جایگاه آتش در سبک خراسانی (شعر)

59,000تومان

توضیحات

دانلود و مشاهده قسمتی از متن کامل پایان نامه :

دانشگاه علامه طباطبائی

دانشکده ادبیات فارسی و زبان های خارجی

 

عنوان:

جایگاه آتش در سبک خراسانی (شعر)

 

 

دانشجو:

…….

 

استاد راهنما:

دکتر شیرزاد طایفی

 

استاد مشاور:

دکتر محمدحسن حایری

 

 

 

پایان­نامه برای دریافت درجه کارشناسی ارشد در رشتۀ زبان و ادبیات فارسی

بهمن 1389

فرم گردآوری اطلاعات پایان نامه ها

کتابخانه ی مرکزی دانشگاه علامه طباطبائی

 

عنوان: جایگاه آتش در سبک خراسانی (شعر)
…….
استاد راهنما: دکتر شیرزاد طایفی               استاد مشاور: دکتر محمدحسن حائری
کتابنامه:                                             واژه نامه:
نوع پایان نامه:          بنیادی ¢               توسعه ای £             کاربردی £
مقطع تحصیلی: کارشناسی ارشد              سال تحصیلی: 90-1389
محل تحصیل: تهران    نام دانشگاه: علامه طباطبایی   دانشکده: ادبیات فارسی و زبان های خارجی
تعداد صفحات: 160
کلید واژه ها به زبان فارسی: آتش، سبک خراسانی، اسطوره، شاهنامه فردوسی
کلید واژه ها به زبان انگلیسی:

Ferdosi shahnameh, Mythology, khorasani style, Fire

چکیده
الف. موضوع و طرح مسئله (اهمیت موضوع و هدف):

آتش به عنوان عنصری کارساز در طبیعت و هم چنین پدیده ای دارای زیرساخت های اسطوره ای و عقیدتی در شعر و ادبیات فارسی، حضوری خاص دارد. بر آنیم تا در این رساله به بررسی ابعاد گوناگون این عنصر در شعر سبک خراسانی پرداخته و از دیدگاه های اسطوره ای، کاربردی، طبیعی و ادبی به بررسی آتش بپردازیم.

ب. مبانی نظری شامل مرور مختصری از منابع، چارچوب نظری و پرسش ها و فرضیه ها:

در این تحقیق جلوه های حضور آتش در آثار منظوم سبک خراسانی همچون اشعار فردوسی، فخرالدین اسعد گرگانی، فرخی، عنصری، منوچهری، ناصرخسرو و مسعود سعد، مورد بررسی قرار گرفت و همچنین آثار شاخص زبان پهلوی و اوستا و کتب مرتبط با جایگاه آیینی و عقیدتی آتش در دوران های باستانی، در حد ارتباط با موضوع، مطالعه گشت.

پ. روش تحقیق شامل تعریف مفاهیم، روش تحقیق، جامعه­ی مورد تحقیق، نمونه­گیری و
روش­های نمونه­گیری، ابزار اندازه­گیری، نحوه ی اجرای آن، شیوه­ی گردآوری و تجزیه و تحلیل داده­ها:

در این رساله، ابتدا کلیاتی راجع به آتش و جایگاه طبیعی و آیینی این عنصر در ادیان و باورهای پیش از اسلام، ذکر گشت و سپس در قالب سه فصل، جنبه های اسطوره ای کاربردی و ادبی آتش در اشعار بررسی شد. در فصل دوم و سوم به روش ترتیب زمانی و در فصل پایانی (ادبی) جهت عدم تکرار از شیوه ی تلفیقی استفاده شد، در پایان نیز شاهد نتیجه گیری کلی و نهایی خواهیم بود. روش تحقیق صرفاً کتابخانه ای بود و با تهیه ی کتاب های مورد بررسی و فیش برداری از کلیه ابیاتی که در جهت پیشبرد این پایان نامه مؤثر بودند به پردازش آثار همت گماشته شد.

ت. یافته های تحقیق:

از یافته های پایان نامه می توان به موارد زیر اشاره کرد:

1- شاخص ترین اثر در زمینه ی آتش اسطوره ای و آیینی شاهنامه ی فردوسی است. کیفیت روحانی و معنوی آتش در دو سطح راستین و تصنعی، قابل بررسی می باشد.

2- آتش به عنوان پدیده ای طبیعی و یکی از مهم ترین عناصر اربعه، پیوند خود را با طبیعت از دست نداده و حضوری ملموس دارد و حاصل این امر تصویرهای سطحی و پیوسته با خصوصیات عینی آتش است.

3- به طور کلی می توان نتیجه گرفت؛ هنگامی که شعر با متن زندگی و نیازهای روزمره ی بشر، پیوند
می خورد، نقش عملی و حیاتی عنصری چون آتش برجسته می شود.

4- تصاویر شعری برگرفته از آتش، یا مبیّن یکی از خصوصیات طبیعی این عنصر در عالم ماده، چون سرکشی و تیزی و سوزندگی است و یا ژرف ساختی از آتش کاربردی و یا اسطوره ای دارد.

ث. نتیجه گیری و پیشنهادات:

این تحقیق کوششی بود در جهت نشان دادن ابعاد گوناگون حضور آتش به عنوان یکی از مظاهر ستایش شده ی طبیعت، که ادیان و اندیشه های بسیاری حول آن شکل گرفته است. آتش در متون منظوم سبک خراسانی، در سه قالب اسطوره ای، آیینی و کاربردی و ادبی انعکاس یافته است.

آتش در عالم طبیعت، چهره ای دوگانه دارد. ویرانگری آتش با نقش مثبت و سازنده اش در تضاد است. این دوگانگی، خاصیت و ظرفیت بی نظیری در ساخت ترکیبات ادبی و در توصیف حالات دارد. آتشی که با ورود عرفان در ادبیات فارسی راه می یابد بار معنایی سنگینی از آتش معنوی (نورالانوار) دارد در حالی که شعر سبک خراسانی به دلیل آفاقی بودن و پرداختن به مسایل سطحی و مادی، از این جنبه ی وجودی آتش، تهی می باشد.

صحت اطلاعات مندرج در این فرم براساس محتوای پایان نامه و ضوابط مندرج در فرم را گواهی می­نماییم.

نام استاد راهنما:

سمت علمی:

رئیس کتابخانه:                                                                                        نام دانشکده:

محل امضا

چکیده

تحقیق پیش­رو، با عنوان «جایگاه آتش در سبک خراسانی (شعر)»، به بررسی جنبه­های گوناگون آتش در آثار منظوم سبک خراسانی، پرداخته است.

آتش به­عنوان یکی از مهم­ترین عناصر اربعه، پدیده­ای طبیعی دارای دو وجه سازندگی و سوزندگی و همچنین عنصری مقدس و آیینی، ظرفیتی بالا در ساخت ترکیبات ادبی و کاربردی قابل توجه در اشعار فارسی دارد.

این تحقیق، جهت طبقه­بندی جنبه­های وجودی آتش و انعکاس آن در اشعار برجسته­ی سبک خراسانی به چهار فصل تقسیم شده است. فصل اول،شامل «کلیّات مطالب» و  پیشینه­ای از تحقیق است،که در آن اشاره­ای هم به مظاهر تقدس آتش در ادوار مختلف و ذکر پاره­ای از ویژگی­های تحقیق شده است.در فصل دوم با عنوان «آتش اسطوره­ای و آیینی»  بازتاب آتش مقدس در اشعار سبک خراسانی مورد بررسی قرار گرفته است. آتش در ادیان و آیین­های گوناگون با لایه­های تقدسی متفاوت، دارای جایگاهی خاص است و این موضوع در آثاری چون شاهنامه­ی فردوسی که ریشه در روایات باستانی و اسطوره­ای دارد، بسیار برجسته است. فصل سوم که فصل «آتش کاربردی» نامیده شده، به بحث درباره­ی کاربردهای عملی از آتش و انعکاس آنها در اشعار، اختصاص دارد. آتش در تمام شئونات زندگی، به ویژه در جوامع نخستین، نقشی غیرقابل انکار و بسیار حیات بخش، داشته است.

فصل چهارم با عنوان «آتش ادبی»، بهره­های ادبی از این پدیده­ی طبیعی و نحوه­ی برخوردهای
آرایه­ای هر شاعر را با توجه به زیرساخت فکری او، بررسی می­کند. در شعر سبک خراسانی به دلیل آفاقی بودن و پیوند با طبیعت و هم­چنین نزدیکی زمانی به فرهنگ و عقاید ایران باستان، اغلب بهره­های ادبی آتش، زیرساختی از آتش اسطوره­ای و کاربردی دارد و بدین­ترتیب با صنایع ادبی ساده و سطحی، روبه رو هستیم.  در بخش پایانی نیز به نتیجه­گیری کلی از تحقیق در قالب «فرجام سخن» به همراه نمودار و جدول، و مروری کوتاه بر فصول مختلف پایان­نامه پرداخته­ایم.

لازم به ذکر است که روش تحقیق در فصل دوم و سوم براساس افزونی بسامد است و در فصل چهارم، روشی تلفیقی است. جهت رسیدن به نیتجه­ای مطلوب، تمام ابیات مرتبط با آتش، بررسی شده و
نمونه­­­گیری آماری صورت نگرفته است.

 

فهرست مطالب

عنوان                                                                                                                                                  صفحه

فصل اول:کلیات

کلیات…….. 2

پی­نوشت فصل اول……… 13

فصل دوم: آتش اسطوره­ای و آیینی

درآمد…….. 20

آتش اسطوره­ای و آیینی و مظاهر تقدس آتش در شاهنامه فردوسی……… 20

آتش، نخستین مخلوق…… 22

اسطوره­ی کشف آتش در شاهنامه و آغاز تقدیس آتش……….. 23

جشن سده و رابطه­ی آن با پیدایی آتش…… 27

آتشکده، نخستین بار در شاهنامه ظاهر می­شود……… 30

رسیدن فریدون به پادشاهی، شعله­ور شدن آتش مقدس و جشن مهرگان………. 31

جشن مهرگان و انگیزه­های تاریخی، داستانی و اقلیمی آن………. 32

ظهور فرّ سیمرغ در گرو فرّ آتش………. 33

آتش، داور پاکی و راستی…….. 36

کی­خسرو، برپایی آذرگشب و حضور پر رنگ آتش مقدس……….. 36

ساخت آتشکده ها در زمان لهراسب……….. 47

گشتاسب، ظهور زرتشت و ورود آتش آیینی زرتشتیان……….. 47

حمله­ی ارجاسب تورانی به ایران، ویران شدن آتشکده­ها و کین­خواهی اسفندیار………. 50

نوادگان اسفندیار” همای، دارا و روشنک” و نشانه­های تقدس آتش……… 53

“ساسان، اردشیر و شاهپور” از نژاد اسفندیار، آغاز سلسه­ی ساسانی و اوج حضور آتش و آتشکده……… 54

“بهرام گور، قباد، انوشیروان و خسرو پرویز” تقدس آتش آتشکده­ها، دست آویزی برای سلطه…….. 57
زیرساخت اسطوره­ای واژه­ی آذر و مشتقات آن……… 62

جلوه­های آتش آیینی و مقدس در­ ویس و رامین…….. 64

خلقت جهان از حرارت و آتش….. 65

سوگند و قسم  به آتش……….. 66

خورش دادن به آتش……. 67

آتشکده­ها در ویس و رامین……….. 68

رفتن به آتشکده، بهانه­ای برای دیدار ویس و رامین…….. 70

آیین باستانی ور در شاهنامه­ی فردوسی و ویس و رامین فخرالدین اسعد گرگانی……….. 72

آزمایش ور در منظومه ویس و رامین……….. 77

سیاوش و آزمون آتش در شاهنامه فردوسی…….. 78

گذشتن سیاوش از آتش و ارتباط آن با چهارشنبه­سوری…….. 81

ردپای آتش مقدس و باستانی در شعر منوچهری، فرخی، عنصری، مسعود سعد وناصرخسرو 82

سده و مهرگان در شعر منوچهری…….. 83

سده و مهرگان در شعر فرخی……. 84

سده و مهرگان در شعر عنصری……….. 85

سده و مهرگان در شعر مسعود سعد….. 86

سده و مهرگان در شعر ناصرخسرو…… 86

فصل سوم: آتش کاربردی و حسی

درآمد…….. 88

آتش کاربردی و حسی در شاهنامه فردوسی…….. 88

بریان کردن خوراک……… 89

بهره از آتش در میدان جنگ……… 89

تدبیر کی­خسرو و زبانه­های آتش………. 90

آتش زدن دژ آدم­خواران به دست رستم….. 91

آتش در جنگ اسکندر و فور…….. 91

آتش، راهگشا و حلال مشکلات……….. 92

آتش در داستان بیژن و منیژه……… 92

آتش در سرزمین­های ناشناخته به یاری اسکندر می­شتابد…… 93

سد یأجوج و مأجوج…….. 94

آتش، فراخوان لشکر اسفندیار در جنگ با ارجاسب تورانی……… 94

آتشی که به سیاوش امان نمی­دهد……… 96

آتش دووجهی و بینابین در شاهنامه­ی فردوسی……….98

آتش پیرامونی و کاربرد عملی آتش در ویس و رامین……. 99

آتش به عنوان گشاینده طلسم…….. 99

آتش به عنوان روشنگر راه…… 100

انعکاس کاربرد­های عملی آتش در شعر، منوچهری، فرخی، عنصری، مسعود سعد                           و­ ناصرخسرو………. 101

فصل چهارم:آتش ادبی

درآمد…….. 104

برخورد آرايه­اي با آتش، جهت ملموس كردن موضوعي انتزاعي وانتقال مفاهيم دروني و پيچيده به خواننده       105

آتش فراتر از معناي لفظي، دركاربردي استعاري……… 107

اضافه­هاي تشبيهي و استعاري…….. 111

تشبيهات آتش، تصويري و مفّصل……… 118

كنايات آتش….. 120

تركيب­هاي كنايي در جهت تضاد و يا هم­سويي آتش با ساير عناصر اربعه………. 124

كاربرد آتش در جهت اغراق­هاي شاعرانه….. 125

آتش و روابط چندگانه……….. 127

آتش و سایر عناصر اربعه……… 127

آتش و سنگ….. 133

آتش و آهن……. 134

آتش و زر (ذهب)……….. 134

آتش و خليل….. 135

آتش و اژدها….. 135

آتش و ديو…….. 136

آتش و برهمن………. 136

آتش و صنوبر……….. 137

آتش و سرو ….. 137

آتش و پنبه…….. 137

آتش و سمندر………. 138

آتش و شراب……….. 138

آتش و اسكندر……… 139

بهره­هاي ادبي از آتش با ژرف­ساخت آتش آييني و مقدّس…….. 139

كاربرد آتش به واسطه­ي سرعت، تندي و چالاكي………. 139

آتش مقدس به عنوان مشبّه­به براي فروزندگي……… 141

بهره از عناصر مقدس در جهت مدح……. 142

آتش ادبي، سوزنده يا سازنده…….. 142

فرجام سخن ……….. 145

پیشنهادها برای رساله­های آتی……154

منابع و مآخذ……….. 155

 

 

 

 

 

فصل اول:

کلیات
کلیات

نگارنده در این تحقیق کوشیده است  به جنبه­های مختلف نگاه شاعران سبک خراسانی، از جمله فردوسی، فخرالدین اسعد، ناصرخسرو، مسعود سعد و… به پدیدۀ آتش بپردازد؛ اما، اصلی­ترین عامل انتخاب عنوان این رساله، به نام آتش در آثار منظوم سبک خراسانی، چند­بعدی بودن این عنصر در مقایسه با سایر عناصر اربعه است که در ادامه به طور مفصل توضیح داده خواهد شد.

بررسی همه جانبه­ی آتش در آثار منظوم سبک خراسانی به این صورت،  پیشینه­ای در بر نداشت، با وجود این، برای تکمیل دانسته­ها، به پایان نامۀ” چهار عنصر در سبک خراسانی “[دانشگاه علامه طباطبایی] مراجعه شد و به دلیل اینکه بیشتر از جنبه ی ادبی آتش سخن به میان آمده بود،
نمی توانست به عنوان متنی اساسی در این رساله مورد بررسی قرار گیرد. به پایان نامه های دیگری با موضوعات مشترک از جمله” باد در سبک خراسانی” [علامه طباطبایی]، “چهار عنصر در شعر فارسی تا حمله­ی مغول” [دانشگاه تهران]،” اسطوره و جلوه­های اساطیری در ژرف ساخت اساطیری داستان های سیاوش، فرود، کی­خسرو در شاهنامۀ فردوسی” [دانشگاه تهران] و” سوگند در ادب فارسی” [دانشگاه تهران] نیز مراجعه شد و مطالب دست اول و مفید آنها، تا حد ارتباط با شیوۀ کار اینجانب مورد استفاده قرار گرفت.

همچینین در این رابطه،پایان­نامه­ای به نام “آتش و جایگاه آن در ادبیات فارسی و آیین های ایرانی از عهد کهن تا امروز” [دانشگاه آزاد اسلامی، واحد تهران مرکز] وجود دارد که پس از بررسی آن، نگارنده به این نتیجه رسید که این کار، کلی و سطحی است. علاوه بر این، رساله­ای تحت عنوان “بررسی رمز آتش در شعر چند شاعر حماسه­سرا” در دانشگاه آزاد مشهد، تالیف شده است که در آن،شعر شاعران خاصی، تنها از دیدگاه اسطوره­ای مورد بررسی قرار گرفته است.

آتش از عناصری است که نزد ایرانیان باستان، بسیار مقدس و مورد ستایش بوده است. آتش در کتاب اوستا (1¥ رک. پی نوشت) به صورت آترش  یا آتر ، در فارسی باستان  یا  و در پهلوی آتور یا آتخش   و یا آتش   و در فارسی، آذر یا آثش آمده است. (عفیفی،1374 :404) کلمه­ی آذر در فارسی، هیئت دیگری از آتش است و یکی از قدیمی­ترین نام­های آن در زبان­های آریایی است. (یا حقی، 1369 :30).

آتش از اولین نمودهای حضور بشریت، یعنی زمانی که همۀ  انسان ها در قالب یک قوم
می­زیستند، به صورت رب­النوع آتش در ریگ وداها، کتاب مقدس هندوان، ظاهر می­شود. (معین،1384:ج 1. 273 ) پس از آن در آیین میترائیسم به عنوان نماینده­ی میترا یا مهر (خداوند انوار خورشید)، جایگاهی والا دارد. (رضی، 25:1385 ) و سپس در آیین مزدیسنایی در مقام پسر اهورا مزدا و نمادی از نور و خرد، در سطوح متفاوت و با جنبه­های گوناگون تقدیس می­شود. نمود این جایگاه تا ظهور اسلام در متون دینی پهلوی (2¥ رک. پی نوشت) کاملاً آشکار است. همچنین در آثار ناب پس از اسلام و بخش­های نمادین قرآن، با آتش به عنوان پدیده­ای قابل احترام و مظهر نور و روشنایی روبه­رو هستیم . نور خدا در کوه طور به صورت آتش به موسی(ع) تجلی می­کند (قرآن، اعراف: 143) و یهوه با زبانه­های آتش با موسی سخن می­گوید (قرآن، قصص:29ـ 30)، (قرآن، طه: 12) و همین آتش سوزان به روایت کلام الله به فرمان پروردگار بر ابراهیم)ع) گلستان
می­شود. (قرآن، انبیاء: 62) بدین­ترتیب این عنصر مقدس مسیر دور و درازی را پیموده و تقدس خود را در قالب آیین­ها و در میان اکثر جوامع (3¥ رک . پی نوشت) حفظ کرده است.

آتش در ادبیات فارسی نیز جلو­ه­های گوناگون دارد؛ گاه در یک سبک ادبی، شاهد تنزل این عنصر به عنوان وسیله­ای برای مدح ممدوح هستیم و گاه در آثار عرفانی، رمزی است برای والاترین مرتبه­ی عشق و نور و حیات.

از آتش اسطور­ه­های (4¥ رک. پی نوشت) اندکی به جا مانده است، از جمله داستان ستیز آذر و آژی­دهاک، برای دست یافتن به فرّایزدی در زامیاد­یشت اوستا. اژی سه پوزه تجسمی از ویران­گری و تهاجم برای خاموش کردن آتش است که سرانجام مغلوب می­شود. زندگی میان ایرانیان نبردی است از نیروهای خیر و شر و این اصل به عنوان هسته­ی اصلی اسطوره­های ایرانی در تمام اساطیر بنیانی وجود دارد. (هیلنز، 1381: 91-100)

خداوند در ابتدای جهان سه آتش مقدس، آذرگشسب، آذرفرنبغ و آذربرزین مهر را جهت پاسداری مردمان و پاسبانی زمین آفرید. در بسیاری از روایات پهلوی به این موضوع اشاره شده است.”در شهریاری تهمورث پیشدادی، آتش بلندسود و هر سه فرّه­ی آتش بزرگ، آفریدگان را در انجام گرفتن کارها یاری می­کردنند. آتشکده­ها را هرمزد درآغاز آفرینش برای پاسبانی جهان و جهانیان آفرید و به یاری آنها همه­ی کارها انجام می­گیرد.” (مزدا پور،1378: 250)

این باور وجود دارد که آدمیان از تخمه­ی آتش­اند، (فروردین یشت، بند 87)، همچنین بندهشن، آفرینش کیومرث، نخستین انسان را از آتش می­داند: “او کیومرث را با گاو از زمین آفرید. او از روشنی و سبزی آسمان، نطفه مردمان و گاوان را فراز آفرید، زیرا این دو نطفه آتش تخمه­اند نه آب تخم و…” (بهار39:1380 )

سپردن و نگهبانی آتش به دست اردیبهشت، بزرگ­ترین امشاسپند (5¥ رک: پی نوشت) نشانی از تبلور نقش آتش در دین است. (رجبی، 1380: ج 1. 290 )

آتش در میان عناصر اربعه جایگاهی برتر دارد، قدما آتش و باد را به دلیل نزدیکی با افلاک، مینوی دانسته و خاک و آب را این جهانی می­پنداشتند. همچنین آتش را جسمی یکسان بر بالای سایر عناصر و سبک­تر از همه­ی ارکان می­دانستند. (انصاری 18:1376) دیدگاه و تلقی هر یک از ادیان، آیین­ها و ملل را در باب تعیین عناصر اربعه باید مرهون نوع معیشت و نیاز جوامع دانست. چنان­که، در ایران باستان،مطابق سخن هرودت به آتش و آب و خاک، پیشکش و فدیه تقدیم
می­داشتند. (ورمازرن، 197:1389)

در روایات ایرانی از چهار عنصر آتش، باد، آب و خاک تحت عنوان امهات سفلی (مادران فروردین) و از هفت آسمان به عنوان آباء علوی (پدران برین) یاد شده است و اعتقاد بر این است که از آمیزش چهار عنصر با هفت آسمان، هستی ترکیب و آفرینش یافته است و در پی آن جماد، نبات و حیوان به وجود آمده­اند. (زمردی، 102:1385)

در میان چهار ارکان، خاک که مظهر تواضع و افتادگی است در پایین­ترین مرتبه و آتش که همیشه میل به بالا دارد در بالاترین مرتبه جای می­گیرد. آتش به سوی برترین­ها زبانه می­کشد و علاوه بر اینکه اصل نور است، می­تواند وسیله­ای برای هدایت آدمیان به اوج معنویت باشد.

آتش در عالم طبیعت، چهره­ای دوگانه دارد. ویرانگری آتش با نقش مثبت و سازنده­اش در تضاد است. آتش زایاست و مبنای حرکت و چهره­ی منفی آن  ناشی از استفاده­های نادرست آدمیان است. این دوگانگی آتش، خاصیت و ظرفیت بی نظیری در ساخت ترکیبات ادبی و در توصیف حالات دارد.

در یک طبقه­بندی کلی، متوجه خواهیم شد که آتش در متون منظوم سبک خراسانی، حضوری چند جانبه دارد و می­توان برای آن سه بعد اسطوره­ای و آیینی، کاربردی و ادبی قایل شد. این سه جنبه از حضور آتش در واقع ابعاد وجودی این عنصر هستند که در عین تضاد، به یکدیگر وابسته­اند. آتش اسطوره­ای و آیینی به جنبه­ی مقدس آتش، باز می­گردد که آن را در چند سطح بررسی خواهیم کرد. آتش کاربردی شامل استفاده­های روزمره و عملی از آتش و انعکاس آنها در روایات است. آتش ادبی در واقع، بازتابی از آتش اسطوره­ای و کاربردی، با چاشنی تخیل در قالب صنایع ادبی و افکار خاص شاعر می­باشد. با توجه به اینکه عنصر آتش، عنصری چند وجهی است، بدون اشراف به
جنبه­های تقدیسی و کاربردی آن، تحلیل حضور آتش ادبی، غیرممکن است. تقدس آتش در سه سطح، قابل بررسی است.

1) تقدس راستین و معنوی: آنچه ما را به اصل تقدس آتش می­رساند و از تفسیرهای سطحی و ظاهری دور می­کند،”گاهان” سروده های زرتشت و کهن­ترین بخش اوستا است. در این بخش، از آتش، بسیار کم سخن رفته است، در حالی که همین حضور محدود در بردارنده­ی والاترین معانی آتش و جان­مایه­ی تقدس این عنصر است. در آنجا مناجات زرشت برای نور خالص و محض است و آتش کنایتی از این نور بیکران و نورالانور است. پس این آتش، آتش مادی و ظاهری نیست و با آنچه صدها سال بعد در مجمرهای پر زّر و نگار در گوشۀ آتشکده­ها حبس شد، فرسنگ­ها فاصله دارد. دانش الهی به واسطه­ی نور بر زرتشت تجلی پیدا می­کند، این آتش مقدس، حرارت دانش و خرد می­باشد و در واقع همان فرّایزدی است که پس از زرتشت و بویژه در دوران ساسانیان از اوج به زیر آمده و به آتش مادی و پرستش ظاهری آن خلاصه می­شود. این آتش همان نیروی زیست و تحرک و پویاییست که در وجود هر آفریده­ای فروزان است. (به نقل از رضی، 36:1380)

آتش در نهاد کلیه­ی موجودات و موالید طبیعت به ودیعت نهاده شده و گوهر زندگانی بشر و همه­ی جانوران و نیز حرارت درونی و غریزی موجودات به شمار می­رود و منبع اصلی وجود و فعالیت آدمی از آتش است. آتش معنوی در نباتات و جمادات نیز ساری و جاری است. (یاحقی،         32:1369  )

برای نمونه هرمزد، آتش را یاری­گر گیاهان قرار داده­ و آب و آتش را برای یاری گیاهان آفریده است. بندهشن وظیفۀ آتش را دوران اهریمنی، پرستاری کردن مردم، خورش ساختن و از میان بردن درد می­داند؛ بذر همه­ی جانداران از آتش گرفته شده و آتش در رگ و ریشه­ی زمین، فروزان است. (نقل از بهار، 95:1380 ) همچنین آتش را پسر اهورامزدا دانسته­اند که این تعبیر می­تواند بر خاسته از بزرگی آتش باشد. آتش به علت زایندگی نور و جدال با تاریکی، جنبۀ مقدس می­یابد. در آتشکده­ها، تأکید بسیاری بر روشنایی مستمر مشعل­های آتش بوده است، در حالی که این اندیشه، فراتر از سطح ظاهری برداشت­های عوامانه است، زیرا آن آتشی که همواره باید روشن باشد، آتش زندگی است و منظور زرتشت از آتش زندگی، نیروی زیست بوده نه یک ماده­ی خارجی. (رضی، 36:1380)

در اوستا، بخش یسنا، هات 62 به ایزد آذر اختصاص دارد و همچنین در یسنای17 بند11 از پنج قسم آتش، بدین قرار سخن رفته است.

1ـ آتش “برزی سونگهه”  Berezisavangha که به معنی آتش بسیار سودمند است و در تفسیر پهلوی به صورت بلند سود آمده و به گفتۀ بندهشن، این آتش سرچشمه­اش در آسمان و برابر اهورامزدا است و آتش آتشکده­ها از پرتو آن است.

2ـ آتش “وهوفریا نه” vahufry ana   که به معنی دوستدار نیکی است و در تفسیر پهلوی، آتش غریزی و یا آتشی که در تن مردمان و چهارپایان است، توصیف شده است.

3ـ آتش “اوروازیشته” urvazista  که به معنی شادمانه بخشنده­تر و در تفسیرهای ­پهلوی، آتشی  است که در نباتات و گیاهان است.

4ـ آتش”وازیشه”  vazista  که به معنی سودمندتر،پیش برنده­تر و در تفسیرهای پهلوی، آتش برق و یا آتشی که در ابرهاست توصیف شده و در وندیداد فرگرد19، وازیشه آتشی است که دیو سپنجغر را به هلاکت می­رساند.

5ـ آتش “سپنشته”  Spenista که به معنی مقدس­تر و آن آتشی است که در بهشت برین در برابر اهورامزدا است، و به گفته­ی بندهشن، آتشی است که در روی زمین کار برند و از آن است آتش بهرام. (عفیفی، 1374 :404  ) بنابر اوستا، والاترین آتش­ها،آن است که بدون دود می­سوزد و خوشبو و معطر است و آن آتشی که در درون آدمی می­سوزد و زندگی را تعالی می­بخشد، همان آتشی که زرتشت می­گوید در طالع من روشن شد و به درونم رسوخ کرد، همان آتشی که نیروی تحرک هستی و نمو است. (رضی، 36:1380)

آتش، نور است و مظهر روشنایی و نیکی، روشن کردن آتش در جشن­ها، ریشه در همین موضوع دارد، جشن­هایی چون، جشن یلدا، جشن مهرگان، سده، آذرگان و… (6¥ رک. پی نوشت)

2) تقدس ظاهری و مادی: در این بخش با جلوه­های ظاهری و مادی آتش مقدس مواجهیم. برای مثال، موبدان و معتقدان به دین زرتشت به جای درونی ساختن آتش مقدس که همان آتش زندگی است،اغلب به برخوردهای سطحی با آتش مادی،اکتفا کرده­اند؛ از جمله، ساخت آتشکده­های مجلل، خورش دادن به آتش، نثار و فدیه به آتش و همچنین پنام بستن بر دهان در مقابل آتش، جهت عدم برخورد نفس آلوده با آتش پاک، گاهی نیز موبدان به جهت افراط در ستایش آتش، اجازه­ی ساختن حمام نمی­دادند و آن کار را خلاف شرع می­دانستند، چنانچه بلاش ساسانی را که اجازه داده بود در ایران گرمابه­هایی بسازند به همین بهانه تکفیر کرده و از سلطنت خلع نمودنند و چون به طور مبالغه­آمیز به آتش احترام می­گذاشتند، اشتغال به صنایعی مانند آهنگری که با آن ماده­ی حرارت بخش ارتباط داشت، مکروه می­شمردند و از این جهت است که در کتاب­های قدیم می­خوانیم که بهترین شمشیرها، تیغ یمانی و هندی و رومی بود. (مشکور، 1391:1367) امّا شدت بخشیدن و افرط در مقدس دانستن آتش با گذشت زمان به جایی پیش رفت که لطمه­ای سنگین بر زندگی مردم وارد  کرد. همان آهنگری­ای که در عصر هوشنگ، مایه­ی پیشرفت زندگی بشر گشت در قرون بعد به دلیل تقدس کورکورانه­ی آتش،شغلی مکروه و در رده­ی پست ترین مشاغل تلقی شد.

مهم­ترین آتش مورد تقدیس در آیین مزدیسنایی و نخستین آتش مورد ستایش در اوستا، (یسنای17 بند7) “آتش بهرام” یا “برزسونگه” و یا” بلندسود” است. البته این نوع آتش را می­توان از نمودهای تقدس پیکره­ی آتش به شمار آورد. تهیه­ی آتش بهرام با کوشش فراوانی صورت
می­گرفته و آن را از شانزده نوع آتش، تهیه می­کردنند و این مراسم گاه تا یک سال به طول
می انجامید، سپس آن را طی تشریفات خاصی به آتشکده برده و بر تخت می­نشاندند.

“آتش آدران”، آتش معابد کوچک است که همیشه شعله­ور نیست و از چهار آتش، تهیه می­شود که نمادی از چهار طبقه­ی اجتماعی است. «آتش دادگاه» از یک نوع آتش پدید می­آید و پس از تقدیس در محل خاصی قرار می­گیرد. زرتشتیان متمکن، این آتش را در خانه­ی خود نگه­داری
می­کنند. (عفیفی، 1374 : 408-409)

یکی از نشانه­های تنزل آتش معنوی به آتش ظاهری و محدود شدن مفهوم آتش از نور و دانش به افراط در پاسداری آتش مادی، در کتاب وندیداد (بخش متاخر اوستا) نمود می­یابد که در آن حول آتش و اسباب و ادوات آتشکده­ها، بسیار سخن رفته و استفاده از آتش مکروه و گاه حرام شمرده شده است. (دوستخواه، 763:1375)

3)تقدّس کاربردی: سومین جنبه­ی تقدس آتش که بدون کم و کاست در میان تمام طبقات اجتماعی خودنمایی می­کند،تقدس کاربردی است. طبقات اجتماعی مردم با آتش به عنوان ابزاری برای تسهیل زندگی، سروکار دارند. ایجاد گرما، محافظت در مقابل حیوانات وحشی، مهم­ ترین لازمه­ی پخت و پز و روشی برای انتقال مفاهیمی،همچون آمادگی برای حمله و دعوت به مهمانی و… آتش را در ذهن و اندیشه­ی مردم، امری مقدس و قابل احترام نشان می­داد. اما به مرور و باگذشت زمان، تقدس نوع دوم یعنی ظاهری و مادی، دو گونۀ تقدس دیگر را تحت­الشعاع خود قرار می­دهد، به نحوی که استفاده از آتش را برای اموری چون آهنگری و تسهیل زندگی، مکروه اعلام می­کند.

با این توضیحات، لازم است نگاهی گذرا به دیدگاه شاعران برجسته­ی سبک خراسانی بیفکنیم. لازم به ذکر است عنوان واژه­ی برجسته، بنابر صاحب مکتب بودن هر کدام از این شاعران از جنبه­ی خاص و نشان دادن نقش متفاوت آتش در آن سبک­هاست.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

منابع و مآخذ

کتاب­ها

  • اباذری، یوسف، فرهادپور، مراد و ولی، وهاب. ادیان جهان باستان. ج 1، تهران: مؤسسه ی مطالعات و تحقیقات علمی و فرهنگی، 1374.
  • انوری، حسن. فرهنگ کنایات سخن،2ج. تهران: سخن، چ2،1383.
  • اوستا، مهرداد. مهر و آتش (رویارویی آیین میترا و مزدیسنا در شاهنامه). به کوشش: بهروز ایمانی. تهران : سوره، چ1، 1381.
  • الیاده، میرچا. چشم اندازهای اسطوره. ترجمه: جلال، ستاری. تهران:توس، چ1، 1362.
  • الیاده، میرچا. رساله در تاریخ ادیان. ترجمه: جلال، ستاری. تهران: سروش، چ1، 1372.
  • اسلامی ندوشن، محمدعلی. از رودکی تا بهار (پاره ی نخست).تهران: نغمه زندگی، چ1، 1383.
  • بهار، مهرداد. ادیان آسیایی.تهران: چشمه، چ2،
  • بهار، مهرداد. پژوهشی در اساطیر ایران. تهران: توس، چ1، 1362.
  • بهار، مهرداد. فرنبغ دادگی، بندهشن.تهران: توس، 1380.
  • – پرون، استیوار. شناخت اساطیر روم. ترجمه: باجلان فرخی. تهران: اساطیر، چ1، 1381.
  • – پورداوود، ابراهیم. سروده­های زرتشت (گاتاها). ترجمه: بزرگمهرکیانی. تهران: نیل، چ1، 1384.
  • – پیرپایار، ژان. رمز­پردازی آتش. ترجمه: جلال ستاری. تهران: مرکز، چ1 ،1376.
  • – پیرنیا،حسن. عصر اساطیری ایران، خطوط برجسته­ی داستان­های قدیم ایران. تهران: هیرمند، چ1، 1377.
  • – پینست، جان. شناخت اساطیر یونان، ترجمه: باجلان فرخی. تهران:اساطیر، چ1، 1380.
  • – تفضّلی، احمد. تاریخ ادبیات ایران پیش از اسلام. به کوشش: ژاله آموزگار. تهران: سخن، چ1، 1376.
  • – جلالی نایینی، سیدمحمدرضا. گزیده­ی سرودهای ریگ ودا. تهران: علمی و فرهنگی، چ3، 1372.
  • – دبوکور، مونیک. رمزهای زنده جان. ترجمه: جلال ستاری. نشر مرکز، چ1، 1373.
  • – دبیرسیاقی، محمد. کشف الابیات شاهنامه­ی فردوسی.تهران: مدبّر، چ1، 1378.
  • – دقیقی طوسی، ابومنصور محمدبن احمد. دیوان اشعار.تصحیح: محمد­جواد شریعت.تهران: اساطیر، چ2، 1373.
  • – دوستخواه، جلیل. اوستا (کهن­ترین متن­ها و سروده­های دینی). تهران: مروارید، چ3، 1375.
  • – دوش، گیمن. دین ایران باستان. ترجمه: رویا  منجم. تهران: علم، چ 1385.
  • – راشد محصل، محمد تقی. وزیدگیهای زادسپرم. تهران: پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی، چ2، 1385.
  • – رجبی، پرویز. هزاره­های گمشده. ج1.تهران: توس، چ1، 1381.
  • – رستگار فسایی، منصور. اژدها در اساطیر، تهران: توس، چ1، 1379.
  • – رضایی، مهدی. آفرینش و مرگ در اساطیر.تهران: اساطیر، چ1، 1383.
  • – رضی، هاشم. جشن­های آتش. تهران: بهجت، چ4، 1385.
  • – رضی، هاشم. حکمت خسروانی،حکمت اشراق و عرفان از زرتشت تا سهروردی.تهران: بهجت، چ2، 1380.
  • – رضی، هاشم. فرهنگ نام­های اوستا.تهران: فروهر، چ1، 1343.
  • – زمرّدی، حمیرا. نقد تطبیقی ادیان و اساطیر در شاهنامه­ی فردوسی، خمسه­ی نظامی و منطق­الطیر عطار.تهران: زوّار، چ2، 1385.
  • – زمرّدی، حمیرا. نمادها و رمزهای گیاهی در شعر فارسی. تهران: زوّار، چ1، 1387.
  • – ستاری، جلال. جهان اسطوره شناسی (10). تهران: مرکز، چ2، 1385.
  • – سلمان، مسعود سعد. دیوان اشعار. مصصح: مهدی نوریان. اصفهان: کمال، چ1، 1364.
  • – شفیعی کدکنی، محمدرضا. صور خیال در شعر فارسی. تهران:آگه، چ8 ، 1380.
  • – شمیسا، سیروس. سبک شناسی شعر. تهران: فردوس، چ9، 1382.
  • – شمیسا، سیروش. فرهنگ اشارات ادبیات فارسی. تهران: فردوس، چ1، 1377.
  • – صفا، ذبیح ا… . تاریخ ادبیات ایران، 2ج. تهران: ققنوس، چ22، 1383.
  • – صفاری، نسترن. موجودات اهریمنی در شاهنامه­ی فردوسی.تهران: جام­گل، چ1، 1383.
  • – عفیفی، رحیم. اساطیر و فرهنگ ایرانی. تهران: طوس، چ1، 1374.
  • – عنصری بلخی، حسن­ابن­احمد. دیوان اشعار. مصحح: محمد دبیر­سیاقی. تهران: کتابخانه سنایی، چ1، 1342.
  • – فاطمی، سعید، اساطیر یونان و روم، افسانه­ی خدایان. ج 1. تهران: دانشگاه تهران، چ1، 1347.
  • – فرخی سیستانی، علی­بن­جولوع. دیوان اشعار حکیم فرخی سیستانی. مصحح: محمد دبیرسیاقی. تهران: تهران، چ3، 1363.
  • – فردوسی، ابوالقاسم. شاهنامه. تصحیح: سعید حمیدیان،. براساس چاپ مسکو. تهران: دفتر نشر داد، چ1، 1374.
  • – فروزانفر، بدیع­الزمان. سخن ­وسخنوران. تهران: خوارزمی، چ2، 1357.
  • – قبادیانی، ناصرخسرو. کلیات دیوان ناصرخسرو. مصحح: مهدی محقق. تهران: دانشگاه تهران، چ6،
  • – گرگانی، فخرالدین اسعد. ویس و رامین. مصحح: محمد روشن. تهران: صدای معاصر، چ2، 1381.
  • – محجوب، محمدجعفر. سبک خراسانی در شعر فارسی.تهران: فردوس و جامی، چ1، 1350.
  • – مختاری، محمد. اسطوره­ی زال (تبلور تضاد و وحدت در حماسه ی ملی). تهران: طوس، چ1، 1379.
  • – مزداپور، کتایون. نوشته­های پهلوی، داستان گرشاسب، تهمورث و جمشید گلشاه و
    متن­های دیگر. تهران: آگه، چ1، 1387.
  • – مسکوب، شاهرخ. سوگ سیاوش در مرگ و رستاخیر. تهران: خوارزمی، چ1، 1351.
  • – مسکوب، شاهرخ. مقدمه­ای بر رستم و اسفندیار. تهران: امیرکبیر، چ7، 1377.
  • – مشکور، محمدجواد. تاریخ سیاسی ساسانیان.تهران: دنیای کتاب، چ1، 1367.
  • – مشکور، محمد­جواد. کارنامه­ی اردشیر بابکان. تهران: دنیای کتاب، چ1، 1369.
  • – معین، محمد. مزدیسنا و ادب پارسی. 2ج. به کوشش: مهدخت معین. تهران: دانشگاه تهران، چ4، 1384.
  • – منوچهری دامغانی، احمدابن­قوص. دیوان اشعار. تصحیح: محمد دبیرسیاقی. تهران: کتابفروشی زوّار، چ2، 1338.
  • – ورمازون، مارتن. آیین میترا. ترجمه: نادر بزرگ­زاده. تهران: چشمه، چ1، 1372.
  • – هوکینز، بردلی. آیین بودا. ترجمه: محمدرضا بدیعی. تهران: امیرکبیر، چ1، 1384.
  • – هیلنز، جان راسل. شناخت اساطیر ایران. ترجمه: باجلان فرخی. تهران: اساطیر، 1383.
  • – یاحقی، جعفر. فرهنگ اساطیر و اشاره­های داستانی ادبیات فارسی.تهران : سروش، چ1، 1369.

مقالات:

  • اسدی، مجید. انسان و آتش در اساطیر. نشریه: شرق. اردیبهشت 1383. صص 1-7.
  • بویس، مری. درباره ی میتر (میثرا) سرور آتش. ترجمه: علی اصغر میرزایی. مجله: فصلنامه هستی. تابستان 1382. صص 82-97.
  • رضی، هاشم. حکمت خسروانی. مجله: چیستا. شماره 88. اردیبهشت 1371. صص 983-992.
  • رضایی، مهدی. آیین های تدفین اقوام باستان. مجله: کتاب ماه هنر. شماره 55-56. فروردین و اردیبهشت 1382. صص 120-134.
  • شیری، افسانه. خدای آتش در اساطیر ایران و یونان باستان. مجله: کتاب ماه و هنر. شماره 118. تیرماه 1387. صص 106-115.
  • مهدوی، ملیحه. اساطیر پایان جهان. مجله: کتاب ماه هنر. شماره 40. بهمن 1379.
    صص 132- 145.
  • مهدی زاده، علی. مرگ و مراسم تدفین در دین مزدایی. مجله: دانشکده ادبیات و علوم انسانی دانشگاه تهران. شماره 153-154. بهار و تابستان 1379. صص 353-370.
  • واحددوست، مهوش. نمایندگی آتش و بازتاب آن در متون اساطیری و حماسی ایران. مجله: علوم اجتماعی و انسانی دانشگاه شیراز. شماره ی 42. بهار 1384. صص 175-186.
  • وانر، رکس. مفهوم اسطوره. ترجمه: اسماعیلی، ابوالقاسم. مجله: کتاب ماه هنر، آذر و دی 1379. صص 10-25.

پایان نامه­ها

  • انصاری، عبدالله.باد یکی از عناصر اربعه در سبک خراسانی. پایان نامه کارشناسی ارشد. دانشگاه علامه طباطبایی. پاییز 1376.
  • حسینی، زهرا. اسطوره و جلوه­های اساطیری در ژرف­ ساخت اساطیری داستان­­های سیاوش، فرود و کیخسرو در شاهنامه­ی فردوسی. پایان نامه­ی کارشناسی ارشد. دانشگاه تهران. تابستان 1384.
  • علی­نظری، حامد. چهار عنصر در سبک خراسانی. پایان نامه کارشناسی ارشد. دانشگاه علامه­طباطبایی. زمستان1385.
  • کهدویی، محمد­کاظم. چهار عنصر در شعر فارسی تا حمله­ی مغول. پایان نامه­ی دکترا. دانشگاه تهران.76-1375.
  • کیانی، حسین. سوگند در ادب فارسی. پایان نامه دکترا. دانشگاه تهران. 1366.

سایت­های اینترنتی

1- www.noormagz.ir

2- www.majiran.com

3- www.sid.ir

 

دیدگاهها

هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.

اولین نفری باشید که دیدگاهی را ارسال می کنید برای “جایگاه آتش در سبک خراسانی (شعر)”

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

11 − = 2

شناسه محصول: c2326 دسته: برچسب: , ,