تأثير تحصيلات زنان بر توسعه اقتصادي كشور

19,000تومان

توضیحات

دانشكده امور اقتصادي
كارشناسي مديريت بانكداري

فهرست موضوعي مطالب

مقدمه 1
چارچوبي نظري تحقيق 3
فرضيه‌ها 4
روش تحقيق 5
مشكلات و موانع 5
اصطلاحات و واژه‌هاي كليدي 6
(1) فصل اول: 8
1-1) توسعه و مفاهيم 8
2-1) توسعه اقتصادي 17
3-1) مطالعه اجمالي عوامل موثر بر توسعه اقتصادي 19
4-1) بررسي وضعيت توسعه‌اي ايران طي سال‌هاي 1382 –1376…23
جداول و نمودارها 26
(2) فصل دوم: 28
1-2) مطالعه وضعيت گذشته و موجود تحصيلات زنان در ايران 28
جداول و نمودارها 40
(3) فصل سوم: 44
1-3) تأثيرتحصيلات زنان بر عامل فرهنگي-اجتماعي توسعه اقتصادي 44
2-3) تاثير تحصيلات زنان بر عامل انساني توسعه اقتصادي 59
الف) تأثير كمي تحصيلات زنان بر عامل انساني توسعه اقتصادي 63
A) وضعيت زناشويي و سواد 63
B ) باروري و سواد 64
C) سواد و تعداد فرزندان 65
D) سطح تحصيلات و تعداد فرزندان 66
ب) تأثير كيفي تحصيلات زنان بر عامل انساني توسعه اقتصادي 67
A) سواد و تعداد فرزندان فوت شده 68
B) سواد و تعداد فرزندان داراي مدرك ديپلم و بالاتر
3-3 ) تأثير تحصيلات زنان بر عامل اقتصادي توسعه اقتصادي 69
جداول و نمودارها 81
(4) فصل چهارم: خلاصه پژوهش و پيشنهاد 93
1-4) بررسي چالش‌ها و موانع در مسير توسعه آموزشي زنان ايران 96
2_4)بررسی فرضيه ها .102
3_4)پيشنهاد برای روش تحقيق در مطالعات بعدی 102
فهرست منابع 103

فهرست جداول و نمودارها

جدول (1-4-1) : روند اقتصاد ايران 1382- 1376 26
جدول (2-4-1): شاخص‌هاي فرهنگي- اجتماعي ايران 1382- 1376 26
جدول (3-4-1): توسعه انساني ايران در مقايسه با برخي كشورها 1382-1376 27
جدول (1-2) : تعداد و درصد رشد سالانه انواع جمعيت در ايران در سال‌هاي 1375 و 1365 و 1355 به تفكيك جنس 40
جدول (2-2) : تعداد و درصد رشد سالانه جمعيت موثر كشور در سالهاي 1375 و 1365 و 1355 به تفكيك گروه‌هاي مختلف سني و جنس 40
جدول (3-2): ضريب اشتغال به تحصيل جمعيت ايران در گروه‌هاي سني 24-6 ساله به تفكيك جنس دو سال‌هاي 1375 و 1365 و 1355 41
جدول (4-2): نسبت جنسي محصلين در سالهاي 1375 و 1365 و 1355 به تفكيك گروه‌هاي سني مختلف 41
جدول (5-2) درصد دانش‌آموزان دختر در سال‌هاي 1376 – 1315 به تفكيك سطوح مختلف آموزشي 41
جدول (6-2) درصد دختران در بين جمعيت دانش آموزش كشور در سال‌هاي 1376-1347 به تفكيك سطوح مختلف آموزشي 41
جدول (7-2): تعداد و درصد رشد سالانه پذيرفته شدگان، دانشجويان و فارغ التحصيلان آموزش ‌عالي در ايران در سال‌هاي 1377- 1357 به تفكيك جنس 42
جدول (8-2): تعداد و درصد پذيرفته‌شدگان زن در آموزش عالي در سال 1376- 1358 به تفكيك دوره‌هاي تحصيلي 43
جدول (9-2): تعداد و درصد دانشجويان در آموزش عالي در سال‌هاي 1377-1358 به تفكيك دوره‌هاي تحصيلي 43
جدول (1-A – الف- 2-3) : جمعيت زنان 10 ساله و بيشتر بر حسب وضع زناشويي به تفكيك شهري و روستايي 81
جدول (2- A- الف- 2 -3): جمعيت زنان 10 ساله و بيشتر بر حسب وضع سواد و زناشويي به تفكيك نقاط شهري و روستايي 81
نمودار (3-A- الف- 2-3): زنان 10 ساله و بيشتر بر حسب وضع زناشويي 82
جدول (4-A- الف- 2 – 3): جمعيت زنان 10 ساله و بيشتر حداقل يكبار ازدواج كرده بر حسب وضع سواد به تفكيك شهري و روستايي 83
جدول (1-B- الف- 2-3): ميزان باروري ويژه سني زنان بر حسب وضع سواد در نقاط شهري و روستايي 83
نمودار (2-B- الف- 2-3): باروري ويژه سني زنان باسواد و بي سواد هنگام تولد اولين فرزند زنده به دنيا آورده 84
نمودار (3-B- الف-2-3): زنان 10 ساله و بيشتر بر حسب تعداد فرزندان زنده به دنيا آورده 84
نمودار (1-C – الف – 2-3) زنان 10 ساله و بيشتر بر حسب تعداد فرزندان زنده به دنيا آورده 85
جدول (1- D – الف- 2-3): توزيع نسبي زنان 10 ساله و بيشتر حداقل يكبار ازدواج کرده و بر حسب تعداد فرزندان زنده به دنيا آورده و دوره تحصيلي 86
جدول (1- A- ب- 2-3) : زنان 10 ساله و بيشتر حداقل يكبار ازدواج كرده برحسب سواد و تعداد فرزندان فوت شده 86
جدول (1-B- ب- 2-3): توزيع نسبي زنان مورد مطالعه در جمعيت نمونه بر حسب سطح تحصيلات و سطح تحصيلات فرزندان 87
جدول (1-3-3): توزيع سني زنان داوطلب و منتخب انتخابات مجلس شوراي اسلامي 88
جدول (2-3-3): تعداد مديران شاغل در دستگاه‌هاي دولتي به تفكيك جنس در سال 1380 88
نمودار (3-3-3): كاركنان دستگاه‌هاي اجرايي و نهادهاي انقلاب اسلامي به تفكيك جنس در پايان سال 1381 89
نمودار (4-3-3): كاركنان نهاد ریاست جمهوري و موسسات وابسته به تفكيك جنس در پايان سال 1381 90
نمودار (5-3-3): كاركنان وزارت آموزش و پرورش و موسسات وابسته به تفكيك جنس در پايان سال 1381 90
نمودار (6 –3-3-): كاركنان وزارت اقتصاد و دارايي و موسسات وابسته به تفكيك جنس در پايان سال 1381 91
نمودار (7-3-3): كاركنان وزارت علوم، تحقيقات و فناوري و موسسات وابسته به تفكيك جنس در پايان سال 1381 91
نمودار (8-3-3): كاركنان وزارت بهداشت و درمان و آموزش پزشكي و موسسات وابسته به تفكيك جنس در پايان سال 1381 92
نمودار (9-3-3): كاركنان وزارت بازرگاني و موسسات وابسته به تفكيك جنس در پايان سال 1381 92

مقدمه
افزايش مشاركت زنان در توسعه، شايد پيش از آنكه موضوعي اجتماعي باشد، بحثي اقتصادي است و افزايش زنان تحصيل‌كرده مي تواند شاخصي براي پيشرفت محسوب شده و فرصتي براي سرعت بخشيدن به روند توسعه و نيز رويارويي با چالش ‌ها و پيامدهاي تغيير و تحول ناشي از رشد و توسعه فراهم آورد. بررسي تأثيرات آموزش در سطوح مختلف فردي ، خانوادگي و اجتماعي زنان نشان از بهبود موقعيت زنان در زندگي فردي و اجتماعي داد. اين امر آنها را در مراحل بعدي در ايفاي نقش هاي متعدد و متنوع اجتماعي، چه در جايگاه مادر در امر تربيت فرزند چه در جايگاه نيروي انساني ماهر و متخصص در عرصه كار و مديريت و به طور كلي به عنوان يك شهروند مسئول و آگاه و زير مجموعه‌اي از سرمايه‌هاي انساني، تواناتر مي‌كند، كه نبود آن دور باطلي را ايجاد مي ‌كند كه محروميت‌هاي زنانه و فقر زنانه و به دنبال آن كندي بسيار در روند توسعه در اجتماع بروز مي كند. دقيق تر آن است كه به اين محروميت‌ها هم به عنوان علت و هم به عنوان معلول در اين سيكل باطل نگاه كنيم: در جامعه‌اي با ميزان آگاهي، دانش اجتماعي و درآمد ناچيز، والدين در سرمايه‌گذاري براي دخترانشان كوتاهي مي كنند زيرا از آنان انتظار ندارند كه در امور اقتصادي خانواده مشاركت داشته باشند. دختران بدون تحصيلات و با آگاهي ناچيز، تبديل به مادران تحصيل نكرده‌اي مي‌شوند كه داراي مهارتهاي ارزشمندي در خارج از منزل نيستند، قدرت اثر گذاري بر تصميم‌گيري‌هاي خانواده را ندارند، دخترانشان نيز مانند خودشان از آموزش محروم مي مانند و دور باطل ادامه مي يابد. در حاليكه پسران براي آموزش به مدرسه فرستاده مي‌ شوند، دختران براي ايفاي نقش‌هاي سنتي در خانه مي ماندند، در نتيجه دانش نياموخته و مهارت نيافته باقي مي‌ماندند و شرايط لازم براي مشاركت اقتصادي برايشان فراهم نمي شود. اقتصاد آسيب مي‌بيند، هنجارها و فرهنگ سنتي و تبعيضات كليشه‌اي جنسيتي كهنه بر جاي خود مي‌مانند و اولين نيروي محركه توسعه كه نوزايش انديشه‌ها و تواناسازي پتانسيل‌هااست خاموش و بي اثر مي‌شود و افراد تحت نظام‌هاي غلط فرهنگي، اجتماعي و اقتصادي، خود به عواملي مقاومت كننده در برابر توسعه تبديل مي‌شوند از اين منظر در جوامع توسعه نيافته يا در حال توسعه چون ايران كه با فقر سرمايه‌هاي انساني و پديده فرار مغزها مواجه است، زنان مي توانند «نيروي شتاب دهنده» توسعه محسوب شوند. جامعة‌ امروز ايران، جامعه‌اي در حال گذار از همه ابعاد اقتصادي، فرهنگي ، نقشي و اجتماعي است. متعاقب اين گذار الگوهاي موجود بايد براي تطابق با شرايط پويا انعطاف پذيري كه ناشي از توسعه سريع و همه جانبه كشورهاي جهان است تغيير يابند. در ميان اين تغييرات مسلماً تعارض سنت و مدرنيته خود را نشان خواهد داد و به گفته اقتصاددان معروف جان ميناردكينز ،” توسعه تقابل نو و كهنه است”. حال با توجه به اهداف بلند توسعه گرا كه تقاضاي نامحدود را به جدال با منابع محدود مي‌كشاند، اين پرسش به جاست كه در روند توسعه بايد منابع اقتصادي را به كدام سمت، جهت داد؟ پاسخ اين سؤال بيش از آنكه معطوف به منابع فيزيكي باشد متمركز بر منابع انساني است و در منابع انساني موجود ، «زنان» به عنوان بخشي كه كمتر مورد توجه و پرورش قرار گرفته‌اند در كانون توجه اقتصاددانان توسعه گرا قرار مي گيرند، چنانكه لارنس ايچ سامرز ، رئيس بخش اقتصاد و توسعه و اقتصاددانان ارشد بانك جهاني در اين زمينه مي گويد:
«معتقدم كه در صورت شناخت تمامي منافع، سرمايه‌گذاري در آموزش دختران، شايد پر بازده‌ترين سرمايه‌گذري در جهان در حال توسعه باشد»
در اين تحقيق بر آن خواهيم بود كه دريابيم آيا ميان تحصيلات زنان با توسعه اقتصادي ارتباطي منطقي وجود دارد يا نه؟ و اگر اين ارتباط موجود است، عوامل موثر بر آن چيست؟ و در شرايط امروزين، جامعه با اين منبع توسعه‌اي در چه چالش‌هايي قرار مي‌گيرد و از بابت آن چه فرصت ها و چه تهديداتي معطوف به توسعه كشور است؟
چارچوب نظري تحقيق:
در اين تحقيق عامل تحصيلات زنان به عنوان متغير مستقل در نظر گرفته مي‌شود تا تاثير آن بر توسعه اقتصادي به عنوان متغير وابسته بررسي شود.
يافته‌هاي تحقيق نشان داد كه رابطه «مستقيمي» بين دو متغير مستقل و وابسته وجود ندارد و اين رابطه در خلال سه متغير ميانجي ظاهر مي‌شود. متغيرهاي ميانجي بين تحصيلات زنان و توسعه اقتصادي به عنوان عوامل متأثر از تحصيلات زنان و موثر بر توسعه اقتصادي تعريف شوند كه عبارتند از: 1) عامل فرهنگي – اجتماعي، 2) عامل انساني و 3) عامل اقتصادي.
بنابراين الگوي نظري تحقيق به صورت شماتيك به شرح زير به دست آمد:

در بررسي متغيرهاي ميانجي جهت تسهيل درك ارتباطات، رويكردهاي مختلفي به شرح زير اتخاذ گرديد:
1) عامل فرهنگي اجتماعي توسعه اقتصادي با رويكرد مقاومت زنان در برابر كليشه‌هاي جنسيتي و تبعيضات اجتماعي بررسي شد.
2) عامل انساني توسعه اقتصادي با رويكرد كمي و كيفي (كيفيت از دو ديدگاه سطح سلامت فرزندان و سطح تحصيلات فرزندان) بررسي شد.
3) عامل اقتصادي توسعه اقتصادي با رويكرد بررسي سهم زنان از بازارهاي اشتغال مطالعه گرديد.
فرضيه‌ها:
فرضيه اهم: تحصيلات زنان كه يك عامل تأثير گذار بر توسعه اقتصادي است.
فرضيه فرعي (1): تحصيلات زنان با تأثير بر عامل فرهنگي اجتماعي توسعه اقتصادي، روند توسعه اقتصادي را بهبود مي‌بخشد.
فرضيه فرعي (2): تحصيلات زنان با كاهش كميت عامل انساني و افزايش كيفيت آن روند توسعه اقتصادي را بهبود مي‌بخشد.
فرضيه فرعي (3): تحصيلات زنان با افزايش سهم زنان از بازار در كار و تأثير بر عامل اقتصادي، روند توسعه اقتصادي را بهبود مي بخشد.

روش تحقيق:
تحقيق حاضر حاصل تركيب دو روش تحقيقي «كتابخانه‌اي» و «ميداني” (پرسشنامه‌اي) مي‌باشد.
از روش كتابخانه‌اي در سرتا سر تحقيق استفاده شده است. و در استخراج نتايج و يافته‌هاي بخش كيفي عامل انساني توسعه اقتصادي از اطلاعات پرسشنامه‌ها بهره جسته‌ايم.
مشكلات و موانع
1- آمارها عموماً قديمي و متعلق به قبل از دهة 80 بودند.
2- عدم يكنواختي زماني در آمارها سبب دشواري امر مقايسه مي گرديد.
3- محدوديت زماني سبب كاهش دقت و استخراج روابط و اطلاعات بخصوص در تحليل داده‌هاي ميداني گرديده است.
4- در تحليل ميداني پرسشنامه‌ها، به علت عدم تخصص محققين در طراحي پرسشنامه و ضيق وقت، اطلاعات مربوط به بخش سطح سلامت نيروي انساني غير قابل استخراج تشخيص داده شد.

اصطلاحات و واژه‌هاي كليدي:
توسعه، توسعه اقتصادي ، تحصيلات زنان ، نسبت جنسي، جمعيت لازم التعليم، باز تعريف هويت اجتماعي، كليشه‌هاي جنسيتي، تبعيضات اجتماعي، باروري ويژه گروه‌هاي سني، ميزان باروري كل، اشتغال. توليد ناخالص سرانه، دستمزد كف.
توسعه: وضعيت مطلوبی است که کليه مولفه های اجتماعی و فرهنگی و اقتصادی در يک جامعه در جايگاه خود قرار گرفته و در سطح قابل قبولی از آنها بهره برداری می شود.توسعه در کليه ارکان و زيرشاخه های اجتماع رخ ميدهد.
توسعه اقتصادی:افزايش درآمد سرانه واقعی در يک کشور برای دوره ای طولانی همراه با افزايش شاخص های مصرف توليد و رفاه.
باز تعريف هويت اجتماعی:تجديد نظر و بازنگری زنان در نقش های تعريف شده بر اساس جنسيت و تواناييهای ذاتی هر جنس به نحوی که به جای تمرکز بر ويژگيهای ذاتی جنسيتی بر ويژگيهای اکتسابی انسانی توجه میشود.
کليشه های جنسيتی: نقش های از قبل تعريف شده در جهت طبقه بندی جنسيتی جامعه به دو گروه بسيار متمايز زن و مرد.اساس اين کليشه ها معمولا مذهب و تفکرات و تعصبات سنتی و اجتماعی است.
تبعيضات اجتماعی: مزايا و امتيازاتی که اجتماع به سبب جنسيت صرف برای افراد قايل شده يا از آنها دريغ می نمايد.
باروری ويژه گروههای سنی:اين ميزان از حاصل تقسيم تعداد مواليد از هر گروه سنی زنان به تعداد زنان همان گروه سنی به دست می آيد و معمولا برای هر 1000 زن محاسبه ميشود.
ميزان باروری کل: متوسط تعداد فرزندانی است که يک زن طی دوران بارداری به دنيا می آورد.
اشتغال: عبارت است از اختصاص سهمی از بازار کار به فرد به نحوی که ايجاد ارزش بازار و مبادلاتی نمايد.
توليد ناخالص سرانه:از حاصل تقسيم توليد ناخالص داخلی به جمعيت کشور محاسبه می شود.
دستمزد کف:حداقل دستمزدی است که برای توجيه پذيزی اقتصادی کاری مورد انتظار است.

1) فصل اول:

1-1) توسعه و مفاهيم آن
هر كشوري در راه توسعه تلاش مي كند، زيرا توسعه هدفي است كه اكثر مردم آن را ضروري مي دانند. در حاليكه پيشرفت اقتصادي يكي از عوامل مهم توسعه است ولي تنها عامل نيست و دليل آن اين است كه توسعه صرفاً پديده‌اي اقتصادي نيست. توسعه نهايتاً بايد علاوه بر جنبة مادي و پولي زندگي مردم ساير جنبه‌ها را نيز در برگيرد. لذا بايد به عنوان جرياني «چند بعدي» كه مستلزم تجديد سازمان و تجديد جهت‌گيري مجموعة نظام اقتصادي و اجتماعي كشور است مورد توجه قرار گيرد. توسعه علاوه بر بهبود وضع درآمد و توليد ، آشكار متضمن تغييرات بنيادي در ساخت ‌هاي نهادي و اجتماعي و اداري و نيز طرز تلقي عامه و در بيشتر موارد حتي آداب و رسوم و اعتقادات است. بالاخره توسعه اگر چه معمولاً بر حسب يك چارچوب ملي تعيين مي‌شود ، مع ذالك تحقق وسيع آن مي تواند موجب اصلاحات اساسي در نظام اجتماعي و اقتصادي بين المللي شود.
توسعه را بايد جرياني چند بعدي دانست كه مستلزم تغييرات اساسي در ساخت اجتماعي طرز تلقي عامة مردم و نهادهاي ملي و نيز تسريع رشد اقتصادي، كاهش نابرابري و ريشه كن كردن فقر مطلق است. توسعه در اصل بايد نشان دهد كه مجموعة نظام اجتماعي، هماهنگ با نيازهاي متنوع اساسي و خواسته‌هاي افراد و گروه‌هاي اجتماعي در داخل نظام، از حالت نامطلوب زندگي گذشته خارج شده و به سوي وضع يا حالتي از زندگي كه از نظر مادي و معنوي «بهتر» است سوق مي‌يابد. توسعه به معناي ارتقاء‌مستمر كل جامعه و نظام اجتماعي به سوي زندگي بهتر و يا انساني تر است. اما چه چيز زندگي خوب را تشكيل مي‌دهد؟ اين سؤال به قدمت فلسفه و نوع بشر است و براي درك معنای«دروني» توسعه بايد حداقل سه ارزش اصلي به عنوان پاية فكري و رهنمود عملي در نظر گرفته شود. اين ارزش هاي اصلي عبارتند از: معاش زندگي، اعتماد به نفس و آزادي كه نمايانگر هدف ‌هاي مشتركي است كه بوسيلة تمام افراد و جوامع دنبال مي‌شود. اين ارزش‌ها به نيازهاي اساسي انسان مربوط مي‌شود و تقريباً در همه جوامع و فرهنگ و در تمام زمان‌ها خود را متجلي مي‌سازد: معاش زندگي، قدرت تامين نيازهاي اساسي را شامل مي‌شود. توضيح بيشتر اينكه كلية‌مردم نيازهاي اساسي معيني دارند كه زندگي بدون آن غيرممكن خواهد بود. اين نيازهاي تداوم بخش زندگي بي چون و چرا شامل غذا، مسكن ، بهداشت و امنيت مي‌شود. وقتي كه يكي از آن‌ها وجود نداشته باشد و يا عرضة آن كم باشد، حالت عقب ماندگي مطلق بوجود مي‌آيد. بنابراين، كاركرد اساسي تمام فعاليت‌هاي اقتصادي، تأمين ابزار و وسايل براي تعداد هر چه بيشتر افراد، به منظور غلبه بر بيچارگي و بدبختي است، كه از فقدان غذا، مسكن، بهداشت و امنيت ناشي مي‌شود. مي توان ادعا كرد كه توسعة اقتصادي شرط لازم بهبود كيفيت زندگي است كه خود همان «توسعه» است. بدون پيشرفت اقتصادي مداوم و پيوسته در سطح شخصي و اجتماعي ، تحقق توانايي بالقوة بشر امكان پذير نخواهد بود. واضح است كه شخص بايد به قدر كافي داشته باشد تا بتواند زندگي بهتري داشته باشد. بنابراين ، درآمدهاي سرانة در حال افزايش، امحاء فقر مطلق، امكانات بيشتر اشتغال و كاهش نابرابري درآمد شرايط لازم ، اما نه كافي ، براي توسعه است.
اعتماد به نفس، دومين جزء همگاني زندگي خوب است، احساس شخصيت كردن، عزت نفس داشتن و آلت دست قرار نگرفتن توسط ديگران براي مقاصد شخصي‌شان، تمام مردم و جوامع به دنبال نوعي اعتماد به نفس هستند. اگر چه ممكن است به طور صحيح آن را شخصيت ، مقام ، احترام، افتخار و استقلال بنامند. ماهيت و شكل اعتماد به نفس ممكن است از يك جامعه به جامعة ديگر و يا از يك فرهنگ به فرهنگ ديگر تغيير يابد. در هر حال با گسترش «ارزش‌هاي نوين ساز» كشورهاي توسعه يافته، بسياري از جوامع در كشورهاي جهان سوم ، كه ممكن است قبلاً احساس عميقي نسبت به ارزش ‌هاي خود داشته‌اند، به هنگام تماس با جوامعي كه از نظر تكنولوژي و اقتصادي پيشرفته‌اند از يك اغتشاش جدي فرهنگي رنج مي‌برند و علتش اين است كه رفاه ملي تقريباً به صورت معيار جهاني ارزش درآمده است. به دليل اهميتي كه به ارزش‌هاي مادي در كشورها توسعه يافته داده مي‌شود امروز ارزش و اعتبار فقط به كشورهايي كه داراي ثروت اقتصادي و قدرت تكنولوژيكي هستند- يعني كشورهاي «توسعه يافته» داده مي‌شود و طبق نظر پروفسور گولت :”مسئله اين است كه توسعه نيافتگي گريبانگير اكثريت جمعيت جهان است . تا زماني كه براي زمينه‌هاي غير مادي ارزش قايل مي شوند و بدان احترام مي گذارند، امكان دارد كه بدون داشتن احساس حقارت، فقير بود. به عكس ، وقتي كه رفاه مادي كه يكي از عوامل ضروري زندگي بهتر تلقي مي شود، كشورهايي كه از نظر مادي «توسعه نيافته» هستند، مشكل مي‌توانند احساس اعتبار و شخصيت كنند.” امروزه، كشورهاي جهان سوم به منظور به دست آوردن اعتبار، كه از جوامعي كه در حالت «توسعه نيافتگي» خفت آورند زندگي مي كنند دريغ مي‌شود، به دنبال توسعه هستند، توسعه به عنوان هدف مشروعيت پيدا مي‌كند، زيرا كه يك طريقه مهم و شايد حتي چاره ناپذير كسب ارزش باشد.

.
.
.

كتابنامه
1- بررسي اجمالي وضعيت زنان 1380-1355، رياست جمهوري، مركز امور مشاركت زنان (1381)، مديريت آمار و برنامه‌ريزي،
2- بررسي چالش‌هاي اشتغال زنان، رياست جمهوي، مركز امور مشاركت زنان (1379).
3- جزني، نسرين (1380)، مديريت منابع انساني، چاب سوم، نشر ني.
4- كار، مهرانگيز (1379)، زنان در بازار كار ايران به همراه تئوري‌هاي نابرابري جنسيتي، نشر روشنگران و مطالعات زنان.
5- سالنامه‌ آماري كاركنان دستگاه هاي اجرايي كشور در پايان سال 1381 (ابتداي سال 1382)، مديريت توسعه مديريت و سرمايه انساني مديريت آمار و اطلاعات نظام اداري، نشريه شماره 450 ، اسفند ماه 1382.
6- اعزازي، شهلا (1379) «مسئلة زنان در ايران: هويت خانوادگي در برابر هويت فردي» زنان، ش 69
7- اعزازي، شهلا (1380) جامعه شناسي خانواده، تهران: روشنگران و مطالعات زنان.
8- افشاري، زهرا (1380) «اشتغال زنان و رفاه خانواده: يك چارچوب تحليلي» پژوهش زنان، دوره 1، ش 2.
9- چنكينز، ريچارد (1381) هويت اجتماعي، ترجمة‌ تورج ياراحمدي، تهران: شيرازه.
10- اعزازي، شهلا (1381) ، «موقعيت زنان در مجلات تخصصي جامعه‌شناسي»، فصلنامه پژوهش زنان، مركز مطالعات و تحقيقات زنان دانشگاه تهران، دوره 1، شماره 4 صص 112-86 .
11- مجله زنان از 1370 تا 1381.
12- محققان مستقل مسائل زنان (1381) ، ارزيابي گزارش‌هاي دولتي و شبكه ارتباطي زنان ارائه شده به اجلاس پكن +5 : درباره وضعيت زنان ايران.
13- مراكز امور مشاركت زنان رياست جمهوري و مركز مطالعات و تحقيقات زنان دانشگاه تهران (1380 و 1379)، كارگاه آموزشي «اهميت پژوهش در فعاليت سازمان‌هاي غيردولتي».
14- آموزش براي توسعه، جورج ساخاربولوس و . . . / حميد سهرابي و . . . دوم. سازمان برنامه و بودجه، تهران 1373.
15- نقش زنان در انتقال سرمايه‌ي انساني در ايران، جواد صالحي اصفهاني، مجله‌ي گفتگو، شماره‌ي 5، 1375.
16- توسعه‌ي كمي و بهبود كيفي آموزش ابتدايي در كشورهاي در حال توسعه، مارلن اي لاكهيد و ادريان وسيور / سيد جعفر سجاديه و . . . سازمان پژوهش و برنامه‌ريزي آموزشي و انتشارات مدرسه، تهران، 1371.
17- http://www.googel.com. womeniniran.htm

فهرست منابع
1)جيروند،عبد الله.توسعه اقتصادی”مجموعه عقايد”.تهران:مولوی،1368.
2)تودارو،مايکل.توسعه اقتصادی در جهان سوم.مترجم غلامعلی فرجادی،چاپ پنجم،جلد اول ،تهران:خوشه،1370.
3)قره باغيان،مرتضی.اقتصاد رشدو توسعه.جلد اول،تهران: نشر نی 1371.
4)يان گلدن وال و آلن وينترز.اقتصاد توسعه پايدار. مترجمان غلامرضا ارمکی و عبدالرضا افتخاری،تهران : شرکت چاپ و نشر بازرگانی ،1379.
5)”کارنامه هشت ساله اقای خاتمی،مردود يا قبول؟!” . اقتصاد ايران.(ارديبهشت 138)
6)يونيسف.دختر بچه ها،سرمايه گذاری برای آينده.مترجم نيلوفر پور زنده ،تهران:يونيسف،1371.
7)ساروخانی باقر و رفعت جاه مريم .”عوامل جامعه شناختی موثر در باز تعريف هويت اجتماعی زنان”.پژوهش زنان. دوره 2،شماره1 بهار 1383.
8)کنفرانس زن،علم،صنعت و توسعه.تهران:دفتر امور زنان رياست جمهوری،1374.
9)مرکز آمار ايران.تحليلی بر ويژگی های ازدواج در ايران،گرايش ها و روند ها.تهران: مرکز آمار ايران،دفتر انتشارات واطلاع رسانی، 1383.
10)کمالی،کيومرث.بررسی تطبيقی وضعيت سواد،مقاطع تحصيلی،ازدواج و طلاق در استان اردبيل و شش استان ديگر.اردبيل:سازمان برنامه و بودجه استان اردبيل،معاونت هماهنگی و برنامه ريزی،1377.
11)کار،مهرانگيز.زنان در بازار کار ايران.تهران: روشنگران،1373.
12)مرکز امور مشارکت زنان رياست جمهوری.زن،توسعه و تعدد نقش ها. تهران: برگ زيتون،1380.
13)چايچی،پريچهر . بررسی موانع اشتغال زنان تحصيلکرده در تهران. تهران:سازمان مديريت و برنامه ريزی استان تهران،1383.
14)جزنی،نسرين.”اموزش چندگونگی نيروی کار:قبول تفاوت ها،جلوگيری از تبعيض ها”. مجموعه مقالات دومين کنفرانس توسعه منابع انسانی.تهران:برگزيده،1384.

دیدگاهها

هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.

اولین نفری باشید که دیدگاهی را ارسال می کنید برای “تأثير تحصيلات زنان بر توسعه اقتصادي كشور”

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

− 3 = 7