حسن و قبح ذاتی و نسبت آن با وظیفه ­گرایی و غایت­گرایی اخلاقی

19,900تومان

توضیحات

دانلود و مشاهده قسمتی از متن کامل پایان نامه :

دانشگاه قم

دانشکده الهیات و معارف اسلامی

پایان­نامه کارشناسی ارشد رشته فلسفه اخلاق

 

عنوان پایان­نامه:

حسن و قبح ذاتی و نسبت آن با وظیفه­گرایی و غایت­گرایی اخلاقی

 

چکیده

علمای شیعه از همان ابتدای مباحثِ کلامی اشاعره و معتزله، ذاتی/عقلی بودن حسن و قبح را اختیار کردند و نظریه علمای معتزله را برگزیدند. قائل شدن متکلمین معتزلی به حسن و قبح ذاتی/عقلی و قرار گرفتن اشاعره در مقابل آنها با اختیار کردن نظریه الهی/شرعی بودن حسن و قبح (نظریه ای که امروزه در علم اخلاق به نظریه امر الهی معروف شده است) صفحه ای جدید را در تاریخ تفکر اسلامی باز کرد که همچنان ساری و جاری است. هرچند قائل شدن به ذاتی/عقلی یا الهی/شرعی بودن حسن و قبح، اساسا ریشه در یک دغدغه کلامی داشته، در ساحت اخلاق اگر چه جای کار بسیار دارد، اما هیچ گاه مجال نیافت تا در بنیان اخلاق مورد بحث و بررسی واقع شود. از طرف دیگر، در فلسفه اخلاق در غرب دو رویکرد مهم اخلاقی مطرح است: یکی غایت گروی اخلاقی است که احکام اخلاقی را وابسته به غایت و هدف فعل اخلاقی می­داند و دیگری وظیفه گروی اخلاقی است که احکام اخلاقی را تابع غایات و پیامدهای افعال اخلاقی نمی­داند. مسئله­ای که در این پایان نامه مورد بحث واقع می­شود، این است که حسن و قبح ذاتی/عقلی با کدام یک از این دو نظریه­ی مطرح شده در فلسفه­ی اخلاق سازگاری دارد. به عبارت دیگر سوال این است که از آنجایی که حسن و قبح ذاتی/عقلی نظریه­ی مختار علمای شیعه بوده است و به مرور زمان پشتوانه بسیاری از اعتقادات شیعه شده است، با کدام نظریه­ی اخلاقی غایت گرایانه و یا وظیفه گرایانه سازگار است.

کلمات کلیدی: خوبی و بدی- ذاتی/عقلی- الهی/شرعی – وظیفه­گرایی – غایت­گرایی

 

 

 

 

فهرست

مقدمه…….

فصل اول : مفهوم شناسی حسن وقبح……

بخش اول: معنای حسن و قبح……….

ناشناخت­گرایی….

شهود گرایی……..

تعریف گرایی……

بخش دوم: واقعیت اخلاقی……

سطوح واقع گرایی…..

بخش سوم: حسن و قبح ذاتی………

معانی حسن وقبح از دیدگاه اشاعره و عدلیه…..

معانی ذاتی و عقلی………..

فصل دوم: نظریات وظیفه­گرا…….

بخش اول: نظریه اخلاقی کانت……….

امور پیشینی در عقل عملی……….

اراده­ی خیر به عنوان خیرمطلق………..

اراده و وظیفه………..

امر مطلق ….

غایت در اخلاق کانت……..

ارزیابی نظریه­ی اخلاقی کانت….

بخش دوم: شهودگرائی….

عینی بودن اخلاق ……

وظیفه در اخلاق شهودگرا………..

شهودگرایی دیوید راس……

مبانی شهودگرایی راس …..

ارزیابی نهایی شهودگرایی………..

بخش سوم: نظریه امر الهی……

ادله اشاعره….

ارزیابی حسن و قبح شرعی………

فصل سوم: نظریه­های غایت گرا………..

بخش اول: خودگرائی………

خودگروی روان­شناختی ….

بخش دوم: سودگرائی ……….

سودگرایی جرمی بنتام………..

سودگرایی جی.ای. میل ……..

تعریف خوبی از نظر میل…….

ارزیابی سودگرائی……….

غایت­گروی و حسن و قبح ذاتی ……….

بخش سوم: غایت­گرایان مسلمان ………

تعریف مفاهیم اخلاقی ……..

معیار فعل اخلاقی …….

حسن و قبح ذاتی …….

غایت اخلاق ……..

نقش نیت و حسن فاعلی …..

حسن و قبح عقلی ……..

ارزیابی غایت­گرایی اخلاقی آیت الله مصباح …….

نتیجه­گیری ….

اخلاق اسلامی؛ وظیفه­گرا یا غایت­گرا؟ ……..

منابع ….

 

 

مقدمه

  • موضوع تحقیق:

بررسی حسن و قبح ذاتی به عنوان نظریه پذیرفته شده­ی علمای شیعه و ربط و نسبط آن با نظریات وظیفه گرا و غایات گرا موضوع اصلی پژوهش پیش رو است. در واقع در این پایان نامه این مسئله مورد مداقه قرار خواهد گرفت که حسن و قبح ذاتی با کدام یک از دو نظریه­ی غایت گرایی و یا وظیفه گرایی ارتباط بیشتری دارا است.

  • اهمیت موضوع:

حسن و قبح ذاتی و عقلی از درون مجادلات و مباحثات طولانی و قدیمی بین دو گروه «معتزله» و «اشاعره» درآمده است. این نظریه یکی از قدیمی­ترین مباحث کلامی است، مسائل مربوط به بحث حسن وقبح به حوزه­های مختلف علوم اسلامی از فلسفه، کلام و تفسیر گرفته تا فقه و اصول کشیده می­شود. حسن و قبح ذاتی فقط مورد قبول معتزله نبود بلکه گروه­های مختلفی بودند که در این زمینه با معتزله هم­عقیده بودند، از جمله علمای امامیه نیز حسن و قبح را ذاتی و عقلی دانسته­اند و در مقابل اشاعره موضع­گیری کردند. گروه­های قائل به حسن و قبح ذاتی را «عدلیه» نامیده­اند. اگر بخواهیم به صورت خلاصه نظریه عدلیه را توضیح دهیم باید اینطور گفت که «حسن و قبح ذاتی» که مربوط به مرحله­ی ثبوتی نظریه است، به این معنی است که؛ خوبی و بدی کارهایِ اختیاریِ انسان و همچنین صفات و ملکات برآمده از آنها در ذات و نهاد آن کارها نهفته است. در «حسن وقبح عقلی» که مربوط به مرحله­ی اثباتی نظریه است، آنها معتقد به این هستند که عقل در مورد تحسین و تقبیح افعال اختیاری، انسان مستقل است و برای چنین کاری نیاز به شرع به عنوان عامل تعیین کننده ندارد. چنین مسئله­ای در تاریخ فلسفه نیز دارای سابقه طولانی است. چنان چه ارسطو نیز یگانه محک برای شناخت افعال انسان را داوری عقل و خرد می­داند، یا در جایی سقراط این مسئله را مطرح می­کند که آیا کار «خوب» چون «خوب» است خداوند به آن دستور می­دهد و یا چون خداوند به آن دستور می­دهد خوب است[1].

دغدغه­ی دانشمندان مسلمان در مسئله حسن و قبح اولاً مسائل کلامی بوده است. می­توان گفت دو اصل مهم در کلام عدلیه یعنی «توحید و مراتب آن» و «عدل خداوند» کاملا متأثر از این مباحث بوده است و تحت لوای آن رشد یافته­اند، به شکلی که قائلین به حسن و قبح ذاتی و عقلی را به خاطر نوع اعتقاد آنها به عدالت خداوند عدلیه نامیده­اند.

از طرفی موضع گیری درباره­ی مسئله­ی یاد شده دارای ابعاد فلسفی و کلامی است. لذا نمی­توان صرفا به ابعاد کلامی حسن و قبح ذاتی ملتزم بود و الزامات فلسفی و اخلاقی آن را فراموش کرد. بر همین اساس باید گفت نظریه حسن و قبح ذاتی وعقلی که پایه­ای اعتقادی در کلام شیعه دارد، می­بایست پایه­ای برای نظام اخلاقی اسلام نیز باشد. هر نظریه­ای که به نام نظریه اخلاقی در چارچوب اسلام معرفی می­شود و سعی در معرفی نظریه­اخلاق اسلامی دارد، بدون لحاظ حسن و قبح ذاتی و عقلی و الزامات برامده از آن، قطعا ناتمام است. چرا که به صراحت می­توان گفت چنین نظریه­ای در یک پارچگی نظام معرفتی اسلام خلل وارد می­کند.

یکی از مباحث مطرح شده در فلسفه­ی اخلاق، مسئله­ی وظیفه­گرائی یا غایت­گرائی در اخلاق است. شاید بتوان یکی از اولین و مهمترین رویارویی­های این دو نظریه در فلسفه اخلاق را در مجادلات بین شهود گرایانی مانند مور و سودگرایانی مانند جان استوارت میل یافت. کاری که ما در این پایان نامه در صدد انجام آن هستیم این است که اگر بخواهیم نظامی اخلاقی بر اساس آموزه­های دینی مطرح کنیم درباره­ی وظیفه و غایت نیز مجبور به اتخاذ موضع مناسب هستیم. بر این اساس سوال این است که با توجه به حسن و قبح ذاتی/عقلی، نظام اخلاقی اسلام با کدام یک از دو نظریه وظیفه­گرایی و غایت گرایی مطابقت بیشتری دارد.

  • پیشینه­ی تحقیق:

در رابطه با مسئله­ی «حسن و قبح» عمده کارهایی که در ایران انجام شده، بیشتر بُعد کلامی آن را مورد توجه قرار داده­اند. وجهه فلسفی و اخلاقی آن کمتر مورد پژوهش واقع شده است. کنکاش و بررسی در مقالات و پژوهشهای حوزه اخلاق در منابع فارسی نشان می­دهد، در ارتباط با نسبت مسئله حسن و قبح ذاتی و نظریات وظیفه گرا و غایت­گرا، به صورت مستقل پژوهشی انجام نشده است..

اما درباره سایر مسائل مرتبط با حسن و قبح در حوزه­ی اخلاق و همچنین درباره­ی مباحث وظیفه و غایت کارهای خوبی انجام شده است. در بین این پژوهشگران آیت الله مصباح یزدی درباره مسئله وظیفه و غایت نظریه­ای مبسوط دارد. وی نظریه­ی اخلاقی­اش را بر اساس غایت­گرایی در اخلاق بنا کرده و به شکل مبسوط و مستدل از نظریه غایت­گرایی در اخلاق و تطابق آن با آموزه­های اسلامی دفاع کرده­اند. همچنین ایشان قرائتی خاص از حسن و قبح ذاتی ارائه می­کنند که در جای خود به آن خواهیم پرداخت. ما ضمن بررسی حسن و قبح ذاتی و عقلی و بررسی نظریات وظیفه­گرا و غایت­گرا خصوصا نظریه­ی آیت الله مصباح به این بحث خواهیم پرداخت که نظریه مختار علمای شیعه درباره حسن و قبح با کدام یک از وظیفه­گرایی یا غایت­گرایی سازگار است

  • ضرورت تحقیق:

بحران اخلاق در عصر حاضر و در مدرنیته به عنوان گفتمان غالب این عصر از مهمترین دغدغه­های متفکران و اندیشمندان است. بر همین اساس اخلاق در دوران متاخر بسیار مورد توجه واقع شده است. جامعه ما نیز به عنوان جامعه­ای که اولاً در این سالها حرکت پرشتابی به سمت مدرنیته و توسعه­ی زیرساخت­های آن داشته، ثانیاً دارای ساختار­های قوی دینی و مذهبی در لایه­های مختلف اجتماعی است، نیازمند ارائه قرائتی مناسب از اخلاق است که هم بتواند با جهان جدید سازگار باشد و هم بتواند با حفظ چارچوب اسلامی، اعتقادات جامعه اسلامی را نیز تامین کند.

  • روش تحقیق:

این تحقیق در مرحله­ی دستیابی به داده­ها ماهیت کتابخانه­ای دارد و در مرحله استنتاج، از روش توصیفی، تحلیلی و مقایسه­ای استفاده می­کند.

  • سوالات تحقیق:

  1. حسن و قبح (خوبی و بدی) در بیان فلاسفه و متکلمین مسلمان و غیر مسلمان چه معانی داشته است؟
  2. آیا نظریات وظیفه­گرا می­توانند با حسن و قبح ذاتی مطلقاً سازگار باشند؟
  3. نظریات غایت گرا چطور، آیا آنها می­توانند ملزومات حسن و قبح ذاتی مورد ادعای علمای عدلیه را تامین کنند؟
  4. غایت گرایی مورد ادعای برخی از دانشمندان معاصر شیعه آیا با ذات گرایی علمای شیعه سازگاری دارد؟
  • فرضیه­های تحقیق:

 

  • ساختار تحقیق:

در فصل اول پژوهش معانی حسن و قبح (خوبی و بدی) ذاتی، عقلی، الهی و شرعی همچنین مسئله واقع­گرایی و نسبت آن با مسئله حاضر مورد بررسی قرار گرفته است. در فصل دوم نظریات مطرح وظیفه­گرا یعنی نظریه اخلاقی کانت، شهودگرائی (خصوصا شهودگرائی راس) ونظریه اخلاقی امر الهی مورد بررسی قرار ­گرفته و نسبت این نظریات با حسن و قبح ذاتی بیان می­شود. در فصل سوم نظریات غایت گرا از جمله خود گرایی و  سودگرایی بیان شده و نسبت آنها با حسن و قبح ذاتی سنجیده می­شود. در همین فصل نظریه اخلاقی آیت الله مصباح یزدی  نیز بیان می­شود. تلاش در این فصل بر این است که نشان داده­شود حسن و قبح ذاتی به هیچ عنوان با هر نظریه غایت­گرا سازگار نیست.

فصل اول:

مفهوم شناسی حسن وقبح

از دغدغه­های اصلی فیلسوفان اخلاق بررسی مفاهیمی است که محمول جملات اخلاقی واقع می­شوند. مفاهیمی مانند خوب و بد و همچنین باید و نباید. به این مباحث تحت عنوان «ارزشهای اخلاقی» و «الزامات اخلاقی» پرداخته شده است.

در این زمینه یکی از اولین موضوعاتی که پژوهشگران فلسفه اخلاق به آن پرداخته­اند معنای خوبی و بدی (حسن و قبح) است. همچنین معنای «الزام اخلاقی» یعنی همان باید و نباید نیز مورد بحث و بررسی فلاسفه اخلاق واقع شده است.

چه اموری را می­توان خوب  و چه اموری را می­توان بد دانست؟ ارتباط آن امور با الزام اخلاقی چگونه است؟ باید و نباید از چه سنخ معانی هستند، گزاره­های متصف به “خوب و بد”، “باید و نباید” اخلاقی چه تفاوتی با خوب و بد (حسن و قبح) و الزامات غیراخلاقی دارند؟ (گاهی گفته می­شود راستگویی خوب است، باید راست گفت. گاهی گفته می­شود اسب سواری خوب است، باید اسب سواری کرد. خوب در جمله اول دارای بار اخلاقی است ولی در جمله دوم اخلاقی نیست.) آیا مفاهیم اخلاقی، واقعی و عینی­اند یا ذهنی و اعتباری، شناختی هستند یا ناشناختی؟ این­ها سوالاتی هستند که در فلسفه­ی اخلاق مطرح می­شوند.

هرچند مباحث اخلاقی همیشه در بین جوامع بشری مطرح بوده و سوالات مربوط به فلسفه­ی اخلاق، اذهان فیلسوفان همه­ی ادوار را به خود معطوف کرده بود، به شکلی که بُعد اصلی نظریات برخی از فیلسوفان را نظریات اخلاقی آنها شامل می­شده؛ با این همه فلسفه­ی اخلاق با این عنوان رشته­ای جدید و نوپا در بین فلسفه­های مضاف می­باشد، که قدمت چندانی با این عنوان ندارد. با توجه به شیوع نظریات فلسفه­ی تحلیلی در پاره­ای از مقاطعِ سده­ی اخیر، و همچنین با توجه به اهمیت فلسفه­ی اخلاق خصوصا مباحث فرااخلاق، نزدفیلسوفان تحلیلی­؛ مسایل معنا شناسی در فلسفه­ی اخلاق اهمیتی بسیار یافته است. فیلسوفان تحلیلی معتقد بودند با تحلیل معنا شناختی مفاهیم فلسفی و اخلاقی، مسائل آنها نیز حل خواهد شد. به نظر ایشان اصولا با حل معنا شناختی مفاهیم اخلاقی، هیچ گونه مسئله حل نشده اخلاقی باقی نخواهد ماند. آنها ریشه­ی معضلات علمی، فلسفی و همچنین اخلاقی و دیگر معضلات را ناشی از ابهام در ناحیه­ی مفاهیم به کار رفته در علوم فلسفی و اخلاقی و … دانسته­اند. این نگاه جایگاه ویژه­ای به مباحث معنا شناسی در علوم مختلف، از جمله در فلسفه­ی اخلاق داده­است.

بخش اول: معنای حسن و قبح

با بررسی دقیق­ می­توان نظریات غالب فیلسوفان اخلاق در مورد تعریف خوب و بد را در سه نظریه­ی عمده دسته بندی کرد، این سه نظریه عبارتند از:

نظریات ناشناخت گرا

نظریات تعریف گرا

نظریات شهود گرا

ناشناخت گرایی، خوبی و بدی را بی معنا و غیرقابل تعریف می­داند و برای این مفاهیم هیچ گونه حیث شناختی و معرفتی قائل نشده است آنها را ناظر به واقع ندانسته است. نظریات تعریف گرا، خوبی و بدی را مفاهیمی تعریف پذیر و تحلیل پذیر دانسته­اند. این عده معتقدند که برای نیل به مفاهیم “خوب و بد” بدون ارجاع به مفاهیم اخلاقی، باید فقط به مفاهیم غیراخلاقی رجوع کرد.[2]

نظریات شهودگرا ضلع دیگر این سه ضلعی است که  شرح این نظریه در ادامه خواهد آمد. یکی از قائلین به این نظریه جورج ادوارد مور[3](1873-1958) پدر فلسفه اخلاق است. شهودگرایی خوبی و بدی را تعریف ناپذیر می­داند اما این غیر قابل تعریف بودن را ناشی از بدیهی بودن و شهودی بودن آنها می­داند. به نظر شهودگرایان مفاهیم خوبی و بدی اخلاقی گزاره­های بسیط و بدیهی مطلق(نه نسبی) هستند (مانند مفهوم وجود) و لذا قابل تعریف نیستند.

الف. ناشناخت­گرایی:

سه قرائت جدی در ناشناخت گرایی وجود دارد که عبارتند از عاطفه گرایی[4] آلفرد جولیس ایر (1910-1989)[5] و عاطفه گرایی چارلز لسلی استیونسن[6](1908-1979) و مکتب توصیه گرایی هستند.

عاطفه­گرایی نظریه­ی است که بر اساس معرفت شناسی پوزیتیویسم منطقی مطرح شده است. در نظریه پوزیتیویسم منطقی گزاره، به وسیله تجربه حسی سنجیده و محک علمی می­خورد. هر دیدگاهی که آزمایش حسی در مورد آن امکان نداشته باشد بی­معنا است. به بیان دیگر پوزیتیویسم منطقی مدعی است ما دو گزاره مدعی صدق داریم؛ اول گزاره­های تجربی که با رجوع به حس می­توان صدق آنها را آزمود، و دیگری گزاره­های تحلیلی که طبق تعریف صدق آن قابل اثبات است، مثلا(هر عزبی مجرد است) با تحلیل تجربی هر دو موضوع می­توان به صدق گزاره­ی مذکور پی برد. اما گزاره­ی (واقعیت حقیقی یک امر غیر مادی است) تجربی نیست و تحلیلی هم نیست، چرا که از تحلیل معنای موضوع و محمول، به “این همانی” بین موضوع و محمول نمی­رسیم. به گفته­ی پوزیتیویست­ها این گزاره، گزاره­ای بی معناست که شاید بیانگر احساس متکلم باشد. به نظر اَیِر و استیونسون گزاره­های اخلاقی از این صنف گزاره­هایند، ادعای صدقشان نه قابلیت تایید را دارند و نه قابل رد هستند، و از اساس قابل بررسی نیستند و لذا بی­معنا هستند. فرضا وقتی گفته می­شود “الف خوب است” چون از طریق حسی قابل معنا یابی نیست، نه با تجربه مستقیم حسی و نه با تحلیل مفهومی، پس بی­معنا است و صرفا بیانگر احساس و عواطف مخاطب است و در مثال مذکور مانند این است که بگوییم “آفرین به الف”.[7]

از نظر عاطفه­گرایی، گزاره­های اخلاقی گزاره­هایی نیستند که واقعا صادق و یا کاذب باشند بلکه آنها صرفا بیانگر احساسات و عواطف هستند. اَیِر نظریه عاطفه­گرایی را طرح کرد و استیونسون بعضی از نواقص آن را برطرف کرد.

یک نقص اساسی که در نظریه اَیِر قابل لمس است این است که گفت و گو درباره­ی اختلافات اخلاقی و تضادهای مربوط به این حوزه، در عاطفه گرایی مسدود می­شود، استیونسن می­گوید: که داوری­های اخلاقی از سنخ بیان طرز تلقی و نگرش­اند، و ممکن است که طرز تلقی افراد با هم متفاوت باشد، اما اختلافات اخلاق خواستگاهشان اختلاف در باورهاست بحث و گفتگو درباره باورها کاری منطقی است.[8]

«ریچارد مروین هیر»[9] فیلسوف توصیه گرایی است که معتقد است مفهوم خوب و بد را ابدا نمی­توان از امور ناظر به واقع دانست، ولذا هرگونه تعریف طبیعت گرایانه که در پی کشف رابطه خوب با طبیعت است از نظر وی غیرقابل قبول است. به نظر وی همه تعاریف طبیعت گرایانه  عنصر تحسینی و تقبیحی خوب و بد و به طور کلی عناصر توصیه­ای و هدایتی آنها را در نظر نگرفته­اند در حالی که این عناصر، عناصر اصلی خوب و بد هستند. چیزی که طبیعت گرایان از آن غافل بوده­اند[10]. وی نهایتا می­گوید: یکی از وجوه ممیزه واژه­های ارزشی از غیر ارزشی این است که واژه­های ارزشی نقش «تحسین کننده» دارند و نه «تعریف کننده»، لذا تعریف کردن واژه خوب بر پایه ویژگی­هائی که حاوی تحسین نیستند، غلط است. به نظر هیر کارکرد اصلی واژه­ی خوب ارزشی و تحسینی است و کارکرد ثانوی آن توصیفی و ابزاری.[11]

سپس می­گوید: هدف از تحسین کردن که با واژه­ی خوب دنبال آن هستیم چیست؟ در پاسخ باید گفت تحسین یک چیز، همواره به هدف هدایت انتخاب­های خود یا دیگران در زمان حال یا آینده صورت می­گیرد. به بیان دیگر تحسین، هدایت و توصیه و ارائه دستورالعمل رفتاری به مخاطب برای عمل کردن بنابر خواسته گوینده است.[12] در واقع می­توان گفت توصیه­گرایی همان عاطفه­گرایی تعدیل شده است که عنصرعقلانیت را بیشتر به کار گرفته است.

ب. شهود گرایی:

مدعای شهودگرایی سه مطلب اساسی است 1.”خوب” مفهوم غیرقابل تعریف است 2.حقایق عینی اخلاقی وجود دارند.3. حقایق اخلاقی کاملا بدیهی هستند.

هرچند شهودگرائی قائل به تعریف ناپذیری گزاره­های اخلاقی است، اما این غیرقابل تعریف بودن در شهودگرایی و تعریف ناپذیری در ناشناخت گرائی با هم متفاوت است. در شهودگرائی، برخی از مفاهیم اخلاقی، بدیهی و از مفاهیم اولی هستند که مابقی گزاره­های اخلاقی با ارجاع به آنها تعریف می­شوند. ولی خود آنها با شهود شخص شناخته میشوند. به بیان روشن­تر؛ شهودگرائی مدعی است کلمه­ای واضح تر از آنها وجود ندارد که در تعریف این مفاهیم (مفاهیم بدیهی اخلاقی) بیاید و رفع ابهام از آنها بکند.

در نظریه شهود گرائی مفاهیم بدیهی اخلاقی (در نظر مور این مفاهیم فقط خوبی و بدی است، اما در نظریه راس این مفاهیم گسترده تر­اند) به خاطر بداهت و وضوح شان غیر قابل تعریف هستند.[13] بر پایه­ی این دیدگاه وقتی کسی می­گوید «لذت خوب است»، در حقیقت می­خواهد یکی از چیزهایی را ذکر کند که واجد خصوصیت خوب بودن است، و هرگز نباید این گفته را تعریفی برای واژه­ی خوب تلقی کرد؛ زیرا اگر مفهوم خوب، یک ویژگی دیگری، یعنی لذیذ بودن را جانشین آن کنیم، وگرنه مرتکب «مغالطه طبیعت گرایانه» خواهیم شد.[14]

جورج ادوارد مور و ویلیام دیوید راس[15] (1877-1971)دو فیلسوف اسکاتلندی هستند که به شهودگرایی در اخلاق معتقد بودند. مور همه­ی تعاریف از «خوبی» را رد می­کند؛ از تعاریف لذت گرایانه گرفته تا تعریف جامعه گرایانه، طبیعت گرایانه و مابعد طبیعت گرایانه، مور در این باره می­گوید: اگر از من پرسیده شود خوب چیست؟ در جواب خواهم گفت خوب خوب است و اگر از من سوال شود که خوب را چگونه می­توان تعریف کرد؟ جواب من این خواهد بود که خوب قابل تعریف نیست و این تمام کلامی است که می­توانیم در مورد آن بگوییم[16]. مور از بین مفاهیم اخلاقی فقط خوبی را شهودی و غیر قابل تعریف می­داند، بقیه­ی مفاهیم اخلاقی با ارجاع به معنای خوبی تعریف می­شوند. اما راس علاوه بر خوبی، وظایف اخلاقی را هم برای انسان از طریق شهود و بداهت قابل شناسایی می­داند.

ج. تعریف گرایی

تقریرهای مختلفی ذیل عنوان تعریف گرایی وجود دارد که وجه مشترک همه­ی آنها قائل شدن به تعریف برای مفاهیم اخلاقی خوب و بد است. “مور” هرگونه تعریف مفاهیم اخلاقی را، با ارجاع به امور طبیعی و غیر اخلاقی مغالطه می­دانست و اسم این نوع مغالطه را مغالطه طبیعت گرایانه ­نامید. به نظر وی همه­ی آنها که مفاهیم اخلاقی را تعریف کرده­اند، در واقع مفاهیم اخلاقی را با ارجاع به مفاهیم غیراخلاقی (برخی طبیعی و برخی غیر طبیعی)  تعریف کرده­اند.

بنابراین تعاریف از مفهوم خوب و بد در یک دسته بندی کلی شامل تعاریف طبیعت گرایانه و تعاریف مابعد طبیعت­گرایانه می­شود. تعریف طبیعت گرایانه نیز شامل تعاریف روانشناسانه، لذت گرایانه وجامعه شناسانه می­شود. در این تعاریف، مفاهیم خوب و بد با ارجاع به مفاهیم «طبیعی و تجربی» تعریف شده­اند.

اما در تعاریف مابعد طبیعی، تعریفِ مفاهیم اخلاقی در مسائل طبیعی و فیزیکی جستجو نمی­شود. در این تعاریف برای تبیین معنای خوب و بد، عمدتا مفاهیم فلسفی و کلامی مورد توجه واقع شده است.[17]

منابع:

  1. الایجی، عضدالدین القاضی عبدالرحمن ابن احمد، المواقف فی علم الکلام، عالم الکتب، بیروت، [بی تا]
  2. اصفهانی، محمدحسین، نهایه الدرایه فی شرح الکفایه، ج2، قم، سیدالشهدا، 1374.
  3. الاندلسی الظاهری ابی محمد علی ابن حزم، الفصل فی الملل و الاهواء و النحل،مکتب، المثنی، بغداد، [بی تا]
  4. افلاطون، دوره کامل آثار افلاطون، ج 1، ترجمه محمد حسن لطفی و رضا کاویانی، (تهران: خوارزمی، سوم، 1380)، رساله «اوثوفرون».
  5. برونفسکی، ج و مازلیش، ب، سنت روشنفکری در غرب (از لئوناردو تا هگل)، ترجمه لیلا سازگار، تهران، آگاه 1380.
  6. پالمر، مایکل، مسائل اخلاق، ترجمه علی رضا آل بویه، پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی، قم، 1385.
  7. تفتازانی، سعدالدین، شرح المقاصد، تحقیق عبالرحمن عمیره، الشریف الرضی، قم، 1409.
  8. جوادی آملی، عبدالله، فلسفه­ی حقوق بشر، اسراء، قم، 1375.
  9. جوادی، محسن، مسئله­ی باید هست، دفتر تبلیغات اسلامی، قم، 1375.
  10. حلی، حسن بن یوسف بن مطهر، کشف المراد فی شرح تجریدالاعتقاد، تصحیح حسن حسن­زاده آملی، موسسه نشر اسلامی، چ4، 1413ق.
  11. حائری یزدی، مهدی، کاوشهای عقل نظری، دانشگاه تهران، تهران، 1347.
  12. سبحانی، جعفر، حسن و قبح عقلی یا پایه­های اخلاق جاودان، نگارش علی ربانی گلپایگانی، موسسه­ی مطالعات و و تحقیقات فرهنگی، تهران
  13. السیوری حلی، جمال الدین مقداد، ارشاد الطالبین الی نهج المسترشدین، ج1 تصحیح و تحقیق مهدی رجایی و محمود مرعشی، مکتبه المرعشی النجفی، قم، 1405ق.
  14. سبزواری، ملاهادی، شرح الاسماء او شرح دعاء الجوشن الکبیر، تحقیق نجفقلی حبیبی، چ2، دانشگاه تهران، تهران، 1375.
  15. شریفی، احمد حسین، خوب چیست بد کدام است؟، انتشارات موسسه­ آموزشی و پژوهشی امام خمینی(ره)، قم، 1388.
  16. شهرستانی، محمد بن عبدالکریم، نهایه الاقدام فی علم الکلام، تصحیح آلفرد جیوم، [بی نا]، [بی جا]، [بی تا].
  17. طباطبایی، سید محمد حسین، اصول فلسفه و روش رئالیسم، انتشارات صدرا، تهران، 1379
  18. ——————، المیزان فی تفسیر القرآن، جامعه المدرسین قم، [بی تا].
  19. ——————، نهایه الحکمه، النشر الاسلامی، قم، 1362.17.
  20. ——————، رسائل السبعه، بنیاد علمی و فرهنگی استاد علامه طباطبائی، تهران، 1362
  21. غزالی ابو حامد، الاقتصاد فی الاعتقاد، بیروت، دارالمکتب الهلال، بیروت، 1993م.
  22. فخر رازی، محمد بن عمر، محصل افکار المتقدمین و المتاخرین، تصحیح سمیح دغیم، دار الفکر اللبنانی، بیروت،1992.
  23. فرانکنا، ویلیام.کی، فلسفه اخلاق، ترجمه هادی صادقی، انتشارات طه 1376
  24. فیاض لاهیجی، ملاعبالرزاق، سرمایه­ی ایمان، تحقیق محمد صادق لاریجانی، چ2، الزهراء تهران، 1364.
  25. کاپالدی نیکلاس ، بنتام میل و فائده گرایی، ترجمه محمد بقایی، تهران انتشارات اقبال، 1383
  26. کاپلستون، فردریک، تاریخ فلسفه (از ولف تا کانت)، ترجمه اسماعیل سعادت و منوچهر بزرگمهر، چ3، علمی و فرهنگی و انتشارات سروش، 1380
  27. ————، تاریخ فلسفه، ج8 (از بنتام تا راسل)، ترجمه بهاء الدین خرمشاهی، چ2، علمی فرهنگی و انتشارات سروش، تهران، 1376.
  28. کانت، امانوئل، بنیاد مابعدالطبیعه اخلاق، ترجمه حمید عنایت و علی قیصری، خوارزمی، تهران، 1391.
  29. ———،مابعدالطبیعه اخلاق(فلسفه فضیلت)،ترجمه­ی منوچهر صانعی دره­بیدی، ، ناشر: نقش و نگار
  30. . کرنر، اشتفان، فلسفه­ی کانت، ترجمه عزت الله فولادوند تهران، خوارزمی، چ2، 1380.
  31. گنسلر، هری.جی، درآمدی جدید به فلسفه­ی اخلاق، ترجمه­ی حمیده بحرینی آسمان خیالنوبت چاپ و سال نشر: اول، 1385.
  32. لنکستر، لین.و، خداوندان اندیشه­ی سیاسی، ج3، ترجمه علی رامین، امیرکبیر، تهران، 1362 ش.
  33. مک اینتایر، السدر، درپی فضیلت، مترجم / مصحح: حميد شهرياري – محمدعلي شمالي، انتشارات سمت
  34. مجتهدی، کریم، فلسفه نقادی کانت، تهران، امیرکبیر، 1378.
  35. محمد محمدرضایی، تبیین و نقد فلسفه اخلاق کانت، قم: مرکز انتشارات دفتر تبلیغات اسلامی، 1379.
  36. مظفر، محمدرضا، المنطق، المنطق، چ8، فیروزآبادی، قم، 1408ق.
  37. ———–، اصول فقه، انتشارات مؤسسة اسماعیلیان، قم، بیتا
  38. مصباح یزدی، محمد تقی، نقد و بررسی مکاتب اخلاقی، تحقیق و نگارش احمدحسین شریفی، انتشارات موسسه­ آموزشی و پژوهشی امام خمینی(ره)، قم، 1384.
  39. ————، فلسفه­ی اخلاق، تحقیق و نگارش احمد حسین شریفی، نشر بین الملل، تهران، 1381.
  40. ———–، اخلاق در قرآن،تحقيق و نگارش محمدحسين اسكندرى.ـ قم: مؤسسه آموزشى و پژوهشى امام خمينی، 1380.
  41. مصباح، مجتبی، بنیاد اخلاق، انتشارات موسسه­ آموزشی و پژوهشی امام خمینی(ره)، چ1، قم 1382.
  42. مور، جورج ادوارد، مبانی اخلاق، ترجمه­ی غلام­حسین توکلی و علی عسکری یزدی، تهران، سمت، 1388.
  43. میل، جان استوارت، فائده گرایی، ترجمه­ی مرتضی مردیها، نشر نی، 1388.
  44. نقیب زاده میر عبدالحسین، فلسفه کانت؛ بیداری از خواب دگماتیسم؛ آگاه، تهران: 1374
  45. وارنوک، ج، فلسفه­ی اخلاق در قرن حاضر، ترجمه محمد صادق لاریجانی، چ2، مرکز ترجمه و نشر کتاب، تهران 1368
  46. وارنوک، مری، فلسفه­ی اخلاق در قرن بیستم، ترجمه­ی ابوالقاسم فنایی، بوستان کتاب، قم، 1380.
  47. هیر، ریچارد مروین، زبان اخلاق، ترجمه­ی امیر دیوانی، طه، قم 1383.
  48. Hooker, Bruce W. “Roos- Style Pluralism versus Consequerntalism , JSTOR Mind New Series.
  49. RossD. Foundations of Ethics. Oxford university Press 2000.
  50. —————–. The Right and The Good. Oxford university Press2002.
  51. Stratton- Lake, Phlip. Introduction. in The Right and the Good. Oxford Press 2002.

فهرست مقالات استفاده شده:

  1. اترک حسین، وظیفه­گرایی اخلاقی، فصلنامه اخلاق در علوم و فناوری، سال پنجم، شماره های 1و2، 1389، ص 27-35.
  2. آهنگران محمد رسول، بازخوانی محل نزاع اشاعره و عدلیه درباره حسن و قبح عقلی، اندیشه نوین دینی زمستان 1387، شماره 15، ص153-170.
  3. جوادی محسن-محمدی شیخی، معناشناسی حسن و قبح از دیدگاه علمان مسلمان، فصلنامه فلسفه و کلام اسلامی آینه معرفت دانشگاه شهید بهشتی، پاییز 1387، ص48-78
  4. دیوانی امیر- دهقان سیمکانی رحیم، ملاصدرا و عبدالجبار معتزلی در کاربرد اخلاقی عقل، مجله آینه معرفت، زمستان1390 شماره 29، ص47-66.
  5. رحمتی انشاءالله، اراده الهی و استقلال اخلاق، فصلنامه اندیشه دینی دانشگاه شیراز، طمستان1384، پیاپی17، ص61-84.
  6. صانعی دره بیدی منوچهر- اصغری علی، سطوح واقع­انگاری اخلاق، مجله­ی شناخت، بهار و تابستان 91 ، شماره 1/65، ص 77-107.
  7. مسعودی جهانگیر- آل یاسین زهرا، تحلیلی بر نظریات ترکیبی در اخلاق اسلامی، فصلنامه اندیشه دینی دانشگاه شیراز، دوره12 شماره 3، پاییز 1391، پیاپی 44، ص107-130.
  8. موحدی محمدجواد، بررسی رابطه وظیفه­گرایی با نتیجه­گرایی، پژوهشهای فلسفی نشریه دانشکده ادبیات و علوم انسانی دانشگاه تبریز، سال53، بهار وتابستان89، ص155-179.

Abstract:

Shiite scholars have been proponents of the position that goodness is essential to things, and is discovered by reason. Though this position was a theological one at first, it became an important part of ethical thinking of them. On the other hand, in western moral philosophy there have been two different position: teleological ethics (which depends moral value of actions on their goals and consequences) and deontological ethics (which does not depend moral value of actions on their goals and consequences). The question we are dealing with in this dissertation is this: which of these two theories are compatible with Shiite scholars’ views on ethics?

[1] [1]افلاطون دوره کامل آثار ، ج 1، ترجمه محمد حسن لطفی و رضا کاویانی، رساله «اوثوفرون». ص248-252

  1. see: “Ethics, Problem of” in: The Encyclopedia of Philasophy, v.3, p.127

[3]George Edward Moore

[4]Emotivism

[5] Alfred Jules Ayer

[6] Charles Leslie Stevenson

[7] آ.ج.ایر، زبان حقیقت و منطق، ترجمه منوچهر بزرگمهر،ص137

[8] محمدحسین شریفی، خوب چیست بد کدام است؟ ، ص43

[9] Richard Mevyn Hare

[10].هیر، زبان اخلاق،ترجمه امیر دیوانی، ص 145

[11] همان ص159

[12]همان ص203

[13]  فردریک کاپلسون، تاریخ فلسفه، ج8، ص446

[14] همان، ص445

[15]William David Roos

[16]ج.وارنوک،فلسفه اخلاق در قرن حاضر، ترجمه لاریجانی ص9.   

[17]احمد حسین شریفی، خوب چیست بد کدام است؟، ص92

دیدگاهها

هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.

اولین نفری باشید که دیدگاهی را ارسال می کنید برای “حسن و قبح ذاتی و نسبت آن با وظیفه ­گرایی و غایت­گرایی اخلاقی”

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

+ 14 = 20