تأثير كيفيت محيط زندگي و محيط مسكوني

25,000تومان

توضیحات

147 صفحه

فایل Word

 

چكيده رساله:

هدف اصلي اين رساله، يافتن تأثير كيفيت محيط زندگي (بطور عام) و كيفيت محيط مسكوني مجتمعهاي مسكوني – (بطور خاص) در روحيه افراد و سپس روحيه جمعي ساكنين است.
از ابتداي تاريخ: مسكن بعنوان سرپناه نقش مهمي در زندگي جوامع انساني بازي كرده است كه با پيشرفت جوامع و در روند تكميلي كاركرد مسكن، عملكردهاي ديگري نظير زنگي اجتماعي، روابط خانوادگي، محلي جهت آسايش روح و روان و تمديد قوا و . . . . به آن افزوده گرديد.در دوره معاصر، در دنياي غرب، پس از جنگ جهاني دوم كه با تخريب بيشمار واحدهاي مسكوني همراه شد، نياز به مسكن براي جمعيت زياد بي‌خانمان باعث شد كه دولتها به ساخت مجتمعهاي مسكوني روي آورند كه بيش از هر چيز، مساله كميت و پاسخگويي به تعداد بيشتر، در آن مطرح بود.اين مساله، در كشور ما به شكلي ديگر، در حال وقوع است كه نشانه هاي آن به وضوح ديده مي‌شود. رشد فزاينده جمعيت در سالهاي پس از انقلاب، موجب ايجاد قشر جوان جمعيتي گرديده كه از تبعات اين رشد فزاينده جمعيت، نياز به مسكن فراوان است.اگر چه نرخ رشد جمعيت از 5/2 درصد به 2/1 رسيده است، اما تحقيقات نشان مي‌دهد كه اجراي طرح كنترل جمعيت در كشور هنوز پاسخگوي نيازهاي آموزشي و بهداشتي در اين زمينه نيست و به دليل اهميت موضوع و با توجه به جوان بودن جمعيت، تاكنون كارشناسان بارها در ارتباط با انفجار جمعيت ايران در ده 80 هشدار داده‌اند . چنانكه صندوق جمعيت سازمان ملل متحد پيش بيني مي‌كند كه جمعيت ايران طي كمتر از نيم قرن آينده از مرز 121 ميليون نفر خواهد گذشت . آمار دقيق پيش بيني شده اين صندوق جمعيت ايران در سال 2050 ميلادي را 121 ميليون و 400 هزار نفر اعلام مي‌نمايد كه از جمعيت آلمان، ژاپن و حتي روسيه در زمان مشابه سبقت خواهد گرفت.
اين موضع باعث شده است كه به نوعي تجربه پس از جنگ جهاني دوم، در ايران در حال تكرار باشد: يعني ساخت مجتمعهاي مسكوني فاقد كيفيت و فقط داراي كميت.در اين راستا، شناخت عوامل موثر در بهبود كيفيتي مسكن، يكي از مسائلي است كه بايد به آن پرداخته شود، چرا كه تاثيرات آن بطور غير قابل انكاري در روحيه افراد و نيز روحيه عمومي جامعه، متجلي مي‌گردد.
بنابراين در روند مطالعات به مساله مسكن و شاخصهاي اجتماعي آن، و كيفيت محيط، تاثيرات رواني محيط بر انسان و نقش مشاركت در بهبود روحيه جمعي ساكنين مجتمعهاي مسكوني، پرداخته مي‌شود و سپس با ارائه يك جمع بندي و تدوين اهداف كلي و عملياتي، طراحي يك مجتمع مسكوني با بهره گيري از عوامل موثر محيطي در روحيه جمعي ساكنان، صورت مي‌پذيرد.

 

فصل اول: مسكن

بخش اول: مسكن، كيفيت، شاخصهاي اجتماعي
مفهوم مسكن، سكونت‌ و سكونتگاه
تعريف سازمان بهداشت جهاني از مسكن
اهداف كلي مسكن در كشورهاي جهان سوم
سياست احداث مجتمعهاي مسكوني در برنامه عمراني ايران
اشكالات مسكن مدرن
روحيه جمعي در افراد
فردگرايي و خانواده هسته‌اي بجاي جمع‌گرايي
عوامل مؤثر در بررسي وضعيت مسكن
اهداف كلي اجتماعي مسكن
بررسي ابعاد كمي نياز مسكن
بررسي ابعاد كيفي نياز مسكن
عوامل ايجاد تغييرات در مسكن
سلسله مراتب نيازهاي انساني
اهداف كلي اجتماعي در سياستهاي مسكن
استانداردهاي مسكن با توجه به شرايط متفاوت
پيامدهاي اجتماعي استاندارد مسكن
نيازهاي اجتماعي- رواني
گونه‌گوني فرهنگي و استانداردهاي يكنواخت
بخش دوم: مسكن، مجتمع مسكوني و نيازها
دورنماي تحول بعد خانوار
طبقه‌بندي «نياز» از ديدگاه جامعه شناسي
نحوه طبقه بندي نيازها
انواع رفتارهاي سكونتي در مقابل حداقل فضا
ويژگيهاي سازمان فضايي خانه‌هاي تاريخي
ويژگيهاي فضاهاي سكونتي معاصر
سازمان فضايي خانه‌هاي معاصر
ادامه فصل اول: مسكن
معيارهايي باري طراحي خانه معاصر
عرصه‌هاي زندگي جمعي و خصوصي
پيوستگي عرصه‌هاي عمومي و خصوصي
نيازهاي اساسي يك مجتمع مسكوني
گروه‌بندي فضاهاي مسكوني
قسمتهاي تشكيل دهنده مسكن خانواده سنتي ايران
1- عرصه مشترك
2- عرصه والدين
3- عرصه فرزندان
4- عرصه خويشاوند
5- عرصه مهمان
6- فضاهاي خدماتي- بهداشتي
7- فضاهاي ورودي و خروجي
تناسب فضايي و عملكردي
گونه‌هاي مسكن:
1- آپارتمانهاي مرتفع
2- برج در فضاي سبز
3- آپارتمان متراكم بدون آسانسور
4- آپارتمانهاي داراي دسترسي مستقيم
5- خانه‌هاي حياط دار
6- خانه‌هاي متصل
7- خانه‌هاي مستقل
محيط مسكوني
1- محيط اجتماعي
رفتار اجتماعي ساكنان ساختمانهاي بلند
2- محيط كالبدي
مقياس انساني
محيط كالبدي- شرايط كلي
ادامه فصل اول: مسكن
1- شرايط زيست مناسب
2- دسترسي به فضاي باز- فضاي بازي كودكان
تفريحات
استانداردهاي تفريح
وضع فضاي باز عمومي
3- تفكيك مسير عبور پياده از سواره
4- طراحي محوطه
5- اشراف
6- ايمني
7- امنيت
الف: امنيت رواني
ب: امنيت فيزيك
روابط همسايگي و تأثير آن در تقويت نظارت
8- پاركينگ
9- فضاهاي جمعي
10-تسهيلات عمومي
11- مراكز خريد
مكان‌يابي مراكز عمومي
مراكز خريد موقت
فصل دوم: فضاهاي عمومي
فضاهاي عمومي
تقويت روحيه جمعي و زندگي اجتماعي
طراحي فضاي شهري و روحيه جمعي
اصول طراحي فضاهاي شهري ( براي تسهيل برخورد اجتماعي افراد )
1- تأمين ايمني و سهولت دسترسي
2- تسهيل استفاده مرتب و دايمي ساكنان
3- ايجاد حس تشخص و حمايت از مناعت طبع افراد
نما- هويت ساكنين
نفوذ پذيري نما

ادامه فصل دوم: فضاهاي عمومي

4- تقويت حس «تعلق به جامعه‌اي با هويت»
5- برانگيختن حس كنجكاوي و كاوش
6- بر جاي گذاردن تجربه‌هاي بياد ماندني و ارزشمند
7- تعيين جهت و تسهيل فعاليتهاي مختلف
8- احساس بودن در «خانه»ي خود
9- تقويت راههايي براي ارتباطهاي شخصي
راه ، عابر پياده و مراودات اجتماعي
ويژگيهاي پياده روي

فصل سوم: انسان ، روان ، مسكن

بخش اول: روانشناسي محيطي
روانشناسي در معماري
رابطه معماران و روانشناسان
سازگاري انسان با هر نوع محيط جديد ؟!!
درك انسان از محيط
عوامل موثر بر ادراك محيطي
نظريه‌هاي ادراك محيطي
1- نظريه برانس ويك
2- نظريه گيبسون
3- نظريه برلين
4- نظريه پديده شناسي
شناخت محيطي
عوامل موثر بر شناخت محيطي
گم شدن خوشايند!!
ارتباط شخصيت و محيط فيزيكي
نظريات روان شناختي در مورد رابطه شخصيت و محيط
1- نظريه شخصيت هنري موراي
2- تئوري ميداني كرت لوين
ادامه فصل سوم: انسان ، روان ، مسكن
بخش دوم: عوامي كيفي محيطزيبايي شناسي معماري (و تاثير آن بر روحيه و رفتار افراد)

عوامل كيفي محيط و تاثير آن بر روحيه افراد از ديدگاه روانشناسي

1- حريم
2- مبلمان و اسباب و اثاثيه
3- مصالح و رنگ
4- نور و روشنايي
5- پنجره ها
6- گل و گياه و فضاي سبز
فصل چهارم: مقدمات طراحي
بخش اول: مطالعات جغرافيايي
بخش دوم: مطالعات تطبيقي
مجتمع مسكوني فيروزه
مجتمع مسكوني زيست خاور
مجتمع مسكوني 600 دستگاه
مجتمع مسكوني قدس
مجتمع مسكوني بنياد مسكن
بخش سوم: شناخت سايت

فصل پنجم طراحي

بخش اول: آناليز طرح
بخش دوم : مدارك طراحي
منابع و مأخذ

بخش اول: مسكن، كيفيت و شاخصهاي اجتماعي:

مفهوم مسكن: «مفهوم مسكن، چيزي بيش از يك سرپناه و چيزي بيش از محافظ انسان و فعاليتهايش از گزند عناصر طبيعي است. پاسخ به اين سوال كه نارساييهاي اين تعريف كدام است و بيش از اين چيست، بسيار دشوار است و با توجه به عواملي نظير وضعيت اقليمي، مذهب و گروه قومي، مبلغي از درآمد كه بايد به هزينه مسكن اختصاص داده شود و نيز گذشته تاريخي فرد در رابطه با مسكن و تمايلات و بينشهاي فردي او، تغيير مي‌كند. »
– سكونت و سكونتگاه:«واژه سكونت؛ مفهوم گسترده‌تري از مسكن دارد و منظور آن، مجموعه‌اي از فعاليتهاي زيستي خانوار است. فعاليتهاي زيستي خانوار، فعاليتهاي فردي – جمعي از يك سو و فعاليتهاي اجتماعي – اقتصادي را از سوي ديگر، در بر مي گيرد. »«مفهوم سكونتگاه. در برابر مسكن، محلي است كه تمامي خدمات و تسهيلات ضروري براي بهزيستي خانواده را فراهم مي‌سازد. مانند بهداشت، آموزش، فرهنگ ، روابط اجتماعي، بدون توجه به اهميت و ميزان انجام اين خدمات. »
– تعريف سازمان بهداشت جهاني از مسكن:«سازمان بهداشت جهاني در سال 1961، مسكن را بعنوان «محيط مسكوني» ، «محله» ، «محدوده خرد» يا ساخت فيزيكي‌اي كه انسان بعنوان سرپناه مورد استفاده قرار مي‌دهد، همراه با متعلقات اين ساخت از قبيل كليه خدمات، تسهيلات و ابزار ضروري و وسايل مورد نياز يا طراحي شده براي سلامت فيزيكي و فكري و بهزيستي اجتماعي خانواده و فرد تعريف كرد. »در اين تعريف ، توجه به پيامدهاي مسكن براي ساكنان، جدا از مختصات صرفا فيزيكي، مهم بنظر مي رسد. همچنين مي‌توان دريافت كه به جاي كنكاش در خصوصيات صرفا فيزيكي خانه و خصوصيت استفاده كننده، واكنش متقابل بين استفاده كننده و مسكن، نكته‌ مهمي در مشخص كردن شاخصهاي اجتماعي بمنظور سنجش پيامدهاي مسكن است. بر اثر تحليل پيامدهاي وضع مسكن براي استفاده كننده، شاخصهاي اجتماعي مسكني بدست مي‌آيد كه مي‌تواند آسايش فرد را تضمين كند. »
– اهداف كلي مسكن در كشورهاي جهان سوم:«در ميان كشورهاي شركت كننده در سمينار مسكن 1975 دانمارك، عمده‌ترين اهداف كلي مسكن به ترتيب زير بود:
1) اهداف كمي: ميزان ساخت واحدهاي مسكوني در طي يك بازه زماني
2) اهداف كيفي: اهداف كي مربوط به بهبود كيفيت مسكنهاي موجود
3) اصلاح و بهبود تأسيسات زير بنايي اجتماعي: يعني خدمات عمومي از قبيل مدارس، بيمارستانها و مراكز مهد كودك
4) هدفهاي فيزيكي زيربنايي: از قبيل منابع آب، فاضلاب و حمل و نقل (كه كمتر مورد توجه قرار گرفته بود.)
5) اصلاح محيط زيست: در موارد معدودي، به اصلاح محيط عمومي، يعني هدفي كلي كه عناصري از قبيل هواي پاك، فضاي باز، ميزان تحمل سر و صدا . . . را شامل مي‌شود، نيز اشاراتي شده بود.
– روابط متقابل اهداف كلي مسكن و ديگر هدفهاي اجتماعي:«بررسي هفت برنامه توسعه ملي و سي مورد تجارب كشوري ارائه شده در سمينار بين منطقه‌اي جنبه‌هاي اجتماعي مسكن (1975 – هلت دانمارك) كه از چهار منطقه عمده در حال توسعه جهان (آسيا، افريقا، خاورميانه و امريكاي لاتين) فراهم شده بود، نشان داد كه گر چه برنامه‌ها، مسائل مربوط به كمبودهاي مسكن و برخورد با آنرا در بر مي‌گيرند. ولي بسياري از آنها، اهميت طرحهاي مسكن را در رابطه با ديگر هدفهاي اجتماعي يا اقتصادي در نظر نمي‌گيرند. از آنجا كه فقط كشورهايي كه نسبت به رابطه متقابل هدفهاي كلي مسكن با ساير هدفهاي كلي اجتماعي، اقتصادي حساسيت دارند. در برنامه‌هاي توسعه خود براي مسكن حساب خاصي باز مي‌كنند، اين مسأله واجد اهميت است.
بعبارت صريحتر، چنين كشورهايي با توجه به هدفهاي كلي اجتماعي، هدفهاي كلي مسكن ( از قبيل كميت مسكن. كيفيت مسكن، زير بناي فني ، زير بناي اجتماعي و محيط عمومي) را با هدفهايي از قبيل بهداشت، اشتغال، آموزش و پرورش، تحكيم زنگي خانواده، همبستگي و مشاركت اجتماعي، برابري استاندارد زندگي، رفاه اجتماعي و خدمات عمومي، اتكاي به خود و همكاري مقابل، توسعه شهري، رشد جوانان و بويژه كسب برابري، توزيع مجدد درآمد، عدالت اجتماعي و كاهش عدم توازن بين مناطق شهري- روستايي مربوط مي سازند. برعكس، كشورهايي كه فاقد اين حساسيت بوده‌ اند، در برنامه هاي توسعه خود، براي طرحهاي مسكن. نقش ثانوي قايل شده‌اند.»
– سياست احداث مجتمعهاي مسكوني در برنامه‌هاي عمراني ايران:براي اولين بار در ايران، در برنامه چهارم عمراني كشور كه در سالهاي 52-1348 اجرا گرديد، در قسمت سياستها و خط مشي‌هاي اجرايي، يكي از اهداف، تشويق آپارتمان سازي و احداث مجتمعهاي مسكوني ذكر مي‌شود. همچنين، برنامه پنجم عمراني كه سالهاي 56-1352 اجرا شد، در تداوم برنامه چهارم و با تأكيد بر فعاليتهاي گسترده بخش خصوصي. صوت گرفت. يكي از اهداف كلي بخش مسكن، بر «بهبود كيفي واحدهاي مسكوني» تأكيد مي‌نمايد، ولي عليرغم تأكيد بر اين مطلب، اكنون كه نزديك به 30 سال از تاريخ اين طرح مي گذرد، هنوز شاهد مشكلات وسيعي در زمينه كيفيت واحدهاي مسكوني در سطح كشور هستيم.
– نتايج طرحهاي اجرا شده مسكن در ايران:در يك جمع بندي فشرده، آنچه در ارتباط با هدفهاي مسكن حداقل ، يادآوري آن ضروري بنظر مي‌رسد، اين است كه برنامه‌ريزيهاي مسكن، قبل و بعد از انقلاب، بروشني پوشش گروههاي اجتماعي، بويژه گروههاي كم درآمد را مد نظر ندارند.قبل از انقلاب عمدتا برنامه‌ها بر تشويق و تقويت بخش خصوصي تأكيد داشت، و در نتيجه نمي‌توانست گروههاي كم درآمد و كم بضاعت را در بر بگيرد. در دهه منتهي به انقلاب هم، همين بخش خصوصي مورد حمايت برنامه‌هاي دولت بتدريج تبديل به شهرك ساز و مجتمع ساز شد. برنامه‌هاي خانه هاي ارزان قيمت و كارگري نيز سهم قابل توجهي از برنامه ها را شامل نمي‌شود و عمدتا خانه‌سازي متوجه قشرهاي ميان درآمد و مرفه است. بطوريكه عمده ساخت و سازها، گروههاي نيمه مرفه و مرفه را در بر مي‌گرفت و لوكس‌سازي متداول و گر چه از نظر كمي اندك بود، نتيجه چنين خط مشي‌هايي بوده است. بعد از انقلاب نيز، برغم گرايش به خانه سازي براي گروههاي ميان درآمد و كم درآمد، واگذاري زمين، دست بخش خصوصي همچون گذشته باز ماند و هنوز هم سهم بخش خصوصي در توليد و عرضه مسكن، قابل توجه است.
بعبارت ديگر پتانسيلي كه مي‌توانست در صورت استفاده صحيح بعنوان راه حلي جهت حل مشكل مسكن قلمداد شود، اكنون خود تبديل به مشكلي روز افزون در روند توليد مسكن گشته است. چرا كه در بسياري از موارد، بخش خصوصي تنها به كميت و سود حاصل از ساخت واحدهاي مسكوني مي انديشد. تعداد اينگونه شركتها، پيوسته افزايش مي‌يابد و به همان ميزان از كيفيت مسكن كاسته مي‌شود. (البته نمي‌تون از زحمات معدود شركتهايي كه در روند ساخت مسكن، به كيفيت فضايي نيز توجه دارند، غافل بود.) بنابراين ديگر مفهوم كيفيت مسكن به لحاظ روحي- رواني و نيز تأثيرات محيطي مسكن بر رفتار نايده انگاشته مي‌شود و بهمين جهت روز به روز شاهد احداث مجتمعهاي مسكوني هستيم كه كمترين توجه را به اين مقوله داشته‌اند. گويي مفهوم مسكن در نظر آنان، تنها به همان «سرپناه» محدود مي شود و نه چيز ديگر. با ادامه روند كنوني ساخت مسكن بدون توجه به بعد كيفي آن، ايجاد مشكلات روحي – رواني در ساكنين و كاهش كيفيت كار و بهره‌وري در‌آينده‌اي نزديك، دور از انتظار نخواهد بود.
– مشكل مسكن:مشكل مسكن را بايد در ساختار اقتصادي و نابرابريهاي اجتماعي هر جامعه جستجو كرد. حل مسأله مسكن، بويژه در جوامع در حال رشد كه دچار نوسانهاي شديد اقتصادي و ناپايداري اجتماعي بيشتري هستند، با دشواريهاي بيشماري مواجه است، و تلاشهاي سه دهه اخير در اين زمينه، همگي با موفقيت همراه نبوده است.
در برنامه ريزي مسكن نيز مفاهيم جديد مانند همياري، خودياري، «فعاليتهاي جمعي و ارتقاء تدريجي كيفي سكونت» زمينه‌هاي بهبود وضعيت مسكن را از طريق طرح مسكن حداقل ، هموارتر ساخته است. اين مفاهيم در حال حاضر در بسياري از كشورها، اجزاء اصلي سياست تأمين مسكن حداقل را تشكيل مي‌دهند. ولي هنوز تا رسيدن به معيارهاي مطلوب، فاصله زيادي وجود دارد و عليرغم توجه به اين مسائل در سياستهاي كلي، در هنگام عمل و اجراي سياستها، بسياري از اين موارد به نفع امور ديگر كه عمدتا اقتصادي اند، ناديده گرفته ميشوند و از آنها صرف نظر مي‌گردد كه نتيجه آن مجموعه‌هاي مسكوني زيادي است كه در سطح شهر بصورت گسترده اجرا شده است.در شرايطي كه در سطح جهاني، ميليونها خانوار شهري در كشورهاي جان سوم، هنوز از نيازهاي اوليه سكونتي مانند آب سالم، سرويس بهداشتي، روشنايي و سيستم گردآوري زباله برخوردار نبوده و از حداقل استانداردهاي سكونتي محروم هستند و با درآمد كم، در بدترين شرايط زيست مي‌كنند. شايد صحبت از «كيفيت زندگي» و «تأكيد بر روحيه جمعي» چندان ضروري بنظر نرسد، اما مسأله‌اي است كه در تجربه هاي گذشته ساخت مسكن انبوه، بصورتي بسيار جدي و محسوس، اهميت خود را نشان داده است.– اشكالات مسكن مدرن:بهرحال، يكي از پيامدهاي صنعتي شدن. ايجاد مناطق مسكوني وسيع و نسبتا يكنواخت است كه ساكنان آنها كم و بيش از يك گروه سني هستند. در دورانهاي گذشته، يك طرح مسكن در هر مرحله، فقط بر چند صد خانواده اثر مي‌گذاشت. اما در حال حاضر، خطاهاي برنامه‌ريز و اجرايي بر هزاران خانواده در يك گروه اثر مي‌گذارد كه اين گروه غالبا به بزرگي شهرستاني كوچك است. مردم، عملا مشمول پيامدهاي توليد انبوه مسكن بر اساس برنامه‌ريزي دقيق فيزيكي شده‌اند.متداولترين انتقادات مربوط به مسكن مدرن را مي‌توان تحت دو عنوان خلاصه كرد:اولا: مناطق مسكوني ممكن است به اندازه‌اي بزرگ و يك شكل باشند كه ساكنين در تنظيم مناسبات شخصي دچار اشكال شده و قادر به بسط «احساس تعلق» در اين عرصه نباشند. ساختمان يك شكل ، گروههاي همگون مردم را مجتمع مي‌كند، زيرا همه چيز در يك زمان بانجام مي‌رسد و گروههاي سني و درآمدي مشخص همزمان با هم متحول مي‌شوند. منطقه مسكوني، ممكن است هم از نظر زيبايي و هم از نظر انساني، فاقد تنوع و چند گونگي باشد. «يك هنرمند سوئدي گفته است: زندگي در اين مستغلات مسكوني جديد. مانند زيستن در يك جدول و داشتن احساسي شبيه يك كسر اعشاري است.»ثانيا: واحدهاي مسكوني مدرن و محيطهاي شهري، ممكن است بيش از حد برنامه‌‌ريزي شده و طبق آخرين جزئيات از پيش تنظيم شده، ساخته شده باشند. قبل از اينكه ساكنان به منزل جديد وارد شوند، كاركرد مشخصي براي هر اتاق در نظر گرفته شده است كه ترتيبات و اولويتهاي فردي را دشوار يا غير ممكن مي‌سازد و فقدان انعطاف پذيري مانع بروز فرديت مي‌شود.– روحيه جمعي در افراد:«در اغلب كشورهاي در حال توسعه، طبقه‌بندي جماعتهاي مسكوني بر حسب منزلت اقتصادي ساكنان، با الگوي طبيعي رشد اجتماعي متناقض بنظر مي‌رسد و نوعي نظام مادي گرايانه ناسازگار را بر نظام اجتماعي منسجم موجود تحمل مي‌كند. الگوي طبيعي رشد اجتماع، در حال ايده‌آل بدين صورت است كه مناسبات بين مردم بر اساس هنجارهاي اجتماعي و سنتهاي حاكم شكل مي‌گيرد. افراد، وظايف و تكاليف خود را نه تنها در برابر خانواده. بلكه در قبال كل جامعه نيز درك مي‌كنند. فرد و جامعه، هر دو جامعه‌گرا هستند، بنابراين ديدار از يكديگر معمول و «همكاري متقابل» مورد احترام است و هنگام گرفتاري به يكديگر كمك مي‌كنند.»

دیدگاهها

هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.

اولین نفری باشید که دیدگاهی را ارسال می کنید برای “تأثير كيفيت محيط زندگي و محيط مسكوني”

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

− 1 = 1