چالش ها و فرصت ها بین ایران و شورای همکاری خلیج فارس از 2001 تا 2012

59,000تومان

توضیحات

دانلود و مشاهده قسمتی از متن کامل پایان نامه :

 

بسمه تعالی

دانشگاه علامه طباطبایی

دانشکده حقوق و علوم سیاسی

پایان نامه جهت اخذ مدرک کارشناسی ارشد

عنوان

چالش ها و فرصت ها بین ایران و شورای همکاری خلیج فارس از2001 تا 2012

 

استاد راهنما: دکتر اصغر جعفری ولدانی

استاد مشاور: دکتر سیدجلال دهقانی فیروزآبادی

…………….

 

 

بهمن 1392

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

چکیده

پس از جنگ جهانی دوم، و با استقلال مستعمره ها و فروپاشی حکومت عثمانی، تعداد کشورهای نوظهور در عرصه جهانی افزایش یافت و کشورهای جدیدی به استقلال رسیدند، کشورهای حوزه جنوبی خلیج فارس نیز بعد از این دوره به وجود آمدند. با توجه به این که در نظم نوین جهانی کنونی کشورها برای پیشبرد منافع ملی واهداف خود نیازمند روابط نزدیک به خصوص در سطح منطقه ای هستند، به ویژه اینکه شورای همکاری به دلیل پوشش دادن تمامی حوزه جنوبی کشور و مسایل استراتژیکی – سیاسی و اقتصادی برای ایران اهمیت وافری دارد. بنابراین شناخت فرصت ها و چالش ها تاثیر گذار بر روابط  ایران و شورای همکاری خلیج فارس از اهمیت زیادی برخوردار است زیرا نقش مهمی در درروابط دو طرف و پیشبرد اهداف و تامین منافع ملی دارد . ما در این پژوهش به بررسی چالش ها و فرصت های موثر در روابط بین ایران و شورای همکاری خلیج فارس می پردازیم.

واژگان کلیدی: چالش، فرصت، شورای همکاری خلیج فارس، منطقه، منافع ملی

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

فهرست مطالب

فصل اول: کلیات تحقیق. 5

بیان مسئله. 1

ادبیات و پیشینه تحقیق. 3

اهداف تحقیق. 5

سوالات تحقیق. 5

فرضیات تحقیق. 5

متغیرها 6

مفاهیم و شاخصهای تحقیق. 6

روش تحقیق. 7

روش گردآوری داده ها 7

سازماندهی تحقیق. 7

فصل دوم: چارچوب نظری. 8

بخش اول: همگرایی و واگرایی. 9

انواع همگرایی. 12

مفروضه های همگرایی. 13

بخش دوم: نظریات همگرایی. 14

الف: فدرالیسم. 14

ب: کارکردگرایی. 16

ج: نوکارکردگرایی. 19

د. نظریه های ارتباطی. 22

منطقه گرایی. 24

معیارهای منطقه گرایی. 25

1-درجه انسجام اجتماعی: 25

2-انسجام اقتصادی: 26

3-یکپارچگی سیاسی: 26

4-انسجام سازمانی. 26

انگیزه های همگرایی منطقهای.. 27

نظریه همگرایی منطقهای کانتوری و اشپیگل. 28

نظریه وابستگی متقابل: 30

فصل سوم: فرصت ها بین ایران و شورا 33

بخش اول: روابط ایران و شورا 34

بخش دوم: فرصتها و زمینه های همگرایی. 37

1-وضعيت ژئو استراتژيك خليج فارس و تنگه هرمز  عامل همگرایی. 37

2- عوامل اقتصادی: 39

2-1همكاري در زمينه‌هاي نفت و گاز 43

3- همكاري جهت حفظ محيط زيست خليج فارس.. 46

4-همكاري در زمينة كشاورزي.. 49

5- همكاري در زمينه دريايي و خدمات كشتيراني. 50

6- نزديكي و مشتركات جغرافيايي: 50

7-نقش اقتصادي و ارتباطي تنگه هرمز. 51

8-بحران آب و لزوم همكاري منطقه‌اي.. 52

10-همکاری در زمینه شیلات و ماهیگیری.. 55

11-همكاري ‌هاي صنعتي و فني. 56

12-همكاري در زمينة حمل و نقل. 56

13-توسعه اشتراكي مخازن نفت و گاز مشترك.. 57

14-نقش ارتباطي: 57

فصل چهارم: چالش ها بین ایران و شورا 62

1-اختلاف ايدئولوژيك(داخلی-فرهنگی) 63

1-1تفاوت ساختارهاي قومی و مذهبي: 63

1-2- ناسيوناليسم: 64

2-اختلافات داخلی(سیاسی، اقتصادی، امنیتی): 65

2-1-برداشت‌هاي متفاوت از امنيت.. 65

الف-ديدگاه جمهوري اسلامي ايران. 65

ب-ديدگاه اعراب حوزة جنوبي خليج فارس.. 66

ج-سیاست امنیتی مشترک غرب و شورای همکاری خلیج فارس… 67

د-گسترش خرید های تسلیحاتی. 69

2-2-منازعات مرزي سرزميني(ادعای امارات نسبت به جزایر ایران! ) 71

2-3-مكمل نبودن اقتصاد منطقه: 73

2-4-برنامه هسته‌اي ايران. 74

2-4عراق و روابط ايران و شورا 83

2-5-مسئله فلسطين و روند صلح خاورميانه. 88

فصل پنجم: بیداری اسلامی و روابط ایران و شورا 90

1- تحولات بحرين در سال 2011. 91

1- 1-  عوامل شكل‌گيري اعتراضات.. 92

1-2-سياستهاي شوراي همكاري خليج فارس در قبال بحرین. 94

الف- حضور نيروهاي سپر جزيره در بحرين: 96

ب-الحاق. 97

2-بحران سوریه. 98

2-1دلایل شروع بحران. 98

الف-عوامل درونی. 98

ب: عوامل خارجی. 101

*عوامل فرامنطقه ای.. 107

1-اهميت خليج فارس به عنوان عامل ايجاد بحران: 108

2-حضور آمريكا در منطقه. 112

3-تقابل ایران و آمریکا در منطقه. 116

4-اقدامات يكجانبه آمریکا علیه ایران. 118

5-اروپا 118

ديدگاههاي جمهوري اسلامي ايران و شوراي همكاري در قبال تحولات: 119

منابع فارسی. 128

 

 

فصل اول

کلیات تحقیق

 

 

بیان مسئله

خلیج فارس یکی از مناطق مهم بین المللی و سوق الجیشی جهان است که به وسیله تنگه هرمز با دریای عمان و اقیانوس هند مرتبط می شود. این موقعیت جغرافیایی در طول تاریخ نقش ارتباطی و بازرگانی مهمی را در میان اروپا، جنوب و جنوب شرقی آسیا به عهده داشته است. پیدایش نفت در حوزه های نفتی و فلات قاره این منطقه از جهان همزمان با حاکمیت انگلستان بر خلیج فارس بود و به عنوان ماده اصلی موتور صنایع، محرکه حمل و نقل در اروپا به کارآمد. این موجب افزایش اهمیت این منطقه در جهان شد، به طوری که منافع حیاتی، نظامی و اقتصادی آمریکا و غرب نیز در حال حاضر وابسته به دستیابی آزادانه به عظیم ترین منافع نفتی در این منطقه می باشد.

کشورهای نزدیک به هم از نظر جغرافیایی غالبا  ارتباط سیاسی دو جانبه را شکل می دهند و سیاست خارجی آن­ ها به شدت از همسایگانشان تاثیر می­پذیرد. این تاثیرپذیری بیشتر بر اساس وضعیت طبیعی، ماهیت ارتباطات، و ساختار روابط بین آن ­ها شکل می­گیرد. بنابراین ویژگی­های مشترک جغرافیایی زیرساخت رفتارهای همگرایی منطقه ای را تشکیل می ­دهد(حافظ نیا، 1383: 73-61).

این زمینه ها نوعی همگرایی منطقه ای را به وجود می­آورد و به معنای درهم آمیزی اقتصادی، سیاسی و استراتژیک کشورها در منطقه که زمینه یکپارچگی است را فراهم می­کند. در چنین منطقه ای چنانچه چند قطب مدعی قدرت وجود داشته باشد بیشترین رقابت بین قطب­هایی شکل می­گیرد که از توازن نسبی ژئوپلیتیک برخوردارند. چنانچه این رقابت­ها عمیق شده و مانع از مصالح منطقه ای شود، منافع منطقه ای کشورها را با چالش مواجه ساخته و کارکردهای موثر آن را تضعیف می­کند.

در منطقه  غیر منسجم ساختاری که تضادها و تعارض ها گسترش می یابند، هر چند روابط دوجانبه در حوزه های مختلف اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و سیاسی  ممکن است بین اجزا وجود داشته باشد، ولی الگوهای مناقشه گسترش یافته و فضای بحرانی بر منطقه حاکم می­شود.

در این گونه مناطق شکاف­های ایجاد شده بین اجزا و دولت­های منطقه ای فرصت های مناسبی را برای بازیگران مداخله گر منطقه ای و فرامنطقه ای فراهم می کند. بر هر اندازه نظام های منطقه ای انسجام و قدرت بیشتری داشته باشند، میزان مداخله فاکتورهای فرامنطقه ای کمتر و ستیز نیز ضعیف تر می­شود.

منطقه خلیج فارس با امکانات اقتصادی و ژئوپلیتیکی شگرفی که دارد، نمی­تواند نسبت به چالش­های حیاتی موازنه های ژئواستراتژیکی و ژئوپلیتیکی نادیده انگاشته شود. حداقل دو نیروی اصلی ایجاد اتحاد میان کشورهای هم کرانه در خلیج فارس را تشویق می­کند: اول شرایط تازه جهانی که گروه بندی منطقه ای را تکلیف می­کند و دوم ضرورت­های منطقه ای که اولویت منافع ملی و منطقه ای بر مصالح ژئوپلیتیک قدرت ­های فرامنطقه ای را مطرح می کند(مجتهدزاده، 1378: 38).

موقعیت خلیج فارس به گونه ای است که این منطقه را به محل تلاقی نیروهای متضادی بدل ساخته است. وجود فرقه های عمده شیعه و وهابی در ایران و عربستان عامل پیدایش و تقویت ایدئولوژی های متعارض بنیادگرا و ناسیونالیست قومی در منطقه شده است، که زمینه واگرایی را فراهم می کند. تحولات بزرگ سال های اخیر در سطح منطقه و وجود اشتراکات بین ایران و کشورهای حوزه جنوبی خلیج فارس به ویژه پس از سقوط طالبان و صدام حسین در عراق، گام برداشتن به سوی همکاری متقابل در جهت مسایل مهم منطقه ای همراه با رفع عوامل تنش زا و احساس اعتمادسازی میان دو کشور می­تواند چارچوب مشخصی را برای همگرایی منطقه ای ارایه دهد.

علی رغم مشترکات فرهنگی و مجاورت جغرافیایی کشورهای منطقه خلیج فارس و نیز اقدامات سیاسی و دیپلماتیک متعدد این کشورها، برای حسن همجواری و همکاری، عوامل و موانع متعددی سبب واگرایی آن ها در ابعاد سیاسی و اقتصادی گردیده است.

دیدگاههای ایران در مورد عدم دخالت قدرت های بزرگ در منطقه، و نقطه نظر عربستان که در جستجوی امنیت منطقه ژئوپلیتیک خلیج فارس، از طریق قدرت های فرامنطقه ای بوده است، نگرش های متفاوتی را در موضع طرفین باعث شده است.

در این پژوهش عواملی که باعث همگرایی بین ایران و کشورهای شورای همکاری خلیج فارس از جمله فرصت های تجاری، همکاری های فنی و همچنین عوامل واگرا از جمله های ایدئولوژی حاکم بر این کشورها، دیدگاه کشورها در مورد امنیت منطقه، بحران هسته ای و… را مورد بررسی قرار می­دهیم.

به همین منظور ضمن اینکه معتقدیم زمینه های همگرایی زیادی بین ایران و کشورهای شورای همکاری خلیج فارس می­توان یافت، از این زمینه ها می توان به اقتصاد نفتی، جغرافیای مشترک و.. اشاره کرد، متغیرهایی که در قالب نظریات و مکاتب کارکردگرایی و نوکارکردگرایی به آن پرداخته شده است، عوامل چالش زایی نیز وجود دارد که منجر به واگرایی این کشورها می شود که بیشترین تاثیر را بر روابط دارند.

ادبیات و پیشینه تحقیق

پیرامون موضوعات مربوط به خلیج فارس کتب و مقالات متعددی نوشته شده است. در اینجا به بعضی از این منابع اشاره می­کنیم.

*کانون­های بحران در خلیج فارس:

دکتر اصغر جعفری ولدانی از جمله اساتیدی است که کتاب­های متعددی در این زمینه نوشته است. وی در این کتاب به بررسی موضوعات مناقشه برانگیز در خلیج فارس مثل اختلافات ارضی و مرزی در کشورهای این حوزه و همچنین در مورد اختلافات و ادعای امارات نسبت به جزایر سه گانه را مورد بررسی قرار داده است. در این تحقیق سعی شده که به صورت مفصل علاوه بر این چالش­ها به چالش ها و واگرایی های اخیر نیز بپردازیم.

 

*الگوهای اعتماد سازی در منطقه خلیج فارس

طاهره ابراهیمی فر، در این کتاب به بررسی اعتماد سازی ضرورت و موانع آن پرداخته است. کتاب در هشت فصل به بحث و نتیجه گیری و ارائه راهکار برای ایجاد اعتماد بین کشورهای منطقه اشاره می­کند. ولی این کتاب در برگیرنده تمام مولفه­ها نمی باشد، و بیشتر به عوامل منطقه­ای تاکید دارد و عوامل فرامنطقه­ای را مورد مطالعه قرار نداده است. در این پژوهش سعی شده است تا به صورت جامع به بررسی عوامل مختلف در بعد منطقه­ای و فرامنطقه­ای بپردازیم.

*مبانی رفتاری شورای همکاری خلیج فارس در قبال جمهوری اسلامی ایران، این کتاب توسط بهمن نعیمی ارفع به رشته تحریر درآمده و این اثر صرفا به بحث زمینه شکل گیری، اهداف، محدودیت ها و سیاست های شورای همکاری خلیج فارس در قبال جمهوری اسلامی ایران و عراق پرداخته است. در این تحقیق نه تنها به این موضوعات پرداخته شده بلکه به طور جامع  این مسایل را بررسی می کنیم و آثار آن را در روابط آن می سنجیم.

*خلیج فارس و مسابل آن، که توسط همایون الهی نگاشته شده است. این کتاب سوابق حضور ایران در خلیج فارس را بررسی کرده است. همچنین در این کتاب به بررسی زمینه های مداخله کشورهای غربی در منطقه پرداخته و به چگونگی تشکیل شورای همکاری خلیج فارس نیز اشاره دارد. ولی در این کتاب به بررسی علل و عوامل واگرایی و همگرایی بین ایران و شورای همکاری خلیج فارس نپرداخته است که در این پژوهش با آن اشاره می شود.

کتاب های مذکور به بررسی روابط بین ایران و شورای همکاری خلیج فارس بپردازد. کتاب های مذکور جزء بهترین کتاب ها در زمینه مناسبات ایران و شورا هستند. لذا در این پژوهش سعی شده، علاوه بر بیان عوامل موثر اشاره شده در این کتاب ها، عوامل موثر در روابط طرفین که در این منابع اشاره نشده، در یک جلد در اختیار علاقه مندان قرار گیرد.

اهداف تحقیق

در این تحقیق سعی شده است عوامل مختلفی که موجب به وجود آمدن چالش در روابط دو طرف­ می شود به طور مفصل و جامع مورد بحث قرار گیرد.همچنین به بررسی علت یا عوامل واگرایی کشورهای منطقه می پردازیم. وجود اختلافات سیاسی حاد و تعارض منافع ملی که همه مسایل را تحت تاثیر قرار می دهد. بنابراین سعی شده با اشاره به فرصت­های موجود در همگرایی این کشورها، بتوان از فرصت ها برای همگرایی و از بین بردن چالش ها و یا حداقل کمرنگ کردن تاثیر این چالش ها بر روابط دو طرف را مورد استفاده قرار داد.

 

سوالات تحقیق

سئوال اصلی

چالش­ها و فرصت­ها­ی موثر در روابط جمهوری اسلامی ایران و شورای همکاری خلیج فارس چه عواملی می باشد؟

سوالات فرعی:

*تحولات بیداری اسلامی چه نتایجی در به وجود آمدن چالش و فرصت بین ایران و کشورهای جنوبی حوزه خلیج فارس دارد؟

*نقش متغیرهای  فرامنطقه ای چه سهمی از این چالش و فرصت را به خود اختصاص می­دهند؟

فرضیات تحقیق

فرضیه اصلی

وجود چالش­ها (اختلافات ایدئولوژیک، تفاوت در ساختار قدرت و…) و همچنین وجود فرصت­ها(همکاری در زمینه انرژی، تجارت و…) تاثیر مهمی بر روابط بین ایران و شورای همکاری خلیج فارس دارد.

فرضیات فرعی

*مداخله  قدرت­های فرامنطقه ای به عنوان چالش در روابط طرفین تلقی می­شود.

*تحولات بیداری اسلامی(بحرین، سوریه) از عوامل چالش زا در مناسبات آن­ها می­باشد.

متغیرها

متغیر مستقل

چالش­ها و فرصت­های موثر بین ایران و شورای همکاری خلیج فارس

متغیر وابسته

مناسبات و روابط ایران با شورای همکاری خلیج فارس

مفاهیم و شاخص­های تحقیق

چالش:  چالش در لغت به معنی مبارزه طلبی و رقابت کردن می­باشد و بیان کننده وضعیتی است که دو کشور با یکدیگر از پیش اختلاف دارند و یکدیگر را تهدید می­کنند. چالش در مقابل تنش است یعنی دو کشور با یکدیگر از قبل روابط ناسازگاری دارند. وجود اختلاف قبلی سبب بروز چالش می­شود و طرفین یکدیگر را به اقدامات دیپلماتیک و نظامی تهدید می­کنند(جعفری ولدانی، 17، 1388)، البته تهدید حتما به درگیری ختم نمی شود.

چالش به معنی کشمکش، تناقض و مشکلاتی اشاره دارد که معمولا در مورد مشکلات بزرگ سیاسی، اقتصادی و اجتماعی یک ملت، یا یک دولت با دولت دیگر به کار می­رود.

فرصت: زمینه ­های مشترکی که باعث افزایش مناسبات دو طرف و ارتقا همکاری در زمینه­های مختلف می­شود.

همگرایی: کانون توجه این نظریه فرایندی است که طی آن وفاداری از جانب یک مرکز(دولت) به جانب مرکز یا مراکز دیگری معطوف می­گردد. به طور کلی به اعتقاد این نظریه پردازان کشورها هنگامی رفتار همگرایانه در پیش خواهند گرفت که پیش بینی کنند با فرصت ها و تسهیلات مشرکی روبرو خواهند بود، و همچنین به توانایی در درونی سازی فرایند همگرایی بستگی دارد(دوئرتی و فالتزگراف، 1372، 670)

واگرایی: به معنی از بین رفتن وحدت و یکپارچگی می باشد. همچنین به معنای تجزیه شدن نیز می باشد که عوامل مختلف سیاسی، فرهنگی، فرامنطقه ای  و… در آن دخیلند.

بیداری اسلامی: به مجموعه تحولاتی گفته می شود که ابتدا از تونس شروع شد و با سقوط بن علی حاکم این کشور به دیگر کشورهای عربی از جمله مصر، لیبی، بحرین و… سرایت کرد. در اکثر این کشورها تحولات مذکور موجب سقوط دیکتاتوری های حاکم شد.

روش تحقیق

روش مورد استفاده در این پژوهش توصیفی- تحلیلی می باشد

روش گردآوری داده ها

روش کتابخانه ای و منابع اینترنتی

سازماندهی تحقیق

تحقیق در پنج فصل سازماندهی شده است، که شامل: فصل اول کلیات تحقیق، فصل دوم چارچوب نظری و رهیافت تئوریک تحقیق، فصل سوم فرصت های موجود در روابط کشورهای مذکور و فصل چهارم نیز به چالش هایی که نقش واگرایانه در روابط دارند را مورد بررسی قرار داده ایم. در فصل پنجم نیز تحولات اخیر خاورمیانه(بهار عربی) و نقش و تاثیری که بر روندهای موجود بین جمهوری اسلامی ایران و شورای همکاری خلیج فارس داشته است را توضیح داده ایم.

 

 

 

 

 

 

فصل دوم

چارچوب تئوریک

 

 

بخش اول: همگرایی[1] و واگرایی

آرمان وحدت منطقه ­ای از دیرباز الهام بخش ایده آلیست ­ها و جنبش ­های فکری وابسته به آن بوده است. از روزگاران قدیم فلاسفه با تکیه بر نظریه های اجتماعی منبعث از قانون طبیعت و تعلیمات مذهبی تشکیل جوامع بزرگ را برای نیل به وحدت نوع بشری ضروری می دانستند. افلاطون، طبیعت ناتوان انسان را موجد تشکیل جامعه، به منظور همکاری و رفع نیازهای بشری تلقی می کرد.

ابن خلدون نیز معتقد بود، که بدون همکاری و همبستگی و تعاون، بقای جامعه امکان پذیر نخواهد بود. یعنی بشر محکوم به همیاری در جامعه است. این اندیشمند انگیزه گرایش انسان به اجتماع را بعد از تامین نیازهای اولیه مادی، نیاز به امنیت و مصون بودن از آسیب و خطرات و تهدیدات محیط و سلطه­ گران می ­داند.

ژان ژاک روسو در رساله قرارداد اجتماعی خود، اندیشه خیر مشترک را برای افراد جامعه مطرح می­کند که جهت نیل به آن، همگان باید در کنار یکدیگر  و با هم تلاش کنند(کاظمی، 1370: 29-22).

در فلسفه سیاسی معاصر نیز طیف وسیعی از این نظریه پردازان قرار گرفته ­اند، که منشعب از مکاتب سیاسی  کلاسیک با تعابیر و انگیزه­های مختلف است که بنابر شرایط زمان و مکان متحول شده­ اند. در مباحث بعدی به این نظریات اشاره می کنیم.

اندیشمندان تئوری همگرایی، فرضیاتی را که رئالیست ­ها، در مورد سرشت رقابت آمیز و ستیز میان روابط دولت­ها را به عنوان محور اساسی در نظام بین الملل مطرح می­کردند، زیر سوال بردند. رئالیست ­ها در روابط بین الملل دولت ­ها را اصل می ­دانند و اینکه هر کشور مسئول خود است. اندیشمندان همگرایی به جای سرشت ستیزآمیز، روابط فنی، اقتصادی و اجتماعی جوامع انسانی و روابط غیر سیاسی در مرحله شکل گیری، محور و پایه رهیافت همگرایی قرار دادند. این نظریه بیشتر بعد از پایان جنگ سرد در عرصه روابط بین ­الملل مورد بررسی قرار گرفت.

طبق این نظریه دولت­ها داوطلبانه و خود خواسته بخشی از اقتدار خود را، در جهت رسیدن به اهداف مشترک و منافع بهتر، به یک نهاد فوق ملی واگذار می کنند. در واقع یکی از اهداف محوری در مطالعات بین المللی، تشخیص و تحلیل نیروهایی است که در ایجاد تفاهم، همبستگی و وحدت ملت­ها و جوامع سیاسی به ایفای نقش می­پردازند(کاظمی،1370: 20).

ارنست هاس همگرایی را چنین تعریف می کند: فرایندی که به وسیله آن رهبران سیاسی چند کشور مختلف متقاعد می­شوند که وفاداری، انتظارات و فعالیت­های سیاسی آن ها به سمت مرکز جدیدی که در نهادهایش دارای اقتدار قانونی یا خواهان اختیارات قانونی دولت ملت­ها باشد سوق دهند(سیف­زاده،1384: 192).

همگرایی ممکن است هم به صورت یک فرایند و هم به صورت یک هدف مورد مطالعه قرار گیرد. به عنوان یک فرایند، حرکتی است در راستای افزایش همکاری میان دولت ­ها و انتقال تدریجی اقتدار به نهادهای فوق ملی. همچنین به عنوان یک هدف اقدامی  است، در راستای همگون­ سازی تدریجی ارزش­ها و در نهایت ظهور یک جامعه مدنی جهانی. البته اگر همگرایی از طریق زور و اجبار باشد، جنبه امپریالیستی پیدا می­کند، بنابراین همگرایی باید با خواست و اراده دولت­ ها باشد. بدین ترتیب همگرایی میان دولت­ها، یک نوع پیکربندی جمعی از لحاظ تصمیم گیری را به وجود می آورد، که ما با روابط فرادولتی سروکار داریم تا میان دولتی، طبق این اجتماع ایجاد شده، خود را برای توزیع کالاها و خدمات میان واحدهای متشکله مسئول می ­داند(قوام، 1384: 43).

برخی همگرایی را دارای دو بعد مثبت و منفی می­دانند، به گونه­ای که همگرایی منفی، به سیاست­های رفع تبعیض و عوارض گمرکی مربوط می­شود. همگرایی مثبت به تدوین و اجرای سیاست­های هماهنگ مربوط می­شود(کولایی، 1377: 11). در جنبه مثبت کشورهایی که تولید داخلی ضعیفی دارند بشتر متضرزر می­شوند تا کشورهایی که دارای اقتصاد قوی و پیشرفته هستند. رابرت کوهین و جوزف نای طی مقاله‏ای در سال 1975 مفهوم وابستگی متقابل بین‏المللی و همگرایی را بسط دادند. در سال 1975کتاب ارنست هاس رژیم‏ها و نهادگرایی منطقه ‏ای را مطالعه کرد و از آن تاثیر پذیرفت(عسگرخانی، 188، 1381).

مفهوم همگرایی عمدتا از 1945 در چهارچوب منطقه­گرایی،[2] در اروپای غربی مطرح شد و از دهه 1950 بیشتر مورد توجه قرار گرفت. همگرایی را به بهترین وجه به صورت یک فرایند می­بایست تجزیه و تحلیل کرد، زیرا حرکتی است در زمینه افزایش همکاری میان دولت ­ها و واحدهای مستقل. از جمله صاحب نظرانی که همگرایی را یک فرایند، یعنی تحقق همگرایی به صورت تدریجی و با گذشت زمان می­ دانند، می­توان به لئون لیندبرگ، ارنست هاس، یوهان گالتونگ و… اشاره کرد. در مقابل اتزیونی و فدرال­گرایان(فردریش و رایکر) همگرایی را محصول نهایی فعل و انفعالات چندین واحد سیاسی تلقی می کنند. اتزیونی معتقد است که همگرایی سیاسی یک وضعیت نهایی و وحدت سیاسی فرایندی است که در نتیجه به همگرایی سیاسی مبدل می شود(دوئرتی و فالتزگراف، 1390: 669).

از لحاظ سطح تحلیل سه سطح را می ­بایست برای برای مطالعات همگرایی در روابط بین ­الملل در نظر گرفت.

سطح اول: همگرایی در سطح نظام، که اشاره به فرایندی دارد که طی آن دولت­ها بخشی از اقتدار و قدرت تصمیم­گیری خود را به نهادهای فوق ملی در مقیاس جهانی انتقال می دهند، که باعث بالا بردن کارایی تصمیم گیری بر پایه رفتارهای جمعی می شود. برای مثال می توان سازمان ملل را در این سطح قرار داد.

سطح دوم: سطح همگرایی منطقه ای است که به موجب آن، تعدادی از دولت هایی که در مجاورت با یکدیگر قرار دارند گرد هم آمده، و یک اتحادیه سیاسی و اقتصادی فدرال را مانند اتحادیه اروپا به وجود می آورند.

سطح سوم: ارتباط مستقیم به ویژگی های ساختاری دولت ­ها بستگی دارد. هرچه واحدهای سیاسی از درجه بالای توسعه سیاسی ، اقتصادی، فرهنگی و… برخوردار باشد، بر میزان همگرایی تاثیر زیادی دارد(دوئرتی و فالتزگراف، 1390: 45-44). اندیشمندان پیرامون نحوه جابجایی و سپردن نهادهای تصمیم­گیری مستقل دولتی به یک نهاد منطقه ای و فراملی اختلاف نظر دارند. این تفاوت دیدگاهها شامل دو مفهومی است که از همگرایی برداشت می شود، چرا که بعضی از اندیشمندان به همگرایی به عنوان یک فرایند می نگرند و برخی آنرا یک وضعیت تلقی می کنند. ولی با وجود چنین اختلافاتی، اکثر کارشناسان بر این مسئله اشتراک نظر دارند که همگرایی را می­توان فرایندی تلقی نمود که واحدهای سیاسی جدا و مستقل از یکدیگر به طور داوطلبانه، در مراحل اولیه بخشی از اقتدار خود و در نهایت از تمام اقتدار خود در جهت رسیدن به هدف های مشترک و کسب منافع، صرف نظر می کنند، تا از یک نهاد فوق ملی و منطقه ­ای پیروی نمایند. ارنست هاس همگرایی را یک فراگرد می­داند که حول محور آن بازیگران سیاسی و دولت های مستقل هر کشوری به این درک می ­رسند که منافع آن ها در وحدت و تاسیس مرکز جدیدی است که جایگزین دولت های ملی شود(Hass, 1958: 16).

بنابراین همگرایی متغیری وابسته است که از طریق مجموعه­ ای از علل و شرایط به وجود می ­آید و کشورها را از حالت خودمحوری(دولت محوری) به حالت تجمع­گرایی(نهادمحوری منطقه ای) سوق می ­دهد. این فرایندی یکپارچه و پویا می­ باشد و مرحله به مرحله طی می ­شود.

انواع همگرایی

الف: همگرایی سیاسی

به هماهنگی در زمینه سیاست­ها و تصمیم­گیری واحدهای مختلف اطلاق می­شود.

ب: همگرایی اجتماعی

این نوع از همگرایی پیش ­زمینه و تسهیل کننده همگرایی­ های سیاسی و اقتصادی می ­باشد. نظریه ­پردازانی چون کوهن و نای، برای توسعه ارتباطات اجتماعی، بیش از عوامل دیگر در تحقق همگرایی اهمیت قائل اند. اندیشمندانی چون کارل دویچ، توسعه مبادلات اجتماعی را در ایجاد هویت نزدیک، تصور منافع مشترک و پیوند جامعه موثر می­دانند. در واقع از نظر دویچ همگرایی اجتماعی بیشتر به ارتباطات فردی شامل توریسم، ارتباطات فرهنگی، تجارت و… اشاره می­کند.

ج: همگرایی اقتصادی:

این برداشت از همگرایی، بیشتر به مسایل اقتصادی، در چارچوب ایجاد اتحادیه­های گمرکی و وضع تعرفه ­های خاص در روابط کشورهای عضو یک اتحادیه اقتصادی مربوط می­شود، و از این مدل به عنوان عاملی برای رشد اقتصادی جوامع یاد می ­شود، و به افزایش روابط اقتصادی و تجاری بین کشورها مثل جریان آزاد سرمایه و نیروی کار تاکید دارند.

مفروضه­ های همگرایی

نخستین مفروض همگرایی اصل تسری می­باشد. یعنی نوعی منطق تدریج­ گرایی فزاینده بر رفتار بشر حاکم است. توجه واقع­ گرایانه این نظریه به ناتوانی انسان­ در رفع نیازهای اجتماعی و تلفیق آن با آرمان­ گرایی در این نظریه، موجب پیدایش این ایده می­شود که به تدریج جوامع ملی را فرا می­گیرد و دامنه فعالیت مشترک اعضا افزایش می­یابد که نتیجتا باعث تامین منافع اعضا می­شود.

دومین مفروضه همگرایی منطقه ­ای پیوند مسایل فنی و اقتصادی با مسایل سیاسی است. یعنی همگرایی با مسایل غیر سیاسی و فنی شروع می ­شود، مثل بازرگانی و سپس به حوزه­ های دیگر کشیده می ­شود. در بین نظریه­ پردازان همگرایی، فقط میترانی تفاوتی بین مسایل فنی و سیاسی قائل نیست، در حالیکه دیگر نظریه­پردازان نوکارکردگرا به تفکیک این مسایل از یکدیگرند و امیدوارند که همکاری فنی سرانجام زمینه را برای همکاری سیاسی و همگرایی فراهم کند.

سومین فرض اینست که همگرایی منطقه­ای از اهمیت جغرافیایی ناشی می­شود. این دسته از نظریه­پردازان میان مناطق جغرافیایی، فرهنگی با گرایش به همگرایی نوعی پیوند قائل ­اند. به نظر این دسته از اندیشمندان، زمانیکه تجانس­ های جغرافیایی، فرهنگی با مشترکات کارکردی و فنی عجین شود زمینه را برای همگرایی فراهم می­کند(سیف ­زاده، 1384: 403).

بخش دوم: نظریات همگرایی

به طور کلی چهار نظریه همگرایی در روابط بین­الملل قابل مطالعه می­باشد. به عبارت دیگر پیرامون نحوه شکل­گیری و شرایط تحقق همگرایی منطقه ای نظریاتی بر اساس چهار رهیافت قبلی آورده می­شود، تا بر مبنای تحلیل این نظریات بتوان شاخصه­های همگرایی را در مناطق مختلف مورد بررسی قرار داد.

در این پژوهش سعی شده است تا با استفاده از نظریات کارکردگرایی و نوکارکردگرایی به بررسی فرصت ها و چالش های بین ایران  و شورای همکاری خلیج فارس بپردازیم. یعنی فرصت هایی که از حوزه غیر سیاسی و فنی و اقتصادی شروع شده و تمایل کشورها را به همگرایی ارتقا می دهد. اما قبل از پرداختن به بحث به نظریات مختلفی که در زمینه همگرایی وجود دارد می پردازیم.

الف: فدرالیسم[3]

فلسفه فدرالیسم، با ادغام و وحدت سیاسی مرتبط می شود و با وحدت های اجباری و زوری در قالب­های استعمارگرایی و امپریالیسم فرق دارد(کاظمی،1370: 94).  فرایند همگرایی را می­توان در چارچوب فدرالیسم توضیح داد. در بحث همگرایی، فدرالیسم از سابقه بیشتری نسبت به نظریه­ های دیگر برخوردار است. در طول تاریخ، شاهد نمونه­ های متعددی بر این اساس هستیم. این نظام گاهی علتی برای شکل گیری امپراطوری­ های بزرگ مثل آلمان و … می­باشد(کلییار،1368: 231).

فدرالیسم، فرایندی است که اتحاد جوامع انسانی مختلف را با دو گرایش، خودمختاری جوامع تشکیل دهنده نظام فدرالی که اختیارات خاص خارج از حکومت مرکزی نیز دارند و سلسله مراتب نهادهای فراگیر جامعه فدرال که اختیارشان تمامی جوامع را در برمی­گیرد(کولایی، 1377: 231)

تحت این شرایط، فدراسیونی از دولت­ها که قبلا به طور مجزا از یکدیگر قرار داشتند، اینک از طریق سهیم شدن در قدرت، می­توانند در چهارچوب یک جامعه واحد در یکدیگر ادغام شوند. فدرالیسم، به عنوان یک نظریه همگرایی منطقه­ای یا حتی جهانی بر این اصل استوار است که دیالکتیک وحدت در تنوع، می­تواند برای وحدت متقابل دولت­ها مناسب باشد.(قوام، 1384: 52).

در سطح بین ­المللی وضعیتی که فدرالیسم به دنبال آن است، یعنی دست کشیدن دولت ­ها از استقلال و اختیارات خود تحقق نیافته، ولی در سطح ملی شاهد دولت ­های فدرال هستیم، مثل آمریکا و آلمان که مجموعه ­ای از واحدهای سیاسی با حفظ برخی از اختیارات، بعضی دیگر را به دولت فدرال واگذار نموده ­اند.

در معنای گسترده، فدرالیسم عبارت است از: اتحاد جوامع ملی مختلف که گرایش ­های متضاد را با هم سازگار می­کند. طی اتحاد دو گرایش یکی می­شود. در واحدهای ملی که فدرال هستند، اصل حاکمیت ملی حفظ شده است. فدرالیسم امری است اختیاری و نه اجباری، زیرا مطابق این دیدگاه دولت­ها مجبور نیستند دولت فدرالی ایجاد کنند، بلکه داوطلبانه به چنین عملی روی می­آورند. بنابراین فدرالیسم، مستلزم اراده سیاسی و وحدت سیاسی بر اساس یک قانون اساسی و در چارچوب یک دولت فدرال محقق می­شود(دهقانی فیروزآبادی،1388: 30).

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

منابع فارسی

1- ابراهیمی فر ، طاهره ،(1381)، الگوهای اعتماد سازی در منطقه خلیج فارس ، دفتر مطالعات سیاسی و بین المللی ،

2- اخوان زنجانی، داریوش، (1373)، تحول و تکامل ساختار جامعه بین­المللی، منطقه­گرایی و جهانی، ماهنامه اطلاعات سیاسی و اقتصادی، شماره86،

3- اسدي، بيژن (1381)، خليج فارس و مسائل آن، ، سمت،

4- اسدي، علي اكبر،(1384)، آمريكا و گروههاي اجتماعي عراق، فصلنامه مطالعات منطقه‌اي، جهان اسلام، سال ششم، شمارة 24،

5- اسدي، علي اكبر،(1388) رويكرد عربستان در قبال عراق نوين، پايان‌نامه دانشگاه علامه طباطبایی دانشکده حقوق و علوم سیاسی

6- اسديان، امير ،(1381)، سياست امنيتي آمريكا در خليج فارس، پژوهشكدة مطالعات راهبردي غير انتفاعي،

7- اقليم، عليرضا،(1383) تأثير هزينه‌هاي نظامي كشورهاي منطقه خليج فارس بر تأمين امنيت آن‌ها، دانشكدة روابط بين‌الملل.

8- الهی، همایون،(1386)، خلیج فارس و مسایل آن، قومس

9- امامی، محمدعلی،(1384)، تأثیر برنامه‌های هسته‌ای ایران بر کشورهای عرب حوزه خلیج‌فارس، فصلنامه سیاست خارجی، سال نوزدهم، شماره 3 و 4.

10- امامی، محمدعلی،(1385)، عوامل تاثیرگذار خارجی در خلیج فارس، مرکز چاپ و انتشارات وزارت امور خارجه، چاپ سوم

11- امامي، محمدعلي،(‌1382) عوامل تاثيرگذار خارجي در خليج فارس، دفتر مطالعات سياسي و بين­المللي وزارت امورخارجه.

12- اميدوار، كمال، دوستي، معصوم و عليزاده، يحيي،(1388)، بررسي نقش استراتژيك تنگة هرمز در خليج فارس مجموعه مقالات همايش ملي جايگاه خليج فارس در تحولات استراتژيك جهان،

13- امير احمدي،(1372)هوشنگ، سياست خارجي منطقه‌اي ايران، ترجمة عليرضا طيب، اطلاعات سياسي اقتصادي، شماره 72

14- انقلاب ظفار و تحولات خليج فارس،(1375)، اتحاديه انجمن‌هاي اسلامي دانشجويان، تهران

15- آدمي، علي، (1391) بحران بحرين و امنيت منطقه‌اي جمهوري اسلامي ايران، فصلنامه راهبرد سال 21، شمارة 62،

16- ببران، صديقه،(1388)، محيط زيست خليج فارس و درياي عمان، همكاري منطقه‌اي و دستاوردها، ، مركز مطالعات و تحقيقات استراتژيك،

17- برزگر ، کیهان،(1386)، سیاست خاورمیانه ای آمریکا و نظریه ظهور نقش منطقه ای ایران ، پژوهشکده تحقیقات استراتژیک

18- برزگر، كيهان، (1389)، ايران و هلال شيعي، انسانها و واقعيت‌ها، فصلنامه علمي ترويجي امنيت پژوهي، سال 9، شماره 3

19- برزگر، كيهان،(1386)، سياست خارجي، ايران در عراق جديد، تهران، مركز تحقيقات استراتژيك، مجمع تشخيص مصلحت نظام،

20- بركشلي، فريدون،(1378)، نفت و سياست در خاور ميانة، قومس

21- بهجت، جودت،(1389)، اسرائيل و خليج فارس (گذشته و آينده) ترجمه عليرضا قربان پور، دانشگاه امام صادق،

22- پاوساپور، روزبه (1391)، كنفدراسيون عربي تهديدي جهت اشغال دائمي بحرين، ماهنامة پيام انقلاب، شماره 57

23- پیشداد، سعید،(1383)، همگرایی در سازمان اکو، انتشارات باز، چاپ اول

24- پيروز مجتهد زاده (1375) جزاير تنب و ابوموسي، ترجمه حميدرضا ملك محمدي نوري، مطالعات سياسي بين‌الملل،

25- ثاقب، حسن،(1386) بررسی روند تعمیق همگرایی منطقه ای بین شورای همکاری خلیج فارس و اثارتجاری آن بر ایران، از کتاب شورای همکاری خلیج فارس سیاست خارجی و روندهای داخلی، تحقیقات راهبردی،

26- جعفری ولدانی ، اصغر ،(1388)، چالش ها و منازعات در خاورمیانه ، پژوهشکده مطالعات راهبردی

27- جعفری ولدانی، اصغر،(1382)، روابط خارجی ایران، انتشارات آوای نور، چاپ اول

28- جعفری ولدانی، اصغر،(1388)، چالش­ها و منازعات در خاورمیانه، پژوهشکده مطالعات راهبردی،

29- جعفري ولداني، اصغر، (1376)، نگاهي تاريخي به جزاير تنب و ابوموسي، دفتر مطالعات سياسي و بين‌الملل وزارت خارجه

30- جعفري ولداني، اصغر،(1364)، روابط عراق با كويت، دفتر مطالعات سياسي و بين‌المللي

31- حاجي يوسفي، امير محمد، (1388)، هلال شيعي، فرصت‌ها و تهديدها براي جمهوري اسلامي ايران، اعراب و آمريكا، دانش سياسي، سال پنجم، شمارة اول

32- حافظ نیا، محمدرضا و کاویانی راد، مراد(1383) ، افق های جدید در جغرافیای سیاسی ، سمت

33- حافظ نيا، محمد رضا،(1371)،خليج فارس و نقش استراتژيك تنگه هرمز، سمت

34- حافظیان، محمدحسین،(1388)، روابط ایران و کشورهای عربی خلیج فارس، چشم اندازهای آینده، فصلنامه مطالعات خاورمیانه، سال شانزدهم، شماره2.

35- حسين زمرديان، محمدرضا شيخ الاسلامي،(1373) حفاظت از اكوسيستم خليج فارس، حفاظت از منابع مشترك، مجموعه مقالات پنجمين سمينار خليج فارس، دفتر مطالعات سياسي و بين‌الملل وزارت امور خارجي،

36- حق پناه ، جعفر،(1389)، موازنه فراگیر الگوی تحلیل نقش قومیت بر سیاست خارجی با تاکید بر خاورمیانه ، فصلنامه سیاست، شماره 2

37- درزي تلايي، محمدرضا (1390) حركت‌هاي انقلابي در بحرين و نظريه محروميت نسبي تدرابرت گار، فصلنامة مطالعات خاورميانه، سال 18، شماره سوم

38- دوئرتی، جیمز، فالتزگراف، رابرات،(1390)، نظریه­های متعارض در روابط بین­الملل، ترجمه علیرضا طیب و وحید بزرگی، قومس،

39- دهشیار، حسین،(1382)، امنیت عراق به مثابه هویت،فصلنامه مطالعات خاورمیانه، سال چهارم شماره 2

40- دهقاني فيروزآبادي، سيد جلال (1386) رويكرد اعراب به برنامة هسته‌اي ايران، فصلنامة مطالعات منطقه‌اي سال چهارم، شماره 2

41- رویوران، حسین،(1391)، تفاوت­های حوادث سوریه با بیداری اسلامی منطقه، ماهنامه پاسدار اسلام، سال سی و یکم شماره 366

42- سوری، محمد،(1372)، همکاری دریایی در خلیج فارس، مجموعه مقالات دومین سمینار خلیج فارس، دفتر مطالعات سیاسی و بین المللی

43- سیف­زاده، حسین، (1385)نظریه­ای مختلف روابط بین­الملل ، سفیر،

­44- سیف­زاده، حسین،(1384)، نظریه­ها و تئوری­های مختلف در روابط بین­الملل فردی و جهانی شده: مناسبت و کارامدی، دفتر مطالعات سیاسی و بین­المللی وزارت امور خارجه

45- سيف زاده، حسين و روشندل جليل ، تعارضات ساختاري خلیج فارس، مرکز پژوهشهای علمی و مطالعات استراتژیک خاورمیانه چاپ ، 1382

46- ضرغامي، ابراهيم، (1390)، ريشه‌ها و كانون‌هاي بحران در خليج فارس، ماهنامه مركز مطالعات نظامي نيروي دريايي سياه پاسداران انقلاب اسلامي، سال 12، شماره 122

47- طاهره ابراهيمي فر،(1377)، موانع و مشكلات همگرايي در خليج فارس، دفتر مطالعات سياسي و بين‌الملل

48- عباسي اشلقي، مجيد، (1384)، جهان عرب و ايران هسته‌اي، مجله گزارش، شمارة 172

49- عبدالخالق،(1373)، نظام منطقه‌اي خليج فارس، ترجمه مجتبي فردوس پور، مجلة صف شماره 175،

50- عسگرخانی، ابومحمد،(1381) نظریه رژیم های بین المللی، دانشکده حقوق و علوم سیاسی(دانشگاه تهران) شماره 57،

51- فرازمند، محمد، (1391) دو گفتار در باب شكست عربستان در بلعيدن بحرين، ماهنامه خبري تحليلي شيعيان جهان، شمارة 79

52- فرازمند، محمد،(1378)، جمهوری اسلامی ایران و عربستان به سوی افق های جدید همکاری، مجله سیاست خارجی ، شماره 2.

53- فولر، گراهام،(1373)،  قبلة عالم ژئوپلتيك ايران، ترجمة عباس مخبر تهران،

54- قاسمي، حاكم، (1385)، از خاورميانة جديد تا خاورميانة بزرگ، طرح خاورميانة بزرگ: تفسير الگوي رفتاري آمريكا در خاورميانه، مجله زمانه، سال پنجم، شمارة 44

55- قوام، سیدعبدالعلی، (1384)روابط بین­الملل نظریه­ها و رویکردها ، سمت،

56- کاظمی، سیدعلی اصغر،(1370) نظریه های همگرایی در روابط بین­الملل: تجربه جهان سوم ، قومس،

57- کولایی، الهه،(1377)، چالش­های همگرایی در کشورهای مشترک­المنافع، فصلنامه مطالعات آسیای مرکزی و قفقاز، شماره24،

58- كاشاني، جواد،(1387)، رژيم حقوق بين‌الملل حاكم بر منابع مشترك نفت و گاز، پايان‌نامة كارشناسي ارشد، دانشگاه علامة طباطبايي،

59- كاظمي دينان، سيد مرتضي (1388) علل خيزش شيعيان حاشية جنوبي خليج فارس (عربستان، بحرين، كويت) قم، انتشارات شيعه شناسي

60- لاندو، جيكوب، (1382) پان تركيسم و يك قرن تكاپوي الحاقگرايي، ترجمه حميد احمدي، ني

61- مجتهد زاده، پيروز،(1376) روابط ايران با اعراب خليج فارس در پرتو ادا نيست به جزاير تنب ابوموسي فصلنامة خاورميانه، سال چهارم، شمارة 1

62- مجتهد زاده،پیروز، ترجمه سیمین مجتهدزاده 1378، امنیت منطقه ای در خلیج فارس، اطلاعات سیاسی و اقتصادی، شماره145

63- محمد سرير، مرتضي هاشمي،(1367)، اوپك و ديدگاههاي آينده، دفتر مطالعات سياسي و بين‌المللي وزرات خارجه

64- محمد سرير، نرسي قرباني،(1372). تحولات سياسي در خليج فارس و آثار آن بر بازارهاي بين‌الملل نفت، دفتر مطالعات سياسي و بين‌المللي وزارت امور خارجه

65- مشیر زاده،حمیرا،(1389)، تحول در نظریه های روابط بین الملل. چاپ پنجم، سمت.

66- مصلي نژاد، عباس، (1391)، هويت‌يابي شيعيان و ژئوپلتيك نوين خاورميانه، فصلنامة ژئوپلتيك، سال هشتم، شمارة اول

67- مقیمی، مجدالدین،(1373)، بررسی نقش تشکل­های اقتصادی منطقه­ای در تحولات نظام بین­الملل، بولتن وزارت امور خارجه، شماره10،

68- موسوي، سيد فضل ا… و مير محمدي، معصومه سادات، (1389) بررسي جنايت تعقيب و آزاد در پرتو وقايع اخير بحرين، مجله، حقوقي بين‌المللي، سال 27، شماره 43،

69- مهري، بماني،(1379)، اما و اگرهايي دربارة صادرات آب از ايران، آيين‌نامه صدور آب، نشريه قرآن،

70- ميرترابي، سعيد،(1384)، مسائل نفت ايران ، قومس،

71- نجفي، عباس،(1388)، نگاه اعراب به ايران؛ گفتمان‌ها و رويكردها ، معاونت پژوهشي دانشگاه آزاد

72- نياكويي، سيد امير (1390) تحولات اخير خاور ميانه و شمال آفريقا، ريشه‌ها و پيامدهاي متفاوت فصلنامة روابط خارجي، سال سوم، شمارة چهارم

73- نيك ضمير، عباس، احسان الله، حجتي (1382) امنيت و خليج فارس، تهديدها و راهبردها، انتشارات برسيمان

74- واعظی ، محمود،(1389) شورای همکاری خلیج فارس سیاست خارجی و روندهای داخلی ، پژوهشکده تحقیقات راهبردی گروه پژوهشی سیاست خارجی ، تهران ،

75- ويژه نامة افغانستان، مركز مطالعات آسياي مركزي و قفقاز، وزارت امور خارجه، شمارة 38، 1381

76- هاشمي نسب، سيد سعيد، (1389) بحران بحرين، فصلنامة مطالعات منطقه‌اي، سال دهم، شماره 5

77- هاويان، حميد، (1385)، كاوش در روابط ايران و عربستان سعودي، فصلنامة راهبرد، شماره 3 و 9

سایت

1- 28مرداد1392www.sokhane-ashena.com/didgah/1277/12/90,

2- 28مرداد1392www.sokhane-ashena.com/didgah/1277/12/90,

3- اسدی، علی اکبر، ایران،سوژه مشترک قطر، عربستان و غرب، دیپلماسی ایرانی،19فروردین 1391، http://irdiplomacy.ir

4- توطئه عليه‌ ما زمينه‌سازي براي بي‌ثباتي عراق، 16/3/1391، كد خبر 74390 درwww.siasatrooz.ir

5- ندیمی، رامین، آبان1390، موسسه مطالعات و تحقیقات بین المللی ابرار معاصر،تهران، www.tisri.o

منابع لاتین

1-Anoshirvan Ehteshami, war and peace in the gulf ithaga press, 1991, 1401

2-Beehne, Lionel, iraqs meddle some neighbors, 2006 august 31 www.CFr.org

3- Blanchard, M.Katzman, Kenneth nigda lavite and M. sharp ieremy, 31-Iraq, regional perspective and us policy, congressional Research service, 2009

4-Contori, Louis.j AND speigel, steven,l(1970), the international politics of region: a comparative approach, new jerdy, prentice. Hall

5-Contory, Louis j, & steven, l, the international politics of regions: a comparative approach, losangeles university, 1970

6-David  key, denial and deception ;practices of WMD proliferation:Iraq and beyond the washangton quarterly

7-Disarmamnt LCN. Study on the economic and social consequence of arms race and military expenditures, New York 1989,

8-Emile El-Hokayem, The Arab Gulf States in the Shadow of the Iranian Nuclear Challenge, Stimson Center, May 26, 2006

9-Ernest, b, hass, the uniting of erope, Stanford university.1958

10-Haass, Richard n. the new middle east . foreign affairs November/december20011

11-Hunter , Robert E . building security in the Persian gulf , national security research division RAND. 2010,http: www.rand.org

12-J.A. Allan, virtual water Eliminates water? A case study from the middle east, 2003

13-marschall, christen ;irans Persian gulf policy from Khomeini to khatami routledge cuizon 2003

14-Middle east focus canada’s magazine on the contemporary middle east, fall 1990; به نقل از همايون الهي

15-Mojtahed-zadeh, pirooz, 2016 – Abu phabi’s claims on three Iranian islands all instrument of building a UAE identity, Geopolitic & guarterly, No 4.p: 4

16-Nicholson john , “security dilemma  offence defense distinction ,” new York , alfereda, 1993

17-Nicole Stracke, Nuclear Non-Proliferation form a Gulf Perspective, Friedrich Ebert Stiftung, April 2008

18-R, Ramazani,the united states and Iran;the patterns of influence, new york1982

19-R. Ardakanian, printing and publishing congratulation cards on the occasion of water year 2003

20-Reinicke, wolfagan, 1994, cooperative security and the political economy at nonproliferation, Washington, the negie endownment publication.

21-Roberts, P(2011), Blame iran; the dangerous response to the Bahraini uprising. The Gurdian (agust 20)

22-Ross , milk. Iran making a case for natos political engagement. Retrieved December 2008 , from nato parliamentary assembly available at: www.nato-pa.int

23-Salvatore, domink, the theory and problems of international economic, new York, 1984 United nations puvlications, concept of security, New York; study; service of the united nations 1986,

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

Abstract
After World War II, and the independence of the colonies and the collapse of the Ottoman Empire, and the rise of emerging countries in the global arena to new countries gained independence, the southern Persian Gulf littoral states came into existence after this period.Matters are plentiful. In this paper we examine the challenges and opportunities affecting the relationship between Iran and the Persian Gulf CooperationCouncilexplains.
key words: Challenges, Opportunities, Persian Gulf Cooperation Council,regional,nationalinterest
 

 

 

 

 

 

 

 

University of Allameh Tabatabai

Faculty of Law and Politic Science

 

Subject:

Challenges and opportunities between Iran and the Persian Gulf Cooperation Council2001-2012

 

 

 

Under the Supervision of:

Dr. asghar jafari valdani

Adviser:

Dr. seyyed jalal dehghani firoozabadi

By:

/……..

 

 

January2014

[1] -integration

[2] -regionalism

[3] -federalism

 

دیدگاهها

هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.

اولین نفری باشید که دیدگاهی را ارسال می کنید برای “چالش ها و فرصت ها بین ایران و شورای همکاری خلیج فارس از 2001 تا 2012”

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

53 + = 54

شناسه محصول: c2346 دسته: ,