طراحی خانه چند نسلی با رویکرد به فرم های تعاملی اقلیم وفرهنگ گرا به منظور جلوگیری از مهاجرت تخریبی

39,000تومان

توضیحات

فهرست مطالب

عنوان صفحه
چکیده 1
آغاز سخن 2
فصل اول : کلیات
1- بخش پروپوزال
1-1- عنوان تحقیق (Title) ..4
1-2- بیان مسئله (Statement of Problem) ..4
1-2-1-مسئله چیست ومشکل کدام است ؟ 4
1-2-2- آگاهی یا خدمات ما درخصوص مسئله چقدر است؟ چه باید کرد ؟ 6
1-2-3-عواقب مشکل وتبعات استمرار مسئله 7
1-2-4-راه حل ها کجایند ؟ طرح چند سوال خوب 8
1-2-5- خلاء اطلاعات یا تناقض اطلاعات 9
1-2-6- تصویر تحقیق ( مکان پژوهش ، مکان تنظیم و ارائه – سیمای مخاطب) 9
1-2-7- نتایج تحقیق چگونه مفید باشد؟( سودمندی و کارایی ) 10
1-3- بیان اهداف (Statement of Goals) 10
1-4- منابع و پیشینه 10
1-5- آیا طرح یا طرح های مشابهی وجود دارد؟ اگر بلی کدام است؟ 13
1-6- نحوه اجرای تحقیق 13
1-6-1- فرایند شکل گیری پژوهش 14
گام اول- گسستن:
1-پرسش آغازین (تعریف مسئله)- پروپزال 15
2-مرور منابع 16
3-طرح نظری مساله تحقیق (روشن ساختن مساله تحقیق) 16
گام دوم- ساختن:
1-تحقیق چهارچوب نظری مسئله تحقیق، فرضیه عمومی و توسعه آن 19
2-ساختن مدل تحلیلی گسترده تحقیق 19

گام سوم- مقایسه با واقعیات؛
1-اجرای تحقیق (آزمون فرضیات) 21
فصل دوم : ادبیات وپیشینه تحقیق
2- بخش دوم نظری (پرسشهایی درباره معنا- سکونت- خانه)
2-1- نگاهی به معماری 24
2-1-1-رفع چند سوء تفاهم بزرگ 25
2-1-2- عملکرد گرایی 26
2-1-3- سردرگمی فعلی معماری 28
2-1-4- اما اصطلاح معماری با معنا شامل چه چیزهایی است؟ 29
2-1-5- برای شناخت واقعی معنای معماری از کجا باید شروع کرد؟ 29
2-1-6- در جستجوی شناخت واقعی دو وجه غالب دوگانگی موجود (عملکردگرایی- نشانه شناسی) 30
2-2- معنا- زبان- الگو 31
2-2-1- مقدمه 31
2-2-2- رویدادها (فعالیت ها، موقعیتها) 31
2-2-3- الگوی رویدادها- کیفیت رویدادها- رفتارها 32
2-2-4- فرهنگ 32
2-2-5- رویداد- فضا 32
2-2-6- نظریه میان رویداد و فضا 32
2-2-7- الگوی جامع شامل فضا و رویداد 32
2-3- مفهوم یابی سکونت- خانه (شناخت مفاهیم و معناها نقشها و کارکردهای خانه) 34
2-3-1- خانه نهاد سکونت 34
2-3-2- ارزشیابی و استنباط ما از محل سکونت 35
2-3-2-1- نحوه نگرش به خانه و محل سکونت 36
2-4-2-2- رفاه 36
فصل سوم : روش تحقیق
3- بخش تاریخی
3-1- مقدمه 40
3-2- معماری سنتی ایران 40
3-3- بررسی و مقایسه معماری سنتی و امروزی ایران 42
3-4- جدول مقایسه خانه های سنتی و امروزی 43
3-5- نتیجه گیری تحلیلی 46
فصل چهارم : تجزیه و تحلیل داده ها
4- بخش کاربردی (تدوین نهایی مباحث مطالعاتی)
4-1- نظریه های مختلف در مورد شکل خانه 52
4-2- عوامل اجتماعی – فرهنگی و شکل خانه 59
4-3- نیروهای اجتماعی – فرهنگی و شکل بنا 62
4-4-اقلیم: تغیییر دهنده فرم و تعامل گرایی 66
4-5-بررسی علل مهاجرت روستائیان به شهرها در ایران با فرا تحلیل پایان نامه های تحصیلی 69
4-5-1-نتیجه گیری و پیشنهادها……….74
فصل پنجم : بحث و نتیجه گیری
5-بخش مطالعات بسترطرح
5-1-پیشینه منطقه و مشخصات جغرافیایی 78
5-2-اصول فنی واستانداردهاي طراحی درفضاهاي مجموعه 80
5-3-نتیجه گیری – تقرب به طرح 90
6- ضمائم 100
7- منابع 104

 

 

چکیده:

یافتن مکانی برای سکونت و احساس آسایش در آن یکی از اساسی ترین و مهمترین نیازهای بشر در طول تاریخ می باشد. خانه به عنوان عنصری که تامین کننده¬ی این نیاز است، دارای اهمیت خاصی می باشد. با نگاهی به معماری سنتی ایران نیز، نقش و جایگاه ویژه خانه به عنوان عنصری مهم در معماری اشکار
می شود. در طراحی خانه های سنتی از الگوهایی استفاده شده است که این الگوها متاثر از عوامل متعددی می باشد. میزان تعامل و فرهنگ مردمانی که در این خانه ها و جامعه زندگی می کنند، بسیار حائز اهمیت است. در معماری معاصر، با تغییر روش زندگی، افزایش جمعیت، کمبود زمین و تفاوت نگرش در نسل های مختلف، الگوهای معماری مسکن نیز تغییر یافته است.
طراحی خانه های چند نسلی می تواند در صورت مطالعه¬ی دقیق، به عنوان راه حلی بهینه برای بسیاری از مشکلات و ناهنجاری های مرتبط با مسکن بکار رود. این مقاله با رویکردی توصیفی- تحلیلی و با استفاده از مفاهیم نظری مرتبط با معماری تعامل گرا و فرهنگ گرا و بررسی علل نیاز به طراحی خانه های چند نسلی، به بیان معضلات و مشکلات در این رابطه و وجود رویکردهایی با مضامین فرهنگی و تعاملی در قالب طراحی خانه های چند نسلی به عنوان راه حلی مطمئن جهت جلوگیری از مهاجرت های تخریبی می پردازد.

واژگان کلیدی:
خانه های چند نسلی، معماری تعامل گرا، معماری فرهنگ گرا، معماری سنتی- مدرن

 

 

 

آغاز سخن

تاکنون هر چیزی را پذیرفته و تایید کرده ایم. زمان آن رسیده که ازطرح مسائل تکراری معماری فراتر رفته و به این بیاندیشیم که مسائل عمیق تری از اقلیم و منظر و مصالح و سبک و … در طراحی ما دخیل اند و بیاندیشیم که چرا معماری و مظاهر آن زمانی خوشایند و زمانی مشمئز کننده است، چرا گاهی صمیمی و زمانی غریبه و غیر قابل درک است. در پس این مظاهر کدام عوامل پشت پرده، خواسته و ناخواسته معماران را به ارائه نقش وادار میسازد.
به نظر میرسد گردانندگان واقعی این صحنهها و این نمودها کارگردانان توانایی میباشند که هر چند بار زمانی ظهور کرده و امت هنری شان را رهبری میکنند و سعی دارند که آنها را از بیراهه به مسیر جدی و واقعی هدایت نمایند.
آنچه تاکنون بوده و هستیم و آنچه از معماری با دست خود عرضه میداریم و با دروغ آفریده خود میدانیم و به آن میبالیم از این درک هوشمندانه بی بهره است. ما آلت دست سبک، تقلید، سنت شکنی و یا حتی آرمان احیای سنتها و ارزشهای پایداریم، چرا که از درونمایه و جوهره این ادعاهای بزرگ بی خبریم.
آنچه در وصف معماری امروز که با رعایت حرمت و ارزش این هنر، نامگذاریش هم بی تناسب است میتوان گفت این است که، ساخت و ساز و به ادعای ما معماری امروز، زمانی موسیقی دلنواز و برانگیزانندهای است که حتی از درک وزن و تناسبات و علت اوج و فرود آواهایش عاجزیم و نمیدانیم چرا میگویند زیباست و چرا برای ما زیبا است و چرا گاهی ملودی خسته کننده و کسالت آوری است که اتفاقاً مخاطب و کارفرمایان زیادی دارد.
در حقیقت ایده و تفکرات جدید و پرداختن و طرح مسائل بنیادی جدید که پایه سیاستگذاریهای هنری است، منشا وضع بسامان ونابسامان معماری دنیا است.
معماری نیز مانند هر اقلیمی دولتی سیاستگذار میخواهد و امتی که با درک صحیح از سیاستها و القائات و با بینشی عمیق نسبت به باورهای شخصی و مردمی و درک صحیح نیازها به نشر و توسعه آنها اقدام نمایند. واضح است که اعمال این سیاستها و انقلابات فکری و یا اجتناب از قبول و اجرای آن خود نوعی ابتکار است و تشخیص آن مسئولیت سنگینی میباشد. بی دلیل نیست که به گفته میس وان در روهه معماری صحنه بازی کودکان خردسال یا بزرگسال نیست.

 

 

 

فصل اول
کلیات

بخش اول : پروپزال

1-1- عنوان تحقیق (Title): طراحی خانه چند نسلی با رویکرد به فرم های تعاملی اقلیم وفرهنگ گرا به منظور جلوگیری از مهاجرت تخریبی.

1-2- بیان مسئله (Statement of Problem)
مقدمه بیان مسئله
1-2-1- مسئله چیست و مشکل کدام است؟
یکی از کامل ترین توصیفاتی که درباره خانه آمده توصیفی است که جبران خلیل جبران در کتاب «پیامبر» خود آورده: «خانه کالبد بزرگ شماست.» در این بیان خانه به شدت به وجود انسان وابسته است و از وجود و ویژگیهای انسانی متاثر میباشد و واسطهای است که انسان بین خود و جهان پیرامونش برگزیده.
خانهها و الگوهای زندگی انسان با تحول و تکامل او رشد کرده و با ویژگیها و نیازهای او سازگار میگردند و از محدودیت و یا انبساط ذهنیت او متاثر میشوند. در واقع آنچه که در رأس همه عوامل در تجارب خانه سازی انسان موثر بوده خود او و روان دلیل میتوان ادعا کرد که خانه ارگانیسمی متغیر بوده و مفاهیم متعدد و پیچیدهای دارد.
تحولات عظیم و تجربه خانه سازی در دوران معاصر این امر را به روشنی نشان میدهند. با عوض شدن شیوه زندگی مفهوم و مصداق خانه و سکونت جای خود را به واحد مسکونی و اسکان واگذار کرده و نسلهای جدید راه و روش و شیوه و منش دیگری را برای زندگی خصوصی و اجتماعی خود برگزیدهاند.
نکته قابل اهمیت این است که سازمان فضایی خانه نیز تحت تاثیر این رویکرد به شدت دگرگون شده و این تاثیر عمیقی است که بر جای مانده و به راحتی قابل لمس میباشد. خانههای کوچک و جمع و جور و راحت جای خانههای بزرگ قدیمی و پر دردسر را گرفتهاند و امکانات بی نظیر و آسایش خانههای جدید مورد استقبال نسل امروز واقع شده و دلمشغولی معماران و مسئولان امروز مفاهیمی چون مسکن اجتماعی با زیر بنایی محدود- ضرورت اسکان در ارتفاع و بحثهایی از این قبیل را تشکیل میدهد و این در حالی است که این قبیل مسائل در گذشته مطرح نبوده است. خانهها جعبههایی هستند که روی هم گذاشته شدهاند.
اما بحث ما در اینجا ارائه تحلیل سطحی و یا جامع از نارساییهای موجود و پرداختن فوری به راه حلها و راهکارها نیست، بلکه این اعتقاد قوی وجود دارد که این مسائل ریشه دار تر و عمیق تر از آن میباشند که تنها در ذکر چند واژه خلاصه شوند و باید پرسید که منشا این مشکلات در چیست و اینکه:
*چه عواملی روشها و تجارب (سنت) گذشته را بی اعتبار کرده و به وضعیت موجود انجامیده است ؟
*چه بستر و زمینهای و چه دلایلی کارایی شیوهها و وضعیت موجود را زیر سئوال میبرد؟
با وجود تکامل خانهها باز هم این توافق به طور گسترده وجود دارد که خانههایی که ما در آنها زندگی میکنیم برای مردم امروز طراحی نشدهاند و شرایط نشان میدهد که ما به فرم جدید و ساختار کاملاً متفاوتی از خانهها نیاز داریم که پاسخگوی ویژگیها و شرایطمان باشد چرا که به نظر میرسد خانههای امروز معنای جدیدی پیدا کردهاند. با روند رو به رشد و فزاینده جمعیت بحران فضا امری بدیهی است. مسلماً فضای زندگی محدودتر میشود و باید پرسید در این شرایط سکونت چه معنایی دارد؟ همینطور خانه دیگر در طبیعت ساخته نمیشود و در نتیجه روابط مسکن و فضا ساختگی و تصنعی است. همینطور استفاده رو به گسترش از فن آوری دیجیتال و ارتباطات- محدودیت فضای زندگی- توجیه اقتصادی- نحوه عملکرد و زندگی ما- نیاز به فضاهایی برای تفکر و تناسب فیزیکی و سلامتی روان و تغذیه روح انسانی- ارتباط با محیط شهری و در عین حال برخوردار از خلوتی درونی و شخصی و …
فرم خانه دائماً تکامل یافته است و ما نمیتوانیم به برداشت و تصور قبلی مان از خانه ادامه دهیم و در عین حال مشکلات را برطرف سازیم. یکی از اشتباهاتمان کم بها دادن به امکانات الگوهای جدید و پافشاری بی مورد بر الگوهای رایج و یا گذشته است. در حالیکه بسیاری از پیشتازان این زمان معتقدند که ما در انقلاب صنعتی دیگری هستیم و هزاره آینده خانههایمان را گریز از طرحهاو کانسپتهای بنیادین فرداهای دیروز میدانند.
در انتهای این بحث برای تاکید بر چنین برداشت و رویه غلطی که ما در ایران در نتیجه تحلیلهای سطحی و راه حلهای فوری در پیش گرفته ایم باید خاطر نشان کرد که در ایران بجز الگوی سنتی سکونت که همه آنرا میشناسیم الگوی دیگری وجود ندارد و آنچه پس از آن شاهد هستیم درایت و التقاط میباشد. باید به این نکته توجه داشت که اصرار بر تعریف یک الگوی ویژه ایرانی در ابتدا کاملاً اشتباه است و ما را از بحث اصلی دور میسازد. ما نیز همگام با بسیاری از ملل دیگر از مزایای دستاوردهای جهانی بهره میگیریم و البته این به معنای تناقض نیست و ایرانی بودن ما را زیر سئوال نمیبرد. اما مبین این مطلب است که در چنین شرایطی نمیتوانیم بر واقعیتی پافشاری نماییم که دیگر وجود خارجی ندارد.
در جامعه و نظام اجتماعی ایران دیگر خبری از خانوادههای گسترده نیست و ما دیگر هزینه و یا زمین کافی برای احداث خانه- باغهای گذشته (البته اگر چنین تعبیری کاملاً صحیح باشد) در اختیار نداریم.
واقعیتهای امروز چیزهای دیگری است که باید با آنها روبرو شده و آنها را صمیمانه بپذیریم. ما در طول این زمان سپری شده به عنوان یک جامعه انسانی مسیر تحول را پیموده ایم و متحول شده ایم و بدین ترتیب بانسلهای گذشته در جهان بینی و ویژگیهای انسان و شیوه زندگی تفاوتهای قابل ملاحظهای داریم.
از طرفی همینطور که گفته شد در حال حاضر ایدههای زیادی در این خصوص عرضه شده و بکار گرفته میشوند. همینطور کانسپتهای زیادی که در آینده ارائه شوند نیز دور از ذهن نخواهند بود. این چنین الگوهایی حاصل اندیشه و پژوهش بسیاری از پیشتازان این زمان است که طی جریانی نه چندان پیچیده به ما نیز عرضه میشود.
واضح است که چنین راهکارهایی برای همه و از جمله ما کارایی صد درصد را نخواهد داشت و این قضاوت ربطی به دیدگاههای مغرضانه و یا ناآگاهانه ما ندارد. بلکه مردم براستی تعابیر گوناگونی از سکونت خود دارند. در مناطقی از جهان مردم جامعه نیاز را پشت سر گذاشته و به جامعه آرزو نزدیک شدهاند و کاملاً بجاست که ما حدود و شرایط خودمان را داریم و باید تعبیر ویژه خود را متبلور سازیم و اگر این دستاورد براستی حاصل شرایط بروز شده و واقع بینانه باشد مورد قبول و پذیرش عام قرار میگیرد. عصر جدید یک واقعیت است و بی توجه به پذیرش یا عدم پذیرش ما وجود دارد و هیچ کس نمیتواند از امکانات زمان خود و تجربه بشری خود دست بکشد.
واضح است که هر چهارچوب به نوعی از یک اعتقاد سرچشمه میگیرد و الگوی سکونت ما به عنوان چهارچوبی کلی که فعالیتها و عرصههای زیستی و سازمان و الگوی فضای زندگی ما را در برگرفته از اعتقاد ما به زندگی سرچشمه میگیرد و در این اعتقاد همه بشریت با هم یکدلند. با این وجود انسانها الگوهای متنوعی را برای سکونت برگزیدهاند و این امر مبین این حقیقت است که مفهوم سکونت نزد انسانها تعابیر گوناگونی دارد. بدین ترتیب میتوان برای روشن نمودن مساله پرسشی درباره الگوی سکونت مطرح نمود:
*الگوی سکونت امروز ما متاثر از چه رویکردی است و ریشه آن در کجاست؟
*برداشتهای ما از مفهوم سکونت چگونه بر الگوی سکونت تاثیر میگذارند و در معماری خانه امروز چگونه تجلی مییابند؟
*آیا الگوهای سکونت میتوانند ثابت تعمیم پذیر و یا تکراری باشند؟ آیا میتوان در اینجا به دنبال یک هنجار و یا عرف بود.
*آیا در زمانه نوگرای ما دستیابی به نظم جامعیت و هنجار امکانپذیر است؟
*چه چیز براستی زندگی افراد را در زمانه ما غنا میبخشد؟
1-2-2- آگاهی یا خدمات ما در خصوص مسئله چقدر است؟ چه باید کرد؟
یکی از مهمترین مسئولیتهای معماری امروزه شناسایی ویژگی زمانه و سکونت امروز میباشد و اینکه تصویر روشن و صریحی از فضای زندگی امروز ارائه دهد. بدین منظور به نظر میرسد که معماری واقعی باید در مسیر بازآفرینی، خلق مجدد و روایتهای تازه از شیوهها و الگوهای گذشته و یا رایج گام بر دارد.
وظیفه ما به عنوان نسل امروز معماران در این است که ضمن پاسخگویی به خواستههای جامعه، با شناخت اولویتها، در ارزشها و عناصر تشکیل دهنده خانه تجدید نظر نموده و مسائل بنیادین و اساسی و ارزشهای واقعی خانه امروز را ارائه دهیم و آن چیزی را که وجود ندارد بسازیم.
بدین ترتیب فضای خانههای امروز باید توقعات تعریف نشده بشر امروز را که حتی خود او از داشتن آنها بی اطلاع است برآورد.

 

 

1-2-3- عواقب مشکل و تبعات استمرار مسئله

ممکن است این ایراد وارد شود که اگر به برداشت و تصور قبلی مان از خانه ادامه دهیم چه مشکلی پیش میآید؟ عموم مردم هم روشهای سنتی و رایج را به راحتی میپذیرند و چه تضمینی وجود دارد که الگوهای جدید از سوی مردم مورد استقبال قرار گیرند؟
همانطور که پیشتر اشاره شد منشا مشکلات امروز در ناهماهنگی وضع موجود با معانی جدید خانه و ضرورتهای جدید است و یا اینکه این وضع در هماهنگ نمودن نامناسب با شرایط امروز به وجود آمده که این امر خود به روشنی نشان میدهد که فضاها بالاجبار دستخوش چنین تغییراتی میشوند.
همانطور که انقلاب مدرنیسم تمامی چهار چوبها را در همه جا دگرگون نمود به نظر میرسد که امروز نیز در آستانه تحول و فروپاشی دیگری هستیم. ایران از شناسایی و رویارویی با چنین رویداد عظیمی که میراث مشترک بشری محسوب میگردید غفلت ورزیده و در مواجهه باآن به افراط و تفریط دچار گردید و نتیجتاً تجربه تلخ ناشی از این سردرگمی ما را امروز محتاط و بدبین نموده است. در حالی که در این عصر و زمانهای که بیش از هر زمان دیگر به پیوندها فرهنگ و همزمانی هویت حضور سرعت حرکت هوشمندی و آزادی توجه دارد انزوا طلبی و محصوریت بجای مشارکت در تجارب بشری و آزاداندیشی پیامدهای ناگوارتری به دنبال خواهد داشت و فاصله ما را با این جریان پرشتاب بیشتر و بیشتر خواهد نمود و در حالی که جهان بینی و حتی شیوه لباس پوشیدن و رفتارها و ارتباطمان متحول شده فضاهای زندگی آمادگی پذیرش چنین رویارویی را پیدا نکردهاند.
در حال حاضر نادیده گرفتن این مسئله ماهیت و کیفیت فضاها و در نتیجه کیفیت زندگی امروز را تحت تاثیر قرار داده است.
عدم انعطاف پذیری وتناسب فضاهای زندگی با فعالیتهای متنوع و اعمال روزمره و مراسم و کیفیات روحی امروز ما، تحمیل فضا و تقسیمات قاطع آن و بی توجهی به مفاهیم سیال و منعطف فضاها به یکنواختی محیطی منجر شده و زندگی در خانههای امروز جنبهای مکانیکی و ماشینی به خود گرفته است. ساکنان خانههای امروز سعی در سازش با فضای غیر منعطف یکنواخت، تحمیلی و واژگان تکراری آنها دارند. ادامه چنین وضعیتی مردم را به پذیرش آنچه هست و آنچه باید بکنند مقید مینماید و آنها را وامی دارد که با این شرایط کنار بیایند. با پیشرفت این امر دیگر ساکنان فضاها اعتنایی به این نارسایی نمیکنند و حساسیت فضایی به دلیل تجربه فضایی اندک و محدودیت در کشف و تجربه متنوع فضا از میان میرود.
همینطور فضای صرفاً ساخت شده امروز تنها سهم کمی و مادی ما را از جهان پیرامونمان معلوم میدارد و در نتیجه نشانی از وابستگی معنوی میان انسان و محیط و حس تعلق به آن وجود ندارد. فضای تجرید یافته و خلاصه شده خانههای امروز امکان درک عمیق و پر معنی جهان پیرامون و امکان بازشناسی خود انسانی و همینطور امکان رشد و پرورش احساس و ذهنیت خلاق را از انسان امروز سلب نموده و وجودش را تک بعدی میسازد.
هر چندنسل امروز با این شرایط دست به گریبان میباشند و از تبعات آن رنج میبرند، با این وجود این امر برای نسلهای آینده که اولین افکار و اندیشههای آگاهانه و نخستین شناختها و تصوراتشان در چنین مکانهایی شکل خواهد گرفت، اهمیت بیشتری پیدا میکند. نسلهایی که حتی در خاطر خویش هم تجربهای غنی از فضا را ندارند.
از طرفی شواهد حال حاضر نشان میدهد که به دلیل فقدان شناخت درست و کامل و همچنین فقدان راهکارهای شناخته شده و در دسترس، مردم در انتخاب و بهره گیری الگوها و فضاها و اصولاً هر چیز گزینشی به عمل نمیآورند و فضای زندگی امروز از روی الگوی پنجاه سال پیش مدرنیته و شرایط جنگ آن دوره و یا الگوهای نامانوس و ناکارآمد دیگر برگرفته شده است. با این وجود تغییرات جزء مداوم امروز در ساختار فضا، آرایش و کیفیت بنا نشان دهنده عدم رضایت از فضاها و نیاز به تغییر این چهار چوب است.

 

 

متن بیان مسئله

1-2-4- راه حلها کجایند؟ طرح چند سوال خوب
به نظر میرسد که در ابتدا باید از یک سو، امکانی برای خروج از ذهنیت صرفاً ساختمانی و عملکردی بیابیم و از سوی دیگر از سادهاندیشی یا ساده انگاری رایج بپرهیزیم. برای درک مفهوم خانه باید بجای تنظیم فیزیکی فضا از خود بپرسیم که:
منظور از سکونت خصوصی (خانه ساختن و درخانه زیستن) چیست و از این دیدگاه ارزشها و مفاهیم بنیادین و ذاتی خانه چه میباشد؟
شناخت ما انسانهای امروز از مفهوم سکونتمان چه تاثیر بر الگوی سکونت و معماری خانههایمان داشته و دارد؟ و الگوی سکونت مان متاثر از کدام رویکردها است؟
باید پاسخی برای این سوال بیابیم که اولویت فضای سکونت امروز چیست؟ و معماری امروز باید در راه رسیدن به چه فضایی گام بر دارد و چه هدفی باید راهبر معمار به خلق فضا باشد؟ معمار راه خود را برای طراحی از کجا باید پیدا کند؟
همینطور بررسی سیر تحول خانهها را نباید از نظر دور داشت. استمرار این تحول در طول گذر زمان و شرایط باید ما را به این نکته حساس نماید که چه عواملی اعتبار و کارآیی الگوهای زندگی را به طور پیوسته زیر سوال برده و آنها را تغییر داده است؟ و مجموعه چنین تجاربی چه دستاوری برای خانه سازی امروز دارد؟ و چه امکاناتی را در اختیارمان قرار میدهد؟

دیدگاهها

هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.

اولین نفری باشید که دیدگاهی را ارسال می کنید برای “طراحی خانه چند نسلی با رویکرد به فرم های تعاملی اقلیم وفرهنگ گرا به منظور جلوگیری از مهاجرت تخریبی”

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

10 + = 16

شناسه محصول: c1437 دسته: