new5

غرور در اخلاق؛ گزارش تحلیلی آراء فیلسوفان اسلامی و غربی

59,000تومان

توضیحات

دانلود و مشاهده قسمتی از متن کامل پایان نامه :

دانشگاه قم

دانشکده الهیات و معارف اسلامی

پایان نامه دوره کارشناسی ارشد رشته اخلاق-فلسفه اخلاق

 

 

 

 

 

 

عنوان:

غرور در اخلاق؛

گزارش تحلیلی آراء فیلسوفان اسلامی و غربی

 

 

 

استاد راهنما:

سرکار خانم دکتر زهرا خزاعی

 

 

نگارنده:

……………………

 

 

زمستان 93

تقدیم به:

فرشتگان مهربانی که لحظات ناب باور بودن، لذت و غرور دانستن،

جسارت خواستن، عظمت رسیدن و تمام تجربه‌های یکتا و زیبای زندگیم،

مدیون حضور سبز آن‌هاست.

 

تشکر و قدردانی

حمد و سپاس خدای را که توفیق کسب دانش و معرفت را به ما عطا فرمود. در اینجا بر خود لازم می‌دانم از تمامی اساتید بزرگوار، به  ویژه اساتید دوره کارشناسی ارشد که در طول سالیان گذشته مرا در تحصیل علم و معرفت و فضائل اخلاقی یاری نموده‌اند تقدیر و تشکر نمایم.

از استاد گرامی و بزرگوار سرکار خانم دکتر زهرا خزاعی که راهنمایی اینجانب را در انجام تحقیق، پژوهش و نگارش این پایان‌ نامه تقبل نموده‌اند  نهایت تشکر و سپاسگذاری را دارم.

همچنین از خانواده عزیزم که در این مدت یار و پشتیبان بنده بودند، کمال تشکر و قدردانی را دارم.

 

چکیده:

برخی ویژگی‌های اخلاقی وجود دارد که هم جنبه مثبت دارند و هم جنبه منفی. یکی از این ویژگی‌ها غرور است. غرور از نظر فیلسوفان اسلامی، اغلب به عنوان رذیلت اخلاقی و گناه دینی محسوب می‌شود. فیلسوفان اسلامی، معمولاً غرور را به معنای آرامش نفس به آنچه موافق هوی و هوس باشد بیان کرده‌اند، اما برخی از آن‌ها مانند ابن مسکویه غرور را در معنای مثبت «کبَر نفس» بیان کرده‌اند. فیلسوفان غربی نیز به تبع دیدگاه اخلاقی یا دینی خود، تعریفی مشابه از غرور منفی دارند و آن را به لحاظ اخلاقی قابل تقبیح دانسته و به لحاظ دینی، گناه تلقی می‌کنند. با این‌حال، از نظر آن‌ها غرور در معنای مثبت و به عنوان فضیلت نیز به‌کار رفته است. به عنوان مثال ارسطو در اخلاق نیکوماخوس غرور را «زینت فضائل» معرفی کرده است، بطوری‌که بدون آن، انسان هیچ انگیزه‌ای برای زندگی ارزشمند ندارد. بررسی معانی مختلف غرور با توجه به عملکردهای متنوع آن، تصمیم درباره‌ی حکم اخلاقی آن را تا حدی با دشواری مواجه می‌کند. ارزیابی اخلاقی غرور، به عنوان رذیلت یا فضیلتی مطلق و یا امری نسبی می‌تواند نتایج مهمی در حوزه‌های مختلف زندگی از جمله روابط اجتماعی، سیاسی، تعلیم و تربیت داشته باشد و تحلیل آن به عنوان رذیلتی اخلاقی یا عقلانی می‌تواند راه‌های متفاوتی را برای اصلاح نفس پیشنهاد کند. پژوهش حاضر، با عنوان «غرور در اخلاق؛ گزارش تحلیلی آراء فیلسوفان اسلامی و غربی» که با گردآوری، تحلیل و تلخیص آثار فیلسوفان اسلامی و غربی و به روش کتابخانه‌ای تنظیم شده است، در صدد است تا این موضوع را براساس آثار فیلسوفان مسلمان و غرب مورد بررسی قرار دهد و پس از مقایسه‌ی معنا و حکم اخلاقی آن و نقش شرایط تأثیرگذار در خوبی یا بدی این احساس و تفسیر آن بر اساس متون دینی، راهی برای شیوه‌ی صحیح زندگی در ارتباط با این مسئله بیاید.

کلمات کلیدی: غرور- اخلاق- فضیلت- رذیلت- فیلسوفان اسلامی- فیلسوفان غربی.

 

 

 

فهرست

عنوان                                                                              صفحه

فصل اول: کلیات… 1

1-1 مقدمه. 2

1-1-1 تعریف مسأله و سؤال‌های تحقیق.. 2

1-1-1-1 سؤالات اصلی.. 5

1-1-1-2 سؤالات فرعی.. 5

1-1-2 فرضيه‌های تحقیق.. 6

1-1-3 ضرورت انجام تحقیق.. 6

1-1-4 پيشينه تحقيق.. 7

1-1-5 روش تحقیق.. 7

1-2 مفهوم شناسی.. 8

1-2-1 تعریف لغوی غرور 8

1-2-2 تعریف اصطلاحی غرور 10

1-2-2-1 غرور منفی.. 10

1-2-2-2 غرور مثبت… 12

1-2-3 تعریف لغوی اخلاق.. 13

1-2-4 تعریف اصطلاحی اخلاق.. 14

1-3 اصطلاحات مربوط به غرور 16

1-3-1 واژه‌های مرتبط با غرور 16

1-3-1-1 تکبر. 16

1-3-1-2 عجب… 17

1-3-2 واژه‌های متضاد غرور 18

1-3-2-1 تواضع.. 18

1-3-2-2 ذلت و خواری نفس…. 19

1-3-3 تفاوت غرور با عجب و کبر. 19

1-3-4 تفاوت غرور با رجاء 20

1-4 تاریخچه مبحث غرور 21

1-4-1 فلسفه‌ غرب… 21

1-4-2 فلسفه‌ اسلامی.. 28

فصل دوم: غرور از نظر فیلسوفان اسلامی… 30

2-1 ریشه‌های مذهبی غرور در آراء فیلسوفان اسلامی.. 31

2-1-1 غرور در آیات… 31

2-1-1-1 تعریف غرور 32

2-1-1-2 ماهیت غرور 32

2-1-1-3 عوامل غرور 33

2-1-1-4 واژه‌های مترادف با غرور 34

2-1-1-5 انواع غرور در قرآن.. 40

2-1-2 غرور در روایات… 45

2-1-3 جایگاه تواضع در روایات… 53

2-1-4 حکم اخلاقی غرور 53

2-1-5 مصادیق غرور مثبت… 54

2-1-5-1 تکبر در برابر متکبر. 54

2-1-5-2 تکبر زن در مقابل مرد نامحرم. 55

2-2 غرور از نظر فیلسوفان.. 55

2-2-1 تعریف غرور 57

2-2-1-1 ابن مسکویه. 58

2-2-1-2 خواجه نصیر الدین طوسی.. 59

2-2-1-3 غزالی.. 59

2-2-1-4 فیض کاشانی.. 60

2-2-1-5 محمد مهدی نراقی.. 61

2-2-2 ماهیت غرور 61

2-2-2-1 غرور مثبت… 62

2-2-2-2 غرور منفی.. 62

2-2-3 حکم اخلاقی غرور 64

2-2-4 درجات غرور 65

2-2-4-1 غرور کافران.. 65

2-2-4-2 غرور عاصیان.. 69

2-2-5 اقسام غرور 72

2-2-5-1 اهل علم.. 72

2-2-5-2 زاهدان و عابدان.. 76

2-2-5-3 متصوّفان.. 78

2-2-5-4 توانگران.. 79

فصل سوم: غرور از نظر فیلسوفان غربی… 81

3-1 ریشه‌های مذهبی غرور در آراء فیلسوفان غربی.. 82

3-1-1 کبر و غرور در عهد جدید. 84

3-1-1-1 تعریف غرور 84

3-1-1-2 حکم غرور 86

3-1-2 عوامل کِبر و غرور در عهد جدید. 86

3-1-2-1 شیطان.. 86

3-1-2-2 اعتماد به عبادت خود. 87

3-1-2-3 اکتفا به خرد و حکمت انسانی خود. 88

3-1-3 جایگاه تواضع در عهد جدید. 88

3-1-4 کبر و غرور از نظر آبای کلیسا 89

3-1-5 آگوستین.. 91

3-1-5-1 تعریف غرور 91

3-1-5-2 جایگاه تواضع.. 91

3-1-6 آکویناس…. 93

3-1-6-1 تعریف غرور 93

3-1-6-2 ماهیت غرور 94

3-1-6-3 جایگاه تواضع.. 94

3-2 غرور از نظر فیلسوفان.. 94

3-2-1 افلاطون.. 96

3-2-1-1 تعریف غرور 96

3-2-1-2 دلایل غرور 96

3-2-1-3 عاقبت غرور 97

3-2-1-4 جایگاه تواضع.. 98

3-2-2 ارسطو. 99

3-2-2-1 تعریف غرور 99

3-2-2-2 ویژگی‌های فرد مغرور 100

3-2-2-3 تعریف انسان خودبین و بی‌همّت… 102

3-2-2-4 رابطه‌ غرور و افتخار 103

3-2-2-5 حکم غرور 105

3-2-2-6 عوامل ایجاد غرور 107

3-2-2-7 جایگاه تواضع.. 107

3-2-3 دیوید هیوم. 108

3-2-3-1 موضوع غرور 109

3-2-3-2 تعریف غرور 110

3-2-3-3 ماهیت غرور 110

3-2-3-4 حکم غرور 112

3-2-4 ریچارد تیلور 114

3-2-4-1 تعریف غرور 114

3-2-4-2 ماهیت غرور 116

3-2-4-3 تفاوت غرور با تکبر، خودبینی و خودخواهی.. 116

3-2-4-4 ویژگی‌های افراد مغرور 118

3-2-4-5 حکم اخلاقی غرور 119

فصل چهارم: مقایسه آراء فیلسوفان اسلامی و غربی… 121

4-1 تعریف غرور 122

4-1-1 غرور مثبت… 122

4-1-2 غرور منفی.. 122

4-2 ماهیت غرور 123

4-3 حکم غرور 125

4-3-1 غرور به عنوان فضیلت… 125

4-3-2 غرور به عنوان رذیلت… 125

نتیجه گیری… 127

فهرست منابع.. 130

الف. منابع فارسی.. 130

ب. منابع عربی.. 135

ج. منابع انگلیسی.. 136

فصل اول: کلیات

1-1 مقدمه

1-1-1 تعریف مسأله و سؤال‌های تحقیق

فیلسوفان اخلاق درباره‌ ویژگی‌های اخلاقی بسیار سخن گفته‌اند، و از آن‌ها به عنوان فضائل و رذائل تعبیر کرده‌اند. فضیلت، ویژگی مثبت منشی است که به رفتارهای صحیح می‌انجامد و در مقابل، رذیلت ویژگی منفی منشی است که فاعل را به کار خطا وا می‌دارد. اما در بین این ویژگی‌ها، ویژگی‌هایی نیز وجود دارد که هم به عنوان فضیلت تلقی می‌شوند و هم به عنوان رذیلت، از این‌جهت که این ویژگی‌ها هم دارای جنبه مثبت‌اند و هم جنبه‌ منفی. یکی از این ویژگی‌ها غرور است که در آثار فیلسوفان و تعابیر اجتماعی گاه به عنوان ویژگی مثبت، مورد تحسین قرار می‌گیرد، و گاه به عنوان ویژگی منفی مورد تقبیح.

نوشتار حاضر با عنوان «غرور در اخلاق؛ گزارش تحلیلی آراء فیلسوفان اسلامی و غربی» در سه فصل تنظیم شده که در فصل اول به کلیاتی درمورد موضوع، پرداخته شده است. در این فصل تعاریف و اصطلاحات مربوط به غرور و واژه‌های مرتبط با غرور مطرح شده و تاریخچه مبحث غرور در فلسفه اسلامی و غربی بیان شده است.

در فصل دوم نیز موضوع غرور از نظر فیلسوفان اسلامی مطرح شده است. با توجه به اینکه مباحث اخلاق اسلامی و بحث از فضائل و رذئل اخلاقی ارتباط مستقیم با آیات و روایت و مذهب دارد، لذا این فصل به دو بخش اخلاق دینی و اخلاق فلسفی تقسیم شده است، که در بخش اخلاق دینی مباحث مربوط به غرور در آیات و روایات بیان شده و در بخش اخلاق فلسفی نظرات فیلسوفان مسلمان مطرح شده است.

اما مراد از فیلسوفان مسلمان نیز، فیلسوفان و متفکرانی است که در حوزه اخلاق کار فلسفی کرده و در مورد غرور نظراتی ارائه کرده‌اند. در کتاب ماجد فخری رویکردهای اخلاق اسلامی بیان شده است. با توجه به اینکه این رویکردها کلامی، فلسفی، دینی و تلفیقی هستند، به لحاظ منطقی باید بحث محدود به رویکرد فلسفی می‌شد، اما از آن‌جا که بحث غرور در اخلاق اسلامی محدود به رویکرد فلسفی نیست، حتی رویکردهای دینی، تلفیقی و کلامی مباحث غرور را بیشتر مطرح کرده‌اند، بنابراین در این فصل از هر رویکرد نظریه یک فیلسوف یا متفکر بیان شده است.

به این دلیل که بحث ما در حوزه فلسفه اخلاق است، لذا مباحث مربوط به غرور را محدود به فیلسوفان اخلاق می‌کنیم؛ اولاً به این علت که به لحاظ تقدم، حق با کسانی است که در حوزه فلسفه اخلاق کار کرده‌اند، مانند ابن مسکویه، خواجه نصیرالدین طوسی، غزالی، فیض کاشانی و … که کتاب اخلاقی دارند. دلیل دوم این است که فیلسوفان اسلامی که رویکردهای مشائی و اشراقی و حکمت الهی دارند، این رویکردها تأثیر مستقیمی در بحث غرور نداشته و نظر خاصی نیز در مورد غرور نداشته‌اند. مثلاً فیلسوفانی همچون ملاصدرا و یا شیخ اشراق مباحث مربوط به غرور را به صورت مجزا مطرح نکرده‌اند.

در فصل سوم غرور از نظر فیلسوفان غربی مطرح شده است. در این فصل نیز با توجه به فصل دوم که مبحث غرور در دو بخش اخلاق دینی و اخلاق فلسفی مطرح شده، در بخش اخلاق دینی مباحث مربوط به غرور در عهد جدید و آبای کلیسا بیان شده است. در بخش اخلاق فلسفی نیز با توجه به نظراتی که در مورد غرور وجود دارد، برخی از فیلسوفان غربی مانند افلاطون غرور را به صورت کاملاً منفی و به عنوان رذیلت مطرح کرده‌اند، برخی دیگر نیز مانند ارسطو غرور را به عنوان فضیلت مطرح کرده‌اند، و برخی دیگر نیز غرور را به صورت نسبی مطرح کرده‌اند و در برخی موارد غرور را فضیلت و در برخی موارد غرور را رذیلت می‌دانند، مانند هیوم و تیلور.

برای تبیین فلسفی غرور از نظر فیلسوفان اسلامی در هر فصل ابتدا به تعریف غرور از نظر هر یک از این فیلسوفان پرداخته شده است. سپس ماهیت غرور بیان شده است، که آیا غرور رفتار بیرونی است و یا یک احساس درونی. در این بخش مشخص می‌کنیم که غرور  با کدام یک از قوای انسان در ارتباط است. با توجه به قوای نفس، که قوای نباتی، حیوانی و انسانی است، ما می‌خواهیم مشخص کنیم که غرور آیا جزء قوای حیوانی انسان است، که همان قوه غضبیه و شهویه است، و یا جزه قوای انسانی که همان قوه عاقله است. وقتی جایگاه غرور به لحاظ ماهیت مشخص شد، سپس حکم اخلاقی غرور را بیان می‌کنیم، که وظیفه انسان در هر یک از این موارد چیست. ما در اینجا به دنبال این نیستیم که بگوئیم آیا غرور مثبت است یا منفی، بلکه قصد داریم نظراتی که در این مورد وجود دارد را بررسی کنیم، همچنین به دنبال راه‌های درمان غرور منفی نیز نیستیم، چرا که بحث وارد مسائل تربیتی می‌شود که خارج از حوزه این پایان نامه است.

در میان متفکران دینی و غیر دینی، در این مورد که آیا غرور یک رذیلت اخلاقی و گناه دینی است، و یا فضیلت اخلاقی اختلاف نظر وجود دارد. بعضی آن را مطلقاً سزاوار سرزنش دانسته و به عنوان یک رذیلت اخلاقی یا گناهی دینی تلقی می‌کنند، اما برخی دیگر آن را امری ستودنی دانسته و برای شخصیت انسان لازم و ضروری می‌دانند.

در ادبیات دینی اسلامی، غرور معمولاً به ‌معنای کبر و خودپسندی در نظر گرفته شده و آیات و روایات اسلامی نیز آن را تقبیح می‌کند. در قرآن، غرور به عنوان نخستین گناه که توسط شیطان صورت گرفته است، معرفی می‌شود. از نظر قرآن، غرور شیطان مانع از سجده‌ او در برابر انسان و اطاعت امر الهی گردید. اکثر فیلسوفان و متفکران اسلامی نیز تحت تأثیر آموزه‌های اسلامی خود، غرور را به عنوان رذیلتی اخلاقی در نظر گرفته و آن را این‌گونه تعریف می‌کنند: «غرور عبارت است از مطمئن شدن به آنچه موافق هوى و هوس باشد، و طبع آدمى به سبب شبهه و خدعه‌ی شيطان به آن ميل كند. پس هر كس معتقد باشد كه در دنيا و آخرت بر راه خير است و اين پندار از روى شبهه نادرست باشد او مغرور و فريفته است.»[1]

متفکران مسیحی و فیلسوفان غربی نیز در تعریف غرور به عنوان رذیلتی دینی و یا فضیلتی اخلاقی اختلاف نظر دارند. غرور در مسیحیت، به عنوان یکی از هفت گناه کبیره در نظر گرفته شده که انسان را از خداوند دور کرده و مانع از خیر و رحمت الهی می‌گردد. همان‌گونه که در کتاب آسمانی آمده است: «خدا به شخص فروتن قوت می‌بخشد، اما با شخص متکبر و مغرور مخالفت می‌کند.»[2]

متفکران دینی و آبای کلیسا در غرب، غرور را به عنوان نخستین گناه و رذیلتی اساسی در نظر می‌گیرند، اما فیلسوفان غربی، در تعریف غرور به عنوان فضیلت یا رذیلت اخلاقی نظرات متنوعی دارند، برخی از آن‌ها مانند ارسطو، نه تنها غرور را تقبیح نمی‌کنند بلکه آن را به عنوان «زینت فضائل» در نظر می‌گیرند. ارسطو در کتاب اخلاق نیکوماخوس غرور را «بزرگ‌منشی» تعریف کرده، که حدوسط بین دو رذیلت بی‌همتی و تواضع بیجاست. از نظر ارسطو یکی از ویژگی‌های فرد فضیلت‌مند این است که فضایل خود را به دیگران نشان دهد و این همان غرور مناسب است. در مقابل، گروهی دیگر غرور را تنها به عنوان رذیلت در نظر می‌گرفتند، و برخی دیگر نیز موضوع غرور را به صورت نسبی بیان می‌کردند.

1-1-1-1 سؤالات اصلی

با توضیحات ارائه شده، مشخص می‌شود که مسائل اصلی این پایان‌نامه چنین است:

  1. غرور از نظر فیلسوفان اسلامی به چه معناست؟
  2. غرور از نظر فیلسوفان غربی به چه معناست؟
  3. فیلسوفان غربی و اسلامی در تعریف غرور چه اختلافات و اشتراکاتی دارند؟

1-1-1-2 سؤالات فرعی

در این راستا بررسی مسائل فرعی زیر نیز ضروری خواهد بود:

  1. غرور به لحاظ ماهیت به چه معناست؟
  2. حکم اخلاقی غرور از نظر فیلسوفان اسلامی و غربی چیست؟

1-1-2 فرضيه‌های تحقیق

  1. غرور از نظر فیلسوفان اسلامی، اغلب به عنوان رذیلت و در معنای فریفتگی است که معنایی اعم از تکبر و خودپسندی دارد. اما با این حال، برخی نیز آن را به عنوان فضیلت در نظر گرفته و کِبَر نفس تعریف می‌کنند.
  2. برخی از فیلسوفان غربی مانند ارسطو، غرور را به معنای بزرگ‌منشی در نظر گرفته‌اند و برخی دیگر، غرور را خودخواهی و خودپسندی تعریف کرده‌اند.
  3. به طور کلی می‌توان گفت غرور بر اساس مبانی دینی و اعتقادی در بین متفکران دینی و مسیحی، به عنوان گناه دینی در نظر گرفته می‌شود، اما بر اساس مبانی فلسفی، بین فیلسوفان اسلامی و غربی تفاوت‌هایی وجود دارد.
  4. غرور به لحاظ ماهیت، ملکه‌ای نفسانی است که از احساس درونی انسان نسبت به خود، ناشی می‌شود و باعث انجام عملی متناسب با آن احساس می‌گردد. حال اگر این احساس مناسب و به‌جا باشد این غرور فضیلت است، اما اگر این احساس، یک احساس نامناسب و بیجا باشد، باعث ایجاد غرور کاذب و منفی در انسان می‌گردد، در این‌صورت غرور رذیلت خواهد بود.
  5. برخی از فیلسوفان اسلامی و غربی، غرور را به عنوان فضیلت و در معنای بزرگ‌منشی در نظر می‌گیرند، و در نتیجه آن را برای شخصیت انسان، لازم و ضروری می‌دانند. اما برخی دیگر، غرور را به عنوان رذیلت و به معنای کبر و خودپسندی در نظر گرفته و آن را تقبیح می‌کنند.

1-1-3 ضرورت انجام تحقیق

از آن‌جا که غرور در معنای منفی، یکی از بدترین رذایل و بیماری‌های مهلک روانی و اخلاقی می‌باشد و به کبر و خودپسندی می‌انجامد، لذا بحث کردن در مورد ریشه‌های آن و تشخیص موارد مثبت غرور از موارد منفی جایگاه ویژه‌ای دارد. همچنین اگر غرور امری مثبت و در معنای عزت نفس به کار رود، آثار و پیامدهای زیادی در زندگی فردی اجتماعی خواهد داشت. بنابراین بحث در مورد جنبه‌های مختلف غرور، امری ضروری خواهد بود.

1-1-4 پيشينه تحقيق

بحث از فضائل و رذائل اخلاقی از جمله غرور، در آثار متفکران و فیلسوفان اسلامی مورد بررسی قرار گرفته است، اما در مورد غرور در آثار اسلامی تنها به جنبه منفی آن اشاره شده و غرور به عنوان رذیلتی اخلاقی و گناه دینی تقبیح شده است. در این موارد غرور به عنوان یکی از مصادیق عجب و کبر در نظر گرفته شده، به عنوان مثال رساله “بررسی عجب و کِبر و راه‌های علاج آن در اخلاق اسلامی” نوشته سعید پاشایی مباحث مربوط به غرور را نیز مطرح کرده، اما آن را به عنوان رذیلتی اخلاقی معرفی کرده و در برخی موارد آن را در معنای تکبر نیز آورده است. در فلسفه غرب نیز مباحث مربوط به غرور در مسیحیت به عنوان یکی از هفت گناه کبیره و یکی از گناهان دینی مطرح می‌شد، اما بعد از در نظر گرفتن جنبه‌های مثبتی از غرور و معرفی آن به عنوان فضیلت «بزرگمنشی» که توسط ارسطو صورت گرفت، غرور از این فهرست خارج گشت و خودپسندی جایگزین آن شد.

به طور کلی بحث از غرور در بین فیلسوفان اسلامی و غربی به لحاظ جنبه‌های منفی و مثبت آن و تبیین فلسفی غرور در این موارد دیده نمی‌شود. بنابراین بحث فلسفی در مورد غرور و نظر فیلسوفان اسلامی و غربی در مورد جنبه‌های مختلف غرور و بررسی نقاط اختلاف و اشتراک فیلسوفان اسلامی و غربی مبحثی است که تحقیقی در مورد آن صورت نگرفته است.

1-1-5 روش تحقیق

روش انجام این تحقیق به شیوه توصیفی- تحلیلی است که با جمع آوری مطالب از کتب مختلف اسلامی و غربی و به صورت کتابخانه‌ای صورت گرفته است. به این صورت که آراء فیلسوفان اسلامی در کتاب‌های مهم این فیلسوفان در مورد غرور تبیین و تحلیل می‌گردد، سپس آراء فیلسوفان غربی با ترجمه و تحلیل مقالات و کتب لاتین نیز بیان شده و سپس نقاط اشتراک و اختلاف آن‌ها مطرح می‌گردد. می‌باشد. از منابع مهم اسلامی می‌توان به قرآن و نهج‌البلاغه، محجة البیضاء، الحقایق، تهذیب الاخلاق، اخلاق ناصری و احیاء‌العلوم را نام برد.

از منابع لاتین نیز از کتاب Pride اثر Michael Eric Dyson، و همچنین “Treatise of human nature” اثر David Hume و” “The virtue of pride نوشته Richard Taylor استفاده شده است.

1-2 مفهوم شناسی

1-2-1 تعریف لغوی غرور

با جستجو در فرهنگ‌‌لغت‌های مختلف، معانی متعددی برای غرور پیدا می‌کنیم. در زبان فارسی، غرور به معنای فریفتن و به خود بالیدن تفسیر شده است.

در فرهنگ عمید، غرور در معنای مثبت و به معنای احساس سربلندی و شادمانی به علت کسب موفقیت، احترام و نیز وظیفه تلقی شده است.[3]

همچنین غرور به معنای فریفتگی و تکبر، احساس بلند پروازی و بالاتر دانستن استعداد یا مقام یا زیبایی‌های ظاهری خود بر دیگران و احساس ارزش برای خود تفسیر شده است.[4]

به طورکلی غرور در معنای اسمی به معنای احساس سربلندی و مسرت که به سبب موفقیت در شخص پدید می‌آید، بیان شده و به عنوان اسم مصدر، در معنای منفی خودبینی و تکبر به کار می‌رود. معنای قدیمی غرور نیز مکر و فریب است.[5]

در عربی نیز غرور به ضم غین (غُرور) در معنای نیرنگ، فریب، حیله، بیهوده و پوچ، خودپسندی، خودخواهی و خودبینی به کار می‌رود و به فتح غین (غَرور) به معنای دنیا، فریبنده و شیطان است.[6]

در صحاح اللغة، «غُرور» به معنى امورى كه انسان را غافل مى‏سازد و مى‏فريبد (خواه مال و ثروت باشد، يا جاه و مقام، يا علم و دانش و غير آن) تفسير شده است.[7] غَرور نیز، در صحاح به شیطان تفسیر شده است.[8]

بعضى از ارباب لغت، به گفته‌ی «طريحى‏» در مجمع البحرين‏ گفته‏اند: غرور، فريفتگی به چيزى است كه ظاهری جالب و دوست داشتنى دارد، ولى باطنش ناخوشايند و مجهول و تاريك است‏. در كتاب التحقيق فى كلمات قرآن الكريم نیز در مورد غرور چنين آمده است: ريشه‌ی اصلى اين واژه به معنى حصول غفلت ‏به سبب تأثير چيز ديگرى در انسان است و از لوازم و آثار آن جهل و فريب و نيرنگ و نقصان و شكست مى‏باشد.[9]

در لسان العرب، غرور به «مَا اغتُرَّ بِهِ مِن مَتاعِ الدُّنیا» تفسیر شده است.[10] یعنی هر چیزی که در دنیا انسان را فریب می‌دهد.

در معجم المعجمی، غَرور به معنای «کَلُّ ما غَرَّ الانسانَ مِن مالٍ أو جاهٍ أو شَهوَةٍ أو انسانٍ أو شَیطان»[11] تعبیر شده است، یعنی هر چیزی اعم از مال یا مقام یا شهوت یا انسان یا شیطانی که انسان را بفریبد.

راغب‏ در مفردات‏ واژه‌ی «غَرور» را به معنى هر چيزى كه انسان را مى‏فريبد و در غفلت فرو مى‏برد، خواه مال و مقام باشد يا شهوت و شيطان، تفسير مى‏كند.[12]

در تفسير نمونه، در معنى اين واژه چنين آمده است: «غَرور» بر وزن جَسور صيغه‌ی مبالغه به معنى موجود فوق‌العاده فريبنده است و شيطان را از اين‌رو «غرور» مى‏گويند كه انسان را با وسوسه‏هاى خود فريب مى‏دهد و غافل مى‏سازد و در حقيقت‏ بيان مصداق واضح آن است، وگرنه هر انسان يا كتاب فريبنده، هر مقام وسوسه‏گر و هر موجودى كه انسان را گمراه سازد در مفهوم وسيع «غرور» داخل است.[13]

در لغت‌نامه‌ی آکسفورد نیز، غرور[14] در معنای اسمی، احساس رضایت و خوشنودی عمیق ناشی از موفقیت‌های شخصی تعریف شده است. همچنین از خشنودی، لذت، سربلندی، احساس‌رضایت، افتخار و عزت‌نفس مترادف با معنای مثبت غرور و از تکبر و خودبینی و گستاخی و خودپسندی و خودشیفتگی و خودخواهی در معنای منفی غرور یاد شده است.[15]

همچنین در فرهنگ معاصر هزاره، “pride” به معنای غرور، فخر، مباهات، سرافرازی، احساس غرور و افتخار تعبیر شده و در معنای مجازی به کبر و نخوت و خودپسندی تعلق گرفته است. از غرور به عنوان عزت نفس و غیرت و کف نفس و شرف نیز یاد شده است.[16]

1-2-2 تعریف اصطلاحی غرور

1-2-2-1 غرور منفی

غرور در معنای منفی، به اين معنا است كه انسان به آنچه از كمالات و امكانات دارد بسنده كرده و خويش راكامل و رسيده بداند و از حركت برای يافتن و دانستن و به كاربستن باز ماند و دچار سكون شود.

غرور به معنی فريفتگی به داشته‌ها و جذابيت‌های غير‌حقيقی و علائق دنيوی است که باعث می‌شود انسان از ياد خدا غافل شود و معنويت و سرمايه‌های حقيقی سعادت خود را فراموش نمايد، و در نتيجه به انواع بيماری‌های اخلاقی و روانی مانند عجب، تکبر، خودخواهی و مانند آن مبتلا گردد.

در محجة البيضاء فى تهذيب الاحياء، كه از بهترين كتب اخلاق محسوب مى‏شود و تكميل و تهذيبى است‏ براى احياء العلوم‏ غزالی، غرور اطمينان نفس به چيزى كه مطابق با خواهش‌های نفسانى است معرفی شده است. پس طبيعت انسان به سبب نيرنگ و فریب شيطان به آن مايل مى‏شود. بنابراین هركس بر اساس شبهه‌ی فاسدى‏ معتقد شود كه در دنيا و يا آخرت به خير و سعادت رسيده مغرور است، و چون بيشتر مردم به خودشان گمان خير دارند، در اين‌صورت بيشتر مردم مغرورند.[17]

در جای دیگر نیز، غرور ظاهر کردن امری از روی جهل و نادانی و توهم و خیال بیان شده است.[18] در این تعریف ریشه‌ی غرور، جهل و نادانی بیان شده است.

تعریف دیگر بیان می‌کند که؛ غرور عبارت است از آرامش یافتن و مطمئن شدن به آنچه موافق هوی و هوس باشد، و طبع انسان به سبب شبهه و خدعه شیطان به آن میل می‌کند. پس هر‌کس معتقد باشد که در دنیا یا آخرت بر راه خیر است و این گمان و اعتقاد از روی شبهه نادرست و فاسد باشد او مغرور و فریفته است.[19]

بنابراین غرور منفی، احساسی در وجود انسان است؛ که از بینش غلط او نسبت به ظاهر زندگی و امور دنیایی و مادی پیدا می‌شود، و گاهی هم محصول غفلت انسان از واقعیات الهیه است، که بر اثر کثرت کار مادی و توسعه یافتن مال و زر و زیور پیدا می‌شود، یعنی انسان فریب دنیا و زر و زیور دنیا را می‌خورد.[20]

بسیاری از مردم نیازها و امکانات مالی و پولی زندگی را از هر راهی سعی می‌کنند به دست آورند و حلال و حرام بودن آن را مد نظر قرار نمی‌دهند ولی هنگامی که برای کارخیری از آنها چیزی طلب می‌کنند سریعاً چون آن کار خیر است پیشقدم می‌شوند و کار و عمل خود را پسندیده می‌دانند در حالی‌که آن منبع درآمدی که حق الله و حق الناس از آن جدا نشده، مال حلالی نیست که اجازه داشته باشند در هر کار خیری از آن مصرف کنند، یا آن را بذل و بخشش نمایند. این گونه افراد دچار غرور و خودباختگی هوای نفس شده اند و یا میل به شهرت طلبی یا مقام پرستی دارند و خودشان به دیگران اعلام می‌کنند که خیر آن‌ها در آن جایگاه است، در حالی‌که این‌گونه افراد هم به زیان خودشان عمل کرده‌اند و هم به زیان مردم و مغرور به خود شده‌اند، نه این‌که به کسی خدمت کنند.[21]

همچنین غرور منفی به معنای نخوت و خودبینی نیز می‌آید. امام خمینی این نخوت و خودبینی را ناشی از فقدان علم دانسته و می‌گویند: «میزان در علم، آن است که آیت و علامت و نشانه باشد و خودی و خودیت در آن نباشد و انانیّت در محل او محو و نابود شود؛ نه آنکه باعث نخوت و خودبینی و خودنمایی و تکبر شود.»[22]

1-2-2-2 غرور مثبت

غرور، گاهی به عنوان فضیلت و در معنای بزرگ‌منشی و کبَر‌نفس می‌آید؛ ابن‌مسکویه در تهذیب‌الاخلاق در تعریف کبَر‌نفس می‌گوید: «کِبَر‌نفس، خوار داشتن ثروت، و توانایی بر تحمّل ارجمندی و خواری است، و خداوندِ آن همواره خود را سزاوار کارهای بزرگ می‌سازد و (رسیدن به) آن‌ها را کوچک و آسان می‌شمارد.»[23] بنابراین اگر غرور را به معنای بزرگ‌منشی در نظر بگیریم فضیلتی است که از اقسام شجاعت است.

غرور مثبت، در معنای عزت‌نفس نیز به کار می‌رود، از ديدگاه اخلاق و روايات اسلامی، عزت‌نفس به اين معنا است که انسان آن‌قدر خودش را عزيز و بزرگ بداند که حاضر نشود تن به پستی گناه و افعال و رفتار مغاير با شأن انسان و ايمان بدهد. عزت‌نفس، يعنی اینکه آدمی شرافت و ارزش خود را بشناسد تا در برابر حوادث و در شرايط مختلف خود را حفظ كند. انسان اگر قدر خود را بداند، آن را ارزان نخواهد فروخت. آدم خليفه‌ی خدا بر زمين و مورد تكريم خداوند، در حركت به سوی كمال نامتناهی است. چنين موجودی شایسته نیست كه سر بر آستان مخلوقی فرود آورد و دست نياز نزد اين و آن دراز كند و يا خود را به ذلت معصيت و هوای نفس گرفتار سازد. راه تحصيل عزت، شناخت ارزش وجودی انسان و كمال او و مسيری است كه بايد طی نمايد.

حضرت على(ع) به فرزندش امام مجتبى(ع) فرمودند: نفس خويش را عزيز بشمار و به هيچ پستى و دنائتى تن مده گرچه عمل پست، تو را به تمنياتت‏ برساند، زيرا هيچ چيز، با شرافت نفس برابرى نمى‌كند و (به جاى عزت از دست داده) عوضى ‏همانند آن نصيبت نخواهد شد، و بنده‌ی ديگران نباش كه خداوند تو را آزاد آفريده‏است. و نيز فرمودند: «كسى كه فرومايه است از كارهاى پست جدايى ندارد.»[24]

شهيد مطهری(ره) در کتاب انسان کامل در بحث عزت‌نفس می‌فرمايند: «در اسلام با همه‌ی اين‌ها که «نَهَی النَّفسَ عَنِ الهَوَی» هست، «إنَّ النَّفسَ لَاَمّارَةٌ بِالسّوء» هست، «قَد اَفلَحَ مَن زَکّيها وَ قَد خَاب مَن دَسَّيهَا» هست، «مُوتُوا قَبلَ اَن تَمُوتُوا» هست، در عين حال روی عزت‌نفس هم تکيه شده است. قرآن می‌فرمايد: «وَ لِلّهِ العِزَّة وَ لِرَسِولِهِ وَ لِلمُؤمِنين»[25] (منافقون 8) نمی‌گويد عزت‌نفس، خود‌پرستی است. پيغمبر فرمود: «اُطلُبُوا الحَوائِجَ بِعِزَّةِ الاَنفُس». بشر به بشر حاجت پيدا می‌کند. فرمود: اگر حاجتی داريد هيچوقت پيش کسی با ذلت حاجت نخواهيد، با عزت‌نفس بخواهيد؛ يعنی عزت خودتان را لکه دار نکنيد.»[26]

1-2-3 تعریف لغوی اخلاق

اخلاق جمع خُلق و خُلُق می‌باشد.[27] در قاموس، خُلق به معنای عادت و طبع و مروّت و دین است.[28]

برخی همچون طبرسی خُلق را به معنای دین اسلام ترجمه کرده‌اند[29]، در حالی‌که علامه طباطبایی در تفسیر المیزان قائل است که تفسیر به دین، تفسیر درستی نیست، مگر اینکه منظور خود را توجیه کنید.

علّامه طباطبایی قائل است: «کلمه‌ی خُلق به معنای ملکه‌ی نفسانی است که افعال بدنی مطابق مقتضای آن ملکه به آسانی از آدمی سر می‌زند، حال چه این‌که آن ملکه از فضایل باشد، مانند عفّت و شجاعت و امثال آن و چه از رذائل مانند حرص و جُبن و امثال آن. ولی اگر مطلق ذکر شود، فضیلت و خُلق نیکو از آن فهمیده می‌شود.»[30]

به عبارت دیگر، هرگاه صفتی برای شخصی به صورت پایدار در آمده و در او رسوخ نموده باشد، به‌گونه‌ای ‌که کارهای متناسب با آن را بدون تأمل زیاد و به سهولت انجام دهد، می‌گویند آن صفت برای او ملکه است و در صورتی که چنین نباشد بلکه صفتی زودگذر بوده، شخص در انجام کار متناسب با آن خود را به انجام آن وادار کند، آن صفت را حال می‌نامند.

بنابراین تنها کسی را می‌توان دارای خُلق سخاوت دانست که این صفت در او پایدار باشد، یعنی در بخشش به دیگران تردیدی نکرده باشد.[31]

1-2-4 تعریف اصطلاحی اخلاق

بسیاری از عالمان و دانشمندان اخلاق، معانی متفاوتی را از اخلاق ارائه داده‌اند. متداول‌ترین معنای اصطلاحی اخلاق در بین محققان و فیلسوفان اسلامی، صفات پایدار و راسخ در نفس است که افعالی متناسب با آن صفات، بدون نیاز به تفکر و تأمل از انسان صادر می‌شود. برای مثال، ابن‌مسکویه در تعریف اخلاق می‌گوید: «اخلاق حالتی نفسانی است که بدون نیاز به اندیشه و فکر، آدمی را به سوی انجام کار دعوت می‌کند.»[32]

مرحوم علامه مجلسی درتعریف اخلاق می‌گوید: «اخلاق ملکه‌ای نفسانی است که کار به آسانی از آن صادر می‌شود. برخی از این ملکات فطری و ذاتی‌اند و برخی نیز با تفکر و تأمل و تمرین و عادت دادن نفس به آن‌ها به دست می‌آیند.»[33]

اما گاهی منظور اندیشمندان از اخلاق، هرگونه صفت نفسانی است که موجب پیدایش کارهای خوب یا بد می‌شود، خواه آن صفت نفسانی، پایدار و راسخ باشد و بدون اندیشه و فکر از انسان سر زند، خواه ناپایدار و غیر راسخ باشد و از روی فکر و اندیشه حاصل شود. از نظر علامه محمد تقی جعفری نیز اخلاق این‌گونه تعریف شده است: «اخلاق یعنی حرکت به سوی خیر و اجتناب از شر»، «اخلاق یعنی حرکت با قطب‌نمای وجدان» و «اخلاق یعنی تعدیل غرایز»؛ ایشان بعد از تعریف‌هایی که از اخلاق ارائه می‌دهند می‌گویند: «به نظر ما جستجوی یک تعریف بسیط برای اخلاق کوشش بیهوده‌ای خواهد بود، ما باید دوگانگی منشاء اخلاق را در نظر گرفته و با این نظر برای اخلاق تعریف صحیحی پیدا کنیم.»[34] ایشان این دوگانگی را به دو جنبه‌ی فردی و اجتماعی انسان تفسیر کرده و خصیصه‌ی کمال طلبی را جنبه‌ی فردی انسان قرار داده و آن را یکی از ریشه‌های اخلاق قرار می‌دهد که وقتی انسان در اجتماع قرار می‌گیرد، این ریشه‌ی کمال طلبی رشد می‌کند.

استاد مطهری نیز در کتاب تعلیم و تربیت در اسلام روی همین مطلب تأکید کرده‌اند. ایشان بعد از نقد و بررسی مکاتب اخلاقی متعدد می‌نویسند: «می‌توان گفت در تمام این نظریه‌ها یک مطلب مورد اتفاق همه است و آن این‌که اخلاق بالاخره خروج از حوزهِ فردی است، یعنی کاری که به منظور ایصال نفعی به خود یا دفع ضرری از خود باشد، مسلم اخلاقی نیست.»[35]

از این‌رو، فعلی اخلاقی است که: «هدف از آن منافع فردی و مادی نباشد، خواه انسان آن را به خاطر احساسات نوع‌دوستی انجام دهد، خواه به خاطر زیبایی فعل، خواه به خاطر زیبایی روح خود، خواه به خاطر استقلال روح و عقل خویش و خواه به خاطر هوشیاری.»[36]

گاهی نیز منظور از اخلاق، تنها اخلاق فضیلت و اخلاق نیک است و تعابیر “اخلاقی” و “ethical” غالباً معادل با “درست” یا “خوب” و مقابل “ضداخلاقی” و “unethical” به کار می‌رود.[37]

منظور از اخلاق در پژوهش حاضر، ملکه و احساس درونی راسخ است؛ که منجر به انجام فعل می‌شود.

1-3 اصطلاحات مربوط به غرور

در اینجا به بیان برخی واژه‌ها که با غرور مرتبط هستند می‌پردازیم. برخی از این واژه‌ها گاه در معنای غرور به کار می‌روند، اما در حقیقت کاملاً منطبق بر این واژه نیستند.

1-3-1 واژه‌های مرتبط با غرور

در فلسفه اسلامی گاهی غرور در معنای تکبر و عجب می‌آید. از این‌رو در این بخش به تعریف این واژه‌ها می‌پردازیم.

1-3-1-1 تکبر

تکبر به معنای مغرور بودن، به خود غرّه بودن، غرور و کبر آمده است.[38]

بزرگان اخلاق گفته‌اند: اساس تکبّر این است که انسان از اینکه خود را برتر از دیگری ببیند احساس آرامش کند، بنابراین تکبّر از سه عنصر تشکیل می‌شود: نخست اینکه برای خود مقامی قائل شود، دیگر اینکه برای دیگری نیز مقامی قائل شود و در مرحله‌ی سوم مقام خود را برتر از آن‌ها ببیند و احساس خوشحالی و آرامش کند.[39]

ابن‌عربی، کِبر را به معنای خود بزرگ‌بینی و نیک‌پنداشتن فضایل خود و نیز خوار کردن مردم و تحقیر آن‌ها و خود را فراتر از کسی که باید برای وی تواضع کرد می‌دانست. از نظر او این خصلت، زشت و برای صاحب خود زیان‌بار است؛ زیرا کسی‌که از خودش شگفت‌زده است، بیش از این مقدار به کسب علم و فرهنگ نمی‌پردازد. کسی هم که علم خود را بیشتر نکند، نقص وی همچنان بر او باقی خواهد ماند. چون انسان عاری از نقص نیست و کمتر اتفاق می‌افتد که به نهایت کمال برسد. به علاوه، این کار او را در نظر مردم نامحبوب می‌کند. کسی هم که مردم او را دوست نداشته باشند، وضعیتش بد می‌شود.[40]

قرآن‌مجید، تکبّر و استکبار را از زشت‌ترین صفات و بدترین اعمال و نکوهیده‌ترین خصلت‌های انسانی می‌شمرد، صفتی که می‌تواند سرچشمه‌ی انواع گناهان و حتّی سرچشمه‌ی کفر گردد، این صفت به اندازه‌ای قبیح است که از نظر قرآن هرکس در این خصلت زشت غوطه‌ور گردد، هرگز روی سعادت را نخواهد دید و راه به سوی قرب خدا پیدا نمی‌کند.[41]

1-3-1-2 عجب

عجب به معنای خودخواهی[42]، به خود مغرور شدن، تکبر ورزیدن[43] و خودبرتربینی بیان شده است. همچنین به خویشتن بینی، ناز و گردن‌کشی و بزرگ‌منشی نیز تفسیر شده است.[44]

فهرست منابع

1) قران کریم

2) نهج البلاغه

3) صحیفه سجادیه

4) کتاب مقدس

الف. منابع فارسی

5) ابن عربی، محی الدّین. تهذیب اخلاق. ترجمه‌ زاهد ویسی، تهران: جامی، چاپ اول، 1388ش.

6) ارسطو. اخلاق نیکوماخوس. ج1، ترجمه‌ محمد حسن لطفی تبریزی، تهران: انتشارات طرح نو، 1385ش.

7) افلاطون. دوره‌ آثار. ج1و2و4، ترجمه‌ محمد حسن لطفی و رضا کاویانی، تهران: انتشارات خوارزمی، چاپ سوم، 1380ش.

8) امام خمینی(س). شرح حدیث جنود عقل و جهل. تهران: مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی(س)، چاپ دهم، 1385ش.

9) امام خمینی. شرح چهل حدیث. تهران: مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی، چاپ بیستم، 1378ش.

10) انصاریان، حسین. عرفان اسلام. ج9، انتشارات پیام آزادی، 1376ش.

  • بِرَن، ژان. سقراط. ترجمه‌ سید ابولقاسم پورحسینی، تهران: انتشارات علمی و فرهنگی، چاپ دوم، 1374ش.

12) به سرپرستی دکتر حسن انوری. فرهنگ بزرگ سخن. ج 5، تهران: انتشارات سخن، چاپ دوم،1382ش.

13) تاجیک نشاطیه، نرگس. اخلاق و سیاست در اندیشه سقراط تاریخی. تهران: نگاه معاصر، چاپ اول، 1390ش.

14) تفسیر قمی، ج1.

15) جعفری، محمدتقی. اخلاق و مذهب. تهران: موسسه تدوین و نشر آثار علامه جعفری، چاپ اول، 1379ش.

16) حق شناس، علی محمد ؛ حسین سامعی، نرگس انتخابی. فرهنگ معاصر هزاره. تهران: فرهنگ معاصر، 1386ش.

17) خاتمی، سید روح الله. آینه مکارم(شرح دعای مکارم الاخلاق). ج73، تهران: سازمان چاپ و انتشارات وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، 1376ش.

18) درایتی، مصطفی؛ و دیگران .نمایه نامه موضوعی صحیفه سجادیه جامعه. تهران: مرکز اطلاعات و مدارک علمی ایران، 1377ش.

19) رازی، ابن مسکویه. تهذیب الاخلاق. ترجمه و توضیح دکتر علی اصغر حلبی، تهران: اساطیر، چاپ اول، 1381ش.

20)                    . کیمیای سعادت: ترجمه طهارة الاعراق. تهران: دفتر نشر میراث مکتوب، چاپ اول، 1375ش.

21) سی.بکر، لارنس. تاریخ فلسفه اخلاق غرب. گروهی از مترجمان، قم: مؤسسه امام خمینی(ره)، 1386ش.

22) سیاح، احمد .فرهنگ بزرگ جامع نوین(سیاح: ترجمه المنجد). ج2، تهران: انتشارات اسلام، چاپ هشتم، 1387ش.

23) شهریاری، حمید.  فلسفه اخلاق در تفکر غرب از دیدگاه السدیر مک اینتایر. تهران: سازمان مطالعه و تدوین کتب علوم انسانی دانشگاهی، چاپ دوم، 1388ش.

24) صاحبی، عبدالعلی. راه روشن. ج6، مشهد: بنیاد پژوهش‌های اسلامی ، 1379ش.

25) صالح، محمدعلی. مدینه‌ فاضله(شرح دعای مکارم الاخلاق). تهران: برهان، 1373ش.

26) الصحیفه السجادیه: 1، ترجمه و شرح سید علینقی فیض الاسلام، تهران: فیض الاسلام، 1368ش.

27) طبرسی. مجمع البیان. ج 26، ترجمه سید ابراهیم میرباقری و سایرین، تهران، انتشارات فراهانی، 1360-1350ش.

28) طوسی، خواجه نصیر الدین. اخلاق ناصری. مجتبی مینوی-علیرضا حیدری، تهران: خوارزمی، چاپ ششم، 1384ش.

29) عمید، حسن .فرهنگ عمید. ج3، تهران: انتشارات امیرکبیر، چاپ پنجم، 1375ش.

30) غزّالی، محمد. احیاء علوم الدین(ربع مهلکات). ج3، ترجمه مؤید الدین محمد خوارزمی، تهران:انتشارات علمی و فرهنگی، چاپ سوم، 1374ش.

31) غزّالی، محمد. کیمیای سعادت. ج2، عزیزالله علیزاده، تهران: فردوس، چاپ دوم، 1389ش.

32) فرانکنا، ویلیام کی. فلسفه اخلاق. ترجمه هادی صادقی، قم: کتاب طه، چاپ دوم، 1383ش.

33) فلسفی، محمد تقی. شرح و تفسیر دعای مکارم الاخلاق. ج1، تهران: دفتر نشر فرهنگ اسلامی، چاپ سوم، 1372ش.

34)               .کودک از نظر وراثت و تربیت. ج2، تهران: هیئت نشر معارف اسلامی، 1364ش.

35) قریشی، علی. قاموس. ج2، تهران: دارالکتب الاسلامیه ، چاپ ششم، 1371ش.

36) کاپلستون، فردریک. تاریخ فلسفه. ج5، ترجمه‌ امیر جلال الدین اعلم، تهران: شرکت انتشارات علمی و فرهنگی، چاپ دوم، 1370ش.

37) گمپرتس، تئودور. متفکران یونانی. ج2و3، ترجمه‌ محمد حسن لطفی، تهران:انتشارات خوارزمی، چاپ اول، 1375 ش.

38) مجتبوی، سید جلال الدین. علم اخلاق اسلامی. ج 3، تهران: حکمت، چاپ نهم، 1389ش.

39) محمد حسین طباطبایی .المیزان فی تفسیر القرآن. ج19، ترجمه‌ محمد باقر موسوی همدانی، قم: انتشارات اسلامی جامعه مدرسین حوزه علمیه قم، چاپ پنجم، 1374ش.

40) محمدی ری شهری، محمد. میزان الحکمه. ج3، قم: مکتب الاعلام الاسلامی، 1366ش.

41) مریم خوشدل روحانی و رقیه بیگدلی. «بررسی تطبیقی آموزه‌ گناه نخستین از نظر اسلام و مسیحیت با تکیه بر آرای علامه طباطبایی و آگوستین». جستارهای فلسفه دین، سال دوم، 1(1392ش):19-46

42) مشیری، مهشید. نخستین فرهنگ زبان فارسی. تهران: سروش، چاپ دوم، 1371ش.

43) مصباح الشریعه. بیروت: مؤسسه علمی مطبوعات، چاپ سوم، 1413ق.

44) مصباح، مجتبی. فلسفه اخلاق. قم: موسسه آموزشی پژوهشی امام خمینی(ره)، چاپ پنجم، 1373ش.

45) مطهری، مرتضی. انسان کامل. تهران: انتشارات صدرا، چاپ سی‌ام، 1383ش.

46)              . تعلیم و تربیت در اسلام. تهران: انتشارات صدرا، چاپ پنجاهم، 1385ش.

47) مکارم شیرازی، ناصر؛ با همکاری جمعی از فضلا. اخلاق در قرآن. ج2، قم: انتشارات امام علی بن ابیطالب(ع)، چاپ پنجم، 1389ش.

48)                   ؛ سایر نویسندگان. تفسیر نمونه. ج1و 17و 19و 23، تهران: دارالکتب الاسلامیه، 1386ش.

49)                        ؛ همکاران. یکصد موضوع اخلاقی در قرآن و حدیث. تهران: دارالکتب الاسلامیه، چاپ پنجم، 1389ش.

50) نراقی، احمد. معراج السعادة. قم: انتشارات قائم آل محمد(ص)، چاپ دوم، 1384ش.

51) نوری، محمد رحیم. مبانی اخلاق. قم: خورشید باران، چاپ دوم، 1378 ش.

52) هکتور زاگال و خوزه گالیندو. داوری اخلاقی، فلسفه اخلاق چیست؟. تهران: موسسه انتشارات حکمت، 1386 ش.

53) یِگِر، ورنر.پایدیا. ج1، ترجمه محمد حسن لطفی، تهران: انتشارات خوارزمی، چاپ اول، 1376ش.

ب. منابع عربی

54) ابن منظور، محمد. لسان العرب. علی شیری، ج10، لبنان: دار الاحیاء التراث العربی، 1408ق.

55) آمدی، عبدالواحد. غررالحکم و دررالکلم. ج1، بیروت: مؤسسه العلمی للمطبوعات، 1407ق.

56) بقّال، عبدالحسین محمد علی. معجم المعجمی. ج5، تهران: انتشارات و چاپ دانشگاه تهران، چاپ اول، 1376ش.

57) الحائری،جعفرعباس. بلاغة الامام علی بن الحسین(ع). قم: دارالحدیث، 1383ش.

58) راغب اصفهانی. المفردات فی غریب القران. دفتر نشرالکتاب، 1404ق.

59) سید بن طاووس. مهج الدعوات و منهج العبادات. قم: دارالذخائر، 1411ق.

60) عبدالحمید، محمد؛ سبکی، محمد. المختار من صحاح اللغة. تهران: انتشارات ناصر خسرو، 1363ش.

61) عبدالله، ناصر علی. المعجم البسیط. مشهد: دانشگاه علوم اسلامی، 1380ش.

62) فارابی، ابو نصر. صحاح. ج2،بیروت: دار احیاء التراث العربی، چاپ چهارم، 1426ق.

63) فیض کاشانی، محسن. الحقایق فی محاسن الاخلاق. انتشارات دارالکتاب الاسلامی.

64) فیض کاشانی، محسن. محجة البیضاء فی تهذیب الاحیاء. ج6، علی اکبر غفاری، قم: دفتر انتشارات اسلامی، چاپ اول، 1386ش.

65) کلینی رازی، یعقوب. اصول کافی. ج 2، بیروت: 1412ق.

66) مجلسی، محمدباقر.  بحارالانوار. ج75، منشورات مؤسسه الوفاء، 1403ق.

67) نراقی، محمد مهدی. جامع السعادات. ج1-3، بیروت: منشورات الفجر، 2008م.

ج. منابع انگلیسی

68) A. S Hornby.Oxford Advanced Learner’s Dictionary. (2010).

69) Bendit, Theodor M. “The Virtue of Pride: Jane Austen as Moralist”, Department of Philosophy, University of Alabama at Birmingham, (2003).

70) Besser-Jones, Lorraine. Hume on Pride-in-Virtue: A Reliable Motive? Hume StudiesVol. 36, Number 2, (2010)

71) Brand, Walter. “Hume on the Value of Pride”.Social Science Department, New York City College of Technology, (2010)

72) Davidson, Donald. “Hume’s Cognitive Theory of Pride”, The Journal of philosophy, Vol: 73 (1976), pp.744-755.

73) Dyson, Michael Eric. Pride: The Seven Deadly Sins. Oxford University Press, (2006)

74) Eliade, Mircea.The Encyclopedia of Religion., New York, Macmillan, (1987)

75) Fakhry, Majid.Ethical Theories in Islam.Newyork, (1991)

76) Gabriele Taylor.Deadly voices. Oxford University Press, (2006)

77) Hume, David.A Treatise of Human Nature.ed. L. A. Selby-Bigge (Oxford, 1965)

78) Lawrence C.Beker and Charlotte B. Beker, Encyclopedia of ethics, binder1, (2001)

79) Taylor, Richard “The virtue of pride”.Ethics, Faith and Reason.

the undergraduate center. (1985)

80) Thomson/Gale.New Catholic encyclopedia. Catholic University of America: Washington, D.C., (2003).

81) www.Encyclopedia Britannica .com.

Abstract

There are some moral features which involves both positive and negative aspects. Pride is one of these features. Pride is accounted as ethical vices and religious sin by Islamic philosophers.Islamic philosophers had usually signified the pride as the peace of oneself to those which are for the whim and lust or such other things like that.But some of them, like Ibn Miskawayh signified this as a positive meaning; “self greatness”. Western philosophers according to their religious and ethical views have the same description of negative pride and know it disapproval ethically and it is a kind of sin religiously.However, pride used as positive and a virtue according to them. For example, Aristotle introduced pride as “crown of the virtues” in his Nicomachean ethics, as if human, without it, haven’t got any valuable motivation for his life. Considering different meanings based on different performance, decision about ethical order faced it with problems. To evaluate pride ethically as vices or mere virtue or a relative command could have important results in different areas including, social and political relations; and its analysis as ethical or intellectual vices could suggest different ways to reform it. The present study with the title of “pride in ethic; analytical report of Islamic and western philosopher’s views” set by gathering and analyzing Islamic and western philosophers works in library method aimed to investigate the topic based on Moslems and western’s philosophers, then compare its meaning and ethical order and the order of effective situations in the feeling’s goodness or badness and interpreted it based on religious contexts to find a correct lifestyle related to the problem.

Keywords: pride, ethic, virtues, vices, Islamic philosopher’s, western philosopher’s.

The University of Qom

Faculty of Theology

 

A Thesis Submitted in Partial Fulfillment of the Requirements

For the Degree of Master of Arts in Ethics

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

Title:

Pride in Ethics;

An Analytical Report of Islamic and Western Philosopher’s views

 

 

 

 

 

Supervisor:

……………………………

 

 

 

By:

Fahimeh Sadat Salehian

 

 

 

Winter, 2015

[1] . مهدی نراقی، جامع السعادات، بیروت: منشورات الفجر، 2008م، ج3، ص471.

[2] . یعقوب، 4: 6.

[3]. حسن عمید، فرهنگ عمید، چاپ پنجم، ذیل غرور، ص1762.

[4]. مهشید مشیری، نخستین فرهنگ زبان فارسی، چاپ دوم ، تهران : سروش، 1371ش، ص740.

[5]. به سرپرستی دکتر حسن انوری، فرهنگ بزرگ سخن، چاپ دوم، تهران: انتشارات سخن، 1382ش، ج6، ص5169.

[6]. احمد سیاح، فرهنگ بزرگ جامع نوین(سیاح: ترجمه المنجد)، چاپ هشتم، تهران: انتشارات اسلام، 1387ش، ج2، ص1395.

[7]. محمد محی الدین عبدالحمید و محمد عبداللطیف السبکی، المختار من صحاح اللغة، تهران: انتشارات ناصر خسرو، 1363ش، ص371.

[8]. ابو نصر فارابی، صحاح، چاپ چهارم، بیروت: دار احیاء التراث العربی، 1426ق، ج2، ص659.

[9]. ناصر مکارم شیرازی با همکاری جمعی از فضلا، اخلاق در قرآن، چاپ پنجم، قم: انتشارات امام علی بن ابیطالب(ع)،1389ش، ج2، ص154.

[10]. ابن منظور، محمد، لسان العرب، علی شیری، ج10، لبنان: دار الاحیاء التراث العربی، 1408ق، ص41، ذیل «غرر».

[11]. عبدالحسین محمد علی بقّال، معجم المعجمی، چاپ اول، ، تهران: انتشارات و چاپ دانشگاه تهران، 1376ش، ج5، ص465.

[12]. راغب اصفهانی، المفردات فی غریب القران، دفتر نشرالکتاب، 1404ق، ص359.

[13]. ناصر مکارم شیرازی با همکاری جمعی از فضلا، اخلاق در قرآن، چاپ پنجم، قم: انتشارات امام علی بن ابیطالب(ع)،1389ش، ج2، ص155.

[14]. Pride

[15]. Oxford Advanced Learner’s Dictionary, Oxford university press,A.S Hornby, 2010.

[16]. علی محمد حق شناس؛ حسین سامعی، نرگس انتخابی، فرهنگ معاصر هزاره، تهران: فرهنگ معاصر، 1386ش، ص1094.

[17]. محسن فیض کاشانی، راه روشن، ترجمه دکتر عبدالعلی صاحبی، ج6، ص414.

[18]. طبرسی ، مجمع البیان، ترجمه سید ابراهیم میرباقری و سایرین، تهران، انتشارات فراهانی، 1360-1350ش، ج 26، ص34.

[19]. سید جلال الدین مجتبوی، علم اخلاق اسلامی(ترجمه جامع السعادات)، چاپ نهم، تهران: حکمت، 1389ش، ج3، ص9.

[20]. حسین انصاریان، عرفان اسلام، انتشارات پیام آزادی، 1376ش، ج9، ص13.

[21]. محمد رحیم نوری، مبانی اخلاق، چاپ دوم، قم: خورشید باران، 1378ش، ص260.

[22]. امام خمینی، شرح چهل حدیث، چاپ بیستم، تهران: مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی، 1378ش، ص393.

[23]. ابن مسکویه رازی، تهذیب الاخلاق، ترجمه‌ی علی اصغر حلبی، تهران: اساطیر، 1381ش، ص72.

[24]. النَّفسُ الدَّنيّةِ لاتُنفَكُ عَنِ الدَّنائات.

[25]. منافقون/8.

[26]. مرتضی مطهری، انسان کامل، چاپ سی‌ام، تهران: انتشارات صدرا، 1383ش، ص207.

[27]. ناصر مکارم شیرازی با همکاری جمعی از فضلا، اخلاق در قرآن، چاپ ششم، قم: انتشارات امام علی بن ابیطالب(ع)،1389ش، ج1، ص154.

[28]. علی قریشی، قاموس، چاپ ششم، تهران: دارالکتب الاسلامیه،1371ش، ج2، ص293.

[29]. فضل ابن حسن طبرسی، مجمع البیان فی تفسیر القرآن، ترجمه مترجمان، چاپ اول، تهران: فراهانی، 1372ش، ج25، ص212.

[30]. محمد حسین طباطبایی، المیزان فی تفسیر القرآن، ترجمه‌ی محمد باقر موسوی همدانی، چاپ پنجم، قم: انتشارات اسلامی جامعه مدرسین حوزه علمیه قم، 1374ش، ج19، ص619.

[31]. مجتبی مصباح، فلسفه اخلاق، چاپ پنجم، قم: موسسه آموزشی پژوهشی امام خمینی(ره)، 1373ش، ص15.

[32]. ابن مسکویه، کیمیای سعادت: ترجمه طهارة الاعراق، چاپ اول، تهران: دفتر نشر میراث مکتوب، 1375ش، ص57.

[33]. محمد باقر مجلسی، بحارالانوار، لبنان: موسسه الوفا، 1404ق، ج67، باب 59، ص372، ذیل حدیث 18.

[34]. محمدتقی جعفری، اخلاق و مذهب، چاپ اول، تهران: موسسه تدوین و نشر آثار علامه جعفری، 1379ش، ص65.

[35]. مرتضی مطهری، تعلیم و تربیت در اسلام، چاپ پنجاهم، تهران: انتشارات صدرا، 1385ش، ص99.

[36]. همان، صص135-136.

[37]. ویلیام کی فرانکنا، فلسفه اخلاق، ترجمه هادی صادقی، چاپ دوم، قم: کتاب طه، 1383ش، ص28.

[38]. مهشید مشیری، نخستین فرهنگ زبان فارسی، چاپ دوم ، تهران : سروش ، 1371ش، ص 265.

[39]. ناصر مکارم شیرازی با همکاری جمعی از فضلا، اخلاق در قرآن، چاپ پنجم، قم: انتشارات امام علی بن ابیطالب(ع)،1389ش، ج2، ص43.

[40]. محی الدّین ابن عربی، تهذیب اخلاق، ترجمه‌ی زاهد ویسی، چاپ اول، تهران: جامی، 1388ش، ص53.

[41]. ناصر مکارم شیرازی با همکاری جمعی از فضلا، اخلاق در قرآن، چاپ پنجم، قم: انتشارات امام علی بن ابیطالب(ع)، 1389ش، ج2، ص38.

[42]. مهشید مشیری، نخستین فرهنگ زبان فارسی، چاپ دوم ، تهران : سروش ،1371، ص711.

[43]. به سرپرستی دکتر حسن انوری، فرهنگ بزرگ سخن، چاپ دوم، تهران: انتشارات سخن، 1382ش، ج 5، ص4974.

[44]. احمد سیاح، فرهنگ بزرگ جامع نوین(سیاح: ترجمه المنجد)، چاپ هشتم، تهران: انتشارات اسلام، 1387ش، ج2، ص1007.

دیدگاهها

هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.

اولین نفری باشید که دیدگاهی را ارسال می کنید برای “غرور در اخلاق؛ گزارش تحلیلی آراء فیلسوفان اسلامی و غربی”

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

+ 7 = 9