new5

سبک شناسی داستان «بیوتن» رضا امیرخانی

59,000تومان

توضیحات

دانلود و مشاهده قسمتی از متن کامل پایان نامه :

دانشگاه علامه طباطبایی

عنوان پايان نامه:

سبک شناسی داستان «بیوتن» رضا امیرخانی

نگارش: ……………………

استاد راهنما: دكتر محمود بشيري

پايان نامه براي دريافت درجه ي كارشناسي ارشد

در رشته ي زبان وادبيات فارسي

بهمن 1391

دانشگاه علامه طباطبایی

عنوان پايان نامه:

سبک شناسی داستان «بیوتن» رضا امیرخانی

نگارش: ……………………

استاد راهنما:آقاي دكتر محمود بشيري

استاد مشاور:آقاي دكتر بتول واعظ

پايان نامه براي دريافت درجه ي كارشناسي ارشد

در رشته ي زبان وادبيات فارسي

بهمن 1391

چکیده

داستان بیوتن از جمله آثار ادبیات دینی و دفاع مقدس است که از زمان نگارش کتاب تا کنون مورد توجه کارشناسان ادبی قرار گرفته و مقالات بی شمار در باب آن نگاشته شده، نیز جلسات نقد متعدد برگزار گردیده است که در هر کدام یکی از ویژگی های آن مورد بررسی قرار گرفته است. در این رساله با توجه به ویژگی های منحصر به فرد کتاب، خاصه نثر ویژه و تأویل پذیری آن مجالی فراهم شد که سبک کتاب از نظر زبانی، ادبی و فکری مورد بررسی قرار گیرد. سعی نگارنده بر این بوده است تا به تمام عناصر و ویژگی های خاص داستان که باعث گردیده این کتاب دارای سبک و امیرخانی را صاحب سبک شخصی بدانیم، بپردازد تا گامی در جهت شناخت بیشتر داستان بیوتن که در ادبیات معاصر جزو استثنا هاست برداشته شود.

کلید واژه: سبک شناسی، ادبیات دینی، بیوتن، رضا امیرخانی

يك


فهرست مطالب

عنوان                                                                                                     صفحه

مقدمه. 1

خلاصه داستان. 4

بررسی شخصیت ها 8

ويژگيهاي زباني.. 19

نامگذاري فصلها 20

کاربرد يک واژه با املاهای متفاوت.. 21

رسم الخط خاص و منحصر به فرد داستان. 22

اتصال وانفصال. 23

اعراب گذاری کلمات.. 24

آوردن «ها»ي غيرملفوظ در کلمه‌هايي که ياء ميانجي يا مشتقات آن را ميگيرد. 25

گويشها و لهجه‌هاي مختلف و متناسب شخصيتها 26

جدانویسی کلمات.. 29

چند گویشی و التقاط زبانی.. 31

شیوه‌ی پاورقی نویسی.. 33

جنبه‌های ادبی.. 34

استشهاد به آيات، روايات و اشعار شاعران متناسب با موقعيت متن.. 36

ضرب المثل، (اصطلاحات رایج در میان مردم) 46

استفاده از لغات کم‌کاربرد، قدیمی یا عامیانه. 48

نقش اعداد و نحوه‌ی استفاده از آن ها 49

ترکیبات تازه (خود ساخته) 53

تکرار هنری.. 55

تکرار واک، هجا، واژه، عبارت، جمله یا مصراع، موسیقی کلام. 57

تناسب… 67

انواع جناس(تام-مختلف الاول … ) 68

سجع. 68

کنایه. 69

تشخیص…. 69

تشبیه. 69

دو

استعاره 70

تتابع اضافات.. 70

اشتقاق.. 71

مجاز. 71

تضاد. 72

حس آمیزی.. 73

طرد و عکس… 73

ایهام. 74

جمله‌ی معترضه. 74

شکل نمایش نامهای متن، برای توصیف بهتر و تصویر سازی.. 75

بازی با کلمات  (استخدام) 76

مختصات فکری.. 79

ویژگیهای داستانی.. 86

ذکر دقیق جزئیات، به قصد توصیف و تصویرسازی.. 87

جملات کوتاه و پیدرپی.. 88

جابه‌جایی ارکان جمله به قصد تأکید. 91

چند سجده واجبه و علامت$. 93

تنوع نقل در روایات( زاویه دید ) 94

ازهم‌گسیختگی متن و حوادث داستان. 95

مواردی که شخصیتها، صدای نویسنده را میشنوند و در مورد همان مطلب اظهارنظر می‌کنند. 96

نتیجه‌گیری.. 101

کتابنامه ( فهرست منابع و مواخذ) 103

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

سه


مقدمه

رضا امیرخانی در سال 1352 در تهران متولد شد. وی در دبیرستان علامه حلی تهران تحصیل کرده و دانش آموخته ی مهندسی مکانیک از دانشگاه صنعتی شریف است. مدتی سردبیری سایت لوح، ارگان نویسندگان ادبیات پایداری را بر عهده داشت و در پاییز 1384 از این مقام استعفا داد. او از سال 84 تا 86 رئیس هیئت مدیره­ی انجمن قلم ایران بود.

آثار وی:

ارمیا: نام اولین کتاب امیر خانی در­سال 74 است، که جایزه بیست سال ادبیات داستانی ایران را از آن خود کرد.

منِ او: سومین اثر اوست که در­سال 78 منتشرشد، و برخی آن را بهترین کتاب این نویسنده می­دانند.

از به: چهارمین اثر این نویسنده در­سال 80 چاپ شد و در آن به بیان گوشه­ای از سختی­های زندگی در دوران جنگ و بعد از آن پرداخته است.

سفرنامه سیستان: پنجمین کار رضا امیر­خانی است که به حواشی مسافرت رهبرانقلاب به استان سیستان و بلوچستان می­پردازد. این کتاب در سال 82 منتشر شد.

نشت نشا: کتاب بعدی وی، مقاله ی بلندی است که در سال 84 چاپ شد و به ریشه­یابی مهاجرت نخبگان پرداخت.

بیوتن: این رمان در فروردین ماه 87 به چاپ رسید.

سر­لوحه­ها: گزیده­ای از یادداشت­های پراکنده­ی سال­های 81-84 در سایت لوح، نوشته شده و در اسفند 87 به چاپ رسیده است.

نفحات نفت: جستاری در فرهنگ مدیریت نفتی و دولتی در جمهوری اسلامی ایران نوشته شده و از سوی نشر افق  در سال 89 منتشر شده است.

سفرنامه ی افغانستان  جانستان کابلستان، که حاصل سفر به کشور افغانستان می باشد، در سال 90 از سوی نشر افق منتشر شده است.

قیدار: آخرین رمان امیر­خانی است که توسط نشر افق چاپ و در بیست و پنجمین نمایشگاه بین المللی کتاب تهران رونمایی شد.

بعد از انقلاب، خاصه پس از جنگ تحمیلی، نویسندگان کشورمان درحوزه­های مختلف و متفاوت ادبی به فعالیت­ پرداختند. یکی از جمله­ی این حوزه­ها، جنگ و دفاع مقدس بود که از آن با نام ادبیات مقدس یاد می شود.

شاید به طور قطع نتوان گفت که تمام آثار و نوشته­های امیر­خانی مربوط به ادبیات دفاع مقدس است،  یا اینکه آثار او را می­توان در یک زیر مجموعه قرار داد یا نه. البته در مورد ارمیا قاطعانه و در مورد من او – تا حدودی – می­توان گفت که در حوزه­ی ادبیات دفاع مقدس قابل بررسی هستند. اما در مورد بیوتن موضوع متفاوت است. بررسی و تحلیل این رمان نشان می­دهد که بیوتن اگر­چه مستقیما به حوزه­ی ادبیات دفاع مقدس مربوط نمی­شود، اما به دلیل انتخاب شخصیت اول داستان که از بازماندگان جنگ است و اشارات بسیاری که به جنگ و خاطرات آن می­شود، می­توان با اغماض آن را جزو ادبیات دفاع مقدس هم دانست. هرچند از نظرنگارنده در این کتاب به موارد بسیاری بر می­خوریم که بهتر است بگوییم بیوتن، جزو آثار انتقادی ادبیات دفاع مقدس است.

به طور مثال شخصیت گاورمنت در رمان بیوتن که رفتار و گفتار او مورد نقد ارمیا، سهراب و حاج مهدی قرار می­گیرد، نمونه هایی از این دست؛ اما به دلیلی که ذکر خواهد شد، بهتر است بگوییم که بیوتن در حوزه­ی ادبیات دینی قرار دارد، نه ادبیات جنگ. البته ادبیات جنگ با ادبیات دینی تناسب دارد، اما لزوما ادبیات دینی نیست.

ادبیات دینی، ادبیاتی است که در ذیل کتاب مقدس( مثل قرآن، روایات و…) معنا شود و نیز ارجاع مندی داشته باشد؛ یعنی با خواندن اثر ، به نوعی در امتداد آن متن مقدس قرار می­گیریم و کتاب ما را به آن متن ارجاع داده ، خودش را با آن متن مقدس حجّیت می دهد.

در بیوتن این اتفاق افتاده و رمان مبتنی بر داستان زندگی ارمیا پیامبر در تورات است، و شخصیت ارمیای نبی ارتباط بنیادینی با این اثر دارد.

در بررسی رمان بیوتن، به دو ویژگی و نکته­ی مهم بر­می­خوریم که ذکر آن­ها در اینجا لازم می‌نماید:

1)نثر کتاب

نثر این کتاب به خصوص در فصل های زبان و ژنتیک چیزی بین شعر و نثر است و با زبان، بازی می شود، به طوری که نه تنها از متن بیرون نمی­زند، بلکه این نثر شاعرانه، روایت را پیش می­برد و به ساخت مندی رمان کمک می­کند؛ به طور مثال عبارت” آلبالا­لیل والا” که بعدا به” البلاء للولاء” تغییر شکل می دهد و این عبارت تا آخر کتاب رها نمی­شود. حتی سهراب هم در اواخر داستان با آلبالا­لیل والا از ارمیا خداحافظی می­کند ومی­رود.

2)تأویل پذیری:

یکی دیگر از ویژگی­های رمان که باعث تمایز آن بادیگر رمان­های معاصر می­شود ، قدرت وقابلیت تأویل پذیری آن است. رمان به شدت لایه­های معنایی دارد و با پیش های ذهنی مختلفی می­شود وارد داستان شد. در ادبیات و رمان معاصرما انگشت شمارند آثاری که تأویل پذیر باشند. مثلا کلیدر با ایدئولوژی مارکسیستی نوشته شده است و جور دیگری نمی­شود آن را خواند .

اما بیوتن متنی کاملا تأویل پذیر است . یعنی با هر دیدی می­توان آن را خواند ، با دید عرفانی، فلسفی و یا حتی سیاسی .

در این پایان نامه سعی شده به تمام عناصر و ویژگی­های خاص کتاب که باعث گردیده این کتاب را دارای سبک و رضا امیر­خانی را صاحب سبک شخصی بدانیم، توجه شده و آن­ها را به دقت مورد بررسی قرارداده ایم. مسلما خالی از اشکال نخواهد بود. امید که تلاش نگارنده، مفید واقع شده و توانسته باشم به شناخت این رمان که در ادبیات ما جزو استثناهاست، کمک کرده باشم.

 

“خلاصه داستان”َ

داستان بیوتن، سرگذشت ارمیا معمر، مجروح جنگی است که بعد ازگذشت سال­ها از این واقعه هنوز نتوانسته از آن حال و هوا خارج شود و ذهنش همواره درگیر است. به همین دلیل او هرهفته به بهشت زهرا می­رود، تا با دوستان و خلوت ودرد دل کند؛ اما آخر هفته­های شلوغ آنجا وحضور سنگین افرادی که به آنجا می آیند(از مادر­هایی که بوی فرزندان­شان را در او جستجو می­کنند، پیرنام زدهایی که هنوز منتظرند وبه وعده گاه می­آیند،گرفته تا فرزندان شهدایی که از نبود پدران­شان دل گیرند و رنگ وبوی آن­ها را نمی­دهند ونیز معلم­هایی که گروه گروه بچه­ها را به آنجا می­آورند و جنگ و مردان ش را با معیار­های خود وتعریفی که از آن دارند به فرزندان آینده می شناسانند) باعث می­شود ارمیا تصمیم بگیرد، سه­شنبه­ها تا در آرامش وخلوت بتواند با پیر ومراد خود-سهراب- سخن بگوید. در یکی از همین سه­شنبه­ها، باآرمیتا آشنا می شود. “آرمیتا” دختری ایرانی الاصل اماساکن آمریکاست که از سوی مؤسسه­ی تحقیقات مذهبی که در آن کار می­کند و با هزینه­ی آن­ها راهی تهران شده تا مطالعاتی انجام داده ، بازگردد.

از آنجا که هنگام حضور آرمیتا در بهشت زهرا تهران تنها ارمیا را می­بیند، سر صحبت را با او باز میکند و همین گفتگوی کوتاه مقدمه و زمینه­ساز قرار ملاقات­ها، تماس­ها و ایمیل زدن­های بعدی شده و در نهایت منجر به تصمیم ارمیا برای مهاجرت به آمریکا و ازدواج با آرمیتا می شود. داستان با ورود ارمیا به فرودگاه جی.اف.کی نیویورک آغاز می شود. آرمیتا و” خشی”(دوست و رئیس آرمیتا در مؤسسه) برای استقبال از او به فرودگاه می­روند.

مشکلات ارمیا از همان بدو ورودش آغاز می­شود. از گیت ورودی گرفته تا یافتن شغل، مسکن و مهم­تر از آن مسائل و تفاوت­هایی که میان خود و دیگران و نیز جامعه­ی جدید می­بیند. تفاوت های فکری و فرهنگی، نگاه به دین وشریعت و…

ارمیا ترکشی از دوران جنگ در کمر خود دارد که هنگام عبور از گیت فرودگاه برای او دردسر ساز می­شود و دستگاه آشکار ساز به صدا در می­آید. پلیس به ارمیا مشکوک می­شود. موهای بلند و مجعد وریش های بلند او شک پلیس را بیشتر می­کند. آرمیتا نزد رئیس پلیس می­رود و به هرزحمتی که هست با کمک ارمیا آن­ها را قانع می­کند که صدا دستگاه به خاطر همین ترکش کمر ارمیا است نه چیز دیگر.

پس از رهایی از این ماجرا، آن­ها سوار بر ماشین خشی به سمت استون، محل سکونت آرمیتا وخشی حرکت می­کنند. آن­هادر طول مسیر، سعی می­کنند تا آن جا که ممکن است، خیابان­های مهم نیویورک را به ارمیا نشان بدهند تا هرچه سریع­تر با محیط و شرایط آشنا شود.

در سر راه، به سراغ دو نفر دیگر از همسایه­های آرمیتا یعنی” میان دار” و” جانی”می­روند. میان­دار دکه ی کوچکی دارد و فست­فود می­فروشد. میان دار هم مثل خشی ایرانی است و هنوز در حال و هوای ایران قبل از انقلاب به سر می­برد. جانی سیاهپوست دورگه­ی آمریکایی است. ارمیا با این دونفر هم آشنا می­شود؛ اما یکی از مشکلاتش در همین ملاقات نمود پیدا می­کند وآن هم تهیه­ی غذای حلال است. پس از این ملاقات کوتاه، آن ها به مسیرشان به سمت خانه ادامه می دهند. به­محض ورود به استون و دیدن محل زندگی آرمیتا و دوستان و همسایگان ایرانی اش مشکل بعدی، یعنی مسکن نیز بروز می­نماید. آرمیتا در یک کاندومینیوم (مجموعه ای از آپارتمان های کوچک) زندگی می­کند که برای زندگی مجردی کافی است. ارمیا در همان کاندو اقامت می­کند و پس از چندی در مؤسسه­ی اتومبیل کرایه (لینکلن لموزین) به عنوان راننده استخدام می­شود. کاری که به نظر خوب می­آید و عرب­های ساکن نیویورک به خاطر ظاهر ارمیا ترجیح می­دهند که راننده­ی لموزین کرایه­ای آن­ها، او باشد. دومشکل مسکن و شغل ارمیا تا حدی مرتفع می­شود، او برای تهیه­ی حلال فود هم به سراغ رضا رستوران دار لبنانی می­رود که از گوشت حلال برای مسلمانان غذا تهیه می­کند. یک شب، مسئول مؤسسه به ارمیا می­گوید که یک سیاه پوست ماشین کرایه کرده و خواسته است حتماً او راننده باشد. ارمیا وقتی به محل مورد نظر می­رود، متوجه می­شود که آن فرد سیاه پوست جانی هم سایه آن ها و شاگرد میان دار است. جانی و میان دار قرار است به محل کار نامزد جانی که مسلمان است و برای ازدواج­ش با او شرط سختی(ختنه کردن) را گذاشته است، بروند. محل کار او دیسکو ریسکو است. ارمیا برای برطرف کردن حس کنجکاوی­اش با آن­ها همراه می­شود تا ببیند این دختر مسلمان کیست که چنین شرطی گذاشته، ولی در عین حال در چنین جایی کار می­کند.به محض ورود متوجه می­شود که این دختر، همان سوزی، دوست و همسایه­ی آرمیتاست که در این دیسکو به عنوان رقاص کار می­کند. پس از ماجراهای فراوانی که در این شب رخ می­دهد، ارمیا تصمیم می­گیرد دیگر راننده­ی لموزین نباشد و به دنبال کار بگردد. ارمیا در سراسر داستان سعی می­کند تا خود را با محیط و شرایط زندگی جدید سازگار کند؛ اما هرچه می­کوشد، کمتر موفق می­شود تا جایی که در طی مدت اقامت کوتاهش چندین اخطار روی کارت اجتماعی­اش داشته باشد( ماجرای پارکومتر­ها)

طی ماجرایی اوتصمیم می گیرد، ماشینی تهیه کند و موزع گوشت حلال شود تابدین وسیله هم مشکل بی کاری خود و هم تهیه­ی گوشت حلال را برای خود و دیگران حل کند.

روز عیدفطر، طی قرار قبلی، مراسم عقد ارمیا وآرمیتا ست. ارمیا،طی چند ماهی که از اقامتش در آمریکا می­گذرد، به اختلافات و تفاوت­های زیاد خود با آرمیتا پی می­برد اما به غیر از یک بار موفق نمی­شود با او حرف بزند و مسائلش را مطرح کند. آرمیتا هم یقیناً این مسئله را متوجه شده اما گویی هر دو ترجیح می­دهند باز هم تن به این ازدواج از پیش تعیین شده شان بدهند. در جریان مراسم عقد آن ها، حوادثی رخ می­دهد که تا حدودی روند داستان و سرنوشت ارمیا وچند نفر دیگر را تغییر می­دهد. میان دار، در حالی که مست از شراب خوری بسیار است، سوزی را -بی دلیل- به باد حرف­های تند و توهین آمیز می­گیرد و تهمت می­زند. سوزی دل­شکسته مهمانی را ترک می­کند و جانی هم که شرط او را انجام داده تا بتواند به عشقش برسد به همراه او می­رود. سوزی همان شب، محل زندگی­اش را ترک می­کند و کسی نمی­داند که کجا رفته است؛ اما قبل از رفتن نامه­ای را به دست ارمیا می­رساند و بخشی از مکنونات قلبی و مسائلی را که مدتها ذهنش را مشغول کرده است را باز­گو می­کند. جانی، پس از این غیبت ناگهانی سوزی دیوانه می­شود و ارمیا و آرمیتا طی قراری ناگفته شروع زندگی مشترکشان را به پیدا شدن او موکول می­کنند.

ارمیا هم چنان به دنبال اوست و باخبری که مبنی بر دیده شدن سوزی در جنگل و کوهستان اسموکی به گوش­ش می رسد راهی این جنگل می­شود تا بلکه اورا بیابد و جانی وخودش را به آرامش برساند. اما، پس از دو روز جستجو باخبر می­شود که سوزی خود را در همان جنگل دار زده است. ارمیا، به دلایلی به قتل سوزی متهم می­شود و از سوی دادگاه به همین اتهام و نیز به اتهامات دیگری از جمله اخلال در نظم عمومی و ساختار شکنی به زندان می­افتد تا محاکمه شود. در دادگاه، چهره­ی واقعی اطرافیان ارمیا مشخص می­شود. خشی که در سراسر داستان به دنبال این بود تا ارمیا را به زمین بزند، حالا در لباس یکی از اعضای هیئت منصفه،اولین نفری است که می­خواهد ارمیا محکوم شود. بیل، همکار خشی و آرمیتا که عاقد ارمیا وآرمیتا هم بود، دادستان است و او هم قصد محکوم کردن ارمیا را دارد. آن هم فقط با دلایلی ابلهانه و خنده­دار. اما از آن طرف ، کسانی هم هستند که در پی اثبات بی­گناهی ارمیا هستند. آرمیتا، حاج مهدی فرمان ده ارمیا در دوران جنگ که حالا در آمریکا راننده تاکسی است، جانی، راننده تراک و … اما ارمیا بر عکس دیگران از این اتفاق اصلا ناراحت نیست و می­گوید که این همه­ی خواسته­ی من از خدا بود تا مثل مولایم بمیرم طوری که وحشی های حرامی دوره ام کرده باشند و تک وتنها باشم … آرمیتا و حاج مهدی به سفارت ایران می­روند، تا بلکه ازین طریق بتوانند از او رفع اتهام کنند؛ اما در راه برگشت پیامی برای آرمیتا می­آید و در می­یابد که ارمیا شهید بوده است.

بررسی شخصیت ها

می­توان شخصیت­های این داستان را در سه گروه دسته بندی کرد

1)ایرانیانی که به آمریکا مهاجرت کرده، دارای شغل هستند و به نوعی تبعه ی این کشور محسوب می­شوند.

2)اعرابی که به آمریکا رفته­اند و صاحب شغل و موقعیت اجتماعی هستند

3)آمریکایی­هایی که در کنار این دوگروه زندگی می کنند

ارمیا

ارمیا معمر، با کمی اغماض جزو گروه اول محسوب می­شود. او مهندس سازه است و در ایران به ساخت و ترمیم مناره مشغول بود، اما پس از آشنایی با آرمیتا به آمریکا سفر می­کند و در آنجا مجبور می شود تا زمان به دست آوردن شغلی متناسب با رشته­ی تحصیلی خود، به کارهای دیگری از جمله کار در مؤسسه لینکلن لموزین به­عنوان راننده و بعد به عنوان موزع گوشت حلال بپردازد. اگر طبق گفته­ی نویسنده داستان، ارمیا معمر، همان ارمیای داستان اول او باشد،  پس تا حدودی شخصیت ، خانواده و گذشته­ی او که در این کتاب زیاد به آن پرداخت نشده است، معلوم می­شود. او از خانواده­ای متمول، معتقد ومذهبی است که سال­های زیادی را در جبهه گذرانده است. تنها رهاوردش ترکشی است که در کمر دارد وبا این که سال­های زیادی از جنگ و خاطرات­ش می­گذرد او- مانند بسیاری از هم رزمانش که به توفیق شهادت نائل نیامده­اند- آن روز­ها را فراموش کند.ارمیا در عین اینکه به زندگی نباتی و کاری خود مشغول است اما از درون منزوی است و در حالی که از همه­ی خوشی­های زندگی بریده است، هر سه­شنبه به دیدار دوستان و به جایی می رود که گمان می کند جایگاه خود او نیز هست. او حتی قبری از آن خود دارد و منتظر است که به­زودی در آن بیارامد( بدون توجه به این نکته که در واقع و در اصل، ارمیا هم شهید … ). در یکی از همین سه­شنبه­ها او به شکلی کاملا تصادفی و اتفاقی با آرمیتا آشنا می­شود و طی صحبت کوتاهی که بین شان رد و بدل می­شود و البته تماس­ها و ملاقات­های بعدی که خیلی به اختصار به آن­ها اشاره می­شود، گمان می­کند نیمه­ی گمشده­ی خود را یافته و تصمیم می­گیرد به آمریکا مهاجرت کند تا با دختر مورد علاقه­اش ازدواج کند. از لحظه­ی ورود ارمیا به آمریکا تا آخر داستان، اورا دچار آشفتگی، سردرگمی و تقابل دو نیمه­ی سنتی و مدرن ( که این مورد بسیار پر رنگ است و خیلی خوب بدان پرداخته شده) می­بینیم. او سعی می کند خود را با دنیای جدید منطبق کند اما نمی­تواند. روحیه و شخصیت او به گونه­ای نیست که در زندگی جدید حل شود و مانند دیگر شخصیت­ها با آن خو بگیرد و حتی مجبور شود برای دفاع از شیوه­ی نوین زندگی خود به تحقیر و تخریب باور­ها و ارزش­هایش بپردازد. ارمیا، بخصوص در درگیری­های لفظی فراوانی که در طول داستان با خشی دارد تا حدودی محکوم می­شود و درمقابل همه­ی توهین­ها و دلائل منطقی او سکوت می­کند و خیلی از جاها این احساس به خواننده دست می­دهد که کم آورده است. اما شیوه او در دفاع از باور­هایش بیشتر سکوت و ادامه­ی راهی است که به آن معتقد است؛ حتی اگر منجر به تمسخر او از سوی آرمیتا یا در نهایت منجر به سوء پیشینه­ی او می­شود. ارمیا در مواردی (از جمله سکه انداختن در پارکومتر­ها) سعی می­کند روح انسانیت و نوع دوستی را در آدم ها زنده کنداما از طرف دیگران به اخلال در نظم عمومی محکوم می­شودارمیا با وجود تمام تردید ها، طی قرار قبلی، در روز عید فطر با آرمیتا عقد می­کند. در همین مراسم سوزی به خاطر حرف هایی که شاید بارها پیش از این هم شنیده بود ناراحت شده و جمع را ترک می­کند. شاید نامه­ای خطاب به ارمیا، عارف­گونه سر به کوه و جنگل می­گذارد. ارمیا، بادلیل و بی­دلیل در پی یافتن او روان می­شود یک شب در منطقه­ی ممنوعه­ای که ملک شخصی محسوب می­شود به راز و نیاز خاص با خدای خود مشغول می­شود و با گوزنی که در جنگل می­بیند به­راحتی ارتباط برقرار می­کند. همه­ی این اتفاقات به وسیله­ی دوربین­های مدار بسته ضبط و از طریق یک برنامه­تلویزیونی پخش می­شود. سوزی در همان جنگل خودکشی می­کند و ارمیا به خاطر سوء­سابقه و جستجوی بی دلیلش ( به زعم دیگران) زیرا دیگران وحتی آرمیتا هم دلیلی برای این کار نمی­یافتند و گمان می­کردند او در پی سوزی است تا با از بین بردن وی لکه ی ننگی از دامن اسلام پاک کند متهم به قتل سوزی می­شود. در دادگاهی که علیه ارمیا بر پا می­شود، بسیاری از نزدیکان او چهره­ی واقعی و دشمنی نهان خود را آشکار می­کنند. در­حالی که آرمیتا و حاج مهدی در تلاش برای اثبات بی­گناهی وی هستند، خود ارمیا کاملاً بی­تفاوت است و کاملا راضی به نظر می­رسد.

 

کتابنامه ( فهرست منابع و مواخذ)

1-شمیسا، سیروس، کلیات سبک شناسی، تهران، انتشارات فردوس ،1372.

2-  فتوحی، محمود، سبک شناسی، تهران، انتشارات سخن،  1391.

3-امیر خانی، رضا، من او، تهران، انتشارات سوره مهر، چاپ پنجم، 1383.

4-امیر خانی، رضا، بیوتن، تهران، انتشارات علم، چاپ ششم،1387.

5-سایت اختصاصی رضا امیر خانی، www.ermia.ir

6-جلسه ی نقد بیوتن، فرهنگسرای اخلاق، 1387

7-پارسا، رضا، آشنایی با مولفه های ادبیات داستانی پست مدرن، مجله ی آریا ادب، شماره ی نوشته27/4

8- فولادوند، مهدی، قرآن مجید، قم، عترت، نوبت اول، 1386

9-حافظ به سعی سایه، تهران، کارنامه، چاپ دوازدهم، 1376.

Abstract:

 

Bivatan is a novel which belongs to religous and war genre which has attracted the literature expert attention since it has been published. Many reviews have been written on it and its different features have been criticized in various literary meetings.

In the present thesis, regarding to the unique features of the novel specially its particular prose and paraphrasibility, the reviewer has tried to study the style of the book from the time, notion and literature points of view. The whole elements and special characteristics of Bivatan which have helped the story to have a style and caused Amirkhani to be considered as a stylist have been studied.

This thesis tries to annotate the novel which is one of the exceptions in contemporary literature in order to make it more known.

Key word: Stylistics, Religious literature, Bivatan, Reza Amirkhani

 

Allame Tabataba’i University

Language and literature

 

The stylistic study of Bivatan novel written by Reza Amirkhani

 

 

By: ………………

 

Supervisor: Dr. Mahmud Bashiri

 

Advisor(s): Dr. Batul Vaez

 

AThesis submitted to the Graduate Studies Office in Partial fulfillment of the requirements for the degree of Master of Arts in Language and literature

 

 

 

 

 

 

 

 

Winter 2013

 

دیدگاهها

هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.

اولین نفری باشید که دیدگاهی را ارسال می کنید برای “سبک شناسی داستان «بیوتن» رضا امیرخانی”

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

1 + 8 =