق کودک را در سه گفتار ارائه می دهیم:

گفتار اول- پیشینه تاریخی حقوق کودک در اسناد بین المللی
مساله حقوق کودکان، مساله جدیدی نیست. شروع آن به دوران بعد از جنگ جهانی اول باز می‌گردد. یکی از طرفداران اولیه حقوق کودک، اگلانتین جب، بنیانگذار مؤسسه نجات کودکان در انگلستان در سال 1919 م بود. وی عقیده داشت که کودکان، بشدت قربانی سیاست های اقتصادی غلط و خطاهای سیاسی و جنگی می‌باشند و در بسیاری از مواقع، فدای مسائل سیاسی می‌شوند. پس از پایان جنگ جهانی اول، به سبب پیامدهای جنگ و آسیب هایی که از این راه بر کودکان وارد آمد، در16 سپتامبر 1924 «اعلامیه حقوق کودک» در ژنو تنظیم شد که اولین معاهده بین المللی در زمینه حمایت از حقوق کودکان است. این اعلامیه در پنج بخش که حقوق ویژه ای را برای کودکان و مسـئولیت هایی را برای بزرگ سالان قائل می شد-که یک سازمان بین المللی غیر دولتی آن را تهیه کرد و به علت پیامد های جنگ و آسیب هایی که از این راه به کودکان وارد آمده این اعلامیه بیشتر در زمینه تغذیه، بهداشت و مسکن برای کودکان جنگ زده و آواره و حمایت آنان در برابر آسیب های جسمی و روانی ناشی از جنگ بود.
جنگ جهانی دوم قربانیان زیادی داشت که از جمله آنان، کودکان و زنان بودند وضعیت فاجعه بار کودکان و اوضاع نامطلوب میلیون ها کودکی که مستقیمأاز اثرات این جنگ ضربات روحی و روانی و بهداشتی شدیدی می دیدند که فکر حمایت از آنان و جلوگیری از تکرار چنین وضعیتی منجر به این شد که مجمع عمومی در 11 دسامبر1946 به توصیه شورای اقتصادی و اجتماعی، صندوق بین المللی کودکان که اختصار یونیسف نامیده می شود تاسیس نماید .این سازمان با این اعتقاد تأسیس شد که حمایت و توجه کودکان اساس پیشرفت بشر است و توجه کافی در سنین کودکی باعث پایه گذاری شخصیت محکم تری برای آینده افراد است و با این هدف که بر موانعی چون فقر، خشونت، مرض و تبعیض در مسیر زندگی کودکان غلبه کند.
در اکتبر1953 مجمع عمومی بر آن شد تا این سازمان را به عنوان رکن دائمی نظام ملل متحد قرار دهد. در همین راستا نام آن را به صندوق کودکان ملل متحد تغییر داد اگرچه علامت اختصاری یونیسف را حفظ کرد. صندوق کودکان ملل متحد با توجه به مسئولیت های و فعالیت های آن از بابت بقا، حمایت و ارتقای جایگاه اجتماعی و آموزشی کودکان و زنان در سطح جهان به ویژه کشورهای کم توسعه و عقب مانده، در میان ارکان فرعی سازمان ملل متحد، از حیث فعالیت در حوزه توسعه انسانی و پایدار جایگاه خاصی دارد.
جمهوری اسلامی ایران از جمله اعضا یونیسف است که دیرتر از سایرین به این صندوق پیوست کشورایران در سال 1362ه.ش(1983) عضو این صندوق شد.
امروز صندوق کودکان سازمان ملل متحد،به عنوان یکی از ارکان فرعی مجمع عمومی سازمان ملل متحد که در بیش از 150 کشور جهان ارائه خدمات فرهنگی، اجتماعی خود را ادامه می دهد.
اعلامیه جهانی حقوق بشرuniversal declaration of human rights 1984) (، یک اعلامیه بین الملی است که در مجمع عمومی سازمان ملل متحد در تاریخ 10 دسامبر 1948در پاریس به تصویب رسیده است. در سراسر جهان این روز را به نام “حقوق بشر”گرامی داشته می شود.که هدف آن بر قراری تضمین حقوق و آزادی های برابر برای همه مردم می باشد. این اعلامیه نتیجه مستقیم جنگ جهانی بود و برای اولین بار حقوقی را که تمام انسان ها مستحق آن هستند، به صورت جهانی بیان می دارد اعلامیه مذکور شامل 30 ماده است که به تشریح دیدگاه سازمان ملل متحد در مورد حقوق بشر می پردازد. مفاد این اعلامیه حقوق بنیادی مدنی، فرهنگی، اقتصادی، سیاسی واجتماعی را که تمامی ابنای بشر در هر کشوری باید از آن برخوردار باشد،مشخص کرده است که کودکان نیز بخشی از آن هستند، اشاره می کند برای مثال، اعلامیه مذکور تصریح می کند که هر کسی حق زندگی،آزادی و امنیت دارد ویا هر کسی حق دارد شخصیت حقوقی اش، به عنوان انسان، در مقابل قانون شناخته شود یا هر کسی حق دارد دارای تابعیت باشد.
مفاد این اعلامیه از نظر بسیاری از پژوشگران الزام آور بوده و از اعتبار حقوق بین الملل بر خوردار است. زیرا به صورت گسترده ای پذیرفته شده و برای سنجش رفتار کشورها به کار می رود وحتی کشورهای تازه به استقلال یافته زیادی به مفاد اعلامیه جهانی حقوق بشر استناد کرده و آن را در قوانین بنیادی یا قانون اساسی خود گنجانده اند. در اسناد مربوط به حقوق بشر نیز بندهایی وجود دارد که به طور مستقیم و خاص حقوق کودک را تصریح کرده اند.

دیدگاهها

هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.

اولین نفری باشید که دیدگاهی را ارسال می کنید برای “بررسی تطبیقی حقوق کودک در کنوانسیون حقوق کودک و حقوق ایران”

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

− 2 = 1

شناسه محصول: buy027 دسته: