new5

دانلود پایان نامه آسيب شناسي روايات تفسيري در تفسير الميزان

59,000تومان

توضیحات

مشاهده و دانلود قسمتی از متن نهایی :

 

دانشگاه قم

دانشکده الهيات و معارف اسلامي

پايان نامه کارشناسي ارشد تفسير و علوم قرآن

 

 

عنوان:

آسيب­شناسي روايات تفسيري

در تفسير الميزان

 

استاد راهنما:

آقاي دکتر محمدتقي دياري بيدگلي

 

استاد مشاور:

آقاي دکتر محمدکاظم رحمان ستايش

 

نگارنده:

……………………..

 

1391

 

 

چکيده

روايات تفسيري همزاد با نزول وحي و موثر در فهم کلام الهي مي باشند. اين روايات همچون ساير روايات، در گذر زمان با آسيب‌هايي روبه‌رو شده‌اند؛ در برخي از اين روايات، ‌اسانيد به آفاتي چون  حذف يا ضعف مبتلا گشته ، در مواردي نيز اشكالات متني و محتوايي به روايات ضربه زده است.در اين تحقيق با عنوان «آسيب شناسي روايات تفسيري از نگاه الميزان»  بر آن بوده‌ايم كه با تكيه بر آراء علامه طباطبايي(ره) به تبيين اين آسيب‌ها و تأثير آن‌ها در فهم آيات قرآن بپردازيم و با دقت در نمونه‌هايي از روايات تفسيري آسيب‌ديده كه در الميزان بررسي شده است با معيارهاي تشخيص آسيب ها و مواضع علامه در برابر آنها آشنا شويم.به نظر مي رسد مهم ترين آسيب هاي روايات تفسيري عبارتند از: ضعف اسانيد، وضع حديث، اسرائيليات، نقل به معنا و اختلاف قرائات.

آسيب شناسي عالمانه روايات تفسيري در الميزان بر اساس قرآن، سنت قطعي، عقل سليم، تاريخ و علم قطعي و به دور از تعصبات مذهبي، اين تفسير را به الگويي براي تنقيح  روايات تفسيري و صيانت از آنها تبديل کرده است.

 

کليدواژه: آسيب شناسي حديث، روايات تفسيري، علامه طباطبايي، الميزان، تفسيراجتهادي، نقدحديث

 

 

 

فهرست مطالب

مقدمه. 1

فصل اول: كليات تحقيق.. 4

 بخش اول: موضوع تحقيق.. 5

بخش دوم: ضرورت تحقيق و اهداف آن. 6

بخش سوم: روش تحقيق.. 7

بخش چهارم: پيشينه تحقيق.. 8

بخش پنجم: آشنايي با علامه طباطبايي(ره) و الميزان. 9

بند اول: زندگي‌نامه مؤلف… 9

بند دوم:  آشنايي با تفسير «الميزان في تفسير القرآن بالقرآن» 11

بند سوم: ويژگي‌هاي تفسير الميزان. 12

بخش ششم: جايگاه روايات تفسيري.. 19

بند اول: تعليم مفاهيم و حقايق قرآن. 21

بند دوم: تعليم روش تفسير قرآن. 22

بند سوم: تبيين تفاصيل احكام و جزئيات شريعت… 23

بخش هفتم:گونه‌هاي روايات تفسيري.. 23

فصل دوم: ضعف اسانيد در روايات تفسيري.. 28

بخش اول: مفهوم شناسي و پيشينه. 29

بخش دوم: ارزشگذاري سندي احاديث… 31

بخش سوم: اعتبارسنجي خبر واحد تفسيري.. 33

بخش چهارم: رويکرد تفاسير درباره ي اسناد روايات… 37

بند اول: تفسير جامع البیان (تفسیرطبري) 37

بند دوم: تفسير القرآن العظیم (تفسیر ابن کثیر) 38

بند سوم: تفسير مفاتیح الغیب (تفسیر کبیر) 38

بند چهارم: تفسير المنار. 39

بند پنجم: تفسير روض الجنان وروح الجنان. 39

بند ششم: تفسير مجمع البيان. 40

بند هفتم: تفسيرالميزان. 40

بخش پنجم: جمع بندي.. 47

فصل سوم: جعل در روايات تفسيري.. 49

بخش اول: مفهوم‌شناسي و پيشينه. 50

بخش دوم: زمينه هاي پيدايش و گسترش جعل.. 53

بند اول: حذف اسانيد روايات و بي توجهي در نقل و ضبط راويان. 53

بند دوم: حرص شديد به حفظ و نقل حديث… 54

بند سوم: منع نگارش و نقل حديث از سوي خلفا 54

بخش سوم: انگيزه هاي جعل.. 55

بند اول: انگيزه هاي سياسي- اجتماعي.. 55

بند دوم: انگيزه هاي سياسي- فرهنگي.. 56

بند سوم: انگيزه هاي فرقه اي.. 57

بند چهارم: انگيزه هاي شخصي.. 58

بخش چهارم: معيارهاي تشخيص روايات جعلي.. 59

بخش پنجم: نمونه هايي از جعل در گونه هاي روايات تفسيري.. 60

بند اول: اسباب نزول. 60

الف:اقامه ي نماز و استغفار پيامبر(ص) براي منافق.. 60

ب: کفر ابوطالب… 66

بند دوم: روايات تبيين معاني.. 69

بند سوم: روايات اعتقادي.. 70

بند چهارم: روايات داستاني.. 72

بند پنجم: روايات فضايل.. 74

بند ششم: روايات تأويل.. 76

بخش ششم: جمع بندي.. 77

فصل چهارم: اسرائيليات در روايات تفسيري.. 81

بخش اول: مفهوم شناسي و پيشينه. 82

بخش دوم: زمينه ها و ريشه هاي پيدايي و گسترش… 83

بخش سوم: اقسام اسرائيليات… 86

بخش چهارم: عناصر اصلي پديدآورنده اسرائيليات… 88

بخش پنجم: اسرائيليات و گونه هاي روايات داستاني.. 90

بند اول: آفرينش… 90

الف: آفرينش حوا 90

بند دوم: عصمت ملائكه و انبياء. 94

الف: هاروت و ماروت… 94

ب: حضرت يوسف(ع) 97

بند سوم: اقوام و اماكن.. 104

الف: عوج بن عنق و عمالقه. 104

بند چهارم: نزول وحي.. 106

الف: آغاز نزول وحي.. 106

بخش ششم: جمع بندي.. 109

فصل پنجم: نقل به معنا در روايات تفسيري.. 112

بخش اول: مفهوم شناسي و پيشينه. 113

بخش دوم: جواز و عدم نقل به معنا 114

بند اول: ادله مخالفان. 115

بند دوم: ادله ي موافقان. 116

بخش سوم: پيامدهاي نقل به معناي بي ضابطه. 117

بند اول: اضطراب و اختلاف احاديث… 117

بند دوم: تغيير و تحريف احاديث… 118

بند سوم: از بين رفتن اصالت الفاظ معصومين(ع) 118

بخش چهارم: نمونه هايي از نقل به معني.. 119

بند اول: گمراهي گري خداوند در جريان سامري.. 119

بند دوم: نفرين پيامبر(ص) عليه خود. 121

بند سوم: انحصار عصمت در حضرت يحيي(ع) 122

بند چهارم: نفي رحمت عمومي خداوند در روز قيامت… 123

بند پنجم: اصحاب اعراف… 125

بند ششم: آيات اعلان برائت… 129

بخش پنجم: جمع بندي.. 136

فصل ششم: اختلاف قرائات در روايات تفسيري.. 140

بخش اول: مفهوم شناسي قرائت… 141

بند اول: معناي لغوي.. 141

بند دوم: معناي اصطلاحي.. 141

بخش دوم: پيشينه ي اختلاف قرائات… 142

بخش سوم: عوامل اختلاف قرائات… 144

بند اول: عوامل مربوط به خط و زبان. 144

بند دوم: اختلاف لهجه ها 145

بند سوم: اجتهاد قراء. 145

بخش چهارم: تواتر قرائات… 147

بخش پنجم: گونه هاي اختلاف قرائات… 149

بند اول: اختلاف قرائت بدون تغييرات معنوي.. 149

بند دوم: اختلاف قرائت توأم با تغيير معنوي.. 151

بخش ششم: جمع‌بندي.. 167

نتيجه گيري نهايي.. 169

فهرست منابع. 173

مقدمه

دانش تفسير و روايات تفسيري پيشينه‌اي به قدمت نزول وحي دارند .متأسفانه روايات تفسيري همچون ساير روايات، در گذر زمان با آسيب‌هايي روبرو شده‌اند؛ در برخي از اين روايات، ‌اسانيد به آفاتي چون حذف يا ضعف مبتلا گشته و در مواردي نيز اشكالات متني و محتوايي به روايات ضربه زده است.

ظهور جريان‌ها و رويدادهاي تلخ و ناگوار در تاريخ حديث و تفسير، همچون؛ ماجراي منع نگارش حديث در عهد خلفا، نفوذ خرافات و انديشه‌هاي انحرافي اهل كتاب (اسرائيليات) در جامعه و فرهنگ مسلمانان و به تبع آن، ثبت و ضبط آن‌ها در منابع حديثي و تفسيري و نيز حذف تدريجي سندهاي شمار زيادي از روايات تفسيري و فراهم شدن بستر فرهنگي و اجتماعي براي دروغ‌پردازي و وضع احاديث و نشر آن‌ها در فضاي فكري و علمي جامعه ديني مسلمانان، همگي در آلوده ساختن سخنان پيشوايان معصوم(ع) و آميختگي آن‌ها با سخنان ساختگي جاعلان و كذابان،‌ نقشياساسي ايفا نموده و آثار حديثي و تفسيري را به ناراستي‌هايي مبتلا كرده است.

شناخت آسيب‌هايي كه روايات تفسيري را تهديد مي‌كند، بهترين راه صيانت از روايات تفسيري است كه اهميت ، ضرورت و تاثيرآن در دستيابي به مفهوم آيات الهي پر واضح است.

مهمترين آسيبهايي که متوجه روايات تفسيري است عبارتند از:

-حذف سند

-جعل و وضع حديث

– اسرائيليات

-نقل به معني

– اختلاف قرائات

– غلو

مفسران در مواجه با آسيب هاي روايات تفسيري يكسان عمل نكرده‌اند؛ به نظر مي‌رسد بهترين روش‌ پاكسازي روايات تفسيري از آسيب ها، در تفاسير اجتهادي ارائه شده است. در اين ميان شخصيت والاي علمي علامه طباطبايي(ره) و جايگاه رفيع تفسير الميزان، بي‌نظير است.مبالغه‌آميز نخواهد بود اگر بگوييم بحث روايي الميزان، دائره‌المعارفي منحصر به فرد از روايات تفسيري فريقين همراه با نقادي آن‌هاست. روش تفسيري علامه و نقادي دقيق و منصفانه ايشان در برابر روايات تفسيري كه به مدد آشنايي كامل ايشان با قرآن كريم و مباني روايي، فلسفي و كلامي محقق شده است،آراء علامه را به معياري براي شناسايي آسيب‌هاي وارده به روايات و سنجش سره از ناسره تبديل كرده است.

به همين جهت آشنايي با شيوه ي علامه در شناخت آسيب‌هاي روايات، ‌نقد و بررسي آن‌ها و قضاوت نهايي ايشان درباره روايات آسيب‌ديده، اهميت زيادي دارد زيرا مي‌تواند الگويي براي ساير مفسران و محققان در تنقيح روايات تفسيري باشد و آنان را در رسيدن به فهم صحيح‌تر از آيات قرآن مجيد، مدد رساند.

از آنجا که در اين تحقيق بر آن بوده‌ايم تا با تكيه بر “آراء علامه طباطبايي” به تبيين اين آسيب‌ها و تأثير آن‌ها در فهم آيات قرآن بپردازيم ، هريک از اين موارد آسيب_البته به جز موضوع غلو_ در فصلي جداگانه مورد بررسي قرار گرفته است. زيرا علامه ، غلو را به طور مستقيم بعنوان آسيب روايي معرفي نکرده اند و بيشتر در بحث هاي تفسيري و نظري به آن پرداخته اند.

هر چند برخي محققان به موضوع کلي “آسيب‌شناسي روايات”، پرداخته‌اندو البته با توجه به اهميت آراء و بررسي‌هاي محققانه علامه،به مناسبت، به برخي از ديدگاه‌هاي علامه طباطبايي – كه با موضوع آسيب‌شناسي مربوط است – پرداخته‌اندامادرخصوص «آسيب‌شناسي روايات تفسيري در الميزان» كار خاصي صورت نگرفته است.

لذا در اين پژوهش سعي شده به”آراء علامه”در بحث”آسيب شناسي روايات تفسيري” نگاه شود و در اين زمينه مقايسهاي هر چند مختصر بين تفاسير روايي: مثل تفسير طبري، تفسير ابن کثيرو تفاسيراجتهادي: مانند تفسير کبير، تفسير المنار از اهل سنت و تفاسير روض الجنان ، مجمع البيان ونمونه از شيعه انجام شود.

روش اين تحقيق، به تناسب موضوع،” كتابخانه‌اي” بوده و بيشترين بخش كار، بر استخراج مطالب از تفسير الميزان و ديگر تفاسير متمركز بوده است.

در پايان، لازم ميدانم از کليه سروراني که در اين مسير، حقير را ياري نموده اند بويژه استاد راهنماي ارجمند” جناب آقاي دکتر دياري” و استاد مشاور محترم “جناب آقاي دکتر رحمان ستايش”و ديگر مسئولين گرامي دانشگاه قم کمال تشکر را  نموده و از زحمات” خانواده عزيزم” قدرداني نمايم.

فصل اول

كليات تحقيق

بخش اول: موضوع تحقيق

موضوع اين پژوهش عبارت است از «آسيب‌شناسي روايات تفسيري از نگاه علامه طباطبايي(ره) درالميزان». همانگونه که در مقدمه بيان شد روايات تفسيري همچون ساير روايات، در گذر زمان با آسيب‌هايي روبه‌رو شده‌اند؛ در برخي از اين روايات، ‌اسانيد به آفاتي چون  حذف يا ضعف مبتلا گشته، در مواردي نيز اشكالات متني و محتوايي به روايات ضربه زده است.

در اين تحقيق بر آن بوده‌ايم كه با تكيه بر آراء علامه طباطبايي به تبيين اين آسيب‌ها و تأثير آن‌ها در فهم آيات قرآن بپردازيم و با دقت در نمونه‌هايي از روايات تفسيري آسيب‌ديده كه در الميزان مورد نقد و بررسي قرار گرفته است، شيوه‌ي علامه را در نقد اين روايات،‌ معيارهاي تشخيص آسيب‌ها و قضاوت نهايي ايشان درباره روايات مذكور را بررسي كنيم. البته در كنار الميزان ، نگاهي گذرا به تفاسير طبري،‌ ابن كثير، فخر رازي(كبير)، المنار، روض‌الجنان، مجمع‌البيان و نمونه داشته‌ايم.

در اين پژوهش به دنبال پاسخگويي به اين سؤالات بوده‌ايم:

سوال اصلي

– از نظر صاحب تفسير الميزان به روايات تفسيري چه آسيب‌هايي وارد شده است و اين آفات چه تأثيري در فهم قرآن دارند؟

سوالات فرعي

– مهم‌ترين ضعف‌هاي سندي در روايات تفسيري از نگاه علامه(ره) در الميزان چيست؟

– بيشترين موارد پيدايش وضع و تحريف در كدام نوع از روايات تفسيري وجود دارد؟

– رويكرد تفسير الميزان در مواجهه با اسرائيليات چگونه است؟

– نقل به معنا چه تأثيري در روايات تفسيري دارد؟

– رابطه اختلاف قرائات با روايات تفسيري چيست؟

– جريان غلو و غاليان بيشتر در چه مواردي روايات تفسيري را تحت تاثير قرار داده است؟

به نظر مي‌رسد:

– حذف اسانيد، وضع حديث، اسرائيليات، نقل به معنا و اختلاف قرائات مهم‌ترين آسيب‌هايي هستند كه در روايات  تفسيري تأثير گذاشته‌اند.

– علامه طباطبايي در الميزان بيشتر به نقد محتوايي روايات تفسيري‌ پرداخته‌اند.

– در بررسي ضعف سندي بيشتر به ارسال و تعليق توجه شده است.

– تقريباً در تمام گونه‌هاي تفسيري، مواردي ازجعل حديث وجود دارد اما اين آسيب در “روايات اسباب نزول” بيشتر شايع است.

– علامه طباطبايي(ره)، در مواجهه با اسرائيليات به ويژه در داستان انبياء با نقادي دقيق و منطقي، رويكردي تحليلي- انتقادي داشته‌اند.

– نقل به معنا دو گونه است: در اغلب موارد الفاظ متفاوت، در معاني و مفاهيم روايات تغييري ايجاد نمي‌كند و لزوماً موجب بي‌اعتباري آن‌ها نمي‌شود و گاهي هم موجب اختلاف شديد بين روايات يا تحريف آن‌ها مي شود.

– در برخي موارد اختلاف قرائت، تفسير آيه بر اساس يكي از قرائات،‌ مفهومي متعارض با اصول مسلم اعتقادي ارائه مي‌دهد. اغلب اين موارد در اثر اجتهاد قراء بوده و آسيبي جدي براي روايات تفسيري مي‌باشد. بعضي موارد اختلاف قرائات، روايات رسيده ازمعصوم(ع) مي‌باشد.

 

 

بخش دوم: ضرورت تحقيق و اهداف آن

شناخت آسيب‌هايي كه روايات تفسيري را تهديد مي‌كند،بهترين راه صيانت از روايات تفسيري است كه اهميت ، ضرورت وتاثيرآن در دستيابي به مفهوم آيات الهي بر انديشمند و محققي پوشيده نيست.

مفسران در مواجه با روايات تفسيري يكسان عمل نكرده‌اند؛ برخي با اعتماد فراوان به منقولات صحابه وتابعين، هر نوع روايتي را پذيرفته‌اند و بدون نقد و بررسي، آن‌ها را در تفاسير خود ذكر كرده‌اند، بعضي ديگر، علي‌رغم ذكر فراوان روايات در نقد و بررسي آن‌ها كوشيده‌اند وبا توجه به نقش اين روايات در تفاسير، سعي در شناسايي روايات صحيح از سقيم داشته اند.

به نظر مي‌رسد بهترين روش‌هاي پاكسازي روايات تفسيري از آسيب ها، در تفاسير اجتهادي ارائه شده است. در اين ميان شخصيت والاي علمي علامه طباطبايي(ره) و جايگاه رفيع تفسير الميزان بي‌نظير است. روش تفسيري علامه و نقادي دقيق و منصفانه ايشان در برابر روايات تفسيري كه به مدد آشنايي كامل ايشان با قرآن كريم و مباني روايي، فلسفي و كلامي محقق شده است، الميزان را به معياري براي شناسايي آسيب‌هاي وارده به روايات و سنجش حق از باطل تبديل كرده است.

به همين جهت آشنايي با شيوه علامه در شناخت آسيب‌هاي روايات، ‌نقد و بررسي آن‌ها و قضاوت نهايي ايشان درباره روايات آسيب‌ديده، اهميت زيادي دارد و مي‌تواند شاخصي براي ساير مفسران ومحققان در تنقيح روايات تفسيري باشد و آنان را در رسيدن به فهم صحيح‌تر از آيات قرآن مجيد، مدد رساند.

 

 

 

بخش سوم: روش تحقيق

روش اين تحقيق به تناسب موضوع، تحليلي، استنباطي و با استفاده از كتابخانه‌ بوده است.

براي تدوين هر فصل،‌ابتدا مفهوم‌شناسي و پيشينه موضوع فصل و برخي از مسائل مربوط به موضوع مثل بررسي انگيزه‌ها و زمينه‌هاي آن و … بيان شده، سپس مصاديقي از روايات را كه آسيب مورد بحث به آن‌ها لطمه زده، از تفسير الميزان انتخاب و مطرح گرديده است.

علامه طباطبايي(ره)، پديده ي غلو را به طور مستقيم و مستقل _ مانند ساير آسيب ها _ به عنوان يک آسيب براي روايات تفسيري مورد بررسي قرار نداده اند و آن را بيشتر در مباحث تفسيري و نظري مطرح کرده اند، به همين دليل فصل خاصي را به غلو اختصاص نداده ايم اما مشي ايشان در اين باره-مانند ساير  مسايل اعتقادي در الميزان- آگاهي بخشي و تصحيح عقايد انحرافي و تبيين عقايد ناب برآمده از قرآن مي باشد؛ مثلا هرگاه از روايت امکان برداشت عقايد غاليانه وجود داشته باشد، در تحليل روايت و تبيين عقيده ناب کوشيده اند.

در مرحله بعد به اختصار، آراء تفاسير طبري،‌مفاتيح‌الغيب، ابن كثير، المنار، روض‌الجنان، مجمع‌البيان، الميزان و نمونه درباره روايات مذكور بيان شده است.

همچنين سعي شده است با تكيه بر آراء علامه طباطبايي،‌معيارهاي شناخت آسيب، نحوه نقد وتحليل روايات آسيب‌ديده و قضاوت نهايي درباره آن‌ها بررسي شود.

 

 

بخش چهارم: پيشينه تحقيق

برخي محققان در موضوع” آسيب‌شناسي روايات”، كتب و مقالاتي به طور عام نوشته‌اند؛ از جمله:

– آقاي دكتر محمد اسعدي و همكارانشان در كتاب «آسيب‌شناسي جريان‌هاي تفسيري»[1]

– آقاي دكتر محمدتقي دياري در كتاب «آسيب‌شناسي روايات تفسيري» كه به عنوان متن درسي “رشته تفسير اثري” در دست چاپ مي‌باشد. از ايشان مقاله‌اي[2] با همين عنوان چاپ شده است.

– آقاي علي اکبر رستمي در کتاب«آسيب شناسي و روش شناسي تفسير معصومان(ع)»[3]

درخصوص «آسيب‌شناسي روايات تفسيري در الميزان» كار خاصي صورت نگرفته است. ولي با توجه به اهميت آراء و بررسي‌هاي محققانه علامه، در بسياري از پژوهش‌هايي كه در سال‌هاي اخير انجام شده، به مناسبت به برخي از ديدگاه‌هاي علامه طباطبايي – كه با موضوع آسيب‌شناسي مربوط است – پرداخته‌اند.

– علامه طباطبايي و حديث (روش‌شناسي نقد و فهم حديث از ديدگاه علامه طباطبايي) خانم شادي نفيسي[4]

– بازخواني نگرش علامه طباطبايي در نقد سندشناسانه و رجالي روايات در الميزان؛ آقاي دکترمحمدتقي دياري،‌آقاي محمدحسين پورافغاني[5].

– پژوهشي در باب اسرائيليات در تفاسير قرآن؛ آقاي دكتر محمدتقي دياري[6].

– مكاتب تفسيري، جلد (2) ؛ آقاي علي‌اكبر بابايي[7].

 

 

بخش پنجم:آشنايي با علامه طباطبايي(ره) و الميزان

بند اول: زندگي‌نامه مؤلف

علامه سيد محمدحسين طباطبايي در روز 29 ذي‌الحجه سال 1321 ﻫ ق مصادف با 1281 ﻫ ش در تبريز چشم به جهان گشود. پدر او سيد محمد قاضي طباطبايي، ‌همچون ديگر سادات طباطبا، نسب به ابراهيم طباطبا فرزند اسماعيل ديباج، نواده حسن مثني، فرزند امام حسن(عليه‌السلام) و فاطمه دختر امام حسين(عليه‌السلام) مي‌برد. اكثر رجال خاندان او از بزرگان علم و دين بوده‌اند و جد ايشان، سيد محمد حسيني معروف به شيخ آقا،‌ از بارزترين شاگردان صاحب جواهر و شيخ موسي كاشف‌الغطاء و شيخ جعفر استرآبادي بوده كه تأليفات بسياري در فقه و  اصول و رجال داشت.

علامه طباطبايي از طرف پدر، از سادات حسني و از طرف مادر، از سادات حسيني بود و به همين جهت علاوه بر طباطبايي به «حسني حسيني» نيز شهرت داشت[8]. ايشان در سن پنج سالگي مادرو در سن نه سالگي پدرخود را ازدست داد و از آن پس در كنار تنها برادر خود سيد محمدحسن الهي،به زندگي ادامه داد[9].

علامه(ره)، تحصيلات ابتدايي خود را در  تبريز فرا گرفت و پس از آن به مدت هشت سال در مدرسه طالبيه همان شهر به تحصيل علوم ديني پرداخت و سپس در سال 1343 ﻫ ق براي تكميل تحصيلات به نجف اشرف، مشرف شد و به مدت ده سال از محضر اساتيد بنام حوزه نجف بهره‌مند شد و اين دوران،‌ به عنوان نقطه عطفي در زندگي علمي علامه(ره)، سبب شكوفايي علمي و معنوي ايشان گرديد[10].

علامه طباطبايي(ره)،در فقه و اصول خود را شاگرد مرحوم محمدحسين نائيني مي‌داند و علاوه بر مرحوم نائيني، علامه چندين سال از درس فقه مرحوم آيت‌الله العظمي سيد ابوالحسن اصفهاني بهره برده و يك دوره اصول و ابوابي از فقه را نيز نزد شيخ محمدحسين اصفهاني گذرانده است[11].

ايشان درفلسفه در محضر محقق متبحر سيد حسين بادكوبه‌اي تلمذ كرده و در شش سالي كه نزد ايشان درس مي‌آموخته، موفق به خواندن منظومه سبزواري،‌اسفار مشاعر ملاصدرا، دوره شفاي بوعلي،‌اثولوجيا و تمهيد القواعد ابن تركه (در عرفان) و اخلاق ابن مسكويه مي‌شود[12]. و با هدايت استاد خود،‌براي پرورش قدرت استدلال، به تحصيل رياضيات نزد استادي متبحر مي‌پردازد و دوره كاملي از رياضيات قديم از «اصول اقليدس» تا «مجسطي بطلميوس» را مي‌‌آموزد[13].

اين عالم وارسته، اخلاق و عرفان را نيز نزد عارف كامل” حاج ميرزا علي قاضي”  كه يد طولايي در حكمت عملي و عرفان داشت، فرا مي‌گيرد.

ايشان از بسياري از اساتيدش نظير؛ شيخ محمدحسين نائيني،‌شيخ علي قمي و شيخ حسين نوري صاحب مستدرك وسائل‌الشيعه، اجازه اجتهاد و روايت داشته است[14].

علامه به نگارش و تأليف كتب در زمينه‌هاي مختلف اسلامي همت گماشته و آثار متعددي از خود به يادگار گذاشته است. برخي از كتب ايشان در سطح فهم خواص و اهل علم است و برخي ديگر براي اقشار مختلف نگاشته شده كه نشانه اهتمام و توجه زياد علامه به نيازهاي فكري جامعه است. از جمله مهم‌ترين كتب ايشان مي‌توان به؛ الميزان في تفسير القرآن،‌ اصول فلسفه،‌ بدايه‌ الحكمه، نهايه الحكمه، شيعه در اسلام، قرآن در اسلام،‌ حاشيه بر اسفار ملاصدرا،‌ حاشيه بر اصول كافي، حاشيه بر بحارالانوار، حاشيه بر كفايه آخوند خراساني اشاره كرد[15].

اين عالم رباني كه از مفاخر بزرگ اسلام و محققي كم‌نظير بود،‌در روز 4 آبان 1360 مصادف با هجدهم محرم‌الحرام 1402 (ه.ق) در شهر قم دعوت حق را لبيك گفت و به لقاء الله پيوست[16].

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

فصل پنجم:

نقل به معنا در روايات تفسيري

 

 

بخش اول: مفهوم ­شناسي و پيشينه

نقل به معنا در اصطلاح به معني نقل محتواي يک خبر، بدون اصرار بر واژه­ها و تعابير آن است[17].

اين اصطلاح در مقابل نقل به الفاظ قرار دارد که در آن راوي، حديث را همان­گونه که به او رسيده، بدون هيچ­گونه تغيير لفظي نقل مي­کند. نقل به معنا در حديث يکي از پديده­هاي انکارناپذير تاريخي به شمار مي­رود. طبق اقوال رسيده از پيامبر اکرم(ص) علاوه بر تأييد و تشويق مسلمانان از سوي حضرت براي کتابت و نقل به لفظ[18] روايات، نقل به معنا نيز جايز بوده است[19]. اغلب صحابه حديث را از روي نوشته نمي­خواندند و به ذهن مي­سپردند، بديهي است روايت را نقل به معنا مي­کردند. سيره بزرگان صحابه نيز بر اين منوال بوده است. چنانچه آورده­اند که عبداله بن مسعود و انس و ابي الدارداء وقتي حديثي را نقل مي­کردند از عباراتي نظير «شبيه ذا»، «نحو ذا»، «کما قال رسول­الله» و … استفاده مي­کردند[20]. اما پس از رحلت پيامبر اکرم(ص)، خلفاي سه­گانه و برخي از صحابه با طرح دلايل و ايجاد موانعي نقل و نگارش حديث را ممنوع کردند. دلايلي چون جلوگيري از اختلاف افتادن بين مسلمين[21] ، ترس از نسبت دادن خلاف به پيامبر(ص)[22]، کافي بودن قرآن و در نتيجه عدم نياز به حديث[23]، ترس از اختلاط حديث با قرآن و پرداختن به غير قرآن[24] و ايجاد موانعي مثل تحت فشار گذاشتن برخي صحابه به دليل نقل حديث[25] !

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

نتيجه گيري نهايي

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

نتيجهگيري

برايند نهايي اين پژوهش را مي‌توان چنين خلاصه کرد:

  1. ضعف اسانيد، وضع حديث، اسرائيليات، نقل به معنا و اختلاف قرائات از مهم‌ترين آسيب‌هايي هستند كه در روايات تفسيري تأثير گذاشته‌اند.
  2. صحت سند به لحاظ ظاهري نمي‌تواند نشان از صدور قطعي حديث از سوي معصومان باشد؛ چه‌بسا جاعلان، رواياتي با اسانيد صحيح به ايشان نسبت داده باشند؛ علامه طباطبايي به بررسي سندي- در مقايسه با بررسي متني- اهتمام کمتري نشان داده‌اند. ايشان در واقع سند روايت را با مضمون روايت محک مي­زند؛ لذا بررسي سندي روايات را در درجه پايين‌تري از بررسي متن قرار مي‌دهد.
  3. علامه، ملاک ارزيابي و صحت روايات را مطابقت آن‌ها با قرآن مي‌داند و ضعف سندي را مؤيدي براي ايرادات متني قرار مي‌دهد. دليل اين امر نيز روش تفسيري ايشان و نظريه‌اي است که راجع به حجيت روايات دارند.
  4. ملاک حذف و ذکر سند در الميزان همسويي روايت با قرآن است؛ در مواردي که متن روايت همسو با قرآن است نيازي به آوردن سند نيست. اما در جايي که موافقت، احراز نشده و نمي­توان روايت را بر قرآن تطبيق داد، ناچاريم سند را بياوريم؛ در الميزان به ارسال و اضمار سند بيش‌تر اشاره شده است.
  5. به نظر علامه تمام گونه‌هاي روايات تفسيري در معرض جعل قرار دارند؛ اما جعل در روايات سبب نزول، شيوع بيش‌تري دارد به‌طوري که به اين روايات کمتر اعتماد دارند؛ هر چند علامه بر اساس شيوه تفسيري و مباني روايي و همچنين ديدگاهي که به روايات سبب نزول دارند، کمتر از اين روايات استفاده کرده‌اند اما اگر جايي روايت سبب نزول، مورد اعتمادشان باشد- به‌ويژه در مواردي که روايت تأثير مستقيم در فهم آيات داشته باشند- حتي آن را بر سياق آيات ترجيح مي‌دهند.در حالي‌که سياق، نقشي اساسي در الميزان دارد.
  6. به نظرعلامه، مهمترين عامل شيوع اسرائيليات ،افراط در پذيرش حديث از سوي مسلمانان و هدف يهود از نشر اسرائيليات انصراف ذهن از حق و معارف حقيقي است .ايشان معتقدند که “اساساً يهود براى معارف ديني جز حس، هيچ اصل ثابتى قائل نبوده و براى مقامات معنوى انسانى از قبيل نبوت و عصمت، هيچ پايه و اصلى جز وضع و اعتبار نمى‏شناسند و با آن‌ها معامله اوهام دائر در مجتمع اعتبارى انسانى كرده‏، در نتيجه نفوس انبياء كرام را با ساير نفوس عوام مقايسه مي‌کنند؛” لذا مي‌بينيم بيش‌ترين و دقيق ترين نقدهاي علامه در اسرائيليات، مربوط به داستان انبياء و براساس معيار قرآن، سنت، عصمت و شخصيت انبياست.
  7. ترديد پيامبر در وحياني بودن قرآن، ترديد افکني در صحت دريافت و ابلاغ آن و عدم مصونيت وحي از تصرف و تحريف، مطالبي است که روايات اسرائيلي سعي در القاء آن داشتند؛ يعني همان نکاتي که تورات و انجيل را بي‌اعتبار کرد.
  8. طبري در نقل اسرائيليات، راه افراط را در پيش گرفته است و بسياري از مفسران پس از وي با تکيه به شخصيت طبري اين روايات را نقل کرده­اند.
  9. از نظر علامه طباطبايي، منشأ نقل به معنا، ممنوعيت کتابت حديث و بدفهمي و اجتهاد راويان است که در روايات داستاني به‌ويژه روايات اسباب نزول، شايع‌تر است.
  10. علامه با توجه به آثار نقل به معنا در روايات، براي رفع آثار منفي آن روش‌هاي متفاوتي اتخاذ کرده‌اند:

* هر گاه الفاظ متفاوت، در معاني روايات و فهم درست آموزه‌هاي اصيل ديني خللي پديد نياورده است، با توجه به مضمون يکنواخت روايات متفاوت، يکي از نقل‌ها را اصل قرار داده، براي تأکيد و تأييد محتواي آن، ساير نقل‌ها را نيز يادآور شده‌اند.

* اگر الفاظ متفاوت موجب اختلاف و تحريف در احاديث شود به گونه اي که مفهوم روايات، با قرآن و اصول مسلم اعتقادي متعارض گردد، علامه، با دقت و قدرت آن‌ها را بررسي و نقد مي‌کنند.

* البته در مواقعي نيز الفاظ متفاوت، موجب اختلاف در مفهوم روايات شده اما منجر به تعارض با قرآن و اصول اعتقادي نشده است. در اين موارد اگر ترجيح بين اين روايات ممکن نباشد، حتي المقدور بين روايات مختلف را جمع کرده و روش اجمال و تفصيل را برگزيده‌اند؛ يعني روايتي را تفصيل روايت ديگر دانسته يا به مفهوم مشترکي که بين آن‌هاست، بسنده کرده‌اند.

  1. علامه طباطبايي، به بحث اختلاف قرائت بي­توجه­ نيستند، بلکه- بر اساس روش تفسيري (قرآن به قرآن)، مشي کلي‌شان در الميزان (رعايت اختصار و طرح مسايل تفسيري) و اطمينان بر قرائت صحيح مشهور- در مواردي که اختلاف قرائت در تفسير آيه مؤثر است به آن پرداخته­اند؛ در اغلب موارد قرائات شاذ را مطرح نکرده­اند و به ذکر قرائات مشهور اکتفاء کرده­ و کوشيده­اند در مواردي که همه يا بيش از يکي از قرائات مشهورند با استناد به عرف، لغت، قرآن، روايات و موافق­تر بودن قرائت با قضيه­اي که در خارج اتفاق افتاده، قرائت صحيح را تعيين کنند؛ وي، سياق را اصلي اساسي در ترجيح بين قرائات مي­دانند. بررسي‌هاي علامه درباره اختلاف قرائات از نظر اتقان و دقت و رعايت اختصار، با محوريت قرآن کريم بي‌نظير است.
  2. نقادي عالمانه روايات تفسيري در الميزان بر اساس قرآن، سنت قطعي، عقل سليم، تاريخ و علم قطعي و به دور از تعصبات مذهبي، اين تفسير را از ساير تفاسير متمايز کرده است؛ بي‌شک قرآن شريف، مهم‌ترين معيار نقد نزد علامه مي‌باشد؛ ايشان در معيار قرآن؛ از سياق آيات، در معيار سنت؛ از عصمت و شأن نبي و در معيار تاريخ؛ از تاريخ نزول آيات بيش‌تر استفاده کرده‌اند.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

فهرست منابع

 

 

 

* قرآن کريم

الف) منابع فارسي:

  1. ‌ اوسي، علي. روش علامه طباطبايي در تفسير الميزان. سيد حسين مير جليلي، بي جا: مركز چاپ و نشر سازمان تبليغات اسلامي، (1370 ش)
  2. ‌ نفيسي،‌شادي. علامه طباطبايي و حديث (روش‌شناسي نقد و فهم حديث از ديدگاه علامه طباطبايي در الميزان). تهران:‌ شركت انتشارات علمي و فرهنگي، (1384 ش)
  3. ابن خلدون، عبدالرحمن. مقدمه ابن خلدون. تهران: انتشارات علمي و فرهنگي، (1366 ش)
  4. اسعدي، محمد و همکاران. آسيب شناسي جريان هاي تفسيري. قم: پژوهشگاه حوزه و دانشگاه، (1389ش).
  5. انجمن پخش کتب مقدسه. کتاب مقدس(کتب عهد قديم و عهد جديد). بي جا: 1982م.
  6. ايازي، محمد علي. تفسير پژوهي ابوالفتح رازي؛ گزارش کتاب ها و پايان نامه ها. قم: دارالحديث، (1388ش)
  7. بابايي، علي اکبر. روش شناسي تفسير قرآن. تهران: سمت و پژوهشکده حوزه و دانشگاه، (1379 ش)، ج 1.
  8. بابايي، علي­اکبر. مکاتب تفسيري.ج 2،تهران: پژوهشکده حوزه و دانشگاه و سمت،(1381ش)
  9. خميني، روح اله، تفسير سوره حمد. تهران: مؤسسه تنظيم و نشر آثار امام خميني، (1375ش).
  10. جوادي آملي، عبدالله. تسنيم. قم: مركز نشر اسراء، (1387 ش)
  11. حجتي، محمد باقر. پژوهشي در تاريخ قرآن کريم. قم: دفتر نشر فرهنگ اسلامي، (1360).
  12. حسيني طهراني، سيد محمدحسين. مهر تابان.‌ (ياد نامه و مصاحبات تلميذ و علامه طباطبايي)، مشهد: علامه طباطبايي‌ ، (1417 ق)
  13. دياري بيدگلي، محمدتقي ، آسيب شناسي روايات تفسيري، (مجله مطالعات اسلامي، دانشگاه معارف اسلامي، ش 6، بهار90).
  14. دياري بيدگلي، محمدتقي. پژوهشي در باب اسرائيليات در تفاسير قرآن. تهران: دفتر پژوهش و نشر سهروردي، (‌1379ش.)
  15. رازى، ابوالفتوح حسين بن على، روض الجنان و روح الجنان فى تفسيرالقرآن (مشهد. بنياد پژوهشهاى اسلامى آستان قدس رضوى، (1408 ق )
  16. رستم‌نژاد، مهدي. استقلال قرآن در بيان و نقش روايات در تفسير از منظر علامه؛ قرآن شناخت. ش 8 ،(1390ش).
  17. رفيعي، ناصر. درسنامه وضع حديث. قم: مرکز جهاني علوم اسلامي، (1384 ش)
  18. سبحاني، جعفر. سيماي فرزانگان. قم: موسسه امام صادق(ع)، چاپ اول، (1379ش).
  19. شفاعي، زهرا. فخر رازي و تفسير کبير. تهران: خانه کتاب، (1389ش)
  20. شهيدي، سيد جعفر. ترجمه نهج البلاغه. تهران: شرکت انتشارات علمي و فرهنگي، (1373 ش)
  21. صفري فروشاني، نعمت الله. غاليان؛ کاوشي در جريان ها و برآيندها. مشهد: آستان قدس رضوي، (1387 ش.)
  22. طباطبايي،‌ سيد محمدحسين. قرآن در اسلام قم: دفتر انتشارات اسلامي. (1372 ش)
  23. عبدالهادي، فضلي. مقدمه اي بر تاريخ قرائات قرآن کريم. قم: نشر زائر،1373ش
  24. عسکري، سيد مرتضي. نقش ائمه در احياي دين. تهران: مؤسسه اهل البيت(ع)، (1361 ش)
  25. عقيقي بخشايشي، عبد الرحيم. طبقات مفسران شيعه. قم: دفتر نشر نويد اسلام، (1376 ش)
  26. فاکر، محمد. اختلاف قرائات وعلامه طباطبايي. قرآن شناخت، ش 8 ، (1390ش).
  27. فرجاد، محمد. داستان پيامبران در تفسير ابوالفتح رازي. پژوهش‌هاي قرآني، ش 41، (بهار 1384).
  28. فصيحي، علي. اسباب نزول در مجمع‌البيان. پژوهش‌هاي قرآني، ش 1، (تابستان 1374).
  29. کلانتري ارسنجاني، علي­اکبر. نقش دانش رجال در تفسير و علوم قرآن. قم: بوستان کتاب، (1382)
  30. گلي زواره، غلامرضا.‌ جرعه‌هاي جانبخش. قم: انتشارات حضور، چاپ دوم (‌1377ش)
  31. محمدي ري شهري، محمد. ميزان الحکمة. قم: دفتر تبليغات اسلامي، (1402 ق- 1405 ق)
  32. مدير شانه‌چي، کاظم. علم الحديث. قم: دفتر تبليغات اسلامي، (1364 ش)
  33. مسعودي، محمد مهدي. شفاف ترين ويژگي هاي الميزان(1). مجله پژوهش هاي قرآني، (1379)
  34. مسعودي، عبدالهادي. آسيب شناخت حديث. قم: نشر زائر، (1389.)
  35. مسعودي، عبدالهادي. وضع و نقد حديث. تهران: مطالعه و تدوين علوم انساني(سمت)، مرکز تحقيق و توسعه علوم انساني؛ دانشکده علوم حديث، (1388ش)
  36. مصاحب، غلامحسين. دائرة المعارف مصاحب. مؤسسه انتشارات فرانکلين، (بي‌تا)
  37. مطهري، مرتضي. حق و باطل. ‌تهران: انتشارات صدرا، (‌1362)
  38. مطهري، مرتضي. مجموعه آثار. ج 3، تهران:‌ صدرا، (1385 ش)
  39. مطهري، مرتضي. اسلام و مقتضيات زمان. تهران: انتشارات صدرا، (1362 ش)
  40. مطهري، مرتضي. سيري در سيره نبوي. تهران: صدرا، (1378ش)
  41. معارف، مجيد. حديث و حديث­پژوهي. تهران: نشر کتاب مرجع، (1389ش)
  42. معرفت، محمد هادي. تفسير و مفسران. قم: موسسه فرهنگي التمهيد، (1384ش)
  43. معرفت، محمد هادي. علوم قرآني. قم: موسسه فرهنگي التمهيد، (1381 ش)
  44. مکارم شيرازي، ناصر، با همکاري جمعي از نويسندگان. تفسير نمونه. تهران: دارالکتب الاسلامية، (1363 ش)، ج 22.
  45. مهريزي، مهدي. حديث­پژوهي. قم: سازمان چاپ و نشر دارالحديث، (1381ش) ج 1.
  46. مهريزي، مهدي. درآمدي بر شيوه هاي ارزيابي اسناد حديث. علوم حديث، ش 1، (1375ش)
  47. مودب، رضا. نزول قرآن و روياي هفت حرف. قم: حوزه علميه، دفتر تبليغات، مرکز انتشارات، (1378 ش).
  48. ناصح، علي احمد. کاربرد احاديث در تفسير قرآن قم: پژوهشنامه قرآن و حديث. (1382 ش)
  49. هاشمي، سيد حسين. اسباب نزول در تفسير المنار. پژوهشهاي قرآني،ش1، (بهار 74).
  50. هاشمي، سيد حسين. روش تفسيري مجمع‌البيان. پژوهش‌هاي قرآني، ش 29 و 30، (بهار و تابستان 81.).
  51. واعظ زاده خراساني، محمد. مکاتب و روش هاي تفسيري. جزوه درس استاد، چاپ نشده، (موجود در کتابخانه تخصصي مرکز فرهنگ و معارف قرآن قم).

ب) منابع عربي:

  1. آلوسي، محمود. روح المعاني. بيروت: داراحياء التراث العربي، (1405 ق).
  2. ابن ابي الحديد، شرح نهج البلاغه. قم: منشورات مکتبة آية الله مرعشي نجفي. (1404 ق).
  3. ابن تيميه، تقي­الدين. مقدمه في اصول التفسير. با تحقيق دکتر عدنان محمد زرزور، چاپ اول، بيروت: دارالقرآن الکريم، (1391ق)
  4. ابن جزري. النشر في القراءات العشر. قاهره: مکتبة الجلي، (بي‌تا).
  5. ابن عرّاق، ابوالحسين علي‌بن محمد. تنزيه الشريعة المرفوعة عن الاحاديث الشنيعة الموضوعة. بيروت: دارالکتب العلميه، (1401 ق)،.
  6. ابن غضائري، احمدبن حسين. رجال ابن الغضائري. قم: اسماعيليان (1364ق)
  7. ابن قتيبه، عبدالله. تأويل مختلف الحديث. بيروت: بي­نا، (1391 ق)
  8. ابن کثير، اسماعيل. تفسير القرآن العظيم. بيروت: دارالمعرفة، (1407 ق)
  9. ابن منظور، محمد ابن مکرم. لسان­العرب. قم: نشر ادب الحوزه، (1363)
  10. ابوريه، محمود. اضواء علي السنه المحمديه. مصر: دارالمعارف، (بي‌تا)
  11. ابوشهبه، محمد بن محمد. الاسرائيليات و الموضوعات في کتب التفسير. بيروت: دارالجيل، مکتبة السنه القاهره، (بي‌تا).
  12. بلاغى نجفى، محمد جواد. آلاء الرحمن فى تفسير القرآن. قم: بنياد بعثت، چاپ اول، (1420 ق)
  13. اميني، عبدالحسين. الغدير في الکتاب و السنة و الادب. قم: مرکز الغدير للدراسات الاسلامية، (1416 ق)
  14. انصاري،‌ شيخ مرتضي. فوائد الأصول. (قم: دفتر انتشارات اسلامي، (بي‌تا).
  15. بحراني، سيدهاشم. البرهان في التفسير القرآن. تهران: بنياد بعثت، (1416 ق.)
  16. بخاري، محمد بن اسماعيل.‌ صحيح البخاري. ‌بي‌جا: دارالفکر، (1401 ق)
  17. جزايري، نعمت الله. انوار النعمانيه. بيروت: الاعلمي للمطبوعات، (1948ق)
  18. حرّ عاملي، محمد بن حسن. تفصيل وسائل الشيعه. قم: مؤسسه آل البيت لاحياء التراث، (بي‌تا).
  19. حسيني جلالي، سيد محمدرضا. تدوين السنة الشريفة. قم: دفتر تبليغات اسلامي، (1371ش)
  20. حسيني عاملي، سيد محمد جواد. مفتاح الکرامة. قم: مؤسسه آل البيت(ع)، (بي‌تا.)، ج 2.
  21. حلي، حسن­ ابن يوسف­بن علي­بن مطهر. رجال العلامه الحلي. قم: بي­نا، (1411ق)
  22. خوئي، سيد ابوالقاسم. البيان في تفسير القرآن. بي­جا: منشورات انوار الهدي، (1401 ق.)
  23. خوئي، سيد ابوالقاسم. معجم الرجال الحديث. بيروت: منشورات مدينة العلم (افست قم)، (1403 ق)
  24. ذهبي، شمس الدين. تذکره الحفاظ. بيروت: دارالکتب العلمية، (1374 ش)
  25. ذهبي، محمدحسين. الاسرائيليات في التفسير و الحديث. دمشق: لجنة النشر في دارالايمان، (1405 ق.)
  26. ذهبي، محمد حسين. التفسير و المفسرون. قاهره: دارالکتب الحديثه، (1381 ق)
  27. رازي، فخرالدين ابوعبداله محمد بن عمر ، مفاتيح الغيب (بيروت: داراحياء التراث العربي، 1420 ق)
  28. راغب اصفهاني، حسين بن احمد. المفردات في غريب القرآن. قم: دفتر نشر کتاب، (بي‌تا).
  29. رشيدرضا، محمد. تفسير المنار. ‌بيروت: دارالمعرفة، (بي‌تا).
  30. زرقاني، محمد عبدالعظيم. مناهل العرفان. قاهره: جامعه الازهر، دانشکده اصول الدين، (بي تا)، ج 1.
  31. زرکشي، بدرالدين. البرهان في علوم القرآن. بيروت: دارالمعرفة، (1415 ق)
  32. سبحاني، جعفر. الحديث النبوي بين الرواية و الدراية. قم: مؤسسه الامام الصادق(ع)، (1419ق.).
  33. سبحاني، جعفر. کليات في علم الرجال قم: مرکز مديريت حوزه علميه. (1410 ق)
  34. سجستاني، ابن ابي داود. المصاحف. بيروت: دارالکتب العلميه، (1405 ق).
  35. سيوطى جلال الدين، الدر المنثور فى تفسير المأثور. قم: كتابخانه آيت الله مرعشى نجفى. (1404 ق)
  36. سيوطي، جلال الدين.‌ الاتقان في علوم القرآن. قم:‌ منشورات الشريف الرضي، (بي‌تا )
  37. سيوطي، جلال الدين. تدريب الراوي. مدين: مکتبة العلمية، (1392 ق)
  38. شاکر، احمد محمد. الباعث الحثيث: شرح اختصار علوم الحديث للحافظ ابن کثير. بيروت: دارالکتب العلميه، (بي تا)
  39. صاوي جويني، مصطفي. شيوه هاي تفسيري قرآن کريم. (مشهد، آستان قدس رضوي، 1385ش).
  40. صبحي صالح. علوم الحديث و مصطلحه. بيروت: درالعلم للملايين، (2009 م)
  41. صبحي صالح. نهج البلاغه. قم: دارالهجرة، (بي‌تا)
  42. صدوق، ابن بابويه. من لا يحضره الفقيه. با تصحيح و تعليق علي اکبر غفاري، قم: مؤسسه النشر الاسلامي، (1361 ش)
  43. طباطبايي،‌ سيد محمدحسين. الميزان في تفسير القرآن. قم: دفتر انتشارات اسلامي جامعه مدرسين حوزه علميه ،قم، (1417ق)
  44. طبرسى، فضل بن حسن. مجمع البيان فى تفسير القرآن. تهران:انتشارات ناصرخسرو، (1372ش)
  45. طبري، ابن جرير. جامع البيان عن تاويل آي القرآن( تفسيرطبري). بيروت: دارالکتب العلمية، (1412ق)
  46. طريحي، فخرالدين. مجمع البحرين. تهران: المکتبة المرتضوية، (1395 ق).
  47. طوسي، محمد بن حسن.‌ التبيان في تفسير القرآن. بيروت: داراحياء التراث العربي، (بي‌تا)
  48. طوسي، محمدبن حسن. العدة في الاصول. قم: بي­نا، (1417 ق)
  49. عاملي مکي شهيد ثاني، زين الدين. الرعاية في علم الدراية. قم: مکتبة آية الله مرعشي نجفي، (1408 ق).
  50. عاملي مکي، حسن بن زين الدين. معالم الاصول. بي نا، (بي تا)
  51. عاملي، جمال الدين حسن بن زين الدين. معالم الدين و ملاذا لامجتهدين. قم: مؤسسه النشر الاسلامي، (1406 ق)
  52. عاملي، محمد بهاءالدين. الوجيزه في علم الدرايه. (قم: منشورات المکتبه الاسلاميه، (1396ق)
  53. عروسى حويزى، عبد على بن جمعه. تفسير نور الثقلين. قم: انتشارات اسماعيليان، چاپ چهارم، (1415 ق).
  54. عسگري، سيد مرتضي. معالم المدرستين. قم: مکتبة اصول الدين، (1416 ق).
  55. علي، جواد. المفصل في تاريخ العرب. بيروت: دارالعلم للملايين، مکتبة الجواد، بغداد، (1976م(
  56. عياشى، محمد بن مسعود. كتاب التفسير. تهران: چاپخانه علميه، (1380 ق)
  57. غزّالي، ابوحامد. المستصفي من علم الاصول. مصر: المکتبة الأميرية، ط 1، (1322 ق )
  58. فاضل لنکراني، محمد. مدخل التفسير. قم: دفتر تبليغات اسلامي،(1413 ق).
  59. فضلي، عبدالهادي، اصول الحديث. بيروت: مؤسسه ام القري للتحقيق و النشر.(1416 ق)
  60. فيض کاشاني، ملامحسن. تفسير الصافي. بيروت: مؤسسه الاعلمي، (1979 م)
  61. قشيري نيشابوري، مسلم بن حجاج. صحيح مسلم. بيروت: دارالکتاب العربي، (1407 ق)
  62. قمى، على بن ابراهيم. تفسير قمى. قم: دار الكتاب، چاپ چهارم، (1367 ش)
  63. قهپايي، ملا عنايت الله. مجمع الرجال. قم: مؤسسه اسماعيليان، (بي‌تا)
  64. کليني، محمد بن يعقوب. الکافي. با تصحيح علي اکبر غفاري، تهران: دارالکتب الاسلامية، (1363ش)
  65. مامقاني، عبدالله. تنقيح المقال. نجف: مکتبة المرتضوية، (‌1352 ش )
  66. مامقاني، عبدالله. مقباس الهداية في علم الدراية. قم: مؤسسه آل البيت(ع) لاحياء التراث، (1411 ق).
  67. متقي هندي، علاء الدين. کنزالعمال في سنن الاقوال والافعال. بيروت:موسسه الرساله، (1409ق)
  68. مجلسي، محمد باقر. بحارالانوارالجامعه لدرر اخبار الائمه الاطهار (ع). بيروت: مؤسسه الوفاء، ط2، (1403 ق )
  69. معرفت، محمد هادي.التمهيد في علوم القرآن. قم، مؤسسه النشر الاسلامي، (1412 ق)
  70. معروف حسني، هاشم. الموضوعات في الآثار و الاخبار. بيروت: دارالتعارف للمطبوعات، (1407 ق)
  71. مفيد، محمد بن نعمان. تصحيح الاعتقاد. بي‌جا: بي‌نا، (بي‌تا)
  72. مکي‌بن ابي‌طالب. الکشف عن وجوه القرائات السبع و عللها و حججها،. بيروت: مؤسسه الرساله، (1401ق).
  73. نجاشي، احمدبن عباس. رجال النجاشي. باتحقيق سيدموسي زنجاني شبيري، قم:دفتر انتشارات اسلامي،(1407ق)

Qum University

The Faculty of Theology and Islamic Culture

 

 

Thesis

For Degree of Master of Science (MSC)

In Tradition and Qur’anic Science

 

 

 

 

 

Title:

 

The Potology of Interpretative Traditions in the Outlook of Tafsir Al-Mizan

 

 

Supervisor:

Dr. M. Diari  bidgoli

 

 

Advisor:

Dr. M. Rahman Setayesh 

 

 

By:

…………………….

 

 

2012

Abstract:

The interpretative traditions were simultaneity born with the divine message coming down and very important in comprehending the Divine message. These traditions as well as others, through the years have been encountered with various damages; in some of these traditions, the documents have affected by omission or weekness, and in some cases textual and contextual problems have shocked the traditions. In this study, with the subject of “The Potology of Interpretative Traditions in the Outlook of Tafsir Al- Mizan” we want to explain these damages and their influences on comprehending the Qur’an’s verses with stressing on the Allameh Tabata’ies’ ideas and by precision looking at the samples of damaged interpretive traditions which are studied in the Al-Mizan we will be ecquaintance with the criterions of distincting the damages and the Allameh’s position toward them. It seems that the most important damages of interpretive traditions are:  omission of the documents, making traditions, Isra’iliyat, narrationg according to the meaning and the various kinds of readings. The professional  potology  of interpretive traditions in Al-Mizan according to the Holy Qur’an, the definit customs, common sense, history and the definit science far from the religious bigotry, has changed this interpretary to the modle for expurgating the interpretive traditions and protecting them.

Key Words: Traditions Potology, Interprative Traditions, Allameh Tabatab’ie, Al-Mizan, Striving Interprative, Criticism of Traditions

 

[1]. محمد اسعدي و همکارانش، آسيب شناسي جريان هاي تفسيري، (قم: پژوهشگاه حوزه و دانشگاه، 1389ش).

[2] . محمدتقي دياري بيدگلي، آسيب شناسي روايات تفسيري، (مجله مطالعات اسلامي، دانشگاه معارف اسلامي، ش 6، بهار90).

[3] . علي اکبر رستمي، آسيب شناسي و روش شناسي تفسير معصومان(ع)، (رشت: کتاب مبين، 1380)

[4]. شادي نفيسي، علامه طباطبايي و حديث، روش نقد و فهم حديث از ديدگاه علامه طباطبايي در الميزان (تهران: شرکت انتشارات علمي و فرهنگي، 1384 ش)

[5]. محمدتقي دياري، محمدحسين پورافغاني، بازخواني نگرش علامه طباطبايي در نقد سند شناسنامه و رجالي روايات در الميزان، مجله لسان صدق، شماره اول، بهار 1391.

[6]. محمدتقي دياري، پژوهشي در باب اسرائيليات در تفاسير قرآن، (تهران: دفتر پژوهش و نشر سهروردي، ‌1379ش)، ص 207- 211.

[7]. علي­اکبر بابايي، مکاتب تفسيري( تهران: سمت، قم:‌ پژوهشکده حوزه و دانشگاه، 1381 ش)، ج 2، ص 251- 249.

[8]. علي الاوسي، روش علامه طباطبايي در تفسير الميزان، ‌ترجمه سيد حسين ميرجليلي(بي جا، مركز چاپ و نشر سازمان تبليغات اسلامي، ‌تابستان 1370 ش)، ص 57.

[9]. سيد محمدحسين حسيني طهراني، مهر تابان، (مشهد، علامه طباطبايي‌ ، 1417 ق)، ص 35.

[10]. الاوسي، همان ص 66.

[11]. غلامرضا گلي زواره، جرعه‌هاي جانبخش، (قم: انتشارات حضور، ‌1377 ش)، ص 58- 80.

[12]. همان، ص 67.

[13]. الاوسي، همان، ص 65.

[14]. همان، ‌ص 58.

[15]. نفيسي، همان، ص 84- 85.

[16]. حسيني طهراني، همان، ص 25.

[17]. رواية الحديث بالمعني، نقل معني­الحديث من دون الجمود علي الالفاظ لا تجوز لمن لم­ يکن عالما بمقاصد الالفاظ و ما يحيل معانيها و مقادير التفاوت بينها بغير خلاف؛ عبدالهادي مسعودي، آسيب­ شناخت حديث (قم: نشر زائر، 1389 ش)، ص 113؛ شهيد ثاني، الرعاية في علم الدراية، ص 130.

[18]. رک: متقي هندي، کنزالعمال، ج 10، ص 229؛ کليني، الکافي، ج 1، ص 403.

[19]. رک: متقي هندي، همان، ج 10، ص 230

[20]. مامقاني، مقباس الهدايه، ج 3، ص 253.

[21]. رک: شمس الدين ذهبي، تذکره الحفاظ، (بيروت: دارالکتب العلمية، 1374 ش)، ج 1، ص 5، به نقل از ابوبکر.

[22]. رک: بخاري، صحيح بخاري، ج 1، ص 37، به نقل از ابوريه عمر، اضواء، ص 40.

[23]. رک: ذهبي، همان، ج 1، ص 4، به نقل از عمر.

[24]. رک: همان ، ج 1، ص 7؛ ابوريه، اضواء، ص 54.

[25]. رک: همان، ج 1، ص 5.

دیدگاهها

هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.

اولین نفری باشید که دیدگاهی را ارسال می کنید برای “دانلود پایان نامه آسيب شناسي روايات تفسيري در تفسير الميزان”

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

29 − = 25