قلمروهای عدالت و ربط و نسبت آن ها با یکدیگر در اندیشه ی امام علی

19,900تومان

توضیحات

دانلود و مشاهده قسمتی از متن کامل پایان نامه :

دانشگاه قم

دانشکده الهیات و معارف اسلامی

پایان‌نامه دوره کارشناسی ارشد فلسـفه اخلاق

عنوان:

قلمروهای عدالت و ربط و نسبت آن­ها با یکدیگر

در اندیشه­ی امام علیg

 

چکیده

عدالت از پربسامدترین مفاهیم دانش اخلاق است. یکی از مباحث اساسی در حوزه عدالت بازشناسی گستره­ و نسبت قلمروهای آن با یکدیگر است. از دیگر سو امام علیg به عنوان بزرگ­ترین اسوه­ی عدالت در میان بشریت شناخته شده و سیره­ی گفتاری و رفتاری آن حضرتg گنجینه­ی بزرگی برای عدالت پژوهی است. از این­رو تحقیق حاضر بر آن است که عرصه های عدالت و نسبت آن­ها با یکدیگر را از منظر آن امام عدالت پیشهg باز کاود. این نوشتار پنج فصل و یک جمع­بندی و نتیجه گیری را شامل می­شود. در فصل اول، مفاهیم و معناشناسی عدالت و پیشینه­ی معرفتی عدالت­پژوهی بررسی می­شود. فصل دوم به عدالت در رابطه­ی انسان با با خدا می­پردازد. فصل سوم عدالت را در رابطه­ی انسان با خویشتن مطرح می­کند. در فصل چهارم از انسان و عدالت اجتماعی بحث می­شود. فصل پنجم به عدالت در حوزه­ی طبیعت می­پردازد. در تمامی این فصول ابعاد مختلف عدالت با تأمل بر اندیشه­های حضرت امیر مؤمنان علیg مورد بررسی قرار گرفته است؛ از این دیدگاه عدالت اجتماعی یعنی رعایت مساوات و حقوق برابر انسان ها در تعاملات اجتماعی (امور قضایی،توزیع اقتصادی و …) و عدالت در حوزه­ی فردی و ارتباط با خویشتن شامل رعایت حقوق جسم و روح انسان می شود که ضرورت معرفت نفس و عدم اضرار به نفس را به همراه خواهد داشت. عدالت در ساحت طبیعت نیز مربوط به تکالیف انسان نسبت به طبیعت می باشد و مواردی چون سعی و تلاش بر آبادانی زمین، رعایت حقوق حیوانات و … را در بر می گیرد. عدالت‌‌ورزی در همه‌‌ی این ابعــاد به­هم پیوسته باعثِ سعادت انسان می‌‌شود. سعادتی در آخرت که با زندگی شیرین دنیوی نیز قابل جمع است. بنابراین عدالت هم موجب زندگی آسوده، آرام و خاطره‌‌بخش دنیوی می‌‌شود و هم سعادت جاودان اخــروی را به همراه خواهد داشت.

کلمات کلیدی: عدالت، امام علیg، قلمروهای عدالت، عدالت اجتماعی

فهرست مطالب

عنوان                                                                                                     صفحه

چکیده. ‌و

مقدمه. 1

بیان مساله. 1

  1. سؤالات و فرضیه. 2
  2. مرور پیشینه. 3

روش تحقیق.. 6

فصل اول 7

(کلیات و مفاهیم) 7

1-1. مقدمه. 8

1-2. معنای عدالت… 8

1-3. پیشینه معرفتی عدالت پژوهی.. 13

1-3-1. افلاطون.. 14

1-3-2. ارسطو. 16

1-3-3. فارابی.. 18

1-3-4. خواجه نصیرالدین طوسی.. 19

1-3-5. رالز. 21

1-4. مفاهیم همسو. 23

1-4-1. قســط… 23

1-4-2. انصاف… 24

1-4-3. مسـاوات… 25

1-4-4. حق.. 26

1-4. مفاهیم ناهمسو. 30

1-4-1. ظـلم و جور 30

1-4-2. فساد. 31

1-5. عدالت در علوم اسلامی.. 33

1-5-1. عدالت در فلسفه و کلام. 33

1-5-2. عدالت در علم اخلاق.. 34

1-5-3. عدالت در علم فقه و حقوق.. 37

1-5-4. عدالت اجتماعی،سیاسی.. 39

فصل دوم. 43

(عدالت در رابطه انسان و خدا) 43

2-1. مقدمه. 44

2-2. عدل در رابطه‌‌ی انسان و خدا 45

2-2-1. ساحات عدالت ورزی انسان در برابر خدا 47

2-2-1-1. عدالت ورزی در ساحت اعتقاد و اندیشه. 48

2-2-1-1-1. پاسخ اشکالات… 50

2-2-1-1-2. اندیشه عدالت محور امیرمؤمنانg و اختیار انسان.. 52

2-2-1-1-3. اندیشه عدالت‌محور امیرمؤمنانg و مسأله شر. 55

2-2-1-2. عدالت ورزی در ساحت عمل و رفتار 58

 

فصل سوم. 60

(عدالت در رابطه انسان با خویشتن) 60

3-1. مقدمه. 61

3-2. عدالت در بعد روحانی و معنوی انسان.. 61

3-2-1. ضرورت و اهمیت معرفت نفس…. 61

3-2-2. معرفت نفس…. 63

3-2-3. آگاهی از نسبت خود با خدا 68

3-3. عدالت در بعد جسمانی انسان.. 71

فصل چهارم. 74

(انسان و عدالت اجتماعی) 74

4-1. مقدمه. 75

4-2. اطاعت‌‌پذیری اجتماعی.. 76

4-3. عدالت توزیعی.. 79

4-3-1. اهمیت عدالت اجتماعی از دیدگاه امام علیg 79

4-3-2. عدالــت سیاسی، اجتماعی.. 82

4-3-3. توزیع عادلانه امکانات… 84

4-3-4. عدالت در قضاوت… 85

4-3-5. رفع تبعیض در مدیریت جامعه. 88

4-3-6. پرهیز از لذت‌‌جویی در میان حاکمان.. 92

4-3-7. پرهیز از ویژه خواری.. 93

4-3-8. لزوم رأفت در تامین عدالت… 95

4-4. عدالت در تعامل شهروندان.. 96

4-4-1. عدالت در رابطه همسر. 97

4-4-2. عدالت در رابطه با والدین.. 100

4-4-3. عدالت در رابطه با فرزندان.. 101

4-4-4. عدالت در رابطه با خویشان.. 102

فصل پنجم. 104

(عدالت در ساحت طبیعت) 104

5-1. مقدمه. 105

5-2. عدالت در مورد حیوانات… 106

5-3. عدالت در زمین، گیاهان و منابع طبیعی.. 109

5-4. نسبت عدالت طبیعی با سایر قلمروها 111

نتیجه و جمع‌‌بندی.. 114

فهرســت منـابع؛ 117

کتاب‌ها 117

مقدمه

بیان مساله

شاید به جرأت بتوان گفت رایج‌‌ترین مفهوم در حوزه‌‌ی دانش اخلاق، مفهوم “عدالت” است؛ مفهومی کلیدی که بر اساسِ آن، می‌‌توان نظام‌‌های اخلاقی را مورد مطالـعه و بررسی قرار داد. از فلسفه‌‌ی یونان باستان گرفته تا مکاتب دینی، معنوی و اخلاقی شرقی، همواره مساله عدالت مورد توجه بوده و در تبیین آن کوشش های فراوانی شده است.

آرزو، مآل و سرانجامی که نظام‌‌های اخلاقی با توصیفاتِ مختلف خود از آن، با تعبیر “سعادت” یاد می‌‌کنند، نیازمند کوشش و تلاش انسانی در کسب فضائل است و در این بین، از عدالت به عنوان شرط لازم برای رسیدن به سعادت یاد می‌‌شود. از اینجــا پیوندی میان “عدالت و سعادت” ایجاد می‌‌شود؛ که شناخت این مفهوم را برای اندیشمندان حوزه‌‌ی اخلاق دوچندان می‌‌کند. تا این مقام، مفهوم عدالت در عرض سایر مفاهیم اخلاقی چون: فضیلت، خیر، سعادت و …. قرار می‌‌گیرد؛ ولی هنگامی که در توصیف و بسط همین مفاهیم یادشده [مجدداً] از مفهوم عدالت نامبرده می‌‌شود؛ سبب تقدم و اولویت بازشناسی بیش از پیش آن، در حوزه‌‌ی فلسفه اخلاق می‌‌شود.

امروزه در مطالعات حوزه‌‌ی اخلاق، آثاری بر پایه‌‌ی مفهوم عدالت تولید می‌‌شود؛ که در آنها، سخن از ابعاد مختلف این مفهوم به میان می‌‌آید. مفهوم‌‌شناسی عدالت، راه نیل به عدالت، موانع رسیدن به عدالت، قلمروهای عدالت، آثار عدالت و تبیین ارتباط عدالت با دیگر مفاهیم اخلاقی، از جمله‌‌ی این ابعاد است.

اما در بین ابعاد مختلف عدالت، بازشناسی اندیشه‌‌ی متفکران پیرامون توصیف‌‌شان از قلمروهای عدالت و چگونگی برقراری ارتباط میان این قلمروها، حائز اهمیت است. مثلاً هنگامی که در نظام اخلاق افلاطونی سخن از عدالت به میان می‌‌آمد، وی می‌‌کوشید تا با به­کارگیری این مفهوم، از لزومِ نوعی هماهنگی و انسجام در میان ساحت‌‌های نفس انسانی یاد کند به عقیده او، اولاً ساحت‌‌های نفس مرتبط هستند؛ ثانیاً در یک نظام اخلاقی، علاوه بر آنکه هر ساحت نفس باید به نحو احسن و صحیح کار کند، به یک هماهنگی کلی و امری مافوق ساحت‌‌ها نیاز است که از آن به عدالت تعبیر می­کرد.

حال در بحث حاضر، می‌‌دانیم که وجود عدالت در ساحت‌‌های مختلف و قلمروهای مختلف امری مورد پسند است و نوعاً اندیشمندان و مردمان می‌‌کوشند تا این عدالت جزئی را در هر قلمرو بدست آورند. اما سؤال آنجاست که آیا در یک نظام اخلاقی که شامل قلمروهای گوناگون می‌‌شود، به یک هماهنگی و یک عدالت کلی هم نیاز داریم؟ و در صورتی که چنین نیازی حس ‌‌شود، ارتباط و نسبت میان این قلمروها چگونه است تا عدالت کلی [هماهنگی قابل قبول] میان آنها رقم بخورد؟

در مطالعه [هر چند اولیه] سخنان امام علیg، علاوه بر معرفی و توصیف قلمروهای عدالت، مساله ارتباط بین این قلمروها به چشم می‌‌خورد؛ از این‌‌رو به نظر می‌‌رسد انجام مطالعـات دقیق و پژوهــشی عمیق‌ در این باب، می‌‌تواند نحوه‌‌ی ارتباطِ آنها را از نگاه حضرت مشخص کند.

اظهارات فراوان، ماندگار و قابل توجه امیرالمؤمنینg از سویی و خلافت، امامت و ولایت حضرت از سوی دیگر، سبب می‌‌شود تا در شناخت مفهـوم عدالت به احادیث و روایات علوی توجه ویژه‌‌ای شود. دلیل چنین توجهی آن است که نگاه امیرالمؤمنینg می‌‌تواند به عنوان نظرگاه دینی و بیانگر نظام اخلاقی اسلام نیز تلقی گردد. از همین‌‌رو، بدست آوردن نظرگاه عدالت علوی به شکل توصیفی، مورد توجـه اندیشمندان است.

1. سؤالات و فرضیه

با در نظر داشتن بحثی که گذشت، می‌‌توان پرسش اصلی این تحقیق را اینچنین تقریر نمـود: قلمروهای عدالت چیست و توصیف هر کدام از آن ها از منظر امــام عـلیg چگونه است؟ برای پاسخ دادن به این پرسش اصلی پرسش‌‌های فرعی زیر تمـهید شده است:

  • معنای عدالت از منظر امیرالمؤمنینg چیست؟
  • مؤلفه‌‌ها و اصول عدل در قلمـروها و ساحت‌‌های مختلف زندگی بشری چیست؟

تحقیق حاضر از نوع اکتشافی است و بدنبال کشف مفهوم عدالت در اندیشه ی امام امیر مومنانg است.

2. مرور پیشینه

در اینجا لازم است هرچند مختصر و اجمالی به آثار و تالیفاتی که حول موضوع این پایان‌‌نامه تحقیق و آماده شده و در تدوین آن اثرگذار بوده است، اشاره گردد:

  • اولین اثری که در این حوزه مورد مداقه و مطالعه جدی قرار گرفت کتاب تراز حیات، ساختار شناسی عدالت در نهج البلاغه اثر دکتر مصطفی دلشاد تهرانی است. این کتاب در چهار بخش: مفهوم شناسی، جایگاه‌‌ شناسی، ملازمه شناسی و وجوه شناسی به موضوع عدالت پرداخته است. در این اثر همان‌‌گونه که در مقدمه­ی آن نیز ذکر شده، به صورت مستقل به موانع و راهکارهای عـدالــت پرداخته نشده است؛ بلکه در میان مباحث دیگر و به صورت پراکنده، تنها به آن‌‌ها اشاره شده است. این اثر ضمن اینکه تبویب بسیار مناسبی در موضوع عدالت با ملاحظه­ی نهج البلاغه دارد، ولی نسبت به تحلیل و بررسی کامل مباحث، دغدغه‌‌ای نداشته و می‌‌توان گفت صرفاً به جانمایی و اشاره به موارد و موضوعات عدالت در نهج البلاغه پرداخته است. به عبارت دیگر، چنانکه از مطالب مقدمه کتاب برداشت می­شود، می‌‌توان گفت شیوه­ی ایشان در مطالعه­ی نهج البلاغه، روش موضوعی است.
  • کتاب درآمدی بر نظریه عدالت در اسلام اثر عبدالله جعفری از دیگر آثار حاضر در این حوزه است. این اثر، نخست پایان‌‌نامه کارشــناسی‌‌ارشد نگارنده بوده است. سپس انتشارات جامعه‌‌المصطفی آن را با تصحیح و اضافات و نظارت حجت الاسلام خسروپناه به عنوان کتاب به چاپ رساند. این کتاب با موضوع عدالت و در شش فصل کلیات، مبانی، نظریه ها، معیار و اصول، راه‌های شناخت و ارتباط عدالت و شریعت تدوین شده است. این اثر بیشتر با رویکرد فلسفی- کلامی سعی بر اسـتخراج نظر اسلام در مورد عدالت دارد. همانگونه که بیان شد، در این کتاب عمدتا به نظرات و آراء فلاسفه و متکلمین پرداخته شده و اشاره­ی جدی به روایات و منابع نقلی و فقهی نگردیده است. همانطور که در مقدمه کتاب ذکر شده، بررسی‌‌های این پژوهش در سه حوزه­ی حقوق اساسی، قدرت و ثروت می­باشد.
  • کتاب “عدالت اجتماعی در نهج البلاغه (ابعاد سیاسی، اقتصادی و حقوقی) پژوهش علی اصغر احمدی، ناظر به عرصه عدالت اجتماعی به رشته تحریر درآمده است، این اثر در چهار فصل 1. عدالت اجتماعی زمینه ها، موانع و دست آوردها 2. بررسی بعد سیاسی عدالت اجتماعی 3. بررسی بعد اقتصادی عدالت اجتماعی 4. بررسی بعد حقوقی عدالت اجتماعی و یک خاتمه و نتیجه گیری نگاشته شده است. روشــن است که این اثر نیز حوزه‌‌های عدالت اجتماعی را محور تحقیق خود قرار داده و به ابعاد و مناسبات آن پرداخته است.
  • اثر دیگری که در پژوهش پیرامون نهج البلاغه درخور مطالعه و تامل است، کتاب “عدالت و یاد خدا (آشنایی با روحانیت امام علیg) اثر دکتر رضا شاه‌‌کاظمی[1] محقق پاکستانی الاصل و مالکی مذهب می­باشد. این کتاب در سه فصل (سه مقاله) ابعاد روحانی و عرفانی و نیز مفهوم عدالت را با محوریت خطبه اول نهج البلاغه و نامه امام علیg به مالـک اشتر، بررسی می­کند.
  • امام علیg صدای عدالت انسانی اثر اندیشمند شهیر مسیحی جرج سجعان جرداق، یکی از معروفترین آثار راجع به شخصیت و اندیشه‌‌های امیر مؤمنانg است که با نگاهی کارکردی، اندیشه‌‌های ارزنده­ی آن حضرت را بررسی می­کند. این اثر ارزشــمند نیز همانند سایر تحقیقات انجام شده با موضوع عدالت، بیشتر ناظر به جنبه‌‌های نظام عدالت اجتماعی و مدیریت اجتماعی در سیره و زندگی امیرالمؤمنینg است.

از میان مقالات تالیف شده با محوریت عدالت از منظر امیر مؤمنانg  نیز می‌توان به موارد ذیل اشاره نمود:

  • اصطلاح شناسی عدالت و پیوند آن با مفاهیم همسو در آموزه‌‌های نهج البلاغه. سیدجواد احمدی
  • عدالت اجتماعی از منظر نهج البلاغه. سیدجواد احمدی
  • عدالت از دیدگاه امام علیg. جلال درخشه
  • دیباچه ای بر فلسفه عدالت. حسین بشیریه
  • عدالت در اندیشه سیاسی امام علیg. علی اکبر علیخانی
  • امام علیg عدالت و خشونت. دکتر بهرام اخوان کاظمی
  • امام علیg عدل و تعادل. محمد حکیمی
  • امام علیg و ابعاد عدالت اجتماعی. سیدحمید مولانا
  • چیستی و ماهیت عدالت اجتماعی از نگاه امیرالمونین علیg. حسن حاج حسینی
  • بررسی مصادیق برجسته عدالت قضایی در سیره امام علیg. دکتر محمدصالح ولیدی
  • مبانی منطقی طراحی سیستم خط مشی‌‌گذاری دولتی برای تحقق عدالت حق مدار بر (اساس نهج البلاغه). دکتر علی اصغر پور عزت

در مجموعه کتب و مقالاتی که ذکر آن ها گذشت، خلاء دو فقدان اساسی به چشم می خورد: نخست آن که در فعالیت های علمی پیرامون کلیت نظریه عدالت از منظر امام علیg ابعاد و حوزه های مختلف عدالت تقسیم و تبیین نشده است و دوم آن که به بعضی ساحت های عدالت نظیر عدالت الهی یا عدالت نفس کمتر پرداخته شده است ضمن آن که نمی توان نسبت و رابطه­ی بین ساحت های مذکور را در آثار پیشینی مشاهده نمود.

روش تحقیق

روش تحقیق حاضر اکتشافی – هرمنوتیکی و بر پایه مراجعه به متون اصلی و دست اول است که به گزارش فرمایشات حضرت امیر مومنان علیg پرداخته اند. اهم این منابع از نهج البلاغه و غررالحکم بوده که مختص گفته ها و نوشته های حضرتg است. در مرحله بعدی مستدرکات نهج البلاغه و دیگر منابع روایی مانند کافی (که به شکل پراکنده اندیشه های حضرت را نقل می کنند) مد نظر قرار گرفته است.

با توجه به عربی بودن احادیث، در ابتدا کلیدواژه های مرتبط با بحث استخراج شده و سپس به توصیف ساحات عدالت از منظر حضرت پرداخته­ایم و همچنین از آثار (کتب و مقالات) محققینی که در موضوع عدالت پژوهش کرده اند بهره گیری شده است.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

فصل اول

(کلیات و مفاهیم)

 

 

1-1. مقدمه

پیش از بررسی قلمروهای عدالت، و برای بدست آوردن ابعاد معنایی و مفهومی عدالت، این واژه را در کنار دیگر واژه‌‌های هم‌‌سو و ناهم­سوی آن از نظر اهل لغت مورد بررسی قرار می‌‌دهیم، تا تصویر نسبتاً روشنی از آن به دست آید. در نهایت، معنای اصطلاحی عدالت را از نگاه اندیشمندان مورد بازبینی قرار داده تا از مقایسه­ی آن­اها، رابطه‌‌ی آراء یادشده با دیدگاه امیرالمؤمنینg و میراث روایی امامیه، درباره‌‌ی مفهوم “عدالت” به دست آید.

1-2. معنای عدالت

عدالت در لغت از ماده‌‌ی “عدل” مشتق شده است. “عدل” مصدر ثلاثی مجرد است و اهل لغت درباره‌‌ی معنای آن اظهارات مختلفی داشته‌‌اند.

فیومی در مصباح المنیر “عدل” را به میانه روی در امور و مفهوم مخالف “جـــور” معنا کرده است. از نظر او، عِدل (به کسر عین) هر چیز، هم جنس یا هم مقدار آن چیز است. تعادل به معنای تساوی است و به نوعی از تقسیم که بر اساس ارزش شیء صورت می‌گیرد و نه مقدار آن، “قسمه التعدیل” گفته می‌شود. بنابراین چه بسا در “قسمه التعدیل” بخش کوچکتر به لحاظ ارزش و قیمت، معادل قسمت بزرگتر باشد.[2] در کلام لغویِ بزرگ، فیومی، چند نکته وجود دارد:

الف) تفسیر عدل به قصد و میانه روی در امور؛

ب)‌ مخالفت عدل با جور؛

ج) اینکه تعادل به معنای تساوی است.

ابن فارس در معجم مقاییس اللغه[3] که به هدف بررسی روح معانی و اصول آن‌‌ها در کاربردهای مختلف نگاشته شده، در ماده عدل چنین می‌نویسد:

عدل دو ریشه متضاد دارد که یکی دلالت بر استواء و دیگری دلالت بر کجی دارد. مثال معنای اول عدل از مردم است که به کسی گفته می‌شود که راه و روش درست و مورد رضایتی دارد. از همین باب است واژه “عدلان” که به دو ظرفی که برای حمل بار بر دو طرف چهارپایان می‌‌گذارند، اطلاق می‌شود؛ زیرا که با یکدیگر مساوی هستند. همچنین “عدیل” نیز از همین باب است؛ که به فردی که در محمل در کنار فرد دیگری قرار می‌گیرد گفته شده است. در ادامه می‌‌افزاید: عدل نقیض جور است و شتران معتدل به شترانی گفته می‌شود که اعضای آن‌‌ها هماهنگ و نیکو منظر باشد. تا اینجا کلام ابن‌‌فارس در تفسیر “عدل” شامل مطالب و نکات زیر است:

الف)‌ عدل به معنای استواء و راستی و ضد کجی است؛

ب) راه و روش پسندیده و درست و مرضی، موجب اطلاق عدل بر فرد می‌شود؛

ج) هماهنگی از جمله معانی مورد نظر در برخی کاربردهای عدل است.

از نکته دوم و سوم فهمیده می‌‌شود که از دیدگاه ابن‌‌فارس، استواء و مساوی بودن به تنهایی معنای کامل عدل نیست؛ بلکه نیکویی و پسندیده بودن روش و نیز هماهنگی اعضای یک کل در نسبت با یکدیگر (مثل زیبایی شتر که در واقع از نسبت هماهنگ اعضا حاصل می‌شود)، عدالت را رقم می‌زند. ابن‌‌فارس در پایان بحث از ماده عدل، در جایی که “عدل” به معنای “انعدل” به کار رفته است، معنای کجی یا اعوجاج را نیز به اختصار ذکر می‌‌کند.

راغب اصفهانی در المفردات فی غریب القرآن، کتابی در باب تفسیر لغات قرآن، دیگر ادیبی است که به تحلیل و تفسیر “عدل” از نگاه لغت می‌پردازد:[4] عدالت و معادله، اقتضای معنای مساوات را دارد و به اعتبار اضافه چیزی به چیز دیگر به کار می­رود.

عدل (به فتح عین) و عدل (به کسر عین)‌ در معنی به یکدیگر نزدیک‌‌اند؛ ولی عَدل در مواردی که با بصیرت و شناخت درونی درک می‌شوند کاربرد دارد، و عِدل و عدیل در مواردی که با حواس ظاهری شناخته می‌شوند (مثل اشیائی که قابل شمارش یا وزن کردن هستند) به کار می‌رود. بنابراین عدل و تقسیط در معنی مساوی‌‌اند. بر همین اساس روایت شده “آسمان‌ها و زمین به عدل برپا شده اند.” تا به این نکته آگاهی دهد که چنانچه عناصر اربعه جهان، کم یا زیاد شوند، نظم عالم به هم می‌ریزد. نکته قابل توجه در تحلیل کلام راغب این است که:

اولاً: عدالت مقتضی معنای مساوات است. بر خلاف دیگر لغت‌‌شناسانی که عدالت را به مساوات معنی کرده‌‌اند؛ راغب با دقت نظر و استفاده از این تعبیر، گوشزد می‌کند که عدالت دقیقاً مساوات نیست؛ بلکه می‌‌توان گفت عدالت در درون خود به تساوی نظر دارد ولی نه تساوی مطلق.

ثانیاً: اینکه عدالت در نسبت دو چیز با یکدیگر در نظر گرفته می‌شود. (یستعمل باعتبار المضایفه). یعنی عدالت در جایی معنی پیدا می‌‌کند که چیزی در نسبت با چیز دیگری که به هم مرتبط هستند، در رابطه درست خود قرار گرفته باشد. ممکن است مراد راغب این باشد که نسبت درست اعضای یک مجموعه یا رابطه صحیح دو عنصر مرتبط، منشأ انتزاع عدالت با‌شد.

ثالثاً: تفسیری که راغب از روایت «بِالْعَدْلِ‏ قَامَتِ‏ السَّمَوَاتُ‏ وَ الْأَرْضُ»[5]، علاوه بر تاکید بر نکته پیشین یعنی عدلی که از نسبت متعادل اجزای مجموعه حاصل می‌شود، نظم طبیعی نیز ناشی از عدل دانسته شده است.[6]

وی در پایان و جمع‌‌بندی اینگونه می‌‌گوید:[7]

عدل دو گونه است : اول عدلی که عقل به صورت مطلق حکم به حسن آن می‌کند و در هیچ یک از زمان‌‌ها منسوخ نیست و در هیچ فرضی، تعدی شمرده نمی‌‌شود؛ مانند نیکی به کسی که به انسان نیکی کرده است. دوم عدلی است که عدل بودن آن از شرع فهمیده می‌‌شود و ممکن است در برخی زمان‌‌ها منسوخ باشد مانند قصاص. بنابراین منظور از کلام خداوند که فرموده «إن اللهَ یأمُــرُ بِالعَدل وَ اِلاحسـان.»[8] همین معنای دوم است.

مطلب دیگری را در باب معنا‌‌شناسی عدل و اختلاف آن با اصطلاحات نزدیکش از زبان ابوهلال عسکری در الفروق اللغویه[9] پی می‌‌گیریم. او درباره‌‌ی تفاوت بین عدل و انصاف می‌‌نویسد:

انصاف، دادن نصف است ولی عدل عام‌‌تر است و شامل مورد انصاف و موارد دیگر می‌‌شود … و فرق بین عدل و قسط این است که قسط عدل آشکار است و لذا ترازو، قسط نامیده شده است؛ چرا که عدالت در وزن را به عیان می‌نمایاند در حالی که برخی افراد عدل پنهان هستند.

و سرانجام مرحوم مصطفوی در کتاب التحقیق فی کلمات القرآن الکریم، ذیل ماده “عدل” چنین آورده است:

معنای اصلی ماده “عدل” عبارت است از: حالت بین افراط و تفریط به طوری‌‌که کاستی و زیادتی در بین نباشد که همان معنای اعتدال و قسط حقیقی است. اطلاق عدل بر اقتصاد، مساوات، قسط، استواء‌ و استقامت[10] جملگی با لحاظ همین معناست که در هر مورد قید معنایی خاص به خود را نیز به تناسب دارد.[11]

از نظر ایشان، زمانی عدالت در اندیشه و فکر محقق می‌‌شود که فکر، از انحراف و ضعف و تندی مصون بوده و با حق و صواب مطابق باشد. عدالت در صفات نفس به معنای وجود اخلاق باطنی معتدلی است که در آن افراط و تفریط نباشد، مانند شجاعت بدون تهور و ترس. همچنین عدالت در افعال انسان اعم از فردی و اجتماعی و گفتاری به این معنی است که مطابق حق و راستی محض باشد؛ بدون هیچگونه زیادت و نقصان و یا افراط و تفریط.

مرحوم مصطفوی معتقد است که تفسیر عدل از جانب فیلسوفان و حکیمان به معنی “وضع الشیء فی موضعه”، تفسیر دقیق و کاملی نیست؛ چون گاهی عدل بدون توجه به وضع و موضع مورد نظر قرار می‌گیرد.[12] از دیدگاه این محقق همانند جماعتی دیگر از لغویان، مفهوم مقابل عدل، “جور” است که به معنای مایل شدن به چیزی است که خارج از متن حق باشد. از مصادیق جور “ظلم” است که ضایع نمودن حق و عدم ادای آن می­باشد.[13] ایشان در تفسیر آیه­ی شریفه «الَّذِي خَلَقَكَ فَسَوَّاكَ فَعَدَلَكَ.»[14] که به هر دو مفهوم “تسویه” و “عدل” اشاره دارد، ‌آورده است: تسویه، توسط همراه با اعتدال است و عدل گونه خاصی از توسط (ایجاد حالت وسط) است، بدون زیادت و نقصان؛ و عدل اخص از تسویه است.[15]

در زبان فارسی نیز “عدل” را به داد کردن، داد دادن، نهادن هر چیزی به جای خود، حد متوسط بین افراط و تفریط در هر یک از قوا، انصاف، عدالت، دادگری، رعایت اندازه و حد اعتدال، تفسیر کرده‌‌اند.[16]

با توجه به مطالب یاد شده، رابطه‌‌ی معنایی واژه­ی “عدالت” با واژگانی چون ظلم و جور در طرف ضد آن، و تسویه، حق، قسط،[17] انصاف، مساوات و امثال آن در طرف همراه و همسوی آن، مهم است. بدین جهت به این اصطلاحات همسو نیز به طور مختصر اشاره خواهد شد. مع‌‌الوصف و با وجود اختلاف در معنای عدل، گروهی از لغویان کوشیده‌‌اند معنی [میانه‌‌روی در امور][18] را قدر متیقن و معنای جامع عدل به شمار آورند. ایشان شاهد بر این مدعا را نقيض بودن “عدل” با جور و ظلم دانسته‌‌اند؛ و اين هر دو به معناي خروج از حد و انحراف از ميانه‌روي و قرار دادن شيئ در غير جايگاه واقعيش مي‌باشند.[19]

1-3. پیشینه معرفتی عدالت پژوهی

همواره انگیزه­های نیرومند و متقاعد کننده ای برای بحث و درنگ در مضمون عدالت وجود داشته است. عدالت به مثابه­ی فضیلتی فردی و آرمانی اجتماعی، هم تاکید و تشویق ادیان الهی را در پی داشته و هم تامل فلسفی اندیشه وران را به خود جلب کرده است.در میان ادیان الهی، دین حنیف اسلام تاکید ویژه ای بر عدالت و برابری دارد و بطور خاص، اولیای بزرگوار مذهب تشیع، نه فقط در میدان نظر، به موضوع عدالت توجه خاص کرده اند تا جایی که “عدلیه” نامیده شدند؛ بلکه در میدان عمل اجتماعی نیز گاه جان بر سر آرمان عدالت­خواهی و حق­طلبی نهاده اند. در سنت مکتوب فلسفی نیز پرسش از معنای عدالت، تاریخی طولانی دارد و از گذشته­ی دور فیلسوفان بزرگی همچون افلاطون، ارسطو و فارابی به آن پرداخته اند و باز در روزگار معاصر شاهد اوج گیری و شکوفایی بیشتر اندیشه ورزی در حوزه عدالت پژوهی هستیم. پژوهش درباره­ی عدالت از آن دست مباحثی است که به رغم برخورداری از قدمت و تاریخ کهن، هنوز تازگی خویش را حفظ کرده است، گره خوردن موضوع عدالت با مباحث و حوزه های مختلف ارزشی، اخلاقی، حقوقی، سیاسی، انسان شناختی و معرفت شناختی بر دشواری عدالت پژوهی افزوده است و آن را با مباحث رشته های گوناگون دانش و تامل نظری مانند: فلسفه­ی سیاسی، فلسفه­ی اخلاق، فلسفه­ی حقوق و انسان شناسی فلسفی پیوند داده است؛ اما همین امر طراوت و جاذبه­ی بیشتر بحث عدالت و ژرف اندیشی افزون­تر اندیشمندان و صاحبان خِرد را درباره­ی عدالت را در پی داشته است. در ادامه بصورت اجمالی به گوشه ای از پژوهش ها و آراء مطرح شده در باب عدالت که توسط برخی اندیشمندان مطرح شده است اشاره خواهد شد.

1-3-1. افلاطون

اهمیت افلاطون در عدالت پژوهی از آن رو است که مهم ترین اثر وی، “کتاب جمهوری”[20] نخستین و مبسوط ترین تک نگاشت درباره­ی عدالت است که تاکنون به رشته تحریر درآمده است. افلاطون در این کتاب در گام اول به تعریفی از عدالت می پردازد که البته فراتر از حوزه عدالت فردی نیست و در ادامه عدالت را در حوزه جامعه و دولت مورد بررسی قرار می دهد. این رساله که در ده کتاب تدین شده است، دارای سه محور اصلی است:

الف) وصف سازمان و ویژگی های جامعه آرمانی

ب) تبیین مراد افلاطون از مفاهیم حکیم و فیلسوف و اینکه جامعه­ی آرمانی افلاطونی، نظامی است که در راس آن حکیمان و فیلسوفان حکومت می کنند.

ج) تحلیل و نقد نظام های سیاسی و دولت های موجود آن زمان.

 

 

 

 

فهرســت منـابع؛

 

کتاب‌ها

  1. قرآن کریم.
  2. نهج البلاغه، ترجمه سید جعفر شهیدی.
  3. نهج البلاغه، ترجمه محمـــــد دشتی.
  4. صحیفه سجادیه.
  5. ابراهیم، مصطفی. المعجم الوسیط.
  6. ابن ابی الحدید، شرح نهج البلاغه.
  7. ابن بابویه، محمد بن علی [شیخ صدوق ره] . توحید. محمدعلی سلطانی. قم: ارمغان طوبی، (1391).
  8. ———- . عیون اخبار الرضاg. محمد رحمتی شهرضا. قم: پیام علمدار، (1390).
  9. ——— . الخصال. صادق حسن زاده. قم: ارمغان طوبی، (1391).
  10. ———. معانی الاخبار. حمیدرضا شیخی. قم: ارمغان طوبی، (1392).
  11. ابن فارس. معجم مقاییس اللغه.
  12. ابن منظور. لسان العرب.
  13. ابوجعفر بن علی بن ابراهیم [ابن ابی جمهور احسائی]. عوالی اللآلی. ج4، قم: انتشارات سیدالشهداء، (1403ه.ق).
  14. ابو جعفر محمد بن علی بن حسین بن بابویه قمی [شیخ صدوق]. من لایحضره الفقیه. ج1، قم: مؤسسه انتشارات اسلامی، (1413ه.ق).
  15. شيخ ابوالفتح، محمد بن على بن عثمان كراجكى. کنزالفوائد. قم: دارالذخایر.
  16. احمدی، علی اصغر. عدالت اجتماعی در نهج البلاغه (ابعاد سیاسی، اقتصادی و حقوقی). قم: بوستان کتاب، (1391).
  17. اصفهانی، راغب. مفردات الفاظ القرآن.
  18. انصاری، شیخ مرتضی. المکاسب. [بی جا]: محبین، (1379).
  19. بیضون، لبیب. تصنیف نهج البلاغه. قم: مکتب الاعلام الاسلامی، (1375).
  20. برنجکار، رضا، معرفت عدل الهی، (عبدالحسین طالعی). (قم: نبا، 1385).
  21. تمیمی آوری، عبدالواحد بن محمد. معجم الالفاظ غرر الحکم و درر الکلم. مصطفی درایتی، قم: مرکز الابحاث و الدراسات الاسلامیه، (1413ق).
  22. جرداق، جرج سجعان. امام علیg صدای عدالت انسانی، ترجمه و توضیحات سید هادی خسروشاهی. قم: امام عصر عج، (1388).
  23. جعفری، عبدالله. درآمدی بر نظریه عدالت در اسلام. قم: المصطفی، (1393).
  24. جعفری، محمد تقی. انسان شناسی از منظر نو. تهران: فرهنگ اسلامی، (1372).
  25. ——–. ترجمه و تفسیر نهج البلاغه. تهران: فرهنگ اسلامی، (1360).
  26. جوادی آملی، عبدالله. سرچشمه اندیشه، مجموعه مقالات و مقدمات قرآن حدیث. عباس رحیمیان، قم: اسراء، (1385).
  27. حرعاملی، زین الدین. مسالک الافهام.ج 17 قم: دارالکتب اسلامی، (1381).
  28. حسن بن محمد دیلمی. ارشاد القلوب الی الصواب المنجی من عمل به من الیم العقاب.
  29. حسینی زبیدی، سید مرتضی. تاج العروس من جواهر القاموس. [بی جا]: دارالهدایه، (1408ه.ق).
  30. حکیمی، محمدرضا. الحیاه. احمد آرام. قم: دلیل ما، (1386).
  31. خوئی، میرزا حبیب الله. منهاج البراعه فی شرح نهج البلاغه. بیروت: دار احیاء التراث العربی، (1429ه.ق).
  32. دلشاد تهرانی، مصطفی. تراز حیات (ساختارشناسی عدالت در نهج البلاغه). تهران: انتشارات دریا، (1390).
  33. دهخدا، علی اکبر. لغت نامه.
  34. رشاد، علی اکبر. دانش نامه امام علیg. تهران: پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی، (1387).
  35. شاه کاظمی، رضا. عدالت و یاد و خدا (آشنایی با روحانیت امام علیg) ترجمه مهدی شفیعیان. تهران: دانشگاه امام صادقg، (1388).
  36. طباطبائی، سید محمدحسین. المیزان فی تفسیر القرآن. سید محمدباقر موسوی همدانی، قم: دفتر انتشارات اسلامی، (1386).
  37. طبرسی، احمدبن علی. احتجاج. احمد غفاری مازندرانی تهران: مرتضوی، (1371).
  38. طبرسی، فضل بن حسن. مجمع البیان فی تفسیر القرآن. قم: نور وحی، (1388).
  39. طوسی، ابوجعفر. تهذیب الاحکام. ج 9.
  40. طوسی، خواجه نصیر الدین. شرح اشارات.
  41. فیومی، المصباح المنیر.
  42. عاملی، زین الدین بن علی بن احمد [شهید ثانی]. مسالک الافهام. قم: موسسه معارف اسلامی، (1416ه.ق).
  43. عربی فر، مهدیه. مفهوم حقوق شهروندی در نهج البلاغه. قم: بوستان کتاب، (1391).
  44. عسکری، ابی هلال. الفروق اللغویه. قم: موسسه النشر الاسلامی، (1429ه.ق).
  45. علاء الدین علی بن حسام [متقی هندی]. کنز العمال.
  46. علی اکبریان، حسنعلی. قاعده عدالت در فقه امامیه. جمعی اساتید حوزه و دانشگاه، قم: پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی، (1386).
  47. —–    . بررسی نظریات اندیشمندان متاخر شیعه پیرامون فلسفه اخلاق. برگرفته از مباحث استاد سید محمدمهدی میرباقری، قم: فرهنگستان علوم اسلامی، (1390).
  48. کلینی، محمدبن یعقوب. اصول کافی. محمدباقر کمره ای. تهران: اسوه، (1381).
  49. مجلسی، محمدتقی. بحار الانوار.
  50. محمدی، سیدکاظم. المعجم المفهرس لالفاظ نهج البلاغه، محمددشتی، اصفهان: موسسه تحقیقاتی امیرالمومنینg، (1380).
  51. محمدی ری شهری، محمد. دانش نامه امیر المومنینg بر پایه قرآن، حدیث و تاریخ. قم: دارالحدیث، (1386).
  52. —————. میزان الحکمه. قم: دارالحدیث، (1386).
  53. محمودیان، محمدرفیع. اخلاق و عدالت، تهران: طرح نو، (1380).
  54. مصطفوی، حسن. التحقیق فی کلمات القرآن الکریم.
  55. مطهری، مرتضی. جاذبه و دافعه علی (مجموعه آثار). قم: صدرا، (1380).
  56. ————. سیری در نهج البلاغه (مجموعه آثار). قم: صدرا، (1380).
  57. ————. عدل الهی (مجموعه آثار). قم: صدرا، (1380).
  58. معلوف، لویس. المنجد. ترجمه بندر ریگی، محمد. تهران: ایران، (1382).
  59. معین، محمد. فرهنگ فارسی.
  60. مکارم شیرازی، ناصر. پیام قرآن، تهران: دارالکتب الاسلامیه، (1377).
  61. موسوی خمینی، روح اله. تحریر الوسیله. ج 1.
  62. نوری، میرزا حسین [محدث نوری]. مستدرک الوسائل. ج18، قم: مؤسسه آل البیت لاحیاء التراث، (1408ه.ق).
  63. واعظی، احمد. نقد و بررسی نظریه های عدالت. قم: موسسه آموزشی پژوهشی امام خمینی ره، (1388).
  64. خواجه نصیرالدین‌ طوسی,‌ اخلاق نـاصری, تـصحیح مـجتبی مینوی و علیرضا‌ حـیدری,‌ چـاپ‌ پنجم,‌ (تهران: خوارزمی, 1373),‌ ص 248 و نـیز در تـعلیقات کتاب, ص 395.

مقالات

  1. احمدی، سید جواد. “اصطلاح شناسی عدالت و پیوند آن با مفاهیم همسو در آموزه های نهج الباغه”. معرفت اخلاقی، سال چهارم، 1 (بهار و تابستان 1392).
  2. ——-. ” عدالت اجتماعی از منظر نهج الباغه”. معرفت، سال بیست و دوم، 184 (1392).
  3. اخلاقی، غلام سرور. “راهکارها و موانع تحقق عدالت در نظام سیاسی اسلام”. کوثر معارف، 13 (1389).
  4. اخوان کاظمی، بهرام. “امام علیg عدالت و خشونت”. کتاب نقد، سال چهارم، 14 و 15.
  5. پورعزت، علی اصغر؛ الوانی، سید مهدی. “مبانی منطقی طراحی سیستم خط مشی گذاری دولتی برای تحقق عدالت حق مدار بر اساس نهج البلاغه”. دو ماهنامه دانشور (دانشگاه شاهد)، سال یازدهم، 5 (1383).
  6. توسلی، حسین. “رابطه حق و عدالت”. پژوهش های فلسفی و کلامی، سال هشتم، ص 92.
  7. جوادی، محسن. دانش نامه امام علیg، پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی، ج4 (1386).
  8. حاج حسینی، حسن. “چیستی و ماهیت عدالت اجتماعی از نگاه امیرمؤمنان علیg”. مطالعات انقلاب اسلامی ، 6 و 7 (1385).
  9. حاجی، حیدر. “بررسی مفهوم عدالت از دیدگاه اسلام”. معرفت سیاسی، سال اول، (1388).
  10. حجتی، سید محمدباقر؛ اسلامی، زهرا. “عدالت زیست محیطی در آموزه های قرآن و حدیث”. دو فصلنامه تحقیقات علوم قرآن و حدیث (دانشگاه الزهرا سلام الله علیها)، سال هشتم، 2 (1390).
  11. حکیمی، محمد. ” امام علیg، عدل و تعادل”
  12. درخشه، جلال. “عدالت از دیدگاه امام علیg”
  13. رضایی، پروانه. “نگاهی به حقوق حیوانات در اخلاق محیط زیست اسلام از منظر نهج البلاغه”. معرفت اخلاقی، سال اول، 3 (تابستان 1389).
  14. صدرا، علیرضا. “عدالت متعالی”. فصلنامه سیاست (مجله دانشکده حقوق و علوم سیاسی)، 1 (1388).
  15. علیخانی، علی اکبر. “عدالت در اندیشه سیاسی امام علیg “
  16. قربان نیا، ناصر. “عدالت و حقوق”. قبسات، سال نهم، (1383).
  17. کرمی، محمدمهدی. دانش نامه امام علیg، پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی، ج7 (1386).
  18. مولانا، سید حمید. “امام علیg و ابعاد عدالت اجتماعی”. کتاب نقد، سال پنجم، 18.
  19. ولیدی، محمدصالح. “بررسی مصادیق برجسته عدالت قضایی در سیره امام علیg”. نامه علوم انسانی، سال چهارم، 4 و 5 (1379 و 1380).

ترجمه مهدی شفیعیان، (تهران: دانشگاه امام صادقg، 1388).

[2] المصباح المنیر، ماده “عدل”.

[3] معجم مقاییس اللغه، ماده “عدل”.

[4] مفردات الفاظ القرآن، ماده “عدل”.

[5] مفردات الفاظ القرآن، ص 551.

[6] در بحث از “فساد” که آن را به اختلال نظم طبیعی و اصلی چیزی معنا می‌کنیم و آن را از کلید واژه‌های مهم در تحلیل معانی ضد عدل می‌دانیم، این مطلب بیشتر تشریح خواهد شد.

[7] مفردات الفاظ القرآن، ص 551.

[8] نحل، 90.

[9] این کتاب برای تشریح تفاوت‌های لغاتی که در بخشی از معنی با یکدیگر مشترک هستند به نگارش درآمده است.

[10] در تاج العروس این معنی بصورت برجسته و معنای اصلی برای عدل ذکر شده است. ر.ک: تاج العروس. ماده عدل.

[11] التحقیق فی کلمات القرآن الکریم، ماده “عدل”.

[12] همان.

[13] همان.

[14]  انفطار، 7.

[15] التحقیق فی کلمات القرآن الکریم، ماده “عدل”.

[16] فرهنگ فارسی معین، معنای “عدل”.

[17] المعجم الوسیط، ماده “قسط”.

[18] المصباح المنیر، ص206.

[19] معجم مقاییس اللغه، ج 1، ص 493.

[20]   (Republic)

البته در اینکه آیا واژه “جمهوری” ترجمه مناسبی برای عنوان یونانی کتاب افلاطون یعنی پولیتیا (Politeia) است یا خیر، اختلاف نظر وجود دارد.

دیدگاهها

هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.

اولین نفری باشید که دیدگاهی را ارسال می کنید برای “قلمروهای عدالت و ربط و نسبت آن ها با یکدیگر در اندیشه ی امام علی”

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

− 1 = 3