دانلود پایان نامه سیر تحول مفهوم توسعه در مطبوعات ایران مطالعه تطبیقی مطبوعات دوره اصلاحات و اصولگرایی

39,000تومان

توضیحات

دانلود و مشاهده قسمتی از متن کامل پایان نامه :

 

 

دانشگاه علامه طباطبایی

دانشکده علوم ارتباطات

پایان نامه تحصیلی

کارشناسی ارشد

رشته علوم ارتباطات اجتماعی

موضوع:

سیر تحول مفهوم توسعه در مطبوعات ایران

مطالعه تطبیقی مطبوعات دوره اصلاحات و اصولگرایی

استاد راهنما:

دکتر علیرضا حسینی پاکدهی

استاد مشاور:

دکتر هادی خانیکی

نگارش:

………………..

شهریور 92

 

 

چکیده

پژوهش حاضر با هدف بررسی سیر تحول مفهوم توسعه در مطبوعات دوره اصلاحات و اصولگرایی، به تحلیل محتوای کمی و کیفی سرمقاله های منتشر شده در مطبوعات هر دوره می‌پردازد. چارچوب نظری این پژوهش متأثر از تقسیم بندی چهارگانه «ملکات» در حوزه ارتباطات و توسعه، بر رویکرد اجتماع محور و دیدگاه «مجید تهرانیان» استوار شده است. بدین گونه، با توجه به این نظریه سرمقاله های منتشر شده در دوره اصلاحات و اصولگرایی مورد تحلیل و ارزیابی کمی و کیفی قرار گرفته‌اند.

در این پایان نامه با استفاده از روش نمونه گیری هدفمند تعداد 440 سرمقاله منتشر شده در دو دوره اصلاحات و اصولگرایی انتخاب شدند و در مرحله کمی با استفاده از دستورالعمل کد گذاری و در مرحله کیفی با استفاده از روش عرفی مورد تحلیل و بررسی قرار گرفتند.

نتایج بدست آمده در این پژوهش نشان می‌دهد که مفهوم توسعه در هر کدام از دوره های مورد بررسی با یکدیگر متفاوت بوده است. بدین معنی که در دوره ریاست جمهوری سید محمد خاتمی که به دوره اصلاحات مشهور است مفهوم توسعه سیاسی و شاخص‌هایی چون آزادی بیان، ارتباط پویا با دولت‌های خارجی و استقرار جامعه مدنی در اولویت سرمقاله های منتشر در روزنامه‌ها قرار داشته در دوره موسوم به اصولگرایی که ریاست جمهوری محمود احمدی نژاد را شامل می‌شود، توسعه اقتصادی و شاخص‌هایی چون هدفمندی یارانه‌ها و دستیابی به انرژی هسته ای در اولویت روزنامه های مورد بررسی قرار داشته است. در نتیجه می‌توان انقطاع و عدم پیوستگی در تحول مفهوم توسعه در هر کدام از این دوره‌ها مشاهده کرد، که این امر عدم توازن در برداشت از مفهوم توسعه را در مطبوعات و به تبع دولت نشان می‌دهد که به خودی خود می‌تواند عملکردها و سیاست‌های دولت را تحت تأثیر قرار دهد.

 

واژگان کلیدی: توسعه اقتصادی، توسعه فرهنگی، توسعه سیاسی، توسعه اجتماعی، ارتباطات و توسعه

 

 

 

 

فهرست مطالب

فصل 1-  کلیات پژوهش     1

1-1-  طرح موضوع و تعریف آن   2

1-2-  ضرورت و اهمیت موضوع   5

1-2-1-  اهمیت و ضرورت نظری   6

1-2-2-  اهمیت و ضرورت عملی یا اجتماعی   7

1-3      هدف اصلی تحقیق   8

1-3-1-  اهداف فرعی   8

فصل 2-  مبانی نظری و ادبیات تحقیق    11

مقدمه  12

2-1-  بخش اول – مرور تاریخی توسعه  13

2-1-1-  تاریخچه مفهوم توسعه  13

2-1-2-  توسعه و مکتب نوسازی   16

2-1-3-  توسعه و مکتب وابستگی   18

2-1-4-  توسعه و مکتب رهایی بخش    19

2-1-5-  ارتباطات و توسعه  20

2-1-6-  روزنامه نگاری برای توسعه  22

2-1-7-  طبقه بندی مقوله های توسعه و ارتباطات از جنگ جهانی دوم به بعد  23

2-1-8-  توسعه در ایران  26

2-2- بخش دوم – مرور مفهومی   27

2-2-1-  تعریف توسعه  28

2-2-1-1- رشد و توسعه  32

2-2-1-2- تغییر اجتماعی و توسعه  33

2-2-1-3- توسعه نیافتگی   34

2-2-1-4- نوسازی و توسعه  35

2-2-1-5- توسعه پایدار 36

2-2-1-6- توسعه انسانی   36

2-2-1-7- ارتباطات توسعه  37

2-2-2-  انواع توسعه  38

2-2-2-1- توسعه متوازن و توسعه نامتوازن  39

2-2-2-2- توسعه از بالا و توسعه از پایین   39

2-2-2-3- توسعه درونزا و برونزا 39

2-2-3-  ابعاد توسعه  40

2-2-3-1- توسعه اقتصادی   40

2-2-3-2- توسعه سیاسی   44

2-2-3-3- توسعه اجتماعی   51

2-2-3-4- توسعه فرهنگی   54

2-3- بخش سوم – مرور نظری   58

2-3-1-  مقدمه  58

2-3-2-  نظریه نوسازی   59

2-3-2-1- نوسازی و ارتباطات   62

2-3-2-2- مدل نظری دانیل لرنر  63

2-3-2-3- اشاعه نوآوری‌ها 66

2-3-3-  نظریات انتقادی   69

2-3-3-1- نظریه وابستگی   69

2-3-3-2- وابستگی و ارتباطات   72

2-3-4-  رویکرد الهیات رهایی بخش و توسعه  73

2-3-5-  رویکرد اجتماع محور و توسعه  74

2-3-5-1- دیدگاه مجید تهرانیان  75

2-3-5-2- دیدگاه آمارتیا سن درباره توسعه  78

2-3-6-  نظریه رسانه های توسعه بخش    80

2-4      بخش چهارم : مرور تجربی   82

2-4-1-  پژوهش‌های خارجی   82

2-4-2-  پژوهش‌های داخلی   85

2-5-  بخش پنجم – چارچوب نظری و سؤال‌های پژوهش    89

2-5-1-  چارچوب نظری   89

2-5-2-  سؤال اصلی پژوهش    91

2-5-3-  سؤال‌های فرعی  بخش کمی   91

2-5-4-  سؤال‌های فرعی  بخش کیفی   92

فصل 3- روش پژوهش     95

مقدمه  96

3-1- روش تحقیق   97

3-2- انواع تحلیل محتوا 97

3-2-1-  تحلیل محتوای کمی   98

3-2-2-  تحلیل محتوای کیفی   99

3-3-  تکنیک تحقیق   101

3-4-  واحد تحلیل   101

3-5-  جامعه آماری   101

3-6-  روش نمونه گیری و حجم نمونه  102

3-7-  نحوه جمع آوری داده‌ها 103

3-8-  فنون مورد استفاده برای تجزیه و تحلیل داده‌ها 104

3-9-  محاسبه ضریب قابلیت اعتماد  104

3-10- مقوله بندی و تعریف نظری و عملی متغییر ها و مفاهیم   105

3-10-1-1-  مرور بر روزنامه های بررسی شده در دوره اصلاحات   110

3-10-1-2-  مرور بر روزنامه مورد بررسی در دوره اصولگرایی   111

فصل 4-  بررسی یافته‌ها 113

مقدمه  114

4-1- جداول یک بعدی   115

4-2- جداول دو بعدی   139

4-3-  بخش دوم بررسی کیفی داده‌ها 156

4-3-1-1-   مروری بر تحولات و حوادث مهم دوره اصلاحات (1384-1376) 156

4-3-1-2-   مفهوم توسعه در دولت اصلاحات   157

4-3-2-  دوره اصولگرایی   170

4-3-2-1-   مروری بر تحولات و حوادث مهم دوره اصولگرایی (1380-1384) : 170

4-3-2-2-   توسعه در دوره اصولگرایی   171

فصل 5-  نتیجه گیری   181

مقدمه  182

5-1-   خلاصه یافته های تحقیق: 182

5-2-  جمع بندی   185

5-3-  محدودیت    188

5-4-  پیشنهادها 188

فهرست منابع و مآخذ تحقیق   190

پیوست    197

 

فهرست نمودارها

نمودار ‏4‑1 مسئله اصلی مورد بحث در سرمقاله‌های روزنامه‌های اصلاح طلب   119

نمودار ‏4‑2 برجسته سازی سرمقاله های روزنامه های اصلاح طلب در بعدهای توسعه  120

نمودار ‏4‑3 اولویت‌های اقتصادی در سرمقاله های روزنامه های اصلاح طلب   122

نمودار ‏4‑4 اولویت‌های سیاسی در سرمقاله های روزنامه های اصلاح طلب   124

نمودار ‏4‑5 اولویت‌های اجتماعی در سرمقاله های روزنامه های اصلاح طلب   125

نمودار ‏4‑6 اولویت‌های توسعه فرهنگی در روزنامه های اصلاح طلب   126

نمودار ‏4‑7 برجسته سازی سرمقاله های روزنامه های اصولگرا در بعدهای توسعه  131

نمودار ‏4‑8 اولویت‌های اقتصادی در سرمقاله های روزنامه های اصولگرا 133

نمودار ‏4‑9 اولویت‌های سیاسی در سرمقاله های روزنامه های اصولگرا 135

نمودار ‏4‑10 اولویت‌های اجتماعی در سرمقاله های روزنامه های اصولگرا 136

نمودار ‏4‑11 اولویت‌های فرهنگی در سرمقاله های روزنامه های اصولگرا 137

فهرست جداول

جدول ‏2‑1 خلاصه دیدگاه تهرانیان پیرامون توسعه  90

جدول ‏3‑1  روزنامه های مورد بررسی  103

جدول ‏4‑1 توزیع فراوانی و درصد نسبی روزنامه های مورد بررسی  115

جدول ‏4‑2 توزیع فراوانی و درصد نسبی نوع اشاره به توسعه روزنامه های مورد بررسی  116

جدول ‏4‑3 توزیع فراوانی و درصد نسبی خط مشی روزنامه ‌های اصلاح طلب نسبت به توسعه  116

جدول ‏4‑4 فراوانی و درصد سبک سرمقاله‌های روزنامه ‌های اصلاح طلب   117

جدول ‏4‑5 فراوانی و درصد نسبی مسئله‌ی اصلی مورد بحث در سرمقاله‌های روزنامه ‌های اصلاح طلب   118

جدول ‏4‑6 فراوانی و درصد رویکرد سرمقاله‌های روزنامه‌های اصلاح طلب به توسعه  119

جدول ‏4‑7 فراوانی و درصد برجسته سازی ابعاد توسعه در سرمقاله‌های روزنامه ‌های اصلاح طلب   120

جدول ‏4‑8 فراوانی و درصد اولویت‌های اقتصادی در سرمقاله‌های روزنامه ‌های اصلاح طلب   121

جدول ‏4‑9 فراوانی و درصد اولویت‌های سیاسی در سرمقاله‌های روزنامه ‌های اصلاح طلب   123

جدول ‏4‑10  فراوانی و درصد اولویت‌های اجتماعی در سرمقاله‌های روزنامه ‌های اصلاح طلب   124

جدول ‏4‑11 فراوانی و درصد اولویت‌های فرهنگی در سرمقاله‌های روزنامه ‌های اصلاح طلب   125

جدول ‏4‑12 فراوانی و درصد نوع نگاه سرمقاله‌های روزنامه ‌های اصلاح طلب به عملکرد دولت وقت   126

جدول ‏4‑13 فراوانی و درصد نوع اشاره‌ی روزنامه ‌های اصول‌گرا به توسعه  127

جدول ‏4‑14 خط مشی روزنامه های اصولگرا نسبت به دولت وقت   127

جدول ‏4‑15 فراوانی و درصد سبک سرمقاله‌های روزنامه ‌های اصول‌گرا 128

جدول ‏4‑16 فراوانی و درصد مسئله‌ی اصلی مورد بحث در سرمقاله‌های روزنامه ‌های اصول‌گرا 129

جدول ‏4‑17 فراوانی و درصد رویکرد سرمقاله‌های روزنامه‌های اصول‌گرا به توسعه  130

جدول ‏4‑18 فراوانی و درصد برجسته‌سازی سرمقاله‌های روزنامه ‌های اصول‌گرا در بعدهای توسعه  131

جدول ‏4‑19  فراوانی و درصد اولویت‌های اقتصادی در سرمقاله‌های روزنامه ‌های اصول‌گرا 132

جدول ‏4‑20 فراوانی و درصد اولویت‌های سیاسی در سرمقاله‌های روزنامه ‌های اصول‌گرا 134

جدول ‏4‑21 فراوانی و درصد اولویت‌های اجتماعی در سرمقاله‌های روزنامه ‌های اصول‌گرا 135

جدول ‏4‑22 فراوانی و درصد اولویت‌های فرهنگی در سرمقاله‌های روزنامه ‌های اصول‌گرا 136

جدول ‏4‑23 فراوانی و درصد نوع نگاه سرمقاله‌های روزنامه ‌های اصول‌گرا به عملکرد دولت قبلی  137

جدول ‏4‑24 فراوانی و درصد نوع نگاه سرمقاله‌های روزنامه ‌های اصول‌گرا به عملکرد دولت وقت   137

جدول ‏4‑25 مقایسه ابعاد برجسته شده از توسعه در سرمقاله‌های روزنامه‌ها بر حسب تعلق جناحی آن‌ها 139

جدول ‏4‑26 مقایسه جهت گیری سرمقاله‌ی روزنامه‌ها بر حسب تعلق جناح سیاسی آن‌ها 141

جدول ‏4‑27 مقایسه اشاره به توسعه در سرمقاله های روزنامه‌ها بر حسب تعلق جناحی آن‌ها 142

جدول ‏4‑28 مقایسه رویکرد سرمقاله روزنامه‌ها به توسعه بر حسب تعلق جناحی آن‌ها 143

جدول ‏4‑29 مقایسه نوع نگاه سرمقاله‌ها به عملکرد دولت قبلی بر حسب تعلق حزبی آن‌ها 145

جدول ‏4‑30 مقایسه نوع نگاه سرمقاله‌ها به عملکرد دولت وقت بر حسب تعلق جناحی آن‌ها 147

جدول ‏4‑31 مقایسه برجسته سازی ابعاد توسعه در سرمقاله های روزنامه‌ها بر حسب سال انتشار آن‌ها 149

جدول ‏4‑32 مقایسه اشاره به توسعه در سرمقاله های روزنامه‌ها بر حسب برجسته سازی ابعاد توسعه در سرمقاله های آن‌ها 151

جدول ‏4‑33 مقایسه رویکرد به توسعه در سرمقاله‌های روزنامه‌ها بر حسب برجسته سازی ابعاد توسعه در آن‌ها 152

جدول ‏4‑34 مقایسه جهت گیری سرمقاله های روزنامه‌ها بر حسب برجسته سازی ابعاد توسعه در آن‌ها 154

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

فصل 1-       کلیات پژوهش

 

و خداوند با آن همه مهربانی به خلق، حال هیچ قومی را دگرگون نخواهد کرد تا زمانی که خود آن قوم حالشان را تغییر دهند.

سوره رعد، آیه 11

 

1-1-     طرح موضوع و تعریف آن

پژوهش حاضر با موضوع سیر تحول مفهوم توسعه در مطبوعات دوره اصلاحات و اصولگرایی و با استفاده روش تحلیل محتوای کمی و کیفی صورت گرفته است. در طرح موضوع این پژوهش باید اشاره کنیم که ما در عصری زندگی می‌کنیم که رسانه‌ها به طور فزاینده با زندگی روزمره مردم تنیده شده‌اند. آن‌ها با نقش‌هایی که در حیطه خبر رسانی، اطلاع رسانی، آموزش و پر کردن اوقات فراغت ایفا می‌کنند خلأهایی چون خلأ آگاهی، تفریح و نیاز به دانش را تا حد قابل توجهی برای بشر امروز پر می‌کنند. پس از جنگ جهانی دوم، با شروع بحث‌های علمی در مورد توسعه و همچنین گسترش روزافزون فناوری‌های جدید ارتباطی، محققان و برنامه ریزان توسعه توجه ویژه ای را نسبت به نقش اساسی رسانه‌ها در توسعه کشور های موسوم به جهان سوم مبذول داشتند و از همین منظر مفاهیم و نظریات تازه ای را در حوزه ارتباطات و توسعه خلق کردند.

در اهمیت تحقق امر «توسعه»[1] باید گفت که کشورها از طریق دست یافتن به آن می‌توانند جایگاه خود را در نظام جهانی تغییر دهند در حالی که بازماندن از آن با تقلیل جایگاه کشورها در سلسله مراتب قدرت و ثروت جهانی همراه است. بنابراین کشورهای توسعه نیافته تلاش می‌کنند تا با تدوین برنامه های کوتاه مدت و بلند مدت و استفاده از ابزار و امکانات گوناگون، خود را در مسیر توسعه ای پایدار قرار دهند.

امروزه تعریف توسعه مانند آنچه که «آرتور لوئیس» برندۀ جایزۀ نوبل در رشتۀ اقتصاد می‌گوید، دیگر گسترش تدریجی بخش مدرن و کاهش تدریجی بخش سنتی، نیست (بهشتی،1383: 2). در تعریف‌های جدیدتر، سنت‌های یک کشور نه تنها مانعی برای توسعه به حساب نمی‌آیند بلکه می‌توانند در روند توسعه نقشی موثر ایفا کنند. بدین گونه، امروزه پارامتر های فرهنگی، اجتماعی، سیاسی، در توسعه پذیرفته شده است. اگرچه در طی 70 سال اخیر، برنامه ریزی‌های توسعه با فراز و فرودهای فراوانی در مورد اینکه «توسعه واقعاً چیست؟» مواجه بوده است. از توجه صرف به شاخص‌های اقتصادی در «مکتب نوسازی» گرفته تا اولویت قرار دادن معنویات در «مکتب رهایی بخش»، همه تفاوت‌های مفهومی را در حیطه توسعه نشان می‌دهند. با وجود اختلافاتی که در مبانی نظری این مکاتب وجود دارد همه آن‌ها به نقش رسانه‌ها به عنوان اهرمی که روند توسعه را تسهیل می‌کند، تأکید و توجه ویژه ای دارند. از آنجا که توسعه انسانی و پایدار نیازمند مشارکت همه افراد جامعه است، رسانه های فراگیر و با نفوذی چون رادیو، تلویزیون و مطبوعات می‌توانند راه را برای آموزش همگانی و مشارکت فعال افراد در روند توسعه تسهیل نمایند که از این نقش رسانه‌ها با نام «ارتباطات تسهیل کنندۀ توسعه» نیز یاد می‌شود. بنابراین وسایل ارتباط جمعی از آن دوران نقش دوگانه ای را در برنامه ریزی‌های توسعه بر عهده گرفتند. از یک سو رشد کمی و کیفی رسانه‌ها خود به عنوان یکی از شاخص‌های توسعه به حساب می‌آید و از سوی دیگر آن‌ها به عنوان ابزاری برای آموزش همگانی، آگاهی بخشی و مشارکت، می‌توانند تأثیر مثبتی در روند توسعه داشته باشند.

اهمیت نقش رسانه‌ها در توسعه، یا به عبارت بهتر ارتباطات و توسعه زمینه ساز تحقیقات بسیاری شده است. یکی از مهم‌ترین پژوهش‌ها در این زمینه توسط «دانیل لرنر[2]» انجام شده است. وی که نتایج پژوهش خود را در کتابی به نام گذر از جامعه سنتی: نوسازی خاورمیانه به چاپ رسانید معتقد است که نو سازی از چهار مرحله شهر نشینی ← سوادآموزی ← استفاده از وسایل ارتباط جمعی می‌گذرد که این مراحل نیز به نوبه خود به ← مشارکت فعالانه مردم در زندگی سیاسی می‌انجامد.

از دیگر تحقیقات برجسته در این زمینه، پژوهشی است که توسط «اورت ام. راجرز[3]» و «اف. فلوید شومیکر»[4] انجام گرفته است. هدف اصلی تحقیق آن‌ها ضرورت ارتباط برای تغییر اجتماعی است. تغییر اجتماعی فرایندی است که طی آن، در ساختار و کارکرد نظام اجتماعی، دگرگونی به وقوع می‌پیوندد. آن‌ها سه فرایند متوالی ابداع، نشر و پیامدها را در تغییر اجتماعی ضروری می‌دانند. (راجرز و شومیکر،1376: 46). به عقیده آن‌ها عناصر اصلی نشر عبارت است از :1- نوآوری 2- که توسط کانال‌های معینی 3- در بعد زمان 4- میان اعضای نظام اجتماعی منتشر می‌شود و نوآوری عبارت است از ایده، روش و یا وسیله ای که توسط فرد، جدید تلقی می‌شود (راجرز و شومیکر، 1376: 47).

در مقابل نظریات لرنر و راجرز که نقش رسانه های جمعی را در سیاست‌های توسعه موثر ارزیابی کرده‌اند، کسانی چون «الکس اینکلس»[5] در تبیین نقش ارتباطات در نوسازی، حد تأثیر گذاری رسانه­های جمعی را بسیار پایین می‌آورد. به نظر او اولاً رسانه‌ها تنها ابزارهای مکانیکی هستند که نقش آن‌ها بستگی به پیام‌های منتشره از سوی آن‌ها دارد و ثانیاً زمینه‌ها و تصورات قبلی مخاطبان در انتخاب پیام عامل عمده است. حتی اگر رسانه‌ها دارای برنامه‌هایی باشند که بتوان آن‌ها را نوساز نامید، توانایی پیام گیران را در انتخاب پیام‌های مورد علاقه خود نباید نادیده گرفت. مردم اصولاً به چیزهایی توجه می‌کنند که برایشان جالب است و آن دسته از پیام‌ها را که دور از ذهن یا متعارض با سنن موروثی و معتقدات خود می‌یابند به دور می‌ریزند. از این رو تأثیرات ارتباطات همگانی در ایجاد تغییر اساسی در نگرش‌ها و ارزش‌ها ممکن است بسیار کمتر از آن باشد که بسیاری تصور می‌کنند. با این همه اینکلس می‌پذیرد که رسانه های جمعی دارای تأثیری مستقل بر افراد جامعه هستند (خانیکی ،1381 : 128).

اثر بخشی ارتباطات جمعی را در توسعه می‌توان با توضیح کارکردهای رسانه‌ها در جامعه نیز توضیح داد. دکتر کاظم معتمد نژاد در کتاب وسایل ارتباط جمعی خود به نقل از «هارولد لاسول» سه کارکرد و وظیفه اصلی را برای مطبوعات بر می‌شمرد که عبارتند از: وظیفه خبری و آموزشی، وظیفه راهنمایی و رهبری، وظیفه تفریحی و تبلیغی. وی در ذیل وظیفه راهنمایی و رهبری معتقد است که وسایل ارتباط جمعی به طور کلی می‌توانند در توسعه اجتماعی و اقتصادی جوامع مخصوصاً در کشورهای در حال توسعه وظایف بسیار حساسی عهده دار شوند. روزنامه‌ها و رادیوها و تلویزیون‌ها با پخش و گسترش اندیشه های نو در واقع وجدان اجتماعی افراد را بیدار می‌کنند و با آشنا ساختن آنان به اهمیت اجرای برنامه های مهم مملکتی توجه سریع و وسیع همگان را به لزوم تحولات اساسی از قبیل تعدیل ثروت مبارزه با بی‌سوادی و گسترش وسایل رفاه اجتماعی جلب می‌کنند و آنان را برای شرکت در زندگی عمومی و دفاع از حقوق فردی و اجتماعی و قبول مسئولیت‌های بیشتر آماده می‌سازند (معتمد نژاد، 1383: 6-5).

در ایران نیز آگاهی از وضعیت عقب مانده کشور پس مواجهه و رویارویی‌ با غرب پیشرفته تر و صنعتی‌تر ، به وجود آمد؛از این رو اندیشه پیشرفت در سر کسانی که هدفشان ایجاد ایران مدرن و پیشرفته بود شکل گرفت. اوج این ترقی خواهی را می‌توان در انقلاب مشروطه دید. این انقلاب که منجر به ایجاد اولین مجلس قانون‌گذاری در آسیا شد، با هدف کاهش قدرت مطلقه پادشاه و شورایی کردن تصمیمات و عمل کردن بر قانون، نقش مهمی در پیشبرد توسعه سیاسی در ایران داشت. البته بر کسی پوشیده نیست که مطبوعات آن دوره در سایه آزادی‌های سیاسی به وجود آمده تأثیر بسزایی در ارتقای شعور سیاسی مردم و به سرانجام رسیدن این انقلاب داشته‌اند. تفکر توسعه از آن پس به صورت جدی دنبال شد و در سال 1327 ه.ش با تدوین اولین برنامه توسعه عمرانی و اقتصادی توسط دولت وقت، شکل جدیدی به خود گرفت که نتیجه آن شش برنامه توسعه قبل از انقلاب اسلامی و پنج برنامه توسعه بعد از انقلاب اسلامی بوده است.

از آنجا که دست یابی به توسعه از اولویت‌های دولت‌های مختلف در ایران بوده است و با در نظر گرفتن جایگاه ویژه ای که ارتباطات جمعی و به خصوص مطبوعات در این سیر دارد لذا بررسی و نگاه جامع به تحول و دگرگونی مفهومی توسعه که بی شک بر روی برنامه ریزهای کوتاه مدت و بلند مدت اثر می‌گذارد، ضروری به نظر می‌رسد. البته لازم به یاد آوری است که با تفکیک معنای رشد از توسعه شاید بهتر بتوان منظور و هدف اصلی تحقیق حاضر را بیان کرد. در واقع در این پژوهش صحبت بر سر رشد کمی قسمت‌هایی از جامعه نیست، در اینجا توسعه به معنای عام بیان می‌شود. توسعه ای که به طور کلی می‌تواند بر جامعه و تحولاتش اثر بگذارد.

با در نظر گرفتن این مهم، در این تحقیق بر آنیم تا سیر تحول مفهوم توسعه را در دو دوره ریاست جمهوری منتهی به شانزده سال اخیر یعنی دوره های موسوم به اصلاحات و اصولگرایی، در مطبوعات بررسی کنیم. بدین منظور به تحلیل محتوای سرمقاله های روزنامه‌هایی این دوره بین سال‌های 1376 تا 1392 خواهیم پرداخت تا از این رهگذر مفهوم غالب در روند توسعه هر یک از دولت‌های مذکور را که مطبوعات انعکاس دهنده آن هستند، مشخص نماییم.

1-2-    ضرورت و اهمیت موضوع

شکست ایران در مقابل روسیه در زمان فتحعلی شاه و در پی آن جدا شدن بخش‌های زیادی از کشور شاید ضربه محکمی بود که عقب‌ماندگی ایران را از قافله جهانی به یاد کسانی چون عباس میرزا آورد و از آن زمان تلاش برای دست یافتن به توسعه بیش از پیش پیگیری شد. اگرچه پیمودن این مسیر همیشه هموار نبوده اما نام دولتمردان توسعه طلب و ترقی خواهی چون عباس میرزا، قائم مقام فراهانی و امیر کبیر در تاریخ ایران همیشه برجسته خواهد ماند.

در طول سده‌ی اخیر نیز تلاش‌های زیادی برای توسعه ایران صورت گرفته است. اولین تلاش منظم در این زمینه در دوره حکومت رضاشاه با عنوان صنعتی شدن و نوسازی ایران صورت پذیرفت. در دوره پهلوی دوم نیز می‌توان از تلاش‌هایی یاد کرد که عمدتاً در دهه های 30، 40 و 50 شمسی با اجرای برنامه های عمرانی اول تا پنجم (برنامه ششم به دلیل پیروزی انقلاب اسلامی ایران عملاً به اجرا در نیامد) انجام گرفت. بعد از انقلاب اسلامی، هشت سال جنگ تحمیلی پیشبرد برنامه های توسعه را نامیسر کرد (اگرچه تفکر توسعه در آن زمان نیز به فراموشی سپرده نشد). اولین برنامه توسعه کشور بعد از پایان جنگ و از سال 1368 تا 1372 و بعد از آن برنامه دوم توسعه 1373-1378 و برنامه سوم توسعه از سال 1379 تا 1383، برنامه چهارم از سال 1384 تا سال 1389 اجرا شد و اکنون نیز برنامه پنجم توسعه اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی در حال اجراست.

همان طور که پیش‌تر نیز اشاره شد، ایران کشوری است که مردم و حاکمانش سال‌های سال است که آرزو و اندیشه توسعه را در سر می‌پرورانند. بنابراین انجام پژوهشی که نشان دهد رسانه، به عنوان یک نهاد  مدنی و واسط جامعه و مردم، چه مفهومی از توسعه را برای مخاطبان خود به تصویر کشیده‌اند، ضروری به نظر می‌رسد. زیرا همان طور که قبلاً اشاره شد رسانه‌ها و خصوصاً مطبوعات نقش مؤثری در اشاعه اهداف توسعه و جلب مشارکت مردم ایفا می‌کنند و نادیده گرفتن این نقش، اقدامی در جهت توسعه نیافتگی قلمداد می‌شود.

 

1-2-1-             اهمیت و ضرورت نظری

اهمیت تردید ناپذیر کاربرد وسایل و تکنولوژی‌های ارتباطی در رسیدن به هدف‌های توسعه ملی که از سوی برخی از پژوهشگران به ارتباطات پشتیبان توسعه نیز معروف شده است ایجاب می‌کند که عملکرد ارتباطات و به ویژه وسایل ارتباط جمعی به شکل دقیق مورد بررسی قرار گیرد. (بدیعی و قندی،1378 :416).

با توجه به آنچه که در مورد نقش رسانه‌ها در روند توسعه اشاره شد، از آنجا که چنین تحقیقی تا کنون صورت نگرفته است، انجام آن در حوزه ارتباطات و توسعه ضروری به نظر می‌رسد و می‌تواند به غنای ادبی و پژوهشی این رشته بیفزاید و علاوه بر این می‌تواند مبنای خوبی برای انجام تحقیقات بعدی باشد.

در حیطه ارتباطات پژوهش حاضر در صدد کشف این مجهول است که مطبوعات ایران در یک دوره 16 ساله چه تصویری از توسعه را به عنوان اندیشه و گفتمان غالب هر دوره ارائه کرده‌اند؟

علاوه بر این از آنجا که سرمقاله‌ها توسط سردبیران رسانه‌ها، کارشناسان و روشنفکران جامعه نوشته می‌شود و در واقع نشان دهنده موضع رسمی مطبوعات درباره توسعه یا هر موضوع دیگری است، بررسی آن‌ها می‌تواند مشخص کند که آن‌ها در هر برهه زمانی چه ضرورت‌های توسعه ای را مد نظر داشته‌اند و چه کاستی‌هایی را مورد نقد قرار داده‌اند.

همچنین از آنجا که پژوهش حاضر بازه زمانی تقریباً گسترده ای را مورد بررسی قرار می‌دهد می‌تواند یک مدل نظری در خصوص توسعه و نقش رسانه‌ها در آن با توجه به سیر مفهومی آن در دوره های مذکور ارائه کند که این امر می‌تواند در غنای منابع نظری توسعه در ایران راهگشا باشد.

 

1-2-2-            اهمیت و ضرورت عملی یا اجتماعی

بر اساس نظرات بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران، یکی از اهداف انقلاب اسلامی ایران برپایی عدالت و عدم وابستگی به غرب در توسعه ملی کشور است. امام خمینی در رابطه با نقش مطبوعات در پیشرفت کشور می‌فرمایند : «در باب نشریات، خودتان می‌دانید كه نقش نشریات در هر كشوري از همه چیزها بالاتر است. روزنامه‌ها و مجلات می‌توانند كه يك كشوري را رشد بدهند به راهي كه صلاح کشور است و می‌توانند كه به عکس عمل بکنند[6]». در همین راستا انجام پژوهشی که سیر تحول مفهوم توسعه را در دوران پس از انقلاب اسلامی مورد بررسی قرار دهد ضروری می‌نماید.

در پاسخ به این سؤال که تحقیق حاضر چه دستاورد عملی یا اجتماعی برای جامعه دارد نکات زیر قابل ذکر است

1-بر اساس این پژوهش می‌توان دریافت که در هر برهه از زمان مطبوعات چه اولویت‌هایی را در توسعه مد نظر قرار داده‌اند. این تحقیق به ارائه تصویری روشن‌تر و واضح‌تر از تحول مفهومی توسعه و گفتمان مربوط به آن خواهد داد. چرا که توصیف دقیق و روشن شرایط موجود در این زمینه می‌تواند ما را در قدم بعد یعنی ارائه راهکارها و رفع موانع و مشکلات کمک فراوانی کند.

2- یکی دیگر از کارکردهای این پژوهش برای جامعه این است که بر طبق آن مقامات اجرایی می‌توانند برنامه ریزی‌های منطقی و دقیقی بر اساس نیاز های کشور انجام دهند و بین نیازهای واقعی در امر توسعه و اقدامات عملی ارتباط برقرار کنند. بدین ترتیب می‌توانند با هزینه کمتر و مدت زمان کوتاه تر چرخ توسعه کشور را به پیش برند.

3- هر ساله هزینه های زیادی برای انجام برنامه های عمرانی و توسعه ای در کشور انجام می‌پذیرد و این بدان معناست که اگر سیاست‌های توسعه در مسیر هم نباشند، بخش زیادی از هزینه های صورت گرفته در این حیطه به هدر خواهد رفت و یا در تضاد با یکدیگر خواهد بود و این خود مانعی برای توسعه و پیشرفت کشور خواهد بود. این تحقیق مشخص خواهد کرد که سیر تحول مفهوم توسعه در دولت‌های مختلف با تأکید بر آنچه که مطبوعات انعکاس می‌دهند چقدر با یکدیگر همسو و چقدر در تضاد با یکدیگر بوده است و در نتیجه می‌تواند از هدر رفتن و اتلاف منابع جلوگیری کند.

4- علاوه بر این نتایج این پژوهش می‌تواند رسانه‌ها و خصوصاً مطبوعات را در ایجاد محتوایی تأثیرگذار بر امر توسعه هدایت و راهنمایی کند.

1-3-   هدف اصلی تحقیق

هدف اصلی این تحقیق در بخش کمی و کیفی عبارت است از : شناخت تحول مفهوم توسعه در مطبوعات ایران در دوره های اصلاحات و اصولگرایی.

1-3-1-            اهداف فرعی

 

  • اهداف فرعی این پژوهش در بخش کمی عبارت است از:
  1. شناخت بعد برجسته توسعه در سرمقاله های روزنامه های دوره اصلاحات
  2. شناخت بعد برجسته توسعه در سرمقاله های روزنامه های دوره اصولگرایی
  3. شناخت رویکرد نسبت به توسعه در سرمقاله های روزنامه های دوره اصلاحات
  4. شناخت رویکرد نسبت به توسعه در سرمقاله های روزنامه های دوره اصولگرایی
  5. شناخت مسئله اصلی مورد بحث در سرمقاله های روزنامه های دوره اصلاحات
  6. شناخت مسئله اصلی مورد بحث در سرمقاله های روزنامه های دوره اصولگرایی
  7. شناخت سبک نگارش سرمقاله های هر دوره مورد بررسی
  8. شناخت نوع نگاه مطلب نسبت به برنامه های توسعه و عملکرد دولت قبل در هر دوره مورد بررسی

.9. شناخت نوع نگاه مطلب نسبت به برنامه های توسعه و عملکرد دولت وقت در هر دوره مورد بررسی.

  1. شناخت رابطه بین ابعاد برجسته شده از توسعه در سرمقاله‌های روزنامه‌ها و تعلق جناحی آن‌ها.
  2. شناخت رابطه بین جهت‌گیری سرمقاله­های روزنامه­ها و تعلق جناحی آن‌ها.
  3. شناخت رابطه بین اشاره به توسعه در سرمقاله های روزنامه‌ها و تعلق جناحی آن‌ها.
  4. شناخت رابطه بین رویکرد سرمقاله های روزنامه‌ها و تعلق جناحی آن‌ها.
  5. شناخت رابطه بین نوع نگاه سرمقاله های روزنامه‌ها به عملکرد دولت وقت و تعلق جناحی آن‌ها.
  6. شناخت رابطه بین ابعاد برجسته شده از توسعه در سرمقاله های روزنامه‌ها و سال انتشار آن‌ها.
  7. شناخت رابطه بین ابعاد برجسته شده از توسعه در سرمقاله های روزنامه‌ها و اشاره به توسعه.
  8. شناخت رابطه بین ابعاد برجسته شده از توسعه در سرمقاله های روزنامه‌ها و رویکرد آن‌ها به توسعه.

 

  • اهداف فرعی این پژوهش در قسمت کیفی عبارت است از:
  1. شناخت بعد برجسته توسعه در سرمقاله های روزنامه های دوره اصلاحات
  2. شناخت بعد برجسته توسعه در سرمقاله های روزنامه های دوره اصولگرایی
  3. شناخت رویکرد نسبت به توسعه در سرمقاله های روزنامه های دوره اصلاحات
  4. شناخت رویکرد نسبت به توسعه در سرمقاله های روزنامه های دوره اصولگرایی
  5. شناخت مسئله اصلی مورد بحث در سرمقاله های روزنامه های دوره اصلاحات
  6. شناخت مسئله اصلی مورد بحث در سرمقاله های روزنامه های دوره اصولگرایی
  7. شناخت سبک نگارش سرمقاله های هر دوره مورد بررسی
  8. شناخت نوع نگاه مطلب نسبت به برنامه های توسعه و عملکرد دولت قبل در هر دوره مورد بررسی
  9. شناخت نوع نگاه مطلب نسبت به برنامه های توسعه و عملکرد دولت وقت در هر دوره مورد بررسی.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

فصل 2-     مبانی نظری و ادبیات تحقیق

 

 

 

 

 

مقدمه

در فصل اول این پژوهش به بیان و تعریف موضوع اصلی تحقیق و اهداف و سؤالات آن پرداختیم. فصل دوم که مبانی و ادبیات پژوهش اختصاص دارد در پنج بخش به ارائه مباحث مرتبط با موضوع تحقیق خواهد پرداخت تا از این رهگذر ابعاد مسئله مورد بررسی روشن‌تر شود. این چهار بخش عبارتند از : مرور تاریخی، که در آن تاریخچه توسعه و مباحث مرتبط به آن را بیان می‌کنیم؛ در بخش دوم به مرور مفهومی مفاهیم اصلی این حیطه خواهیم پرداخت؛ در مرور نظری به ارائه نظریات برجسته در حوزه ارتباطات و توسعه خواهیم پرداخت و در بخش چهارم یعنی مرور تجربی پژوهش‌های پیشین داخلی و خارجی را در رابطه با موضوع تحقیق بررسی خواهیم کرد و در بخش پنجم نیز چارچوب نظری پژوهش و سؤالات و فرضیه‌ها ارائه می‌شود.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

اگر کسی نشانی توسعه را از شما پرسید چنین راهنمایی‌اش کنید: میدان آزادی، آزاد راه مردم‌سالاری، خیابان توانمندی. اگر از شما پلاک را پرسید بگویید: در آنجا نیازی به دانستن شماره پلاک نیست، زیرا همه درها بر پاشنه مسئولیت آگاهانه می‌چرخند و به روی توسعه پایدار گشوده می‌شوند.

                                                                                آمارتیا سن

 

2-1-    بخش اول – مرور تاریخی توسعه

بخش اول فصل حاضر به مرور تاریخی موضوع تحقیق می‌پردازد. در این بخش تاریخچه مفهوم توسعه، نظریات مربوط به آن و همچنین مختصری از تاریخ توسعه در ایران را مرور خواهیم.

 

2-1-1-             تاریخچه مفهوم توسعه

توسعه به عنوان یک مفهوم، اساساً از سوی ابن­خلدون متفکر مسلمان مسائل اجتماعی (1460 – 1332) در کتاب «مقدمه» (مقدمه­ای بر تاریخ) مطرح شد. ابن­خلدون تونسی، که پاره­ای وی را بنیانگذار جامعه­شناسی و جمعیت­شناسی می­دانند از اصطلاح عربی «العمران» برای تشریح علم نوین توسعه یا «علم الجامعه» که همان جامعه­شناسی است استفاده کرده است. وی مفهوم توسعه را برای بررسی علل تکامل تاریخی بکار برده است، عللی که وی آنان را در ساختارهای اقتصادی و اجتماعی جوامع جستجو می­کرد. وی واژه­ی توسعه را در عام‌ترین شکل و در اشاره به تحولات مکانی و زمانی جوامع بکار می­برده است. بنابراین از نظر ابن­خلدون علم تحول و تطور و یا جامعه­شناسی (علم­العمران) در بستر علمی خویش به تاریخ مربوط است زیرا این علم طریقه­ای برای بررسی و درک تاریخ بوده است. آثار ابن­خلدون طی دو قرن، تنها تحلیل همه­جانبه از تحولات و سازمان­های اجتماعی به شمار می­­آمد. با آغاز قرن هفتم و سپس در قرن­های نوزدهم و بیستم بود که فیلسوفان، متفکران امور اجتماعی، اقتصاددان­ها و جامعه­شناسان اروپا به مفهوم وسیع توسعه پرداختند. توجه به توسعه در این دوران از زاویه تغییر شکل جامعه «روستایی، گروهی و کشاورزی» به جامعه «شهری، خردگرا، قراردادی» صورت گرفت و در عین حال توجه به سیستم صنعتی دولت – ملت نیز در مرحله بعد از آن قرار داشت (مولانا،1371: 29-31).

به طور کلی، سابقه مباحث «توسعه» به عنوان یک موضوع علمی و مشخص به بعد از جنگ جهانی دوم بر می­گردد. هر چند که در تاریخ نظریه­های توسعه، بعضی آن را تا اولین مباحث علوم اجتماعی در اوایل قرن بیستم و حتی قرن نوزدهم ردیابی می­کنند (سو،1378: 11).

پس از پایان جنگ جهانی دوم، مفهوم توسعه به عنوان مفهومی برای اطلاق به تغییرات بین­المللی، نهادی، فردی و همچنین اصطلاحی به جای پیشرفت، به کار رفت. در واقع نیاز به بازسازی کشورهای آسیب دیده در جنگ جهانی و رهایی بیشترین بخش جهان سوم از یوغ استعمار ازجمله دلایل عمده برای اولویت قرار دادن برنامه های توسعه در این کشورها و در نتیجه، گسترش مبانی نظری این مفهوم بوده است. لازم به ذکر است که اصطلاح توسعه در دهه­ی 1940 و به ویژه در دو دهه­ی 1950 و 1960 با مفاهیمی چون رشد، نوگرایی، دموکراسی، خلاقیت، صنعتی شدن و پاره­ای از تغییرات تاریخی و تکوینی مربوط به غرب، مترادف بود. اصطلاحی که ابتدا توسط پژوهشگران و سیاستگذاران آمریکایی محبوبیت یافت و سپس به سرعت به اروپا و به ویژه به کشورهای کمتر صنعتی جهان معرفی شد (مولانا،1371: 24).

در این میان، تولد سازمان ملل متحد و مؤسسه های گوناگون اجرایی پس از جنگ جهانی، نقطه عطفی در آغاز رسمی اعطای کمک به توسعه کشورهای جهان سوم محسوب می‌شود. به طوری که سازمان ملل متحد، دهۀ 1960 را «نخستین دهه­ی توسعه» نامید و هدف­هایی را برای رشد اقتصادی در کشورهای در حال توسعه معین کرد. این هدف­ها معرف موسسه­های کلیدی سازمان ملل در حوزه یاری­رسانی، که بانک جهانی در صدر آنان قرار دارد، به شمار می­آمدند و با هدف­های سازمان­های تازه تشکیل شده­ی کمک دهنده و کمک گیرنده عمدتاً هماهنگی داشتند (ملکات و استیوز، 1388 :63).

در راستای این یاری رسانی، در سال 1941 وینستون چرچیل و فرانکلین روزولت، منشور آتلانتیک شمالی را به امضاء رساندند. آنان در این منشور کلیات برخی از اصول مشترکی را به اجمال بیان کردند. اجرای این برنامه دارای کارکرد خدمات رسانی است و در درجه­ی اول به منزله یک بنگاه تأمین اعتبارات مالی برای همکاری­های فنی فعالیت می­کند. این نهاد، همکاری­های خارج از کشورها را به درخواست هر یک از دولت­ها هماهنگ می­کند. نکته­ی مهم اینجاست که وظیفه و اختیارات برنامه­ی توسعه­ی ملل متحد ارتقای پیشرفت انسان­ها با هدف کمک به کشورهای در حال توسعه برای دست­یابی به اعتماد به نفس از طریق سازندگی و تقویت توانایی ملت­هایشان است. مفهوم «ارتباطات حامی توسعه»[7] نیز نخستین بار در چارچوب همین نهاد در دهه­ی 1960 به وسیله «ارسکین چایلدرز»[8] مطرح شد که به موجب این ایده، نوعی تکلیف مدیریتی به برنامه­ی توسعه ملل متحد تفویض شد (ملکات و استیوز،1388: 52-53 و 56) .

در همین راستا نیز، ایالات متحده، به عنوان متنفذترین عضو سازمان ملل، فعالیت‌های امدادگرانه ای را در اروپای جنگ زده آغاز کرد و به همین منظور «برنامه بازسازی اروپا» را که به «طرح مارشال» معروف است، به اجرا در آورد که این را می‌توان نخستین و بزرگ‌ترین پروژه کمک به کشورهای خارجی با پشتیبانی یک دولت دانست. دولت ترومن در آمریکا 5/2 درصد از تولید ناخالص داخلی کشور را به عنوان تشریک مساعی به همین امر اختصاص داد، که تا کنون نظیر آن دیده نشده است. هدف‌های طرح‌های مارشال مشتمل بود بر کمک‌های بشر دوستانه، بازسازی بازارهای های اروپایی برای کالاهای آمریکایی و توانایی بخشیدن به اروپا برای آنکه در مقابل نفوذ شوروی در اروپای غربی مقاومت کند. موفقیت طرح مارشال الهام بخش تدوین و اجرای این گونه پروژه‌ها در کشور های جهان سوم شد. همین توجه به نابسامانی معیشت مردم کشورهای جهان سوم، ترومن، رئیس جمهور آمریکا را بر آن داشت تا برنامه­ی «اصل چهار» مصوب در سال 1949 را پیشنهاد کند. اصلی که قرار بود نسخه­ی جهان سومی طرح مارشال باشد. او در این باره چنین گفت:

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

جمع بندی

پژوهش حاضر با هدف شناخت سیر تحول مفهوم توسعه در دوره اصلاحات و اصولگرایی انجام پذیرفت. اکنون به جمع بندی یافته های تحقیق و نتیجه گیری از داده‌ها می‌پردازیم.

نتایج تحلیل محتوای کمی و کیفی در فصل پیش نشان داد که در دوره هشت ساله اصلاحات به توسعه از منظر سیاسی در سرمقاله های مورد بررسی نگاه شده است و توسعه اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی که شاخص آن در فصل دوم آمده است، در مرتبه بعدی قرار دارد. موضوع بیشتر سرمقاله های بررسی شده سیاسی، حقوقی و بین‌المللی بوده است. همچنین سبک بیشتر آن‌ها تحلیلی بوده‌ است و اشاره غیر مستقیم به توسعه داشته‌اند. علاوه بر این رویکرد بیشتر آن‌ها رویکرد درونزا و متوازن به توسعه داشته‌اند.

دوره اصلاحات در شرایطی آغاز به کار کرد که تا پیش از آن تنها بر توسعه اقتصادی در جامعه تأکید می‌شد البته شرایط ایران پس از جنگ و لزوم بازسازی ویرانی‌های ناشی از آن چنین چیزی را ناگزیر می‌کرد. بنابراین اولین فرصت برای پرداختن به بعد سیاسی در توسعه در خرداد 1376 فراهم شد. سید محمد خاتمی نیز با استفاده ا این فرصت با شعار توسعه سیاسی و جامعه مدنی وارد عرصه رقابت شد و توانست بیشترین آرا را از آن خود کند. بررسی سرمقاله های این دوره نشان داد که مطبوعات دولتی و مطبوعات برآمده از دولت که موافق سیاست‌های دولت وقت بوده‌اند بیشترین توجه را بر بعد سیاسی توسعه داشته‌اند.

تحلیل یافته های پژوهش نشان می‌دهد سرمقاله های دوره اصلاحات نسبت به شاخص‌های توسعه سیاسی نگاه متوازن و یکدستی داشته‌اند و تقریباً بیشتر شاخص‌های در نظر گرفته شده برای توسعه سیاسی از فراوانی متناسبی برخوردار است. در این میان به شاخص‌های «ارتباط پویا با دولت‌های خارجی»، «آزادی بیان»، «استقرار جامعه مدنی» و «حاکمیت قانون» بیشتر توجه شده است.

در جمع بندی این امر باید گفت که از آنجا که دولت اصلاحات با طرح مباحثی چون گفتگوی تمدن‌ها سیاست تنش زدایی را در عرصه بین‌المللی در پیش گرفته بود روزنامه‌ها نیز در جهت گیری‌های مثبت خود نسبت به این شاخص توجه شایانی کرده‌اند. اگرچه در دوره بعد، یعنی دوره اصولگرایی که از منظرگاه متفاوتی به توسعه می‌نگرد این سیاست «ترسو بودن» و به نوعی اطاعت از دولت‌های غربی تلقی می‌شد.

شاخص آزادی بیان از شاخص مهم و تأکیدی در این دوره محسوب می‌شود. سرمقاله های این دوره آزادی را هم به عنوان نتیجه توسعه سیاسی و هم به عنوان امری که به تحقق این بعد از توسعه کمک می‌کند، می‌نگرند. این نگاه مطبوعات به آزادی را می‌توان در دیدگاه آمارتیاسن به توسعه مشاهده کرد. وی که تحقق توسعه را بدون آزادی امکان پذیر نمی‌داند معتقد است که  توسعه را باید به صورت فرآيند بسط آزادی‌های واقعي که مردم از آن برخوردارند،  در نظر گرفت. توسعه  مستلزم حذف منابع اصلي موارد فقدان آزادی‌هاست. موارد فقدان آزادي را می‌توان در موارد زير جست‌وجو کرد: فقر و ظلم،   فرصت‌های ناچيز اقتصادي و محروميت ناچيز اقتصادي و محروميت نظاممند اجتماعي،   غفلت از تسهيلات عمومي و عدم مدارا  و افراط  حکومت‌های سرکوبگر و …

 

یکی دیگر از جلوه های توسعه سیاسی استقرار جامعه مدنی است که در آن نهادهایی چون احزاب، مطبوعات، انجمن‌های صنفی و غیره به فعالیت می‌پردازند. جامعه مدنی واسط و ارتباط میان مردم و حکومت که در یک نظام مردمسالار نقش اساسی ایفا می‌کند. بررسی سرمقاله های مطبوعات این دوره نشان داد که این شاخص از اولویت‌های اساسی روزنامه‌ها در این دوره است. همان‌طور مجید تهرانیان معتقد است از نظر سیاسی توسعه را می‌توان افزایش کارایی سازمان‌های سیاسی برای حل و فصل تضادهای منافع و گروهی جامعه دانست. این امر نخست نیازمند تحرک سیاسی و اجتماعی ست (عامل زاینده) که با نابسامانی‌های جغرافیایی، اجتماعی و روانی همراه است. (عامل بازدارنده) اما نهایتاً این تضادها از راه ایجاد سازمان‌های موثر مشارکت تا حدودی خردمندانه حل و فصل می‌شوند (عامل تعیین کننده) و اعمال زور و تهدید در سیاست کاهش می‌یابد. جامعه مدنی در دوره اصلاحات به خوب رشد کرد و زمینه را برای مشارکت شهروندان (عامل زاینده) فراهم کرد. اگرچه این مسئله نیز با عامل بازدارنده ای چون مخالفت دیگر جناح‌های سیاسی و وجود مناقشات مختلف با مشکل روبرو بود.

حاکمیت قانون نیز از جمله شاخص‌های مورد توجه مطبوعات دوره اصلاحات بود. از این جهت که استقرا نظام مردمسالار بدون حاکمیت قانون ممکن نخواهد بود.

 

بنابراین از آنجا که میان تعلق جناحی مطبوعات بررسی شده و بعد توسعه برجسته رابطه معنی داری وجود دارد، سرمقاله های این دوره متأثر از سیاست‌ها و عملکردهای جناح مربوط به خود بوده‌اند. همچنین با اضافه کرد که پرداختن به شاخص‌های توسعه سیاسی در دوره اصلاحات مطابق با انتظار بوده است. اگرچه به شاخص‌هایی چون مشارکت زنان در سیاست، توجه به اقلیت‌های قومی و مذهبی و حقوق بشر توجه چندانی نشده است.

در فصل چهارم توضیح دادیم که در دوره اصولگرایی یعنی از سال 1384 تا سال 1392 به توسعه از منظر اقتصادی نگاه می‌شد. از آنجا که بین تعلق جناحی روزنامه های مورد بررسی و بعد برجسته توسعه رابطه معنی داری وجود دارد این امر می‌تواند متأثر از رویکردها و شعار های دولت در پیشرفت اقتصادی و برقراری عدالت اجتماعی در جامعه باشد.

 

دو شاخص دستیابی به انرژی هسته ای و هدفمندی یارانه‌ها با فاصله زیادی از دیگر شاخص‌ها قرار داشتند. اگرچه دستیابی به این شاخص‌ها می‌تواند به بهبود وضعیت اقتصادی کشور کند غفلت از دیگر شاخص‌ها می‌تواند روند توسعه را کند کند. بدین معنی که توسعه اقتصادی اگرچه به معنی تغییر شالوده های اقتصادی است اما همان‌طور که جرالد مایر نیز معتقد است این بعد از توسعه معادل کل نیست بخشی از توسعه محسوب می‌شود و تحقق آن به تنهایی نمی‌تواند استقلال کشور را به همراه داشته باشد.

در یک نتیجه گیری تطبیقی باید گفت که سیر تحول مفهوم توسعه در شانزده سال اخیر یکدست نبوده است. در دوره اصلاحات توسعه سیاسی و در دوره اصولگرایی توسعه اقتصادی مد نظر بوده است. توسعه پدیده ای است که در یک توالی زمانی صورت می‌گیرد اما نتایج این تحقیق نشان می‌دهد اندیشه توسعه ای دولت که در تبلور آن را در مطبوعات مشاهده می‌شود در طی 16 سال چرخش متفاوتی داشته و به تعبیر دکتر کاتوزیان توسعه پاندولی را شاهد بوده‌ایم.

این مسئله به سیاست‌ها و جهان بینی‌های کاملاً متفاوت و بعضاً در تضاد هر دو دوره مربوط می‌شود. بدین گونه که مثلاً اگر در دوره اصلاحات ارتباط پویا و بدون تنش با دنیا شاخص مثبتی فرض می‌شود در دوره اصولگرایی این امر به عنوان کوتاه آمدن در قبال غرب تلقی می‌شود و سیاست مقابله با دخالت‌های دولت‌های خارجی در نظر گرفته می‌شود … اگر سرمقاله های دوره اصولگرایی به دست یافتن به انرژی صلح آمیز هسته ای تأکید فراوانی می‌شود در سرمقاله های دوره اصلاحات چنین چیزی مشاهده نمی‌شود. این گسست و عدم تداوم در سیاست‌های توسعه ای نه تنها به توسعه پایدار منجر نمی‌شود بلکه به هدر رفتن منابع، زمان و انرژی منجر می‌شود که دکتر کاتوزیان از این خصلت جامعه ما به عنوان «جامعه کوتاه مدت» یاد می‌کند.

 

بنابراین نتیجه می‌گیریم که تحقق توسعه امری یک شبه نیست بلکه پدیده ای است که در طول زمان اتفاق می‌افتد و اگر هر دولت در زمان فعالیتش سیاست‌های دولت قبل را نفی کند و دستاوردهای آن را نادیده بشمارد تنها روند توسعه را به تأخیر انداخته است و این امر که خود اقدامی در جهت توسعه‌نیافتگی تلقی می‌شود صرفاً منابع مادی و معنوی جامعه را هدر می‌دهد. بنابراین مطبوعات که در امر توسعه هم از شاخص‌های آن به حساب می‌آیند و هم به عنوان تسهیل کننده آن محسوب می‌شوند باید این نکته را در نظر داشته باشند و فارغ از جهت گیری‌های سیاسی منافع ملی را در اولویت قرار دهند و همان‌طور که نظریه رسانه های توسعه بخش معتقد است، مطبوعات باید وظایف توسعه بخشی مثبتی را ایفا کنند و حمایت از منافع برای توسعه اقتصادی و اجتماعی و اهدافی چون هویت ملی، ثبات و وحدت فرهنگی نقش موثری را ایفا کنند

2-2-   محدودیت

یکی از محدودیت‌های این پژوهش مربوط به دسترسی به آرشیو روزنامه‌ها، خصوصاً روزنامه های مربوط به سال 1376 بود. به طوری که نسخه چاپی روزنامه‌های مربوط به سال 76 و 80 تنها در کتابخانه‌هایی چون کتابخانه ملی موجود است.

 

مراحل مربوط به نمونه گیری نیز از محدودیت‌های این پژوهش به شمار می‌رود. در واقع استفاده از نمونه گیری تصادفی به دلیل اینکه ممکن بود تعداد سرمقاله های مربوط به توسعه کافی نباشد کنار گذاشته شده و روش نمونه گیری هدفمند در پیش گرفته شد. از این رو برای دقت بیشتر، تقریباً تمام سرمقاله های هر کدام از روزنامه‌ها مطالعه شد که این امر نیز از نظر زمانی بسیار وقتگیر بود .

 

یکی دیگر از محدودیت‌های این پژوهش را می‌توان عدم تعریف دقیق و نبود منبعی مناسب برای تحلیل محتوای کیفی دانست. در دانشگاه‌ها، چه در دوره کارشناسی و چه در دوره کارشناسی ارشد، تاکید و توجه بر روی تحلیل محتوای کمی است و به نوع دیگر تحلیل محتوا، یعنی تحلیل کیفی پرداخته نمی‌شود. نبود منابع کافی در خصوص این روش نیز روند پژوهش را با کندی مواجه ساخت.

 

2-3-  پیشنهادها

پژوهش حاضر سیر تحول مفهوم توسعه را در دوره اصلاحات و اصولگرایی بررسی می‌کند. پیشنهاد می‌شود پژوهشگران دیگر به بررسی مفاهیمی چون عدالت، آزادی در مطبوعات این دوره‌ها بپردازند.

 

همچنین به دیگر محققان پیشنهاد می‌شود، به بررسی این دوره مفهومی در مطبوعات دوره ریاست جمهوری آقای روحانی که به دوره اعتدال گرایی موسوم است بپردازند. این پژوهش تکمیلی می‌تواند سیر تحول مفهم توسعه را در بازه زمانی طولانی‌تری نشان دهد.

 

به روزنامه نگاران و مسئولین روزنامه‌ها توصیه می‌شود نسبت به ایجاد آرشیو مجازی خود اهتمام بیشتری بورزند. فراهم شدن این امر دسترسی سریع آسان را برای پژوهشگران و کسانی که علاقه‌مند به بررسی اخبار اطلاعات گذشته هستند را ممکن می‌سازد. به عنان مثال روزنامه کیهان از سال 88 آرشیو اینترنتی خود را بر روی سایت روزنامه قرار داده است لذا پیشنهاد می‌شود آرشیو گذشته خود را حداقل در 10 سال گذشته به صورت اینترنتی منتشر کند.

 

به برنامه ریزان دروس ارتباطات توصیه می‌شود درسی به عنوان تحلیل محتوای کیفی در برنامه درسی دانشجویان این رشته در نظر بگیرند تا دانشجویان از نظر علمی هم به روش کمی و هم روش کیفی تحلیل محتوا مجهز باشند.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

فهرست منابع و مآخذ تحقیق

فهرست منابع فارسی

 

 

– آبراهامیان، یرواند، ایران بین دو انقلاب. ترجمۀ احمد گل محمدی و محمدابراهیم فتاحی و لیلایی، نشر نی، 1377.

ازکیا، مصطفی و غفاری، غلامرضا، جامعه شناسی توسعه. انتشارات کیهان، 1384.

– اسکندری، امید. اهمیت و ضرورت روزنامه نگاری توسعه، پایان نامه کارشناسی ارشد، دانشگاه علامه طباطبایی. 1382.

– بشیریه، حسین، موانع توسعه سیاسی در ایران. تهران: گام نو، چاپ هفتم، 1388.

– به بی، ارل، روش‌های تحقیق در علوم اجتماعی، ترجمه رضا فاضل، تهران :سازمان مطالعه و تدوین کتب علوم انسانی و دانشگاه‌ها، چاپ پنجم تابستان 1387.

– بدیعی، نعیم و قندی، حسین، روزنامه نگاری نوین. تهران : انتشارات دانشگاه علامه طباطبایی، 1378.

– بورن، اَد، بعد فرهنگی ارتباطات برای توسعه. ترجمۀ مهر سیما فلسفی، ت‍ه‍ران‌: س‍ازم‍ان‌ ص‍دا و

س‍ی‍م‍ای‌ ج‍م‍ه‍وری‌ اس‍لام‍ی‌ ای‍ران، م‍رک‍ز ت‍ح‍ق‍ی‍ق‍ات‌ م‍طال‍ع‍ات‌ س‍ن‍ج‍ش‌ ب‍رن‍ام‍ه‌ای، 1379‌.

– تهرانیان، مجید، ارتباطات و توسعه، ترجمه هادی خانیکی، جزوه درسی، 1376.

– تودارو، مایکل، توسعه اقتصادی در جهان سوم. ترجمۀ غلامعلی فرجادی، نشر کوهسار، 1366.

– دواس، در ای، پیمایش در تحقیقات اجتماعی. ترجمه هوشنگ نائبی، تهران نشر نی،1376.

– دوروکس، اوئن، تحلیل محتوای بازنمایی‌های رسانه ای در جهان نابرابر. ترجمۀ محمد مهدیزاده، فصلنامه رسانه، سال نوزدهم، شمارۀ 1، شمارۀ پیاپی 73، بهار، 1387.

 

– دهخدا، علی اکبر، لغت نامه دهخدا. جلد پنجم.

– بهشتی، محمد باقر، توسعه اقتصادی ایران. دانشگاه تبریز، 1383.

– رجب زاده، احمد، جامعه شناسی توسعه. نشر سلمان، 1378.

– راجرز، اورت و دییرینگ، جیمز، مبانی برجسته سازی رسانه‌ها. ترجمه علی اصغر کیا و مهدی رشکیانی، تهران: شرکت تعاونی سازمان معین ادارات،1385 .

– راجرز، اورت، شومیکر، فلوید؛ رسانش نوآوری‌ها. ترجمۀ عزت‌الله كرمی و ابوطالب فنایی، شیراز.

انتشارات دانشگاه شیراز، چاپ اول، 1369.

– رفیع پور، فرامرز، تکنیک‌های خاص تحقیق در علوم اجتماعی. تهران: شرکت سهامی انتشار، چاپ هشتم، 1390 .

– راش، مایکل، جامعه و سیاست. ترجمۀ منوچهر صبوری، تهران: سازمان مطالعه و تدوین کتب علوم انسانی دانشگاه‌ها (سمت)، 1377.

_ رایف، دانیل و دیگران، تحلیل پیام‌های رسانه ای. ترجمۀ مهدخت بروجردی، تهران: سروش، 1381.

– زارعیان ، داوود، بررسی اخبار توسعه در مطبوعات ایران، پایان نامه کارشناسی ارشد، دانشگاه علامه طباطبایی. 1374.

– زاهدی مازندرانی، محمد جواد، توسعه و نابرابری. زاهدی. تهران: انتشارات مازیار، 1391.

– جمالزاده، ناصر، اصطلاحات سياسي، انتشارات پارسايان، 1382.

– حاجی هاشمی، سعید، توسعه و توسعه یافتگی. انتشارات گفتمان اندیشه معاصر، 1384.

– خانیکی، هادی، قدرت٬جامعه مدنی و مطبوعات. تهران: طرح نو٬ 1381 .

– خانیکی، هادی، ارتباطات توسعه، کاوشی در تعاریف مسئله بنیاد، فصلنامه رسانه، سال شانزدهم، شماره 4، 1384.

خانیکی، هادی، بنیان‌های مطالعات ارتباطات و توسعه‌ی ملی در ایران، نشریه  علوم اجتماعی دانشگاه علامه طباطبایی، زمستان 1383 و بهار 1384 – شماره 28 و 29.

– خمینی، روح الله، صحیفه نور، جلد 14.

– رفيع پور، فرامرز، تکنیک‌های خاص تحقيق در علوم اجتماعي. تهران: انتشارات سهامي انتشار، 1382.

– روشه، گی، تغییرات اجتماعی و توسعه. ترجمۀ منصور وثوقي تهران، نشر ني، 1372.

– سریع القلم، محمود، عقل و توسعه یافتگی، انتشارات سفیر، 1376.

– سن، آمارتیا، توسعه به مثابه آزادی. ترجمۀ وحيد محمودي، انتشارات دستان، 1383.

سورین، ورنر و جیمز تانکارد، نظریه های ارتباطات، ترجمه علیرضا دهقان، تهران : دانشگاه تهران، موسسه انتشارات و چاپ، 1381.

– فرقانی، میرزا محمد مهدی، ارتباطات و توسعه، چهار دهه نظریه‌پردازی، فصلنامه رسانه، شماره 46، تابستان 1380.

– فوزی یحیی، تحولات سیاسی اجتماعی بعد از انقلاب اسلامی در ایران، تهران، مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی ره، 1384.

– غفاری، غلامرضا، جامعه شناسی تغییرات اجتماعی. انتشارات لویه، 1383.

– سراینواس آر. ملکات و لزنی استیوز، ارتباطات و توسعه در جهان سوم، ترجمۀ شعبانعلی بهرامپور، پژوهشکده مطالعات فرهنگی و اجتماعی، 1388.

– سرواس، جان، دگرگونی در نظریه های ارتباطات و توسعه و پیامدهای آن در سیاست‌گذاری و برنامه ریزی ارتباطی، ترجمۀ علیرضا حسینی پاکدهی، فصلنامه رسانه، سال شانزدهم، شماره 4، 1384.

– سو، آلوین، تغییر اجتماعی و توسعه: مروری بر نظریات نوسازی، وابستگی و نظام جهانی. تهران:

پژوهشکده مطالعات راهبردی، 1378.

– ساعی، احمد، توسعه در مکاتب متعارض.  قومس، تهران، 1384 .

– عبدالوهابی، فروزان، مطبوعات و ترغیب سیاسی، پایان نامه کارشناسی ارشد، دانشگاه علامه طباطبایی، 1380.

– عظیمی آرانی، حسین، مدارهای توسعه نیافتگی در اقتصاد ایران. نشر نی، 1383.

– علیزاده، عبدالرحمن، ارتباطات و توسعه پایدار. فصلنامه رسانه، سال شانزدهم، شماره 4، 1384.

– غنی نژاد، موسی تجدد طلبی و توسعه در ایران. نشر مرکز، 1377.

– کتابی، محمود، فرهنگ ثبات سیاسی و توسعه ایران در فرایند نوسازی و توسعه. نشریه علوم انسانی «فرهنگ»،  شماره 22 و 23، تابستان و پاييز 1376.

– کریپندرف، کولوس، تحلیل محتوا. ترجمۀ هوشنگ نائینی، تهران،   نشر نی، 1378.

– کازنو، ژان، جامعه شناسی وسایل ارتباط جمعی. ترجمۀ باقر ساروخانی و منوچهر محسنی، انتشارات اطلاعات، 1384.

– کلانتری، خلیل، توسعه اجتماعی. ماهنامه سیاسی- اقتصادی، شماره 131 و 132، 1377.

– کوثری، مسعود، روش کیفی، رهیافت و روش در علوم سیاسی. به اهتمام دکتر عباس منوچهری، تهران: انتشارات سمت، 1387.

– گتک، سابراتا، درآمدی بر اقتصاد توسعه. ترجمه زهرا فشاری، 1380.

– گیدنز، آنتونی، جامعه شناسی. ترجمۀ منوچهر صبوری، نشر نی، 1386.

– لرنر، دانیل، گذر از جامعه سنتی: نوسازی خاورمیانه. ترجمۀ غلامرضا خواجه سروری، پژوهشکده مطالعات راهبردی؛ تهران، 1383.

– لفتویچ، آدریان، دموکراسی و توسعه. ترجمۀ اح‍م‍د ع‍ل‍ی‍ق‍ل‍ی‍ان، اف‍ش‍ی‍ن‌ خ‍اک‍ب‍از، انتشارت طرح نو

1378.

– لهسایی زاده، عبدالعلی، جامعه شناسی توسعه. انتشارات دانشگاه پیام نور، چاپ سوم، 1383 .

– محتشم دولتشاهی، طهماسب، مبانی علم اقتصاد. تهران: انتشارات خجسته،1370.

– محسنیان راد، مهدی، ارتباط شناسی. تهران: انتشارات سروش، چاپ هشتم 1387.

– مک کوایل، دنیس، نظریه ارتباطات جمعی. ترجمه پرویز اجلالی، تهران: مرکز مطالعات و تحقیقات رسانه‌ها، چاپ سوم،1388.

– معتمد نژاد، کاظم، وسایل ارتباط جمعی. تهران :دانشگاه علامه طباطبایی، 1386.

– موسایی، میثم، آموزش توسعه ای و توسعه پایدار، راهبرد یاس، شماره 13.

– مولانا، حمید، گذر از نوگرایی، ترجمۀ یونس شکرخواه، تهران : وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي، مركز مطالعات و تحقيقات رسانه‌ها، 1371.

– نقیب السادات، سید رضا، راهنمای عملی آماده سازی طرح تحقیق در روش تحلیل محتوا، تهران: پژوهشگاه فرهنگ و معارف، 1384

– هریسون، دیوید، جامعه شناسی نوسازی و توسعه، ترجمۀ علیرضا کلدی، تهران: دانشگاه علوم بهزیستی و توانبخشی، 1376

هولستی، ال. آر. تحلیل محتوا در علوم اجتماعی و انسانی.ترجمه نادر سالار زاده امیری. تهران: انتشارات دانشگاه علامه طباطبایی. چاپ اول،۱۳۷۳.

– نراقی، یوسف، جامعه شناسی توسعه، تهران: نشر فروزان روز، 1380.

– یونسکو، فرهنگ و توسعه، ترجمۀ نعمت الله فاضلی و محمد فاضلی، تهران: وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، 1376.

 

 

 

 

 

 

 

منابع لاتین

– Bogdon R.C, Biklen S.K. Qualitative for education: an introduction to theory and methods. Allyn and bacon, Inc Boston,1994, 14-143

– Hsiu- Fang Hsieh & Sara E. Shanon, “Three Approaches to Content Analysis”, Qualitative Health Research, Vol.15, No.9

– P. Mayring, Qualitative content analysis. Forum: Qualitative Social Research, 1(2).

 

پیوست

دستورالعمل کد گذاری

 

X1 ایران

نوروز

کیهان

جامعه

وطن امروز

سلام

صبح امروز

آفتاب یزد

1

2

3

4

5

6

7

8

نام روزنامه
X2

 

1376

1380

1384

1388

1

2

3

4

سال انتشار
X3

 

فروردین

اردیبهشت

خرداد

تیر

مرداد

شهریور

مهر

آبان

آذر

دی

بهمن

اسفند

1

2

3

4

5

6

7

8

9

10

11

12

ماه انتشار
X4 مستقیم

غیرمستقیم

1

2

نوع اشاره به توسعه
X5 موافق

مخالف

1

2

جهت گیری کلی روزنامه نسبت به سیاست‌ها و عملکرد دولت وقت
X6 تحلیلی

انتقادی

توصیفی

1

2

3

سبک سرمقاله
X7 سیاسی

اجتماعی

اقتصادی

فرهنگی

مذهبی

تاریخی

ورزشی

حقوقی

روانشناسی

بین‌المللی

ارتباطی

حوادث

پزشکی

انرژی (هسته ای، خورشیدی و…)

دانشگاهی

 

1

2

3

4

5

6

7

8

9

10

11

12

13

14

15

 

مسئله اصلی مورد بحث در مطلب
X8 درونزا/برونزا

متوازن/نامتوازن

افقی/عمودی

مادی/معنوی

1

2

3

4

مطلب به کدام نوع و رویکرد از توسعه اشاره دارد؟
X9 اقتصادی

سیاسی

اجتماعی

فرهنگی

1

2

3

4

کدام بعد از توسعه در مطلب برجسته شده است؟
X10

 

درآمد سرانه

برابری قدرت خرید

درآمد پایدار

تولید ناخالص ملی

تولید ناخالص داخلی

تکنولوژی

عمرانی (سدسازی، جاده سازی، معادن و…)

درآمدهای غیر نفتی

سرعت اینترنت

کنترل تورم

حفظ ارزش پول ملی

خصوصی سازی و جهانی سازی

گسترش بخش صنعت

انرژی هسته ای

هدفمندی یارانه‌ها

مسکن

دفاعی و نظامی

اشتغال زایی

بهبود وضع مالیات

میزان سرمایه گذاری خارجی

 

 

1

2

3

4

5

6

7

8

9

10

111213141516171819

اگر توسعه اقتصادی برجسته شده است به کدام شاخص از آن اشاره دارد؟
X11 انتخابات آزاد و سالم

مشارکت سیاسی شهروندان

احترام به حقوق اقلیت‌های قومی و مذهبی

مشارکت زنان در سیاست

آزادی بیان

مطبوعات آزاد

حقوق بشر

تفکیک قوا و استقلال آن‌ها از یکدیگر

نیروهای نظامی بی طرف

تکثر احزاب

استقرار جامعه مدنی

ثبات و تعادل سیاسی

عدم دخالت دولت‌های خارجی در امور کشور

وحدت ملی

پاسخگو بودن دولت در برابر مردم

حاکمیت قانون

مبارزه با فساد

ارتباط پویا با دولت‌های خارجی

1

2

3

4

5

6

7

8

9

10

11

12

13

14

15161718

اگر توسعه سیاسی برجسته شده است به کدام شاخص از آن اشاره دارد؟
X12 امید به زندگی

میزان شهرنشینی

تغذیه سالم

کنترل جمعیت و تنظیم خانواده

سطح سواد نرخ سواد

رفع تبعیض جنسیتی

افزایش سطح بهداشت

محیط زیست

تحرک اجتماعی

کیفیت آموزش و پرورش

عدالت اجتماعی

مبارزه با اعتیاد

امنیت اجتماعی

1

2

3

4

5

6

7

8

9

10111213

اگر توسعه اجتماعی برجسته شده است به کدام شاخص از آن اشاره دارد؟
X13 میزان توجه به بودجه فرهنگی

میزان اهمیت به میراث فرهنگی

میزان گردشگری خارجی

میزان تولید و مصرف رسانه ای (کتاب، فیلم…)

استفاده از تکنولوژی‌های نوین ارتباطی

توجه و تقویت فرهنگ ملی

توجه و تقویت فرهنگ مذهبی

میزان ساخت مراکز فرهنگی

گسترش اخلاق در جامعه

میزان اهمیت دولت به بنیادهای فرهنگی

1

 

2

3

4

5

6

7

8

9

10

اگر توسعه فرهنگی برجسته شده است به کدام شاخص از آن اشاره دارد؟
X14 موافق

بی طرف

مخالف

بدون جهت گیری مشخص

1

2

3

4

نوع نگاه مطلب به برنامه های توسعه و عملکرد دولت‌های قبل
X15

 

 

 

 

X16

موافق

بی طرف

مخالف

بدون جهت گیری مشخص

 

اصلاح طلب

اصولگرا

1

2

3

4

 

1

2

 

نوع نگاه مطلب به برنامه های توسعه و عملکرد دولت وقت

 

 

 

 

روزنامه به کدام جناح سیاسی تعلق دارد

 

Abstract

The present thesis is aimed at studying the shifts of the concept of development in the press during reformism and conservation periods in Iran by qualitative and quantitative content analysis of the editorials of the press published in each period. The theoretical framework of this study, influenced by Melkote’s four categories in development and communication, is based on the community-oriented approach as well as views of Majid Tehranian.

Based on the mentioned framework, the editorials of the press published in reformism and conservation periods were analyzed qualitatively and quantitatively. To do so,editorials published in the reformism and conservation periods were selected by applying the purposeful (or purposive) sampling method. In the quantitative stage, the contents were analyzed by using coding guideline and in the qualitative stage, they were analyzed based on apriority method.

The results of mentioned analyses show that concept of development was defined differently in each period: in presidential term of Seyed Mohammad Khatami, known as reforms period, the concept of political development and the associated notions  such as freedom of speech, dynamic relationship with foreign governments and the establishment of civil society were the main focus of editorials of the press while in the presidential term of Mahmoud Ahmedinejad, known as conservative period, economic development and  the associated notions such as targeted subsidy plan and reaching to nuclear power were the main focus of editorials of the press.

In conclusion, some kind of discreteness and lack of coherence can be seen in the shifts of the concept of development during the mentioned periods that indicates the unbalanced notion of development in the press and thus in the government. It stands to reason that such unbalance can influence the functions and policies of the government.

Keywords: economic development, cultural development, political development, social development, communications & development    
Allameh Tabataba’i University

Faculty of Communications

 

 

Thesis Submitted for the Degree of Master of Art (M.A.)

In Mass Communication

 

 

The Evaluetion of Development Concept In Press During The Reformism & Conservative Period In Iran

 

 

 

Supervisor:

Dr. Alireza Hosseini Pakdehi

 

 

Consoler:

Dr. Hadi KHaniki

 

By:

Maryam Esfandiyari

 

 

 

 

[1] Development

[2] Daniel lerner

[3]Rogers

[4] Shomiker

[5] A. Inkeles

[6] [6] صحيفه نور ، ج 14 ، ص 248 11/3/60

 

[7] Development Support Communication

[8] Erskine Childers

دیدگاهها

هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.

اولین نفری باشید که دیدگاهی را ارسال می کنید برای “دانلود پایان نامه سیر تحول مفهوم توسعه در مطبوعات ایران مطالعه تطبیقی مطبوعات دوره اصلاحات و اصولگرایی”

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

41 − = 31