شاخصه های الگوی مسکن پایدار (با تاکید بر نقش عرصه های گروهی در پایداری اجتماعی مجتمع های مسکونی) درمشهد

19,900تومان

توضیحات

دانلود و مشاهده قسمتی از متن کامل پایان نامه :

 

 

 

دانشگاه آزاد اسلامی

واحد مشهد

دانشکده هنر و معماری

پایان نامه برای دریافت درجه کارشناسی ارشد

عنوان

شاخصه های الگوی مسکن پایدار

(با تاکید بر نقش عرصه های گروهی در پایداری اجتماعی مجتمع های مسکونی) درمشهد

فهرست مطالب

چكيده  I

گام اول: پروپزال   1

1-1-مقدمه  2

1-2-طرح مسئله  2

1-3- ضرورت تحقیق   4

1-4-  اهداف تحقیق   5

1-4-1-اهداف کلی   5

1-4-2-اهداف خاص     5

1-5-سوالات تحقیق   5

1-6-روش تحقیق   5

1-7-پیشینه تحقیق   6

1-8- منابع   7

گام دوم: شناخت    8

فصل دوم: مطالعات پایه  8

گفتار اول: مفاهیم پایداری   9

2-1-1- مقدمه  9

2-1-2- توسعه پایدار  10

2-1-2-1- تعریف توسعه پایدار  10

2-1-2-2- تاريخچه ي توسعه پايدار  13

2-1-2-3- دیدگاههای مرتبط با مفاهیم و تعاریف توسعه پایدار  16

2-1-3- معماری پایدار  17

2-1-3-1-مفاهیم معماری پایدار  17

2-1-3-2- ديدگا ههای مختلف درباره معماری پايدار  18

2-1-3-2- اصول معماری پایدار  20

2-1-3-3-اهداف معماری پایدار  21

2-1-3-3-1- پایداری اقتصادی   22

2-1-3-3-2- پایداری زیست محیطی   23

2-1-3-3-3- پايداري اجتماعي   24

2-1-4-توجه به اهداف جهاني پايداري در مقياس محله و واحد همسایگی   29

2-1-5- جمع بندی   31

2-1-7- منابع   33

گفتار دوم: سیر تحول مجتمع های مسکونی   35

2-2-1-مقدمه  35

2-2-2- پیدایش مجتمع های مسکونی   37

2-2-2-1-مجتمع های مسکونی مدرن   40

2-2-2-2-مجتمع های مسکونی پست مدرن   42

2-2-3-آپارتمان هاي بلند مرتبه  43

2-2-3-1-جنبه هاي زيست محيطي   44

2-2-3-2-جنبه هاي اجتماعي   45

2-2-4-مجتمع هاي مسكوني متعارف   50

2-2-4-1-جنبه هاي اجتماعي   51

2-2-5-ساختمان هاي چند عملكردي   52

2-2-6-مجموعه مسكوني اشتراكي   53

2-2-7-سیر تحول تاریخی مجتمع های مسکونی در ایران   56

2-2-8-جمع بندی   57

2-2-9-منابع 58

فصل سوم : مطالعات تکمیلی   60

گفتار اول: مسکن پایدار  61

3-1-1-مقدمه  61

3-1-2- مسكن   62

3-1-3- مسكن پايدار  63

3-1-3-1- اصول طراحي مسكن پايدار  65

3-1-3-1-1-پايداري زيست محيطي مسكن   66

2-1-3-1-2-پايداري اقتصادی مسكن   68

3-1-3-1-3-پايداري اجتماعي مسكن   69

3-1-4- طراحی کالبدی و معیارهای سنجش پایداری در محله مسکونی   71

3-1-4-1-عدالت اجتماعی   72

3-1-4-2-هویت مکانی   74

3-1-4-3-دلبستگی به محیط مسکونی   75

3-1-4-4-رضایت مندی از محیط مسکونی   75

3-1-4-5-امنیت    76

3-1-4-5-1-ابعاد امنیت: 78

3-1-4-6-تناسب توده-فضا 79

3-1-5-جمع بندی   81

3-1-5-1-ويژگي‌هاي محله پايدار اجتماعي   81

3-1-6- منابع   83

گفتار دوم: جایگاه سرمایه اجتماعی در مجتمع های مسکونی شهر مشهد   85

3-2-1-مقدمه  85

3-2-2- سرمایه اجتماعی   86

3-2-2-1- مفهوم سرمایه اجتماعی   86

3-2-2-2- سابقه تاریخی سرمایه اجتماعی   88

3-2-2-3- عناصر و مولفه های سرمایه ی اجتماعی: 90

3-2-2-3-1- اعتماد اجتماعي 90

3-2-2-3-2-انسجام و همبستگی اجتماعی 92

3-2-2-3-3-مشارکت اجتماعی   93

3-2-4-معیارهای سنجش سرمایه اجتماعی   94

3-2-5-پرسشنامه  99

3-2-6-جمع بندی   101

3-2-7-منابع   102

گفتار سوم : عرصه های گروهی و مجتمع های زیستی   105

3-3-1- مقدمه  105

3-3-2- چیستی و کیفیت عرصه های گروهی   106

3-3-3- عرصه های گروهی و شكل گيري سرمايه اجتماعي   107

3-3-3-1- عرصه های گروهی به عنوان بستر تعاملات اجتماعی   108

3-3-3-2-روابط اجتماعی و  بازتولید پایداری اجتماعی   110

3-3-4- چگونگی عرصه های گروهی  و  قابليت گسترش روابط  اجتماعي در آنها 112

3-3-4-1- تاثیر ابعاد و شکل عرصه های گروهی برمیزان استفاده از آنها 115

3-3-4-1-1- سرزندگی   118

3-3-4-1-2-نفوذ پذيري   119

3-3-4-1-3-گوناگوني   119

3-3-4-1-4-انعطاف پذيري   120

3-3-4-1-5-رنگ تعلق و خوانايي   121

3-3-4-1-6-تناسبات بصري   121

3-3-4-2- مجاورت كاركردي و الگوهاي تعامل اجتماعي در مناطق مسكوني   122

3-3-4-2-1-فاصله ها و معانی   123

3-3-4-2-2-  کنترل قلمرو  و  روابط  اجتماعی   124

3-3-4-3- عرصه های اجتماع پذیر و  اجتماع گریز  126

3-3-4-4- اهمیت خلوت و حریم در افزایش تعاملات اجتماعی   127

3-3-4-4-1-نظارت پویا بر خلوت   129

3-3-4-4-2-ميزان روشنايي و طراحي   130

3-3-4-5-معيارهاي برخاسته از مكان و زمان   131

3-3-4-5-1- مکان   132

3-3-4-5-2- زمان   134

3-3-5- الگوهاي فعاليت و عرصه های گروهی در مجتمع های مسکونی   135

2-3-5-1-عرصه های مناسب کودکان   138

2-3-5-2-عرصه های مناسب سالمندان   140

3-3-6-جمع بندی   141

2-3-6-1- نقش عرصه‎های گروهی و زندگی جمعی در پايداري اجتماعي مجتمع های مسکونی   141

3-3-7-منابع 145

فصل چهارم: شناخت بستر پژوهش     147

4- شهر مشهد  148

4-1-نحوه شکل گیری و توسعه  148

4-2-معماری و شهرسازی   153

4-2-1-خانه و محله در مشهد  156

4-2-2-نظام قرارگيري بافت مسكوني و جهت گيري ابنيه: 159

4-2-3-مروري بر محلات قديمي   162

4-3-مردم مشهد  175

4-3-1-فرهنگ و معيشت ساکنان مشهد  176

4-4-ویژگی های جغرافیای   181

4-5-منابع   184

گام سوم: تحلیل یافته ها 185

فصل پنجم: دستاوردهای پژوهش     185

5-1-مسکن پایدار  186

5-2- پايداري اجتماعي و روابط اجتماعی در محله های مشهد  186

5-2-1- عينيت يافتگي در سرمايه فرهنگي   186

5-2-2-روابط اجتماعی عينيت يافته در فضاهای جمعی   188

5-2-3- باز توليد سرمايه اجتماعي در واحد همسایگی   189

5-3-راه‎هاي تقويت و پایداری سرمايه اجتماعي در مشهد  191

5-3-1- برنامه‎ریزی برای توسعه پایداری اجتماعی در محله‎ها و مجتمع های مسکونی   191

5-3-2-تقويت راه هايي براي ارتباط هاي شخصي ( ارتباط بصري ، گفتاري و ديداري) 192

5-4-شاخصه‌هاي پايداري اجتماعي در محلات و مجتمع‎های سکونتی شهر مشهد  194

5-5-چگونگی عرصه های گروهی مجتمع های مسکونی در راستای افزایش سرمایه اجتماعی   196

5-6-منابع   201

گام آخر : جمع بندی و نتیجه گیری   202

فهرست منابع: 212

چكيده

نقش پايداري اجتماعي در طراحي محله پايدار از جمله مهمترین موضوعات بحث برانگیز در دوران معاصر محسوب می‎شود. بر اساس پیش‎فرض‎ها و فرضیه مورد نظر پژوهش، این مفهوم می‎تواند بر اساس الگوی توسعه عرصه‎های گروهی درمجتمع‎های مسکونی تفسیر شود. هدف این پژوهش دستیابی به راهکارهایی برای ارتقای کیفیت فضای زندگی ساکنین مشهد خصوصا در بخش مسکن و فضای عمومی مجتمع های مسکونی و همچنین پایدارسازی جریان زندگی در آنهاست. و با معرفي شاخصه‌هاي پايداری اجتماعي مسکن و نشان دادن نقش اساسي بعد اجتماعي در طراحي محله پايدار، به ترسیم الگویی برای توسعه عرصه‎های گروهی در مجتمع‎های مسکونی می پردازد؛ علاوه بر آنکه جایگاه چنین رویکردی را در توسعه پايداري اجتماع محلي، تحلیل نماید. نتيجه اين تحقيق نشان‌ مي‌دهد كه رعايت اصول پايداري اجتماعي در طراحي محله و عرصه‎های گروهی در مجتمع‎های مسکونی، تأثیر بسزایی در جنبه های دیگر پایداری خواهد داشت.

روش تحقیق این پایان نامه برمبنای روش پیمایشی از نوع اکتشافی است که بر مبنای تحلیل, توصیف و استخراج نتایج حاصل از پرسش نامه ها و کشف اصول پایداری و روابط بین این اصول از دید جامعه صاحب نظران انجام می گیرد تا در نهایت, اصول نظری پایداری مجتمع های مسکونی تعیین شود. درمرحله بعد, بامقایسه آن با واقعیت خارجی می توان به اصول عملی و راهکارهای معماری دست یافت. این مهم از طریق تحقیقات میدانی وتنظیم پرسش نامه و توزیع آنها میان ساکنان مجتمع ها انجام خواهد گرفت. درنهایت الگوهایی جهت ارتقاء پایداری اجتماعی در مجتمع های مسکونی باتوجه به نقش عرصه های گروهی ارائه شده است.

گام اول: پروپزال

1-1-مقدمه:

تاثیرات محیط بر سلامت روح و روان , درکنار سلامت جسم، موضوعی بسیار قابل توجه است. درست است که میزان آمادگی ابتلا به اختلالات روانی وتوانایی مقابله با آنها در افراد متفاوت است و می تواند جنبه موروثی داشته باشد, ولی در بسیاری از موارد عوامل محیطی هستند که در برهم خوردن تعادل روانی فرد نقش موثری دارند. بعنوان مثال عواملی چون آرامش, هویت فردی, حس اعتماد وعزت نفس و داشتن انگیزه و محرک در تعادل و سلامت روانی نقش بسیار مهمی دارند و محیط فیزیکی می تواند بر این عوامل اثر گذار باشد. همچنین چگونگی روابط اجتماعی فرد ازعوامل مهم دیگر اثرگذار برسلامت روانی فرد هستند و کیفیت محیط فیزیکی می تواند برچگونگی برقراری روابط اجتماعی و شکل گیری دوستی ها اثر داشته باشد. بنابراین طراحی صحیح می تواند در تعدیل محیط فرد و بهره بردن از شرایط محیطی مناسب موثر باشد و با کنترل و کاهش فشارهای محیطی، فرصتی برای بهبود, در اختیار فرد قرار دهد و از طرف دیگر با عوامل محیطی مناسب موجب تسهیل و تسریع روند بهبود اختلالات روانی چه در معنای حاد وچه در معنای برهم خوردن کوتاه  مدت تعادل روانی, شوند. این توجهات در طراحی ممکن است دخالت در محیط زندگی یا کار فردی را ایجاد کند ویا تنها کنترل عوامل محیطی باشد, به گونه ای که بتوانند تاثیرات خوبی چون آرامش بخشی وایجاد اعتماد به نفس بر فرد داشته باشند. این موضوع در طراحی وساماندهی خانه ها، مجتمع های مسکونی و محدوده های زیستی بسیار قابل توجه است.

1-2-طرح مسئله:

امروزه به علت نگرش کمی به مسکن وتوجه به رفع کمبود آن از یک طرف و نگرش سودجویانه ازطرف دیگر, بسیاری از ارزش های انسانی, اجتماعی, بومی و فرهنگی نادیده گرفته می شود. شهر مشهد نیز همچون سایر شهرهای کشورمان از بد مسکنی رنج می برد و فقدان مسکن مناسب زندگی شهروندان را با مشکل روبرو کرده است. این در حالیست که خانه مناسب وشایسته برای انسجام اجتماعی, رفاه شخصی و استقلال فردی امری اساسی به شمار می رود. امروزه خانه آدمی در بلوکهای مسکونی در پشت چند پنجره یکنواخت وهم شکل با دیگران قرار دارد که نه فقط برای میهمان, بلکه برای افراد خانواده نیز تشخیص آن از بیرون مشکل است ” (پاکزاد، 1386) دراثر اینگونه انبوه سازی های کلیشه ای, انسان ها بصورت توده در کنار هم قرار می گیرند و به جای این که گروه های اجتماعی مثبت گرا وهدفمندی تشکیل گردد, انبوهی از نفرها تشکیل می شود که کنار هم قرار گرفتن آنها فقط ازدحام, شلوغی و هرج ومرج را در پی دارد. در چنین شرایطی, افراد خانواده برای تامین حداقل امنیت و آرامش از جمع فرار کرده، به کنج خانه پناه می برند. غربت ومحرومیت اجتماعی از این جا آغاز می گردد.

از آنجا که همواره توسعه ای پایدار است که به لحاظ کیفی, سلامت انسان و نظامهای اکولوژیک را در بلند مدت بهبود بخشیده و تئوری معماری پایدار نیز زاده همین تفکر است, بهترین گزینه برای اصلاح وضع موجود گرایش به معماری پایدار می باشد و در صورتی که خانه سازی, روند پایداری نداشته باشد, هیچ جامعه ای نخواهد توانست به توسعه ای پایدار, دست یابد.

در جهت نیل به معماری پایدار 3 راهبرد اساسی راباید قابل توجه دانست :

–  پایداری زیست محیطی

–  پایداری اقتصادی

–  پایداری اجتماعی

برای رسیدن به مفاهیم وارزشهای پایدار بایستی به بطن آن وارد شد و اصول آن را دریافت. این رویکرد طی دهه اخیر به طور قابل توجهی رشد کرده است ولی درعین حال درک وفهم پایداری, اهداف ودستاوردهای آن, به طور عمده ای توسعه نیافته باقی مانده است. بررسی نمونه هایی از ساختمان های پایدار مشخص می سازد که طراحان هریک تنها بربخشی از عوامل تاثیر گذار بر پایداری یک بنا تمرکز کرده اند و آنچه تقریبا در همه بناها مشترک است آرزوی ساختن بناهایی است که با محیط خود دوستانه تر برخورد کنند و اغلب ارزش های پایداری اجتماعی و فرهنگ به فراموشی سپرده شده است یا اساسا مجال دقت نمی یابد. چنین رویکرهایی تاثیر طراحی بر تحقق اهداف والای انسانی- اجتماعی و محیطی را نادیده می گیرد ونقش طراح را در چهار چوب قواعد علمی معطوف به مهندسی تقلیل می دهد. به همین دلیل در این رساله بیشتر بر روی پایداری اجتماعی تاکید خواهیم داشت.

“در طراحی پایدار باید به پایداری اجتماعی واقتصادی به اندازه مصرف انرژی و تاثیر محیطی ساختمان ها وشهرها اهمیت داده شود” (لنگ، 1386: 87)  پایداری اجتماعی در مجتمع های مسکونی, وضعیتی است که ساکنان از زندگی در خانه و مجتمع خود رضایت داشته باشند و از همسایگی با سایر ساکنان لذت برند تا سرمایه های اجتماعی حفظ شوند و در حقیقت وجود عرصه های گروهی همچون فیلتری است که روابط اجتماعی از هم گسسته را در شهرهای شلوغ امروزی را تلطیف می کند.

سرمایه اجتماعی نتیجه پایداری اجتماعی است و از لحاظ کارکردی باعث اعتماد بین ساکنین می شود تا افراد در گروه ها حضور پیدا کنند و سبب مشارکت و…می شود. مشارکت خود به معنای فراهم آوردن شرایطی است که علاوه بر پاسخگویی به نیازهای عملکردی کاربران, سبب گسترش روابط اجتماعی, بالا بردن کیفیت زندگی ساکنان, ترفیع همبستگی اجتماعی, خلق حس زندگی در اجتماع می گردد. در این وضعیت, مجموعه شرایط زندگی به نحوی است که با گذشت زمان تعاملات اجتماعی بیشتر می شود و اکثریت ساکنان نسبت به محل زندگی خویش تعلق خاطر و دلبستگی می یابند. بنابراین نا خوداگاه حافظ سلامت و پایداری آن بوده، در نگهداری وبهبود وضعیت موجود مشارکت وهماهنگی خواهند داشت. در این صورت عمر مفید مجتمع های مسکونی پایدار نسبت به سایر مجتمع ها بیشتر می شود. همچنین ارزش ریالی واحدهای مسکونی این نوع مجتمع ها نیز در شرایط برابر بیشتر از سایر مجتمع ها است. پایداری اجتماعی, بهره وری مجتمع های مسکونی را به حداکثر می رساند.

1-3- ضرورت تحقیق:

تداوم افزایش قابل توجه جمعیت شهر مشهد[1]  و روند تجدید تشکیل تقاضا مخصوصا از ناحیه ازدواج های جدید (که گفته می شد دراین سالها درحدود800 هزارتا 1 میلیون مورد در سال می باشد) و ناکافی بودن مسکن ساخته شده توسط مردم, موجب شده است که در هر دوره واحدهای مسکونی تولید شده نسبت به مجموع نیازهای برطرف نشده و باقی مانده از قبل وتقاضای جدید کمبود زیادی را نشان دهد. از طرفی بخش های قدیمی تر دیگر نمی توانند پاسخگوی نیاز روز افزون به تقاضای مسکن باشند وفرسودگی کالبدی بخش های فرسوده موجب می شود, نیاز به طراحی وساخت مجموعه های جدید مسکونی در حومه شهر هر روز بیشتر از گذشته احساس شود. بنابراین مجموعه های جدید مسکونی در قسمت های جدید شهر مشهد ساخته شده و توسعه می یابند, اما چالش اصلی اینجاست که آیا این بخش های جدید شهری می توانند وظایف اصلی خود را بخصوص درحوزه پایداری اجتماعی دربرابر شهروندان ایفا نمایند؟

با توجه به اینکه تاکنون مجتمع مسکونی با این رویکرد و با توجه خاص به مبحث پایداری اجتماعی در شهر مشهد ساخته نشده است, این رساله می تواند در راستای طراحی مجتمع های متعددی از این دست در جای جای شهر و کشور موثر باشد. و امید بر آن است که به نوعی جهت یابی برای بهینه سازی کیفیت سکونت دست یابیم.

1-4-  اهداف تحقیق:

      1-4-1-اهداف کلی:

  • دستیابی به راهکارهایی جهت ارتقای فضای زندگی
  • الگو سازی برای مسکن پایدار در شهر مشهد
  • نقش پایداری اجتماعی در طراحی مجتمع های مسکونی

       1-4-2-اهداف خاص

  • بررسی جایگاه سرمایه اجتماعی در مجتمع های مسکونی
  • بررسی نقش عرصه های گروهی در پایداری اجتماعی مجتمع های مسکونی
  • دستیابی به ویژه گی های عرصه های گروهی جهت تعامل پذیری بیشتر ساکنین

1-5-سوالات تحقیق:

  • عرصه های گروهی مجتمع های مسکونی چه نقشی در پایداری اجتماعی مجتمع های مسکونی دارند؟
  • چگونه می توان از عوامل پایداری اجتماعی (سرمایه اجتماعی ,مشارکت و…) درتعریف الگوی مسکن پایدار استفاده کرد؟
  • الگوی مسکن پایدار برای شهر مشهد دارای چه مشخصاتی است؟ وچگونه می توان از آن درطراحی معماری استفاده کرد؟

1-6-روش تحقیق:

هدف این تحقیق دستیابی به راهکارهایی برای ارتقای کیفیت فضای زندگی ساکنین مشهد خصوصا دربخش مسکن و فضای عمومی مجتمع های مسکونی وهمچنین پایدارسازی جریان زندگی در آنهاست.

باتوجه به وجود نگرش های مختلف به معماری واینکه تمام آنها درشکل گیری یک اثر دخیل هستند واینکه نگارنده نمی توانست در یک تحقیق به تمام آنها بپردازد رویکرد اصلی مورد مطالعه این پروژه “پایداری اجتماعی” درنظر گرفته شد. و از آنجایی که محدود کردن چارچوب تحقیق به محقق کمک می کند تا متغیرهای کمتری داشته باشد و به این ترتیب با کنترل داده های ورودی و خروجی کمتر, به نتایج دقیق تری دست یابد, سایر موارد چون تاثیر اقلیم, تکنولوژی, تاریخ و…نیز تا جایی که به رویکرد درنظر گرفته شده ارتباط داشتند مورد مطالعه قرار گرفته اند.

روش تحقیق این پایان نامه برمبنای روش پیمایشی از نوع اکتشافی است که بر مبنای تحلیل, توصیف و استخراج نتایج حاصل از پرسش نامه ها و کشف اصول پایداری و روابط بین این اصول از دید جامعه صاحب نظران انجام می گیرد تا در نهایت, اصول نظری پایداری مجتمع های مسکونی تعیین شود. درمرحله بعد, بامقایسه آن با واقعیت خارجی می توان به اصول عملی و راهکارهای معماری دست یافت. این مهم از طریق تحقیقات میدانی وتنظیم پرسش نامه و توزیع آنها میان ساکنان مجتمع ها انجام خواهد گرفت. درنهایت الگوهایی جهت ارتقاء پایداری اجتماعی در مجتمع های مسکونی باتوجه به نقش عرصه های گروهی ارائه شده است.

1-7-پیشینه تحقیق:

برای دستیابی به راهکارهای طراحی مسکن پایدار به لحاظ اجتماعی, مستلزم استفاده از مطالعات انجام شده توسط دیگران می باشیم که در جدول زیر بصورت خلاصه ارائه شده است:

              پرسش آغازین صاحب نظر
فضای مناسب زندگی – مسکن- باید دارای چه ویژگی هایی باشد؟ کریستوفرالکساندر-فرانسیس تیبالدز- آنی ین بنتلی
معماری پایدار چیست؟ یانگ ییم کیم
دیدگاه اجتماعی چگونه به معماری می نگرد؟ آموس راپاپورت-بیل هیلیر-کریستوفر الکساندر
پایداری اجتماعی درمعماری چیست؟وچگونه بدست می آید؟ ساچز-برت-مایکل هنسل-بیل هیلیر-کوین لینچ- جهانشاه پاکزادمصطفی عباس زادگان
رفتارها وروش زندگی استفاده از معماری چه نقشی درشکل گیری پایداری و عدم پایداری آن دارد؟ بیل هیلیر-کریستوفر الکساندر

 

 

 

 

1-8- منابع:

  • الکساندر, کریستوفر, چرمایف, سرج (1371) “عرصه زندگی جمعی وزندگی خصوصی (به جانب یک معماری انسانی)”, ترجمه :مزینی, منوچهر, انتشارات دانشگاه تهران.
  • تولایی, نوین, (1386) “شکل شهر منسجم”, نشر امیر کبیر, تهران.
  • پاکزاد, جهانشاه, (1386) “مقالاتی درباب مفاهیم معماری وطراحی شهری”, انتشارات شهیدی, تهران
  • لنگ, جان, (1383) ” آفرینش نظریه معماری (نقش علوم رفتاری در طراحی محیط)”, ترجمه علیرضا عینی فر, انتشارات دانشگاه تهران.
  • amar.org.ir

گام دوم: شناخت

 فصل دوم: مطالعات پایه

گفتار اول: مفاهیم پایداری

2-1-1- مقدمه

با پيشرفت سريع فناوري و در پي آن گسترش روند شهرنشيني و اثرهاي منفي آن در به كارگيري و تخريب بيشتر زمين ، منابع طبيعي و فضاي سبز و آلوده سازي خاك بكر ، آب سالم و هواي تميز ، در نظر گرفتن مقوله ي توسعه پايدار در شهرسازي را به امری ضروري تبدیل کرده است.

توسعه پايدار كه نيازهاي حال انسان را با توجه به توانايي نسل آينده در دريافت نيازهايش مد نظر دارد، از تركيب دو واژه توسعه (development) و پايدار (Sustalnable) پديد آمده است. توسعه پایدار را می توان نتيجه رشد منطقي آگاهي، نسبت به، مسايل جهاني محيط زيست و توسعه دانست، كه به نوبه خود تحت تاثير عواملي همچون نهضت هاي زيست محيطي دهه 60 انتشار كتابهايي نظير محدوديتهاي رشد و اولين كنفرانس سازمان ملل در مورد محيط زيست و توسعه كه در سال 1972 استكهلم برگزار شد قرار گرفته بود. امروزه واژه ي توسعه پايدار ، حركتي است براي نيل به توافقات بين المللي، كه منافع همگان را محترم مي داند و از يكپارچگي محيط زيست جهان و نظام توسعه ، حمايت مي كند و بخش عمده ای از ادبیات شهرسازی سال های اخیر را به خود اختصاص داده است. اما نظریه اخیر در مقیاس محلی هنور به درستی تبیین نشده و می تواند به عنوان موضوع پژوهش ها مد نظر باشد، توسعه پایدار در مقیاس محله مسکونی است. اهمیت این موضوع از آنجا ناشی می گردد که محله ها و محیط های مسکونی کوچکتر، محصول نظریه ها و ایده های مطرح شده در توسعه شهری پایدار را به عینیت تبدیل می کنند و مسائل آن نیز محسوس تر می شود به علاوه اینکه شاخص های پایداری به ویژه در مقیاس های کوچک باید متناسب با شرایط محیطی، اجتماعی، اقتصادی و… هر جامعه و مخصوص آن تعریف شود.

علی الاصول، پایداری می تواند معانی بسیاری را در بر داشته باشد که از یک هدف اکولوژیکی تا اصولی برای فعالیت های مختلف اقتصادی و اجتماعی را شامل می شود. در قالب فرایند توسعه در دهه های اخیر، حفاظت از منابع طبیعی که در دهه های 1970 و 1980 بیشترین توجه را به خود معطوف کرده بود، در دهه های 1980 و 1990 جای خود را به مقررات اصلاحی و انعطاف پذیر بر پایه کارایی داد. از دهه 1990 به بعد، مفهوم توسعه پایدار و جوامع پایدار، جایگاه ویژه ای را به خود اختصاص داده است (Mazmanian and Kraft, 1999,10-11 ).

 

2-1-2- توسعه پایدار

2-1-2-1- تعریف توسعه پایدار

« هدف اصلي توسعه ي پايدار ، تامين نیازهاي اساسي ، بهبود و ارتقاي سطح زندگي همه ، حفظ و اداره بهتر اكوسيستم ها و آينده اي امن تر و سعادتمندتر ذكر شده است » ( مكنون ، 1374).

واژه ي پايدار براي توصيف جهاني به كار مي رود كه در آن انسان و طبيعت بتوانند با در نظر گرفتن نيازهاي حال و حقوق نسل هاي آينده و با حفاظت از محيط زيست و بدون ايجاد آثار مخرب جدي بر آن ادامه حيات دهند. توسعه ي پايدار به معني ارئه ي راهكارهايي در مقابل الگوهاي فاني كالبدي، اجتماعي و اقتصادي است كه از بروز مسائلي چون افزايش بي رويه ي جمعيت ، فقر ، نابودي منابع و محيط زيست ، تداخل در اكوسيستم كره ي زمين و در نتيجه خسارات ناشي از اثرهاي زيانبار نابودي محيط زيست جلوگيري كند.

با توجه به ماهيت منسجم و به هم پيوسته ي كره ي زمين ، اين فرايند بايد با تشريك مساعي دولت ها و مشاركت افراد بومي جوامع انجام شود . به عبارت ديگر ، اين مفهوم ، فرايندي است كه در آن سياست هاي كلي به نحوي طراحي مي شوند كه به توسعه اي منجر شوند كه از لحاظ اقتصادي، اجتماعي، اكولوژيكي پايدار باشد و به سرمايه گذاري كافي در زمينه ي آموزش، بهداشت، جمعيت و انرژي بينجامد . ابعاد توسعه شامل پايداري اقتصادي اجتماعي و بوم شناختي و توسعه ي مكاني پايدار با هدف تشكيل روستاها و شهرهاي متعادل تر و توزيع بهتر زمين براي اسكان انسان و تداوم فرهنگي است .

دهخدا پايداري را به معناي بادوام بودن ، ماندني و جاودان آورده است ، به طور كلي پايداري را مي توان به آنچه در آينده تداوم مي يابد ، تعريف كرد  در لغت نامه وبستر[2] پايداري به صورت « استفاده از منابع به شكلي كه به آنها آسيب نرساند و آنها را اتمام نرساند» ، معنا شده است .

شکل 1: جنبه های مختلف پایداری

توسعه پایدار، رویکردی جامع به بهبود بخشی کیفیت زندگی انسان ها در جهت تحقق رفاه اقتصادی، اجتماعی و محیطی سکونتگاه های انسانی است (Torjman,2000:2 ).در این معنا توسعه پایدار فرایندی است که با سازماندهی و تنظیم رابطه انسان و محیط و مدیریت بهره برداری از منابع و محیط زیست، دستیابی به تولید فزاینده و مستمر، زندگی مطمئن، عدالت و ثبات اجتماعی و مشارکت مردم را تسهیل می کند. همانطور که شکل 1 نشان می دهد، توسعه پایدرا بر آن است تا از طریق توسعه اقتصادی، پیشرفت اجتماعی و مسئولیت پذیری محیطی جامعه انسانی را به سوی دنیای خوب، زیست پذیر و دوام یافتنی رهنمون سازد. در این معنا هسته مرکزی مفهوم پایداری بر حفظ و نگهداشت “ذخایر” استوار است و در حقیقت توسعه پایدار چیزی جز حفظ ذخایری چون سرمایه انسانی، اجتماعی، طبیعی و اقتصادی نیست.

قلمرو توسعه پایدار، تنها به حفاظت از محیط زیست طبیعی محدود نمی­ شود، بلکه مفاهیمی نظیر شهر، روستا، عدالت اجتماعی، توزیع عادلانه­ ثروت، مشارکت مردم در تصمیم­ گیری­ ها و برنامه­ ریزی­ ها را نیز شامل می­ شود. در واقع همه­ زوایای زندگی انسان امروزی و نسل­ های آینده را در بر می­ گیرد. (ملکی، 1390: 124)

با این شرح، باید توسعه پایدار را فرآیندی دانست که طی آن مردم یک کشور نیازهای خود را برآورده می­سازند و زندگی خود را ارتقا می­بخشند، بدون اینکه از منابعی که به نسل­های آینده تعلق دارد را به مخاطره اندازند. بنابراین توسعه را زمانی پایدار می­نامیم که مخرب نباشد و امکان حفظ منابع، اعم از آب، خاک، منابع ژنتیکی، گیاهی و جانوری را برای آیندگان فراهم آورد.

پایداری شهری نیز مفهومی است که در پی طرح توسعه پایدار به عنوان الگوواره­ای جدیدی در جهان مطرح گردید. ریشه­های نگرش توسعه پایدار به نارضایتی از نتایج توسعه و رشد اجتماعی-اقتصادی در شهرها از منظر بوم شناسی (اکولوژی) بر می­گردد. این الگوواره تازه با عنوان توسعه پایدار به مقابله با الگوهای تولید، توزیع و مصرف ناسازگار با طبیعتی می­پردازد که به اتمام منابع و تخریب محیط زیست می­انجامد و تنها فرآیند توسعه­ای را تایید می­کند که به بهبود کیفیت زندگی انسان­ها در حد پذیرش ظرفیت نظام­های پشتیبان حیات منجر شود. این الگوواره جدید توسعه پایدار، حول حساسیت­های زیست محیطی و به بیان دقیق­تر بوم­شناختی شکل گرفت و اشاره­های اولیه آن برای سیاست­های توسعه شهری، حفظ فضای سبز و پاکیزگی آب، جلوگیری از آلودگی هوا و کاهش تولید زباله در سطح محلی بود. لیکن به تدریج سیاست­های پایداری به پهنه­های جغرافیایی گسترده­تری ( در سطوح منطقه­ای، ملی و جهانی) روی آورد و افزون بر بعد بوم­شناسانه، به ابعاد اجتماعی-اقتصادی نیز توجه کرد. از اینرو می­توان شهر پایدار را شهری دانست که برآمده از توسعه­ای است که ذهنیت و امکان ارتقای همیشگی سلامت اجتماعی-اقتصادی و بوم­شناسانه شهر و منطقه آن را فراهم کرده است. (زرآبادی و توکلی، 1388: 120)

پیتر هال در خصوص معنا و مفهوم توسعه پایدار شهري می نویسد:” شکلی از توسعه امروزي که توان توسعه مداوم شهرها و جوامع شهري نسل هاي آینده را تضمین کند.“  از نظر وي پایداري شهري مستلزم موارد زیر است:

–  وجود یک اقتصاد پایدر شهري موجد کار و ثروت

–  همبستگی و انسجام شهري

–  سرپناه پایدار شهري موجد مسکن مناسب و قابل تهیه براي همه

 – محیط زیست پایدار شهري موجد اکوسیستم هاي بادوام و پایا

 – دسترسی پایدار شهري موجد منابع حفاظت کننده قابلیتهاي تحرك اجتماعی

 – زندگی پایدار شهري موجد یک شهر زنده

– مردم سالاري پایدار شهري موجد توانمندسازي حقوق و مرتبه شهروندي (Hall & Pfeiffer, 2000).

توسعه پایدار شهري نه به معناي توسعه پایدار هر یک از زیرسیستمهاي اقتصادي، اجتماعی، یا زیست محیطی به تنهایی است، و نه به معناي افزایش پایداري این زیرسیستمها. در عوض، تلاش می کند که رشد اقتصادي، بازسازي اکولوژیکی، حفاظت زیست محیطی و پیشرفت اجتماعی را متعادل سازد و دشواري این چالش، آن را به یک نقطه تمرکز عمده تحقیقات در سرتاسر جهان تبدیل نموده است (Riley, 2001 و Button, 2002).

2-1-2-2- تاريخچه ي توسعه پايدار

مبحث پایداری با واکنش افراد و محافل علمی در مسایل زیست محیطی آغاز شد. اولين ايده هاي مبحث پايداري از دهه ي 1950 توسط آلدولئوپولد[3] مطرح شد .وي قابليت محيط براي جذب و تحمل تاثيرات انسان را مورد توجه قرار داد و اين نگراني را مطرح كرد كه محيط تا چه حد مي تواند آثار زندگي انسان امروز را تحمل كند و پايدار باقي بماند.[4]

انتشار کتاب «بهار خاموش» راشل کارسون (1962) کتاب «کوچک زیباست» شوماخر (1974) و «تراژدی مشترک» هاردین (1977) حساسیت بسیاری در زمینه محیط زیست و آینده انسان برانگیخت (علی نژاد، 1385 : 8). بحث توسعه پایدار در سال 1987 از طریق گزارش بروتلند تحت عنوان آینده مشترک ما توسط کمیته جهانی محیط زیست و توسعه، به طور رسمی در دستور کار سازمان ملل قرار گرفت (قبادیان، 1388 : 5). توجه به مسائل سياسي زيست محيطي در سطح جهان پس از تشديد فعاليت هاي آلوده كننده در دهه هاي 1950 و 1960 ميلادي (1330 و 1340 شمسي) يعني حدود 57 سال قبل آغاز شد . در سال 1968 ميلادي (1347 شمسي ) مجمع عمومي سازمان ملل متحد تصميم به برگزاري كنفرانس بين المللي محيط زيست گرفت و در نتيجه اولين كنفرانس جهاني در ژوئن 1972 ( مرداد 1351 ) در استكهلم برگزار شد ( مكنون ، 1374). اين كنفرانس به اعلاميه ي استكهلم منتهي شد كه نقطه ي عطفي در تاريخ نگرش انسان به منابع طبيعي و بهره برداري از زمين بود . بيست سال بعد از كنفرانس استكهلم كنفرانس ديگري به نام كنفرانس ريو برگزار شد ، در اين كنفرانس با تاكيد بر « بيانيه ي كنفرانس سازمان ملل متحد پيرامون محيط زيست انسان » ، كه در سال 1972 در شهر استكهلم تصويب شد ، بيانيه اي با 27 اصل تنظيم شد كه هدف آن ايجاد همكاري جديد و برابر جهاني از راه ايجاد سطوح نويني از تشريك مساعي ميان دولت ها ، بخش هاي كليدي و جوامع و ملت ها ، با تلاش براي نيل به توافقات بين المللي كه منافع همگان را محترم شمرد و از يكپارچگي محيط زيست جهان و توسعه ي حمايت به عمل بياورد بود ، كه برخي از دستاوردهاي آن كه در خصوص پيشگيري از ايجاد آثار مخرب زيست محيطي است ، عبارتند از :

1 ـ معرفي انسان به عنوان كانون اهداف توسعه ي پايدار؛

2 ـ برآورده کردن نيارهاي نسل كنوني و نسل هاي آينده در زمينه ي توسعه و حفظ محيط زيست ؛

3 ـ حفاظت از محيط زيست به عنوان جزء لاينفك فرايند توسعه ؛

4 ـ مشاركت شهروندان در سطوح مناسب در حل مسائل محيط زيست ؛

5 ـ اعمال قوانين موثر زيست محيطي توسط دولت ها ؛

6 ـ اعمال اقدامات پيشگيرانه براي حفاظت از محيط زيست توسط دولت ها ؛

7 ـ ارزيابي تاثيرات زيست محيطي فعاليت هايي كه آثار مخرب جدي بر محيط زيست داشته باشند ، توسط مقامات ذي صلاح ملي ؛

8 ـ حمايت از هويت ـ فرهنگ و منافع افراد بومي و جوامع آنها و ديگر جوامع محلي به سبب دانش و آداب و رسوم سنتي ايشان.[5] (محمودی، 1388: 2-3)

يكي ديگر از دستاوردهاي كنفرانس مذكور دستوركار 21 بود . عواملي كه در دستور كار 21 به عنوان عوامل موثر در توسعه ي پايدار مطرح شد عبارتند از :

1 ـ اصلاح تجارت بين المللي مبتني بر عدم تبعيض ؛

2 ـ مبارزه با فقر ؛

3 ـ تغيير الگوي مصرف ؛

4 ـ برنامه هاي كنترل جمعيت ؛

5 ـ تامين مسكن مناسب براي انسان ؛

6 ـ تلفيق امور توسعه با محيط زيست ؛

7 ـ حفاظت از جو زمين ؛

8 ـ بهره برداري مناسب از زمين ؛

9 ـ حفظ تنوع گونه هاي زيستي ؛

10 ـ كوير زدايي ؛

11 ـ حفاظت از كوهستان ها ؛

12 ـ توسعه ي كشاورزي پايدار؛

13 ـ مبارزه با نابودي جنگل ها ؛

14 ـ بيوتكنولوژي پايدار ؛

15 ـ حفاظت و مديريت منابع آب ؛

16 ـ مديريت مواد شيميايي سمي ؛

  • ـ مديريت ضايعات خطرناك ؛

18ـ مديريت زباله هاي جامد و خطرناك ؛

19ـ مديريت زباله هاي اتمي ( مكنون ، 1374).

اجلاس سازمان ملل در ریودوژانیرو در سال 1992 میلادی، 178 کشور شرکت کننده را مکلف کرد تا برنامه ریزان و طراحان شهری و معماران کشورهای مذکور، «شهر و معماری پایدار» را در دستور کار خود قرار دهند. سمینار سیاست­های توسعه مسکن در ایران به مناسبت روز جهانی مسکن، کنگره بین المللی هند با رویکرد پایداری اجتماعی در معماری بیست و دومین کنگره بین المللی اتحادیه جهانی معماران در سال 2005 با عنوان توسعه پایدار و به همراه گوناگونی فرهنگی و زیستی و … حاکی از اهمیت و سابقه موضوع در معماری و شهرسازی معاصر دنیا است.

 

2-1-2-3- دیدگاه­های مرتبط با مفاهیم و تعاریف توسعه پایدار

توسعه پایدار به معنی ارائه راه حل­هایی در مقابل الگوهای سنتی کالبدی، اجتماعی و اقتصادی توسعه است که بتواند از بروز مسائلی همچون رواج بی­عدالتی، پائین آمدن کیفیت زندگی انسانی، آلودگی، تخریب محیط زیست و … جلوگیری کند (سفلائی، 1383 : 64). تاکنون تعریف جامعی از توسعه پایدار ارائه نشده است. پایدار در فرهنگ دهخدا به معنای ثابت، دائم، استوار، مدام، برقرار و قوی معنی شده است. در کمیسیون بروتنلند می­خوانیم «توسعه­ای که بتواند نیازهای کنونی را بدون از دست دادن توانائی نسل آینده در تأمین نیازهایشان برآورده کند.» (علی نژاد، 1382 :9) در  سال 1991، اتحادیه جهانی حفاظت محیط زیست پایدار را «بهبود کیفیت زندگی انسان در چهارچوب برد اکوسیستم­های حامی» مورد تأکید قرار داد (سفلائی، 1383 : 62). جان اهرنفیلد مدرس مؤسسه فن آوری ماساچوست پایداری را امکان شکوفائی دائمی انسان و دیگر موجودات تعریف کرده و پایدار بودن را نتیجه فرهنگی می­داند که طی زمان طولانی انباشت می­شود. مارجری رودیک معمار منظر و مدیر مؤسسه والاس می­گوید: «هیچ کس نمی­داند پایداری واقعاً چیست؟! پایداری چیزی است که مردم آن را تشخیص داده و در مورد اصول آن تصوراتی دارند که عمدتاً شامل سلامت محیطی، پایداری اجتماعی و اقتصادی است (مخبر، 1387: 40) . تنها در این چند دهه اخیر است که واژه «پایداری» با معنی کنونی آن یعنی «آنچه که می­تواند در آینده تداوم یابد» کاربرد پیدا کرده است. در کنفرانس Urban 21 برلین، تعریف زیر برای توسعه پایدار ارائه شد: «ارتقای کیفیت زندگی، از جمله بهبود شرایط اکولوژیک، فرهنگی، سیاسی، نهادی، سازمانی و اقتصادی بدون آن که نتیجه آن کاهش بیش از حد سرمایه­های طبیعی و بدهی منطقه­ای باشد و بر نسل­های آینده تحمیل گردد» (قبادیان، 1388).

2-1-3- معماری پایدار

2-1-3-1-مفاهیم معماری پایدار

کاربرد مفاهیم پایداری و اهداف توسعه پایدار در جهت کاهش اتلاف انرژی وآلودگی محیط زیست در معماری،مبحثی به نام «معماری پایدار»را به وجود آورده است.در این نوع معماری،ساختمان نه تنها با شرایط اقلیمی منطقه خود را تطبیق می دهد، بلکه ارتباط متقابلی با آن برقرار می کند. بطوریکه بر اساس گفته ی ریچارد راجرز،«ساختمان ها مانند پرندگان هستند که در زمستان پرهای خود را پوش داده وخود را باشرایط جدید محیط وفق می دهند و بر اساس آن سوخت و سازشان را تنظیم می کنند».

معماری پایدار را شاید بتوان یکی از جریان‌های مهم معاصر به حساب آورد که عکس‌العملی منطقی در برابر مسایل و مشکلات عصر صنعت به شمار می‌رود. برای مثال، ۵۰ درصد از ذخایر سوختی در ساختمان‌ها مصرف می‌شود که این به نوبه خود منجر به بحران‌های زیست محیطی شده و خواهد شد. بنابراین، ضرورت ایجاد و توسعه هرچه بیشتر مقوله پایداری در معماری بخوبی قابل مشاهده است.

امروزه اصطلاح معماري پايدار براي طيف وسيع و متنوعي از رويكردهاي حساس به محيط بكار گرفته مي شود. از معماري بومي سنتي كه همواره به عنوان معماري با گرايش به سمت پايداري بوم شناختي و اجتماعي ديده مي شود، (Hagan,2001:4) تا گرايش هايي كه با ادعاي پايدارتر كردن معماري موجود، معتقد به حفظ يك سبك خاص و وارد نمودن جنبه اي از حساسيت محيطي در ظاهر طرح يا كاركردهاي محيطي آن هستند و در نهايت آن دسته معدود از معماراني كه معماري را به سمت كنش مندي و پاسخگويي به شرايط محيط داخلي و خارجي سوق مي دهند.

سوزان هاگان معماري پايدار را بر مبناي نگرشي ميانه رو از اخلاق زيست محيطي تعريف مي كند كه در آن به برقراري تعادل زيستي با ارگان نظام زيست محيطي تأكيد مي گردد و نيل به آن را در گرو كنش مندي و پاسخگويي اثر معماري به شرايط محيطي مي داند: تبيين رابطه متعادل تر و همزيستانه اثر معماري با محيط كه بر كنش مندي خود آگاه اثر معماري نسبت به شرايط محيطي پي ريزي شده است  .(Hagan,2001: 4)

هاگان در اين تعريف محيط را با نگرشي جامع و فرانگر مي بيند كه نه تنها بعد بوم شناختي آن ، كه ماهيت فرهنگي ـ‌ اجتماعي و اقتصادي ـ سياسي آن را نيز در بر مي گيرد: مفهوم معماري پايدار ، يا همان معماري محيطي پايدار ، تلويحاً برقراري تعادل و تعامل را ميان سه حيطه اصلي اجتماعي‌ ـ فرهنگي ، اقتصادي ـ سياسي وكالبدي محيط در بر مي گيرد. چنين رويكردي به معماري و تفكر پايداري ، تحت عنوان رويكرد جامع معماري پايدار ، معرفي شده و مورد تأكيد اسناد و وفاق نامه هاي بين المللي از جمله دستور كار 21 در ساخت و ساز پايدار مي باشد.

معماري پايدار توامان از التزام سياسي ـ اجتماعي [ چشم انداز جهاني] و ارزشي ـ‌ اخلاقي حاكم بر روح زمانه برخوردار گرديده است و جزء مكمل يك فرآيند مشاركتي جهاني [ زيست محيطي ، سياسي/ اجتماعي] به حساب مي آيد كه ما حصل آن مي تواند نيل به جامعه زيستي پايدارتر باشد .(Portcous, 2002:180)

 

2-1-3-2- ديدگا ههای مختلف درباره معماری پايدار

چالش معماری پايدار در ارتباط با يک راه حل جامع برای ملاحظات محيطی و در عين حال برای بدست آوردن سطح کيفيت زندگی و ارزش های فرهنگی، اقتصادی، اجتماعی و آسايشی می باشد.

فلامکی از توسعه پايدار به صورت انگيزه ای بزرگ برای:  »نو انديشی های معماری ياد می کند در سال های پايانی سده  بيستم، معماری اکوسيستمی، معماری ای که چگونگی های شکل و ارتباطاتی و شالوده ای چرخه های زندگی يا اکوسيستم ها را نقطه آغازين پژوهش و مکان و نقطه پايانی طراحی می گيرد، از يک سو، معماری با تمامی الزاماتی که به ميان می آيد …برای برپا نگه داشته شدن دارد و پايدار ماندن دارد، به ميان می آيد و از سوی ديگر، تمامی دانش هايی که هر يک به صورتی خاص خود، با جهان طبيعت سر و کار دارند«…  (فلامکی، ۱۳۸۱). او هم چنين ادامه می دهد که برای بر شمردن شاخه های آميختگی ای که اين بينش معمارانه را شکل داده اند، به همراه و در توازی با جناح پيشرفته دانش سيبرنتيک و دانش های محيطی پايه، نمی توان به شاخه ای از فعاليت های علمی- تجربی ای که بيشتر مدنی- انسانی به ابعاد جهانی اند، توجهی نداشت. جايی که از محيط زيست و به ابعاد گوناگون و نسبتاً پرشمار توسعه پايدار، به معنای فراگيرش گفتگو می شود.

بر اين مبنا ارائه يك تعريف جامع و مرجع براي رويكرد معماري پايدار ، امري دشوار به نظر مي رسد. از اين رو در ادامه برخي از تعاريف و تعابير ارائه شده كه از اعتبار و مرجعيت بيشتري برخوردارند مطرح مي گردد: تعريف kibert,1994 از معماري پايدار كه در نخستين كنفرانس بين المللي ساخت و ساز پايدار 1994 ارائه گرديد: خلق محيط انسان ساخت و مديريت متعهدانه آن بر مبناي اصول بوم سازگاري و بازدهي منابع. اين اصول عبارتند از: كمينه كردن مصرف منابع تجديد ناپذير ، ارتقاء بهبود شرايط محيط طبيعي وكمينه آسيب هاي بوم شناختي بر محيط.

هر چند كه اين تعريف مدت ها پس از طرح مفهوم پايداري و به دنبال آن پي گيري رويكرد معماري پايدار ، ارائه شده است ، اما به عنوان تعريف مورد استناد در دستور كارهاي فراملي در ساخت و ساز پايدار نظير دستور كار 21 در ساخت و ساز پايدار ـ از سنديت و مرجعيت بين المللي برخوردار است. در اين تعريف تنظيم رابطه ميان محيط انسان ساخت و محيط فراگير بر مبناي تعبيري انسان مدارانه از اخلاق پايداري بيان شده است. با اين وجود به دليل تأكيد بر رعايت اصول بوم سازگاري در طراحي معماري قابل توجه است.

همان طور که گفته شد، توسعه پايدار قصد دارد که تغيير مهمی را در فهم رابطه انسان و طبيعت ايجاد کند ولی راه حل های ارائه شده در توسعه پايدار در زمينه محيط ساخته شده و معماری همچنان راه حل های ماشينی است و در اصلاح به ديدگاه و ايدئولوژی انسان نسبت به طبيعت منجر نشده و رابطه انسان و طبيعت به صورت کامل و صحيحی تعريف نمی شود. در ادامه جهت آگاهی از نظرات متفاوت به بعضی از ديدگاه ها در رابطه با معماری پايدار و راه حل ها اشاره شده است.

2-1-3-2- اصول معماری پایدار

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

فهرست منابع:

  • احمدی، فرهاد (1382). “معماری پایدار”، مجله آبادی، شماره 40. صفحه 7-8 .
  • ازکیا، مصطفی و غفاري، غلامرضا؛ (1383) “توسعه روستایی با تأکید بر جامعه روستایی ایران”، نشر نی، تهران.
  • استروفسکی، واتسلاف. (1378)؛ “شهرسازی معاصر از نخستین سرچشمه­ها تا منشور آتن”، ترجمه لادن اعتضادی، تهران، مرکز نشر دانشگاهی.
  • اعتصام، ایرج. (1377)؛ “طراحی مسکن در بافت قدیم شهری”، نشریه هنرهای زیبا، شماره 3، بهار، تهران، دانشگاه تهران، پردیس هنرهای زیبا.
  • اعطاء، علی . حسینمردی، حمید (1386)، نشستی درباره طراحی خانه در ایران. مجله آبادی، شماره 55. صفحه 124-129.
  • اکبری، امین، (1383). “نقش سرمایه اجتماعی درمشارکت- یررسی تاثیرسرمایه اجتماعی برمشارکت سیاسی واجتماعی”، پایان نامه کارشناسی ارشد،دانشگاه علوم اجتماعی تهران
  • آلتمن، ایروین (1382)، “محیط و رفتار اجتماعی، خلوت، فضای شخصی، قلمرو و ازدحام”، ترجمه: علی نمازیان، انتشارات دانشگاه شهید بهشتی، تهران.
  • الکساندر, کریستوفر, چرمایف, سرج (1371) “عرصه زندگی جمعی وزندگی خصوصی (به جانب یک معماری انسانی)”, ترجمه :مزینی, منوچهر, انتشارات دانشگاه تهران.
  • الوانی،( 1378 )،”نقش مدیریت در ایجاد و توسعه سرمایه اجتماعی”، مجله علمی- آموزشی تدبیر، شماره 100
  • الهی، حسین، (1344). رساله کارشناسی ارشد، کتابخانه ادبیات دانشگاه فردوسی مشهد
  • بحرینی، حسین. (1385)؛ “تجدد، فراتجدد و پس از آن در شهرسازی”، تهران، انتشارات دانشگاه تهران.
  • براندفری ،هیلدر، (1383) “طراحی شهری به سوی یك شكل پایدارتر شهر” ترجمه حسین بحرینی-انتشارات پردازش و برنامه ریزی شهری-چ اول ،تهران
  • بوردیو، پیر (1389). “شکل‎های سرمایه، سرمایه اجتماعی اعتماد، دموکراسی و توسعه”، به کوشش کیان تاجبخش، ترجمه افشین خاکباز و حسن پویان، چاپ سوم، تهران: شیرازه
  • پاکزاد، جهانشاه. (1386)؛ “سیر اندیشه­های شهرسازی از آرمان تا واقعیت (1)”، تهران، شرکت عمران شهرهای جدید.
  • پاکزاد, جهانشاه, (1386) “مقالاتی درباب مفاهیم معماری وطراحی شهری”, انتشارات شهیدی, تهران
  • پورجعفر، محمدرضا، محمودی نژاد، هادی، رفیعیان، مجتبی و انصاری ، مجتبی (1387). “ارتقاء امنیت محیطی و کاهش جرائم شهری با تأکید بر رویکرد CPTED”، تهران، نشریه بین المللی علوم مهندسی دانشگاه علم و صنعت ایران، جلد 19 ، شماره 16.
  • پور جعفر، محمدرضا.محمودی نژاد، هادی، (1388). ” طراحی شهری و سرمایه اجتماعی در فضاهای شهری”، انتشارات هله، تهران
  • پیراهری, نیر (1388) “سرمایه اجتماعی در نظریات جدید.” پژوهش نامه علوم اجتماعی، شماره 3.
  • توسلی، غلامعباس؛ (1384)” سرمایه ی اجتماعی، ثروت نامرئی”، نشریه حیات نو اقتصادی.
  • توسلی، محمود. (1365)؛ “اصول و روش­های طراحی شهری و فضاهای مسکونی در ایران”، تهران، مرکز مطالعات و تحقیقات معماری و شهرسازی ایران.
  • توسلی، محمود. (1388)؛ “طراحی شهری هنر نو کردن ساختار شهر همراه با چهار نمونه موردی”، تهران.
  • تولایی, نوین, (1386) “شکل شهر منسجم”, نشر امیر کبیر, تهران.
  • چرمایف، سرچ. و الکساندر، کریستوفر. (1376)؛ “عرصه­های زندگی جمعی و خصوصی”، ترجمه منوچهر مزینی، تهران، انتشارات دانشگاه تهران.
  • چپمن، د. (1386)؛ ” آفرینش محلات و مکان­ها در محیط انسان ساخت”، ترجمه شهرزاد فریادی و منوچهر طبیبیان، تهران، انتشارات دانشگاه تهران.
  • حسینی و همکاران؛ ( 1386 )، “رتبه بندی سرمایه اجتماعی در مرکز استانهای کشور”، فصلنامه رفاه اجتماعی، شماره 26
  • خبازی، محمد (1386). خانه خوداتکا، مجله آبادی، شماره 55. صفحه 134 .
  • خلیجی، کیوان و صفدری، داود (1389). شاخص­های با همستان­های پایدار و استفاده از آن در فرآیند توسعه شهری. مجله آبادی. شماره 66. صفحه 96-103.
  • دانشپور، سید عبدالهادی. چرخچیان، مریم (1386)، “فضاهای عمومی و عوامل مؤثر بر حیات جمعی”، فصلنامه علمی پژوهشی باغ نظر، دوره 4، شماره 7
  • رض‍وان‍ی‌، ع‍ل‍ی‍رض‍ا . (1384) “در ج‍س‍ت‍ج‍وی‌ ه‍وی‍ت‌ ش‍ه‍ری‌ م‍ش‍ه‍د“، انتشارات وزارت‌ م‍س‍ک‍ن‌ و ش‍ه‍رس‍ازی‌، تهران
  • رئیسی، ایمان، عباس زادگان مصطفی و حبیبی ابوالفضل (1386). “پایداری اجتماعی در مسکن”. مجله آبادی، شماره 55. صفحه 6-11.
  • ربانی خوراسگانی، علی؛ صدیق اورعی، غلامرضا؛ خنده رو،مهدی؛ (1388)”بررسی سرمایه اجتماعی و عوامل موثر بر شکل گیری آن در سطح محله”، مجله علوم اجتماعی دانشکده ادبیات و علوم انسانی دانشگاه فردوسی مشهد، پاییز و زمستان 1388
  • زرآبادی، سعیده و توکلی، نیکی (1388). “شاخص شناسی توسعه پایدار شهری”، فصلنامه پژوهش مدیریت شهری،شماره دوم، 123-110.
  • سجادی قائم مقامی ، پروین السادات . ضرغامی، اسماعیل. پوردیهیمی، شهرام(1389) ” اصول پایداری اجتماعی در مجتمع های مسکونی (از دید جامعه صاحبنظران و متخصصان ایرانی)”، صفه، شماره 51
  • سرتیپی پور، محسن (1383)، آسیب شناسی مشکلات مسکن در ایران. مجله صفه. شماره 39. صفحه 23-42
  • سفلائی، فرزانه (1383). “کنکاشی پیرامون مفاهیم و تجارب معماری پایدار”، مجله آبادی. شماره 64. صفحه 61-68.
  • شوای، فرانسواز. (1386)؛ “شهرسازی تخیلات و واقعیات”، ترجمه سید محسن حبیبی، تهران، انتشارات دانشگاه تهران.
  • شولتز، نورنبرگ (1381). “مفهوم سکونت به سوی یک معماری تمثیلی”. مترجم محمود امیریار احمدی. نشر آگاه.
  • شولتز، نوربرگ ، کریستین. (1386)؛ “معنا در معماری غرب”، ترجمه مهرداد قیومی بیدهندی، تهران، فرهنگستان هنر جمهوری اسلامی ایران.
  • شوئنوئر، نوربرت. (1389)؛ “مسکن حومه و شهر”، ترجمه شهرام پوردیهمی، تهران، انتشارات روزنه.
  • شیعه، اسماعیل. (1384)؛ “با شهر و منطقه در ایران”، تهران، انتشارات دانشگاه علم و صنعت ایران.
  • صالحی، اسماعیل، (1387 ) ،”ویژگی های محیطی فضاهای شهری امن”، مرکز مطالعاتی و تحقیقاتی و معماری
  • ضابطیان،الهامرفیعیان،مجتبی ،(1387). “درآمدی بر فضاهای امن شهری با رویکرد جنسیتی “، نشریه جامعه شناسی و علوم اجتماعی جستارهای شهرسازی ،   -شماره 24 و 25
  • ضرغامی، اسماعیل . عظمتی، حمیدرضا . صالح صدقپور، بهرام. قلی زاده، کاظم (1389). “تعیین عوامل پایداری اجتماعی- فرهنگی در طراحی مجتمع­های مسکونی اقلیم سرد و خشک ایران ( مطالعه موردی اردبیل)“، فصلنامه شهرسازی و معماری آبادی، سال بیستم، شماره 69، زمستان 1389، صفحه 98- 105.
  • طالبی، ژاله،(1383).” روابط اجتماعی در فضاهای شهری”، فصلنامه علوم اجتماعی، شماره24، زمستان83.
  • عزیزی، محمدمهدی (1380). “توسعه شهری پایدار؛ برداشت و تحلیلی از دیدگاه جهانی”. مجله صفه. شماره 33. صفحه 15-27.
  • عزیزی؛ محمد مهدی، ملک محمد نژاد؛ صارم.( 1386 )” بررسی تطبیقی دو الگوی مجتمع های مسکونی (متعارف و بلند مرتبه) مطالعه موردی: مجتمع های مسکونی نور (سئول) و اسکان تهران”، نشریه هنرهای زیبا، شماره 32،
  • علی نژاد، عسل (1382). “واحد همسایگی پایدار”، پایان نامه کارشناسی ارشد دانشگاه شهید بهشتی، تهران
  • عنایت، حلیمه و آقاپور، اسلام؛ (1389) “بررسی عامل های اجتماعی-فرهنگی مرتبط با کیفیت سلامت روانی خانواده (نمونه مورد مطالعه: خانواده های ساکن شهر شیراز)”، فصلنامه زن و جامعه، سال اول، شماره دوم.
  • عینی فر، علیرضا (1379)، “عوامل انسانی ـ محیطی مؤثر در طراحی مجموعه‌های مسکونی”، مجله هنرهای زیبا، شماره 8، انتشارات دانشگاه تهران، دانشکده هنرهای زیبا، تهران.
  • عینی­فر، علیرضا. (1384)؛ “محدوده مجتمع­های مسکونی و تداوم کالبدی شهر، مطالعه موردی تهران”، فصلنامه انبوه سازان مسکن، شماره 15، تهران، سازمان ملی زمین و مسکن.
  • عینی فر؛ علیرضا، (1388). “تحلیل رابطه طراحی کالبدی و تجربه محله مسکونی”، هنرهای زیبا- معماری و شهرسازی، شماره 40
  • غفاری، غلامرضا ؛ (1384) “جامعه شناسی تغییرات اجتماعی”, انتشارات آگرا، تهران
  • فلاحت، محمدصادق ( 1385 ). “مفهوم حس مكان و عوامل شكل دهندة آن”، نشرية هنرهاي زيبا، شمارة بيست و شش، صفحه 57-66
  • فلامکی، محمد منصور ( ۱۳۸۱)، ريشه ها و گرايش های نظری معماری، نشر فضا، تهران.
  • فوکویاما، فرانسیس، (1379)، “پایان نظم-سرمایه اجتماعی و حفظ آن”، ترجمه: توسلی، غلامعباس. انتشارات جامعه ایرانیان، چاپ اول، تهران
  • قائم ، گیسو (1375) . “زبان مشترک ساخت مسکن در معماری گذشته ایران”. مجله علمی پژوهشی صفه، شماره 21، صفحه 22-27.
  • قبادیان، وحید . (1382)؛ “مبانی و مفاهیم در معماری معاصر غرب”، تهران، دفتر پژوهش­های فرهنگی.
  • قبادیان، وحید. یکانی فرد، احمدرضا (1388). “شهر مصدر ، شهر صفر کربن، صفر ضایعات”، مجله شمس. شماره 64 ـ صفحه 40-48.
  • قرائي, فريبا. (1383.) “نقش خصوصيات کالبدي در افزايش تعاملات اجتماعي و ايجاد حس جامعه محلي.” تدوين توسط سيمين محقق و علي نياکان. همايش توسعه محله اي، توسعه فضايي و کالبدي محله{2} (دفتر مطالعات اجتماعي و فرهنگي شهرداري تهران),
  • ق‍ص‍اب‍ی‍ان‌، م‍ح‍م‍درض‍ا. (۱۳۷۷). “ت‍اری‍خ‌ م‍ش‍ه‍د (از پ‍ی‍دای‍ش‌ ت‍ا آغ‍از دوره‌ اف‍ش‍اری‍ه‌)“. نشر ان‍ص‍ار، مشهد
  • قماشچی، وحید (1379). مشارکت مردمی در توسعه پایدار. مجله علمی پژوهشی صفه. شماره 31. صفحه 4-14
  • کرمونا، ماتئو. و دیگران (1388)؛ “مکان­های عمومی فضای شهری ابعاد گوناگون طراحی شهری”، ترجمه فریبا قرایی و دیگران، تهران، دانشگاه هنر.
  • کریشنا، آینرود؛ (1389). “سنجش سرمایه اجتماعی (مورد تحقیق روستاهای هندوستان)”، سرمایه اجتماعی اعتماد، دموکراسی و توسعه، به کوشش کیان تاجبخش، ترجمه افشین خاکباز و حسن پویان، چاپ سوم، انتشارات شیرازه، تهران
  • كلمن، جيمز؛(۱۳۷۷)، “بنيادهاي نظريه اجتماعي”، ترجمه: صبوري،نشرني، تهران
  • گل، ی. (1375)؛ “زندگی در میان ساختمان­ها”، ترجمه و تلخیص: شهرزاد مهدوی، مجله آبادی، شماره 20، بهار.
  • گیدنز، آنتونی (1378)، “جامعه شناسی”، ترجمه: منوچهر صبوری، نشر نی، تهران
  • لقايي، حسنعلي، محمدزاده تبتكانلو، حميده(1378)، مقدمه اي بر مفهوم توسعه شهري پايدار و نقش برنامه ريزي شهري، فصلنامه هنرهاي زيبا، شماره 6، صص 32-43
  • لنگ، جان. (1386)؛ “طراحی شهری (گونه شناسی رویه­ها و طرح­ها، بیش از پنجاه مورد خاص)”، ترجمه سید حسین بحرینی، تهران، انتشارات دانشگاه تهران 2
  • لنگ، جان،(1386)، “آفرینش نظریه معماری (نقش علوم رفتاری در محیط) “،، ترجمه عینی‌فر، انتشارات دانشگاه تهران. تهران.
  • لینچ، کوین. (1381)؛ “تئوری شکل خوب شهر”، ترجمه سید حسین بحرینی، تهران، انتشارات دانشگاه تهران.
  • لینچ، کوین ، (1383)، “سیمای شهر”،، ترجمه مزینی ، انتشارات دانشگاه تهران. تهران.
  • مانیاگولامپونیانی، ویتوریو. (1381)؛ “معماری و شهرسازی در قرن بیستم”، ترجمه لادن اعتضادی، تهران، انتشارات دانشگاه شهید بهشتی.
  • محمدی، مرتضی. (1387). ” گونه شناسی خانه های مشهد” استاد راهنما: دکتر خویی، دانشگاه شهید بهشتی، تهران
  • محمودی، محمد مهدی(1388). “توسعه ي مسكن همساز با توسعه ي پايدار”، انتشارات دانشگاه تهران.
  • مدنی پور، علی (1384) . “طراحی فضای شهری نگرشی بر فرآیندی اجتماعی و مکانی”. مترجم فرهاد مرتضائی. ناشر شرکت پردازش و برنامه ریزی شهری وابسته به شهرداری تهران
  • مدنی پور ، علی. (1389). “فضاهای عمومی و خصوصی شهر” مترجم: فرشاد نوریان، انتشارات سازمان فناوری اطلاعات و ارتباطات شهرداری تهران ـ زمستان 89.
  • مکنون، رضا (1374). “توسعه پایدار”، متخصصان محیط زیست ایران، شماره 1، تابستان 1374.
  • ملکی، سعید (1390). “سنجش توسعه پایدار در نواحی شهری با استفاده از تکنیک­های برنامه ریزی (نمونه موردی: شهر ایلام)”، فصلنامه جغرافیا و توسعه، 136-117 .
  • نیاپرست، غزل. صفایی یزدی، نسیم. ( 1389) .”زبان الگو برای معماری خانه در بافت میانی شهر مشهد (رویکرد سرزمین گرایی)” استاد راهنما: خسرو صحاف، دانشگاه آزاد اسلامی واحد مشهد
  • نیومن، اسکار. (1387)؛ “خلق فضای قابل دفاع”، ترجمه فائزه رواقی و کاوه صابر، تهران، انتشارات طحان.
  • هال، ادوارد. تی(1376)، “بعد پنهان”، ترجمه: منوچهر طبیبیان، انتشارات دانشگاه تهران، تهران.
  • هودسني، هانيه (1384). “بهبود ساختاري-فضايي محلات شهري در چارچوب توسعه محله اي پايدار”. دانشگاه تربيت مدرس، تهران.
  • Alessandrini, M. (2002). “Is Civil Society an Adequate Theory?” Third Sector Review 8(2): 105-11
  • Arefi, M. (2003). “Revisiting the Los Angeles Neighborhood Initiative (LANI) lessons for planners.” Journal of Planning Education and Research 22(4): 384-399.
  • Argyle, M . Dean, (1965). “ Eye-contact, distance and affiliation” . Sociometry 28:289-304,
  • Bankston, C. L. and Zhou (2002). “Social Capital as Process: The Meanings and Problems of a Theoretical Metaphor.” Sociological Inquiry 72(2): 285-31
  • Bassani, C., 2007. Five dimensions of social capital theory as they pertain to youth studies. Journal of Youth Studies, 10 (1), 17–34.
  • Bourdieu, P. (1972).”Outline of a theory of practice” . Cambridge, Cambridge University Press.
  • Bourdieu, P.(1985)”The Forms of Capital in Handbook of theory and research for thesociology of education.” JG. Richardson, New york: Greanwood, pp.241-258.
  • Bramley ,G, Dempsey, N, Power, S, Brown, C. (2006) “What is ‘Socil Sustainability’, and How  Do Our Existing Urban Forms Perform in Nurturing it?”, planning  research conference, Bartlett School of Planning, UCL, LONDON
  • Brehm, J and Rahn, W. (1997). “Individual-Level Evidencefor the Causes and Consequances of social capital “, American Journal of Political Sience, volume 41, Issue 3(Jul, 1997) , 999-1023
  • Button, K., (2002). “City management and urban environmental indicators”. Ecol. Econ. 40, 217–233.
  • Chiara J., Panero J. & Zelnik M. (1995),” Time-saver standards for housing and residential development”, New York, McGraw Hill Inc
  • Chiu, Rebecca, L., H. (2003).” Sustainable Development: A New Perspective For Housing Development”. Hong Kong: The University Of Hong Kong.
  • Chiu, Rebecca L. H.(2004) “Socio-cultural sustainability of housing: a conceptual exploration”, Housing,Theory and Society, 21: 2, 65 – 76
  • Colantinio ,A (2009)- “Social sustanblity Tlinking research to policy and practice” Oxford Insititiue for sustanble Development (OISD)
  • Colantonio, A. (2008a) “Social Sustainability: Linking Research to Policy and Practice” Headington, Oxford Brookes University.
  • Colantonio, A. (2008b) “Traditional and Emerging Prospects in Social Sustainability. Measuring Social Sustainability: Best Practice from Urban Renewal in the EU”. Headington, Oxford Brookes University: Oxford Institute for Sustainable Development (OISD International Land Markets Group.
  • Coleman, J. (1978). “Current contradictions in adolescent theory”. Journal of Youth and Adolescence, 7, 1–11.
  • Coleman, J. S. (1988). “Social capital in the creation of human-capital.” American Journal of Sociology 94: S95-S120
  • Dave, S .(2009), Neighbourhood Density and Social Sustainability in Cities of Developing Countries, Published online in Wiley InterScience (www.interscience.wiley.com) DOI: 10.1002/sd.433
  • Edwards, B. Turrent, D. (2000). “Sustainable housing principles and practice”, London, E&EN Spon.
  • Fleury-Bahi, Gh. . Felonneau, M & Marchand, D. (2008). “Process of  Place Ider, tification andResidential Satisfaction”, Environment and Behavior, 40: 669-82
  • Gehl, J. (1987). “The life between buildings” New York: Van Nostrand Reinhold.
  • Glaeser, Edward L (2001)”The Formation of Social Capital”, Organisation for Economic Co-operation and Development, oecd.org/dataoecd/5/17/ 1824983.pdf
  • Glaeser, E., D. Laibson, and B. Sacerdote (2000)”The Economic Approach to SocialCapital”, NBER Working Paper No. 7728(Cambridge, MA: National Bureau of EconomicResearch).
  • Goodland, R., 2003, “Sustainability Human, Social, Economic and Environmental”, World Bank Washington DC, USA
  • GTZ, (2004), “Chance for Sustainable Development”, Programme Office for Social and Ecological Standards, Email: social-ecological-standards@gtz.de.
  • Hall, E, T. (1976) “The Silent Language”, Greenwich Conn.: Fawcett.
  • Hagan, S. (2001).”Taking Shape: a new contract between architecture and nature”. Oxford: Architectural Press.
  • Hall, P. Ulrich Pfeiffer.(2000), “Urban Future 21”. E&FN Spon, 2000.
  • Hall, E. (1979) “Beyond Culture. Garden city: Anchor press: , Anchor Press/ Doubleday.
  • Hanifan, L. J. (1916). “The rural school community center.” Annals of the American Academy ofPolitical and Social Science 67: 130-138.
  • Hayward, D. G. (1974). “Psychological factors in the use of light and lighting in buildings”. Pennsylvania: Dowden, Hutchingson, & Ross
  • Heschong L. (1979). Thermal Delight in Architecture. The MIT Press, Massachusetts
  • Jacobs, J. (1961) “The Death and Life of Great American Cities”. New York: Vintage Books.
  • Jarvis, H., A. C. Pratt and P. Cheng-Chong Wu (2001)” The Secret Life of Cities: The Social Reproduction of Everyday Life”. Harlow: Prentice.
  • Jenks, M, Jones, C (2010), “Dimensions of the sustainable city2”, Springer
  • Kearney, A. (2006). “Residential Development Pattern and Neighborhood Satisfaction: Impact of Density and Nearby Nature”, Environment and Behavior, 38: 112-39
  • Krishna, A and Uphoff, N (2002)”Mapping and measuring social capital throughassesment of collective action to conserve and develop watersheds in Rajasthan,India” ..Published in Grootaert, C and Bastelaer,T.(2002) , The Role of Social Capital in Development,Cambridge Univ. Press.
  • Lang, J.(1987) “Creating Architectural Theory: the Role of the Behavioral Sciences in Environment, VNB”,U.K, Van Nostrand Reinhold.
  • Logan, J. & Molotch, H. (1987): Urban Fortunes: The Political Economy of Place, University of California Press: Berkeley
  • Manzi, T. Lucas, K. Jones, L. Tony, A, J. (2010) “Social Sustainability in Urban Areas: Communities, Connectivity and the Urban Fabric”, Earthscan, London
  • Mazmanian, D. A. and Kraft, M. E (eds.) ( 1999), “ Toward Sustainable Communities”, the MIT Press, Cambridge.
  • Offe, Claus and Fuchs, Susanne (2002) ,”A decline of Social Capital ? The GermanCase”, Published in Putnam,Robert D,.(2002).”Democracy in Flux: The Evolution of Social Capital in Contemporary Society”. New York: Oxford University Press.
  • Paragal, S and Gilligan,D.O,Huq,M. (2002)” Does Social capital increase paicipation invoulantary solid Wase management? Evidence from Dhaka, Bangladesh”published in Grooteart,C and Bastelaer,T.(2002).The Role of Social Capital in Development Cambridge univ. press
  • Perkins, D.D., & Long, D.A. (2002). Neighborhood sense of community and social capital: A multi-level analysis. In A. Fisher, C. Sonn, & B. Bishop (Eds.), Psychological sense of community: Research, applications, and implications (pp. 291-318). New York: Plenum
  • Polese, M. Stren, R. (eds.). (2000). “The Social Sustainability of Cities. Diversity and the Management of Change”. Toronto-Buffalo-London: University of Toronto Press.
  • Portes, A.(1998),”Social capital: its origins and applications in modern sociology”,Annual Review of Sociology, vol. 24, pp. 1-24.
  • Porteous, C. (2002), “The new eco-architecture, London”, New York: Spon Press.
  • Putnam, Robert D. (1993).”Making Democracy Work: Civic Traditions in Modern Italy”.Princeton, NJ: Princeton University Press.
  • Putnam, Robert D. (1995a). Bowling alone:”America’s Declining Social Capital.”Journalof Democracy 6:65-78.
  • Putnam, Robert D. (1995b). “Tuning In, Tuning Out: The Strange Disappearance of SocialCapital in America.” Political Science and Politics December:664-683.
  • Putnam, Robert D. (2000).”Bowling alone: The collapse and revival of American community”. New York, Simon and Schuster
  • Ramezani, S and Hamidi, Sh .( 2010) “Privacy and Social Interaction in Traditional Towns to Contemporary Urban Design in Iran” American J. of Engineering and Applied Sciences 3 (3): 501-508
  • Rapoport, Amos (1977),” Human Aspect of Urban Form”, New York, Pergarnon
  • Rapoport, A. (1977),” Human Aspect of Urban Form”, New York, Pergarnon.
  • Relph, E. (2007),” Prospects for places, In: The urban design reade”r, Michael Larice and Elizabeth Macdonald Ed, Routledge.
  • Riley, J., (2001). “Indicator quality for assessment of impact of multidisciplinary systems”. Agr. Ecosyst. Environ. 87, 121–128.
  • Schoenauer, N. (2000). 6,000 years of housing. New York: W.W. Norton.
  • Stilwell, F. (2000) ‘Towards sustainable cities’, Urban Policy and Research, 18: 2, 205 – 217
  • Sundstrom E., Town JP., Rice RW., Osborn DP. and Brill M. (1994). “Office noise, satisfaction and performance”, Environment and Behavior, Vol 26, No. 2, 195-222,
  • Trancik, R. (1986); “finding lost space”, New York, Van Nostrand Reinhold.
  • Sh (2000), “The Social Dimension of Sustainable Development”, Caledon Institute Social Policy.
  • Tosics, I. (2004). “European urban development: Sustainability and the role of housing”. Journal of Housing and the Built Environment, 19, 67–90.
  • Wall, Ellen, Gabriele Ferrazzi, and Frans Schryer (1998),”Getting the Goods, on SocialCapital”,Rural Sociology,63(2).
  • Wheeler, Stephen M. ( 2004), “Planning for Sustainability”, Routledge, London and New York
  • Winston, N. Pareja Eastaway, M. (2008). “Sustainable Housing in the Urban Context: International Sustainable Development Indicator Sets and Housing”. Soc Indic Res (2008) 87:211–221.

 

 

 

 

 

[1] www.amar.org.ir

[2] Webester’s dictionary

[3] Aldo Leopold

[4] Gein

[5] http//www.unep.org/documents.multilingual/default.asf? document ID=78&article ID=1163

دیدگاهها

هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.

اولین نفری باشید که دیدگاهی را ارسال می کنید برای “شاخصه های الگوی مسکن پایدار (با تاکید بر نقش عرصه های گروهی در پایداری اجتماعی مجتمع های مسکونی) درمشهد”

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

29 − = 19